دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان
پنجشنبه 28 شهریور 1392


عشق خودمانی!



ما معمولا زمان زیادی برای دوست داشته شدن صرف می‌کنیم. تلاش می‌کنیم همسر یا نامزدمان دوست‌مان داشته باشد، برای دوام دوست داشته شدن تلاش می‌کنیم و از آن لذت می‌بریم. ما بدون این حس خودمان را تهی و بی‌مصرف احساس می‌کنیم. متاسفانه نمی‌توان به دوام این احساسات اطمینان کرد. ما فقط می‌توانیم بخش خودمان را درست زندگی کنیم و بقیه دوام این حس بسته به طرف مقابل است. اگر یاد بگیرید خودتان را دوست بدارید، می‌توانید اعتمادبه‌نفس و حس مثبت این احساس را به خودتان بدهید. در این صورت دیگر منتظر یک نیروی خارجی برای عزت نفس خود نخواهید بود و می‌توانید عشق متقابل را هم درست‌تر مدیریت کنید. اگر یاد بگیرید خود را دوست داشته باشید می‌توانید دیگران را هم دوست داشته باشید. طی کردن این قدم‌ها به شما کمک می‌کند علاقه به خودتان را در خودتان تقویت کنید.


1- با دیگران با احترام و علاقه رفتار کنید

هدیه دادن شادی به دیگران باعث می‌شود بتوانید درون خودتان شادی را پیدا کنید. به‌علاوه این باعث می‌شود دیگران هم با شما به مهربانی رفتار کنند. با این کار به تدریج ارزش خود را بالا می‌برید و رضایت بیشتری از خود خواهید داشت.

2- قدردان باشید

اگر کسی برای‌تان کار مثبتی انجام داد به او بگویید که چقدر کارش برای‌تان مهم است. قدردانی از محبت دیگران باعث می‌شود حس خوب بین شما جریان پیدا کند و علاوه بر دادن حس خوب به طرف مقابل، از خودتان هم رضایت حاصل کنید.



3- با خودتان صریح باشید

یک دفتر داشته باشید و در آن چیزهایی درمورد خودتان بنویسید. سعی کنید نقاط قوت خود را یادآوری کنید و سعی در شناختن نقاط ضعف کنید.

4- گذشته را فراموش کنید

شما سزاوار یک شروع تازه هستید. کیست که در زندگی اشتباه نکرده باشد یا گذشته‌ سختی نداشته باشد. شما فقط اگر آینده را هم بد شروع کنید، مقصرید. یاد بگیرید به بدی‌های گذشته فکر نکنید. اتفاقات گذشته را فراموش کنید و کسانی که حس می‌کنید در زندگی شما مقصر بوده‌اند را ببخشید.

5- خودتان را ببخشید

حتما پیش آمده که خودتان را بابت کار بدی که در گذشته داده‌اید سرزنش کرده باشید. به اشتباهات‌تان به چشم آموزش نگاه کنید. روبه‌روی آینه بایستید و با صدای بلند بگویید من خودم را بابت فلان اشتباه می‌بخشم و بعد از آن دیگر هرگز خود را سرزنش نکنید.

6- به خودتان جملات مثبت بگویید

جملات مثبتی بنویسید و جایی بگذارید که هر روز آنها را ببنید؛ روی دسکتاپ کامپیوتر، ساعت یا آینه آرایش‌تان. در این جمله‌ها از خودتان تعریف کنید. مثلا بنویسید من زیبا هستم، توانا هستم یا چیزهایی مثل این. این جملات را هر روز بخوانید و از خواندن‌شان لذت ببرید.

7-با خودتان حرف بزنید

روبه‌روی آینه بنشینید و فکر کنید کسی روبه‌روی شما نشسته است. سعی کنید دربرابر او از خودتان دفاع کنید. سعی کنید ایراداتی که فکر می‌کنید دارید را برطرف کنید. با لبخند با خود حرف بزنید و بگذارید صدای بلند خودتان را بشنوید.

8- خواسته‌های‌تان را مدیریت کنید

خیلی‌ها ممکن است از خانه، ماشین یا سرووضع خود راضی نباشند. اگر می‌توانید آنها را تغییر دهید این کار را انجام دهید. مثلا اگر از لباس‌های‌تان خوش‌تان نمی‌آید برای خودتان لباس نو بخرید. اما اگر خانه یا طبقه اجتماعی‌تان قابل تعویض نیست باید سعی کنید با آن کنار بیایید. سعی کنید ارزش‌های دیگری که دارید را در برابر چیزهایی که نمی‌توانید تغییر دهید پررنگ کنید.

9- از خودتان بنویسید

یک دفتر داشته باشید و در آن درباره تجربیات خوب یا بدی که داشته‌اید، بنویسید. وقتی می‌نویسید به خودتان اجازه می‌دهید از بیرون به کارهای‌تان نگاه کنید. این دید از بیرون باعث تسکین شما می‌شود. باعث می‌شود فکر کنید شما کسی مثل دیگران هستید. به علاوه می‌توانید با این کار خودتان را قضاوت کنید و ببخشید.



10- خودتان را بپذیرید

شما کسی هستید مثل همه‌ آدم‌های دیگر. یاد بگیرید خود را طوری که هستید، بپذیرید. اگر عیبی دارید با آن کنار بیایید. یاد بگیرید دائم خودتان را بابت آن سرزنش نکنید. در عین حال اگر ایراد شما قابل درک است سعی کنید آن را برطرف کنید و بابت آن به خودتان پاداش دهید.

11- هدفمند کار کنید

اهدافی که دارید را بدانید. اگر دارید کار می‌کنید بدانید می‌خواهید کارتان به کجا بینجامد و در پایان روز دستاوردهای‌تان را به خودتان یادآوری کنید. اگر حقوق می‌گیرید در پایان روز حساب کنید چقدر از درآمدتان را امروز به دست آورده‌اید. این باعث می‌شود هر روز بدانید چه کرده‌اید و از آن راضی باشید.

12- خود را با دستاوردهای‌تان نسنجید

به یاد داشته باشید موفقیت یک مقصد نیست. اگر امروز به هدف نهایی نرسیده‌اید نباید خود را سرزنش کنید. موفقیت در حال پیشرفت بودن است. هر روز اگر فقط کمی به سمت پیشرفت حرکت کرده باشید باید از خودتان راضی باشید.

13- به جسم‌تان توجه کنید

استادان مراقبه چینی می‌گویند وقتی از خواب بیدار می‌شوید توجه کنید که کدام پای‌تان را روی زمین می‌گذارید. این کار باعث می‌شود به جسم‌تان توجه کنید. هر روز به دست‌های‌تان نگاه کنید. موهای‌تان را مرتب کنید و به پوست‌تان برسید. این کار باعث می‌شود با جسم‌تان آشتی کنید و بیشتر دوستش داشته باشید.

14- خودتان باشید

بلند بخندید، بعضی وقت‌ها بازی کنید، دیوانه بازی دربیاورید و از چیزی که دیگران درباره شما فکر می‌کنند، نترسید. هر کاری که باعث شادی شما می‌شود خوب است. به کودک درون‌تان اجازه‌ ظهور بدهید و بدون نگرانی از قضاوت شدن آن را انجام دهید.

15- به خودتان اعتماد کنید

شما بهترین قاضی درباره خودتان هستید. اگر کاری که می‌کنید را قبول دارید آن را انجام دهید حتی اگر به نظر دیگران کاری که می‌کنید درست نباشد. این کار باعث افزایش اعتماد به نفس شما خواهد شد.

16- از کلمات مثبت استفاده کنید

به جای اینکه بگویید «بد است» بگویید «خوب نیست.» به جای اینکه بگویید «زشت است»، بگویید «زیبا نیست.» کم‌کم یاد بگیرید کلمه‌های مثبت را جایگزین کلمه‌های منفی کنید و از معجزه‌ آن لذت ببرید.

17- چیزی که می‌خواهید را به دست بیاورید

اگر می‌خواهید یک عروسک بزرگ در اتاق‌تان داشته باشید این کار را انجام دهید. اجازه دهید لذت به دست آوردن چیزی که دل‌تان آن را خواسته را حس کنید. بعضی وقت‌ها به خودتان از این لطف‌ها کنید و با این کار به خودتان محبت کنید.

18- دریافت عشق را تمرین کنید

فکر کنید ببینید دیگران چه می‌کنند تا به شما عشق بدهند. احتمالا کلمات محبت‌آمیز استفاده می‌کنند، برای‌تان هدیه می‌خرند یا چیزهایی مثل این. اجازه دهید دیگران به شما محبت کنند. بعضی وقت‌ها درباره‌ خودتان از آنها سؤال کنید و اجازه دهید بگویند که شما زیبا، مهربان و دوست‌داشتنی هستید.

19- نه گفتن را تمرین کنید

اگر چیزی را نمی‌خواهید وظیفه دارید درباره‌اش حرف بزنید. سعی کنید با دیگران رک باشید و نگذارید چیزی را به شما تحمیل کنند. خیلی مودبانه و با لبخند بگویید که نمی‌توانید کاری که می‌خواهند را انجام دهید.

20- آموزش ببینید

بعضی وقت‌ها برداشتن یک کلاس زبان یا یک کلاس هنری می‌تواند باعث شود از خودتان رضایت حاصل کنید. همین که حس کنید دارید چیزی یاد می‌گیرید به‌ شما کمک می‌کند فکر کنید در مسیر پیشرفت قرار دارید و باعث می‌شود آدم موفق‌تری باشید و توانایی‌های بیشتری داشته باشید.




نوع مطلب : مهارت های زندگی، اجتماعی، 
برچسب ها : عشق خودمانی، عشق به خود، عشق خودی، علاقه به خود، گذشته، جملات مثبت، نه گفتن،
لینک های مرتبط :



جایزه کلیسای جهانی کن به فرهادی رسید !





جایزه کلیسای جهانی کن به فرهادی رسید



فیلم «گذشته» اصغر فرهادی جایزه کلیسای جهانی برای بهترین فیلم معنوی جشنواره کن را به دست آورد.

شصت وششمین جشنواره فیلم کن در حالی امروز (یکشنبه) به کار خود پایان خواهد داد که هیات داوران جایزه کلیسای جهانی، «گذشته» ساخته جدید اصغر فرهادی را به عنوان بهترین فیلم معنوی جشنواره معرفی کرد.

این جایزه درحالی به «گذشته» تعلق گرفت که ساخته جدید فرهادی از نگاه نشریه سینمایی معتبر ورایتی شانس اول دریافت جایزه نخل طلای کن محسوب می شود.

جایزه کلیسای جهانی که در سال ۱۹۷۴ در جشنواره کن راه اندازی شد، ویژه تقدیر از آثاری است که به بهترین شکل به اعماق نهفته وجود انسان ها پرداخته و آلام، احساسات و امیدهای انسان را کاوش می کند.

سال گذشته فیلم «شکار» ساخته «توماس وینتربرگ» از دانمارک این جایزه را به دست آورد. از برندگان سرشناس سال های گذشته جایزه کلیسای جهانی جشنواره کن می توان به «کن لوچ»، «میشل هانکه»، «پدرو آلمادوار»، «تئوآنجلوپولوس»، «مایک لی»، «ویم وندرس» و «آندره وایدا» اشاره کرد.

در خلاصه داستان «گذشته» آمده است: «احمد (علی مصفا) ۴ سال پس از جدایی از همسر فرانسوی اش به در خواست او راهی پاریس می شود تا مراحل اداری طلاقشان را طی کرده و ثبت کنند. او در مدت اقامت کوتاهش متوجه آشفتگی «لوسی» دختر همسر سابقش می شود. تلاش او برای کمک به «لوسی» پرده از رازی در گذشته بر می دارد.»

علاوه بر «برنیس بژو» (بازیگر نامزد اسکار و گلدن گلوب و برنده سزار) و همچنین «طاهر رحیم» (برنده جایزه سزار)، بازیگران دیگری چون «علی مصفا»، «پائولین بورلت»، بازیگر بلژیکی فیلم معروف «زندگی صورتی»، «الیس آگویس»، «ژان جستین» ،«سابرینا وازانی» و«بابک کریمی» در این فیلم، مقابل دوربین محمود کلاری رفته اند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ و هنر، سینما، فیلم و سینما، 
برچسب ها : جشنواره، جشنواره کن، کن، اصغر فرهادی، گذشته، فیلم گذشته، نخل طلا،
لینک های مرتبط :



اصغر فرهادی و عوامل فیلمش به روی فرش قرمز رفتند





اصغر فرهادی و عوامل فیلمش به روی فرش قرمز رفتند



مراسم فرش قرمز فیلم سینمایی «گذشته»، آخرین ساخته اصغر فرهادی در جشنواره کن برگزار شد.

در این مراسم که عصر روز جمعه (۲۷ اردیبهشت) در کن برگزار شد، اصغر فرهادی به همراه علی مصفا، برنیس بژو، طاها رحیم (بازیگران) و دیگر عوامل اصلی فیلم «گذشته» با گذر از فرش قرمز، مورد استقبال «ژیل ژاکوب» مدیر جشنواره فیلم کن قرار گرفتند.

در نمایش اصلی این فیلم که در سالن «لومیر» برگزار شد لیلا حاتمی، پریا فرهادی و پریسا بخت آور نیز حضور داشتند.

پس از پایان فیلم، حاضران دقایق طولانی عوامل فیلم را تشویق کردند.

فیلم «گذشته» در سه نمایشی که روز گذشته در جشنواره ۶۶ فیلم کن داشت، مورد توجه قرار گرفت و بسیاری بخت آخرین ساخته اصغر فرهادی را برای گرفتن نخل طلا زیاد دانستند.

فیلم سینمایی «گذشته»، جدیدترین ساخته اصغر فرهادی روز گذشته برای خبرنگاران در جشنواره فیلم کن رونمایی شد و پس از آن، نشست نقد و بررسی فیلم با حضور اصغر فرهادی، علی مصفا (بازیگر ایرانی فیلم)، برنیس بژو و طاها رحیم (دیگر بازیگران فیلم) برگزار شد.

فرهادی در ابتدای این نشست که به زبان فارسی سخن می گفت، در پاسخ به اینکه آیا از ابتدا قرار بوده فیلم «گذشته» در خارج از ایران اتفاق بیفتد، گفت: از ابتدا قرار بود این فیلم خارج از ایران اتفاق بیفتد. سفر مردی از ایران به کشوری دیگر که این سفر و بُعد دوری و مسافت برای من مهم بود.

او درباره ی اینکه چرا «پاریس» را انتخاب کرده است؟ ادامه داد: دلایل مختلفی داشت که مفصل است.

فرهادی در پاسخ به اینکه «چرا خانه این فیلم در کنار ریل راه آهن واقع شده و یک خانه قدیمی انتخاب شده است؟» بیان کرد: این ویژگی، اشاره ای به زمان و گذشته است. قطار نشانه ای از گذشت زمان و قدیمی بودن خانه به تم موجود در فیلم برمی گردد. البته خانه را در کنار شهر انتخاب کردم جون نمی خواستم معماری توریستی پاریس در فیلم غالب شود.

کارگردان «گذشته» سپس از کارکرد ریل راه آهن در فیلم دیگرش با نام «شهر زیبا» یاد کرد و گفت: آن خانه نیز در کنار ریل راه آهن بود اما کارکرد ریل راه آهن در فیلم «گذشته» با کارکردش در «شهر زیبا» فرق می کند.

*** فرهادی: همان فیلمساز قبلی هستم

علی مصفا، بازیگر ایرانی فیلم نیز که به زبان فرانسه جوابگوی خبرنگاران بود، دقایقی به فارسی صحبت کرد و گفت: این فیلم واقعا برای گروه ایرانی یک تجربه منحصر به فرد بود. ما با یک زبان دیگری کار می کردیم و گروه فرانسوی با زبان دیگری، اما ارتباطی که بینمان شکل گرفت از رابطه زبان فراتر بود و از مرحله زبان عبور کرد.

به گزارش خبرنگار ایسنا، اصغر فرهادی در بخش دیگری از این نشست که درباره ی ملیت فیلمش سوال شد، توضیح داد: ملیت من ایرانی است. با عوض کردن جغرافیای فیلم هایم شکل فیلم سازی ام عوض نمی شود و من همان فیلمساز قبلی هستم. پاسخ به اینکه «ملیت این فیلم چگونه است؟» یک مقدار سخت است. تعیین ملیت در سینما کار سختی است. ملیت فیلم را تماشاگری که آن را می بیند مشخص می کند، هر تماشاگر می تواند فیلم را متعلق به ملیت خودش بداند.

*** پرسشی درباره سانسور

در ادامه این نشست درباره سانسور از فرهادی پرسیده شد که او پاسخ داد: سانسور دو نوع است؛ سانسور رسمی و یک سانسور بزرگتر که درون خودتان وجود دارد. سانسورِ درون شما ممکن است از وضعیت اجتماعی و اقتصادی ناشی شود. به هر حال اگر در خارج از کشور هم فیلم بسازیم بخشی از محدودیتی که خودمان هم به آن آگاه نیستیم وجود دارد؛ بنابراین بخشی از محدودیت ها در ذهن من وجود دارد اما آنها را به عنوان مانع نمی بینم بلکه برای گفتن شان راه خلاقانه ای پیدا می کنم.


*** می توان تمام عمر درباره خانواده فیلم ساخت

او در پاسخ به اینکه چرا خانواده را سوژه فیلم هایش می کند نیز بیان کرد: فکر می کنم خانواده می تواند کمک کند که ارتباط نزدیکی با تماشاگر داشته باشم. به هر حال همه تماشاگران مستقیم یا غیرمستقیم با خانواده زندگی می کنند.

فرهادی در عین حال گفت: رابطه بین آدم ها و رابطه زن و مرد کهن ترین رابطه بشری است ولی مشکلات همیشه تازه و نو است. معتقدم اگر همه عمرم را با بستر خانواده در فیلم هایم کار کنم باز جا دارد فیلم جدیدتری در این زمینه بسازم.

*** حقیقتی که فریز نمی شود

کارگردان «گذشته» همچنین درباره «حقیقت» خاطرنشان کرد: حقیقت چیزی نیست که در یک زمان و مکان خاص فریز شده باشد، حقیقت سیال است. هر موقع که سراغش بروید یک بخشی از آن را دریافت می کنید. رابطه یک زوج هم همین است، خیلی هم پیچیده است و نمی توان یک تعریف مطلق از این رابطه ارائه کرد. این ویژگی آن را آنقدر جذاب کرده که در سینما و ادبیات بارها و بارها روی آن کار کرده ایم.

*** علی مصفا: شخصیتم پر از تناقض است

در ادامه، علی مصفا درباره ویژگی شخصیتی که در این فیلم بازی کرده است، اظهار کرد: شخصیت من در این فیلم پر از تناقض است. تردیدهایی که باعث می شود قضاوت آن کار ساده ای نباشد. البته این ویژگی شخصیت فیلم های آقای فرهادی است که به سادگی نمی توان درباره شان قضاوت کرد و من هم دوست ندارم به نتیجه گیری قطعی درباره ی شخصیتم برسم. به همین دلیل می خواهم این تضاد به شکل زنده ای در موقع کار وجود داشته باشد.

به گزارش ایسنا، اصغر فرهادی با اشاره به مضمون فیلم عنوان کرد: همان اندازه که آینده مبهم است، گذشته هم مبهم است. شاید هر کسی گذشته اش را آن طور که دلش می خواهد، تعریف می کند، بنابراین گذشته مبهم است.

*** داستان فیلم بعدی به سراغم می آید

این کارگردان سینما همچنین درباره فیلم بعدی اش اظهار کرد: تصمیم را من نمی گیرم، بلکه داستانی که به سراغم می آید می گیرد! داستان می آید و من فقط آن را می نویسم.

او همچنین از دو بازیگر کودک فیلم یاد کرد و آن ها را بسیار باهوش و شیطان دانست که پیدا کردن شان شانس بزرگی بود.

*** بهانه ای نداشتم «گذشته» را بد بسازم

فرهادی در بخش دیگری از سخنانش در نشست خبری فیلم سینمایی «گذشته» در جشنواره کن، گفت: گروه فیلم «گذشته» گروه خوبی بودند. بنابراین هیچ بهانه ای برایم وجود نداشت که نتیجه فیلم بدی بشود. همه چیز آنطور که می خواستم بود.

این کارگردان در پاسخ به اینکه آیا درباره ایرانی های خارج از کشور تحقیق کرده است، بیان کرد: من در هر سفری که به خارج از کشور داشتم، با ایرانی های آنجا آشنا شدم.

*** پیشنهاد هالیوود به فرهادی

فرهادی همچنین در پاسخ به اینکه آیا بعد از گرفتن اسکار، پیشنهادی برای ساختن فیلم در هالیوود داشته است، اظهار کرد: به هر حال پیشنهادهایی مطرح شد و من به آن ها هم فکر کردم، به گونه ای که قرار بود سراغ پروژه ای بروم که فیلم نامه و بازیگرش انتخاب شده و فقط من تکنسین آن بودم. بنابراین نتوانستم درباره آن ها تصمیم بگیرم. کاری که قبل از اینکه من حضور داشته باشم کسانی درباره اش تصمیم گرفته اند و به آنها هم گفتم اگر زمانی داستانی داشتم و آن را باور کردم و آن داستان در آمریکا می گذشت به آنها خبر خواهم داد.

او ادامه داد: در هالیوود فیلم های خوب و بد هست. نمی توان با یک کلمه همه فعالیت آنجا را سرکوب کرد. من می گذارم ببینم داستانی که به سراغم می آید چه می گوید. خودم را فیلم نامه نویس می دانم و بیشترین لذت را موقع نوشتن می برم، به همین دلیل دوست دارم فیلمنامه کامل باشد و بعد کار را شروع کنم. شاید برای بازیگران کار خطرناکی باشد ولی در عین حال احساس آزادی را به بازیگران می دهم و از آن ها می خواهم مسیری را که در نوشتن طی کرده ام از صفر شروع کنند، این باعث می شود بازیگر احساس آزادی بکند.

*** موسیقی، تماشاگر را از واقعیت فیلم دور می کند

کارگردان «گذشته» درباره اینکه چرا از موسیقی در کارش استفاده نکرده است، گفت: با آهنگسازهای مختلفی صحبت کردم. شاید یکی از دلایلی که برای فیلم موسیقی نگذاشتم این است که «گذشته» فیلمی واقع گرایانه است و حضور موسیقی، تماشاگر را از واقعیت فیلم دور می کند.

اصغر فرهادی در پایان این نشست که تعدادی از خبرنگاران، تهیه کنندگان و سینماگران ایرانی مانند غلامرضا موسوی، علی معلم، سیف الله صمدیان ، فاطمه معتمد آریا، شیما غفاری، مسعود نجفی، محمود گبرلو، حسین معززی نیا، کوثر آوینی، کیوان کثیریان، سمیه قاضی زاده، مجید جوزانی، محمد حقیقت، محمد حمیدی مقدم و... حضور داشتند، درباره تاثیر محمود کلاری در فیلمبرداری «گذشته» گفت: کار با محمود کلاری بعد از «جدایی نادر از سیمین» دومین تجربه همکاری مان بود. من در فیلم هایم هیچ وقت سهم بندی نمی کنم و همه به یک اندازه در آن سهم دارند اما حضور یک فیلمبردارِ هم زبان خیلی اهمیت داشت و خاطره خوبی بود.

در دقایقی از این نشست دو بازیگر کودک «گذشته» هم در سالن حضور داشتند و بابک کریمی دیگر بازیگر ایرانی فیلم از حاضران در نشست بود.





نوع مطلب : فرهنگ و هنر، فیلم و سینما، سینما، 
برچسب ها : گذشته، فرهادی، اصغر فرهادی، عوامل، فیلم، فرش قرمز، جشنواره‌فیلم‌کن،
لینک های مرتبط :



اکــران "گذشته" فرهادی از هفته دیگر در تهران


اکران "گذشته" فرهادی از هفته دیگر در تهران




فیلم سینمایی "گذشته" آخرین ساخته اصغر فرهادی از هفته آینده در سینماهای تهران اكران عمومی می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، فیلم اصغر فرهادی با عنوان "گذشته" از هفته آینده در چند سینمای تهران به نمایش در خواهد آمد. با صدور پروانه نمایش فیلم "گذشته" در نشست فوق العاده شورای اكران موافقت به عمل آمد.

همچنین همزمان با آغاز جشنواره فیلم كن و طی روزهای آینده فیلم " گذشته" برای خبرنگاران و نویسندگان سینمایی بطور اختصاصی به نمایش گذاشته خواهد شد كه جزئیات آن متعاقباً به آگاهی خواهد رسید.

این فیلم با حضور بازیگرانی چون علی مصفا، طاهر رحیم و بره نیس بژو داستان یک زوج را روایت می کند که سال هاست از هم جدا شده اند ولی وقتی برای پیگیری ثبت طلاقشان دوباره با هم رو به رو می شوند ماجراهایی رقم می خورد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ و هنر، سینما، فیلم و سینما، 
برچسب ها : فرهادی، گذشته، اکران، سینما، تهران، فیلم گذشته،
لینک های مرتبط :




در چند خط گذشته ایتالیایی - فرانسوی  فرهادی








اصغر فرهادی کارنامه‌ای پرافتخار دارد. سه فیلم آخر او در ابعاد جهانی توانستند مطرح شوند. جشنواره برلین در سال 2009 برای اولین بار به فیلم «درباره الی» روی خوش نشان داد.

فیلم در فرانسه اکران و با استقبال فراوان روبه‌رو شد. به قول خودش برای فراموش کردن و قدم به جلو گذاشتن بود که او سراغ ساخت فیلم بعدی «جدایی نادر از سیمین» رفت؛ فیلمی که ماجراهایش فراوان بود؛ متانت و خونسردی «فرهادی» توانست این مخمصه را پایان بخشد. فیلم ساخته شد. جشنواره‌های متعدد رفت و جایزه‌های مختلفی را برای سینمای ایران دریافت کرد.



اگر قبل‌تر تنها یوزپلنگ طلایی بود و نخل طلا، اینک کلکسیون جوایز سینمای ایران متنوع شد. 70 جایزه جهانی از سزار تا اسکار و به این ترتیب بود که «اصغر فرهادی» در ساعت 5:45 روز هشتم اسفند سال 90 مشهور‌ترین جایزه جهان را برای سینمای ایران دریافت کرد. ساخت فیلم با تهیه‌کننده خارجی برای مردی که دریافت‌کننده اسکار است کاری آسان به نظر می‌رسید. او یکی، دوماه بعد بود که جایزه اروپا را برای طرح فیلم «گذشته» که آن روزها نامی نداشت دریافت کرد؛ او حمایتی‌ صدمیلیون‌یورویی را برای فیلمش دریافت کرد.

به این ترتیب بسیاری منتظر شدند تا ببینند این بار ساخته فرانسوی «فرهادی» چه سرنوشتی دارد؛ فیلمی که این روزها در کاتالوگ کن به عنوان اثری ایتالیایی- فرانسوی معرفی شده است. این فیلم جمعه سه نمایش خود را درسالن لومیر خواهد داشت و روزشنبه هم یک نمایش در سواسانتیم دارد.


بین فیلم «جدایی» و «گذشته» موضوع فیلم دیگری مطرح بود. چه اتفاقی افتاد؟

در واقع من بعد از «درباره الی» و در زمان اقامتم در برلین سناریوی دیگری نوشتم. بعد «جدایی» را کارگردانی کردم و همکار فرانسوی‌ام الکساندر ماله – گی از من خواست این سناریو را هم پیگیری کنم. او این سناریو را دوست داشت و علنا برای تولید این فیلم چه در آلمان و چه در فرانسه علاقه نشان داد. بعد از سفرهای متعدد شهر پاریس را انتخاب و این پروژه را آغاز کردم. یک روز در کافه‌ای نشسته بودیم و صحبت می‌کردیم که ناگهان گفتم داستان دیگری به سرم زده است. من فقط خلاصه‌ای از داستان را داشتم و همین‌طور که تعریف می‌کردم متوجه شدم که چیزهایی در حال شکل گرفتن است و داستان دیگری هم دارم. آهسته آهسته ما برنامه‌هایمان را روی این داستان تغییر دادیم. کار را بسط دادم و خیلی سریع به اولین داده‌ها رسیدم. این طور شد که «گذشته» شکل گرفت و پاریس هم نقش خاص خودش را گرفت: وقتی قرار باشد فیلمی بسازیم که مربوط به«گذشته» باشد باید به شهری مثل پاریس رجوع کرد که تداعی‌کننده گذشته است. نمی‌توانستم این داستان را هر جایی بسازم.

با این حال پاریس تاریخی در فیلم چندان نمود خارجی ندارد...

خیلی مواظب بودم تا از ابعاد تاریخی معماری پاریس سوءاستفاده نکنم و فیلمی توریستی نسازم. خیلی سریع تصمیم گرفتم خانه شخصیت‌های اصلی داستان که بخش زیادی از فیلم در آنجا می‌گذرد در حومه شهر باشد. پاریس وجود دارد ولی با ملاحظه خاص... معماری پاریس مرا شگفت‌زده می‌کند ولی من در این فیلم از این معماری گذشتم تا به چیز دیگری برسم.



نوشتن این داستان چطوری بود و ساخت این داستان چطور پیش رفت؟

در واقع داستان‌های من همیشه به شیوه غیرخطی نوشته می‌شوند. نقطه شروع و نقطه‌ای برای رسیدن به جایی خاص ندارد. همیشه داستان‌هایی دارم که فرم مجزایی دارند و در نهایت در نقطه‌ای مشترک همگرا می‌شوند. در این فیلم، داستان مردی را دارم که به شهر دیگری می‌رود تا به پرونده طلاقش رسیدگی کند چون بعد از جدایی از همسرش چند سال جدا زندگی کرده است. و مردی که زنش به کما رفته و باید به تنهایی به فرزندش رسیدگی کند. این ماجراها موازی با یکدیگر پیش می‌روند تا سرانجام در شرایطی واحد به یکدیگر برسند. نوشتن من حسی است ولی به محض این‌که خلاصه‌ای داشته باشم شروع می‌کنم از خودم سوال‌هایی درباره داستان می‌پرسم؛ داستانی که چیزهای زیادی درباره‌اش نمی‌دانم. از آنجا که می‌دانم این مرد آمده تا طلاق بگیرد از خودم می‌پرسم: «چرا چهار سال پیش رفت؟» و اگر او به خانه این زن برود: «چه اتفاقی می‌افتد؟» سوالات زیادی است که از این نوشته کم به ذهن متبادر می‌شود و جواب‌هایش هم کل داستان را می‌سازد.

مشاهده زندگی فرانسوی چطور این سناریو را تغذیه کرده است؟

خودم را در معرض سوالات زیادی قرار دادم: اگر این داستان در ایران اتفاق می‌افتاد چه تغییری می‌کرد؟ در فیلم‌هایم شخصیت‌ها اغلب به شیوه‌ای غیرمستقیم خود را مطرح می‌کنند. این نگرشی رایج در فرهنگ من است که اغلب از آن استفاده می‌کنم. متوجه شدم که این نگرش در فرانسه خیلی کمتر است. فرانسوی‌ها غالبا به شیوه مستقیم خودشان را مطرح می‌کنند. بنابراین باید بازی شخصیت‌های فرانسوی‌ام را با این پارامتر جدید سازگار می‌کردم. این پروسه‌ای حساس و زمان‌بر بود.

با این حال این شخصیت ایرانی داستان است که بقیه را به حرف زدن وا می‌دارد...

در واقع او نقش یک کاتالیزور را ایفا می‌کند؛ فردی که دیگران را در معرض مقررات خاصی از گفتار قرار می‌دهد و موارد ناگفته زیادی را موجب می‌شود که مدت‌های زیادی کسی به آن اشاره نکرده است. ولی فکر می‌کنم این موارد اتفاقی است و او اختیاری ندارد. این یک خط مشی واقعی برای من است، خیلی حواسم بوده که شخصیت‌هایم با توجه به پرچم و ملیتشان مشخص نشوند. در شرایط بحرانی تفاوت‌ها محو می‌شوند.

یکی از شخصیت‌های داستانتان گفته، دیدن فردی در کما به شما ایده این داستان را داده است.



ماجرا این طوری نبود. رفته بودم تا افرادی را که در کما هستند ببینم، برای این‌که فیلم را آماده کنم. برای من موضوع «کما» همیشه معلق ماندن با تردید بین دو مورد است: زنده‌ایم یا مرده؟ به شخصی که در کماست به چشم آدم زنده نگاه می‌شود یا مرده؟ و سراسر این فیلم بر پایه این مفهوم تردید و مفهوم معلق ماندن بین دو شرایط بنا نهاده شده است. شخصیت‌ها همیشه با معما روبه‌رو هستند. آن‌ها سر دوراهی قرار گرفته‌اند. اگر یک‌بار دیگر «جدایی» را ببینیم، شرایطی که شخصیت داستان در آن‌ گیر افتاده رایج است ولی در عین حال پیچیده است: او باید بین وجود پدر و دخترش یکی را انتخاب کند. در «گذشته» سوال کمی متفاوت است: آیا باید به اعتمادی که در گذشته وجود داشته اولویت بدهیم یا این‌که بی‌خیال آن شویم و به سوی آینده برویم؟

این معماها پیچیدگی زندگی امروزه را افزایش داده است؟

بدون تردید. به نظرم گرایش داریم این طور باور کنیم که آینده مبهم است دلیلش هم این است که ناشناخته است. با این حال به نظرم گذشته تیره‌تر و مبهم‌تر است. این روزها آثاری از گذشته‌مان داریم و ظاهرا باید بیشتر از هر زمان دیگری به ما نزدیک باشند. اما به رغم عکس‌ها و ای‌میل‌ها گذشته هنوز هم مبهم و تاریک است. زندگی امروز شاید بخواهد رو به جلو برود و گذشته را نادیده بگیرد اما سایه آن همچنان سنگینی می‌کند و ما را به عقب می‌برد. به نظرم در اروپا مثل همه جای دنیا تلاش می‌شود تا رو به آینده حرکت شود ولی وزن اتفاقات گذشته همچنان روی ما سنگینی می‌کند.

چطور شد که برنیس بژو را انتخاب کردید؟

اولین باری که برنیس را دیدم در ماجرای سفری به آمریکا بود. آمده بود آنجا تا در ترویج فیلم «آرتیست» مشارکت داشته باشد. همان جا همین حس به من دست داد که انسان خونگرم و روراستی است. برنیس جزو آن آدم‌هایی است که خیلی سریع می‌توان با او ارتباط برقرار کرد و گفت‌وگو کرد. بازی‌اش در فیلم آرتیست قانعم کرد که استعداد زیادی در بازیگری دارد. کلا برای من هنرپیشه باید دو ویژگی داشته باشد تا من بتوانم راحت با او کار کنم: اول این‌که استعداد داشته باشد و دوم هم این‌که روی صحنه انرژی مثبتی داشته باشد.

او گفته روز اول تست شما در صورتش دنبال چیزی می‌گشتید. چه چیزی؟

تردید؛ چیزی که در صورت ماری هست. این مورد در صورت برنیس، زنی که تردید نداشت، کم بود. ولی او خیلی سریع در تمرین‌های اولیه به من نشان داد که قابلیت بازی کردن چنین نقشی را دارد.

شخصیت ماری همانی است که شرایطی را تداعی می‌کند که مسائل باید پیش بروند...

روی هم رفته شخصیتی است که می‌خواهد مصمم رو به جلو برود و نمی‌گذارد گذشته آشفته‌اش کند. ولی برای آن‌هایی که می‌خواهند بدانند او می‌تواند یا نه...

شخصیت‌های مرد داستان بیشتر درگیر گذشته هستند تا او. آخرین باری که ماری را در فیلم می‌بینیم به سمت ما، سمت دوربین می‌آید، احمد هم پشت سرش قرار دارد. به احمد می‌گوید: «نمی‌خواهم به عقب برگردم» و او پشت به گذشته می‌کند، به دوربین و بالطبع به ما بینندگان. او به این ترتیب از تماشاگران هم پیشی می‌گیرد. چنین روحیه‌ای است که باعث می‌شود بگوییم او شخصیتی است که بیشترین پیشروی را دارد. حالا باید بروید و ببینید چرا در فیلم‌های من همیشه زن‌ها چنین شخصیتی دارند. مثل فیلم «جدایی»...



قابلیت‌های طاهر رحیم چیست؟

من «یک پیامبر» را در ایران دیدم و خیلی زود فهمیدم که او مثل بقیه هنرپیشه‌ها نیست و قابلیت‌های خارق‌العاده‌ای دارد که می‌تواند نقش‌های بسیار پیچیده را بازی کند. بنابراین تصمیم گرفتم با او کار کنم. یکی از ویژگی‌های طاهر که به وضوح برای من در کار با او مشخص شد جنبه کودکی‌اش است. او به شیوه‌ای کاملا ملموس شور و هیجان و البته واکنش‌های دوران کودکی‌اش را درون خودش نگه داشته است.

چطور شد که علی مصفا را انتخاب کردید؟

علی ویژگی خاصی به عنوان هنرپیشه و انسان دارد: خویشتنداری که در صورت و وجودش هست خیلی زود به آدم این حس را می‌دهد که دنیای درون غنی‌ای دارد و کم اجازه می‌دهد چیزی به بیرون بروز کند. او فردی است که دیگران را جذب خودش می‌کند. دوست داریم چیزهای بیشتری درباره او بدانیم. این خویشتنداری «احمد» با انتخاب «علی مصفا»، بیشتر شده بود. در واقع برای ما داشتن هنرپیشه حرفه‌ای ایرانی که بتواند فرانسه صحبت کند مهم بود و این مورد انتخاب ما را خیلی محدود کرد. وقتی من «علی» را آوردم به سختی باور داشتم که بتواند به زبان فرانسه با تمرین در چند هفته مسلط شود. ولی او شگفت‌انگیز بود. همه افرادی که شاهد بهبود زبان فرانسه‌اش از زمان آمدنش به پاریس تا روز اول فیلمبرداری بودند او و کارش را تحسین کردند.

در نسخه‌ای از این سناریو شخصیت اصلی قرار بود با سینما سر و کار داشته باشد و دیالوگ بقیه پرسوناژها را بگوید...

در یکی از مراحل نخست سناریو در نظر گرفته بودم که او با سینما در ارتباط باشد ولی آهسته‌آهسته متوجه شدم که دوست ندارم او شغلی داشته باشد؛ می‌خواستم چیزهای کمی درباره این مرد دانسته شود. مردی که کنجکاوی درباره‌اش زیاد است و همه دوست دارند چیزهای بیشتری درباره‌اش بدانند و بفهمند که از کجا آمده است ولی در نهایت هیچ فرصتی دست نمی‌دهد که به صورت دقیق خودش را معرفی کند. حتی زمانی که او تلاش می‌کند غیبت و بازگشتش به ایران را توجیه کند، شخصی که در صحنه با اوست اجازه چنین کاری نمی‌دهد. شاید فیلم بازی کند، مستند بسازد یا عکس بگیرد... کسی نمی‌داند و اجازه می‌دهد هر حدسی درباره‌اش زده شود. فکر می‌کنم روی هم رفته شغل او آن دسته از شغل‌هایی است که نمی‌توان دور از خانه زیاد انجام داد و این یکی از دلایلش برای رفتن از فرانسه است.

کار با پائولین جوان که نقشش یکی از نقش‌های محوری این داستان است چطور بود؟

من قبل از انتخاب پائولین دختران همسن و سال زیادی با او دیدم. او را در صحنه‌ای آزمایشی از فیلم انتخاب کردم: خیلی سریع مرا قانع کرد که توانایی لازم برای بازی کردن این نقش را دارد. کلید موفقیت او انگیزه‌اش بود. مثل احمد، لوسی هم شخصیتی درون‌گرا دارد. در زندگی هم پائولین بزرگ رازی درون خود دارد...

فرانسوا تروفو می‌گوید در سینما بچه‌ها بلد نیستند دروغ بگویند: آن‌ها فقط واقعیت را متفاوت با هنرپیشه‌های بزرگسال بیان می‌کنند. شما هم چنین حسی دارید؟

من به این نتیجه رسیده‌ام که نمی‌توانم فیلمی بسازم که در آن بچه‌ای نباشد. با این حال کار کردن با آن‌ها دشوار است. ولی به نظرم حضور آن‌ها باعث می‌شود تا هیجان و احساس به فیلم راه پیدا کند. در واقع در همه فیلم‌های من بچه‌ها اگر زیر فشار بزرگ‌تر‌ها نباشند دروغ نمی‌گویند.

آیا کودکان هم‌زمان شاهد و قربانیان بزرگسالان در فیلم هستند؟


کودکی در این فیلم هست که کسی نمی‌بیند؛ کودکی که در شکم ماری است. قبل از این‌که به دنیا بیاید سرنوشتش با دیگری مشخص شده است. از خودم می‌پرسم وقتی این کودک به دنیا بیاید دیگران چه چیزی درباره گذشته دارند که به او بگویند مثل اتفاقاتی که قبل از تولدش رخ داده است.

تفاوت فیلمبرداری در ایران با فرانسه در چیست؟


برای من تفاوت زیادی ندارد؛ من همان‌طور کار کردم که در ایران کار کردم. در فرانسه البته امکانات بیشتری وجود دارد و سینما به عنوان یک صنعت در نظر گرفته می‌شود. در ایران سینما ربط به خلاقیت فردی دارد در حالی که اینجا خلاقیت بیشتر گروهی است.

فیلم «جدایی» با دوربین روی دست ساخته شد در حالی که در این فیلم دوربین بیشتر ثابت است. چه چیزی باعث شده تا این سبک تغییر کند؟

وقتی داستان شکل گرفت، رفتم دکوراسیون را دیدم، فهمیدم که این داستان باید ثبات بیشتری داشته باشد، دوربین باید بیشتر ثابت باشد. جدایی فیلمی بود که همه داستان اینجا می‌گذشت و تحت نظر بینندگان بود. در «گذشته» ما فقط بازگشت اتفاقات گذشته و تاثیرش بر درون شخصیت‌ها را می‌بینیم. از آنجایی که این فیلم بیشتر درونی است دوربین باید کمتر حرکت کند.

شما آدم اخلاق‌گرایی هستید؟


از خودم نمی‌پرسم که اخلاق‌گرا هستم یا نه ولی منکر این نمی‌شوم که اهداف اخلاقی در این فیلم وجود ندارد. البته رویکردهای دیگری هم در این فیلم وجود دارد؛ ما می‌توانیم زوایای جامعه‌شناختی و روانی این فیلم را ببینیم. ولی واضح است که بسیاری از شرایط می‌تواند از دید اخلاق بررسی شود.





«علی مصفا: "گذشته از ایرانی و فرانسوی بودن، این یک اثر انسانی است"»

علی مصفا را با فیلم‌های مهرجویی بیشتر شناخته ایم. او که حالا کارگردانی فیلم «پله آخر» را هم در کارنامه اش دارد، در فیلم «گذشته» به زبان فرانسه صحبت کرده است و از حال و هوای همکاری و فضای فیلم می گوید.

اولین بار اصغر فرهادی را کی ملاقات کردید؟

اولین بار آقای فرهادی را وقتی دیدم که آمده بود تا درباره یک سناریو با همسرم «لیلا حاتمی» حرف بزند. پیش از آن من زندگی حرفه‌ای اصغر فرهادی را همیشه دنبال می‌کردم، فیلم‌هایش را دیده بودم و می‌دانستم که چقدر به کار خودش وارد است. ما به عنوان دو حرفه‌ای از سینمای ایران کار او را دنبال می‌کردیم.

کمی درباره پیش‌زمینه بازیگری خودتان بگویید؟

24 سال پیش برای اولین‌بار کارم را به عنوان بازیگر در سینمای ایران آغاز کردم. کارم را کاملا براساس شانس و یک اتفاق آغاز کردم. آن روزها تصمیم داشتم کمی فضای کاری خودم را تغییر بدهم و فضای دانشگاه برایم خسته‌کننده شده بود، برای همین هم حال و هوای بازیگری برایم جذاب شد. اولین فیلم من یک فیلم کاملا تجاری بود. اما سومین فیلمی که در آن بازی کردم اثری از داریوش مهرجویی بود؛ کارگردان ایرانی که سمت و سوی بازیگری من را جهت داد و سبب شد راهم را پیدا کنم. بعد از ملاقات با داریوش مهرجویی بود که سینما برای من تبدیل به مقوله جدی شد. بازی در فیلم «پری» به من کمک کرد تا آنچه می‌خواستم را در سینما پیدا کنم.

چطور شد که اصغر فرهادی و شما درباره این پروژه به توافق رسیدید؟ انتخاب شما برای بازی در این فیلم چگونه انجام شد؟

ما چندین جلسه با هم داشتیم و درباره فیلم حرف زدیم. یک ماه قبل از آغاز فیلمبرداری من هنوز برای بازی در این نقش به اطمینان کافی نرسیده بودم. نکته اصلی اینجا بود که من باید در این فیلم به زبان فرانسه صحبت می‌کردم و این یک شرط اصلی بود. هنوز هم فکر کردن به این مسئله برایم خنده‌دار است، چون هنوز هم فرانسه حرف زدن برایم عجیب است.


ادامه مطلب


نوع مطلب : فیلم و سینما، سینما، فرهنگ و هنر، 
برچسب ها : اصغر فرهادی، فرهادی، گذشته،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic