دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان



کنسرت آمریکا و هیجانات حمید عسگری




حمید عسگری از هیجانات کنسرت آمریکا گفت



این هیجان انگیزترین کنسرتی بود که تجربه کرده ام! این اولین جمله ای بود که حمید عسکری در مورداولین شب از تور کنسرت آمریکا به ما گفت. نخستین اجرای حمید در شهر لس آنجلس و سالن پنج هزار نفره این شهر، یعنی همان سالن معروفی که هر سال مراسم اسکار در آن برگزار می شد، در میان استقبال بی نظیر ایرانیان مقیم آمریکا انجام شد.

حمید عسکری در گفت و گوی اختصاصی با تماشا که نیمه های شب پنجشنبه از طریق تلفن انجام شد از تجربه جدید خود در زمینه اجرا و همچنین محبت مردم و کارشکنی برخی افراد می گوید. این شما و این صحبت های جالب حمید عسکری ...

جو کنسرت لس آنجلس چطور بود؟ اینکه بعد از اجرا در برج میلاد در سالن اسکار اجرا کنی، قطعا تجربه متفاوتی است، از این تجربه برایمان بگو.

بدون تعارف و اغراق می گویم که این کنسرت، از زمانی که وارد موسیقی شده ام تا امروز، پرهیجان ترین اجرایی بوده که تجربه کرده ام. البته کنسرت های ایران هم هیجان زیادی دارد اما ایرانی های مقیم آمریکا آنقدر به ما لطف داشتند که یک شب غیرقابل تصور برایمان رقم خورد. جو سالن آنقدر خوب بود که ما هم هیجان زده شدیم و خیلی بیشتر از توانمان کار کردیم.

کنسرت را با چه آهنگی آغاز کردی؟

«عشق تو».

مردم این آهنگ را حفظ بودند؟

بله، مردم همه آهنگ ها را حفظ بودند، درست مثل عزیزانی که در کنسرت های ایران آهنگ ها را حفظ هستند و با ما همخوانی می کنند.

این میزان از استقبال را پیش بینی می کردی؟

راستش پیش بینی می کردیم که با چنین جو مثبتی روبرو شویم. من پیش از این هم تجربه اجرا در خارج از کشور را داشته ام و به لطف خدا همه این کنسرت ها با استقبال خوبی روبرو بوده و با جمعیت زیادی برگزارت شده است. قبل از برگزاری کنسرت به خودت هم گفتم که ایرانی ها انرژی مثبت فوق العاده ای دارند و به همین دلیل پیش بینی استقبال از اجرای لس آنجلس، کار سختی نبود. خوشبختانه همه چیز همانطور که فکر می کردم پیش رفت.

ایرانی های مقیم لس آنجلس انسان های واقعا مهربان و خوبی هستند و در مدت حضور در این شهر از هر لحاظ از ما حمایت کردند. البته کارشکنی هایی هم وجود داشت و یکسری کار عجیب و غریب انجام شد اما مردم از ما حمایت زیادی داشتند و باعث شدند تور کنسرت آمریکا را با یک خاطره شیرین آغاز کنیم.

به کارشکنی ها اشاره کردی، در این مورد بیشتر برایمان بگو.

عده ای از افراد که هویتشان هنوز هم برایمان نامشخص است فعالیت هایی داشتند و تلاش کردند جو شهر را نسبت به ما مسموم کنند اما خوشبختانه مردم به این مسائل توجهی نداشتندو با محبتی که داشتند از ما حمایت کردند.

حضار در سالن کدام آهنگ را بیش از بقیه دوست داشتند؟

تقریبا همه آهنگ ها را همراه با من می خواندند اما شاید برایت جالب باشد بدانی ما در این کنسرت، آهنگ «تلافی» را سه بار اجرا کردیم. آهنگ تلافی آهنگی است که یک مدت در کنسرت های ایران اجرا نمی کردیم ولی در کنسرت لس آنجلس با استقبال بی نظیری روبرو و به عنوان آهنگ شماره یک کنسرت مطرح شد.

کنسرت چقدر طول کشید؟

حدود سه ساعت و نیم.

با توجه به اینکه کنسرت های ایران نهایتا یک ساعت و نیم است، اجرای سه ساعته خسته ات نکرد؟

در طول اجرا احساس خستگی نکردم اما وقتی کنسرت به پایان رسید تازه خستگی اجرا را حس کردم. در این کنسرت ما تنظیم ها را طوری تغییر دادیم که انرژی کنسرت افزایش پدیا کند و انشاءالله بعد از این کنسرت های تهران و شهرستان را نیز با همین تنظیم ها اجرا خواهیم کرد.

این تغییری که در تنظیم آهنگ ها اتفاق افتاده باعث اکتیوتر شدن فضای کنسرت حمید عسکری می شود؟

بله، اجرای ما خیلی اکتیوتر از گذشته بود.


در مصاحبه قبلی گفتی که بعضی از نوازنده هایت آمریکایی هستند. روی استیج از نظر هماهنگی با این نوازنده ها مشکلی پیش نیامد؟

نوازنده هایی که در گروه ما حضور داشتند، در کار خود حرفه ای و مطرح بودند و اکثر آنها با نوازنده های مطرح دنیا همکاری داشتند. نیما وارسته به عنوان رهبر ارکستر توانست هماهنگی خوبی بین اعضای گروه برقرار کند. آنها نت را می شناختندو همه چیز خیلی خوب پیش رفت و توانستند ارتباط بسیار خوبی با موسیقی ایرانی برقرار کنند.

در این چند وقت که در شهر لس آنجلس حضور داشتی، از طرف تهیه کننده های فعال در موسیقی آنجا پیشنهادی برای اقامت و ادامه فعالیت موسیقی در آمریکا داشته ای یا نه؟

راستش سعی کردم طوری رفت و آمد داشته باشم که در محیط هایی که احتمال بیان چنین پیشنهادهایی وجود داشته باشد، قرار نگیرم. چند تماسی که برخی از افراد سعی کردند با اطرافیانم برقرار کنند از طرف من بی پاسخ ماند و مساله خاصی پیش نیامد و اصولا اجازه مطرح شدن چنین مباحثی را نداده ام.

اجرای بعدی ات در کدام شهر است؟

سن خوزه.

«شام ایرانی» چند روزی است که به بازار آمده. چی شد که مجاب شدی در این برنامه شرکت داشته باشی و محیط خصوصی منزلت را به نوعی عمومی کنی؟

واقعیتش این است که خودم هم نمی دانم چی شد که قبول کردم در این برنامه حضور داشته باشم. چند سالی بود که از کارهای تصویری دوری می کردم اما این بار به خاطر دوستی با آقای شایسته که چند سال مدیر برنامه های من بودند و با هم همکاری خوبی داشتیم و همینطور حضور دوست خوبم امیرحسین رستمی پذیرفتم که در «شام ایرانی» حضور داشته باشم. امیدوارم نتیجه کار خوب باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ و هنر، موسیقی، 
برچسب ها : حمید عسگری، کنسرت، آمریکا، هیجان، موسیقی، کنسرت حمید عسگری، خوانندگان،
لینک های مرتبط :



 امروز و فردا: کنسرت گروه موسیقی کیمیا



مسئول انجمن موسیقی استان مرکزی از برگزاری کنسرت موسیقی اصیل سنتی گروه موسیقی کیمیا در ساوه خبر داد.

رضا ربیعی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: این کنسرت روزهای ۲۶ و ۲۷اردیبهشت در یک نوبت از ساعت ۱۸ تا ۲۰ در سالن سلمان ساوجی ساوه برگزارخواهد شد.

وی با بیان اینکه سرپرست گروه موسیقی کیمیا، جعفر رستمی است که نوازنده ویولن نیز هست، افزود: در این گروه سعید جوکار نوازنده تار، حسین نوری نوازنده تمبک ، ملیحه امیری فرد گوینده و دکلمه اشعار را به عهده دارد.

ربیعی با اشاره به اینکه ساخته های استاد صبا و حبیب الله بدیعی به صورت تک نوازی و هم نوازی در این کنسرت اجرا می شود، بیان کرد: درآمد سه گاه ودشتی، ضریب سگاه و دشتی و آواز دشتی از جمله قطعات اجرا شده در این کنسرت است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : موسیقی، 
برچسب ها : کنسرت، کیمیا، گروه کیمیا، ساوه،
لینک های مرتبط :


رضا صادقی و هوادارانش در برج میلاد



رضا صادقی اردیبهشت ماه سال جاری بار دیگر به روی صحنه اجرا خواهد رفت.

کنسرت رضا صادقی ۲۷ و ۲۸ اردیبهشت در سالن همایش های برج میلاد برگزار خواهد شد و این خواننده قطعاتی از جدیدترین آلبومش یعنی «همین» را اجرا خواهد کرد.

این کنسرت در دو سانس ۱۸ و ۲۱:۳۰ برگزار خواهد شد و علاقه مندان برای تهیه بلیت می توانند به سایت ۸۴۲۰۰.ir مراجعه کنند.

رضا صادقی در این مدت به دلیل مشکلات حقوقی به رو ی صحنه نرفت و اکنون پس از یک سال دیدار با هوادارانش را تازه می کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : موسیقی، فرهنگ و هنر، 
برچسب ها : رضا صادقی، خواننده، سلطان غم، برج، برج میلاد، کنسرت،
لینک های مرتبط :



رضا صادقی: اجازه اجرای کارهای خودم را ندارم!


رضا صادقی: اجازه اجرای کارهای خودم را ندارم!




مثل ترانه هایش ساده و بی آلایش، صریح و بی غل وغش می نشیند روبه رویت. هر چه هم بپرسی رک و پوست کنده جواب می دهد. تا به حال از این خواننده خونگرم جنوبی که همه با نام آقای مشکی پوش می شناسیم سؤالی نپرسیده ام که بگوید خانم نپرسید این سؤال ها را. مثل آفتاب گرم بندرعباس پر از شور و هیجان است و هر چه در دل دارد روی دایره می ریزد؛ نه واژه ها را دور می زند و نه مخاطبش را می فریبد. رضا صادقی که این روزها آلبوم موسیقی «همین» را روانه بازار موسیقی کرده است، این بار هم مشکی پوشیده است. بعد یک سال غیبت از عرصه موسیقی بازگشته و هر چند لبخندش مثل گذشته ها نیست اما می توان گفت عمق بیشتری دارد. از آن لبخندهایی که انگار پشتش کلی تجربه است و نوید یک رضا صادقی متفاوت را می دهد؛ تفاوت هایی که فکر می کنم پس از خواندن این گفت و گو شما هم متوجه آنها بشوید.

مجله سروش هفتگی در جدیدترین شماره خود، گفت وگوی مفصلی با رضا صادقی منتشر کرده در آن نکات جالب توجهی از زندگی شخصی و حواشی کاری این چهره شناخته شده موسیقی پاپ به چشم می خورد.

متن کامل این گفت وگو را به نقل از سروش، در ادامه می خوانید؛

مدت ها خبری از شما نبود؛ نه اجرایی داشتید و نه آلبومی از شما منتشر شد. در این مدت حرف و حدیث های زیادی هم مطرح شد. عده ای می گفتند از شما کلاهبرداری شده و عده دیگری هم بر این پافشاری می کردند که ممنوع الفعالیت هستید. اصل قصه چه بود؟

من به هیچ وجه ممنوع الفعالیت نبودم اما نتوانستم اجرایی داشته باشم چون مسائلی با تهیه کننده قبلی کارهایم داشتم. ایشان صاحب امتیاز چند آلبوم من بود و اجازه اجرای کارها را به من نمی داد.

چرا؟

مدت زمان قراردادمان به پایان رسیده بود.

و چرا تمدید نشد؟

چون دوست دارم مدتی مستقل کار کنم.

و نتیجه این شد که تهیه کننده قبلی اجازه کار به شما نداد؟

بله، در واقع من در یک سال گذشته اجازه نداشتم کارهای خودم را اجرا کنم. این هم متأسفانه از کراماتی است که بعد از ۲۰ سال کار کردن در موسیقی که ۱۰ سال آن به صورت کاملاً رسمی هم بوده است، نصیبم شد. جالب است در سرزمین خودم اجازه نداشته باشم کارهای خودم را که مردم با صدای من می شناسندشان، بخوانم.

مشکل فقط همین بود؟

نه، بعد از این ماجرا هم درگیر یک سری مسائل حاشیه ای کوچک مثل همان کلاهبرداری که خودتان هم از آن حرف زدید، شدم. خدا را شکر نیروی انتظامی بسیار کمک کرد و این ماجرا به سلامت و کم ضرر به پایان رسید. اما به هر حال در پایان دچار بحران های روحی شدم که موجب شد دیگر نتوانم همان رضا صادقی باشم که مردم با لبخند می شناختندش. ترجیح دادم در این فضا کمی از همه چیز فاصله بگیرم و مشغول ساخت آهنگ های آلبوم تازه ام شوم. من هیچ وقت ممنوع الفعالیت نبودم، بدون تعارف بگویم فقط روحیه ام خوب نبود. دیدم اگر بخواهم با این شرایط بیایم دو دوتا چهارتا کرده و با دلم تعارف کرده ام. طبعاً دوست نداشتم این کار را انجام دهم و ترجیح دادم زمانی بیایم که دوباره خودم باشم. کل ماجرا همین بود.

اغلب خواننده های پاپ می ترسند که نباشند و فراموش شوند. حتی شده با انتشار تک آهنگ ها سعی می کنند حضورشان مستمر باشد اما شما بدون این ملاحظات یکدفعه غیبتان زد!

هیچ ترسی ندارم چون مطمئنم هیچ کس نمی تواند مرا فراموش کند.

چرا؟

( با خنده) به دو دلیل؛ اول اینکه خدا خیلی دوستم دارد. دوم هم اینکه خیلی خوبم.

هر دو دلیلتان هم قانع کننده است. (با خنده)

شما لطف دارید. اما جداً به حرفی که زدم اعتقاد دارم؛ هم خدا دوستم دارد و هم اینکه همیشه خواسته ام خیلی خوب باشم. وقتی وارد عرصه موسیقی هم شدم ساختارهای موجود را شکستم و با مردم کشورم حرف های تازه زدم. فکر می کنم همان تغییر نگاه مردم به رنگ مشکی موردی بود که همیشه در ذهن ها بماند.

برویم سراغ آلبوم تازه تان. چرا اسم آلبوم «همین» است؟

اسم خوبی نیست؟

بحث سر خوبی و بدی اش نیست؛ راستش آدم اول کمی از شنیدن آن جا می خورد!

آلبوم را که تمام کردم خیلی دنبال یک اسم خوب گشتم؛ اسم تازه ای که با نگاه تازه ام در این آلبوم همخوانی داشته باشد، فارغ از اینکه موسیقی امروز ما چه می خواهد و چه نمی خواهد. این تمام آن چیزی بود که من می خواستم و البته کمی هم بازگشت داشتم. ترجیح دادم که بگویم آلبومم «همین» است یا به قول معروف همین است که هست.

البته با نگرش مثبت، دیگر... چون ما اغلب از این جمله مفهوم مثبتی نداریم.

بله.

حالا فکر می کنید این آلبوم پرفروش باشد؟

به من می گویند که فروخته اما من زیاد به فروشش فکر نمی کنم. البته می گویند سری اول آلبوم تمام شده و به پخش دوم رسیده اما ضمن احترام به همه دوستانم باید بگویم این حرف ها را باور نمی کنم.

چرا؟

ببینید، جز بعضی سایت ها که واقعاً در این زمینه محترم هستند، اغلب سایت ها آلبوم ها را برای دانلود می گذارند. در این هجمه تکثیر و سی دی های فروخته شده کنار خیابان و موارد حاشیه ای که موسیقی دارد، خیلی خنده دار است که از فروش حرف بزنیم. اما خیلی ممنون می شوم که مردم آلبوم را تهیه کنند و گوش بدهند ولی اگر هم این کار را نکردند من به دل نمی گیرم و ناراحت نمی شوم چون با شرایط این روزها شاید کمی سخت باشد. هر چند آلبوم ها دارند در نهایت آسانی در پاکت قرار می گیرند و کنار ترشی و شکلات و پفک در سوپرمارکت ها عرضه می شوند.

با فروش آلبوم های موسیقی در سوپرمارکت مخالف هستید؟

نه اتفاقاً! از سوپرمارکتی ها ممنونم که ما را لااقل کنار ترشی یا نان و مایع شوینده گذاشتند چون ما هیچ کجا جا نداریم!

چرا جا ندارید؟

در برگزاری کنسرت ها که محدودیت وجود دارد، آلبوم ها هم که امکان دانلودشان به راحتی فراهم است؛ حتی بسیار راحت تر از امکان خریدشان!

این روزها بحث مافیای موسیقی پاپ جدی است. خیلی از خوانندگان می گویند مافیای موسیقی پاپ نمی گذارد کارهایمان دیده شود. می خواستم ببینم شما هم بعد از مشکلاتی که این مدت داشتید این جریان را می پذیرید؟

نباید بگوییم مافیا؛ این طوری خودمان دستی دستی آن قدر بزرگشان می کنیم که مجبور شویم به حضور قوی آنها گردن بنهیم و بپذیریمشان. بعد از یک دهه حضور در کنار مردم و خاطراتی که با هم داریم، خنده دار است بگویم مافیایی وجود دارد که می تواند این کار را بکند. من خواننده از هر مافیایی قوی تر هستم. مافیا هیچ وقت نمی تواند در برابر قدرت یک موزیسین بایستد.

اگر یک جوان تازه کار این حرف را بزند، پذیرفته است چون جوان ها در ابتدای کارشان به این افراد پناه می برند و فکر می کنند که اینها می دانند راه و چاه کدام است اما برای یکی مثل من که از ابتدا کارم را با یک ضبط کوچک و یک کاست قدیمی شروع کرده ام و هیچ پخشی نداشته ام و استودیو نرفته ام این شوخی است.

البته این موضوع بی تأثیر هم نیست. نمونه اش همین که وقتی داری با شرکت مورد نظرت قرارداد می بندی، فکر می کنی این کاغذها قرار است بین تو و شرکت باشد اما بعد می بینی که این طور نیست و این کاغذها برای استفاده در خیلی جاهای دیگر است. یک جمله در همین قراردادها وجود دارد که من هر وقت می بینم اول می خندم و بعد تأسف می خورم. نوشته که امتیاز این اثر در زمان حیات و بعد از ممات متعلق به فلان شرکت است. اثر اما وقتی منتشر می شود نه برای من و نه برای شرکت است. اثر برای مردم است. صاحب اثر وجود ندارد. خود من که ساختمش صاحبش نیستم. وقتی یک نفر روبه روی من قرار می گیرد و می گوید آقای صادقی خیلی دوست داشتم «فراموشی» را مثل روز اول می خواندید، پس او صاحب اثر است. منی که کار را ساختم حق ندارم جور دیگری بخوانمش.

فکر می کردم چون مدتی بنا به مشکلاتی از صحنه دور بوده اید، شما هم از مافیای موسیقی بنالید.

ببینید، هیچ چیز نمی تواند باعث شود صدای من به مردم نرسد. اگر هر اتفاقی جلوی خواندن من را بگیرد، صدایم را جور دیگری به گوش مردم می رسانم. وقتی نشد بخوانم، فیلم بازی می کنم. وقتی نشد فیلم بازی کنم، کلیپ می زنم. این هم نشد، تیتراژ می سازم. همه اش هم نشد، شیوه خواندن و شعر و موسیقی ام را می دهم یک نفر دیگر بخواند. می دانید، می خواهم بگویم نمی شود جلوی هنر را گرفت؛ بالاخره از جایی جلوه می کند.

پس به نظر شما یک موزیسین قوی تر از این حرف هاست.

قطعاً یک موزیسین از همه جریان ها قوی تر است. خیلی خنده دار است و ضعف مرا نشان می دهد که بگویم مافیایی هست که می تواند جلوی موسیقی مرا بگیرد. شاید بتواند مرا اذیت کند و نگذارد روی صحنه بروم اما نمی تواند مرا از ذهن و دل مردم بیرون بکشد؛ مگر اینکه خودم کاری بکنم که مردم فراموشم کنند.

شما دنبال اتفاق تازه و نگاه متفاوت در همه آلبوم هایتان بوده اید. این روند را در «همین» چطور ادامه دادید؟

خواسته ام مردم بدانند با شادی و پایکوبی می توان به زندگی ادامه داد و به جنگ مشکلات رفت. وقتی ما غمگین باشیم زیاد اهمیت نمی دهیم دور و برمان مرتب است یا نه اما وقتی شاد باشیم تفاوت اینها را با هم خوب می فهمیم. برای همین گفته ام:

برقص نترس بمون بخون

من بیدارم تنهات نمی ذارم

در این آلبوم خودم را نقض کردم. در «کفش آهنی» خودم از خودم برنده شدم. «وایسا دنیا» را که ساختم مردم دوستش داشتند اما احساس کردم هر آن چیزی که می شد از جهان بد گفت را گفته ام. درد گفته ام اما دریغ از اینکه راه درمانی ارائه داده باشم... این بار درصدد این برآمدم که بگویم چگونه باید با مشکلات جنگید. این بود که «کفش آهنی» را ساختم.

این بار دیگر از دنیا نمی خواهم که بایستد تا من پیاده شوم. پیاده نمی شوم که فکر کند می ترسم. می خواهم بایستم دنیا را به زانو درآورم و بعد بروم. در کل دیگر دوست ندارم به زانو زدن، کم آوردن و خسته شدن فکر کنم. دوست دارم پیش بروم و موفق باشم.

پس آلبوم «همین» حال و هوای رضا صادقی در روزهای سخت زندگی اش است.

بله، من اینها را در بدترین شرایط روحی ام نوشتم و چقدر به من کمک کرد. امیدوارم به بقیه هم کمک کند.

پس در واقع داشتید با خودتان می جنگیدید؟ و یا شاید یک جور پوست انداختن را تجربه می کردید.

بله، من فقط خودم هستم که می توانم پشتم را به زمین بزنم و هیچ کس دیگر نمی تواند.

حالا هم که باید خواند و پایکوبی کرد و شاد بود. پس در موسیقی تان از غم به شادی رسیدید.

نه فقط موسیقی، بلکه همه زندگی ام. می شود گفت زایشی بود که خیلی دردآور، رنج آور و مرگ خیز بود. تا لبه انحطاط پیش رفتن و بعد به دنیا آمدن و لبخند. این داستان یک سال گذشته من بود.

«همین» کنسرت هم خواهد داشت؟

بله، همین روزها. ۲۸ و ۲۹ اردیبهشت اجراهایی خواهیم داشت.

از کارهای قبلی تان کدام را اجرا می کنید؟

«مشکی رنگ عشقه» را اجرا می کنم اما بقیه کارهایم را فعلاً نمی توانم اجرا کنم.

این روزها همه جا حال و هوای انتخاباتی به خود گرفته است. شما هم وارد سیاست می شوید و مثلاً برای نامزدها شعری یا ترانه ای می خوانید؟

دولتم دولت عشق است؛ نه این طرفی و نه آن طرفی. بیشتر می خواهم به فضای درونم بپردازم.

چقدر تلویزیون می بینید؟

خیلی کم. خیلی درگیر کارهایم هستم.

برنامه های عید را دیدید؟

دوست داشتم ببینم نشد. اما از اطرفیانم شنیده ام صداوسیما در ایام عید نوروز برنامه های خوبی داشته است.

چقدر اهل فوتبال هستید؟

خیییییلی زیاد!

آن قدر که اگر بپرسم طرفدار کدام تیم هستید سریع و صریح جواب بدهید؟

بله، با افتخار می گویم که یک پرسپولیسی سرسخت و یک رئالی متعصب هستم. من پرسپولیسی بودم، بعد از دوستی با علی انصاریان پرسپولیسی تر هم شدم. راستی دلم خیلی برای انصاریان تنگ شده است.


اصولاً هنرمندان می گویند مثلاً استقلالی هستم اما ننویسید چون ممکن است دوستدارانم کم شوند.

مخاطب من مگر قرار است بازی مرا ببیند؟ مخاطب آن قدر باشعور است که می داند من هم مثل خودش انسان هستم و تیم مورد علاقه ای برای خودم دارم. تعلقات شخصی دارم. آقای قلعه نویی را هم خیلی دوست دارم. بردهای استقلال را هم دوست دارم اما قطعاً تیم شخصی ام را بیشتر دوست دارم. اتفاقاً حتماً این موضوع را بنویسید. می خواهم ثابت کنم مخاطب ما چقدر آگاه و خردمند است.

شما بازیگری را هم تجربه کردید. از بازی در فیلم «بی خداحافظی» راضی بودید؟

این فیلم قرار نبود در جشنواره فیلم فجر حضور داشته باشد، یک فیلم کاملاً تجاری بود؛ وقتی شنیدم به بخش مسابقه جشنواره راه پیدا کرده دلم برای جشنواره سوخت! جشنواره ها باید راهی برای ابراز تفکرات هنری باشند. حالا خودتان حسابش را بکنید وقتی یک فیلم تجاری را به بخش مسابقه جشنواره راه می دهند. و اما فیلم، آن را به عنوان یک فیلم تجاری دوست داشتم و بعد از چهار سال به اصرار تهیه کننده در آن حضور پیدا کردم. چون می گفتم من بازیگر نیستم و آنها از من بازی یک بازیگر را می خواستند. آخر کار به این نتیجه رسیدیم که بخشی از زندگی مرا در قالب زندگی هنرمندی که از شرایط و محیط اطراف خود لطمه می بیند، ارائه دهیم. زمانی که هنوز برای پذیرفتن پیشنهاد بازی در این فیلم مردد بودم، احمد امینی که کارگردانی آن را به عهده داشت، با لبخندی مهربان به من گفت: «پسرم خودت را به من بسپار». همین یک جمله این مرد بزرگوار در من حس آرامشی ایجاد کرد که بتوانم خودم را برای بازی در این فیلم راضی کنم. با این استدلال که به یک پدر می توان به راحتی گلایه کرد، خودم را به او سپردم. البته بقیه عوامل فیلم هم آن قدر محترم بودند که مجاب شدم بازی در این فیلم را بپذیرم.

موضوع فیلم هم برایتان جذابیت داشت؟

بله، چون برای اولین بار در این فیلم نشان دادیم که یک هنرمند وقتی مجوز نگیرد، نه معتاد می شود و نه از ایران می رود. تأثیر مخرب رفتارهای بد اطرافیان یک هنرمند، خیلی کشنده تر از سم مجوز نگرفتن است. هنرمند از سم اطرافیانش به کما می رود.

باز هم در عرصه بازیگری فعالیت می کنید؟

دنیای ادبیات و موسیقی آن قدر برایم شیرین است که نیازی به دنیای دیگری ندارم اما این فیلم هم زیبایی های خودش را داشت و آن قدر برایم خاطره محترمی است که فکر می کنم خدا آن را به من هدیه داده است.

بگذارید برای سؤال آخر یک موضوع متفاوت را مطرح کنم... قرار بود اسفند سال ۹۰ برای ویژه نامه نوروزی سروش با شما گفت و گو کنیم اما روزی که تماس گرفتیم مراسم عقد شما بود. ما هم خوشحال شدیم اما در نهایت فرصتی برای گفت وگو نماند. حالا که بیش از یک سال از ازدواجتان می گذرد، فکر می کنم خوب است کمی هم درباره ازدواج حرف بزنید چون این روزها اغلب جوان ها به یکدیگر توصیه می کنند که ازدواج خوب نیست و اشتباه است و از این قبیل حرف ها...

خب اشتباه می کنند؛ ازدواج اتفاق بسیار خوبی است. حالا خانه ام گرم است. رویاهایم گرم است. غذایم گرم است.

همین است که می گویند مردهای ایرانی شکمو هستند.

همین مزاح ها هم شیرین است.

شوخی کردم.

می دانم. باور کنید در یک سال گذشته روزهایی بود که های و هوی تماشاچی نداشتم اما کسی بود که جای همه تماشاچی هایم را برایم پر کرد. الکی از من تعریف می کرد. یک وقت هایی از من برنده ترین آدم دنیا را می ساخت، گاهی هم بزرگ ترین آدم دنیا.

و حالا رضا صادقی خودش را خوشبخت ترین مرد دنیا می داند؟

بله، چون واقعاً خوشبخت است. همیشه فکر می کردم سه تا بچه خواهم داشت. بچه هایی که من بهشان بال داده ام، پرواز کرده اند و رفته اند آسمان پیش خدا تا به وقتش که برایشان مادر خوبی انتخاب کردم بیایند و زندگی ام را شیرین تر کنند.

بچه هایتان اسم هم دارند؟

بله. قصه، عشق و ایلیا.

از همین حالا می گوییم خدا برایتان حفظشان کند.

ممنونم از شما. اما حالا مطمئنم مادر خوبی هم برایشان انتخاب کرده ام. دنیای تأهل از نظر من دنیای پدرانگی و مادرانگی است. ازدواج صرفاً این نیست که کسی در آشپزخانه باشد. از همراهی همسر نیما و شاملو بسیار شنیده ام و با همین تفاسیر که اگر روزی آن قدر بزرگ شدم که در ذهن مردم ماندگار شوم، بگویند رضا همراه قابلی داشت. جلد آلبوم «همین» را هم همین همراه عزیزم زده است.

با جلد آلبوم های قبلی تان خیلی فرق دارد!

بله، در آلبوم های قبلی دستم را زده ام زیر چانه ام و بسیار مدعیانه ژست گرفته ام اما در این طرح رضا صادقی خود خودش است. سرش پایین است و خودش است و دنیایش.

برایتان آرزوی موفقیت می کنیم و امیدواریم به زودی شاهد انتشار دیگر آثارتان هم باشیم.

من هم از شما ممنونم که برای این گفت و گو وقت گذاشتید. از مردم خوب کشورم هم تشکر می کنم و بی نهایت دوستشان دارم. امیدوارم لایق مهربانی هایشان باشم و محبت هایشان را جبران کنم.

گفت وگو از زینب مرتضایی فرد





نوع مطلب : موسیقی، 
برچسب ها : رضا صادقی، سلطان غم، اجرا، کنسرت،
لینک های مرتبط :




خواننده پاپ کشورمان کنسرت ۳D برگزار می کند



یک خواننده پاپ کنسرت ۳D برگزار می کند



احسان حق شناس برای اولین بار یک کنسرت ۳D را بروی صحنه می برد.

احسان حق شناس که سال گذشته آلبوم «فرکانس» را در بازار موسیقی کشور منتشر کرد، ۲۶ اردیبهشت در سالن اریکه ایرانیان تهران به اجرای برنامه خواهد پرداخت.

طبق اعلام برگزارکنندگان، این برنامه قرار است نخستین برنامه ای در ایران باشد که در آن از پرده های نامرئی استفاده شده و نمایش های تصویری روی این پرده ها به صورت ۳D پخش می شوند.

رهبری ارکستر حق شناس را در این اجرا بهنام کریمی بر عهده دارد و این اجرا ساعت ۲۱:۳۰ برگزار خواهد شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : موسیقی، 
برچسب ها : بابک حق شناس، کنسرت، سه بعدی، موسیقی،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic