دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان
چهارشنبه 8 خرداد 1392



روان شناسی کلاه قرمزی



کلاه قرمزی




ماجرا از آنجایی شروع شد که یک روز به اتفاق اعضای تحریریه دور هم نشسته بودیم و در مورد ایمیل ها و پیامک هایی که برای «آداب تربیت» در رابطه با مشکلات با فرزندانتان فرستاده بودید صحبت می کردیم؛ انگار همه شما همان درد مشترک ناگفته ای که ما داریم، نوشته بودید؛ نیاز مبرم خانواده ها به درآمد پدر و مادر، پیش آمدن فرصت های شغلی مناسب برای هر دو و جدایی بیشتر آنها از بچه هایشان...

همه از فرصت کم با هم بودن حرف می زدیم و بدتر از آن ترس از اوقاتی که بچه ها تنها در خانه رها می شوند و پای تلویزیون و دستگا ه های پخش CD می نشینند. اینکه ما از محتوای این برنامه ها اطلاع نداریم، از کجا باید یک سی دی خوب برای کودکان تهیه کرد و مشخصات آن چه باید باشد، دغدغه دیگر والدین بود و رسیدیم به این بحث که ما برنامه های خوب و آموزنده برای کودکان نداریم اما در بینمان یک نفر به شدت مخالف این موضوع بود و شروع کرد به قانع کردن جمع؛ خانم دکتر بدری سادات بهرامی، مشاور خانواده و مدرس دانشگاه، بالاخره توانست ما را قانع کند. گفت وگوی ما را بخوانید و حتما نظرهای خود را برای «آداب تربیت» بفرستید.

استدلال شما در تاکید بر اینکه برنامه های خوبی برای آموزش مهارت زندگی به بچه ها و حتی والدینشان وجود دارد و اسامی این برنامه های خوب چیست؟

من قصد ندارم بگویم برنامه های بی محتوا که حتی گاهی تکیه کلام های نادرست یا رفتارهای ناشایست را به کودکان و نوجوانان می آموزند، وجود ندارد اما معتقدم نباید با عینک بدبینی نگاه کرد و برخی واقعیت ها را نادیده گرفت. کافی است کمی نکته سنج باشیم و از خود بپرسیم چرا یک برنامه کودک این همه سال ماندگار می شود و با همان اندازه طرفدار که داشته، پیش می رود؟ منظورم از چند سال، یکی، دو سال و ۱۰ سال نیست، برنامه کلاه قرمزی و پسرخاله بیش از ۲۵ سال عمر دارد. کودکی پسرهای من با این برنامه گذشت. پسرم که ۲ ماه دیگر پدر می شود، وقتی کودک بود با اشتیاق این عروسک شیطان را دنبال و درخواست می کرد آن را برایش بخرم. به نظر من نه فقط کلاه قرمزی و پسرخاله، بلکه رفتار آقای مجری یا همان آقای طهماسب هم در این برنامه واقعا به عنوان یک بزرگ تر دانا از نگاه روان شناسی قابل تقدیر است و می تواند الگو باشد.

به نظر شما دلیل ماندگاری این برنامه پرمخاطب، نگاه ویژه نویسندگان آن است؟

بله، امیدوارم تا چند وقت دیگر CD کلاه قرمزی را برای نوه ام بخرم. نویسنده ها آقای «ایرج طهماسب» و «حمید جبلی» بسیار هوشمندانه و درست مطابق زندگی واقعی قشر متوسط جامعه ما با کنار هم قرار دادن ۲ شخصیت متفاوت از کودکان، با هدف مشخصی داستانی را تعریف می کنند که در آخر آن معلوم می شود نقشه های بچه های بازیگوشی مانند کلاه قرمزی که مدام دلشان می خواهد از راه های میان بر و بدون زحمت به خواسته خود برسند، عملی نمی شود. مثلا کلاه قرمزی با شگرد کودکانه و زبان بازی همیشه سعی دارد در دل بزرگ ترها نفوذ کند و قوانین را بشکند اما به این نتیجه می رسد که آن قاعده و قانون ها در نهایت به نفع خودش بوده است؛ اگر تکالیف مدرسه اش را خودش انجام می داد و از کس دیگری نمی خواست آنها را بنویسد، حالا موقع امتحان که مهارت فردی او را می سنجند، سردرگم نمی ماند. در کنار این موضوع مهم که نگاه ویژه و هوشمندانه نویسنده را می رساند، آقای طهماسب به والدین یاد می دهد چطور، کی و کجا باید به بچه فرصت بچگی کردن بدهند، کجا جلوی او بایستند و چطور او را به سوی هدف سوق دهند. درست به همین دلیل است که این برنامه مخاطب کودک و بزرگسال را یکجا دارد.

شاید ساعت پخش آن در نوروز هم علت این استقبال باشد چون ساعت ۸ شب اغلب خانواده ها پای تلویزیون می نشینند.

به نکته مهمی اشاره کردید و یادم آوردید تاکید کنم خانواده ها نباید همه به اتفاق جلوی تلویزیون بنشینند و بدون آنکه مطلع باشند چه برنامه ای قرار است پخش شود و مناسب کودک یا نوجوان هست یا نه، بچه ها را در معرض برنامه هایی که مناسب سنشان نیست، قرار دهند. حتی دیدن اخبار که امکان دارد صحنه های جرم یا پرخاشگری و جنگ را نشان دهد یا برخی سریال ها مناسب بچه ها نیست و آنها را از برنامه های تربیتی که برایشان داریم، دور می کند.

شما که به عنوان یک مادر در مورد برنامه یا محصول فرهنگی مناسب بچه ها نظر می دهید، خودتان هم کنار پسرتان به تماشای برنامه ها می نشستید؟

بله، به خصوص اگر برایش یک فیلم یا کارتون جدید می گرفتم، حتما قبل از او خودم آن را تماشا می کردم و به نظرم این نکته مهمی است که همه والدین باید به آن توجه کنند. بچه ها به دلیل قدرت خیال پردازی فوق العاده ای که دارند، با شخصیت های کارتونی همذات پنداری می کنند و از آن الگو می گیرند پس ما باید بدانیم قرار است چه ببینند.

می خواستم دقیقا به همین جا برسید تا بگویم بچه ها از شخصیت کلاه قرمزی که نماینده بچه های به قول شما بازیگوش و زبان باز است، الگو می گیرند آن هم بدون توجه به پایان ماجرا؛ چون گاهی نقش منفی برایشان محبوب است.

بله، اما به شرطی این اتفاق می افتد که مادر یا پدر کنار آنها نباشند. اگر والدین با کودک داستان را تحلیل کنند و در موردش حرف بزنند، چنین نخواهدشد. پدر و مادرها باید بدانند وقتی کودک پای تلویزیون نشسته، لحظه رها شدن آنها از مسوولیت تربیت نیست. هرگز این مسوولیت سلب نمی شود و اگر باهوش و جزو والدین آگاه باشند، از ساعت بازی با کودک یا تماشای فیلم به دلیل خصوصیت ویژه ای که دارند، بیشتر بهره می گیرند تا دنیای فرزندشان را بشناسند و به او نزدیک شوند.

مگر لحظه های بازی با کودک چه مشخصه ویژه ای دارد؟

بچه ها همواره در زندگی خود در هر دوره رشدی با ترس مواجه اند. آنها از ما بزرگ ترها که منبع قدرتیم واهمه دارند و برخی احساسات و عواطف خود را سرکوب می کنند اما حین بازی و در مواجهه با عروسک و اسباب بازی (ماشین، هواپیما، حیوان و...) برون ریزی می کنند و این احساس امنیت و رهایی وقت خوبی است که به دنیای آنها سرک بکشیم و آسیب های احتمالی که بر آنها وارد شده، بشناسیم. روان شناسان در تکنیک بازی درمانی از همین نکته استفاده می کنند. بچه ها با عروسک بابا، مامان، بچه، خاله و... بازی می کنند و درست با همان صحبت ها و واکنش هایی که در طول زندگی واقعی با آنها مواجه اند، به جای عروسک بابا و مامان و... حرف می زنند. اگر کمی به خاله بازی بچه ها دقت کنید، می بینید گفته های شما و همسرتان، آنچه در صحبت های تلفنی می گویید و... را بازگویی می کنند. اگر به آنها پرخاش می کنید یا قربان صدقه می روید، همان را بازی می کنند.

استفاده از ترانه و موسیقی هم در مجموعه کلاه قرمزی و پسرخاله شاید نکته مثبت دیگری باشد. موافقید؟

اگر بگویم باز هم این نگاه کارشناسانه نویسنده ها را می رساند، تعجب می کنید. بچه ها از کلام پسرخاله و کلاه قرمزی تاثیر می گیرند اما به دلیل ریتمی که در ترانه وجود دارد و همراهی آن با موسیقی، تاثیری که از آن خواهندگرفت چند برابر کلام است. شاید برایتان جالب باشد که بچه ها چطور ترانه ها را حفظ می شوند و زمزمه می کنند با اینکه طولانی و پرکلمه اند. می شود برای بچه های پرخاشگر کارتون هایی خرید که نقش اول و محبوب در آن به جای خشونت در رسیدن به هدف از شیوه مناسب استفاده کند. می توانید بدون قضاوت، درست همانند کسی که همسن او است به تماشا بنشینید و بدون نصیحت کردن و طعنه زدن به دنیای او سرک بکشید و مشکلش را دریابید. کارتون هایی که موسیقی نت های آرامش دهنده دارند برای آدم های عصبی و پرخاشگر مناسب تر است.

حالا اگر بچه ای به یک برنامه یا سی دی، هر چقدر هم خوب اعتیاد و وابستگی پیدا کرد، چه باید بکنیم؟

اگر پدر و مادر برای کودک وقت بگذارند، قبل از اینکه این اتفاق بیفتد متوجه می شوند و با اقدام های مناسب از آن پیشگیری می کنند اگر هم این حالت پیش بیاید، می توان بسیار آگاه و ظریف وارد عمل شد تا از وابستگی کاسته شود چون هدف ما این است که از زمان نشستن بچه ها پای تلویزیون بکاهیم. از فرزندمان می خواهیم اول درسش را بخواند بعد کلاه قرمزی ببیند یا اول حمام کند، لباس هایش را مرتب کند و هزار کار دیگر که پدر و مادر مناسب می داند، می تواند پیش شرط تماشای سی دی باشد. حتی می توان برای زمانی که ذهن کودک برای تماشا شرطی شده و وابستگی پیدا کرده، یک فعالیت جایگزین در نظر گرفت. مثلا اگر فرزندتان به محض بازگشت از مدرسه می خواهد کلاه قرمزی ببیند؛ می توانید او را به پارک، نمایشگاه گل، خرید یا هر کاری که علاقه دارد، درست همان ساعت دعوت کنید تا کم کم عادتش ترک شود.

الهه رضاییان



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ و هنر، سینما، رسانه ها، فیلم و سینما، 
برچسب ها : کلاه قرمزی، پسرخاله، پسرعمه زا،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic