دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان

وقتی صحبت از لزوم حریم خصوصی در روابط میان فردی می شود، همه موافق هستند به اینکه هیچ فردی به ما نمی تواند آنقدر نزدیک باشد که همه اسرار درونی مان را با او در میان بگذاریم. اصلا در میان گذاشتن تمام آنچه در درون ما می گذرد یا مسائلی که برای ما پیش می آید به یک نفر، با عقل نیز سازگار نیست.

بگذارید همسرتان نفس بکشد!

اما اگر صحبت به لزوم حریم خصوصی در روابط همسران برسد، برخوردها متفاوت می شود. برخی چنان موضع گیری می کنند که گویی وجود حریم خصوصی در رابطه همسران قدم اول طلاق یا حداقل قدم اول طلاق عاطفی است.

البته از حق نگذریم در مقابل نیز برخی چنان از لزوم حریم خصوصی در رابطه طرفداری می کنند که گویی می خواهند همسران را به دو نفر با داشتن رابطه ای در حد همکاری سوق دهند؛ اما حد میانه و نقطه تعادل در این بین کجاست؟

همیشه برخوردهای همراه با افراط و تفریط از آنجایی ناشی می شود که افراد باورهای اشتباهی در مورد موضوع دارند. در رابطه با موضوع داشتن حریم خصوصی در رابطه همسران نیز داستان به همین منوال است. متاسفانه باورهای غلطی در این مورد وجود دارد که به موضع گیری هایی غیرمنطقی منجر می شود. باورهایی که در این شماره برخی از آنها را مرور می کنیم.

«ازدواج شریک شدن در همه ابعاد است؛ پس حریم خصوصی در روابط همسران بی معناست.»

بسیاری از همسران تصور می کنند وجود حریم خصوصی معنایی ندارد و تصور می کنند هر چقدر بیشتر به همسرشان نزدیک باشند بهتر است. اگر به یاد داشته باشیددر مورد عوارض خودتمایزنیافتگی مطلبی داشتیم و اشاره کردیم که نبود استقلال عاطفی در همسران، خود یکی از دلایل طلاق به شمار می رود.

داشتن حریمی خصوصی در روابط با اطرافیان از جمله با همسر، یکی از نشانه های استقلال عاطفی به شمار می رود. هر چند حریمی که در ارتباط با همسر وجود دارد متفاوت با دیگران است.

اما اگر هنوز هم به لزوم حریم خصوصی قانع نشده اید بد نیست به این نکته توجه داشته باشید که همسرانی که هیچ حریم خصوصی برای خود و همسرشان قائل نیستند غالبا در روابط خود با همسرشان دچار سوءتفاهم هایی جدی می شوند. یکی از رایج ترین این موارد نقش دادن به همسر به شکلی افراطی است.

به عنوان مثال این افراد همسر خود را مسئول تمام احساسات خود دانسته و از او انتظار دارند تا او را خوشحال کند و یا زمانی که ناراحت و عصبانی هستند، همسرشان فکری به حال آنها بکند؛ موضوعی که می تواند باعث اختلاف، کشمکش و البته احساس سرخوردگی شدیدی در روابط بین همسران شود.

«وجود حریم خصوصی نشاندهنده عدم اعتماد همسران به هم است.»

این تصور از آنجا ناشی می شود که همسران به اشتباه وجود حریم خصوصی را مساوی با دروغگویی و مخفی کاری در نظر می گیرند، در حالی که اگر تصویر درستی از این موضوع داشته باشند متوجه خواهند شد که همسران می توانند به هم اعتماد داشته باشند، موضوعاتی که به بهبود یا عمق بخشی رابطه آنها کمک می کند را از همدیگر مخفی نکنند اما در عین حال هر یک حریمی خصوصی داشته باشند.

«من هم دوست همسرم هستم، هم همسر او، او نیازی به داشتن حریم خصوصی ندارد.»

واقعیت این است که هر چقدر هم همسران به هم نزدیک باشند و از نظر عاطفی به هم وابسته و هر چقدر هم احساس کنند همدیگر را به صورتی کامل درک می کنند، باز هم در زندگی آنها موضوعاتی وجود دارد که به دلیل تفاوت های مردان و زنان، همسران احساس خواهند کرد که نمی توانند آنها را با همسر خود در میان بگذارند. به عنوان مثال جزیی نگری خانم ها باعث می شود آنها به موضوعاتی توجه داشته باشند که در صورتی که با همسر خود در میان بگذارند، با واکنش منفی او مواجه شوند.

یا ممکن است جنس قضاوت آقایان در مورد مسائل مختلف و افراد به شکلی باشد که خانم واکنشی منفی به آن نشان دهد. در این وضعیت مطرح نکردن صحبت هایی که اصطلاحا زنانه یا مردانه هستند با همسر، نه تنها عجیب نیست که شاید بتواند مانع ایجاد سوءتفاهم در رابطه همسران شود.

و در مقابل اگر قرار باشد شما اصرار زیادی داشته باشید تا همسرتان همه چیز را با شما در میان بگذارد، این موضوع احتمال دلخوری را بیشتر خواهد کرد.

«من حریم خصوصی خودم را دارم، اگر همسرم نمی خواهد حریمی برای خود قائل شود، مشکلی نیست.»

توجه داشته باشید که رابطه همسران در ازدواج رابطه ای همراه با بده و بستان است. اگر قرار باشد یک نفر همه اش در حال دادن باشد و طرف مقابل متناسب با او رفتار نکند، احتمالا بعد از مدتی مشکل ایجاد خواهد شد. در عوض اصرار روی حفظ مرزهای شخصی خود، سعی کنید در درجه اول با جلب اعتماد همسرتان و سپس با دادن آزادی های منطقی به او هم از وجود حریم خصوصی برای خودتان حساسیت زدایی کنید و هم همسرتان را تشویق به داشتن حریمی شخصی برای خودش کنید.

«حریم خصوصی من، پیش از ازدواج با بعد از آن تفاوتی ندارد.»

اگر قرار باشد تصور کنید همانطور که والدین یا خواهر و برادر شما مرزهای شخصی شما را رعایت می کرده اند، همسرتان نیز باید همانگونه رفتار کند، احتمالا بعد از مدتی متوجه خواهید شد که در رابطه شما و همسرتان مشکلاتی ایجاد شده است. بهتر است در نظر داشته باشید که نزدیکترین فرد به شما از نظر احساسی همسرتان است، پس اگر تمایل به مخفی کردن حجم زیادی از مسائلی دارید، احتمالا ایرادی در رابطه شما وجود دارد. شاید این سوال برای شما ایجاد شود که چه میزانی از داشتن حریم خصوصی در رابطه همسران ایراد دارد؟ هر چند پاسخ دقیق دادن به این سوال از هر همسری تا همسر دیگر متفاوت است اما می توان خط قرمز مشخصی را برای تمام همسران تعریف کرد. اگر میزان حریم شخصی یا به عبارتی «من» در رابطه همسران بیش از رابطه مشترک آنها یا «ما» است یا کیفیت آن را تحت تاثیر قرار می دهد، همسران باید در تعریف خود از حریم خصوصی تجدید نظر کنند.

«حریم خصوصی برای تمام همسران یکسان است.»

روابط هر کدم از همسران با یکدیگر ویژه و منحصر به فرد است. به همین دلیل نیز نمی توان برای آنها به صورت مطلق قانونی وضع کرد. به عنوان مثال همسرانی که هر دو شاغل هستند نیاز دارند تا حریم خصوصی متفاوتی نسبت به همسرانی داشته باشند که تنها یکی از آنها شاغل است. در عین حال که شخصیت هر کدام از همسران نیز در این امر تعیین کننده است. به عنوان مثال نیاز افراد درونگرا و برونگرا در داشتن حریم خصوصی و میزانی که آنها برای حریم خصوصی خود در نظر می گیرند متفاوت است. شرایط تربیتی افراد در خانواده ها نیز دراین امر بی تاثیر نیست.

به عنوان مثال فردی که در خانواده ای پرجمعیت بزرگ شده و همیشه با خواهران یا برادران خود یک اتاق داشته شرایطی متفاوت با فردی دارد که تک فرزند است یا همیشه در خانواد خود اتاقی مجزا داشته است. به خاطر همین دلایل نیز نمی توان نسخه واحدی برای همه همسران پیچید. از طرفی برخی ویژگی های شخصیتی مانند دیر اعتماد کردن یا سوءظن داشتن می تواند موضوع حریم خصوصی در رابطه همسران را با پیچیدگی هایی خاص همراه سازد.

«از ابتدا تا انتهای ازدواج حریم خصوصی همسران یکسان است.»

این نیز از آن اشتباهاتی است که برخی همسران مرتکب می شوند. واقعیت این است که تنها زمانی وجود حریم خصوصی ایجاد مشکل نمی کند که همسران به اندازه کافی از همدیگر شناخت داشته و البته به همدیگر اعتماد داشته باشند. پس طبیعی است که در اوایل ازدواج که هنوز شناخت زیادی از هم شکل نگرفته ممکن است اصرار بر ایجاد حریم خصوصی ایجاد سوءتفاهم کند.

از سویی در برخی موقعیت ها ممکن است یکی از همسران ترجیح دهد به صورتی موقت حریمی وسیع تر برای خود قائل شود. البته این موضوع بیشتر در مورد آقایان صدق می کند، چرا که با توجه به بالا بودن پیوندجویی در خانم ها تمایل دور شدن از همسرشان ممکن است کمتر پیش بیاید.

گاهی نیز تغییر در شرایط زندگی می تواند وضعیت را به صورتی موقت دچار تغییر کند. به عنوان مثال همسرانی که ناچارند در شهری دور از خانواده و دوستان سابق خود زندگی کنند، ممکن است تا مدتی احساس کنند تمایلی به داشتن حریم خصوصی سابق خود ندارند.





نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، سلامت جنسی، 
برچسب ها : همسرداری، نفس، حریم خصوصی، ازدواج ناکام، رابطه زناشویی، روابط زناشویی،
لینک های مرتبط :


شما مادر همسرتان شده​اید؟بشوید؟نشوید؟




تا به حال شده‌ که  چنین مواردی را به همسرتان بگویید؟ «عزیزم! كیف پولت را فراموش نكنی؟»، «موقع برگشتن فراموش نكنی لباس‌ها را از خشكشویی بگیری؟»، «قبض برق را پرداختی؟»، «چند بار بایدگفت این حوله‌های خیس را روی زمین نینداز؟»، «اگر با این لباس نازك بیرون بروی، حتما سرما می‌خوری» و... ‌اگر چنین جمله‌هایی را گفته‌اید باید بدانید مرتكب اشتباه شده‌اید و این اشتباه، یكی از معمول‌ترین و مخرب‌ترین عادت‌های ارتباطی با مردهاست؛ یعنی به گونه‌ای با آنها رفتار می‌كنیم، گویی كودكی بیش نیستند و اینطور فرض می‌كنیم كه ناتوان هستند و نمی‌توانند از خودشان مراقبت كنند و نیاز دارند كه ما زندگی‌شان را بگردانیم و این می‌تواند آثار مخربی روی زندگی ما بگذارد؛ در این مطلب سعی كرده‌ایم تا تمام زوایای این اشتباه را برایتان روشن کنیم.


شما مــــادر همسرتان شده​اید؟

  با این رفتارها مثل مادرش می‌شوید

1. در حق آنها بیش از حد مفید واقع شدن و انجام دادن كارهایی كه باید خودشان انجام بدهند؛ مثلا: به دنبال كلیدش می‌گردیم، لباس‌هایش را پشت سرش جمع می‌كنیم و...

2. راه انداختن بازی‌های كلامی با آنها مثل بازی حدس بزن برای بیرون كشیدن اطلاعات از آنها؛ مثلا می‌گوییم: گرسنه‌ای؟ دوست داری كمی آش برایت درست كنم؛ نه؟ برایت ماهی درست كنم؟ دسر چطور؟ با یك سوپ موافقی؟ زیاد جالب به نظر نمی‌آید؟ خب بگذار فكر كنم. یك ساندویچ گریل شده چطور است؟ آن را هم دوست نداری؟

3. معمولا چنین فرض می‌كنیم؛ مردها كم‌حافظه بوده یا فراموشكار هستند و اطلاعاتی كه باید خودشان به خاطر داشته باشند را به آنها گوشزد می‌كنیم: یادت باشد وقتی رسیدی زنگ بزنی، یادت نرود بچه را از كلاس موسیقی‌اش برسانی خانه، یادت باشد آشغال‌ها را دم در بگذاری، وقت دكترت یادت نرود! و...

4. آنها را نكوهش می‌كنیم، گویی بچه‌اند؛ «چطور می‌توانی بدون ژاكت بیرون بروی؟ نمی‌بینی هوای بیرون سرد است؟»، «چندبار باید بگویم قبل از اینكه بخوابیم چراغ‌ها را خاموش كن؟»، «صورتحساب‌های برق خیلی بالا رفته» و...

5. به عهده گرفتن كارهایی كه فكر می‌كنید نمی‌توانند به‌درستی انجام دهند؛ مثلا اینکه بگویید: «من به خرید کردن تو اعتماد ندارم چون...»

6.  اصلاح كردن اشتباهات‌شان و امر و نهی كردن به آنها؛ مثلا: «اگه جای تو بودم الان از سمت چپ رانندگی می‌كردم» یا «از آن مسیر برو که ترافیک نباشد.»

  رفتار شما او را بچه می‌کند

شاید بگویید که در بسیاری از مواقع، مردان به تذکر چنین مواردی نیاز دارند اما موضوع این نیست؛ موردی كه در اینجا اهمیت دارد این است كه وقتی با یك مرد مانند پسر بچه كوچكی رفتار می‌كنید، او نیز شما را مأیوس نكرده و مانند بچه‌ای كوچك با شما رفتار خواهد كرد. هنگامی كه انتظار دارید ناتوان، درمانده و ضعیف باشد او نیز خود را ناتوان، درمانده وضعیف نشان می‌دهد.

  چرا زن‌ها در حق همسران‌شان مادری می‌كنند؟

احتمالا متنفرید از اینكه بشنوید شما هم در حق مرد زندگی‌تان مادری می‌كردید اما باور كنید تنها شما نیستید كه این كار را انجام می‌دهید؛ دلیل این كار چیست؟ زن‌ها برای مادری كردن آموزش دیده‌ و برای آن نیز پاداش می‌گیرند. وقتی بچه بودید، یگانه الگویتان مادرتان بود و همواره شاهد بودید كه او چگونه از شما، برادر و خواهرهایتان حمایت می‌كرد؛ به این ترتیب آموختید چگونه حمایتگر، مهربان و فداكار باشید و به نیازهای دیگران رسیدگی كنید. این موضوع نیز حقیقت دارد كه شاهد بودید چگونه مادرتان به ویژه در حق پدرتان مادری می‌كرده است؛ پس بیایید به موضوع اینطور نگاه كنیم كه اگر شما شاهد بودید به جای اینكه مادرتان به طرزی رمانیك با پدرتان رفتار كند، همیشه در حق او مادری می‌كرده است، درنتیجه شما هم در كودكی چنین آموختید. پس فکر کردید این همان رفتاری است كه زن‌ها باید با مردها داشته باشند؛ درنتیجه وقتی خودتان بزرگ شدید و ازدواج كردید، عینا همین كار را با همسرتان انجام دادید.

آنها که بدشان نمی‌آید

 وقتی در حق مردها مادری می‌كنید، آنها احساس عشق می‌كنند؛ چرا؟ چون مردها در كودكی همواره شاهد بودند كه مادرشان از آنها مراقبت می‌كرده؛ بنابراین برایشان عادی است به همسر خود اجازه دهند تا این نقش را ادامه دهد. این موضوع حقیقت دارد. چنانچه مادر همسرتان مدام در حق او مادری كرده باشد، ممكن است در ذهنش مادر، همسر و حمایتگر تداعی بیشتری از كلمات عاشق، معشوق، بهترین دوست یا شریك زندگی داشته باشد. چنانچه همسرتان در كودكی محبت و توجه كافی از جانب مادر خود دریافت نكرده باشد هم با خوشحالی تمام اجازه خواهد داد تا این كار ناتمام او را برایش به پایان برسانید.

  عشق را نکشید

سریع‌ترین راه ممكن برای كشتن عشق، شور و حال و حرارت یك رابطه، مادری كردن در حق نامزد یا همسرتان است. هرچه با یك مرد بیشتر مانند مادرش رفتار كنید، او نیز به شما بیشتر فرزندگونه پاسخ خواهد داد اما موضوع این‌است كه هیچ مردی مایل نیست همسرش تبدیل به مادردومش شود.

  روزی که او شورش کند

در ابتدا مادری كردن برای نامزد یا همسرتان می‌تواند جوانب مثبتی داشته باشد اما در درازمدت اثرات بسیار مخربی را بر رابطه شما خواهد گذاشت؛ مثلا همسرتان از شما منزجر شده و علیه‌تان طغیان خواهد كرد. ممكن است از رفتارتان شكایتی نداشته باشد، حتی ممكن است اصرار كند به این كارتان ادامه دهید اما یك چیز حتمی است: او یك روز علیه‌تان شورش خواهد كرد؛ همانگونه كه تمامی پسر بچه‌ها دوست دارند روزی از مادرشان جدا شوند و خانه را ترك كنند.

اینگونه مردتان دیگر نمی‌تواند دوست‌تان بدارد

اگر با نامزد یا همسرتان مدام طوری رفتار می‌كنید كه گویی بی‌لیاقت است، متعاقب چنین رفتاری او نیز احساس ناتوانی و بی‌لیاقتی خواهد كرد و درنتیجه اعتماد به‌نفسش پایین آمده و رفتارش نیز بچگانه‌تر می‌‌شود. هنگامی كه یك مرد احساس خوبی نسبت به خودش ندارد، شما را نیز كمتر دوست خواهد داشت، زیرا احساس عزت‌ نفس یك مرد بستگی به احساس توانمندی او دارد. هنگامی كه مردی احساس می‌كند كارها را به درستی انجام نمی‌دهد، به سختی می‌تواند با شما یا خودش مهربان باشد. رفتار کردن با مردها مانند پسر بچه‌ها و به رخ كشیدن ضعف‌ها و ناتوانایی‌های آنها روی قابلیت عشق‌ورزی‌شان تأثیر منفی می‌گذارد.


چگونه از مادری كردن برای مردان دست برداریم؟

4 قدم برای نجات ازدواج‌تان


این اعتیاد را ترک کنید


اول از همه باید  از انجام دادن كارهایی كه همسرتان می‌تواند خودش انجام دهد، پرهیز كنید. رفتار مادرانه داشتن در حق همسرتان مانند اعتیاد است و تنها راه نجات از اعتیاد ترك كردن است؛ این بدان معناست كه وقتی همسرتان می‌پرسد: كلیدهایم كجاست؟ به او بگویید: نمی‌دانم. اجازه دهید خودش دنبال آنها بگردد. هنگامی كه برای مناسبت ویژه‌ای می‌خواهد خودش لباسش را انتخاب كند، نگویید كه باید كدام لباس را بپوشد. وقتی لباس‌هایش را روی زمین می‌اندازد، آنها را برایش جمع نكنید. چنانكه همسرتان عادت دارد كارهایش را برایش انجام دهید، ممكن است كمی طول بكشد تا خودش را با این رفتار جدید وفق بدهد و در ابتدا امكان دارد برایش مشكل باشد. بهتر است یأس‌ها و سرخوردگی‌هایش را تحمل كنید، زیرا مدتی طول خواهد كشید تا كارهایی را كه سال‌ها برای خودش انجام نداده انجام بدهد.

به او اعتماد کنید


قدم دوم برای ترک مادری کردن، این است که سعی کنید با  نامزد یا همسرتان مانند شخصی لایق، دانا، توانا و قابل اعتماد رفتار كنید. اطلاعاتی كه خودش می‌بایست به خاطر داشته باشد را به او یادآوری نكنید. سعی نکنید به جایش فكر كنید یا تقویمش باشید، بلكه به‌گونه‌ای رفتار كنید كه دریابد بزرگسالی فهمیده و تواناست كه شما همیشه می‌توانید روی او حساب كنید. به‌یاد داشته باشید از آنجا كه مدت‌ها در حقش مادری می‌كردید و برنامه‌هایش را ترتیب می‌دادید، كمی تنبل شده است. به طرزی ناخودآگاه ممكن است در به خاطر سپردن قرار ملاقات‌ها و مسئولیت‌هایش به شما تكیه كند؛ بنابراین طبیعی است هنگامی كه از این كار دست می‌كشید، بعضی از كارهایش را فراموش كند؛ مثلا برخی از صورتحساب‌ها را نپردازد یا اینكه آشغال‌ها را هر شب دم در نگذارد. در اینگونه مواقع سرزنش‌اش نکرده و از او انتقاد نكنید.

شما مــــادر همسرتان شده​اید؟

مثل مادرها با او صحبت نکنید


قدم سوم برای ترک این مادری کردن، آن است که آنگونه كه مادرها با بچه‌هایشان صحبت می‌كنند با او صحبت نكنید. به خودتان قول بدهید با نامزد یا همسرتان طوری صحبت نكنید كه گویی او یك پسر بچه 5ساله است. این به آن معناست كه اصلا او را نكوهش نكنید. اشكالی ندارد اگر بگویید از دستش ناراحت و عصبانی هستید، اما این كار را به گونه‌ای كه یك بزرگسال با بزرگسال دیگر انجام می‌دهد، انجام دهید، نه مثل یك مادر عصبانی كه از دست پسربچه شیطانش به ستوه آمده است.

بعضی مسئولیت‌ها را به او دهید


قدم چهارم این است که مسئولیت‌هایی را كه دوست دارید به عهده بگیرد به او واگذار كنید و چنانچه اشتباه‌هایی مرتكب می‌شود، مسئولیت‌ها را از او سلب نكنید. ممکن است در ابتدا مشکل باشد، اما نگران نباشید. همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت، حتی اگر اشتباه کرد او را سرزنش نکنید و سعی کنید خود را بی‌اطلاع نشان دهید. به یاد داشته باشید كنار گذاشتن این عادت‌ها چندان هم ساده نیست اما چنانچه موفق شوید این عادت‌ها را كنار بگذارید، همسرتان حس مرد بودن بیشتری می‌کند.




نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، عشق و ازدواج، 
برچسب ها : همسر، همسرداری، مادر همسرم شده ام، زندگی مشترک،
لینک های مرتبط :



راه زندگی:
نکند ازدواج شما نحس باشد
!





درست است که ازدواج هم مثل دیگر اتفاقات زندگی از قانون غیرقابل نقضی پیروی نمی‌کند اما آینده این تصمیم هم مثل دیگر تصمیم‌ها تاحدودی قابل پیش‌بینی است و البته درست است که حتی با گذاشتن تمام سوپاپ‌های اطمینان هم نمی‌شود آینده را پیش‌بینی کرد، اما روانشناسان و محققان این حوزه معتقدند بی‌توجهی به زنگ خطر‌ها می‌تواند زودتر از آنچه تصورش را می‌کنید، زندگی شما را به سراشیبی بیندازد. اگر می‌خواهید با اطمینان بیشتری به دنیای عجیب و مبهم ازدواج پا بگذارید، بهتر است نگاهی به تجربیات دیگران بیندازید و این 13 زنگ خطر را جدی بگیرید.



زنگ خطر اول

گذشته‌اش را مهر و موم کرده؟

وقتی با او در مورد گذشته صحبت می‌کنید، به گفتن جواب‌های کلی و گنگ اکتفا می‌کند و تمایلی به گفتن خاطرات گذشته‌اش ندارد؟ اگر چنین فردی در مقابل شما قرار دارد، کمی محتاط‌تر باشید. کسی که با اشتیاق خاطراتش را برایتان بازگو نمی‌کند و نمی‌توانید سر از کارنامه‌اش دربیاورید، ممکن است واقعیت‌های مهمی برای پنهان کردن داشته باشد. بررسی‌ها ثابت کرده  کسی که از صحبت کردن درمورد گذشته خود اجتناب می‌کند و وقتی از او سؤالی می‌كنید، از جواب‌دادن به آن طفره می‌رود، ممکن است فرد ایده‌آلی برای ازدواج نباشد. چنین شخصی احتمالا در پاسخ به شما، موضوع را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد و همیشه با سیاست از پاسخ دادن خودداری می‌کند یا جوابی که چندان مشکلی از شما حل نمی‌کند را بر زبان می‌آورد.

زنگ خطر دوم

با خانواده‌اش بیگانه است

اگر خواستگار شما میانه‌ای با خانواده‌اش ندارد و کمتر سراغشان می‌رود هم باید مراقب باشید. کسی که از صحبت کردن در مورد خانواده‌اش و سوابق خانوادگی‌اش طفره می‌رود، مشکلات جدی‌تری دارد که ممکن است به راحتی قابل حل نباشد. ممکن است این فرد با صمیمی شدن مشکل داشته باشد یا نسبت به اعضای خانواده‌اش احساس خشم فروخورده‌ای داشته باشد؛ خشمی که می‌تواند در دیگر جنبه‌های زندگی او هم اثر بگذارد و از ارتباطات کاری گرفته تا شیوه فرزندپروری و ارتباطش با شما را تحت تاثیر قرار دهد.

زنگ خطر سوم

با همسر سابقش صمیمی است

ارتباط داشتن با همسر یا نامزد سابق، زنگ خطر دیگری است که باید به آن توجه کنید. اگر خواستگار شما هنوز هم با همسر یا نامزد سابقش ارتباط نزدیک و صمیمانه‌ای دارد، باید بیشتر نگران باشید. گرچه احتمالا او از عبارت «دوستی ساده» استفاده می‌کند اما همیشه این خطر وجود دارد که به رابطه قدیمی‌اش بازگردد و نتواند از خاطراتش دل بکند. درست است که همسر آینده شما هم مثل هر فرد طبیعی، دوستان هم‌جنس و غیرهم‌جنسی دارد اما اگر از معرفی شما به دوستان غیرهمجنسش خودداری كرده و دور از چشم شما با آنها ملاقات می‌کند، نمی‌توانید انتظار تشکیل زندگی موفقی را داشته باشید.

زنگ خطر چهارم

بدون خانواده‌اش آب نمی‌خورد

ارتباط افراطی با اعضای خانواده به همان اندازه نداشتن چنین ارتباطی می‌تواند دردسرساز شود. اگر نامزد شما بیش از اندازه به خانواده‌اش نزدیک است و بدون خواست و تمایل آنها، نمی‌تواند تصمیمی بگیرد، در مورد انتخاب او تردید کنید. اگر او در طول روز بارها و بارها با خانواده‌اش صحبت می‌کند و برای خدمت‌رسانی به آنها، از اولویت‌های زندگی خودش می‌گذرد، احتمالا دچار وابستگی افراطی است. فردی که اجازه می‌دهد خانواده‌اش به او امر و نهی کنند و در این مورد حد و مرزی هم قائل نمی‌شود، نمی‌تواند ازدواج موفقی داشته باشد. احتمالا او بعد از ازادواج هم گفته‌ها و تصمیم‌های خانواده‌اش را در اولویت قرار می‌دهد و نمی‌تواند به همسرش آنطور که باید ارزش و اعتبار دهد. با ورود به چنین خانواده‌ای، شما به عنوان یک فرد اضافی و بی‌اهمیت، احساس غریبگی خواهید کرد و همسرتان هم هرگز به خاطر دفاع از حقوق و نظرات شما، به خانواده‌اش واکنشی نشان نخواهد داد.

زنگ خطر پنجم

معتاد یا رفیق‌باز است؟

قبل از دادن هر جوابی به عادت‌های خواستگارتان توجه کنید. سابقه اعتیاد به مواد مخدر، یک زنگ خطر جدی است. اگر او برای بیشتر کردن «شادی»‌هایش سراغ مخدر می‌رود یا می‌خواهد از این طریق با دوستانش خوش باشد به آینده زندگی مشترکتان بیشتر فکر کنید. چنین تفکری را نمی‌توانید به آسانی توجیه کنید. یادتان نرود شما نه پزشک مخصوص او هستید و نه روان‌درمانگرش؛ پس با این توجیه که بعد از ازدواج اوضاع فرق می‌کند و با دیدن توجه و محبت شما، او هم تغییر می‌کند، خودتان را به دام نیندازید. البته مسلما خواستگار شما در ابتدا چنین اتهاماتی را انکار می‌کند یا در صورت پذیرش آنها، به شما وعده‌هایی برای آینده می‌دهد اما باور کنید که شما به تنهایی قادر به تغییر دادن چنین شرایطی نیستید.



زنگ خطر ششم

شما را کادو باران می‌کند

از مردهای بیش از حد مهربان بترسید. مردهایی که شما را غرق در محبت و توجه می‌کنند و تمام دارایی‌شان را به پای شما می‌ریزند، نمی‌توانند همسر ایده‌آلی برای شما باشند. کسی که مدام با شما تماس می‌گیرد و وانمود می‌کند که تمام 24 ساعت به شما فکر می‌کند، در آینده می‌تواند زندگی را برایتان سخت کند. چنین فردی احتمالا در مورد شما احساس مالکیت شدیدی دارد یا از غرق کردن خودش در این رابطه به عنوان راهی برای فرونشاندن اضطرابش استفاده می‌کند. چنین همسری در آینده هم برای شما آزادی و حریم شخصی قائل نخواهد شد و نیاز طبیعی شما به تنهایی را درک نخواهد کرد. گرچه در آغاز دیدن این توجه‌ها می‌تواند لذت‌بخش و همراه با غرور باشد اما بعد از مدتی در کنار او احساس خفگی خواهید کرد.

زنگ خطر هفتم

از همسر سابقش بیزار است

اگر شما اولین تجربه ارتباط خواستگارتان با جنس مخالف نیستید، باید محتاط‌تر عمل کنید. احساسات خوب، بد یا خنثایی که این مرد نسبت به همسر یا نامزد قبلی‌اش دارد، می‌تواند برای شما هشداری جدی‌باشد. اگر او به شدت از همسر یا نامزد قبلی‌اش نفرت دارد و نسبت به او عصبانی و منزجر است، مراقب باشید. در زندگی با مردی که همیشه تجربه‌های قبلی‌اش را به عنوان آزاردهنده‌ترین اتفاقات ارتباطی زندگی‌اش بیان می‌کند و به جای در نظر گرفتن اشتباهات خود، آنها را برای شکست رابطه‌اش مقصر می‌داند، شما هم امنیت ندارید. احتمال اینکه مقصر بعدی شما باشید و تمام نفرتش متوجه شما شود هم کم نیست. چنین مردهایی مسئولیت خود را در ساختن و پروراندن یک رابطه درنظر نمی‌گیرند و معمولا، هیچ‌وقت به رضایت عاطفی نمی‌رسند.

زنگ خطر هشتم

با یک چمدان شکست به خواستگاری آمده؟

می‌گویند همه آدم‌ها یک چمدان نامرئی را با خود به همراه دارند. چمدانی که از خاطرات گرفته تا موفقیت‌ها و شکست‌ها را در خود دارد. برای آنکه بخواهید به خواستگارتان جواب بدهید، باید نگاهی به محتویات چمدان او بیندازید. آیا سرگذشت او پر است از اشتباهات شغلی و ارتباطی یا اینکه با یک دنیا تجربیات سودمند به زندگی با شما وارد می‌شود؟ آیا او از شکست‌های زندگی‌اش درس گرفته یا اینکه اشتباهاتی که پیش از این خانواده‌اش انجام داده بودند را دوباره تکرار می‌کند و از انجام دوباره اشتباهات خودش هم ابایی ندارد؟ یادتان نرود از خواستگاری تا ازدواج، شما به زمانی بین 6ماه تا 2 سال نیاز دارید و در این دوران نامزدی، می‌توانید چمدان همسر آینده‌تان را حسابی زیرو رو کنید.

زنگ خطر نهم

زیر بدهی دست و پا می‌زند؟

اینکه همسر آینده شما پولدار باشد یا نباشد، موضوع چندان مهمی نیست اما تصمیم‌گیری‌های مالی او، می‌تواند آینده زندگی‌تان را هم تاحدودی آشکار کند. اگر خواستگار شما همیشه بدهکار و مقروض است، زیاد به موفقیت این رابطه خوشبین نباشید. فردی که برگه‌های جریمه پرداخت‌نشده‌ای دارد و نمی‌تواند دخل و خرجش را با هم هماهنگ کند، احتمالا از نظر اقتصادی بی‌ثبات است و به‌جای تلاش برای رفاه شما، مدام وعده‌هایی را مطرح می‌کند که هرگز عملی نمی‌شوند.



زنگ خطر دهم

زندگی‌تان را توی مشتش گرفته؟

به گفته خودش می‌خواهد مثل یک پروانه دور شما بچرخد و نگذارد آب توی دلتان تکان بخورد؟ اینکه همسر شما چنین ادعایی را چطور عملی می‌کند هم می‌تواند در دوام  یا شکست ارتباط شما موثر باشد. اگر او مدام شما را زیر نظر دارد و به بهانه حمایت و محافظت از شما، تنهایتان نمی‌گذارد، آینده خوشی در انتظارتان نیست. فردی که در همین آغاز آشنایی مدام شما را به بهانه مهربانی بیش از حدش کنترل می‌کند، در آینده به همسری سختگیر و دیکتاتور تبدیل می‌شود که مجال نفس کشیدن را به شما نمی‌دهد. یادتان نرود که زندگی مشترک، همیشه در این روزهای شیرین آشنایی باقی نمی‌ماند و چنین مردی، می‌تواند به همسری کنترل‌گر و حسود تبدیل شود که در تمام تصمیم‌های زندگی‌تان دخالت می‌کند و حتی ارتباطتان با دیگران را زیر نظر می‌گیرد.

زنگ خطر یازدهم

خانواده‌ها سد راهند

نیاز آدم‌ها به احترام یک نیاز اساسی برای ساختن ارتباطی موفق است. اگر از همان ابتدای آشنایی شما، اطرافیانتان این ارتباط را به رسمیت نمی‌شمرند، مراقب باشید. دلایل خانواده‌ها و دوستان برای مخالفت با این ارتباط چیست؟ به پاسخ این سؤال خوب فکر کنید و اگر به نتیجه نرسیدید، موضوع را با خانواده‌ها مطرح کنید. یادتان نرود حمایت و  احترام اطرافیان شما نسبت به این ارتباط، انرژی شما برای ساختن یک زندگی موفق را چندین برابر می‌کند و فراموش نکنید همه ما، نیاز داریم به ارتباط عاطفی و همراهی که برای زندگی‌مان انتخاب کرده‌ایم، افتخار کنید و با شادی همراه او در کنار دیگران حاضر شویم.

زنگ خطر دوازدهم

آرزوهای شما آرزویش نیست

او زندگی در یک شهر کوچک را می‌پسندد و زندگی شما با ترافیک و شلوغی گره خورده؟ او عاشق لم دادن و تلویزیون دیدن است و شما برای اینکه امروزتان از دیروز پربارتر باشد به هر دری می‌زنید؟ او گوشه‌گیر و اهل تنهایی است و شما عاشق مهمانی و مسافرت‌های برنامه‌ریزی نشده‌اید؟ اگر میان شما و خواستگارتان، یک دنیا تفاوت ریز و درشت وجود دارد و نمی‌توانید از آنها صرف‌نظر کنید، مراقب باشید. تفاوت نگاه شما به زندگی و انتخاب سبک‌های زندگی متضاد، می‌تواند به زیان هر دوی شما تمام شود. چنین زندگی‌اش از شما افرادی خسته خواهد ساخت که از تفریحات هم لذتی نمی‌برند و معنای شادی و خوش‌گذشتن در ذهنشان تفاوت اساسی دارد.

زنگ خطر سیزدهم

وقت ازدواجش شده؟

زندگی با مردی که تنها به دلیل آنکه سنش اقتضا می‌کند تصمیم به ازدواج گرفته، آسان نیست. مردهایی که با فشار خانواده و اطرافیان یا به دلیل ترس از همیشه تنها ماندن و رقابت با دوستان متاهل‌شان ازدواج می‌کنند، اغلب سرانجام خوشی ندارند. گذشته از این، کسانی که به دلیل تلافی کردن و انتقام گرفتن از نامزد و همسر قبلی‌شان به خواستگاری می‌روند، نمی‌توانند زندگی موفقی را بسازند. انگیزه آنها عشق و ساختن یک زندگی موفق در کنار کسی که توانایی خوشبخت کردنشان را دارد، نیست. آنها تنها به دلیل رها شدن از فشارهای خانواده یا اثبات توانایی‌هایشان به دوستان یا همسر سابق برای ساختن این زندگی پیش‌قدم می‌شوند، پس مراقب باشید و از انگیزه همسرتان برای ازدواج مطمئن شوید.


ادامه مطلب


نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : ازدواج، همسرداری، زن و شوهر، زندگی موفق،
لینک های مرتبط :


نكاتی كه هر زن و شوهری باید بدانند



تصور كنید كه دو كودك در حال بازی هستند. یك دفعه صدای فریادشان بلند می‌شود كه: ازت بدم میاد ... ازت متنفرم ... اما چند دقیقه بعد باز هم می‌بینید كه دارند با هم بازی می‌كنند و خوشحالند. گاهی دو آدم بزرگسال هم در روابط‌شان به همین شكل هستند. فقط كافی است در نیمكت كنارشان بنشینید و آنها را نگاه كنید. تا به حال این تجربه را داشته‌اید؟ سؤال جالب اینجاست چه اتفاقی برای كودكان می‌افتد که ‌آنها 5 دقیقه پیش دشمن بودند و در حال حاضر باز هم با هم بازی می‌كنند؟ جواب این سؤال ساده است. آنها شادی را به جای برقراری عدالت انتخاب می‌كنند. آنها لحظه‌شان را می‌بینند و سعی می‌كنند از بازی‌شان لذت ببرند. بزرگ‌ترین مشكلات ما هم اگر تنها مانند كودكان رفتار كنیم،‌ حل می‌شوند. البته زندگی زناشویی همیشه به سادگی بازی‌های كودكانه نیست اما همیشه یكسری نكات كلی و البته ساده برای مقابله با مشكلات زندگی وجود دارد. با رعایت این10 نكته با تنش‌های زندگی‌تان خداحافظی كنید.

 

1) زبان‌تان را گاز بگیرید

انتقاد و قضاوت را بس كنید. بیشتر مردم از همان اول رابطه كه مرحله عشق ورزیدن است شروع به انتقاد می‌كنند. به یاد داشته باشید كه هیچ‌كس نمی‌تواند ازدواجی را نجات بدهد اگر طرفین بیشتر از تحسین‌شدن مورد انتقاد قرار بگیرند. انتقادهای مدام و پی در پی به همسرتان این حس را می‌دهد كه او به اندازه كافی برای شما خوب نیست. این حس (به خصوص برای مردها) سردشدن رابطه را به دنبال دارد. قبل از هر چیز سعی كنید همسرتان را بشناسید و بعد از آن تفاوت‌های قابل قبول همدیگر را بپذیرید.

 

2) متفاوت سپاسگزاری كنید

درباره تفاوت‌ها شفاف‌سازی كنید. اینكه تفاوت را چه معنی می‌كنید، مهم است. ما همیشه حقایق را از بین فیلترهای متفاوتی رد می‌كنیم كه وجود آن فیلترها به فرهنگ، ‌جنسیت و خانواده بستگی دارد. تنها شرط یك ازدواج خوب، حفظ كردن عشق در رابطه است. می‌توانید همسرتان را در نوع سپاسگزاری‌تان غافلگیر كنید. اگر او چیزهایی را همیشه دوست داشته كه شما با آن مخالفت می‌كردید، می‌توانید با موافقت خود به او حس متفاوت بدهید. اگر همسرتان همیشه تیر و كمان دوست داشته و به نظر شما خرید تیرو كمان از خرج‌های غیرضروری زندگی بوده، ‌می‌توانید با پس‌اندازهایی كه برای تفریح خود كنار گذاشته‌اید،‌ برایش یك تیروكمان بخرید.

 

از همین حالا تمرین كنید تا بتوانید بدون قطع‌كردن صحبت طرف مقابل‌تان،‌ خوب گوش كنید. بعد از صحبت همسرتان می‌توانید از او بپرسید كه آیا نوبت من شده كه حرف بزنم؟ می‌توانید در بین صحبت‌های همسرتان یكسری چیزها را یادداشت كنید تایادتان نرود

 

3) معذرت‌خواهی كنید

شما می‌توانید بگویید كه من به دلیل مشكلاتی كه باعث آن شدم، معذرت می‌خواهم. در هر رابطه‌ای این بهترین شكل معذرت‌خواهی است. اصلا مهم نیست شما چقدر مقصر هستید حتی اگر 14درصد تقصیرها گردن شماست برای آن قسمت معذرت‌خواهی كنید. ازدواج وقتی خوب پیش می‌رود كه حداقل یك نفر بتواند معذرت‌خواهی كند. غرور داشتن در رابطه زناشویی چیز قابل قبولی نیست. معذرت‌خواهی در نهایت روح بزرگ شما را نشان و حس بهتری به‌زندگی‌تان می دهد.

 

4) خوب گوش‌دادن را تمرین كنید

دفاع از خود را بس كنید. این مشكلی را حل نمی‌كند. سعی كنید شنونده خوبی باشید. خوب گوش‌دادن بهترین هدیه‌ای است كه می‌توانید به شریك زندگی‌تان بدهید. از همین حالا تمرین كنید تا بتوانید بدون قطع كردن صحبت طرف مقابل‌تان،‌ خوب گوش كنید. بعد از صحبت همسرتان می‌توانید از او بپرسید كه آیا نوبت من شده كه حرف بزنم؟ می‌توانید در بین صحبت‌های همسرتان یكسری چیزها را یادداشت كنید تا یادتان نرود. در نهایت بحث می‌توانید یك نتیجه‌گیری داشته باشید. اگر به دنبال نتیجه هستید باید صبور باشید. هنگامی كه هر دوی شما كنترل اعصابتان را از دست بدهید نتیجه این می‌شود كه همسرتان با عصبانیت به درون اتاق می‌رود و در را به هم می‌کوبد. نگذارید بحث‌تان به این شكل بی‌نتیجه بماند. اگر شما آرام باشید همسرتان هم آرام می‌شود و از حرف‌های شما بل نمی‌گیرد.

 

5) دلگرمی بدهید

همیشه در ابتدای هر رابطه همه چیز گل و بلبل است و عادت داریم فقط نكات مثبت را ببینیم. اگر بعد از مدتی دیدیم بعضی مسائل آنطور نیستند كه ما فكر می‌كردیم باید سعی كنیم بقیه چیزها را خراب نكنیم. همسر ما حتما نكات مثبتی هم دارد. معمولا بازسازی روابط سخت است اما غیرممكن نیست. برای نگه داشتن ازدواج‌تان باید كاری كنید كه همسرتان احساس ارزشمندی و برگزیدگی كند. معمولا افرادی كه ازدواج‌های طولانی‌تری دارند،‌ می‌فهمند چطور باید به همدیگر توجه كنند. این درك باعث می‌شود كه فضایی صمیمی در خانه به وجود بیاید و در مقابل هم شما می‌توانید انتقادهای سازنده‌تان را پیش ببرید. به عنوان مثال وقتی همسرتان دارد با برادرش شوخی می كند حتی اگر از نوع شوخی‌اش خوش‌تان نیامده اما به او بگویید شیوه‌ای كه او برای شوخی استفاده كرده را دوست دارید. همسر شما از انتقاد سازنده‌تان استفاده نمی‌كند مگر اینكه فضایی از عشق و احترام وجود داشته باشد.


6) روی خودتان تمركز كنید نه همسرتان

همیشه حق با شما نیست. همیشه این شما نیستید كه درست می‌گویید. سعی كنید كمی از اختلاف‌تان فاصله بگیرید و از دور نگاه كنید. حالا وقت آن است كه درست ببینید. حتما به همین شكل است كه طرف مقابل هم مقصر است اما به خود یادآوری كنید كه من هم بی‌تقصیر نبودم. اگر هر یك از ما آدم‌های منطقی‌تری باشیم روابط‌مان بی‌تنش‌تر خواهد بود. روی خودتان تمركز كنید و سعی كنید برای اصلاح نقص‌هایتان تلاش كنید.

 

7) تحت شرایط استرس‌زا، ‌فشار نیاورید

همیشه شرایط سختی در ازدواج پیش می‌آید. این شرایط می تواند شامل شرایط بی‌كاری،‌ فشار مالی یا حتی بیماری یكی از طرفین باشد. مثلا كسی را تصور كنید كه فردا صبح عمل جراحی مهمی دارد. همسر او می تواند شب قبل از عمل جراحی فضایی از غم‌وغصه را در خانه به وجود آورد یا اینكه یك مهمانی بگیرد و تمام دوستان با روحیه همسرش را دعوت و سعی كند آن شب از فكر كردن به نتیجه عمل دوری كنند. انتخاب‌های ما در زندگی خیلی مهم هستند. مثلا یك همسر هم می‌تواند بنشیند و آنقدر فضا را ناراحت‌كننده كند تا به حدی برسد كه یك دغدغه جدید هم به وجود بیاید. شما در شرایط سخت زندگی‌تان باید از به وجود آمدن فشار جدید جلوگیری كنید.

 

8) همه چیز در جزئیات خلاصه می‌شود

اگر همسر شما یك روزهایی به دلیل شرایط كاری‌اش بداخلاق و نا آرام می شود، اگر خیلی صبح‌ها برای شما چای می ریزد اما یك روز صبح با عصبانیت در را به هم می‌كوبد. این دلیل نمی‌شود كه بگویید همسر من هیچ‌وقت من را درك نمی‌كند. نكات مثبت را همیشه در یادتان نگه دارید، این باعث می‌‌شود كه عصبانیت شما قابل كنترل شود. اگر گاهی خلق و خوی او با توجه به شرایطی كه خارج از فضای خانه دارد تغییر می‌كند،‌ شما هم راه بیایید. از او تعریف كنید. به او بگویید كه چقدر از با او بودن لذت می برید و خوشحال هستید. گاهی لازم است كه حتی كوچك‌ترین مهارتش را بزرگ كنید و بگویید كه عزیزم تو در این كار بهترین هستی. به جزئیات رابطه‌تان دقت كنید و همه چیز را یك وظیفه ندانید. این مسائل صمیمیت رابطه را بیشتر و تنش‌ها را كمتر می‌كند.

 

9) تنها شما می‌دانید كه باید چه كار كنید

تمام مجلات سبك زندگی پر هستند از روش‌هایی كه شما می‌توانید برای به وجود آوردن یك زندگی عاشقانه به كار گیرید. اما در آخر باید بدانید كه شما به هیچ‌كدام از این توصیه‌ها نیاز ندارید. شما تنها كسی هستید كه می‌دانید باید چه كاری انجام دهید. اصلا مهم نیست كه چقدر از ازدواج‌تان گذشته یا چقدر احساس صمیمیت نسبت به زندگی مشترك‌تان دارید، ‌مهم این است كه بعد از ورق زدن این صفحات 3 عمل خاص را برای بهبود مسائل در زندگی‌تان به كار ببرید.

 

10) راه مخصوص خودتان را پیدا کنید

شاید خیلی از راه‌ها را امتحان كرده باشید،‌ اما باید بتوانید راهی را كه مختص زندگی خودتان است پیدا كنید؛ راهی كه برای خوشحال كردن و به صمیمیت رسیدن با همسرتان جواب بدهد. این روش را یكی از همكاران ما پیاده كرده و به نتیجه رسیده به همین دلیل این سه روش را به عنوان مثال با شما درمیان می‌گذاریم.

 

- من توانستم شام مورد علاقه‌اش را بپزم و وقتی او بعد از كار به‌منزل برگشت با میز شام چیده روبه‌رو شود.

 

- آخر ماه تمام وسایل شخصی‌ام را ریختم و بعد از دسته‌بندی همسرم با اتاق مرتب شده‌ام رو به رو شد.

 

- به او گفتم كه می‌خواهم صبح روز جمعه زمانم را طوری تنظیم كنم كه درباره نگرانی‌ها و دلمشغولی‌هایش صحبت كنیم.

 

بگردید و 3 روش مخصوص به خود و رابطه‌تان را پیدا كنید. بدانید كه تنها قدم اول و شروع گردگیری رابطه سخت است.





نوع مطلب : اجتماعی، راه زندگی، عاشقانه، عشق و ازدواج، 
برچسب ها : نکته، همسرداری، روابط، اختلاف، راز،
لینک های مرتبط :
آنهایی که بدنبال همسر زیبا هستن حتما بخوانند

روانشناسان با تحقیق روی روابط زوج‌های جوان به این نتیجه رسیده‌اند مردانی که چهره‌ای زیباتر از همسرشان دارند بیشتر احتمال دارد طی زندگی احساس نارضایتی کنند و نسبت‌ به زندگی زناشویی‌شان چندان احساس خوبی نداشته ‌باشند و حتی در مواردی احساس منفی هم داشته‌باشند. راستش وقتی ما هم با این عبارت مواجه شدیم، کمی تردید کردیم و گمان بردیم که احتمالا نتیجه این تحقیق تنها ناشی از باورهای عامیانه است، اما با کمی جست‌وجو به این نتیجه رسیدیم که موضوع علمی است تا حدی که مقاله‌هایی با این مضمون در مجلات علمی معتبر به چاپ رسیده‌است. ما هم سراغ همین مقالات رفتیم و با استفاده از آنها این مطلب را برای شما تدوین کردیم.
 
در واقع در همه آنها دانشمندان متفق‌القول بودند که در یک ازدواج موفق یا باید زن زیباتر باشد یا مرد و زن از نظر زیبایی در یک حد باشند اما بی‌گمان دلایل آنها خواندنی است.
 
تاریخ شهادت می‌دهد
 
در زوج‌هایی که خانم زیباتر است، معمولا هر دو طرف از زندگیشان خرسند‌تر هستند. این نتیجه پژوهشی است که در ژورنال روانشناسی خانواده انگلستان در امسال منتشر شده و در آن آمده‌ است که طی تاریخ و فرایند تکاملی بشر نیز خانم‌ها هنگام انتخاب همسر کمتر به ظاهر او توجه می‌کردند و در عوض قدرت باروری همسرشان برایشان در اولویت بود اما مردها اینگونه نبودند آنها به‌دنبال همسری می‌گشتند که بتوانند در او جوانی، سلامت و زیبایی را بیابند تا فرزندانشان سالم‌تر و زیباتر شوند. البته یک‌بار دیگر در سال ۱۹۷۹ روانشناسی به نام دکتر هوک نیز ضمن تحقیقاتش متوجه شد در ازدواج‌هایی که خانم زیباتر از مرد است احتمال شکست کمتر است البته این به این معنا نیست که اگر مرد خوش‌تیپ و زیباتر از زن باشد حتما رابطه ناموفق خواهد بود اما در سال‌های اخیر بار دیگر دانشمندان این تحقیقات را تکرار کرده‌اند.
 
زیبایی سلیقه‌ای هم استاندارد دارد
 
شاید در مرحله اول بگویید زیبا دیدن تنها یک امر سلیقه‌‌ای است و هر فردی بنا به سلیقه خودش یک نفر را زیبا می‌بیند یا زشت اما به هر صورت نمی‌توان منکر وجود برخی از استانداردهای رایج شد، استاندارهایی که در همه دنیا به‌عنوان معیارهای زیبایی تعریف می‌شوند مثل چشمان درشت،‌ صورت معصوم و بچگانه، صورت متناسب که همه اجزا در هماهنگی با هم باشند و…
 
ازدواج با زنان بسیار زیبا یعنی…
 
گروهی از دانشمندان در دانشگاه لیور‌پول ۱۰۰عکس از زنان را بررسی کرده‌اند؛ بعضی از این زوج‌ها تنها چند ماه با هم زندگی کرده‌ بودند و بعضی دیگر چند سال. محققان ویژگی‌های ظاهری هرکدام از این زن‌ها و مردها را به ترتیب فهرست کردند تا بتوانند بهتر آنها را با هم مقایسه کنند. نتیجه به دست آمده از تحقیقات در ژورنال علمی روانشناسی اجتماعی و شخصیتی منتشر شد که در آن آمده‌است اگر مرد خیلی خوش‌تیپ باشد عاملی برای ناپایداری ازدواج نیست ولی اگر زن خیلی زیبا باشد تا حدی که زیبایی او بیش از اندازه به چشم آید، احتمالا ازدواج با دوامی نخواهد داشت. زن‌های خیلی زیبا گاهی این جسارت را دارند که به راحتی ازدواج‌ها را ترک کنند.
 
ازدواج موفق یعنی همسان‌گزینی
 
گروهی از دانشمندان انگلیسی تحقیقات خود را روی انتخاب زوج توسط افراد مختلف متمرکز کرده‌اند، سؤال اصلی آنها در این تحقیق این بوده‌است که آیا افراد هنگام انتخاب زوج بیشتر به‌دنبال کسانی هستند که شبیه خودشان باشند؟ آنها در ضمن تحقیق به جواب مثبت رسیدند و اعلام کردند افراد تمایل دارند با شخصی مانند خودشان ازدواج کنند و حتی با این نتیجه، ازدواج‌های آنجلینا جولی را توضیح می‌دهند، آنها می‌گویند به همین دلیل است که ازدواج او با جانی لیمیلر و بیلی باب تورنتون بسیار کوتاه و کمتر ۲ سال بوده ‌است ولی در عوض ازدواج او با براد پیت یعنی یکی از معروف‌ترین چهره‌های حال حاضر دنیا بیشتر از ۶ سال است که دوام پیدا کرده ‌است.
 
واقعا زیبایی چقدر مهم است؟
 
این تحقیقات نشان می‌دهد که انسان های با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می‌شوند و وقتی با هم ازدواج می‌کنند، زندگی خانوادگیشان بسیار عالی خواهد شد اما از آنجا که این تحقیقات بیشتر روی زوج‌های جوان انجام شده ‌است می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش زیبایی ظاهری در دوام بیشتر ازدواج و در سنین پیری تقریبا همچنان یک راز است. البته یک تحقیق جدید نشان می‌دهد ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت.
 
عمر ازدواج آنها کوتاه است
 
در تحقیق ذکر شده زوج‌هایی که مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت‌کننده نبودند. یکی از محققان این تحقیق می‌گوید که زن‌ها معمولا درجه حمایتی که از طرف مرد دریافت می‌کنند را به‌خود او منعکس میکنند. مردی که ظاهر پایین‌تری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین دلیل همه تلاشش را می‌کند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد. مردهایی که ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارند، ممکن است تعهد کمتری داشته باشند و این ممکن است باعث کمتر بودن عمر ازدواج آنها شود.
 
تفاوت معیارهای خانم‌ها و آقایان
 
از آنجا که خانم‌ها دنبال مردی برای زندگی هستند، ممکن است کسی را انتخاب کنند که از نظر ظاهری پایین‌تر از آنها باشد و حتی تحقیقات جدید نشان می‌دهد که ازدواج‌هایی که در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوام‌تر و مثبت‌تر است. تصور محققان از دلیل آن، این است که مردها اهمیت زیادی به زیبایی می‌دهند و به زیبایی زن بسیار سریع واکنش نشان می‌دهند در حالی که خانم‌ها بیشتر می‌خواهند همسری داشته باشند که به خوبی از آنها حمایت کند، قابل اطمینان باشد و توان تامین خانواده را داشته‌باشد. محققان قبول دارند که مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان می‌دهد که استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن و بینی کوچک و…
 
روند تحقیق چگونه بود؟
 
این تحقیق در دانشگاه تنسی ایالات‌متحده روی گروهی از زوج‌های همان کشور انجام شده ‌است.
 
انتخاب زوج‌ها بر چه اساس بوده ‌است؟
 
تیم تحقیقاتی روی ۸۲ زوج کار کردند؛ زوج‌هایی که طی ۶ ماه قبل ازدواج کرده و حدود ۳ سال قبل از ازدواج با هم آشنا شده‌ بودند. شرکت‌کننده‌های تحقیق بین ۲۰ تا ۲۵ سال داشتند. محققان گفت‌وگوی هر زوج در مورد یک مشکل شخصی را به‌مدت ۱۰ دقیقه فیلمبرداری کردند. فیلم‌ها بعدا از این جهت ارزیابی شد که آیا زوج‌ها درمورد مشکلشان یکدیگر را حمایت می‌کردند و پشت هم را داشتند یا نه؟ این مشکلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالم‌تر،شروع یک کار جدید و ورزش بیشتر را شامل می‌شد.
 
رتبه‌بندی زوج‌ها
 
یک شوهر منفی احتمالا در چنین موقعیتی می گوید، این مشکل توست و خودت باید حلش کنی. اما یک شوهر مثبت خواهد گفت: من با توام، کاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟
 
یک گروه از محققان زیبایی‌های ظاهری هر زوج را بین یک تا ۱۰ کدگذاری کردند که عدد ۱۰ بهترین و کامل‌ترین ظاهر را نشان می‌داد. تقریبا در یک‌سوم زوج‌ها، زیبایی زن‌ها بیشتر بوده، در یک‌سوم زیبایی مرد بیشتر بوده و سایر زوج‌ها ظاهری تقریبا هم ردیف داشتند.
 
نتیجه تحقیق 
 
به‌طور کلی، در مواردی که زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت‌تر رفتار می‌کردند.نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به‌نظر می‌رسد؛ چراکه باورهای عمومی نشان می‌دهد که مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم‌ها دارند و زن‌ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می‌دهند.




نوع مطلب : عشق و ازدواج، 
برچسب ها : همسرداری، ازدواج، عاشقی، زیبایی، انتخاب همسر،
لینک های مرتبط :

 انتخاب همسر مناسب چه معیار هایی دارد؟

معیارهای انتخاب همسر مناسب
امروزه دختران و پسران جوان در آستانه‌ی ازدواج با بهره‌گیری از خدمات مشاوره‌ای ازدواج، می‌توانند با گام‌های راسخ‌تر و آرامش و اطمینان بیش‌تری در راه پرپیچ‌و‌خم ازدواج و تشکیل خانواده گام نهند

 

معیارهای انتخاب همسر مناسب

ازدواج، یکی از مهم‌ترین وقایعی است که در زندگی هر انسانی رخ‌ می‌دهد. با توجه به اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده و تأثیر آن در تداوم و استحکام خانواده، تربیت فرزندان، داشتن زندگی سالمِ همراه با رضایت، خوشبختی و احساس موفقیت، ضرورت دارد دختران و پسران، هنگام ازدواج از خدمات مشاوره‌ای مناسبی بهره‌مند شده و از این طریق با هدف‌ها، وظیفه‌ها و حقوق یکدیگر به‌خوبی آشنا شوند.

امروزه دختران و پسران جوان در آستانه‌ی ازدواج با بهره‌گیری از خدمات مشاوره‌ای ازدواج، می‌توانند با گام‌های راسخ‌تر و آرامش و اطمینان بیش‌تری در راه پرپیچ‌و‌خم ازدواج و تشکیل خانواده گام نهند و درنهایت، در این امر مهم، موفق باشند.

متأسفانه در برخی موردها، دختران و پسران، بدون مطالعه و آگاهی کافی با برخورداری از احساس و ذوق، منهای دقت در بعدهای گوناگون اخلاقی، جسمی و روانی با یکدیگر ازدواج می‌کنند و پس از آن نیز به دلیل عدم‌ آگاهی، به مشکل‌ها دامن می‌زنند.

 

نکته‌هایی جهت انتخاب همسر

- نسبت به کل ماجرا واقع‌بین باشید. تابع احساس‌ها نگردید و به شکل منطقی، جوانب کار را بسنجید. در تداوم یک ازدواج، دوست‌داشتن و عشق گرچه شرط لازم است ولی کافی نیست. پس به دیگر مسأله‌های مهم نیز بپردازید و رؤیایی نیندیشید.

- درباره‌ی دلیل تمایل طرف مقابل به ازدواج با شما تحقیق کنید. اگر این تمایل، بنا به مصلحت‌هایی ازقبیل: پول و ثروت، شهرت، خروج از کشور و... است، از آن صرف‌نظر کنید.

- در چهارچوب آن‌چه در دین و فرهنگ مجاز می‌باشد، قبل از تصمیم‌گیری برای ازدواج، شریک احتمالی زندگی خود را بیش‌تر بشناسید. این شناخت یا به واسطه‌ی رفت‌وآمد و پرسش‌های مستقیم حاصل می‌گردد و یا از طریق دیگر آشنایان. توجه داشته باشید دوستان فرد، گاه برخی حقیقت‌ها را پنهان می‌کنند. پس شاید بهتر باشد گاهی وقت‌ها به‌طور غیرمستقیم به پاسخ برسید. در مجموع، شما باید در مورد خلق‌وخو، فکرها، عقیده‌ها، خواسته‌ها، عادت‌ها، دیدگاه‌ها، حساسیت‌ها، نوع برخوردها، توانایی‌های ارتباطی و... طرف مقابل، شناخت پیدا کنید.

- طرز برخورد فرد را در موقعیت‌های بحرانی و در برابر مادیات بشناسید.

- اعتقادها و باورهای مذهبی طرف مقابل را جویا شوید. عقیده‌ها و باورهای همسر احتمالی خود را در مورد آیین و مذهب بپرسید و ببینید که آیا با برداشت شما از دین، سازگار است یا خیر چراکه اگر نقطه‌نظرهای این فرد برای شما قابل قبول نباشد، احتمال وقوع مشکل‌های شدیدی پیش‌بینی می‌شود. مگر آن‌که در این زمینه، انعطاف‌پذیر باشید و بتوانید خود را در چهارچوب نظرهای او قرارداده و شیوه‌‌ی زندگی او را بپذیرید. پس به طرف مقابل اجازه دهید به‌طور واضح، برداشت خود را از مذهب بگوید و انتظارهای خود را در مورد شما به‌عنوان همسر، بیان نماید.

- برخوردهای همسر احتمالی خود را در موقعیت‌های مختلف، بررسی کنید. هرچه بیش‌تر در شرایط متفاوت و گوناگون، همسر احتمالی خود را ملاقات کرده و مورد مشاهده قراردهید، نشانه‌های بیش‌تری از طرز برخورد او با مردم و در موقعیت‌های مختلف خواهید یافت.

- خواسته‌ها و انتظارهای یکدیگر را مورد مطالعه قراردهید. شما باید بدانید همسر آینده‌تان چه انتظارهایی از خودش و شما دارد. باید در مورد مسأله‌های مهم زندگی به توافق برسید. برای نمونه باید بدانید:

در چه شهر یا کشوری، زندگی مشترک خود را آغاز خواهید کرد.

زندگی خود را با خانواده‌ی همسر، آغاز خواهید کرد یا به‌طور مستقل.

زمان بچه‌دار شدن‌تان چه مدت پس از ازدواج خواهد بود.

نظر همسر احتمالی شما در مورد شغل و فعالیت‌های خارج از منزل چیست.

نظر همسر احتمالی شما در مورد رابطه‌ها و معاشرت خانوادگی و دوستانه چیست.

و ...

- درباره‌ی خانواده‌ی فرد مورد نظر تحقیق کنید، آنان را بیش‌تر بشناسید و با فرهنگ و باورهای‌شان آشنا شوید. رابطه‌ی فرد مذکور را با پدر و مادر، خواهران و برادرانش جویا شوید. بررسی کنید که تعهد او در قبال این افراد چگونه است و در آینده چه تعهدهایی نسبت به آنان دارد و تأثیر این موضوع بر زندگی شما چگونه خواهد بود. نسبت به احساس خانواده در مورد این ازدواج آگاه باشید.

- با خودِ واقعی‌تان مشورت کنید. به ندای درونی خود، گوش فرادهید. از خود بپرسید: «آیا این فرد، همان فردی‌ست که درواقع به دنبالش بوده‌ام؟ آیا می‌خواهم که این مرد یا زن، پدر و مادر فرزند من باشد؟» اگر پاسخ صریحی ندارید، دوباره بر روی موضوع، تمرکز کرده و سعی کنید پاسخی قاطع برای آن بیابید چراکه ازدواج، یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مسأله‌های زندگی شماست و آینده‌ی فرزندان‌تان را تحت‌تأثیر قرارمی‌دهد.

- دلیل‌های مناسبی برای ازدواج‌تان پیدا کنید و خود، تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی باشید. هرگز تحت فشار برای ازدواج، متقاعد نشوید. تنها خوب بودن احساس‌های اطرافیان در مورد طرف مقابل کافی نیست، قلب و منطق شما نیز باید در این کار رضایت دهد. ضمن احترام به تجربه و عقیده‌ی اطرافیان به‌ویژه پدر و مادر و حفظ آداب و رسوم فرهنگی و مذهبی، تسلیم فشارهای اطرافیان نشوید.

- نسبت به سلامت جسمانی و روانی طرف مقابل اطمینان حاصل کنید. به‌خاطر بسپارید که سلامت جسمانی و روانی و عدم گرایش به مواد مخدر، یکی از فاکتورهای مهم در انتخاب همسر است. بنابراین، پیش از تصمیم‌گیری درباره‌ی ازدواج، در مورد نکته‌های بیان‌شده اطمینان حاصل کنید.

- توجه داشته باشید که با شریک احتمالی زندگی خود در موردهایی مانند طبقه‌ی اجتماعی، سن، میزان تحصیلات و توانایی‌های هوشی، تناسب داشته باشید.

- عجله نکنید. با توجه به این که بسیاری از ازدواج‌ها به دلیل دستپاچگی و عجله‌کردن در تصمیم‌گیری، درنهایت به شکست منتهی می‌شود، در تصمیم خود برای قبول یک ازدواج، عجله نداشته باشید. به‌طور حتم، در مورد فردی که می‌خواهید عمری را با او سپری‌کنید، تحقیق کنید، به شناخت برسید و وقت بگذارید. فقط به‌دلیل ناامیدشدن از ازدواج، تن به یک ازدواج نامناسب ندهید و خود را به فهرست قربانیان ازدواج، اضافه نکنید.

- از خداوند، کمک و راهنمایی بگیرید. با ایمان و توکل به خدا، از او بخواهید تا در انتخاب صحیح شریک زندگی، شما را یاری کرده و مسیر مناسبی را پیش‌ روی‌تان قراردهد.





نوع مطلب : راه زندگی، 
برچسب ها : ازدواج، عشق، آیین زندگی، همسرداری، انتخاب همسر،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic