دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان


شما مادر همسرتان شده​اید؟بشوید؟نشوید؟




تا به حال شده‌ که  چنین مواردی را به همسرتان بگویید؟ «عزیزم! كیف پولت را فراموش نكنی؟»، «موقع برگشتن فراموش نكنی لباس‌ها را از خشكشویی بگیری؟»، «قبض برق را پرداختی؟»، «چند بار بایدگفت این حوله‌های خیس را روی زمین نینداز؟»، «اگر با این لباس نازك بیرون بروی، حتما سرما می‌خوری» و... ‌اگر چنین جمله‌هایی را گفته‌اید باید بدانید مرتكب اشتباه شده‌اید و این اشتباه، یكی از معمول‌ترین و مخرب‌ترین عادت‌های ارتباطی با مردهاست؛ یعنی به گونه‌ای با آنها رفتار می‌كنیم، گویی كودكی بیش نیستند و اینطور فرض می‌كنیم كه ناتوان هستند و نمی‌توانند از خودشان مراقبت كنند و نیاز دارند كه ما زندگی‌شان را بگردانیم و این می‌تواند آثار مخربی روی زندگی ما بگذارد؛ در این مطلب سعی كرده‌ایم تا تمام زوایای این اشتباه را برایتان روشن کنیم.


شما مــــادر همسرتان شده​اید؟

  با این رفتارها مثل مادرش می‌شوید

1. در حق آنها بیش از حد مفید واقع شدن و انجام دادن كارهایی كه باید خودشان انجام بدهند؛ مثلا: به دنبال كلیدش می‌گردیم، لباس‌هایش را پشت سرش جمع می‌كنیم و...

2. راه انداختن بازی‌های كلامی با آنها مثل بازی حدس بزن برای بیرون كشیدن اطلاعات از آنها؛ مثلا می‌گوییم: گرسنه‌ای؟ دوست داری كمی آش برایت درست كنم؛ نه؟ برایت ماهی درست كنم؟ دسر چطور؟ با یك سوپ موافقی؟ زیاد جالب به نظر نمی‌آید؟ خب بگذار فكر كنم. یك ساندویچ گریل شده چطور است؟ آن را هم دوست نداری؟

3. معمولا چنین فرض می‌كنیم؛ مردها كم‌حافظه بوده یا فراموشكار هستند و اطلاعاتی كه باید خودشان به خاطر داشته باشند را به آنها گوشزد می‌كنیم: یادت باشد وقتی رسیدی زنگ بزنی، یادت نرود بچه را از كلاس موسیقی‌اش برسانی خانه، یادت باشد آشغال‌ها را دم در بگذاری، وقت دكترت یادت نرود! و...

4. آنها را نكوهش می‌كنیم، گویی بچه‌اند؛ «چطور می‌توانی بدون ژاكت بیرون بروی؟ نمی‌بینی هوای بیرون سرد است؟»، «چندبار باید بگویم قبل از اینكه بخوابیم چراغ‌ها را خاموش كن؟»، «صورتحساب‌های برق خیلی بالا رفته» و...

5. به عهده گرفتن كارهایی كه فكر می‌كنید نمی‌توانند به‌درستی انجام دهند؛ مثلا اینکه بگویید: «من به خرید کردن تو اعتماد ندارم چون...»

6.  اصلاح كردن اشتباهات‌شان و امر و نهی كردن به آنها؛ مثلا: «اگه جای تو بودم الان از سمت چپ رانندگی می‌كردم» یا «از آن مسیر برو که ترافیک نباشد.»

  رفتار شما او را بچه می‌کند

شاید بگویید که در بسیاری از مواقع، مردان به تذکر چنین مواردی نیاز دارند اما موضوع این نیست؛ موردی كه در اینجا اهمیت دارد این است كه وقتی با یك مرد مانند پسر بچه كوچكی رفتار می‌كنید، او نیز شما را مأیوس نكرده و مانند بچه‌ای كوچك با شما رفتار خواهد كرد. هنگامی كه انتظار دارید ناتوان، درمانده و ضعیف باشد او نیز خود را ناتوان، درمانده وضعیف نشان می‌دهد.

  چرا زن‌ها در حق همسران‌شان مادری می‌كنند؟

احتمالا متنفرید از اینكه بشنوید شما هم در حق مرد زندگی‌تان مادری می‌كردید اما باور كنید تنها شما نیستید كه این كار را انجام می‌دهید؛ دلیل این كار چیست؟ زن‌ها برای مادری كردن آموزش دیده‌ و برای آن نیز پاداش می‌گیرند. وقتی بچه بودید، یگانه الگویتان مادرتان بود و همواره شاهد بودید كه او چگونه از شما، برادر و خواهرهایتان حمایت می‌كرد؛ به این ترتیب آموختید چگونه حمایتگر، مهربان و فداكار باشید و به نیازهای دیگران رسیدگی كنید. این موضوع نیز حقیقت دارد كه شاهد بودید چگونه مادرتان به ویژه در حق پدرتان مادری می‌كرده است؛ پس بیایید به موضوع اینطور نگاه كنیم كه اگر شما شاهد بودید به جای اینكه مادرتان به طرزی رمانیك با پدرتان رفتار كند، همیشه در حق او مادری می‌كرده است، درنتیجه شما هم در كودكی چنین آموختید. پس فکر کردید این همان رفتاری است كه زن‌ها باید با مردها داشته باشند؛ درنتیجه وقتی خودتان بزرگ شدید و ازدواج كردید، عینا همین كار را با همسرتان انجام دادید.

آنها که بدشان نمی‌آید

 وقتی در حق مردها مادری می‌كنید، آنها احساس عشق می‌كنند؛ چرا؟ چون مردها در كودكی همواره شاهد بودند كه مادرشان از آنها مراقبت می‌كرده؛ بنابراین برایشان عادی است به همسر خود اجازه دهند تا این نقش را ادامه دهد. این موضوع حقیقت دارد. چنانچه مادر همسرتان مدام در حق او مادری كرده باشد، ممكن است در ذهنش مادر، همسر و حمایتگر تداعی بیشتری از كلمات عاشق، معشوق، بهترین دوست یا شریك زندگی داشته باشد. چنانچه همسرتان در كودكی محبت و توجه كافی از جانب مادر خود دریافت نكرده باشد هم با خوشحالی تمام اجازه خواهد داد تا این كار ناتمام او را برایش به پایان برسانید.

  عشق را نکشید

سریع‌ترین راه ممكن برای كشتن عشق، شور و حال و حرارت یك رابطه، مادری كردن در حق نامزد یا همسرتان است. هرچه با یك مرد بیشتر مانند مادرش رفتار كنید، او نیز به شما بیشتر فرزندگونه پاسخ خواهد داد اما موضوع این‌است كه هیچ مردی مایل نیست همسرش تبدیل به مادردومش شود.

  روزی که او شورش کند

در ابتدا مادری كردن برای نامزد یا همسرتان می‌تواند جوانب مثبتی داشته باشد اما در درازمدت اثرات بسیار مخربی را بر رابطه شما خواهد گذاشت؛ مثلا همسرتان از شما منزجر شده و علیه‌تان طغیان خواهد كرد. ممكن است از رفتارتان شكایتی نداشته باشد، حتی ممكن است اصرار كند به این كارتان ادامه دهید اما یك چیز حتمی است: او یك روز علیه‌تان شورش خواهد كرد؛ همانگونه كه تمامی پسر بچه‌ها دوست دارند روزی از مادرشان جدا شوند و خانه را ترك كنند.

اینگونه مردتان دیگر نمی‌تواند دوست‌تان بدارد

اگر با نامزد یا همسرتان مدام طوری رفتار می‌كنید كه گویی بی‌لیاقت است، متعاقب چنین رفتاری او نیز احساس ناتوانی و بی‌لیاقتی خواهد كرد و درنتیجه اعتماد به‌نفسش پایین آمده و رفتارش نیز بچگانه‌تر می‌‌شود. هنگامی كه یك مرد احساس خوبی نسبت به خودش ندارد، شما را نیز كمتر دوست خواهد داشت، زیرا احساس عزت‌ نفس یك مرد بستگی به احساس توانمندی او دارد. هنگامی كه مردی احساس می‌كند كارها را به درستی انجام نمی‌دهد، به سختی می‌تواند با شما یا خودش مهربان باشد. رفتار کردن با مردها مانند پسر بچه‌ها و به رخ كشیدن ضعف‌ها و ناتوانایی‌های آنها روی قابلیت عشق‌ورزی‌شان تأثیر منفی می‌گذارد.


چگونه از مادری كردن برای مردان دست برداریم؟

4 قدم برای نجات ازدواج‌تان


این اعتیاد را ترک کنید


اول از همه باید  از انجام دادن كارهایی كه همسرتان می‌تواند خودش انجام دهد، پرهیز كنید. رفتار مادرانه داشتن در حق همسرتان مانند اعتیاد است و تنها راه نجات از اعتیاد ترك كردن است؛ این بدان معناست كه وقتی همسرتان می‌پرسد: كلیدهایم كجاست؟ به او بگویید: نمی‌دانم. اجازه دهید خودش دنبال آنها بگردد. هنگامی كه برای مناسبت ویژه‌ای می‌خواهد خودش لباسش را انتخاب كند، نگویید كه باید كدام لباس را بپوشد. وقتی لباس‌هایش را روی زمین می‌اندازد، آنها را برایش جمع نكنید. چنانكه همسرتان عادت دارد كارهایش را برایش انجام دهید، ممكن است كمی طول بكشد تا خودش را با این رفتار جدید وفق بدهد و در ابتدا امكان دارد برایش مشكل باشد. بهتر است یأس‌ها و سرخوردگی‌هایش را تحمل كنید، زیرا مدتی طول خواهد كشید تا كارهایی را كه سال‌ها برای خودش انجام نداده انجام بدهد.

به او اعتماد کنید


قدم دوم برای ترک مادری کردن، این است که سعی کنید با  نامزد یا همسرتان مانند شخصی لایق، دانا، توانا و قابل اعتماد رفتار كنید. اطلاعاتی كه خودش می‌بایست به خاطر داشته باشد را به او یادآوری نكنید. سعی نکنید به جایش فكر كنید یا تقویمش باشید، بلكه به‌گونه‌ای رفتار كنید كه دریابد بزرگسالی فهمیده و تواناست كه شما همیشه می‌توانید روی او حساب كنید. به‌یاد داشته باشید از آنجا كه مدت‌ها در حقش مادری می‌كردید و برنامه‌هایش را ترتیب می‌دادید، كمی تنبل شده است. به طرزی ناخودآگاه ممكن است در به خاطر سپردن قرار ملاقات‌ها و مسئولیت‌هایش به شما تكیه كند؛ بنابراین طبیعی است هنگامی كه از این كار دست می‌كشید، بعضی از كارهایش را فراموش كند؛ مثلا برخی از صورتحساب‌ها را نپردازد یا اینكه آشغال‌ها را هر شب دم در نگذارد. در اینگونه مواقع سرزنش‌اش نکرده و از او انتقاد نكنید.

شما مــــادر همسرتان شده​اید؟

مثل مادرها با او صحبت نکنید


قدم سوم برای ترک این مادری کردن، آن است که آنگونه كه مادرها با بچه‌هایشان صحبت می‌كنند با او صحبت نكنید. به خودتان قول بدهید با نامزد یا همسرتان طوری صحبت نكنید كه گویی او یك پسر بچه 5ساله است. این به آن معناست كه اصلا او را نكوهش نكنید. اشكالی ندارد اگر بگویید از دستش ناراحت و عصبانی هستید، اما این كار را به گونه‌ای كه یك بزرگسال با بزرگسال دیگر انجام می‌دهد، انجام دهید، نه مثل یك مادر عصبانی كه از دست پسربچه شیطانش به ستوه آمده است.

بعضی مسئولیت‌ها را به او دهید


قدم چهارم این است که مسئولیت‌هایی را كه دوست دارید به عهده بگیرد به او واگذار كنید و چنانچه اشتباه‌هایی مرتكب می‌شود، مسئولیت‌ها را از او سلب نكنید. ممکن است در ابتدا مشکل باشد، اما نگران نباشید. همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت، حتی اگر اشتباه کرد او را سرزنش نکنید و سعی کنید خود را بی‌اطلاع نشان دهید. به یاد داشته باشید كنار گذاشتن این عادت‌ها چندان هم ساده نیست اما چنانچه موفق شوید این عادت‌ها را كنار بگذارید، همسرتان حس مرد بودن بیشتری می‌کند.




نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، عشق و ازدواج، 
برچسب ها : همسر، همسرداری، مادر همسرم شده ام، زندگی مشترک،
لینک های مرتبط :



همسرانه:
گوشی «همراه» سردمزاجی می​آورد!




 با تکنولوژی‌های امروزی بیش از هر زمانی با تمام دنیا در ارتباط هستیم و از اتفاقات جهان پیرامون باخبر می‌شویم اما تناقض ماجرا اینجا پیش می‌آید که همین مرتبط بودن با دنیا باعث می‌شود از خیلی از اتفاقاتی که در نزدیکی‌‌مان پیش می‌آید غافل شویم و حتی از ارتباط با افراد داخل خانه خود نیز عاجز شویم.به خصوص گوشی‌های همراه هوشمند که به همنشین درجه یک ما تبدیل شده‌اند وبیشترین توجه را از ما می‌گیرند درحالی که نصف آن میزان را به همسر خود ارزانی نمی‌کنیم. فکر نمی‌کنید این روند می‌تواند عواقب وخیمی داشته‌ باشد؟به طور کلی حضور این تلفن‌های هوشمند چه اثراتی روی زندگی شما و همسرتان دارد؟




مردان بیشتر از زنان به موبایل وابسته‌اند

به نقل از دیلی میل، تقریبا یک هشتم از همسران زمان بیشتری را صرف استفاده از تلفن همراه خود می‌کنند تا اینکه با همسر خود صبحت کنند.در این بین مردان بیشتر از زنان از تلفن همراه خود استفاده می‌کنند و تقریبا ۷۱ درصد از کل شبانه روز را در کنار موبایل‌شان سپری می‌کنند. درصد بسیاری نیز تلفن همراه را حتی هنگام خواب هم رها نمی‌کنند و آن را در کنار تختخواب خود قرار می‌دهند. البته زنان وضعیت بهتری دارند و نزدیک به ۵۱ درصد در روز تلفن همراه را در کنار خود نگه می‌دارند.  از سوی دیگر مطالعات نشان داده، تلفن همراه حتی زندگی زوج هایی که به شدت به یکدیگر علاقه دارند را نیز تهدید می‌کند. نزدیک به یک سوم از زن و شوهرها حتی هنگام صحبت کردن رودررو با یکدیگر هم، اقدام به فرستادن پیام کوتاه می‌کنند. ۲۷ درصد هم در هر حالتی حتی هنگام تماشای فیلم یا صرف شام، تلفن همراه خود را چک می‌کنند تا در صورت برقراری تماس یا فرستاده شدن پیام کوتاه به سرعت متوجه شوند.

حریم شخصی از بین رفته‌است

در جامعه ایرانی با تلفن همراه؛ افراد به‌راحتی می‌توانند به اسرار شخصی یكدیگر دست پیدا كنند.از یک طرف مخابرات ایران نمی‌تواند از اسرار شخصی تلفن همراه افراد محافظت كند و هر فردی به راحتی با در دست داشتن قبض هر تلفنی می تواند شماره‌های شخصی دیگران را پیدا كند. از طرف دیگر، میزان سوء تفاهم‌های خانوادگی را افزایش می‌دهد زیرا هر یک از زوجین در صورت دسترسی پیدا نكردن به دیگری از طریق تلفن همراه دچار سوء تفاهم و ظن شده که چرا همسرش به او اطلاع نداده‌، تا جایی که ممکن است اختلافاتی هم پیش بیاید؛ جدا از این موضوع که اصلا احساس خوبی نیست اگرگمان کنیم همه جا تحت نظریم.

گوشی موبایل سرد مزاجی هم می‌آورد

شب‌ها هنگام رفتن به تختخواب هم تلفن،هم تبلت و لپ‌تاپ ‌تان را خاموس کنید؛ به هیچ‌وجه این وسایل را با خود به تخت نبرید چراکه نه تنها تمام توجه شما را به خود جلب می‌کنند بلکه تحقیقات ثابت کرده‌اند؛ استفاده از این وسایل هنگام خواب می‌تواند موجب سردمزاجی هم شود و در طولانی مدت مشکلاتی را در زندگی زناشویی به وجود ‌آورد.مطمئن باشید اگر شب‌ها این وسایل را از خود دور کنید هم بهتر استراحت خواهید کرد و هم به مرور زمان صمیمیت بیشتری با همسرتان پیدا می‌کنید.

بر سر میز غذا موبایل ممنوع!

نشستن بر سر یک میز یا سفره و با هم غذا خوردن می‌تواند میزان صمیمیت میان اعضای خانواده را افزایش دهد و شرایط گفت‌وگو را فراهم کند اما این روزها آدم‌ها بیشتر از آنکه حواس‌شان به غذا باشد به گوشی همراه‌شان است حتی یک تحقیق در سال ۲۰۰۲ نشان داد که قسمت مهمی از زمانی که زوج ها صرف غذاخوردن در کنار هم می‌کنند به واسطه تماس های تلفنی یا پیام‌های متنی و صوتی مختل می‌شود ودیگر هیچ فرصتی برای توجه به یکدیگر باقی نمی‌گذارد.

وقتـی دیگر حرفی با هم نداریم

تا 10 یا 15 سال پیش زن و شوهرها در طول روز ارتباط چندانی با هم نداشتند و درنهایت یک‌بار با هم تلفنی صحبت می‌کردند و در عوض شب‌هنگام وقتی به خانه برمی‌گشتند برای هم حرف‌های زیادی از اتفاقات پیش‌آمده داشتند همین حرف زدن و در کنار هم نشستن؛ آنها را به هم نزدیک‌تر و صمیمیت‌شان را بیشتر می‌کرد.اما این روزها زن و شوهرهای جوان در طول روز مدام با موبایل با هم مرتبط هستند؛ جایی نیست که یکی از آنها برود و دیگری خبر نداشته‌باشد؛ هرکدام از آنها کاملا از رویداد‌های پیش آمده برای دیگری خبر دارد و دیگر شب‌هنگام حرف تازه‌‌ای وجود ندارد که آنها را کنار هم بنشاند.

این یک تحقیق کاملا علمی است

دکتر «اندرو پرزبیلسکی» روانشناس دانشگاه اسکس 2 آزمایش طراحی کرد که در آن 2 غرببه به مدت ۱۰ دقیقه با هم صحبت می‌کردند.در حالت اول ۷۴ دانشجوی دوره لیسانس انتخاب و از آنها خواسته شد که درباره یک رویداد جالب صحبت کنند. برخی از آنها به طور اتفاقی این مکالمه را با وجود تلفن‌همراه در اتاق انجام دادند و برای برخی دیگر تلفن همراه در اتاق وجود نداشت. بعد از پایان مکالمات محققان از این دانشجویان درباره روابطی که در این اتاق با دیگران برقرار کرده‌اند سؤالاتی کردند تا بتوانند درمورد کیفیت ارتباط آنها قضاوت کنند.

گوشی همراه اعتماد متقابل را کم می‌کند

حتی در یک تعامل کوتاه که هر 2 نفر تنها ۱۰ دقیقه با هم بودند، تفاوت وجود یک تلفن در اتاق در مقایسه با عدم وجود تلفن مشخص بود.افراد در اتاق و روی میزی  که تلفن همراه وجود داشت در مقابل همنشین‌شان کمتر احساس نزدیکی و اعتماد کرده و کیفیت روابط آنها پایین‌تر از 2 نفری بود که در فضایی بدون وجود تلفن همراه با هم گفت‌وگو کردند.در آزمایش دوم از برخی از دانشجویان خواسته شد تا مکالمه‌ای درباره درخت‌های کریسمس انجام دهند و از دیگران خواسته شد درباره معنادارترین اتفاق سال به گفت‌وگو بپردازند. باز هم عده‌ای این مکالمه را با وجود یک تلفن همراه انجام دادند و سایران این کار را نکردند.براساس اظهارات پرزیبیلسکی، وقتی که مردم درحال یک مکالمه مهم هستند، کیفیت روابط، اعتماد طرفین و همدلی به واسطه وجود تلفن‌های همراه کاهش می‌یابد اما وقتی درباره موضوعی بی‌اهمیت صحبت می‌کنند تلفن همراه اختلالی به وجود نمی‌آورد.

نگذارید همسرتان احساس تنهایی کند

برای یک زن یا مرد هیچ چیز بدتر از زمانی نیست که مشغول صحبت با همسرش است اما او هرچند دقیقه یک‌بار گوشی‌اش را چک می‌کند تا پیامک‌‌ها و ای‌میل‌هایش را بخواند یا حتی مشغول بازی شود؛ در آن زمان است که احساس تنهایی و شنیده‌ نشدن سراغ فرد می‌آید. دکتر «اندرو پرزیبیلسکی» (Andrew Przybylski) روانشناسی که در این زمینه تحقیق کرده‌است، می‌گوید:«آنچه در مورد تلفن‌ همراه وجود دارد این است که این دستگاه در همه‌جا حضور داردو این یک حرکت نزولی در روابط افراد ایجاد می‌کند». پس حواس‌تان باشد وقتی می‌خواهید با همسرتان صحبت کنید به هیچ وجه گوشی تلفن همراه را در دسترس نگذارید یعنی آن را خاموش کنید و در تمام طول صحبت آن را داخل کیف یا جیب‌تان بگذارید؛نگران نباشید دراین مدت دنیا تمام نمی‌شود و اگر یکی، دو ساعت دیرتر به پیامک‌ها و ای‌میل‌ها جواب دهید اتفاقی نمی‌افتد.

آیا شما به گوشی موبایل‌‌تان معتادید؟

اعتیاد به تلفن همراه، پدیده‌ای است كه اكنون جای خود را به این هراس و ترس داده است كه می‌تواند حتی بقیه زمان‌هایی كه از گوشی همراه استفاده نمی‌كنید هم زندگی روزمره‌تان را تحت‌تاثیر قرار دهد.آخرین تحقیقی كه در این زمینه انجام شد نشان داد، به‌طور متوسط 66درصد از مردم با درجات مختلف به این هراس دچارند. این مشکل در بین خانم‌ها و افراد جوان بیشتر دیده می‌شود. بیش از آنكه یك بیماری هراسی باشد، چیزی شبیه یك وسواس است. بنابر تحقیقات شركت‌های سازنده تلفن همراه این بیماری در بین جمعیت استفاده‌كننده از این وسیله در حال افزایش است. گفته می‌شود این افراد به‌طور متوسط در روز بیش از 3یا4  بار گوشی تلفن‌شان را بدون اینكه زنگ بخورد یا بدون اینكه قصد تماس با جایی را داشته باشند، چك می‌كنند.این مشکل که «نوموفوبیا» نامیده می‌شود، در بین كسانی كه زمینه بیماری‌های وسواسی را دارند شیوع بیشتری دارد. هراس و ترس از دست‌دادن گوشی یا گم‌كردن آن در موارد شدید ممكن است نیاز به مشاوره داشته باشد. باید بدانید میزان افسردگی و اضطراب در میان این كاربران نسبت به كسانی كه به اینترنت یا موبایل اعتیاد ندارند، بسیار بیشتر است.

راه درمان این اعتیاد چیست؟

روش اصلی درمان این فوبیا مانند بیشتر فوبیاهای دیگر، روش حساسیت‌زدایی یا مواجهه است. ابتدا به فرد گفته می‌شود به این فكر كند كه گوشی تلفنش را گم كرده است و سعی كند در ذهن خودش با این مسئله كنار بیاید. به‌تدریج به فرد گفته می‌شود كه واقعا این تصور را عملی و گوشی تلفنش را برای مدتی از خود دور كند. به تدریج و با خاموش‌كردن گوشی برای مدت طولانی و زندگی‌كردن بدون موبایل به‌مدت چند هفته فرد می‌تواند از شدت این بیماری و هراس كم كند. اگرچه در چند روز اول ممكن است كمی برای فرد این حالت سخت باشد اما بعد از مدتی فقط نداشتن گوشی همراه و همان اعتیاد فرد به موبایل ممكن است باعث مشكل برای او شود اما اضطراب، هراس و نگرانی كه تا قبل از آن و با داشتن موبایل ناگهان برای فرد به‌وجود می‌آمد از بین می‌رود. برای كسانی هم كه حاضر نیستند گوشی خود را از دست بدهند یا بدون موبایل زندگی كنند، توصیه می‌شود، به‌طور منظم چند ساعت از روز گوشی‌شان را خاموش كنند و به‌هیچ‌وجه شب به همراه گوشی تلفن به خواب نروند. به این افراد توصیه می‌شود كه برای ارتباط با اطرافیان‌شان از روش‌های دیگر هم در كنار موبایل استفاده كنند تا میزان استرس‌شان از گم‌كردن موبایل و از دست دادن ارتباط‌شان با دیگران كم شود؛ جالب است بدانید در برخی از کشورهامراكز درمان اعتیاد به تلفن همراه راه‌اندازی شد‌ه‌‌ است.




نوع مطلب : عاشقانه، راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، سلامت جنسی، 
برچسب ها : گوشی، موبایل، سرد، سرد مجازی، مجاز، همسر، همسرانه،
لینک های مرتبط :



جالبه:
شخصیت‌ شناسی علمی همسر از روی بستنی







شناخت كامل همسر آینده تان، تا زمانی که زیر یک سقف نرفته اید ممکن نیست. اما محققان همیشه راه های میانبری را کشف می‌کنند که می‌توانند شما را یک قدم به همسرشناسی نزدیک‌تر کنند. از نگاه یک پژوهشگر، یک مرد هرقدر هم که مرموز باشد، قابل کشف است و به همین دلیل محققان به شما توصیه می‌کنند که قبل از گرفتن تصمیم نهایی از راه‌هایی که پیشنهاد می‌کنند عبور کنید. یکی از این راه‌ها، گذاشتن قرار در بستنی‌فروشی‌هاست. آنها معتقدند حتی مرموزترین مردهای جهان، هنگام خوردن بستنی رازهای شخصیت‌شان را فاش می‌کنند. این یافته‌ها حاصل پژوهش‌های یک شرکت آمـریکـایـی تولـید کننده بستنی به نام «ادیس گراند» است و پس از کشف آنها، متخصصان عصب‌شناسی هم ارتباط میان شخصیت و طعم بستنی مورد علاقه را تایید کرده‌اند. پس با خیال راحت به این یافته اعتماد کنید.

5 بستنی به او تعارف کنید

اگر همسر آینده‌تان را راضی کرده اید که در کنار شما بستنی بخورد، وقت آن است که هوشیارانه به سفارشی که می‌دهد توجه کنید.  حواس‌تان باشد در فهرست بستنی شما نباید همه انواع این خوراکی خوشمزه حضور داشته باشد، زیرا این تحقیقات تنها رابطه 5 نوع بستنی با شخصیت را کشف کرده‌اند.  حالا وقت آن است که ببینید خواستگار شما در میان بستنی های زیر کدام یک را انتخاب می‌کند. البته اگر او گفت همه بستنی‌ها را دوست دارد زیر بار نروید و وادارش کنید که تنها یکی را انتخاب کند:

بستنی وانیلی
بستنی‌شکلاتی
بستنی گردویی
بستنی موزی
بستنی توت فرنگی



شوهران جالب

بستنی وانیلی: اگر به‌خاطر ناتوانی‌تان در ریسک‌پذیری همیشه از دیگران عقب می‌مانید، ازدواج با مردی که بستنی وانیلی دوست دارد می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند. پژوهشگران می‌گویند، دوستداران این بستنی در زندگی خطرات زیادی را می‌پذیرند و اهداف بزرگی در سر دارند. از نظر آنها این افراد انتظارات زیادی از خود دارند و هیچ‌وقت به آنچه دارند قناعت نمی‌کنند. البته ریسک‌پذیری بیش از حد نمی‌تواند نظر شما را در مورد آنها منفی کند، چراکه این افراد آنقدر شاد و پرهیجان هستند که می‌توانید در کنارشان بسیار خوش بگذرانید. بستنی وانیلی خورها لحظات خوب زندگی شان را در کنار خانواده و اقوام نزدیک سپری می‌کنند، البته زیاد هم خوشحال نباشید چون گاهی تصمیم گرفتن بر اساس انگیزه‌های آنی و بدون فکر قبلی، بودن در کنار آنها را سخت می‌کند اما در عین حال، خونگرم، پرتلاش، آرمانگرا، بااحساس بودن باعث می‌شود که آنان باز هم جذاب جلوه کنند و حتی اگر در مواردی درونگرا باشند، باز هم دوست داشتنی دیده شوند.

وانیلی‌ها با هم

اگر خودتان بستنی وانیلی را به دیگر طعم‌ها ترجیح می‌دهید، احتمالا انتخاب فردی که چنین سلیقه ای دارد برای شما ساده تر است.





شوهران سرگرم‌کننده

بستنی شکلاتی: در کنار دوستداران بستنی شکلاتی همیشه خوش می‌گذرد. این افرادسرزنده و بانشاط و خلاق می‌توانند شما را از لاک تنهایی‌تان بیرون بیاورند و به دنیای شاد و ماجراجویانه‌ای وارد کنند. از طرف دیگر، تلاش آنها برای خوش لباس بودن هم باعث می‌شود که در برخورد اول، نظر مثبتی در موردشان داشته باشید و شخصیت برون‌گرای‌شان هم باعث می‌شود خیلی راحت آدم‌ها را به خود جذب کنند. تاثیر گذاشتن روی دیگران، برای این آدم‌ها کار سختی نیست و آنها در هر جمعی که وارد شوند، در مرکز توجه دیگران قرار می‌گیرند. البته در کنار این آدم‌های شاد و فعال، شما باید مسئولیت‌های تازه‌ای را هم برعهده بگیرید. سرگرم کردن آنها می‌تواند سخت ترین مسئولیت شما باشد زیرا آنها عاشق تغییر و تازگی هستند و اگر تنها مدت کوتاهی در روال عادی زندگی گرفتار شوند، سرخورده و کسل خواهند شد.

ازدواج فردی که بستنی شکلاتی دوست دارد، با کسی که عاشق بستنی گردویی است می‌تواند موفقیت بیشتری را به همراه داشته باشد، چراکه محققان معتقدند این 2دو مکمل یکدیگرند.





شوهران خجالتی

بستنی توت فرنگی: برخلاف ظاهر فریبنده اش، طرفداران این نوع بستنی آدم‌های خجالتی و درونگرایی هستند. آنها احساساتی نیرومند دارند و به جزئیات و نکات ظریف، توجه زیادی نشان می‌دهند. فریب دادن آنها کار ساده‌ای نیست، زیرا گاهی شبیه کاراگاه‌های خصوصی عمل می‌کنند و با ذهن تیزبین‌شان از همه چیز سر در می‌آورند.  گرچه آنها هم مثل دیگر آدم‌ها ترکیبی از خصوصیات منفی و مثبت را دارند، اما محققان مستبد و خودرای بودن را جزء جدانشدنی شخصیت آنها می‌دانند.  درست است که این ویژگی‌های آنها باعث می‌شود گاهی شما را ناراحت کنند، اما از طرف دیگر، خیلی زود به سمت‌تان برمی‌گردند و برای درست کردن اوضاع تلاش می‌کنند. پژوهشگران معتقدند، این افراد در قبال بسیاری از مسائل به راحتی خود را مقصر می‌دانند و درمواردی بداخلاق و بدبین می‌شوند. ممکن است از نظر شما آنها آدم‌های قدرت طلب و سنگدلی باشند، اما برخلاف آنچه گمان می‌کنید، دوستداران بستنی توت فرنگی اعتماد به نفس کمی دارند و تمام تلاش شان را برای پنهان نگه داشتن این ویژگی به خرج می‌دهند.

توت‌فرنگی‌ها با شکلاتی‌ها

بررسی‌ها ثابت کرده دوستداران بستنی توت‌فرنگی بیشتر از هر کسی با دوستداران بستنی شکلاتی کنار می‌آیند و در کنارشان احساس خوشبختی می‌کنند.





شوهران مهاجم

بستنی گردویی: اگر به بستنی گردویی علاقه دارد، بدانید که فرد منظم، بادقت و کمال گرایی است. در مقابل چنین مردی باید مراقب تمام رفتارهای خود باشید، زیرا به جزئیات بسیار اهمیت می‌دهند. توقع نداشته باشید که این شخص، دار و ندارش را به پای شما بریزد، زیرا در مورد مسائل مالی به شدت محافظه کار است و هیچ وقت تا آخر جیبش را خرج نمی‌کند. اگر در مورد او از اطرافیانش تحقیق کنید، قطعا می‌گویند فردی باوجدان و وظیفه‌شناس است اما او گذشته از همه خصوصیات محافظه کارانه اش، فردی پرجنب‌وجوش و پرتکاپو به حساب می‌آید و در ورزش‌هاهمیشه در جایگاه یک مهاجم ظاهر می‌شود. اگر به پیشنهاد ازدواج او بله بگویید، باید بدانید که همسری رقابت‌جو انتخاب کرده‌اید که برای جلو زدن از دیگران همه تلاشش را به خرج می‌دهد.

شکلات مثل گردویی

ازدواج با دوستداران بستنی شکلاتی و گردویی برای این افراد آسان تر است و به تنش های کمتری منجر می‌شود.





شوهران دست‌و‌دل‌باز

بستنی موزی: اگر در جست و جوی یک همسر راحت و بی‌خیال هستید، یکی از طرفداران بستنی موزی را انتخاب کنید. آنها آدم‌های راحتی هستند که مسائل را ساده در نظر می‌گیرند. زندگی با  این مردها، برای بسیاری از زن‌ها آسان است، چراکه با سخاوت‌مندی بیش از حدشان می‌توانند دل همسرشان را به دست بیاورند. درست است که بی خیالی آنها می‌تواند گاهی شما را از کوره به در ببرد، اما تعادل‌شان در گرفتن تصمیم‌ها و عمل کردن به آنها، می‌تواند به شما آرامش خاصی بدهد. این آدم‌های دلسوز و مهربان، تحمل دیدن ناراحتی عزیزان‌شان را ندارند  افراد صادقی هستند که می‌توان با اطمینان، یک عمر در کنارشان زندگی کرد.

موزی‌ها مشکل ندارند

دوستداران بستنی موزی با هر شخصیتی کنار می‌آیند. پس اگر بستنی موزی دوست دارید، دیگر نیاز نیست خواستگارتان را محک بزنید.


ادامه مطلب


نوع مطلب : شخصیت ها، عشق و ازدواج، طالع بینی، زندگی مشترک، 
برچسب ها : شخصیت شناسی، بستنی و شخصیت، بستنی، همسر، شخصیت همسر،
لینک های مرتبط :



نشانه های همسر آزاری واقعی!





برای اینکه نام‌تان در فهرست همسرآزارها جا بگیرد، نیازی نیست که شریک زندگی‌تان را کتک بزنید و چماق به دست بالای سرش بایستید. گاهی انجام رفتارهای ساده‌ای که خودتان هم از کودکی با آنها بزرگ شده‌اید یا در میان آدم‌های دور و برتان دیده‌اید، می‌تواند شما را به داشتن رفتارهای خشونت‌آمیز متهم کند. می‌خواهید از قالب‌های کلیشه‌ای که خیلی از زوج‌ها براساس آن رفتار می‌کنند بیرون بیایید و سلامت زندگی مشترک‌تان را بالاتر ببرید؟ پس این زنگ خطر‌ها را بشناسید. اگر شما تنها 7 نشانه از این 9 نشانه را در ارتباط‌تان بروز می‌دهید، باید بگوییم که از همسرتان سوءاستفاده می‌کنید و به همسرآزاری مبتلا هستید.



برای هم اسم می‌گذارید؟

همسرتان را با واژه‌هایی مثل «کدو» یا «لاک‌پشت» صدا می‌کنید و ایرادهای او را با نسبت دادنش به یک موجود زنده به رخش می‌کشید؟

گذاشتن اسم به‌دلیل تحقیر یا نسبت دادن یک ویژگی ناپسند روی شریک زندگی‌تان، می‌تواند یکی از نشانه‌های این رفتار باشد. درست است که روانشناسان هم توصیه می‌کنند در یک رابطه عاشقانه، یک اسم لطیف و عاشقانه را برای همسرتان انتخاب کنید و هرازگاهی با آن واژه صدایش کنید اما اسم‌های تحقیر کننده هرگز در این گروه جا نمی‌گیرد. عاشق‌هایی که خشونت کلامی را در رفتارشان بروز می‌دهند به‌ جای انتقاد از همسرشان ویژگی‌های او را به شکلی تحقیر کننده بیان می‌کنند و مثل یک برچسب آن را روی همسرشان می‌چسبانند. مهم نیست که این واژه‌ها با آرامش و خنده به زبان بیاید یا با یک لحن تند. این صفت‌ها در هر شرایطی که ادا شوند، به ارتباط شما آسیب می‌رسانند. اگر می‌خواهید دست از این خشونت بردارید در مورد ویژگی‌های منفی همسرتان با او صحبت کنید و به‌جای اسم‌گذاری روی او، با هم برای محو کردن این ویژگی‌ها تلاش کنید.

رئیس زندگی شما هستید؟

به‌دلیل اینکه اتومبیل یا خانه به نام شما باشد یا پس‌اندازتان در حساب شما قرار داشته باشد، با همسرتان بحث می‌کنید و دوست دارید کنترل تمام دارایی‌ها یا تصمیم‌گیری‌های زندگی مشترکتان دردست شما باشد؟

اگر شما به مشترک بودن این زندگی اعتقادی ندارید و گمان می‌کنید همسرتان با دادن تمام اختیارات و دارایی‌ها به شما، عشقش را نشان می‌دهد، خشونت رفتاری اساس زندگی مشترک شماست. زندگی با چاشنی خشونت رفتاری، اقتدار شما را در این رابطه بیشتر نمی‌کند بلکه قدرت کاذبی را برایتان می‌سازد که ممکن است با ساده‌ترین اتفاق از دست برود. فراموش نکنید یک رابطه عاشقانه، میدان قدرت‌نمایی نیست.



داد می‌زنید و فحش می‌دهید؟

از خانه مادر شوهرتان برگشته‌اید و به‌دلیل دخالتی که در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی‌تان کرده‌اند با همسرتان کلنجار می‌روید؟ وقتی شما را با توضیحاتش قانع نمی‌کند صدایتان را بالا می‌برید و اگر دعوا خیلی جدی شود و خانواده او مقصر اختلافات شما باشند به ناسزا یا نفرین کردن متوسل می‌شوید؟

حتی در بدترین لحظات هم نباید بگذارید منطق از ارتباط شما فراری شود و خشونت کلامی یا رفتاری جایش را بگیرد. ناسزا گفتن، داد زدن و به کرسی نشاندن حرف با ترساندن همسرتان هم در گرو رفتارهای خشونت‌آمیز جا می‌گیرد. مهم نیست که حق تا چه اندازه با شماست. از همان لحظه‌ای که رفتار شما از دایره منطق خارج می‌شود، دیگر حق با شما نیست.

مدام تهدید می‌کنید؟

کلمه اگر«در زندگی شما نقش اساسی را بازی می‌کند؟ مدام برای همسرتان خط و نشان می‌کشید و جملاتی از این قبیل را همراه با چاشنی تهدید به زبان می‌آورید؟ «اگر تا این ساعت خانه نباشی»، «اگر فلان خرج را برای خانه نکنی»، «اگر امروز به این مهمانی نرویم»، «اگر با فلانی صمیمی شوی»  و ... .

حتی اگر چنین ادعاهایی را به شوخی بیان کنید، شما یک همسرآزار هستید. هر نوع تهدیدی که به تغییر رفتار همسرتان تبدیل شود، گرچه شما را به خواسته‌تان می‌رساند، اما در نهایت به زیان ارتباط‌تان تمام می‌شود. شما حق ندارید برای تغییر دادن رفتار او به مقابله به مثل تهدیدش کنید یا او را از برخوردی که با خانواده‌اش خواهید کرد، بترسانید.

او را قربانی می‌کنید؟

وقتی همسرتان از شما در مورد پول زیادی که برای خریدن چند لباس صرف کرده‌اید، سؤال می‌کند، او را به عنوان مقصر معرفی می‌کنید و می‌گویید «اگر حرصم را درنمی‌آوردی و اگر مرا این همه تنها نمی‌گذاشتی این کار را نمی‌کردم؟»

مقصر جلوه دادن همسرتان به‌دلیل رفتاری که انجام داده‌اید یا اعلام اینکه رفتار من واکنشی به کارهای تو بود، در گروه خشونت رفتاری جا می‌گیرد. هرگز برای پوشاندن اشتباهات‌تان، کاستی‌ها و اشتباهات همسرتان را به رخش نکشید و نگویید اگر تو این عیب‌ها را نداشتی، من هم انسان کاملی می‌شدم. اگر قرار است با هم زندگی کنید، بهتر است همدیگر را با تمام کاستی‌هایتان بپذیرید و به جای ساختن یک چماق از آنها با همکاری هم برای تغییر دادنشان تلاش کنید.

بار زندگی را روی دوش او می‌اندازید؟

همسرتان را به عنوان ماشین پولسازی می‌بینید و تا زمانی به او و توانایی‌هایش اطمینان دارید که رفاهی که انتظار دارید را برایتان به وجود بیاورد؟ یا اینکه چون شما خرج زندگی را می‌دهید انتظار دارید کارهای خانه را بدون کم و کاست انجام دهد و در زندگی‌تان قانون‌های سفت و سختی را به عنوان «وظیفه‌ات است» تعریف می‌کنید؟

نادیده گرفتن توانایی‌ها و شرایط همسرتان و داشتن انتظارات نامعقول از او نشانه همسرآزاری است. اگر انگیزه شما برای ازدواج یا داشتن رفتار مناسب با همسرتان، درآمدی است که به خانه می‌آورد یا اگر به دلیل توانایی همسرتان در نظافت منزل یا آشپزی او را سرزنش می‌کنید و با دیگران مقایسه می‌کنید، شما یک همسرآزار هستید.

با او معامله می‌کنید؟

همسرتان از شما می‌خواهد لحظه سال تحویل را در کنار خانواده‌اش بگذرانید و شما گرچه دوست دارید در آن زمان در کنار خانواده خود باشید اما گمان می‌کنید، می‌توانید از این نمد، قبایی برای خود ببافید. پس در مقابل لطفی که به همسرتان می‌کنید، از او برای رفتن به سفری که دوست دارید یا خرید چیزی که می‌خواهید قول می‌گیرید.

باجگیری و معامله کردن در زندگی مشترک هم نوعی خشونت رفتاری است. اگر شما یک همسرآزار باشید، به هر خواسته او به چشم فرصتی برای رسیدن به خواسته‌هایتان نگاه می‌کنید اما مراقب باشید و فراموش نکنید که زندگی میدان رقابت نیست. اگر شما با همسرتان معامله کنید به مرور از او هم یک باجگیر می‌سازید و باعث می‌شوید به‌دلیل هر محبتی که در حق‌تان می‌کند، یک امتیاز از شما بگیرد.

با چشم‌غره او را از کاری منصرف می‌کنید؟

همسرتان در مهمانی مشغول صحبت است و شما احساس می‌کنید که نباید آن حرف را بیان کند. احتمالا اولین راهی که برای متوجه کردن او امتحان می‌کنید، چشم‌غره رفتن یا زدن پا به پای اوست.

اگر شما با چشم‌غره یا تهدید کردن غیرکلامی همسرتان، او را از انجام دادن یک کار یا گفتن یک حرف منصرف می‌کنید، شما یک همسرآزار هستید. بسیاری از ما از کودکی با چنین رفتارهایی بزرگ شده‌ایم و این رفتار را از همکارمان گرفته تا فرزندمان، به همه تحویل می‌دهیم. اما وقت آن است که بدانیم این حرکت غیرکلامی در گروه خشونت رفتاری جا می‌گیرند و با حضورشان می‌توانند به زندگی مشترک و روابط اجتماعی ما آسیب برسانند.

دورش حصار می‌کشید؟


شما تعیین می‌کنید که همسرتان با چه کسانی ارتباط داشته باشد یا نه؟ زمانی که دوستان یا خانواده‌تان می‌خواهند به خانه شما بیایند، با کمال میل و بدون اطلاع او پذیرایشان می‌شوید اما حق دعوت کردن مهمان را به همسرتان نمی‌دهید؟

ایزوله کردن همسرتان و دور کردن او از کسانی که دوست‌شان دارد و در کنارشان آرامش می‌گیرد هم در گروه رفتارهای خشونت‌آمیز جا می‌گیرد. اگر انتظار دارید همسرتان تمام گذشته و عزیزانش را کنار بگذارد و جزئی از دوستان و خانواده شما شود، شما یک همسرآزار هستید.




نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، خانه و خانواده، 
برچسب ها : همسر، همسر آزاری، آزار، زن و شوهر،
لینک های مرتبط :



خانم ها آیا شوهرتان لوس و مامانی است ؟



برای او تنها زن مثال زدنی مادرش است. از کوچک ترین فرصتی برای بودن در کنارش استفاده می کند و بدون اجازه او آب هم نمی خورد. در زندگی یک مرد بچه ننه، هیچ تصمیمی بدون حمایت مادر گرفته نمی شود و رازی که مادرش از آن بی خبر باشد، وجود ندارد. اگر هنوز هم مطمئن نیستید که خواستگار یا همسرتان یک مرد بچه ننه است، از این تست کمک بگیرید و بعد از مطمئن شدن، از باید و نباید های رفتار با چنین مردی باخبر شوید.

از شما حمایت نمی کند؟

وقتی خانواده اش بی دلیل و منطق از شما انتقاد می کنند یا مسبب ناراحتی تان می شوند، از شما دفاع نمی کند و حتی جلوی دیگران، فورا حرف های مادرش را تکرار می کند و انتظار دارد که حق را به او بدهید؟

شما به حمایت همسرتان حتی در کوچک ترین لحظات زندگی نیاز دارید. گاهی ممکن است حق با شما نباشد و او هم سرزنش تان کند اما نیاز دارید که در مقابل دیگران انگشت اتهام را به سمت شما نگیرد.

پول توجیبی می گیرد؟

آیا خواستگار تان هنوز از نظر مالی به خانواده اش وابسته است و حتی اگر شغلی دارد، دغدغه ای برای پس انداز و آینده نگری ندارد؟ چنین مردی احتمالا به پشتوانه خانوادگی اش دلگرم است و دوست دارد دیگران مسئولیت زندگی او را بر عهده بگیرند.

شما قرار نیست با یک مرد ثروتمند زندگی کنید اما کسی که به آن نیاز دارید، مردی است که از نظر مالی به کسی وابسته نباشد و برای ساختن یک زندگی مستقل تلاش کند.

منتظر نظر دیگران است؟

شما قرار است وارد یک وادی جدید شوید و تصمیم های جدی برای آینده تان بگیرید، اما او همیشه برای گرفتن هر تصمیمی به نظر دیگران تکیه می کند. گاهی هم وقتی در مورد موضوعی صحبت می کنید، نظرش را ابراز می کند اما به محض مواجه شدن با مخالفت دیگران، تصمیم تازه ای می گیرد.

اگر نامزد تان نمی تواند تنها با کمک شما تصمیمی برای آینده اش بگیرد، احتمالا در رده بچه ننه ها جا دارد. درست است که شما به مشورت با کسانی که تجربه بیشتری دارند نیاز دارید، اما قرار نیست اجازه دهید که دیگران برای همه زندگی تان تصمیم بگیرند.

مدام از نامزد قبلی اش می گوید

برای شما وارد شدن به یک زندگی تازه یعنی کنار گذاشتن همه تجربه های تلخ یا شیرین گذشته. اما او هنوز شادی یا خشم زندگی گذشته اش را فراموش نکرده است و مدام درباره نامزد قبلی یا تجربه های خواستگاری ناموفق قدیمی اش صحبت می کند.

برای چنین مردی، بسیاری از گره های احساسی هنوز باز نشده اند و او نتوانسته با اتفاقاتی که برایش افتاده، کنار بیاید. چنین مردی هنوز عقده ها، خشم ها و ترس های حل نشده ای دارد و قرار است این کوله بار را با خودش به این رابطه بیاورد.

شما را با مادرش مقایسه می کند؟

از انتخاب لباس گرفته تا وسایل خانه، دوست دارد از مادرش الگوبرداری کند و شما را مدام با مادرش مقایسه می کند؟ در هر موردی که اظهارنظر می کنید، می گوید: «اما مادرم…» و شما را با این رفتار آزار می دهد؟

برای او تنها زن دنیا مادرش است و نمی تواند از راهی که این زن مثال زدنی نرفته، برود. او فقط حاضر است به یک شیوه زندگی کند؛ شیوه مادرش! اما آیا شما می توانید این سبک زندگی را بپذیرید؟

سنگ هایتان را وا بکنید!

اگر هنوز با چنین مردی پیمان ازدواج نبسته اید، بهتر است قبل از پاسخ مثبت، با او در این مورد صحبت کنید. برایش توضیح دهید که داشتن استقلال فکری، مالی و رفتاری تا چه حد برایتان مهم است و از اینکه دوست دارد به وابستگی اش پایان دهد مطمئن شوید. اگر او چنین شرطی را برای ازدواج پذیرفته، بهتر است مدت دیگری در دوره نامزدی بمانید و او را بیشتر محک بزنید و بدانید آیا به وعده هایش پایبند بوده و برای تغییر تلاش کرده است؟

عجله نداشته باشید

اگر با یک بچه ننه زندگی می کنید یا تصمیم تان را گرفته اید که به چنین خواستگاری جواب مثبت دهید، باید صبور باشید. این افراد به سادگی تغییر نمی کنند و در بسیاری از موارد، نسبت به تغییر کردن موضع می گیرند. باید بپذیرید که تبدیل کردن او به یک مرد مستقل اتفاقی نیست که یک روزه بیفتد و شاید سال ها برای تغییر شخصیت او به زمان نیاز داشته باشید.

خط پایان را بشناسید

از همان روز اول رفتارهای اینچنینی همسرتان، شما را آزار می داده و هر راهی را برای پایان دادن به آنها رفته اید؟ اگر با وجود این مرد زندگی شما هنوز تغییری نکرده است باید بپذیرید که او با همین ویژگی هایش شریک زندگی شماست. آیا می توانید او را بپذیرید و بدون تلاش برای تغییر در کنارش بمانید یا گمان می کنید که تحمل تان تمام شده و باید به این زندگی بی نتیجه پایان دهید؟!


شرایط را درک کنید

زندگی با چنین مردی آسان نیست. پس اگر برای ازدواج با او مصمم شده اید، بهتر است این واقعیت را بپذیرید. ممکن است برخی حرف ها، کارها و رفتارهایش عمیقا شما را آزار دهد، پس باید از همیشه صبور تر باشید. اگر او را با وجود این شخصیت پذیرفته اید، پس نباید با نشان دادن وابستگی فکری و اقتصادی اش به دیگران، آشفته و ناراحت شوید. در قدم اول او را همین طور که هست، بپذیرید و بعد برای تغییر تلاش کنید.

با خانواده ها وقت بگذرانید

ممکن است در آغاز راه فاصله گرفتن همسرتان از خانواده اش او را بترساند و نسبت به ادامه این شکل زندگی مردد باشد. پس هیجان زده عمل نکنید و تا زمانی که شرایط آرام تر شود صبر کنید. جدا کردن او از خانواده اش به قیمت بحث و قهر به شما کمکی نخواهد کرد. یادتان نرود به میان آمدن پای قهر، یعنی ناموفق بودن شما در حل مشکل.

با او حرف بزنید

احساس تان را به همسرتان بگویید و برایش توضیح دهید که چه رفتارهایی شما را آزار می دهد. او را از این موضوع که قصد ندارید رابطه اش را با خانواده اش قطع کنید مطمئن کرده و برایش توضیح دهید که دیگر مسئولیت خانواده خودش را برعهده دارد و باید حواسش به وظایفش باشد.

با مادرش دوست شوید

اگر همسرتان به مادرش وابستگی زیادی دارد، بهتر است ارتباط خوب و نزدیکی با مادرشوهرتان برقرار کنید. ممکن است گاهی نیاز داشته باشید که از طریق او روی همسرتان تاثیر بگذارید. از طرف دیگر زمانی که همسرتان ببیند با گارد بسته با مادرش برخورد نمی کنید، با آرامش بیشتری به سمت شما کشیده می شود و از اینکه شما هم مادرش را دوست دارید، احساس رضایت می کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، راه زندگی، عشق و ازدواج، شخصیت ها، 
برچسب ها : همسر، شوهر، لوس، زن زلیل،
لینک های مرتبط :



چاره ایی برای  ازدواج‌های اجباری

 


این روزها با وجود ازدواج های غیرسنتی، هنوز هم کسانی هستند که با فشار اطرافیان مجبور به انتخاب و ازدواج می شوند اما مدتی بعد، احساس می کنند هنوز نتوانسته اند با فرد جدید ارتباط عاطفی خوبی برقرار کنند.

 

مسوولیت پذیر باشید

یکی از معیارهای همسر مناسب و یکی از شرایط ازدواج موفق «دوست داشتن» فرد مقابل است. توجه داشته باشید اگر دچار این مشکل هستید،‌ مسئولیت پذیر باشید. فرد وظیفه شناس و مسئولیت پذیر، مسئولیت کارها و اشتباهات خود را می پذیرد و اجازه نمی دهد دیگری به خاطر اشتباه وی دچار خسران و زیان گردد.

 

به بیان دیگر یا از همان ابتدا باید فردی را انتخاب می کردید که علاوه بر اینکه تمام معیارهای خوب را دارا بود، ‌به دل شما هم می نشست و یا اینکه اگر در ابتدا به این مطلب مهم توجه نکرده اید نباید زندگی را به سادگی از هم بپاشید.

 

فرد مقابل به اندازه شما در این زندگی سهیم است و شما با اشتباهتان او را هم درگیر مشکلات عدیده ای کرده اید. در این وضعیت بهترین و درست ترین حالت این است که تمام سعی و تلاشتان را برای عشق ورزی و مورد محبت قرار دادن نامزدتان قرار دهید تا مهر و محبت او به دلتان ورود یابد.

 

چطور محبت ایجاد کنیم؟

 

1 – انجام کارها و فعالیت هایی که باعث افزایش مهر فرد مقابل (نامزد) در دلتان می شود:

به نامزدتان ابراز علاقه کنید. به او بگویید که دوستش دارید. این جمله هم در دل خود شما اثر می کند و هم دل نامزدتان را پر از محبت شما می گرداند. محبت به طور طبیعی محبت می آفریند. اگر نامزدتان به شما ابراز علاقه و محبت کرد، ‌این لطف او را بی پاسخ نگذارید.

 

2 – توجه بیشتر به ویژگی های مثبتی که نامزدتان دارد می تواند محبت او را در دلتان عمیق تر کند. نیمه پر لیوان را ببینید. در این وضعیت نیز یکی از کارهای مهم توجه به ویژگی ها و اخلاقیات مثبت نامزدتان است. این امر باعث می شود نکات مثبت و خوب نامزدتان بیشتر از نکات منفی وی به چشمتان بیاید و علاقه تان به وی بیشتر و بیشتر شود.

 

3 – عشق و علاقه او نسبت به خود را باور کرده و برای این عشق احترام قائل باشید.

فرد مقابل به اندازه شما در این زندگی سهیم است و شما با اشتباهتان وی را نیز درگیر مشکلات عدیده ای کرده اید. در این وضعیت بهترین و درست ترین حالت این است که تمام سعی و تلاشتان را برای عشق ورزی و مورد محبت قرار دادن نامزدتان قرار دهید تا مهر و محبت وی به دلتان ورود یابد

 

4 – روی آینده متمرکز شوید و سعی کنید زندگی آینده خود را با او تصور کنید. اهداف و برنامه های مشترک برای زندگی مشترکتان در نظر بگیرید و روی اجرای آنها متمرکز شوید تا به هم نزدیک شوید. نه احساسی که به او دارید و میانتان فاصله می اندازد. ما با کسانی که اهداف مشترک داریم، احساس نزدیکی بیشتری می کنیم. مثل همکارانی که با آنها روی یک پروژه کار می کنیم یا همکلاسی دانشگاه که یک تحقیق مشترک داریم. پس اگر این اشتراکات در مسائل اصلی زندگی میان شما و همسرتان ایجاد شود، احساس علاقه و نزدیکی بیشتری به او خواهید داشت.





نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، خانه و خانواده، 
برچسب ها : اجبار، ازدواج تحمیلی، همسر تحمیلی، همسر، زن و شوهر، ازدواج اجباری،
لینک های مرتبط :



خانم ها میخواهید همسرتان شما را ستایش کند!!

اینگونه باشید




شروع یک رابطه جدید همیشه بهترین قسمت آن است. آن شور و هیجان اولیه هیچوقت تکرار نخواهد شد. اما آیا می توانید کاری کنید که آن شور و شوق را برای همیشه نگه دارید؟ آیا می توانید کاری کنید که هر روزی که می گذرد بیشتر دوستتان داشته باشد؟ چطور می توانید کاری کنید که همیشه به شما فکر کند؟



شروع یک رابطه جدید همیشه بهترین قسمت آن است. آن شور و هیجان اولیه هیچوقت تکرار نخواهد شد. اما آیا می توانید کاری کنید که آن شور و شوق را برای همیشه نگه دارید؟ آیا می توانید کاری کنید که هر روزی که می گذرد بیشتر دوستتان داشته باشد؟ چطور می توانید کاری کنید که همیشه به شما فکر کند؟

مردها تک بعدی تر از زن ها هستند. یا شاید هم چیزها را آنطور که ما می بینیم نمی بینند. در زندگی مردها هر موقعیت نمی تواند میلیون ها جایگزین یکسان داشته باشد. برای آنها، زنگ نزدن شما خیلی ساده به این معنی است که سرتان شلوغ است و هیچ وقت تصور نخواهد کرد که علاقه ای به او ندارید. بنابراین کار شما این است که او را مجذوب خود نگه دارید و کاری کنید که همیشه شما را بخواهد.

با چه سلاحی؟ با اعتمادبه نفس و کنترل تان. ما به شما می گوییم چطور او را بدون هیچ تلاشی مجذوب خودتان نگه دارید.

۱ سر خود را شلوغ کنید

هیچ وقت نباید طوری نشان دهید که انگار نشسته اید کنار تلفن و منتظر زنگ او هستید، حتی اگر واقعاً اینطور باشد! برای اینکه حواستان را پرت کنید، بیرون بروید، با دوستانتان معاشرت کنید، سرگرمی برای خود داشته باشید. و دقت کنید که حتماً او از فعالیت های شما باخبر باشد و بداند که سرتان شلوغ است. این کار نه تنها او را مجذوب شما نگه می دارد، باعث می شود وقتی برای او وقت می گذارید کلی متشکرتان باشد!

۲ هیچ وقت نشان ندهید که اذیت می شوید

بزرگترین اشتباهی که اکثر خانم ها مرتکب می شوند این است که مدام شکایت می کنند که «چرا دیشب\دیروز\فلان موقع به من زنگ نزدی؟» اینجور سوال ها به جای اینکه باعث شود بیشتر دوستتان داشته باشد، فقط او را دورتر می کند. اینکه بگویید، «قبلاًها اینکار را می کردی» حتی اوضاع را بدتر هم می کند. یادتان باشد، مردها از سوال و جواب کردن در رابطه متنفر هستند.

در ابتدای هر رابطه، شور و هیجان در بالاترین حد است و این باعث می شود همیشه دنبالتان باشد. اما رابطه هم مثل هر چیز دیگری پیش می رود و به مرحله ای می رسد که هر دوی شما با هم راحت تر می شوید و این یعنی لازم نیست دیگر هر چند ساعت یکبار به هم زنگ بزنید تا احساس کنید هم را دوست دارید.

۳ احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید

اگر می خواهید بدانید که چطور او را همیشه مجذوب خودتان نگه دارید، لباسی بپوشید که خودتان از آن خیلی خوشتان می آید و احساس می کنید جذاب می شوید. وقتی خودتان احساس جذاب بودن کنید، مطمئن باشید در ظاهرتان تاثیر می گذارد.

۴ به ظاهرتان توجه کنید

شاید سطحی به نظر برسد اما برای گذاشتن اولین تاثیر یا تاثیرات بر روی طرف مقابل الزامی است. خیلی باید از رابطه تان بگذرد تا بگذارید شما را در لباسی معمولی ببیند.

۵ پیش قدم شوید

سرسخت بودن را فراموش کنید و خیلی وقت ها خودتان پیش قدم شوید. اما نباید این کار را همیشه تکرار کنید. برای اینکه او را همیشه مجذوب خودتان نگه دارید، باید علایق او را در نهایت نگه دارید.

۶ به غریزه اش رسیدگی کنید

این کاملاً بدیهی است. با تحسین کردن او، چه از ظاهرش و چه از شخصیتش، ایجاد ارتباط چشمی و نگاه های نافذ، احساساتش را شکوفا کنید. ممکن است مردی به شما بگوید که به کمی فضا نیاز دارد و اینکه دوست دارد بدون اینکه به نامزدش فکر کند، زمانی را به خود و دوستان هم جنس خود اختصاص دهد اما این همیشه درست نیست. می توانید این را پذیرفته و بگذرید. و یا کاری کنید که بدون اینکه حتی از او بخواهید، شما را بخواهد و همیشه دنبالتان باشد. فقط کافی است که دختری بااعتمادبه نفس به نظر برسید و طوری وانمود کنید که زندگی شخصی تان را دارید و آویزان او نیستید.

۷ خاص باشید

یک مرد به دنبال زنی خاص می گردد که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکایت نیست یا با نق نق کردن روزش را خراب نمی کند. مردها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می خواهند که آنها را در سراسر زندگی شان حمایت کند و در موقعیت های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند.

از طرف دیگر زن ایده آل آن ها شباهت زیادی با همان کلیشه همسر در خانواده و اجتماع دارد. آن ها اغلب زنی را ستایش می کنند که مورد ستایش خانواده و اطرافیان شان قرار می گیرد و حتی اگر خودشان هم این واقعیت را ندانند در ناخودآگاه شان آن را پرورش داده و به تصمیم گیری های شان راه می دهند.

۸ زیبا باشید

زیبایی همه چیز نیست. لازم نیست برای زیبا بودن شبیه مدل ها باشید اما همین قدر که به خودتان برسید و همیشه در بهترین وضعیت خود باشید، برای مردها مهم است. ظرافت و زیبایی در رفتار هم می تواند تاثیر مثبتی روی آن ها بگذارد.


۹ جاه طلب باشید

اغلب مردهای امروز، به دنبال همسری می گردند که چیزی بیشتر از زنان دیگر دارد. یک مهارت خاص، دانش بالا یا شغلی که به آن افتخار کنند. مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت های اجتماعی اش را هم جدی بگیرد. این موضوع به آن ها ثابت می کند آن زن قادر است زندگی خود را پیش ببرد و بیش از زنان اطرافش توانمند است. زنی که برای رسیدن به اهدافش تلاش می کند و به سادگی عقب نشینی نمی کند برای مردان جذاب است.

۱۰ با فامیل و دوستان همسرتان دوست باشید

جدا شدن از زندگی مجردی در سال های بعد از ازدواج سخت ترین اتفاقی است که می تواند برای یک مرد بیفتد. مردها از تنهایی بعد از ازدواج می ترسند. آن ها دوست دارند روابط قبلی شان را این بار در کنار همسرشان تجربه کنند. رابطه با خانواده و اعضای فامیل شان و همین طور دوستانی که حضورشان برای آن ها اهمیت دارد. هیچ مردی نمی تواند بدگویی علیه دوست یا خانواده اش را تحمل کند و تمام عمرش را تنها و تنها با همسرش بگذراند.

۱۱ ستایش کنید

مردها ترجیح می دهند، وقتی خسته از کار بر می گردند یک لبخند منتظرشان باشد و به خاطر این که زنی تا این حد دوست شان دارد به همه فخر بفروشند. خیلی از مردها زندگی خود را با اطرافیان شان مقایسه می کنند و تصویر ذهنی که دیگران به آن ها منتقل می کنند برایشان اهمیت زیادی دارد. همین است که آن ها دوست دارند همسری فداکار و پر محبت داشته باشند و این موضوع را به دیگران هم نشان دهند

۱۲ باید با منطق باشید

گرچه خیلی از زن ها گمان می کنند با فداکاری تمام و کمال می توانند یک مرد را عاشق خود کنند اما واقعیت این است که مردها ترجیح می دهند، همسرشان عقاید و نظرات خودش را داشته باشد. مردها بیشتر به زنان با اعتماد به نفس توجه می کنند و دوست دارند به جای خمیری که به آن شکل می دهند، یک زن قدرتمند و منطقی را انتخاب کنند که دوشادوش شان برای ساختن یک زندگی خوب انرژی می گذارد.

۱۳ پیشرفت کنید

یک زن هرچه قدر هم که باهوش و زیبا و تحصیل کرده باشد، اگر روند پیشرفتش را بعد از ازدواج متوقف کند، نمی تواند یک همسر ایده آل باشد. مردها دوست دارند زنشان به دنبال یادگرفتن چیزهای جدید باشد و حتی بعد از مادر شدن هم آنقدر با زمانه پیش برود که بتواند مایه افتخار او و فرزندانش شود. برای مردهای پرمشغله تنها داشتن یک همسر خانه دار و هنرمند کافی نیست بلکه آن ها به دنبال زنی دنیا دیده می گردند که موضوعات روز را می شناسد و هیچ وقت دست از یادگرفتن و پیشرفت بر نمی دارد.





نوع مطلب : زندگی مشترک، عشق و ازدواج، راه زندگی، 
برچسب ها : خانم ها، همسر، ستایش، رابطه،
لینک های مرتبط :


خانم ها :
 زن این دسته از آدم​ها نشوید!




 
این آدم باتجربه یک عشق شکست خورده، به شما پناه می‌آورد. تجربه‌ای پر از رنج و عذاب و محبوبی که هر لحظه از زندگی‌اش را به جهنم تبدیل کرده بود. وقتی با نفرت و انزجار از آن رابطه حرف می‌زند، دل‌تان خنک می‌شود و پیش خود می‌گویید: «جز من هیچ زنی را دوست ندارد!». شما با کمال میل، به این مرد شکست خورده پناه می‌دهید و تلاش می‌کنید با لطف‌هایتان، او را در این عشق امن پناه دهید.



شما نمی‌دانید که این مرد یک «قربانی» است و حتی با لطف‌های شما هم حاضر نمی‌شود نگاهش را به زندگی تغییر دهد. قربانی‌ها عاشق رنج بردن هستند. آنها به دردهایشان گره خورده‌اند و اینکه از دیگران منزجر و آزرده باشند، به آنها حس امنیت و برتری می‌دهد. آنها با چنین حسی، یک سپر دفاعی در برابر خود درست می‌کنند و حاضر نیستند این سپر را زمین بگذارند. پس اگر با این نشانه‌هایی که می‌گوییم روبه‌رو هستید، بیهوده به خودتان زحمت ندهید.

ویژگی‌های فرد موسوم به «قربانی»


1. هرچه بیشتر محبت کنید او ناراضی‌تر می‌شود و هرچه بیشتر دلداری‌اش دهید، او کمتر رنگ شادی را می‌بیند. همیشه بدترین بخش یک اتفاق را به عنوان بخش اصلی‌اش می‌بیند و از میان گفته‌های شما یا دیگران نکته‌ای برای رنجیدن پیدا می‌کند.

2. به دلیل هر اتفاق کوچکی، چهره‌ای ناراحت به خود می‌گیرد و گلایه‌ها را شروع می‌کند. در ذهن او همیشه دلیلی برای ناراحتی از افراد و شکایت کردن وجود دارد و هیچ وقت هم از این رفتار سیر نمی‌شود.

3. اگر در کاری شکست خورده باشد یا از چیزی ناراحت باشد، حتی حاضر نمی‌شود پیشنهاد‌های شما را برای تغییر شرایط عملی کند. او برای نگه‌داشتن اوضاع زندگی‌اش در همین وضعی که آزارش می‌دهد، تلاش می‌کند و در برابر هر تغییر مثبتی مقاومت می‌کند.

4. هیچ وقت نمی‌توانید با او یک گفت‌و‌‌گوی صادقانه داشته باشید و بدانید از چه چیزی آزرده است. حاضر نیست دلیل ناراحتی‌هایش را با كسی در میان بگذارد و روابطش را با آدم‌ها بهبود ببخشد.اگر بخواهید به او نزدیک‌تر شوید، تنها باید حدس بزنید چه ناراحتی‌ای از شما در دلش هست.

5. شما تمام تلاش‌تان را می‌کنید که دلایل ناراحتی‌اش را از میان بردارید و زندگی را آنطور که او می‌خواهد بسازید اما غصه‌های او تمامی ندارد. او هرگز آرام نمی‌شود و هرقدر هم که به خیال خودتان اوضاع را ایده‌آل کنید، او دلیل دیگری برای غصه‌دار بودن پیدا می‌کند.
 
6. در این دنیا هیچ دلیلی برای شاد کردن او وجود ندارد اما همیشه دلایل کافی برای ناراحت کردنش هست. او حتی یک روز از زندگی‌اش را بدون اخم و ناراحتی نمی‌گذراند.




7. او معتقد است زندگی‌اش پر از شکست و اتفاقات ناراحت کننده است و نمی‌تواند بفهمد چرا دیگران چنین زندگی‌ای ندارند. او حاضر نیست نقش خودش در این ناراحتی‌ها را بپذیرد و معمولا خوشبختی دیگران را با عبارت «خوش​شانس است!» معنا می‌کند.

8. او نمی‌تواند هیچ قدم مثبتی در زندگی‌اش بردارد و هیچ یک از مشکلاتی که آزارش می‌دهد را حل کند. تنها کاری که می‌کند شکایت از شرایط و زندگی‌اش است. از نظر او زمین و زمان دست به دست هم داده‌اند تا جلوی موفقیتش را بگیرند.

9. از نظر او همیشه دیگران خوشبخت‌ترند. کار او حسرت خوردن برای زندگی و موفقیت‌های دیگران است و اگر بگویید چرا تو به آن شرایط نرسیده‌ای، شانس یا وضعیتی که در آن گرفتار شده‌است را بهانه می‌کند. این مقایسه‌ها روز به روز او را پریشان‌تر و افسرده‌تر می‌کند.

10. اگر سابقه یک ارتباط عاطفی ناموفق را داشته، سعی می‌کند از نامزد یا همسر سابقش برای شما یک غول بسازد. او بدی‌هایی که دیگران در حقش کرده‌اند را با آب و تاب برای شما تعریف می‌کند و می‌خواهد به شما تلقین کند که یک قربانی است.

    فکر نمی‌کند قربانی است


اگر یک یا دو مورد از موارد گفته شده در مورد همسر یا نامزد‌تان صدق می‌کند، باید مراقب باشید. او گرایش اندکی به قربانی بودن دارد و اگر با صحبت کردن در این مورد، نتوانید چنین مشکلی را حل کنید، باید منتظر شدت گرفتن این نشانه‌ها در او باشید.

اگر 3 تا 5 مورد از این موارد در مورد او صادق است، باید بدانید گرفتار یک قربانی شده‌اید. پس سعی نکنید مثل یک فرشته نجات، بخواهید این قربانی را به زندگی خوب برگردانید، زیرا بعد از مدتی خواهید دید تلاش‌هایتان بی‌ثمر است. در این مقطع تنها خود قربانی است که می‌تواند به خودش کمک کند. اگر 6 تا 10 مورد از موارد گفته شده در مورد او درست است، باید بدانید او یک قربانی تمام‌عیار است. یعنی کسی که خودش هم قبول ندارد قربانی است و اگر چنین موضوعی را با او در میان بگذارید، به شدت واکنش نشان می‌دهد و شما را متهم می‌کند. رابطه با چنین فردی روز به روز آزاردهنده می‌شود و اگر نتوانید او را به ملاقات یک روانشناس یا روانپزشک راضی کنید، باید منتظر نابود شدن عشق‌تان باشید.



با او چه کنیم؟

در مقابل یک قربانی جدی باشید و با دلسوزی بیش از حد و غیرمنطقی، او را بیشتر به دامان چنین حسی سوق ندهید. گمان نکنید بعد از صحبت کردن در این مورد یا برخورد کردن با او، شما را تحسین می‌کند. نه! از شما آزرده می‌شود و احساس ضعفش هم تشدید می‌شود. اگر خوش شانس باشید، با گذشت زمان او نیاز به تغییر را در خودش احساس می‌کند؛ در غیر این صورت، تنها کمک یک متخصص است که می‌تواند عشق شما را نجات دهد. شاید عشق قربانی شما، نیازمند یک درمان طولانی مدت باشد اما شک نکنید شما درمانگر او نیستید.

همیشه از «شانس» صحبت می‌کنند


زندگی قربانی‌ها، پر است از موانعی که نمی‌گذارد قدم بردارند و اطراف‌شان هم آدم‌هایی وجود دارد که نه تنها سد راه‌شان می‌شوند، بلکه با هر رفتار‌شان به آنها آسیب زده و آنها را یک قدم به عقب برمی‌گردانند. جالب اینجاست چنین افرادی تنها از چند نفر گلایه ندارند. برای آنها فرقی نمی‌کند موضوع صحبت رئیس‌شان است یا خانواده‌شان؛ تنها چیزی که قربانی‌ها از آن صحبت می‌کنند، کم‌لطفی دیگران است و بدشانسی خودشان. آنها حاضر نیستند بپذیرند که دیگران، برای خوشبخت و موفق بودن تلاش می‌کنند و وقتی شاهد موفقیت آنها می‌شوند، تنها دلیل این اتفاق را شانس می‌دانند. شانسی که خودشان از آن بی‌بهره هستند. یک قربانی در ذهنش خودش را فرد دیگری می‌بیند. فردی که همیشه در تلاش است و همیشه برای ساختن یک زندگی خوشبخت پیش قدم است اما با تمام این اوصاف، بدشانسی خودش و بدجنسی دیگران، نمی‌گذارد به زندگی‌ای که می‌خواهد و سزاوارش هم است برسد. قربانی‌ها فکر می‌کنند اگر تمام آدم‌های اطرافشان را کنار بگذارند و محیط زندگی‌شان را هم عوض کنند، به فردی که می‌خواهند، بدل می‌شوند و تمام خوشبختی‌های از دست رفته‌شان را به دست می‌آورند، اما واقعیت این است که آنها هر جا بروند، آسمان همین رنگ است؛ چون مشکل اصلی خودشان است؛ خودی که در هر لحظه از زندگی و در هر جایی که باشند، همراه‌شان است.




نوع مطلب : قبل از ازدواج، عشق و ازدواج، شخصیت ها، 
برچسب ها : همسر، زن، ازدواج، آدم،
لینک های مرتبط :



همسرتان را عاشق خودتان کنید



«همسرم از لحاظ احساسی بسیار خاص است، اعتمادی به عشق ندارد، به ابراز احساسات و عواطف، علاقه ندارد و میگوید به این مزخرفات احتیاجی نیست. هرگاه از احساساتش صحبت میکنیم همه چیز را به مسخره میگیرد»



«همسرم از لحاظ احساسی بسیار خاص است، اعتمادی به عشق ندارد، به ابراز احساسات و عواطف، علاقه ندارد و میگوید به این مزخرفات احتیاجی نیست. هرگاه از احساساتش صحبت میکنیم همه چیز را به مسخره میگیرد»

این جملات گلایه رایج خیلی از خانمهاست، آنها همیشه شکایت میکنند که با مردی بی احساس زندگی میکنند که هیچ درکی از ابراز عشق و محبت ندارد؛ اما چاره چیست؟ باید با چنین مردی چگونه رفتاری داشت آیا میتوان امید داشت که احساسات در او زنده شود.

میتواند احساساتی شود به شرطی که...

متاسفانه نمیتوان گفت اگر به نامزد یا همسرتان عشق کافی بورزید، حتما او تغییر خواهد کرد. البته این طور نیست که عشق شما کوچکترین تاثیری در این میان نداشته باشد. برخی اوقات مردها کمی از لحاظ عاطفی بازتر و پذیراتر میشوند، اما نه به اندازه ای که برای موفقیت در رابطه کافی باشد. گاهی اوقات این فرآیند بسیار طول میکشد و در آن موقع شما چنان عصبانی هستید که عشق همسرتان دیگر به دردتان نمیخورد. گاهی اوقات هم زمانی که او را ترک میکنید، به ناگهان عشقتان موثر واقع شده و باعث میشود تا بالاخره تغییر کند، اما شاید خیلی دیر شده باشد.

تنها به یک شرط میتوان به مردی کمک کرد تا از لحاظ احساسی بازتر شود؛ آن هم این است که او نیز مایل باشد به خودش کمک کند. البته که عشق شما میتواند روی زندگی یک مرد تاثیر بگذارد. عشق شما میتواند حمایت، امنیت، شوق و جراتی را که به آن نیاز دارد تا با دنیای درونی احساساتش روبرو شود را به او بدهد اما باید خودش هم بخواهد. تنها در این موقع است که میتوانید کمکش کنید.

بتنهایی نمیتوانید دست به کار شوید

یکی از بزرگترین اشتباههای زنها این است که بدون آن که به اطلاع نامزد یا همسرشان برسانند، برای رابطه خودشان تصمیمی میگیرند و یک تنه برای اجرای آن دست و پا میزنند.

ممکن است فکر کنید همسرتان نیاز دارد بیاموزد که چگونه باید ارتباط خوبی برقرار کند یا آسیب پذیرتر باشد و با احساسات و عواطف خود تماس بیشتری داشته باشد اما آنچه او فکرمیکند، مهمتر است. وقتی بدون آنکه به همسرتان بگویید، تصمیم میگیرید که رابطه تان باید در چه سمت و سویی حرکت کند، نه تنها برای او احترامی قائل نبوده اید، بلکه خود را آبستن یاس، سرخوردگی و دلشکستگی بزرگی کرده اید.

آیا همسرتان میخواهد از لحاظ عاطفی و احساسی باز شود؟

قدم اول: به نامزد یا همسرتان توضیح دهید که تصویر ذهنیتان از همسر و رابطه ایده آل چیست. در این رابطه دقیق باشید و با روشنی و وضوح کامل صحبت کنید و بپرسید که آیا خود او فکر میکند همسر ایده آلی است؟

قدم دوم: از نامزد یا همسرتان بخواهید خواسته ها و ایده آلهای خود را از یک رابطه ایده آل برایتان توضیح دهد. مراقب باشید از جانب او صحبت نکنید و بگذارید که خودش نظراتش را توضیح دهد.

قدم سوم: درباره اطلاعاتی که در اختیارتان قرار میدهد، بیندیشید و به رفتارش دقت کنید تا ببینید که آیا فقط صحبت میکند یا براستی نیز ویژگیهایی که شما به دنبالش هستید را از خود نشان میدهد؟

نکته مهم: تنها به یک شرط میتوان به مردی کمک کرد تا از لحاظ احساسی بازتر شود که او نیز مایل باشد به خودش کمک کند. البته که عشق شما میتواند روی زندگی یک مرد تاثیر بگذارد.

بگذارید مردها به او بگویند چه کند

اگر نامزد یا همسرتان اهل مطالعه است به او کتابهایی هدیه بدهید که توسط مردها و برای مردها نوشته شده باشد. کتابهای زیادی خاص زنان نوشته شده است، اما کتابهایی که مختص مردان نوشته شده در مقایسه، بسیار ناچیزند. با این حال، ظرف چند سال گذشته کتابهای فوق العاده ای نوشته شده که نظرات زیادی را ازدیدگاه مردها و درباره مردها ارائه میدهد. به یک کتابفروشی بروید و در قسمت مخصوص کتابهای روانشناسی بگردید. کتابهایی را انتخاب کنید که فکر میکنید برای شوهرتان جالبتر است. بعد از آن که کتابها را خواند، نظرش را جویا شوید، ببینید دوست دارد کدام بخشها را شما نیز بخوانید تا بهتر او را درک کنید.

بدها و خوبها در بهبود ارتباط

همه ما دوست داریم روزبروز رابطه مان را بهتر کنیم ولی گاهی بعضی از اشتباهات کوچک باعث ایجاد سوءتفاهمهایی میشود که رابطه را نه تنها بهتر نمیکند بلکه ما را از هم دور میکند. در اینجا برای شما یک فهرست تهیه کرده ایم تا متوجه شوید کدام رفتارها میتواند رابطه شما را مستحکمتر کند و چه رفتاری به رابطه آسیب میزند.

رابطه را بهتر میکند:

به او بگویید میخواهید با او صحبت کنید. چنانچه وقت مناسب نیست او را تحت فشار نگذارید.

هنگامی که نظر او را راجع به تعهد یا موضوع دیگری جویا میشوید، به او فرصت دهید تا جوابی بیابد.

او را تایید کنید.

از او تعریف کنید تا احساس امنیت کرده و احساس کند که کارها را بدرستی انجام میدهد.

به او فرصت اشتباه کردن بدهید، بی آن که در حقش «مادری» کنید.

با مهربانی خود برای او الگو باشید و او را با کارهایی مانند هدیه دادن متعجب کنید.

به او کمک کنید با احساسات خود تماس برقرار کند و با استفاده از الگوی احساسات، او را هدایت کنید تا از لایه های احساسی مختلف خود بگذرد.

هنگامی که مرتکب اشتباهی میشود با انتقاد بیش از حد و سرزنش کردن او کاری نکنید که احساس احمق بودن کند.

توجه کنید هرگز به مانند یک کودک بی کفایت با او رفتار نکنید.

رابطه را بدتر میکند:

به او اجازه دهید که به هنگام صحبت درباره مشکلات، مدام شما را کنترل کند.

هنگامی که جوابی برایتان ندارد، او را ناراحت کنید و تحت فشار قرار دهید.

تعریف و تمجید مدام از او، هنگامی که شما نیز در مقابل، تایید، تعریف و تحسین دریافت نمیکنید.

اجازه به او که با بی مسئولیتی و تنبلی مدام، زندگیتان را خراب کند.

مدام جاهای خالی را پر کردن و یک تنه تلاش برای حل تمام مشکلات.

احساساتش را از زبان او بیان کردن و وابسته کردن او به خودتان طوری که برای ابراز و درک احساساتش کاملا به شما متکی باشد.

هیچ گاه ایرادهایش را به او گوشزد نمیکنید (از ترس این که مبادا ناراحت شود).

عادتهای ناپسند او را تحمل کردن و اجازه دادن به او برای این که از شغل خود در جهت عدم رؤیارویی باخود و رابطه اش استفاده کند.





نوع مطلب : خانه و خانواده، عشق و ازدواج، راه زندگی، 
برچسب ها : همسر، عاشق، زناشویی، زندگی شیرین،
لینک های مرتبط :
 عشق بعد از ازدواج می میرد؟

بعضی از مردان و زنان، در دعوای بین 2 فرشته و شیطان كه در كارتون‌های دوران كودكی 2 طرف سر آدم‌ها بال بال می‌زدند، گیر كرده‌اند...

پرسشی «غریزی» كه حداقل یك بار در ذهن همه آقایان و خانم‌های محترم مطرح شده؛ سوالی كه در ذهن زنان مطرح است: «چگونه می‌شود یك مرد (یك موجود عجیب‌الخلقه!) پیدا كرد كه برای زندگی مشترك تا آخر عمر، مناسب و قابل اعتماد باشد؟» و سوال ذهن مردان: «آیا اصولا می‌توان برای یك عمر تنها با یك زن (یك موجود عجیب‌الخلقه‌تر!) ماند و از زندگی لذت برد؟» این پرسش، یك واقعیت است؛ اكثریت قریب به اتفاق مردان، دست‌كم یك‌بار، در مواجهه با زنی كه ظاهر یا رفتارش برای آنها جذاب بوده، آن سوال «غریزی» را از خود پرسیده‌اند. زنان هم حداقل وقتی حكایت خیانت یك جنس مخالف به هم‌جنس‌شان را شنیده‌اند، چراغ قرمزی در ذهن‌شان روشن شده: نكند همسر من هم... و نتیجه این فكرها رسیده به همان سوال.

خب، بعضی‌ها، همان دفعه اول به‌خودشان جواب قاطعانه‌ای داده‌اند و رسم زندگی‌شان را طبق همان بنا كرده اند: یا رومی روم یا زنگی زنگ. ولی اكثر مردان و زنان، همچنان در دعوای بین آن 2 فرشته و شیطان كه در كارتون‌های دوران كودكی 2 طرف سر آدم‌ها بال بال می‌زدند گیر كرده‌اند.  ...و این پرسش همچنان باقی مانده: آیا دوام عشق فقط یك خیال است؟



قبول دارید عشق، همراه تعهد، وفاداری و یكه‌پرستی است؟ قبول! صدای‌تان را بلند نكنید! در تعریف عشق ممكن است توافق نداشته باشیم اما عجالتا بگذارید منظورمان از عشق، همان معنای عرفی‌ای باشد كه همه در ذهن دارند.عاشقی را پیدا می‌كنید كه در همان شور عشق، خیال ارتباط با كسی غیر از معشوق را در سر بپرورد؟ اگر باشد باید به عشق شك كرد. غیر از این است؟ پس، دردسر از وقتی شروع می‌شود كه آتش عشق، رو به خاموشی می‌رود؛ چاره‌ای هم نیست انگار. كدام عشق است كه تا همیشه شعله‌ور بماند؟ وقتی عاشق و معشوق زیر یك سقف زندگی‌شان را شروع كردند و  آن وسط می‌شود سراغ عشق را گرفت؟ آنها كه می‌گویند ازدواج قاتل عشق است، اگر منظورشان همین باشد، بی‌ربط نمی‌گویند.

اما نكته‌ای اینجاست؛ به‌نظر شما شباهت زندگی مشترك به باربكیو چیست؟ حداقل این یك شباهت وجود دارد و آن این كه آتش عشق، شعله‌ور نمی‌ماند اما باید خاموش هم نشود. باید زیر خاكستر بماند و حرارت ملایمش، زندگی مشترك را پخته و پخته‌تر كند. در همه ازدواج‌های سعادتمند، همین حرارت ملایم اما بادوام وجود داشته. خب، برای زنده نگه داشتن این آتش، چه باید كرد؟ معلوم است كه باید به آن دمید، به آن رسید، وقت صرفش كرد، انرژی گذاشت و حتی پول خرج كرد. این نكته‌ای است كه اغلب فراموش می‌كنیم. آتش را به حال خود رها كرده و خیال می‌كنیم تا ابد روشن می‌ماند. شاید نسیمی خودبه‌خود بوزد و مدتی بیشتر شعله را روشن نگه دارد اما همیشگی نیست.



  باغبانان خوشبخت ترند

مراقبت از عشق كار آسانی نیست. دقیقا به همین دلیل، باید ایمان داشت تا بشود سختی‌هایش را تحمل كرد. هیچ وقت از یك گلدان گل مراقبت كرده‌اید؟ تا وقتی از تماشای آن گل لذت نبرید و زیبایی‌اش را تحسین نكنید، یادتان می‌ماند به موقع آبش بدهید؟

اینجاست كه حداقل برای بعضی آقایان باید روشن كرد چرا «تك همسری» مهم است. اگر دركی كه یك مرد از زندگی مشترك دارد، مبتنی بر رابطه انحصاری با یك زن نباشد، دست‌كم در این روزگار، نمی‌شود امیدی به سعادت آن زندگی داشت. حداقل به 3 دلیل؛ اول این‌كه، مردی كه تعهد در ازدواج را درك نكرده، قطعا خیلی چیزهای دیگر را هم درك نكرده و نپخته‌تر از آن است كه بتواند یك زندگی مشترك را اداره كند (قابل توجه دوستانی كه ازدواج در سن پایین را توصیه می‌كنند)، دوم این‌كه مردی كه عشق خارج از چهارچوب زندگی مشترك را به رسمیت می‌شناسد، دلیلی ندارد برای زنده نگه‌داشتن آتش عشق تلاش كند (ماجرای باربكیو را به یاد بیاورید) و تلاش هم نمی‌كند و در نتیجه عشق، فنا می‌شود.

اما دلیل سوم: تك همسری شرط لازم برای این است كه یك زن بتواند احساسات ویژه‌اش را زنده نگه دارد. به عبارت دیگر، داشتن اطمینان و اعتماد، عامل مهمی برای برانگیخته شدن زن در برابر مرد و دوام رابطه آنهاست.



  من فقط تورو می‌خوام، اونارو نمی‌خوام!

این نكته سوم احتیاج به توضیح بیشتری دارد. واقعیت این است كه احساسات جنسی مردان، خیلی راحت‌تر از زنان تحریك می‌شود. برای یك مرد، تنها یك زیبایی ظاهری ساده، كافی است تا اشتیاقش برانگیخته شود. اما برای یك زن این‌طور نیست؛ او اول باید به سطحی از ارتباط عاطفی برسد و بعد تازه احساسات جنسی برایش مطرح شود. زن، بدون شك، وقتی پنجره این احساساتش را به‌طور كامل به روی یك مرد باز می‌كند كه به او اطمینان كامل داشته باشد؛ اطمینان به اینكه او را دوست دارد، او را زیبا می‌داند و تحسین می‌كند و به‌جز او كس دیگری را نمی‌خواهد. این یكی از همان تفاوت‌های بین زنان و مردان است كه غفلت از آن، باعث سوء تفاهم، دعوا و حتی گاهی نفرت می‌شود.

شاید دوروبر خودتان این مسئله را دیده باشید. یك دختر منتظر پسری است كه برای خواستگاری پا پیش بگذارد. پسر این دست و آن دست می‌كند و خواستگاری مدتی به تاخیر می‌افتد. ناگهان می‌شنوید كه دختر به خواستگار دیگری بله گفته است، ازدواج و تمام. این همان نیاز زنانه است. دختر به این پیام كه «من فقط تو را می‌خواهم و اگر هم پا پیش نگذاشته‌ام به‌دلیل تردیدم نیست بلكه فقط شرایط جور نیست و به محض اوكی شدن شرایط این كار را خواهم كرد» از طرف پسر احتیاج داشته تا بتواند روی او حساب كند و وقتی این پیام مخابره نشده، از او دلسرد شده است.

در زندگی زناشویی هم همین اتفاق ممكن است بیفتد. كافی است زن به هر دلیلی حس كند شوهرش فقط متعلق به او نیست و در نتیجه، ناخودآگاه عقب می‌كشد. این یكی از رایج‌ترین خطاهای زنانه است. عقب كشیدن زن اغلب باعث می‌شود مرد هم عقب بكشد، زیرا مردان برای نشان دادن احساسات مثبت‌شان احتیاج به تایید همسرشان دارند و وقتی احساس كنند هركاری می‌كنند نتیجه‌ای ندارد، آن‌ها هم ناامید می‌شوند و فاصله‌شان را بیشتر می‌كنند. می‌توانید حدس بزنید پایان این قصه چیست... شماره بعد درباره این صحبت می‌كنیم كه چطور می‌شود پایان این داستان غم انگیز را عوض كرد.




نوع مطلب : راه زندگی، 
برچسب ها : عشق، ازدواج، جدایی، زندگی بی عشق، همسر،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic