دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان


آرامش درون - اینجوری فکر خود را آزاد کنید!


زندگی این روزهای همه ما به گونه ای شده است که مدام در حال دویدن هستیم و می خواهیم از قافله زندگی عقب نمانیم. اینقدر فعالیت و مشغله داریم که از زندگی هیچ نمی فهمیم و کارمان شده انجام وظایفی که خود و حرفه مان برایمان تعیین کرده اند. اما خودمان هم بی تقصیر نیستیم. هیچ کاری را آن طور که باید انجام نمی دهیم و توجه لازم به مسایل مختلف را نداریم. باید «فکر کردن» را تمرین کرد. این تمرین در همه زمینه ها لازم و مفید است. شما باید حتی به خوردن خود هم فکر کنید تا با آرامش و سرعت کمتری غذا را بجوید و هضم کنید.

۱. اندیشیدن را تمرین کنید

در کلان شهرها، ترافیک بسیار زیاد است و روزانه ساعت های زیادی از عمر خود را پشت چراغ قرمز های طولانی و اعصاب خوردکن سپری می کنیم و هیچ جز عصبانیت و کلافگی هم برای ما ندارد. اما این مشکل ناراحت کننده را می توان برطرف کرد. روی جعبه فرمان یک نوشته بنویسید «به رانندگی فکر کن». در طول مسیر، با موبایل خود صحبت نکنید و در طول رانندگی به مسایل جانبی هیچ توجهی نداشته باشید و به چیزهایی فکر کنید که در حالت عادی توجهی به آنها ندارید. به طور مثال، آیا بدن شما در این صندلی راحت است؟ آیا صندلی نرم یا سفت است؟ چطور دست خود را روی فرمان می گیرید؟ به صدای موتور ماشین توجه کنید. با این کارها در واقع ذهن خود را به مسایلی معطوف می کنید که می تواند اضطراب ترافیک را از بین ببرد.

۲. با فکر غذا بخورید

به جای اینکه هنگام تماشای فیلم یا مطالعه کتاب یا مجله، یا پاسخ دادن به ایمیل یا ... غذا می خورید، سعی کنید فقط غذا بخورید. اگر همه حواس خود را به غذاخوردن بدهید، بسیار آهسته تر غذا می خورید.

برای تمرین این کار ذهنتان را فقط به غذایی که می خورید معطوف کنید، چه مزه ای دارد؟ آیا طعم قاشق اول غذا با بعدی فرق دارد؟ چقدر غذای خود را می جوید؟ چگونه غذا را قورت می دهید؟ یا شاید حتی بتوانید یک قدم جلوتر بروید، غذا از کجا آمده است. به طور مثال، اگر قهوه می نوشید، تصور کنید دانه های آن چگونه هستند و از کجا تهیه شده است و چطور برشته و آسیاب شده اند.

۳. آثاری از خود بر جای نگذارید

انسان ها وقتی مشغله بسیاری دارند، فرصت کمی برای جمع وجور کردن خانه و زندگی خود دارند و شاید هر کجای خانه را ببینید آثار بسیاری از به هم ریختگی در آن به چشم بخورد. بنابراین، برای تمرین، از یک اتاق خانه شروع کنید. به طور مثال، آشپزخانه را انتخاب و تمرینات خود را آغاز کنید. هربار هر غذایی درست می کنید و می خورید، در همان لحظه همه ظرف ها را بشویید. میز و گاز را تمیز کنید. طوری رفتار کنید که اثری از حضور شما در آشپزخانه باقی نماند. یا مثلا، اگر چیزی از دستتان روی زمین ریخت، همان لحظه با دستمال تمیز کنید و نگذارید بماند و این کثیفی ها ادامه پیدا کند. با این تمرین، حواس خود را بیشتر به محیط اطرافتان جمع می کنید و احساس شادمانی بیشتری هم خواهید داشت.

۴. با فکرگوش کردن را تمرین کنید

گاهی وقتی به حرف های طرف مقابل گوش می دهیم، فقط بخشی از آن را می شنویم. یعنی فقط بخشی از مغز ما گوش می کند و بخش دیگر مشغول فکر کردن در مورد پاسخ یا قضاوت کردن در مورد طرف مقابل است. به جای این کار، صددرصد مغز خود را روی گوش کردن متمرکز کنید. تمرین کنید و یاد بگیرید وقتی کسی حرف می زند، همچون اسفنج که آب را جذب می کند، تک تک کلمات او را جذب کنید. به واکنش بدن هنگام گوش سپردن به دیگران توجه کنید. نتیجه این تمرین، آرامش بیشتر، هیجانات منفی کمتر و خونسرد بودن است. سعی کنید به جای دنبال جواب گشتن و یافتن واژه هایی برای مخالف با طرف، به صدای او، نوع بیانش، جملاتش و حرف هایش توجه کنید.

۵. برای صبر کردن هم تمرین کنید

این تمرین باید تمرین روزانه شما باشد. بسیاری از ما زمان صبر کردن را زمان تلف شده فرض می کنیم. اما این فرصتی برای فکر کردن، دیدن و اندیشیدن است. بار دیگر که در صف بانک، مطب دکتر، رستوران یا ... منتظر ماندید، سعی کنید به مسایل ارزشمند فکر کنید.

بدون قضاوت، به احساسات و واکنش های بدن خود توجه کنید. آیا مضطرب و عصبی هستید؟ هیجان زده هستید؟ خسته هستید؟ در کجای بدن خود این احساسات را درک می کنید؟ آیا درد در ناحیه قفسه سینه است یا در سر شما؟ یا می توانید توجه به مسایل خنثی را تمرین کنید. مثلا به تنفس خود فکر کنید.

۶. تلفن پاسخ دادن نیز فکر و تمرین می خواهد

همیشه وقتی صدای تلفن یا موبایل را می شنویم، فورا پاسخ می دهیم. به جای این کار، تمرین کنید و پیش از پاسخ دادن به تلفن یک نفس عمیق بکشید. کمی صبر کنید و آن را بیرون بدهید. یک بار دیگر دم و بازدم عمیق داشته باشید. این کار فقط یکی دو ثانیه طول می کشد.

این تمرین های ساده و کوچک، باعث می شوند تادر طول روز به جای فکر کردن به مسایل ناراحت کننده که فقط اضطراب و استرس آدم ها را افزایش می دهند، به مسایلی فکر کنید که ذهنتان را درگیر می کند، اما به خوبی.





نوع مطلب : مهارت های زندگی، راه زندگی، 
برچسب ها : آرامش درون، فکر آزاد، فکر، فکر آرام، دغدغه فکری، موفقیت،
لینک های مرتبط :







1. کریس زین، Zane’s Cycles


کریس زین در کسب و کار تجربه است. چه در فروشگاه دوچرخه اش در کانکتیکات دوچرخه بفروشد، چه برای برنامه های جایزه های شرکتی، سفارش پر کند، می داند که هدف یک کسب و کار موفق چیزی بیش از فروش جنس است. زین 46 ساله، در 12 سالگی شروع به تعمیر دوچرخه در گاراژ منزل والدین خود در کانکتیکات نمود. در 16 سالگی او والدینش را قانع کرد که اجازه دهند یک فروشگاه دوچرخه اجاره کند و همچنین از پدربزرگش 23000 دلار با بهره 15 درصد قرض نمود. وقتی صبح ها او به مدرسه می رفت، مادرش فروشگاه را می گرداند. در سال اول، او 56000 دلار از فروش ها بدست آورد. امسال او انتظار دارد که 21 میلیون دلار درآمد داشته باشد.




2. لیان وینتراب و شانان اسوانسون، برند Tasty

با وسواسی که این روزها برای خواندن برچسب های مواد اولیه ارگانیک محصولات وجود دارد، مسلماً چندین برند غذای بچه ارگانیک وجود دارد. به همین دلیل است که وقتی لیان وینتراب و شانان اسوانسون، دو دوست لوس آنجلسی، شروع به تولید پوره های ارگانیک برای بچه های خود نمودند، باورشان نمی شد که چقدر گزینه های کمی در فروشگاه ها برای غذای ارگانیک بچه وجود دارد. بنابراین وینتراب 42 ساله، گزارشگر محلی تلویزیون و اسوانسون 38 ساله، سرآشپز حرفه ای در یکی از رستوران های ولفگانگ پاک الهام گرفتند تا برندی از غذاهای ارگانیک درست کنند. کمپانی آنها امسال انتظار دارد فروشش به 2.5 میلیون دلار برسد.




3. جرج ولاگوس، Oak Street Bootmakers

وقتی جرج ولاگوس دبیرستانی بود، پدرش پوتین ساز بود و به او اجازه می داد که روزهای تعطیل به مغازه آنها در شیکاگو برود و کفش ها را برق بیندازد. جان ولاگوس که یک مهاجر یونانی بود، امیدوار بود که به پسرش نشان بدهد که چقدر کار دست سخت است و او باید شغل دیگری پیدا کند. ولی این فکر او مؤثر نبود. جرج در نهایت به حرفه خانوادگی شان بازگشت و تصمیم گرفت برای خودش کفش طراحی کند. در حال حاضر برای خریدن کفش دست دوز از او باید 6 هفته صبر کنید. او می گوید: «باورم نمی شه که مردم تو خیابونای نیویورک، شیکاگو و کشورهای دیگه با کفش هایی که من طراحی کردم راه میرن!»




4. لیمور فراید، Adafruit Industries

لیمور که مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته مهندسی برق و علم کامپیوتر را از دانشگاه MIT گرفته است شرکت صنایع ادافروت را هدایت می کند. این شرکت کیت های الکترونیکی دست ساز می فروشد. او با طراحی این کیت ها، مردم را تشویق به استفاده از دانش می کند و ابداع و اختراع را تشویق می کند. فراید شرکت خود را در سال 2005 با 10 هزار دلار تأسیس کرد که این پول را برای هزینه های تحصیلش کنار گذاشته بود. او حالا با 150 تا 200 سفارشی که در روز دارد از هر یک از آنها چندین هزار دلار درمی آورد و هزینه های تحصیلش را می پردازد.




5. کنی لائو و دیوید وبر، Rickshaw Dumpling

کنی لائو و دیوید وبر در سال 2002 وقتی که در دانشکده تجارت دانشگاه نیویورک دانشجو بودند ملاقات کردند و با هم آشنا شدند. آنها نیروهایشان را یکی کردند تا مفهوم ریکشاو را در سال 2004 وارد رقابت های تجارتی کنند. آنها اولین فروشگاه خود را در سال 2005 باز کردند و بعداً فروشگاه های دیگری نیز باز کردند. تقریباً داشتند ورشکست می شدند که تصمیم گرفتند با اتومبیل خوراکی خود را بفروشند و موفقیت آنها آنی بود. از پولی که از فروش خیابانی بدست آوردند توانستند کارشان را گسترش دهند و حالا 70 کارمند دارند و امیدوارند امسال درآمدشان دوبرابر شود.




6. محصولات غذایی عمده ارین بیکر

در سال 1994، ارین بیکر شروع به پختن کلوچه های صبحانه سالم نمود. سپس از یک خریدار الهام گرفت و توانست کار خود را گسترش دهد و کارمندانش را از دو نفر به 100 نفر افزایش دهد. سپس با کم شدن 60 درصد از تولیدش متوجه شد که باید محصولات جدیدی به محصولاتش اضافه کند. او فهمید که با پختن کلوچه های رژیمی می تواند موفق شود.




7. اسکات هریسون، charity: water

اسکات هریسون از اینکه چیزهایی مثل خمیر دندان تبلیغاتی بهتر از اهداف نجات زندگی دارند خوشش نمی آمد. او فکر می کرد می تواند چیزهای دیگری را نیز تغییر دهد. بنابر این او در 30 سالگی یک خیریه تأسیس کرد که آب شرب و تمیز را به کشورهای در حال توسعه منتقل می کرد. یکی از اهداف او این بود که برندسازی اش کاملاً درست و جذاب باشد. او وقتی 28 سالش بود، به اروگوئه سفر کرده بود و از اینکه هر چیزی می خواست مانند همسر مدل، ساعت رولکس و اتومبیل بی ام دبلیو، در اختیار داشت، احساس بدی داشت. او تا به امروز 3962 پروژه آبرسانی را تأمین بودجه کرده است و برای 1794983 نفر در 19 کشور دنیا، آب شرب و تمیز فراهم کرده است. هدف فعلی او گردآوری 2 میلیارد دلار برای کمک به 100 میلیون نفر دار 10 سال آینده است.




8. جیسون توئز و داستین کوپال، GasBuddy.com

جیسون و داستین احساس نیاز به مکانی داشتند که به مردم کمک کند ارزان ترین بنزین محلی را پیدا کنند و بنابراین در ژوئن 2000 وبسایت GasBuddy.com را تأسیس کردند. در آن زمان توئز به عنوان برنامه نویس کامپیوتر کار می کرد و کوپال چشم پزشک بود. این دو شریک در دهه بعدی وبسایت خود را توسعه دادند و رانندگان را تشویق به وارد شدن به سایتشان و اعلام قیمت های خود نمودند. در سال 2009 آنها به برنامه های تلفن همراه روی آوردند. بنابراین در سال بعد برنامه های خود را برای اندروید و iOS معرفی نمودند و فوراً محبوب شدند. امروز برنامه آنها 6 میلیون بار دانلود شده است و وبسایت آنها بسیار شلوغ است.




9. اورن بلوستین، Oren’s Daily Roast Coffee and Tea

اورن بلوستین بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه پنسیلوانیا به نیویورک سیتی نقل مکان کرد و در خیابان پنجم شغلی پیدا کرد. سال 1979 بود و بلوستین 23 سالش بود و بسیار فقیر بود. او می خواست شغلی داشته باشد که مجبور نباشد به 15 نفر بله قربان بگوید. بنابراین استعفا داد و در سال 1986 Oren's Daily Roast را تأسیس کرد. با 50 هزار دلار هدیه از سوی والدینش و 30 هزار دلار پس اندازش و یک وام 25 هزار دلاری، او اولین فروشگاه 400 فوت مربعی خود را در خیابان اول منهتن باز کرد. 25 سال بعد، کسب و کار او تبدیل به غول 10 میلیون دلاری شد.




10. جوانا میزلز، Snip-its

وقتی جوانا میزلز پسرش بن که حالا 20 ساله است را برای اولین کوتاهی مو به آرایشگاه برد، دوست داشت برایش خاص باشد. بنابراین با خودش یک دوربین فیلمبرداری برد و از کوتاهی موی پسرش فیلم گرفت تا به والدینش نشان دهد. او از این کار خود ایده گرفت تا جایی را برای بچه ها باز کند که تجربه اولین کوتاهی مو برای آنها جذاب شود. Snip-its حالا بزرگترین سالن آرایشگاه آمریکا است که فقط بر کوتاهی موی بچه ها متمرکز است و 63 شعبه دارد و می خواهد در انگلستان هم شعبه بزند.




نوع مطلب : مهارت های زندگی، متفرقه، 
برچسب ها : موفقیت های شغلی، موفقیت شغلی، الهام، الهام گرفته، کریس زین، موفقیت،
لینک های مرتبط :


دخترونه:

خانم ها، دست از عذرخواهی بردارید!





 ما زن هستیم. بعضی روزها ما را در حال فریاد زدن می بینید. بعضی روزها هم می بینید معذرت خواهی می کنیم، خودمان را دست کم می گیریم، برای آنچه می خواهیم بیان کنیم کلی مقدمه چینی می کنیم تا باعث دلخوری کسی نشود و بدون اینکه پا روی دم کسی بگذاریم به کارهای خود رسیدگی می کنیم.

شاید فکر کنید این حرف ها در مورد همه زن ها مصداق ندارند. اما بیشتر خانم های باهوش، مبادی آداب و خوش برخورد این گونه هستند و کمتر داد و بیداد می کنند و خشونت به خرج می دهند. 

زن ها در مشاغل مختلف حضور دارند و بسیار هم عالی از عهده کارهای بر می آیند. در تجارت، زن ها مدیرهای خوبی هستند – آنها بسیار خوب گوش می دهند، همکارهای عالی هستند و به طور ذاتی زیرک و باهوش هستند و می توانند به خوبی تضادهای تقاضا و مسوولیت هایی که یک مدیر درگیر آن است را مدیریت کنند. نتیجه تحقیقاتی که در هاروارد صورت گرفته، نشان داده است در یک گروه کاری وقتی زنان حضور دارند، ضریب هوشی گروه افزایش پیدا می کند.



در خارج از محیط کار نیز زن ها در وقت و مهربانی خود بسیار دست و دلباز هستند. زنان قلب بزرگی دارند و می توان به عنوان یک سنگ صبور و گوش شنوا در روزهای غمگینی به آنها تکیه کرد.  

کدام اخلاق های زنان دوست داشتنی نیست؟

خیلی از مواقع زنان با شک داشتن به توانایی های خود به خود آسیب می رسانند. ما از بیان آنچه می خواهیم هراس داریم و شک داریم آیا می توانیم شرایط را آن طور که می خواهیم مدیریت کنیم یا خیر؟  در این پروسه استعدادهای درونی خود را نادیده می گیریم.

دکتر جودیت باکستر در کتاب «زبان مدیریت زنان»، در مورد تاثیر زبان و نوع بیان در جلسات کاری و مدیریتی برای  درک الگوهای قدرتمند بحث کرده است. او در کتاب خود به تفاوت زبان کاربردی زنان و مردان پرداخته است و اعتقاد دارد، زنان اصولا «زبان بی نفوذِ کلام» را انتخاب می کنند شاید به همین دلیل است که کمتر به عنوان مدیرهای موفق روی آنها حساب می شود. البته مردان نیز گاهی در زبان مدیریت خود دچار شک هستند اما این موضوع در زنان بیشتر است.

گفت و شنودهای دوبه شک زمانی روی می دهند که گوینده، پیش از شنیدن پاسخ شنونده، در ذهن خود قضاوت کند (اصولا منفی) و بر همین اساس، ابتدای صحبت هایش را به طور مثال، با «اگر اشتباه گفتم به من بگویید» یا «می دانم خبره این کار نیستم اما ...» آغاز می کند. دکتر باکستر می گوید زنان چهار مرتبه بیشتر از مردان دوبه شک هستند و خطابه های غیرمطمئن دارند. زنان در بسیاری از مواقع وقتی می بینند نظرشان با دیگران فرق دارد، خیلی سریع عذرخواهی و خود را از مردانی که در جلسه حضور دارند، پایین تر احساس می کنند.

دکتر باکستر در تحقیق خود در مورد زنان موفق با دبی کیسایر – یکی از مدیران موفق Ernst and Young  - مصاحبه کرده و از او پرسیده است زنان برای موفقیت باید چه احساسی داشته باشند؟ دبی در پاسخ گفته است: «زنان نباید تردید داشته باشند.»



دکتر باکستر می گوید، وقتی عقیده شما با بقیه فرق دارد یا وقتی حرفی بیان می کنید که ممکن است ناراحتی به وجود بیاورد، خود را دست کم نگیرید و افکار خود را با عذرخواهی بیان نکنید. شاید تغییر لحن شما نتواند قدرت شما را چهار مرتبه بیشتر افزایش دهد اما می تواند باعث شود به شما به عنوان یک فرد باثبات و با اعتماد به نفس نگاه کنند.

اینکه زن ها در مقام های بالا و مدیریتی شرکت ها قرار داشته باشند فقط برای زن ها خوب نیست، بلکه برای همه افراد شرکت خوب است. تحقیقات موسسه McKinsey ثابت کرده است، شرکت هایی که زنان بیشتری در مقام های مدیریتی دارند، سوددهی بیشتری نیز دارند. با همه این اوصاف، همچنان تبعیض های غیرمنطقی و جنسیتی میان زنان و مردان در همه جای دنیا مشاهده می شود. البته نباید به نقش خود زنان در گسترش و پایداری این تبعیض بی تاثیر دانست.

زنان  برای پیشرفت در کار خود باید از عذرخواهی برای عقیده های خود و بیرون ایستادن و قضاوت کردن، دست بردارند و توانایی های خود را نادیده نگیرند. اگر خانم هایی که قدرت تغییر و به عهده گرفتن پست های مهم را دارند این کار را انجام ندهند، پس میلیون ها خانمی که می خواهند کیفیت کار خود و توان هایشان را به جامعه مردسالار نشان بدهند، چه باید بکنند؟

بهترین مدیریت با مدیریت شخصی آغاز می شود. برای اینکه دنیای خود را تغییر بدهیم باید ابتدا خود را تغییر دهیم. بهترین روش تغییر نیز ایجاد تغییر در روش مکالمات ما است. بهتر است عادت های ضعیف گفتاری و ارتباط برقرار کردن خود را کنار بگذاریم و در عوض با نفوذ و کفایت کامل ایده ها، نظرات و عقاید خود را بیان کنیم. به این ترتیب نشان می دهیم علاوه بر شنونده خوب بودن، گوینده خوبی هم هستیم. اگر زنان بتوانند به خوبی از توانایی های درونی خود استفاده کنند، این برای همه حتی مردهای اطراف – پدر، بردار، همسر، پسر و ... – سودمند است.




نوع مطلب : دخترونه، مهارت های زندگی، 
برچسب ها : عذرخواهی، خانم ها، موفقیت، غرور،
لینک های مرتبط :



چند قدم فاصله تا محبوبیت در دل ها



 

1- راه کمک به دیگران را پیدا کنید :

نسبت به همه کس مهربان، همدل و سرشار از حس یاری و یاوری باشید چرا که ممکن است روزی سرنوشت شما در دستان آنها قرار گیرد و یا حداقل دوستی به حلقه دوستان‌تان اضافه شود.

2- به آنچه می‌گویید عمل کنید :

دوستان‌تان هنگامی به شما اعتماد خواهند کرد که ببینند شما آنچه را که می‌گویید انجام می‌دهید. آنها همچنین توقع دارند که شما آن را به بهترین شکل ممکن انجام دهید. هیچ چیز نباید مهم‌تر از قولی که می‌دهید. باشد. وقتی شما به شکلی ذهنی و اخلاقی به قول‌هایی که می‌دهید پایبند باشید پلی ‌بین خودتان و موفقیت می‌زنید.

3- بردبار باشید و کم انتقاد کنید :

این واقعیتی است که همه اشخاص نکات قابل انتقادی دارند و ممکن است کارهایی انجام دهند که از نظر شما ناپسند باشد اما شما زمانی نسبت به دیگران موفق‌تر خواهید بود و دشمنان کمتری خواهید داشت که آن ها را آنطور که هستند بپذیرید.

4- سعی نکنید بر دیگران حکم فرمایی کنید :

هیچ‌کس دوست ندارد که به عنوان فردی ضعیف به حساب بیاید. توانایی‌هایش به هیچ گرفته شود و همیشه به او بگویند چه کاری را چگونه انجام دهد. اگر شما دایماً خواسته‌های خود را به دیگران تحمیل کنید، با به وجود آوردن حس برتری جویی و سلطه طلبی در منزل یا محیط کار دیگران را از خود دور می‌کنید.

5- معلوماتتان را به رخ نکشید :

هر فردی دوست دارد در دید دیگران مهم و ارزشمند به نظر بیاید. پس هنگامی که شما تلاش می‌کنید این احساس را به فردی تقدیم کنید. بهترین موقعیت را در روابط ایجاد و ادب و نزاکت خود را متجلی کرده‌اید، اما اگر تلاش کنید با فضل فروشی خود را فرد مهمی نشان دهید اگر چه ممکن است دیگران شما را به خاطر دانش‌تان تحسین کنند اما شما را دوست نخواهند داشت. بهتر است مورد علاقه باشید تا مورد تحسین. توجه کنید کسی که تلاش می‌کند تا اطلاعات و دانش‌اش را به رخ شما بکشد شاید دارد تلاش‌می‌کند احساس عمیق خود کم‌ بینی در سایر زمینه‌ها را مخفی کند، او به دلسوزی و همدلی شما نیاز دارد.

6- هرگز به گونه‌ای رفتار نکنید که گویی شما بالاتر و برتر از اطرافیان‌تان هستید :

اگر خداوند به شما توانایی‌های برتری بخشیده است. برای آن است که در رشد و ارتقای آن بکوشید و از مواهب آن بهره‌مند شوید. اگر تلاش می‌کنید تا این برتری‌ها را به رخ اطرافیان‌تان بکشید. متاسفانه یک جزیزه کوچک تنها خواهید شد و در جمع مجبورید مدام سر به این سو و آن سو بچرخانید تا شاید شنونده‌ای برای حرف‌هایتان پیدا کنید. این سرنوشت در انتظار همه کسانی است که دروغ می‌گویند و بدون وقفه مبالغه می‌کنند. مراقب باشید زمانی ممکن است شما هم فریاد بزنید و کسی به یاری‌تان نیاید.

7- با گوشه و کنایه و متلک صحبت نکنید :

اگر شما بتوانید شرایط حاکم بر جمع و حال و حوصله افراد دور و برتان را درک کنید. روابط شخصی شما مانند یک سفر دریایی نرم و آرام خواهد شد. زمانی ممکن است یک پاسخ کنایه‌آمیز بتواند توفانی از خنده به راه بیندازد. اما باید متوجه باشید این شادی زودگذر باعث دلخوری و دلتنگی فرد دیگری نشود.

8- هرگز مردم را مسخره نکنید :

اشتباه کردن جزء لاینفک رفتار بشری است و هیچ‌ چیزی به اندازه مسخره شدن به خاطر آن اشتباه فرد را مورد اذیت و آزار قرار نمی‌دهد. مسخره کردن سبب می‌شود فرد احساس حقارت کند. این کار اهانت بزرگی است به اندازه‌ای که گاهی وقت‌ها زمان زیادی طول می‌کشد تا شخص بتواند فرد مسخره کننده را ببخشد



ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، راه زندگی، دخترونه، 
برچسب ها : دل، راه زندگی، موفقیت، دوستی، صمیمیت،
لینک های مرتبط :



دروغ هایی که آدمهای ناکارآمد می گویند!


فردا انجامش می دهم
انسان های موفق عادت دارند کاری را که آدمهای تنبل برای فردا برنامه ریزی می کنند،همین امروز انجام دهند.بزرگترین دشمن بهره وری این باور غلط است که شاید فردا روز بهتری برای انجام کار باشد. این یک دروغ است. فردا هم شما همین احساس را خواهید داشت و آن فردای بهتر نخواهد آمد. مشکل واقعی شما نه توانایی شما بلکه طرز فکرتان است. باند درک کنید که فردایی وجود دارد و هرگز وجود نخواهد داشت. مطمئن ترین فرصتی که شما دارید همان لحظه ای است که در آن زندگی می کنید. زندگی همین لحظه است. روزی به جز امروز وجود ندارد. اگر امروز کاری را که دیگران انجام نمی دهند انجام دهید و آن قدر خوش شانس باشید که فردا را ببینید با توانایی از خواب بیدار می شوید که دیگران از آن بی بهره اند


ادامه مطلب


نوع مطلب : راه زندگی، مهارت های زندگی، 
برچسب ها : موفقیت، دروغ،
لینک های مرتبط :



 حتما باید پاسخ این سوالات را بدانید



اگر آنگونه که خودتان دوست دارید زندگی کنید متوجه می شوید که بسیاری افراد با شما موافق نیستند چیزی که شما را خوشحال می کند دیگران را خوشحال نمی کند اما هرگز اجازه ندهید نظر و خواست دیگران شما را از آنچه دوست دارید دور کند.



چه چیزی باعث می شود شما به خودتان ببالید؟

اگر آنگونه که خودتان دوست دارید زندگی کنید متوجه می شوید که بسیاری افراد با شما موافق نیستند چیزی که شما را خوشحال می کند دیگران را خوشحال نمی کند اما هرگز اجازه ندهید نظر و خواست دیگران شما را از آنچه دوست دارید دور کند (البته در صورتی که کار مورد علاقه شما آسیب و خطری برای دیگران دربر نداشته باشد). مهمترین فرد برای شما باید خودتان باشید و باید کاری را انجام دهید که موجب می شود از خود و زندگی تان لذت ببرید و به خودتان ببالید.

چه موانعی برای رسیدن به هدفتان قرار دارد؟

مانع تنها زمانی واقعیت می یابد که آن را خوب نشناسید و به آن به چشم یک مانع بنگرید. اگر خوب آن را بررسی کنید برایتان دیگر مانع نیست بلکه تنها یک چالش می شود. همواره فکر کنیدکه در بهترین شرایط قرار دارید به این ترتیب اسده تر می توانید دست به کار شوید اما اگر احساس کنید در شرایطی سخت و دشوار قرار دارید حتی اگر مقدمات کاری که می خواهید انجام دهید فراهم شود باز هم اقدام کردن برایتان دشوار می شود و اعتماد به نفستان پایین می آید. به یاد داشته باشید که هموارترین راه ها هم در قسمت هایی پستی بلندی دارند. با اعتماد به نفس به سوی چالشی که پیش رو دارید قدم بردارید تا به قسمت هموار جاده برسید.

اشتباهایتان کدامند؟

شما هرگز به جایی نمی رسید که دیگر مرتکب اشتباه نشوید. هیچ انسانی به چنین نقطه ای نمی رسد. اشتباهایتان را پیدا کنید و از آنها درس بگیرید. هر گاه به اطمینان رسیدید که دیگر کامل شده اید و شکست نخواهید خورد، تردید نکنیدکه در سراشیبی سقوط قرار گرفته اید.

سعی کنید علاوه بر اشتباهای خودتان اشتباهای دیگران را نیز ببینید و از آنها درس بگیرید نه اینکه اشتباهایشان را به رخشان بکشید. از واقعیت فرار نکنید، اشتباه هایتان را بپذیرید و از آنها برای رشد و پیشرفت خود استفاده کنید



نوع مطلب : خانه و خانواده، راه زندگی، اجتماعی، مهارت های زندگی، 
برچسب ها : سوالات، زندگی، موفقیت،
لینک های مرتبط :


افکار خود را کنترل کنید!



همیشه و همه جا می خوانیم و می شنویم که باید کنترل کارها و افکار خود را به دست بگیریم. مقاله ها و توصیه های بیشماری در این رابطه وجود دارد. اما واقعا می توان پیش از انجام هر کاری، به درستی و با منطق صحیح به آن فکر کرد؟


همیشه و همه جا می خوانیم و می شنویم که باید کنترل کارها و افکار خود را به دست بگیریم. مقاله ها و توصیه های بیشماری در این رابطه وجود دارد. اما واقعا می توان پیش از انجام هر کاری، به درستی و با منطق صحیح به آن فکر کرد؟

بسیاری از ما در دنیای این روزهای خود مشغله ها و مشکلاتی داریم که زمان بسیار کمی برای فکر کردن به خود و افکارمان برایمان باقی می گذارند. به طور مثال، زنی را تصور کنید که از همسر خود جدا شده و مسوولیت سه فرزند زیر ده سال خود را به عهده دارد. او برای گذران زندگی و بر آمدن از عهده مخارج مدرسه و ورزش کودکان خود باید دو شیف کار کند. آیا زمانی برای او باقی می ماند تا به خود یا تفکراتش فکر کند؟

گاهی انسان ها به جایی می رسند که از خود می پرسند چرا من؟ من دیگر نمی توانم ادامه دهم. بس است دیگر و ... . همیشه همه تصور می کنند خودشان هستند که در بدترین شرایط گرفتار شده اند و دیگران از درد آنها آگاه نیستند. این مسایل همیشه وجود داشته اند. همیشه بحث بد شانسی در میان مردم وجود دارد.

وقتی به این نوع مسایل فکر می کنید در واقع هیچ انتخابی جز عمل کردن به آنها ندارید. اصولا آدم ها به چیزهایی عمل می کنند که به آنها فکر می کنند. اصولا ابتدا فکر می کنیم و سپس عمل می کنیم. فعل فکر کردن همیشه مقدم است.



این تکرار تفکرات منفی است که باعث ایجاد خودآزاری می شود؛ نوعی حبس ذهنی. اگر همه مواردی که به آنها فکر کنیم منفی باشند، مطمئن باشید همه کارها و حرف های ما هم منفی خواهند بود. شاید بخواهید خود را شاد و فعال به دیگران نشان دهید اما افکار منفی نیز همچون بوی بد و زننده می ماند و دیگران آن را متوجه می شوند. هیچ عطری در دنیا وجود ندارد که بتواند بوی بد تعفن را از بین ببرد. همیشه مسایلی پیش می آیند که انسان دوست دارد به تفکرات مثبت سوئیچ کند.

1.  شما از همه این مسایل بیمار می شوید و تصمیم می گیرید که به همه این تفکرات منفی پایان بدهید.

2.  چیزهایی که دیگران می گویند باعث خوشحالی شما می شود و می خواهید به آن گونه رفتار کنید.

3.  اتفاق هایی برای شما رخ می دهند و شما را به تغییر مجبور می کنند. 

اگر شما هم جزو افرد پرمشغله ای هستید که زمان کافی برای فکر کردن ندارید این مسایل را حتما در نظر داشته باشید: اگر اکنون برای تفکرات خود زمانی نگذارید بعدها با مشکلات بزرگ تر مواجه خواهید شد. حتی شاید این نوع پشت گوش انداختن در آینده زندگی فرزندان شما نیز تاثیر منفی داشته باشد. در این مطلب چند راهکار ساده برای اجتناب از فکر نکردن برایتان ذکر کرده ایم.

1.  افکار خود را یادداشت کنید. هنگامی که رفتار شما تغییر کرد و ناامید یا عصبانی شدید، دست نگه دارید! یک تکه کاغذ بردارید و احساسات خود را بنویسید. مثلا بنویسید «من خیلی عصبانی هستم زیرا ... ». «از اینکه همکارم مثل احمق ها با من رفتار می کند عصبانی می شوم.». به طور کلی همه افکار خود را یادداشت کنید به این طریق آنها را ز ذهن خود روی کاغذ پیاده کرده اید. به محض نوشتن افکار منفی، آن را پاره کنید و دور بریزید. اجازه دهید افکار منفی به این طریق از ذهن شما پاک شوند.

2. می توانید با خود تصور کنید افکار منفی خود را سوار یک بالون کرده اید و آنرا به آسمان پرواز دهید. اجازه دهید بالا و بالاتر رود تا در سینه آسمان محو و ناپدید شود.

3.  اگر به فرشته ها اعتقاد دارید می توانید تصور کنید افکار خود را به آنها می دهید تا با خود ببرند. اگر راهنما، مرشد یا همرازی دارید با او صحبت کنید و افکار خود را از ذهنتان بیرون بریزید.

4. سریعا حواس خود را پرت کنید. اگر متوجه شدید دوباره افکار منفی به سراغ شما آمدند و می خواهند همه حواس و اعصاب شما را به هم بریزند سعی کنید روی مسایل جانبی تمرکز کنید. مثلا ضبط را روشن کنید. به افکار منفی دستور خفه شدن بدهید، ورزش کنید و با روش های ممکن حواس خود را پرت کنید تا به سراغ ناراحتی ها نرود. این کار را با تمرکز و شدت زیاد انجام دهید تا موفق شوید.

تصور و خیال چیزی است که ذهن بسیار عالی آن را درک می کند. سعی کنید با خیال و تصویر سازی به خود مسایل خوب و مثبت را تلقین کنید. هر چه بیشتر به خوبی ها و اهداف مثبت خود فکر کنید بیشتر و سریع تر به آنها دست خواهید یافت. تقریبا می توان گفت همه زندگی را تفکرات ما تشکیل می دهد. بنابراین با افکار منفی، مشکلات و بدبختی را بری خود نخرید. همیشه خوب فکر کنید. مثبت فکر کنید. مراقب مکالمات درونی خود با خودتان باشید.




نوع مطلب : اجتماعی، راه زندگی، 
برچسب ها : افکار، کنترل ذهن، افکار درونی، تفکرات منفی، فکر مثبت، زندگی، موفقیت،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic