دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان



نگهبان-برپایی بزرگترین مرکز جاسوسی دنیا توسط آژانس امنیت ملی امریکا (تک تک شما هدف هستید)











باد بهاری در این شهر غبارگرفته، ابهامی با خود دارد و بوته های سبز-قهوه ای گیاهان در وزش آن خِش و خِش می کنند. در میان سلسله کوه های واساچ در شرق و اوکر در غرب، شهر کوچک بلافدیل (Bluffdale) در یوتای امریکا، قلب خطه مورمون ها است. جایی که اولین پیشروهای دینی در 160 سال قبل به آن آمدند تا از بقیه دنیا گریخته باشند، تا کلمات رازآلود کتاب آسمانی را دریابند، تا در راه طریقت گام بردارند، و ...

امروزه این منطقه خانه ای برای یکی از بزرگترین فرقه های چندهمسری، و البته کلیسای آپوستل برادران است، و بیش از 9,000 عضو دارد. اما، چندی است که این شهر میزبان افراد جدیدی شده که ساکت آمده اند و کارهای مرموزی می کنند، خارجی هایی کم حرف و تو دار.

در جاده بیف هالو، تقریبا 2 کیلومتر دورتر از مجموعه برادران که شامل یک کلیسا، مدرسه، مجموعه ورزشی و بایگانی است، هزاران کارگر ساختمانی در تی شرت های خود عرق می ریزند و زیرساخت را برای آمدن اعضای معبد برادر بزرگ آماده می کنند که وقتی تکمیل شود، 5 برابر بزرگتر از عمارت کنگره در واشینگتن خواهد بود.

اما در این معبد، قرار نیست کتاب های مقدس خوانده شود، قدیسی خطابه نخواهد خواند، خدایی پرستش نخواهد شد. در عوض، سرورهای پر سرعت بر پا و ساختمان ها پر از کامپیوتر می شوند. مردان اسلحه به دست هم در بیرون کشیک می دهند و امنیت را تامین می کنند. در این معبد به جای اینکه مردم به بهشت دعوت شوند، اطلاعات شان پایش می شود.

خارجی هایی که منطقه خواهند آمد در پشت دیوارهای معبد جدید به جمع آوری، ذخیره سازی و تحلیل حجم انبوهی از کلمات و تصاویر جاری در شاهراه های ارتباطی دنیا می پردازند.

در شهر کوچک و دور افتاده بلافدیل، خادمان کلیسا و خادمان برادر بزرگ، در همسایگی هم هستند.

برای آشنایی با مخوف ترین شبکه امنیتی دنیا و بزرگترین مرکز جاسوسی آن که در دست احداث است، با نگهبان همراه شوید.


ادامه مطلب


نوع مطلب : متفرقه، دائره المعارف ایرانی ویکی ما، 
برچسب ها : نگهبان، مرکز، جاسوسی، مرکز جاسوسی، آژانس، آمریکا، امنیت،
لینک های مرتبط :



قیمت های باورنکردنی برای اجناس باور کردنی





اگر بگوییم تهران، پاریس و نیویورک و لندن و رم است، لبخند می زنید؟ اگر بگوییم آنچه در بوتیک ها و مراکز خرید تهران سراغ داریم از شانزلیزه معروف کم نمی آورد، باز هم لبخند می زنید؟... لبخند نزنید؛ به شمال تهران بروید. به شمال خیابان ولیعصر، الهیه، فرشته، جردن، زعفرانیه و نیاوران. هر یک از این خیابان ها یکپا شانزلیزه است.

کدام برند را می خواهید؟ چه می خواهید؟ همه چیز هست. فقط باید قیمتش را بپردازید. اجناس هم پیچیده و خاص نیستند. جواهرنشان و طلانشان و منحصربه فرد هم نیستند. اجناسی معمولی هستند که هر یک از ما صرف نظر از درآمدمان نوعی از آن را تهیه کرده و می کنیم.

کفش، کت و شلوار، ساعت، ادکلن، کفگیر و ملاقه، پیراهن، شال زنانه و سایر کالاهایی که در دسترس و مورد تقاضای همه ماست، اما کالاهایی که در این پرونده بررسی شده است در عین عادی بودن، قیمت هایی نجومی دارد: قیمت هایی باورنکردنی برای کالاهایی باورکردنی و معمولی. کالاهایی که حتی اگر پولدار هم باشید پول خرج کردن بیش از اندازه مشخصی برای آن بیهوده است.

با این حال، این کالاها و این قیمت ها وجود دارد و مشتری هم دارد. مشتری که بماند، روی تقاضای آن رقابت هم هست. در این پرونده ما به چرایی و علت ایجاد چنین پدیده ای نمی پردازیم، بلکه می خواهیم این نکته را بگوییم که در پایتخت ورای زندگی عادی، زندگی های دیگر با سبک های دیگری هم وجود دارد که شاید در مخیله ما نگنجد. انگار که صاحبان این نوع زندگی از کره دیگری آمده باشند... شاید هم آمده باشند؟!

در خیابان فرشته

گشت زدن در پاساژهای خیابان فرشته به عنوان نمونه مراکز خرید بسیار خاص تهران اصلا کار آسانی نیست.

جایی که کافی است چشم تیزبین صاحبان فروشگاه ها متوجه این نکته شود که شما با هر انگیزه دیگری جز برای خرید وارد شده اید.

اگر این طور شود تلخ ترین برخورد یک مغازه دار را تجربه خواهید کرد. به همین دلیل اگر می خواهید به منظوری غیر از خرید وارد شوید باید از قبل، برنامه حساب شده ای را طراحی و بخوبی آن را پیاده کنید. ماموریت من هم تحقیق در مورد کیف، کفش و پوشاکی بود که با قیمت هایی نجومی زیر آسمان همین شهر تهران به فروش می رسد.

این پاساژها جای شلوغی نیست، چون کمتر کسی توان خرید در آنها را دارد. از ویژگی هایشان پارک کردن خودروهایی نظیر بی ام و ایکس ۶ یا بنز اس ۵۰۰ یا پورشه کاین، پانامرا و... جلوی در ورودی آنهاست.

در حقیقت، مشتریانی که برای تفریح یا فخرفروشی یا هر انگیزه دیگری دنبال خرج کردن های هنگفت پول خود برای خرید کالایی به ظاهر معمولی می آیند، به آخرین چیزی که فکر می کنند قیمت کالاست.

برای ورود به هر فروشگاه سعی می کردم ابتدا از بیرون بخوبی اجناس آن مغازه را ارزیابی کنم و سپس وارد مغازه شوم و دست روی شاخص ترین و گران ترین اجناس فروشگاه بگذارم، چون خریداران چنین مغازه هایی به دنبال خرید گران ترین ها به دور از هر گونه دغدغه قیمت هستند. ضمن این که مدت ها به خود تلقین می کردم با شنیدن قیمت، خونسردی ام را حفظ کنم.

شال های ۳ میلیون تومانی

ببخشید خانم...! کار بهتری از این شال دارید؟

این پرسش من در بدو ورود به یکی از فروشگاه های دارای اجناسی با قیمت های نجومی در یکی از پاساژهای خیابان فرشته بود.

فروشنده که در موضع انفعالی قرار گرفته بود بدون این که فرصت پیدا کند به این نکته بیندیشد که سر و وضع من در حد مشتریان «سوپر مایه دار» مغازه اش نیست ناچار شد به تعریف از کالایش بپردازد و بگوید: این شال از جنس ابریشم خالص کشمیر است.

راست می گفت چون لمس کردن شال نشان می داد فوق العاده لطیف و باکیفیت است، بنابراین وسط توضیحات حرفش را قطع کردم و گفتم: جنس این شال لطیف است ولی من به دنبال یک کار تاپ با رنگی متفاوت از رنگ بندی موجود شما می گردم... حالا اینها چه قیمتی دارند؟

فروشنده جواب داد: یک میلیون و ۲۸۰ هزار تومان.

تمام تلاشم را برای پنهان کردن شنیدن قیمت کردم. گفتم: من انتظار بالاتری از فروشگاه شما داشتم. پس می خواهم صرف نظر از قیمت، کار بهتری را به من معرفی کنید.

خانم فروشنده شروع کرد به معرفی چند مارک و برند معروف و معتبر خارجی (برای تبلیغ نشدن شان اسمی از آن مارک ها نمی آورم). قیمت هایشان را پرسیدم که هر یک حدود سه میلیون تومان یا کمی بیشتر قیمت داشتند. در حقیقت، سه میلیون تومان برای تکه پارچه ای به ابعاد حدود ۲۰ تا ۳۰ سانتی متر و حدود یک متر!

از او پرسیدم ویژگی های خاص فلان مارک چیست که ۲.۵ برابر همین کار قیمت دارد؟

صادقانه پاسخ داد: فقط نام و برند. در صورتی که کیفیت و جنس همین شال یک میلیون و۲۰۰هزار تومانی از این شال سه میلیونی بهتر است.

کیف های زنانه​ با قیمت ۵ میلیون تومان به بالا

همین تاکتیک را در فروشگاه دیگری چندصد متر آن طرف تر به کار بردم. آنجا هم شگردم جواب داد تا متوجه شوم قیمت بهترین کیف زنانه موجود در آن فروشگاه حدود دو میلیون و ۳۰۰ هزار تومان است، ولی فروشنده مدعی شد با درخواست هر نوع کیف برندهای شاخص ایتالیایی که تصاویر و قیمت های بین المللی آنها از طریق اینترنت قابل دسترسی است در مدتی حدود دو هفته، آن کیف را تهیه و تحویل خواهند داد. البته قیمت آن کیف ها هم که از چرم های مختلفی تهیه شده از پنج میلیون تومان به بالاست.

تی شرتی که به چشم آشنا می آمد

سه سال پیش وقتی می خواستم از زیارت برگردم چند تی شرت برای سوغات خریداری و به تهران آورده بودم. درست قیمت آنها را به یاد نمی آورم، ولی بابت هرکدامشان چند هزار تومانی بیشتر نپرداخته بودم. اتفاقا همان تی شرت در یکی از پاساژهای خاص فرشته به چشمم خورد که البته جنس و کیفیتی بهتر از سوغات زیارتم داشت. وقتی قیمت آنها را پرسیدم شنیدن رقم یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان کمی دور از انتظار و دیرهضم بود.

کفش های ۱۲ میلیون تومانی

وقتی قیمت خرید یک جفت کفش معمولی قابل قبول ایرانی در فروشگاه های میدان فردوسی، به نزدیک ۱۵۰ هزار تومان می رسد، تصور این که یک جفت کفش مرغوب ایتالیایی دارای برند معتبر ده برابر این قیمت و مثلا حدود ۱.۵ میلیون تومان باشد انتظار بیجایی نیست ولی اگر همین عدد را قرینه ببینید و با قیمت ۵.۱ میلیون تومان برای خرید یک جفت کفش روبه رو شوید، به احتمال زیاد متحیر خواهید شد.

حتی اگر فروشنده مدعی شود خود به آفریقا رفته و چند سوسمار، تمساح و افعی را با دستانش شکار کرده تا با پوستشان چنین کفشی بدوزد! البته فروشنده مدعی بود اگر چند روزی به او فرصت بدهید می تواند یک جفت کفش اعلای لویی ویتون هم برایتان تهیه کند، ولی قیمت آن حدود ۱۴ میلیون تومان است!

دکمه سردست های جواهرنشان و کت و شلوارهای ۵۲ میلیون تومانی

در این مراکز خرید یک ست کراوات و گیره و دکمه سردست های جواهرنشان مارک به ۱۹ میلیون تومان قیمت فروش می روند. قطعا کسی که کفش، کراوات و گیره و دکمه سردستی به این قیمت تهیه می کند از خرید کت و شلوار ۵۲ میلیون تومانی همان مارک هم صرف نظر نمی کند.

پیراهن هایی با قیمت سه میلیون و ۳۰۰ هزار تومان، لباس زیرهایی به قیمت ۳۸۰ هزار تومان و جوراب هایی به قیمت ۱۸۰ هزار تومان از دیگر کالاهای موجود بود. البته برخی فروشنده ها می گفتند در یکی از خیابان های فرعی بزرگراه آفریقا، بوتیک خانگی وسیعی وجود دارد که به عرضه لباس های فوق العاده لوکس تر مردانه هم می پردازد، اما ورود به این بوتیک محتاج هماهنگی و تائید مشتری ثابت بودن است.

قیمت های نجومی برای لباس زنانه

و سرانجام لباس بانوان را از یاد نبریم! در یک مرکز خرید واقع در بین خیابان های جردن و ولیعصر، قیمت یک پالتو زنانه مارک کالابریا حدود ۲۸ میلیون تومان است و لباس شب حریر روی شانه ایتالیایی به قیمتی حدود ۲۵میلیون تومان فروش می رود.

یک جفت کفش پاشنه بلند پردا هم به قیمت ۷.۵ میلیون تومان و کیف آن حدود ۱۰.۵ میلیون تومان به فروش می رسند. البته فراموش نکنم قیمت شلوار جین زنانه ویکتوریا در این فروشگاه سه میلیون و۷۰۰ هزار تومان و روسری آماچیو به قیمت هفت میلیون و ۷۰۰ هزار تومان ارائه می شود.

مجید عباسقلی



ادامه مطلب


نوع مطلب : اقتصاد و بازرگانی، اجتماعی، 
برچسب ها : تهران، پاریس، خرید، مرکز، قیمت، ارز،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic