دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان



مجری ها :
ازدواج فرزاد حسنی و آزاده نامداری






فرزاد حسنی و آزاده نامداری پیمان ازدواج بستند




بزرگان تعابیر عجیب و گاه عمیقی از ازدواج دارند اما شاید یکی از جالب ترین آنها تعبیر متفاوت اُسکار وایلد نویسنده و نمایشنامه نویس مشهور ایرلندی از این اتفاق باشد: «برای مجردها باید مالیات سنگینی مقرر شود چون این انصاف نیست که بعضی ها شادتر از بقیه زندگی کنند!»

این روزها تا دلتان بخواهد در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی پر است از تعابیر و ضرب المثل هایی که برای ازدواج و رابطه های عاشقانه می نویسند و حتی بعضا ساخته می شوند؛ دخترها از استقلالشان دم می زنند و پسرها زندگی بی دغدغه بدون خانم ها را به رخ هم جنسان خود می کشند!




اما کیست که نداند در دل هر کدامشان چه می گذرد! بی شک ازدواج بزرگترین تصمیم زندگی هر انسانی محسوب می شود. حالا اما اگر قرار باشد دو چهره سرشناس و مشهور دست به این تصمیم بزرگ بزنند، حکایت متفاوت تری دارد. مطمئنا شمایی که در حال خواندن سطر به سطر این خبر هستید، اولین نفرهایی در ایران خواهید بود که خبر ازدواج این دو چهره سرشناس چشمانتان را گرد می کند! (البته ما هم همین حالت شما را تجربه کردیم. فقط کمی زودتر!) روزنامه تماشا برای اولین بار پرده از یک اتفاق بزرگ و خوش یمن برخواهد داشت.

بعد از «مهدی پاکدل» و «بهنوش طباطبایی» که آخرین زوج هنری مشهوری بودند که به خانه بخت رفتند. خبردار شدیم قرار است دو چهره سرشناس دیگر نیز به سنت و فرموده پیامبر جامعه عمل بپوشانند و عهد ببندند تا سال ها کنار یکدیگر و با یک روح روزگار بگذرانند.

چند روز دیگر «فرزاد حسنی» و «آزاده نامداری» دو مجری جوان و خوشنام تلویزیون ایران پای سفره عقد خواهند نشست تا بزرگترین اتفاق زندگیشان را کنار یکدیگر جشن بگیرند و پای برگه مهمترین شراکت زندگیشان امضا بیندازند.

روزنامه تماشا این وصلت فرخنده و خوش یمن را به فرزاد حسنی و آزاده نامداری که سال هاست با صدا و تصویرشان زندگی کرده ایم و خاطره ها داریم تبریک می گوید و بهترین ها را برای این زوج هنرمند آرزو می کند. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «در اسلام هیچ بنایی ساخته نشد که نزد خدای عز و جل محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد.» باشد که آنها نیز در ارجمندترین و محبوب ترین اعمال نزد خداوند سربلند و خوشبخت باشند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ و هنر، بازیگران، 
برچسب ها : ازدواج، فرزاد حسنی، آزاده نامداری، مجری، ازدواج مجری،
لینک های مرتبط :



میدانید

مجری که بر صندلی مناظره انتخاباتی ۹۲ سیما می نشیند کیست؟َ



کدام مجری بر صندلی مناظره انتخاباتی ۹۲ سیما می نشیند



گمانه زنی درباره مجری مناظره های انتخاباتی سیما بالا گرفته تا جاییکه یک منبع آگاه مرتضی حیدری را به عنوان گزینه قطعی و منبع دیگر محمدحسین رنجبران را معرفی می کند و از سوی دیگر گویا محمدرضا شهیدی فرد نیز یکی از گزینه ها برای نشستن بر صندلی اجرای مناظره است البته مدیر روابط عمومی سیما می گوید نام این فرد تا لحظه آخر محرمانه است.

به گزارش خبرنگار مهر، برگزاری مناظره های انتخاباتی در انتخابات سال ۸۸ حواشی فراوانی داشت و نظرات مثبت و منفی گوناگونی درباره نحوه برگزاری و اجرای آنها طرح شد. بحث اجرا نیز یکی از مسایل مورد نقد بود و رضا پورحسین مجری این برنامه ها از سویی به عنوان مجری متین و آرام معرفی شد و از سوی دیگر به دلیل خنثی بودن اجرا مورد نقد جدی قرار گرفت به ویژه که وی قدرت کنترل اتهام های شدید برخی نامزدها علیه دیگران را نداشت.

درباره انتخابات یازدهم ریاست جمهوری نیز از چند ماه پیش این بحث شکل گرفت که آیا تلویزیون تجربه برگزاری مناظره ها را دوباره تکرار می کند یا خیر؛ موضوعی که بارها در گفتگو با سیدعزت الله ضرغامی از سوی خبرنگاران مورد سوال قرار گرفت و هربار اعلام خبر قطعی در این زمینه به زمان تصمیم گیری نهایی وزارت کشور موکول شد.

حال با قطعی شدن برگزاری مناظره های زنده دو نفره البته به شرط کمتر از ۵ نفر بودن تعداد نامزدها، این سوال در رسانه ها پررنگ شده که رسانه ملی این بار با توجه به آزمون و خطاهای دوره گذشته اجرای مناظره ها را به چه کسی می سپارد.

البته در این زمینه محافظه کاری فراوانی از سوی صدا و سیمایی ها به چشم می خورد و حتی مدیر کل روابط عمومی صدا و سیما نیز اعلام کرد مجری مناظره های انتخاباتی تا لحظه آخر اجرای مناظره ها مشخص نمی شود و نام او تا اندازه ای محرمانه است که شاید حتی مردم در روز دیدن اولین مناظره انتخاباتی با نام وی آشنا شوند!

این موضوع از چندی پیش محل بحث و گمانه زنی قرار گرفته و گزینه های مختلفی در این باره مطرح شده اند؛ کامران نجف زاده که در سوریه به سر می برد و صرفا قرارست برنامه ای درباره خواسته های جوانان از نامزدهای ریاست جمهوری را اجرا کند یا محمدجعفر خسروی که اساسا پیش زمینه و شیوه اجرای او با برنامه های اجتماعی همخوان است و تناسب کمتری با برنامه های سیاسی دارد.

علاوه بر این گزینه های دیگری چون محمدرضا شهیدی فرد یا رضا پورحسین نیز مطرح شده اند که احتمال حضور اولی بر صندلی اجرای مناظره به نسبت بیشتر از دومی است که نظرات منفی درباره اجرای او در سال ۸۸ وجود داشته است. البته دفتر وی هم به تازگی هر نوع مذاکره برای اجرای مناظره ها را رد کرد.

و اما دو گزینه دیگری که می توان احتمال حضور آنها را نیز در برنامه نامبرده داد، محمدحسین رنجبران و مرتضی حیدری هستند. رنجبران با جلب اعتماد مدیران رسانه ملی، نه تنها اجرای "دیروز امروز فردا" را بر عهده گرفت بلکه وارد بحث های مدیریتی شد و اکنون مدیریت گروه اجتماعی شبکه قرآن را بر عهده دارد.

با این حال گزینه دیگر یعنی مرتضی حیدری کارنامه به نسبت قوی تری از رنجبران دارد و با توجه به اجرای برنامه "پایش"، احتمال می رود گزینه قطعی اجرای مناظره های انتخاباتی باشد. گرچه "پایش" نیز با حاشیه هایی دچار شد و عده ای دل خوشی از آن ندارند.

انتخابات سال ۸۸ جدا از موضوعات حساس ملی، مقطع سرنوشت سازی برای رسانه ملی نیز بود چراکه این رسانه برخی از مخاطبان خود را از دست داد اما مقطع زمانی که پیش رویمان قرار دارد فرصتی است تا صدا و سیما با بهترین تصمیم گیری اعتماد مخاطبان از دست رفته خود را دوباره جلب کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : رسانه ها، اخبار داخلی، 
برچسب ها : مجری، مناظره، انتخابات،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392



عمو قناد هم انتخاباتی شد



پای عمو قناد هم به انتخابات باز شد



مجید قناد با اشاره به نزدیك شدن به ایام انتخابات ریاست جمهوری ایران گفت: از جمعه این هفته "جمعه به جمعه، خونه به خونه" رنگ و بوی انتخاباتی به خود می گیرد.

مجید قناد تهیه كننده و مجری "جمعه به جمعه، خونه به خونه" در این زمینه به خبرنگار مهر گفت: از این هفته در قالب شعرهای تازه، نمایش های جذاب و گفتمان صمیمی بچه ها و بزرگترها به بزرگترها یادآوری می کنیم که انتخاب آنها در حوزه های مختلف مثل انتخاب اسم، نوع پوشش، مدرسه و حتی انتخاب رئیس جمهور در آینده کودکانشان تاثیر دارد.


وی افزود: موضوع برنامه این هفته به خوب دیدن و انتخاب درست اختصاص پیدا کرده و در آن بزرگترها در کیوسک های خاصی می نشینند تا بچه ها با آن ها درباره مطالبات خود و نوع انتخابشان گفتگو کنند. در این بخش بچه ها با صدای بلند به آنها می گویند که انتخاب شما آینده ماست.

این تهیه کننده در پایان تصریح کرد: در برنامه روز جمعه ۲۷ اردیبهشت طبق معمول همیشه مسابقه دینی را خواهیم داشت. این مسابقه که با استقبال مخاطبان روبه رو شده قصد دارد مناسک دینی را با زبانی روان و ساده به بچه ها آموزش بدهد و آنها را با مفاهیم ارزشی آشنا کند.





نوع مطلب : فرهنگ و هنر، 
برچسب ها : مجری، عمو قناد، مجید قناد، انتخابات،
لینک های مرتبط :



محمدرضا شهیدی فر: قوانین دست ما را می‌بندد









مدتی از تعطیلی «پارک ملت» می‌گذرد. ما که شما را با برنامه‌های تلویزیونی می‌شناسیم فکر می‌کنیم شما الان بیکار هستید. درست است؟


خیر. از سالهای نوجوانی، همیشه کارهای متعددی می‌کرده‌ام که البته همگی‌شان به فرهنگ و سینما و رسانه مرتبط بوده‌اند.یکی از این کارها،اجرای کارهای رادیویی یا تلویزیونی بوده است. در بیش از یکسال گذشته هم کارهای متنوعی انجام داده‌ام. به‌عنوان تهیه کننده و کارگردان «پارک ملت» همچنان درگیر مسائل اداری آن هستم. ضمن اینکه جلسات گفت‌وگو و طراحی سری آینده پارک ملت هم انجام می‌شده. در سال گذشته مجموعه «منظومه حسن» که به زندگی و آثار حضرت علامه حسن‌زاده آملی می‌پردازد از شبکه چهار پخش شد. چندماهی مشغول داوری جشنواره‌ رادیو بودم. چندی هم در جشنواره فیلم فجر سرگرم بودم.



الان بحث انتخابات داغ است. هیچ وقت علاقه داشته‌اید یک برنامه انتخاباتی جدی داشته باشید؟

سال‌های گذشته و در اکثر دوره‌های انتخابات برنامه‌هایی با ایده‌ها و فضاهای متفاوت برای شبکه‌های مختلف ساختم. برنامه‌هایی که مستقلا به انتخابات می‌پرداختند یا مثل«پارک ملت» و «مردم ایران سلام» که بخشی از آنها معطوف به انتخابات بوده است.

منظورم خصوصا برنامه‌هایی است که به انتخابات و کاندیداهای ریاست جمهوری بپردازد...

اختصاصا در مورد ریاست جمهوری، یکسری قواعدی وجود دارد که طراحی آن چندان بر عهده‌ برنامه‌سازان نیست. بلکه متاثر از قانون تبلیغات انتخاباتی است و در ستاد انتخابات صدا و سیما تصمیم‌گیری می‌شود و معمولا اشکال رسمی و تکرار شونده دارند و قواعد و مراقبتهای خاص خود را دارد.

مثلا چه قواعدی؟

اینکه هیچ تفاوتی بین گفت‌وگوی این کاندیدا و کاندیدای دیگر نباشد، شکل دکور، زمان‌بندی، شیوه‌های گفت‌وگو... وقتی این ملاحظات پیش می‌آید که وقتی تو با یک کاندیدا حرف زدی و یک بله یا خیر زیادتر یا کمتر، ممکن است تفاوت ایجاد کند و دست آدم را خیلی می‌بندد.

دست شما یا مدیران را؟

دست همه را می‌بندد. فرقی نمی‌کند. بالاخره ما محصولمان، برنامه‌مان است.

خود کاندیداها علاقه‌ای به برگزاری برنامه‌های متفاوت دارند؟

حداقل در تجربیاتی که از سال‌های قبل دارم، به نظرم این اشتیاق وجود دارد. اتفاقا اگر تلویزیون از این فضای محدودی که در قانون پیش‌بینی شده است، بتواند پا را فراتر بگذارد، جلوی خیلی از تخلفات انتخاباتی بیرونی را هم می‌گیرد. یعنی به نظر من سازمان نباید فقط محدود به همان تبلیغات دو سه هفته‌ای باشد. جریان انتخابات ریاست جمهوری از هفت، هشت ماه پیش شروع شده است. خوب باید شرایطی پیش‌بینی می‌شد که تلویزیون هم حالا نه از هفت، هشت ماه پیش ولی از یک زمان معقولی وارد ماجرا بشود.



ولی تلویزیون هم شروع کرده...

به شکل محدود و بسیار آرام، بله. مهم‌تر از همه، کاندیداها و جریانهای سیاسی هستند که محدودیتهای قانونی، برایشان وجود دارد که به دقت رعایت می‌شود. شاید در دوره‌های بعد بهتر باشد زمان ثبت‌نام و تایید صلاحیت کاندیداها تغییر کند تا زمان مورد نیاز و مطلوب در اختیار همه باشد. چون تعداد کاندیداها مشخص نیست، دست سازمان هم در طراحی شیوه‌های مختلف برنامه‌سازی بسته است. مثلا اگر تعداد کاندیداها بیشتر از شش یا هشت نفر باشد امکان برگزاری مناظره وجود ندارد. سپس باید به سراغ شیوه‌های دیگر رفت. چنین وضعیتی امکان تدبیر و طراحی را به حداقل می‌رساند.

ما چیزی از مناظره‌های انتخاباتی ساخته‌ایم و می‌گوییم خیلی جذاب است ولی دوره‌های پیش اگر خیلی جذاب شد، به خاطر حضور آقای احمدی‌نژاد بود...

البته مناظره در هر صورتی جذاب است، به‌خصوص اگر در موضوعات روز و به ویژه اگر درباره ریاست جمهوری باشد که به شدت به همه اجزاء زندگی مردم وابسته است. حالا اگر در این میان افراد خاص‌تری باشند، جذابیت مناظره بیشتر می‌شود.اما مشکل اینجاست که برای رعایت عدالت بین کاندیداها، قوانین و آیین‌نامه‌هایی پیش‌بینی می‌شود که برای طراحی موثر‌تر برنامه‌ها و گفت‌وگوها، محدودیت زیادی ایجاد می‌کند. همه‌ سوالها شبیه هم می‌شود، آن هم با هماهنگی قبلی و با کمترین انعطافی برای همه کاندیداها. تلویزیون فرصتی طلایی است و بعضی که ضعیف‌ترند، نگرانند با قرار گرفتن در یک گفت‌وگوی داغ انتخاباتی، اقبال خود را از دست بدهند.

این قوانین هر سال در شکلی جدید ارائه می‌شود یا یک قانون کلی است؟

متناسب با قانون انتخابات و با هماهنگی شورای نگهبان و وزارت کشور و دیگر دستگاه‌های مرتبط، در هر دوره‌ قواعدی وضع می‌شود.

این کار به این شکل شدنی است؟


شدنی هست، کما اینکه تا به حال شده، ولی آن هیجان و شور لازم و اثربخشی را از برنامه‌ها و مناظره‌ها می‌گیرد. به دلیل اینکه صدا و سیما نگران است که یک کاندیدا بگوید چرا با من به این شکل حرف زدید و با آن کاندیدا به شکل دیگر.

آیا کاندیداها حاضرند جلوی برخی مجریان مسلط بنشینند و یک گفت‌وگوی چالشی صورت بگیرد؟


بعضی بله و اکثرا نه. من این تجربه را داشته‌ام. نمی‌خواهم اسم ببرم. در دوره‌ای از انتخابات، موضوعات را به کاندیدای مورد نظر گفتم. او استقبال کرد ولی یک کاندیدای دیگر گفت من جواب نمی‌دهم، این سوال را در حد بله و خیر و سوالی دیگر را بدون اما و اگر پاسخ می‌دهم.



مناظره یک وجه برنامه انتخاباتی است. به نظر شما یک برنامه انتخاباتی خوب که به افزایش مشارکت کمک کند، چه ویژگی‌هایی دارد؟

‌ اول اینکه قانون انتخابات ریاست جمهوری به‌خصوص در بخشهای مربوط به تبلیغات به بازنگری اساسی محتاج است. ما در این سالها کمترین استفاده را از تلویزیون کرده‌ایم و می‌دانیم که به همین دلیل صدماتی هم دیده‌ایم. هزینه‌هایی که صرف می‌شود و بیهوده است و زمان و انرژی که از گروههایی از مردم، صرف امور بیهوده یا مضر می‌شود و صدمات فرهنگی و اخلاقی که چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرند.استفاده از تلویزیون، می‌تواند موجب سلامت و مشارکت بیشتری باشد به شرط اینکه از سعه‌ صدر هم برخوردار باشیم، تنگ نظر و عافیت‌طلب هم نباشیم.

طبعا باید همه‌ گروههای سیاسی موجود در برنامه‌ها دیده بشوند و مهم‌تر از همه، دیدگاه‌های مردم، بدون ملاحظات غیر ضروری، منتشر شوند. بعضی‌ها هنوز فکر می‌کنند انتشار برخی دیدگاه‌ها، به نظام آسیب می‌رساند در حالیکه تنوع دیدگاه‌ها موجب بالندگی و رشد خواهد شد.گاهی تنگ نظری‌ها و تحلیل‌های غلط از انتشار همه‌ حرفهای مردم در طول سالها، موجب رفتارهای انفجاری گروه‌ها و مردم در ایام انتخابات می‌شود. شیوه‌ای که بعد این سالها هنوز اصلاح نشد و هنوز دردسرآفرین است.کاش در قانون تبلیغات انتخاباتی، مجوزهایی چند برابر زمان عادی به تلویزیون و رادیو داده می‌شد. این مدت محدود دو، سه هفته‌ای باعث می‌شود که آنها از پس همه‌کارها برنیایند و نیز باعث تخلفات تبلیغاتی فراوان در میان نامزدها یا هوادارانشان می‌شود.


تفسیر قوانین و آیین‌نامه‌ها ما را کم خاصیت‌تر و محدود‌تر می‌کند

ما در سال 90 قبل از زمان تبلیغات انتخاباتی مجلس، در برنامه پارک ملت مناظره‌هایی برگزار کردیم. مناظره بین کاندیداهای مطرح همه‌ جریانهای سیاسی طی دو هفته برگزار شد. ابتدا شائبه‌هایی وجود داشت در مورد انطباق این امر با قانون. حتی خود من با دکتر کدخدایی و آقای صولت مرتضوی(شورای نگهبان، وزارت کشور) صحبت کردم و توافق کردیم که با رعایت عدالت این کار صورت بگیرد تا کمک بهتری به انتخابات شود. به نظر من مشکلاتی که در تفسیر این قوانین و آیین‌نامه‌ها ایجاد می‌شود، شرایطی را به‌وجود می‌آورد که ما کم خاصیت‌تر و محدود‌تر می‌شویم. واقعا کار تلویزیون به شکلی نیست که سانتیمتر بگذاری و بگویی که الزاما مجری ما باید عین به عین از همه یک جور سوال بپرسد برای اینکه رعایت حق کرده باشد. این نحوه‌ تفسیر از رعایت حق و عدالت هم غلط است و هم جاری است. اگر چنین موانعی برداشته شود، کارهای زیادی می‌شود انجام داد.

شما خودتان پیشنهاد مشخصی دارید؟

با توجه به تعدد احتمالی کاندیداها در این دوره می‌شود به راه‌اندازی شبکه‌ مستقل انتخاباتی 24ساعته، فکر کرد. شبکه‌ای که هم از برنامه‌های تولید شده‌ سایر شبکه‌ها استفاده کند و هم تولیدات اختصاصی خود را داشته باشد. قطعا بسیاری از گفت‌وگو‌ها و مناظره‌ها به‌دلیل تعداد زیاد، امکان پخش در ساعات پربیننده را از دست می‌دهند. یک شبکه‌ مستقل و امکان تکرار برنامه‌های مهم قطعا شور انتخاباتی مضاعفی فراهم می‌کند.این شبکه از همین حالا می‌تواند پخش خود را آغاز کند و تا زمان اعلام نتایج به فعالیت ادامه دهد.اما موضوع دیگری وجود دارد به جز افزایش مشارکت، ما دغدغه انتخاب صحیح هم داریم.



ولی چطور می‌شود بدون جانبداری، وارد مصادیق شد؟

قطعا صدا و سیما نباید از هیچ کاندیدایی حمایت کند. اما حتما باید شرایطی فراهم کند که تاثیر فریبها و دروغها به حداقل برسد. شرایطی برای محاسبه‌ رئیس‌جمهور ایجاد شود تا هرکسی بی واهمه، هر چیزی نگوید و شاید مهم‌تر از همه دغدغه‌های اخلاقی، به دغدغه‌ عموم مردم تبدیل شود. شرایط موجود نگرانی‌هایی ایجاد می‌کند. در میان بازیگران آشکار و پنهان صحنه‌های انتخابات، کسانی وجود دارند که از آنها سابقه‌ رفتارهای غیر قانونی و هم غیر اخلاقی سراغ داریم. چنین پیش‌بینی، نباید فقط بر رفتار امنیتی یا انتظامی منجر شود. بلکه بیش از همه محتاج رفتار پیشگیرانه فرهنگی از طریق رسانه‌ای مثل تلویزیون است. چندان مطمئن نیستم، تلویزیون پیش‌بینی‌های لازم را انجام داده باشد. رفتارهایی که به اعتماد بیشتر مردم منجر شود نه کاهش اعتماد و روگردانی از مردم. تلویزیون مطلوب، هوشمند و پیشرو است.

به نظر شما، رئیس‌جمهور آینده، چه کسی خواهد بود؟

امیدوارم کسی باشد در شأن جمهوری اسلامی و مردم ایران.

بعضی فکر می‌کنند یک برنامه انتخاباتی خوب باید همراه با جنجال باشد ضمن اینکه مثالهای زیادی هم برای حرف خود دارند. مثلا مناظره‌های سال 88 مخاطب را از فرط هیجان نیم‌خیز می‌کرد برای اینکه همه‌اش جنجال بود. این مطلب درست است یا اینکه می‌توان به شکلی جز جنجال‌آفرینی، مناظره را جذاب کرد؟

بله، قطعا می‌توان. ایجاد جنجال از طرف هر کس که انجام می‌شود کار بسیار غیراخلاقی است. با نیت ایجاد جنجال، هر کاری نادرست و غیر اخلاقی است. اما یک جایی ممکن است جنجالی روی بدهد و رسانه‌ آن را منتشر کند. متأسفانه رسانه‌های ما به دلیل آنکه جنجال جذاب است، در شیو‌ه‌های گفت‌وگوهای‌شان یا جنجال می‌آفرینند یا آن را پروبال می‌دهند و مثلا به دروغ می‌نویسند: گفت‌وگوی جنجالی! در صورتیکه هیچ جنجالی در آن گفت‌وگو نیست. جنجال، موجب گم شدن حقیقت می‌شود و ما را به امور سخیف و سطحی و غیر‌اخلاقی عادت می‌دهد. حتما یکی از مسببین گسترش فضای غیر اخلاقی در سال‌های اخیر، رسانه‌ها هستند.در آموزه‌های دینی، در آیات و روایات فراوانی به ما توصیه شده، به همدیگر احترام بگذاریم، همدیگر را مسخره نکنیم، از آبروی همه مراقبت کنیم و از بیهودگی‌ روی برگردانیم در حالیکه در آنچه ما به عنوان جنجال می‌شناسیم بسیاری از اصول اخلاقی زیر سوال می‌رود.

در رسانه‌‌ها کسانی که برای جذابیت، از جنجال استفاده می‌کنند، بعید است شخصیت مهذب و سالمی داشته باشند. مضافا اینکه حتما کار با رسانه‌ را بلد نیستند وگرنه برای جذابیت در رسانه‌، شیوه‌های اخلاقی و انسانی هم وجود دارد.اگر شیوه‌های گفت‌وگوی انتقادی یا مناظره را بلد باشیم، راحت‌‌تان کنم؛ اگر اینکاره باشیم، از مناظره ریاست جمهوری، می‌شود جذابترین برنامه تلویزیونی را ساخت.ضمن اینکه در دوره‌های گذشته، در مناظره سعی می‌شد گفت‌وگو به مسیر اخلاقی برگردانده شود. اگر مناظره‌ها به درستی طراحی شوند، زمان‌بندی و موضوعات مناسب داشته باشند حتما بسیار دیده می‌شوند و ان‌شاءا... در انتخاب مناسب‌ترین فرد هم مؤثر باشند. اگر قرار است مناظره ما به فضایی غیراخلاقی بینجامد یا کمک مؤثری در شناخت دقیق‌تر نکند، بهتر است انجام نشود.


به نظر شما مناظره‌ها باید مستقیم پخش شوند یا بهتر است ضبط شوند؟

بعد از اتفاقات سال 88، برخی گفته‌اند بهتر است مناظره‌ها ضبط و بعد پخش شود. چنین شیوه‌ای قطعا غیرممکن و مساله‌ برانگیزتر است. تنها راه برگزاری مناظره‌ها پخش مستقیم آن است. خجالت‌آور و حتی وحشتناک است اگر کاندیدایی داشته باشیم که از ترس رفتارهای غیراخلاقی او، جرأت نکنیم حرفهایش را زنده و مستقیم پخش کنیم.مطمئنا مناظره‌ها مستقیم پخش خواهند شد و با درایت همه، از جمله همکاران ما در صداوسیما، انتخابات جذاب و خوشایند و بی‌مشکلی خواهیم داشت.


ادامه مطلب


نوع مطلب : رسانه ها، اخبار داخلی، شخصیت ها، 
برچسب ها : محمدرضا شهیدی فر، قوانین، خبر، مناظره، مجری،
لینک های مرتبط :




از دنیا متنفرم ؛ احسان علیخانی




احسان علیخانی: کم کارم اما گران فروشم ...





بعد از اتفاقات و حاشیه های سال گذشته که به خاطر برنامه سال تحویل 91 برای احسان علیخانی رخ داد خیلی از ما منتظر یک مصاحبه جنجالی از او بودیم. اما این اتفاق نیفتاد و او به جز یک گفت و گو درباره تولدش با هیچ رسانه ای درباره حال و روز آن روزهایش حرف نزد.

گفت و گویی که پیش روی شماست بعد از پیگیری های فراوان صورت گرفت و نتیجه 2 ساعت پرسش و پاسخ است؛ از اتفاقات 91 تا سینما، موسیقی و حتی فوتبال اما باید اعتراف کرد که با احسان علیخانی گفت و گو کردن یکی از آن کارهای سخت است
؛ چون روبروی کسی قرار می گیری که با تکیه بر حرفه اش استاد طفره رفتن و بحث را به بهترین شکل عوض کردن است اگر این گفت و گو تصویری انجام می شد برای اولین بار علیخانی خودش مهمان یک تاک شو بود و «صندلی داغ»ای از آب درمی آمد که دیدنی بود اما سعی کردیم تمام حرف های او را پیاده کنیم تا چیزی از قلم نیفتد.



با توجه به حاشیه هایی که در سال 91 برایت اتفاق افتاد تصور اغلب افراد این است که سال گذشته برای احسان علیخانی سال خوبی نبوده اما دوست داریم نظر خودت را درباره 91 بدانیم.

- به نظرم تجربه خوبی بود؛ یک سال پر از فراز و نشیب هم برایم تلخی داشت و هم شیرینی. همه چیز با هم بود اما اگر بخواهم کلی بگویم بسنده می کنم به این جمله که 91 برایم تجربه شگرفی بود ضمن اینکه برای من حکم رسیدن به یک پاگرد را داشت؛ منظورم رسیدن به مرز 30 سالگی است. یک سرفصل در زندگیم بود.

تصور می کنم در 91 به جای یک سال چند سال بزرگ شدی؛ نه؟

- این حرف را قبول دارم. وقتی خودم را مرور می کنم می بینیم این حرف، حرف درستی است. در دهه قبلی زندگی ام سال به سال جلو رفتم اما در سال گذشته انگار پرش چندساله داشتم. به یکباره مسیر عوض شد. بگذار یک داستانی را اولین بار اینجا تعریف کنم. من سال گذشته یک تصادف وحشتناک داشتم، ماشینم تقریبا له شد و آن با جرثقیل بردند. تقریبا ساعت 2 شب یک آژانس گرفتم که خانه بروم. یک پسر دهه هفتادی من را سوار کرد. از فرط عصبانیت کفشم را درآورده بودم و چهارزانو روی صندلی نشستم!

راننده تو را شناخت؟


- آره و تعجب کرد و گفت شما چرا اینقدر حالتان بد است؟ ماجرا را برایش تعریف کردم و گفت: «می خواید یه چیزی پلی کنم حالتون خوب شه؟» قبول کردم و دو سه تا قطعه برایم گذاشت که همه آنها شعر بود. من واقعا حالم خوب شد از شنیدن آن شعرها. از آنجایی که این قطعات در فلش او بود نمی توانست آن فلش را به من بدهد و به همین دلیل گفتم: «بریم با هم دور بزنیم.» اصلا حاضر نبودم بروم خانه؛ اینقدر که این آدم حال من را خوب کرد. بعد که رسیدم خانه مطمئن بودم به خاطر آن اتفاق بد تا مدتی ماشین نخواهم خرید.

چطور با یک پسر دهه هفتادی توانستی اینقدر ارتباط بگیری؟


- من در مصاحبت با او فهمیدم که خیلی بیشتر از سنش می فهمد. یک آدم فوق العاده با سواد و باهوش در زمینه ارتباطات بود و خب ما حرف های زیادی برای گفتن داشتیم. یک سوال، تا حالا دقت کردی که متعلق به هر نسلی باشی وقتی در مقابل نسل دیگری قرار می گیری می گویی دهه ما نسل سوخته است و کلی غر می زنی؟!


دقیقا.


- همه ما فکر می کنیم مشکلاتمان از نسل قبل و بعدمان بیشتر است. حرف های من و آن پسر هم با این گلایه ها شروع شد اما بعد فهمیدم که چقدر این آدم اهل مطالعه است. من به او گفتم که در نوجوانی نسل ما دهه شصتی ها اتفاقی افتاد و آن این بود که سر کوچه هایمان یک مغازه ای به نام ویدئوکلوپ باز شد و ما شناسنامه می دادیم و فیلم تحویل می گرفتیم.

 اولین بار من وارد آن مغازه شدم و به جای آن همه فیلم که در قفسه ها چیده شده بود و بوی نویی می داد فقط مغازه دار را نگاه می کردم. احساس می کردم این آدم کاشف سینماست! (می خندد) و هر چیزی که این مردبگوید بی برو و برگرد درسته! این آدم اول به شناسنامه من نگاه می کرد بعد به ظاهرم و سر آخر فیلمی را تحویلم می داد. معمولا هم فیلم های جنگی به من می دادند چون در نوجوانی استخوان ترکانده بودم تصورشان این بود که فیلم جنگی بیشتر دوست دارم! ارتباط من با ویدئوکلوپ تا وقتی ادامه پیدا می کرد که فیلم های خوبی تحویل من می داد که دوست داشته باشم اگر یک بار این اتفاق نمی افتاد قطعا ویدئوکلوپ را عوض می کردم و جای دیگری می رفتم. حالا و در این زمان من مجری و آن آقای ویدئوکلوپی خیلی با هم شباهت داریم.

چرا؟

- چون هر دو پول می گیریم در قبال چیزی که می خواهیم تحویل بدهیم. یک دسته مان شناسنامه مردم دستمان است و یک دسته مان شناسنامه مردم دستمان نیست. برنامه ساز موفق کسی است که شناسنامه، هویت و دغدغه مردم دستش باشد، نباشد شکست خورده. مردم دیگر حاضر نیستند برنامه هایش را دنبال کنند.

حالا ماشین خریدی بعد از آن تصادف یا نه؟

- البته الان ماشین خریدم اما در سال 91 من چیزی حدود 10 ماه ماشین نداشتم و با آژانس این ور و آن ور می رفتم. تازه گاهی وسط خیابان دربست هم می گرفتم تا بیشتر کنار مردمم باشم.



ممکن است با این جمله آخر متهم به زدن حرف های شعاری هم بشوی.

- آره ولی برایم مهم نیست چون دارم اعتقادم را می گویم. من اگر کنار این مردم نباشم که نمی توانم «ماه عسل» بسازم. من چندصدتا ماشین در آن 9 ماه سوار شدم، چندصدتا قصه شنیدم. مردم آدمی مثل من را که در ماشین شان می بینند بعد از سلام شروع می کنند (می خندد) یا در دل می کنند، یا انتقاد می کنند باورت نمی شود که چه حرف هایی می زنند گوجه فرنگی گران می شد به من می گفتند و یک جاهایی یک جوری این را بیان می کردند که من تصور می کردم که اینها فکر می کنند من مقصرم! کل زندگی شان را برای من تعریف می کردند. اینقدر قصه های عجیبی من در این ماشین ها شنیدم.

شماره شان را هم می گرفتی که بهشان کمک کنی یا با آنها در ارتباط باشی؟


- درباره کمک کردن که اصلا دوست ندارم حرف بزنم ولی با بعضی از آنها هنوز ارتباط دارم. این اتفاق که می گویم نه فقط در آژانس و تاکسی که گاهی در خیابان هم رخ می داد. مثلا من در حال پیاده روی بودم که کسی من را سوار می کرد فقط به این خاطر که من را می شناخت. بعد در ماشین می فهمیدم که مثلا آرشیتکت است.

از ارتباط با مردم خسته نمی شدی؟


- قسم می خورم که مهمترین دلیل ماشین نخریدنم در آن برهه این بود که هر روز آدم های جدیدی می دیدم و خیلی حرف های شنیدنی که خسته ام نمی کرد.

این بخشی از ماجراست. بخشی از قسمت اذیت کننده اش هم عکس گرفتن و حتی سرک کشیدن به زندگی خصوصی ات است. این موضوع اذیتت نمی کرد؟


- خب چرا، گاهی با این سوالات شروع می کردند که شما چقدر پول می گیرید... بگذریم.

نه اتفاقا بگذار این بحث را ادامه بدهیم، خیلی جای خوبی رسیدیم. تصور مردم از احسان علیخانی چی بود؟


- فکر می کردندمن و همکاران من آدم های فوق العاده عجیب و غریب، ثروتمندو با نفوذی هستیم در صورتی که خیلی ها می دانند که من وابستگی ام به کارم اندازه تار مو است.

اما نمی توانی این را کتمان کنی که پول خوبی برای اجراهایت می گیری!

- درباره این موضوع حتما حرف می زنیم اما بگذار پرانتز حرف های قبلی ام را ببندم. از یک جایی به بعد من شروع کردم به سوال کردن و آن آدم ها پاسخ می دادند. با خودم می گفتم کاش من یک دوربین با خودم می بردم یواشکی فیلمشان را می گرفتم.

یعنی هیچ وقت این کار را نکردی که صدایشان را ضبط کنی یا تصویرشان را بگیری؟


- (می خندد) نه من شبیه شما خبرنگارها نیست. درباره برنامه هایم فیلم، سینما، چیزهایی که دوست دارند یا ندارند می پرسیدم. من در این گفت و گوها به این نتیجه رسیدم که مردم ما سادگی را خیلی دوست دارند. اینکه به شعور و شخصیت شان توهین نشود. برخلاف کاری که بعضی از ما می کنیم و از جمله خودم گاهی مقوله های ساده را خیلی پیچیده کردم و تحویل مردم دادم.

چه 91 عجیبی داشتی! خب به ما بگو که چقدر آمدن به این پاگردی که ابتدای مصاحبه درباره اش گفتی روی جسارتت در اجرا هم تاثیر گذاشت. این اتفاقات از جسارتت کم نکرده؟


- شک نکن که من هرگز بدون جسارت اجرا نخواهم کرد. من مجری که جسور نباشد را دوست ندارم. فکر می کنم تفاوتی که در من به وجود آمده این است که تا پیش از این در من احساس و هیجان بیشتر بود و حالا اما عقلانیت را بیشتر از آن دو فاکتور با خودم دارم. جسارت اگر با عقلانیت پیوند بخورد خروجی اش خیلی بهتر خواهد بود. چون وقتی پشت سنگرت احساس باشد اجرایت یا خیلی خوب است یا خیلی بد اما عقلانیت و جسارت می تواند این را متعادل کند.

این عقلانیت پر رنگ به خاطر ضربه ای است که در سال 91 خوردی یا از موارد دیگری که ما نمی دانیم نشأت می گیرد.

- من که در سال 91 جز سال تحویل برنامه زنده ای نداشتم. بخواهم نگاه کنم هنوز باوری که دارم این است که من جوری اجرا می کنم و واکنش نشان می دهم که احساس کنم مخاطب نزدیک به من هم همین واکنش را نسبت به آن مسئله دارد. اگر چیزی در برنامه ام بگوید که قانع نشوم حتما به او می گویم. اگر چیزی توی ذوقم بخورد حتما به رویش می آورم. الان از یکسری سوالاتم که در سالیان قبل و برنامه های قبلی ام پرسیدم بدم می آید. به نظرم بیراهه بوده و مطرح کردنش دردی را دوا نمی کرده؛ فقط پشتش یک جسارت بوده همین دارم سعی می کنم که سوالاتم به درد مخاطب بخورد.

این ایستی که به خاطر طرح مسائل اجتماعی در برنامه سال تحویل برایت رخ داد و بعد هم آن حاشیه ها چقدر باعث شد که محافظه کار شوی؟

- باید بپذیرم که حقیقتی وجود دارد و آن این است که میزان حساسیت روی آدمی شبیه من خیلی زیاد است.

مگر آدم شبیه تو چه خصوصیتی دارد؟


- نمی دانم واقعا. اگر فهمیدید به من هم بگویید. شاید آدمی بتواند پرسش های تندتری داشته باشد اما هیچ اتفاقی نیفتد اما حساسیتی که روی من هست روی او نیست. این حساسیت یک جاهایی خوب است و یک جاهایی خیلی بد. بنابراین شکل توقعات نسبت به من خیلی زیاد است. من آمدم 2 تا کار کردم (منهای پشت صحنه)؛ یا «ماه عسل» ساختم یا برنامه تحویل سال. دوتا برنامه ای که هیچ ربطی به هم ندارد؛ یک تاک شویی در ماه رمضان و یکی دیگر یک شو برای عید است. مولفه هایش با هم از زمین تا آسمان فرق دارد. این تفاوت مخاطب را دچار یک هیجان و سردرگمی می کند. با خودش می گوید چرا اینقدر فرق کرد؟ در این چندین سال آزمون و خطاهایی کردم تا به یک زمینی رسیدم که بازی کردن در آن را دوست دارم. این زمین، زمین اصیل من است و حالا فهمیدم که من شلغم کاشتن در این زمین را بهتر از هویج کاشتن بلدم! ترجمه رسانه ای آن هم می شود امضایی که مختص به فرد می شود. من و دوستانم سعی کردیم که از مردم در تاک شو استفاده کنیم. مبنای گفت و گویمان را با مردم عادی گذاشتیم.

موضوعی که فقط درباره احسان علیخانی صدق می کند این است که به واسطه رفتار و کنش و واکنشت حست را بیننده خیلی خوب می تواند تشخیص دهد اما درباره باقی مجری ها این موضوع صدق نمی کند. دیگران سعی می کنند در همه حال خوب باشند و کسی متوجه احوالات شخصی شان نشود.

- این حرف کاملا درست است اما به لحاظ حرفه ای اصلا اتفاق خوبی برای من محسوب نمی شود. یکی از انتقادات جدی ام به خودم همین است. اگر اتفاقی برایم در روز بیفتد کاملا روی اجرایم تاثیر می گذارد، اگر نتوانم با مهمانم ارتباط برقرار کنم کاملا این موضوع در شکل اجرایم هویدا می شود و این کار غلطی است. برای کار کردن در رسانه یک تعریفی که وجود دارد این است که هیچ توجیهی برای مخاطب قابل قبول نیست. وقتی تو حالت بده! چون حال بد من به مردم ربطی ندارد اما دارم سعی می کنم که بیشتر به سمت عقلانیت بروم و این اشکالات را از بین ببرم.

و قبول هم داری که برنامه ات در شب یلدا خیلی غمگین بود و این به خاطر حال بد خودت بود که کاملا قابل لمس بود.


- شب یلدای امسال هم شب یلدا بود و هم مقارن با شهادت امام صادق.

اما قبول کن آن برنامه مناسب شب یلدا و تصورات ما درباره این شب نبود. خیلی ناراحتمان کرد و حتی اشکمان را هم درآورد. من و خیلی های شبیه من برای آیتم خانه سالمندان واقعا متاثر شدند. حس ترحم برانگیزی تو نسبت به برخی از آدم ها حال من مخاطبت را می گیرد!

- من خوشحالم که این را می شنوم این یعنی اینکه تو و آدم های شبیه تو که ناراحت می شوند نرمال هستند. من به شدت برای آن دسته از افرادی که نسبت به آدم های این شکلی بی تفاوت هستند. متاسفم در رسانه حتما باید یک کار مهمی انجام داد اینکه عقیده ات را از عقده ات جدا کنی. بعد از آن به این اعتقاد دارم که من اگر کاری را بسازم که به آن باور ندارم کسی برنامه را تحویل نمی گیرد. احسان علیخانی یکسری مخاطب دارد که از او انتظاراتی دارند و من نباید کاری را بکنم که همه انجام می دهند. همه توقع دارند که در شب یلدا یکسری بازیگر بیاوری و خوشحال و شاد بگوییم و بخندیم اما من ایمان دارم که در همان شب یکسری آدم تنها هستند که دلشان گرفته و هیچ کسی را ندارند.

من حرف آن آدم ها را می زنم که بگویم شما تنها نیستید. شاید با این تصاویر و مستندات بتوانم دلی را بلرزانم که درگیر این ماجرا شوند. شاید آدم هایی مثل تو هم باشند که نتوانند کاری کنند اما با متاثر شدن از این ماجرا متوجه سلامت روحی شان بشوند. آدم های بی تفاوت را هم که من اصلا کاری با آنها ندارم. بازنده ماجرا هم همین دسته بی تفاوت ها هستند. ما باید جریان بسازیم. ما آدم های رسانه ای اگر جریان نسازیم می میریم. مثل آب راکد می شویم و به هیچ دردی نمی خوریم. بگذار برای اولین بار خاطره ای تعریف کنم. یک شب در رادیو میخواستم تست کنم ببینم چقدر می توانم تاثیر بگذارم.

گفتم مردم خواهشی دارم ازتون! می خواهم خواهش کنم هر عکس و ویدئویی از زندگی خصوصی مردم داریم همین الان پاک کنیم. هر کسی این کار را کرد برای ما اس ام اس بزند. تعداد عجیبی برای ما اس ام اس فرستادند و من فهمیدم که n هزار نفر آن شب عکس ویدئویی که از زندگی و حریم خصوصی آدم ها بود را پاک کردند. آن شب یکی از شب های استثنایی زندگی من بود. وقتی داشتم از سربالایی جام جم پایین می آمدم بغضم گرفته بود از تاثیری که آن شب توانستم بگذارم.

خودت هم چیزی پاک کردی؟


- (می خندد) نه؛ چون من هیچ چیزی از حریم خصوصی دیگران در گوشی ام نبوده و نیست ولی بگذار جواب سوالت را کامل بدهم. من برای تاثیر آمدم و همیشه به جمله فلسفی داستایوفسکی فکر می کنم اینکه کسی که اثری می سازد اگر نتواند جواب «که چی؟» را به مخاطبش بدهد اثرش ارزشی ندارد.

در برنامه هایت خیلی رو به دوربین حرف می زنی و گاهی این حرف ها جنبه نصیحت می گیرد. این انتقاد به تو نشده که با 32-31 سال چطور برای پیرمردی 80 ساله که ممکن است مخاطبت باشد، حرف می زنی؟


- اما من همیشه تکیه کلامم این است که دارم با رفیق هایم حرف می زنم. اما چیزی را در نظر داشته باش که وقتی می روی کفش فروشی فروشنده مراعات سنت را نمی کند، محصولش را می فروشد. کار ما هم مشابه همین ماجراست. من برنامه ای ساختم و سعی ام این است که برای حرفم مخاطب هم رده خودم یا کوچکتر پیدا کنم اما برکت برنامه های من همیشه به آن بیننده هایی است که جای پدر و مادری برای من دارند و اتافاقا تعدادشان هم کم نیست.



ولی از انصاف نگذریم هیچ وقت جسارت و نصیحت را با بی ادبی و گستاخی اشتباه نمی گیری و مشخص است که از هم نشینی با پیرمردها و پیرزن ها لذت می بری.

- اکثر دوستانم از خودم بزرگتر هستند و مشکلی که همیشه با دوستانم دارم این است که از بس پای صحبت پدر و مادرانشان می نشینم خسته می شوند. آخر مگر می شود صحبت یک آدم 70 ساله را قطع کرد؟ این آدم برای من حکم کتاب دارد.

قهرمان دوران کودکی ات چه کسی است؟


- رابین هود را خیلی دوست داشتم.

جز قهرمان های کارتونی چطور؟


- عمویم.

چرا؟


- عمویم شهید شده.

چرا هیچ وقت این موضوع را جایی مطرح نکردی؟ یا چرا از رانت رسانه ای این موضوع استفاده نکردی؟


- نگفتم تا حالا چون کسی از من این سوال را نکرد. پرسیدی من هم صادقانه گفتم. رانت رسانه ای؟! چه شوخی بانمکی!

چه چیزی را از تو بگیرند دنیا برایت تمام می شود؟


- آبرو...

از اینکه لحظه های مهمی مثل افطار و سال تحویل کنار خانواده ات نیستی چه حسی داری. چون این یک عذاب است که آدم در این لحظات کنار خانواده اش نباشد.


- با عذرخواهی از مادرم و خانواده ام باید بگویم که برای من دقیقا برعکس است من اگر در این اوقات تلویزیون نباشم حس خوبی ندارم. من همیشه با دوستانم و نقدشان یک مشکلی دارم چون می گویم که روی تلویزیون حساسیت دارم نه اتفاقات آن.

این روزها چه موضوعی خیلی فکرت را مشغول کرده؟

- اینکه باید برای برنامه بعدی ام چه کارهایی کنم.

راستی گویا پوران درخشنده برای بازی در آخرین فیلمش به تو پیشنهاد داده بود. ماجرای نپذیرفتن آن نقش در «هیس ... دخترها فریاد نمی زنند» را برایمان بگو. چرا در این فیلم بازی نکردی؟


- یکی از فیلم هایی که خیلی روی من تاثیر گذاشت «پرنده کوچک خوشبختی» بود. خانم درخشنده را چند سال پیش در جشنواره فیلم کودک در اصفهان دیدم و من را به دفترش دعوت کرد. رفتم و فیلمنامه را خوانم و به من گفت که دوست دارم نقش نامزد دختر اصلی قصه را تو بازی کنی. سوژه فیلم برای من خیلی جذاب بود از آن جهت که جزو معدود سوژه هایی بود که خودم در تاک شوهایم نمی توانستم درباره اش حرف بزنم.

یعنی تجاوز؟


- آره. همین الان من می توانم یک لیست بلند بالا از آدم هایی که به من پیشنهاد بازی دادند برایت بگویم. مشکل من فیلم خانم درخشنده نبود. مشکل من این بود که مردم احسان علیخانی را با عنوان مجری می شناسند و نمی توانند آن بعد را از من بپذیرند.

البته این حرفت عملا توسط خیلی از همکارانت ردشده. نمونه های زیادی داریم که مهم ترینش شهاب حسینی است.

- شهاب اجرا را رها کرد و بازیگری را ادامه داد. مردم با من به عنوان مجری ارتباط برقرار کردندو شاید من را به عنوان بازیگر نپذیرند. خیلی روی این موضوع فکر کردم. من بازیگری بلد نیستم. این را هم بگویم که اتفاقا پیشنهادهای خیلی خوبی هم داشتم. از آن پیشنهادها که خیلی ها حاضرند برایش هر کاری کنند. هم رل یک بود و هم فیلمنامه عالی داشت اما نپذیرفتم. شاید خیلی از دوستان مجری من بتوانند هم زمان هر دو کار را تجربه کنند اما من بلد نیستم. درباره «هیس ...» هم من آن زمان یک جراحی داشتم و بعد از آن خانم درخشنده نتوانستند من را پیدا کنند و گویا تصور کرده بودند که من به خاطر طرفدارانم این پیشنهاد را نپذیرفته ام.

کارگردانی فیلم و سریال را چطور؟ تجربه می کنی؟


- آره به کارگردانی بیشتر تمایل دارم. من سال ها دستیار کارگردانی کرده ام و قطعا روزی آن را تجربه می کنم. من خیلی پیشنهادهای کاری متفاوتی داشتم که به خاطر آنکه تخصصی در آن نداشتم رد کردم. مثلا چندتا از دوستانم اصرار داشتندکه من سردبیر مجله شان شوم ولی خب من این کار را بلد نیستم و رد کردم. شاید خیلی موقعیت خوبی باشد اما من توانایی آن را ندارم.


خب برسیم به بحث شیرین دستمزد که سعی کردی از جواب دادنش فرار کنی. ما شنیدیم که پولخوبی برای هر اجرا می گیری، درسته؟

- ببین بگذار صادقانه بگویم من کم کارم اما گران فروشم. هیچ کسی این را نمی گوید اما من با شهامت این را می گویم. جاهایی رفتم که فکر نمی کنم کسی پایش را آنجا بگذارد. من با جاهایی ارتباط برقرار می کنم که برای من کاملا احساس وظیفه است. البته این را هم بگویم که اگر بتوانم و وقت کنم اما اگر من را برای یک مراسمی مثل افتتاحیه کارخانه ای دعوت کنند نمی روم. من خیریه، دانشگاه و سالگرد شهدا می روم و هیچ وقت هم حرف پول را با این آدم ها نمی زنم چون آنها گردن من حق دارند. ولی وقتی فلان بانک میخواهد مراسم قرعه کشی بگذارد چرا باید رایگان یا ارزان بروم؟ مگر بانک چه حقی گردن من دارد؟

یعنی اگر به هر دلیلی مدتی نتوانی در تلویزیون باشی آن وقت حاضر نیستی در مراسم افتتاحیه کارخانه و قرعه کشی بانک اجرا کنی و پول خیلی خوبی بگیری؟


- نه؛ باور کن اگر همین الان به من بگویند نیا نمی روم و کار دیگری می کنم. در اینکه من بچه تلویزیونم شکی نیست. وقتی در تلویزیون نباشم حالم بد است چون در آنجا بزرگ شدم. اولین روز که وارد تلویزیون شدم احساس می کردم وارد جعبه جادویی زندگی ام می شدم. فکر می کردم لای کتاب شازده کوچولو را باز کرده اندو گفتند بیا برو این تو! واقعا تلویزیون با نفوذترین رسانه است اما در این 12-10 سال من کارهای دیگری هم یاد گرفتم؛ می توانم تیزر بسازم، می توانم زندگی خوبی هم داشته باشم.

احسان علیخانی! حس می کنی الان و در این زمان مردم چقدر دوستت دارند؟


- من الان در یک پاگردی هستم که می توانم به مسیر دیگری بروم اما این مسیری که الان هستم را دوست دارم. من احساس می کنم که مردم با من ارتباط برقرار کردند. چه خوب چه بد.



کدام گروه بیشتر با تو ارتباط برقرار کردند؟

- دهه شصت و هفتاد. نسل مامان ها هم خیلی با من ارتباط برقرار کردند نمی دانم چرا؟ البته من به این موضوع افتخار می کنم. وقتی مادری درباره من حرف می زند واقعا ذوق می کنم. در کل احساس می کنم الان در خانه مردم هستم امیدوارم بیرونم نکنند! اگر کم سر می زنم به خاطر این است که حوصله سربر نشوم.

تا حالا شده که بعد از برنامه خانه بروی و مادرت از اجرای تو خوششان نیامده باشد یا بگویند چقدر حرف زدی؟

- زیاد (می خندد) مادر من خیلی اوقات به من انتقاد دارد. بعضی مواقع زنگ می زند می گوید این چی بود روی آنتن گفتی؟ در کل آدم باید به جایی برسد که بتواند برگردد و مسیرش را با افتخار نگاه کند. من یک وقتایی برمی گردم و بعضی از برنامه هایم را که نگاه می کنم عصبی می شوم. دلم می خواهد فریاد بزنم از فرط عصبانیت. من هیجان زیادی صرف کردم به خاطر بعضی از برنامه هایم و این اصلا برایم قابل قبول نیست.

بهترین اتفاق و چهره های 91 را در حوزه های موسیقی، سینما، ورزش از نظرت چه رویدادها و چه کسانی بودند.


- در حوزه موسیقی که من واقعا اتفاق دندان گیری ندیدم. سینما هم (فکر می کند) من اصلا در سال 91 سینما نرفتم. چه عجیب! تئاتر هم زیاد ندیدم که بتوانم حرف بزنم. سال 91 چهره المپیکی و پارالمپیکی ها بود. محمد خالوندی چوپان بوده و رفته لندن قهرمان پارالمپیک شده است. این آدم چهره نیست؟ از نظر من چهره برتر سال است. در المپیک هم به نظرم احسان حدادی واقعا چهره سال 91 بود.

پرسپولیس؟


- نپرس! واقعا سال بدی بود. پرسپولیس واقعا دارد هوادارانش را اذیت می کند. اگر پرسپولیس قهرمان جام حذفی نشود هوادارانش اذیت می شوند. نمی دانم چرا این تیم اینقدر آزاردهنده شده!

فکر می کنی دلیل اصلی این همه افول پرسپولیس چیست؟


- در اینکه این تیم محبوبترین تیم کشور و آسیاست شکی نیست. من احساس می کنم در و تخته جور نمی شود. هزینه می شود، مربی خوبی است، بازیکن خوب است اما باز هم نمی شود که نمی شود! اتفاقی که به نظرم در استقلال دارد بهتر می افتد. آهان! یعنی یکی از منفورترین چهره های سال 91 به نظر من ژوزه بود. من نمی فهمم این آدم با چه رویی رفته از پرسپولیس شکایت کرده؟!

بازیکن محبوبیت در پرسپولیس کیست؟


- بازیکن محبوب کل زندگی ام علی کریمی است.

سوال آخرم این است که از کسی در زندگی شخصی ات متنفر هستی؟


- از تعدادی آدم ناراحت هستم اما از کسی متنفر نیستم. من از دنیا متنفرم که بزرگترین لذتش این است که آدم ها را به جان هم بندازد!




نوع مطلب : فرهنگ و هنر، شخصیت ها، 
برچسب ها : احسان علیخانی، مجری، زندگی، چهره،
لینک های مرتبط :


راز خوش اندام ماندن مجری امریکن آیدل


رایان سیکرست ، مجری مشهور برنامه امریکن آیدل فاش کرد که چگونه انگیزه لازم برای لاغر شدن و خوش اندام باقی ماندن را در خود حفظ می کند .

این مجری مشهور آمریکایی قبلا" خیلی چاق بود و به همین دلیل دو شلوار جین بسیار بزرگ قدیمی خود را همیشه در کمد لباسش نگه می دارد تا با دیدن آنها به یاد روزهایی که خیلی چاق بود بیفتد و انگیزه کافی برای رعایت رژیم غذایی و ورزش کردن را پیدا کند.


او گفت:« قدیمی ترین لباسهایی که من در کمدم دارم ، شلوار جین هایی هستند که من در زمان چاق بودنم می پوشیدم . من هرگز آنها را دور نمی اندازم زیرا برای من الهام بخش هستند و آن روزها را به یاد من می اندازند.»

مترجم: فرشته مشاور





نوع مطلب : مد و زیبایی، تغذیه، لاغری، 
برچسب ها : راز، خوش اندام، اندام، مجری امریکن آیدل، امریکن آیدل، مجری، مانکن،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic