دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان


شادی های خیابانی و اثرش بر اعصاب ایرانی ها


- قبل از ورود به بحث شادی های خیابانی باید ببینیم شادی چیست؟


شادی و شادمانی بُعد هیجان و عاطفی سلامت روان است. به عبارت دیگر سلامت روان بدون شادی میسر نمی شود. این شادی چیست و چگونه به دست می آید از جمله سوالات کلیدی برای انسان و جامعه است. فلاسفه و متفکران دینی شادمانی را به خوب زندگی کردن ربط می دهند.

در مورد این که زندگی خوب چیست دیدگاه ها متفاوت است و معیارهای افراد برای زندگی خوب گوناگون. روان شناسان به خصوص روان شناسان مثبت گرا در این مورد حرف های زیادیدارند. داشتن احساسات مثبت و تقویت آن را در نظر دارند. همه ما می خواهیم شادمان باشیم، ولی چگونه؟ افراد همیشه خوشحال نیستند. بعضی روزها خوشحال و در روزهای دیگر غمگین هستند. زندگی فراز و فرود دارد و همه این احساسات برای بشر لازم است و باعث رشد انسان می شود.

اثرات شادی های خیابانی بر روح و روان

نشان دادن احساسات مثبت و شادمانی به صورت های مختلف صورت می گیرد یا این کار به صورت خود انگیخته و ناگهانی و بدون برنامه صورت می گیرد و یا در چارچوب برنامه های از پیش تعیین شده تجلی می یابد. مطمئنا در فرهنگ هر جامعه ای جایگاهی برای شادمانی وجود دارد و فرهنگ ها پتانسیل لازم برای بروز شادمانی را در فرد دارد. فرهنگ ما خصوصا در این مورد غنی است و خوشبختانه ضعفی وجود ندارد و روش های بروز هیجان به شکل انفرادی و گروهی صورت می گیرد.

وقایع خوشایند، شادمانی به همراه دارد و در سطح محلی و ملی منجر به شادمانی های خیابانی می شود. مگر می توان شاد بود و کاری انجام نداد؟ بنابراین شادمانی های خیابانی شکلی از شادمانی به صورت دسته جمعی است. که به صورت خود انگیخته و یا برنامه ریزی صورت می گیرد. معمولا در ایران برای مسابقات فوتبال و اخیرا برای انتخابات و برنده شدن یک کاندیدا مردم شادی خود را در خیابان ها نشان دادند.

این شادمانی ها چه اثراتی در روح و روان مردم می گذارد؟

- هر نوع شادی موجبات افزایش سلامت روان را فراهم می آورد. زیرا شادی از مولفه های سلامت روان در بعد احساسی است. به همین دلیل مردم سعی دارند برای کسب شادی به لوازم و اسباب مختلف متوسل شوند. به دنبال پول هستند تا شاد شوند. پول خرج می کنند تا شاد شوند. پول خود را می بخشند تا شاد شوند. مطمئنا پول شادی به ارمغان نمی آورد و آن را با پول نمی توان خرید. ضمنا مردم را نمی توان مجبور به شاد بودن کرد. شادمانی پدیده ای حاضر و آسان برای تجربه کردن نیست.

شادمانی بر موفقیت افراد اثر دارد و البته شادمانی را می توان آموخت.



چگوه می توان شادی خیابانی خلق کرد؟

- چرا می خواهیم شادی خیابانی خلق کنیم؟ برخی کشورها به مناسبت های مختلف کارتاوال، فستیوال و برنامه های خیابانی را تدارک می بینند و برگزار می کنند تا مردم را شاد نمایند. شادی خیابانی یک نوع پارتی خیابانی است. خیابان ها مسدود می شود، عبور و مرور وسایل نقلیه متوقف می شود و مردم به راحتی در خیابان ها گرد هم جمع می شوند و حرکت می کنند. در انگلستان به مناسبت های مختلف به خصوص جشن های سلطنتی مراسم خیابانی برگزار می شود و میلیون ها نفر در آن شرکت می کنند و یکی از پرجاذبه ترین وقایع است.

آیا شادی های خیابانی عوارض خاصی هم دارند؟ این عوارض کدامند؟


- مطمئنا اگر برنامه ریزی و به ابعاد مختلف آن توجه نشود، ممکن است عواقبی به دنبال داشته باشد. جمع شدن افراد ممکن است به دیگران و به اموال دولتی صدمه بزند، خیابان ها کثیف شود، پیش بینی تمهیدات کار می تواند در موفقیت آن کمک کند.

اگر ملتی شادی جمعی خیابانی نداشته باشد، چه می شود؟


- دولت ها معمولا اهمیت این موضوع را می دانستندو برای شادمان کردن مردم برنامه دارند و بودجه در نظر می گیرند. آنها می خواهند کودکان، افراد، خانواده، مدرسه، محله و جامعه شاد داشته باشند. بالا بردن میزان شادی مردم موجبات غرور این ملت ها را فراهم می آورد و دولت هایی مانند دولت ژاپن برای این کار بودجه دارند.



آیا شادی خیابانی می تواند محلی باشد؟

- مطمئنا می تواند محلی و منطقه ای باشد. به عبارت دیگر افراد یک محله می توانند برنامه ای برای بروز شادمانی داشته باشندکه در این مورد شهرداری ها نقش مهمی ایفا می کنند. اگر افراد یا یک محله و جامعه ای شادمان باشد، چاره ای جز نشان دادن شادمانی از طریق بروز آن به صورت دسته جمعی در مکان های عمومی ندارد. درک این موضوع توسط مسوولان بسیار مهم است.

چگونه می توان شاد بود؟

- شادی دلایل مختلفی دارد. عوامل درونی و بیرونی در ایجاد آن موثرند. کسب مال (تا حدودی)، بخشیدن مال، کمک به دیگران، مراقبت از خود، ورزرش کردن، یادگیری و هدف داشتن موجبات شادی افراد را فراهم می کنند.

مطمئنا هر فرد و جامعه ای کمابیش شادی را تجربه می کند. شاید باید گفت که وظیفه اولیه دولت ها این است که جلوی شادمانی را نگیرند، نگران آن نباشند و ایمان داشته باشند که یک ملت زمانی ملت تلقی می شود که شادی ها و غم های مشترک داشته باشد و بتوانند به صورت جمعی در چنین مواقعی احساسات خود را بروز دهند.

فرهنگ ما پتانسیل شاد بودن را دارد. این طور نیست که شادی را نظام خلق کند. دنیای غرب با وجود این همه پیشرفت تکنولوژی و ثروتمند شدن لزوما شادتر نیست. دولت ها اقداماتی را انجام می دهندن که در شناخت و بروز شادی به مردم کمک کنند. در دنیا کلوپ هایی برای شادمانی درست شده است. سمینارهایی برگزار می شود، روز 20 مارس آخرین روز اسفند ماه روز جهانی شادمانی نام گرفته است، لذا نظام ها می بایست حساسیت بیشتری به این موضوع داشته باشند. دولت ایران نیز هر چه زودتر باید گام هایی برای به رسمیت شناختن شادی های خیابانی بردارد و با برگزاری نشست ها و همایش ها با نیازهای مردم آشنا شود و تسهیلاتی در نحوه بروز آن به وجود آورد.

اثرات شادی های خیابانی بر روح و روان

برخی نظام ها و دولت های شادمانی مردم را اندازه گیری می کنند و بر این اساس جایگاه خود را در دنیا مشخص می کنند و گاه به آن می بالند. آنها کشورهایی هستند که برنامه های جامعی برای افزایش شادمانی، رضایت از زندگی و سلامت روان دارند. دولت ها متوجه شده اند که در کنار هر نوع برنامه ریزی اقتصادی، فرهنگی و آموزشی به شادمانی مردم نیز توجه و برنامه ریزی کنند. بر این اساس جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به مبانی عقیدتی و فرهنگی باید به این امر بها دهد و توجه کند.

آیا در جامعه ما شادی خیابانی داریم؟


- بله،جمعیتی که به دنبال ماشین عروس بوق می زنند و در مسیر خود در محلی بساط شادمانی برگزار می کنند، از جمله انواع شادی های خیابانی است. طرفداران یک تیم فوتبال پس از پیروزی تیم خود به شادی و پایکوبی در خیابان ها می پردازند. اخیرا در انتخابات ریاست جمهوری شادی خیابانی به صورت میلیونی و گسترده بروز یافت. طرفداران یک کاندیدا در اقصی نقاط کشور به جشن و سرور پرداختند. شیوه بروز احساسات مثبت ایرانیان نیز جالب و قابل تامل است.

حرکت در خیابان ها با ماشین های شخصی در حالی که چراغ های آن روشن نگاه داشته شده و بوق می زنند ترافیکی ایجاد می کنند که در آن گاه پیاده شده و به رقص و پایکوبی می پردازند.




نوع مطلب : جالب و دیدنی، اجتماعی، 
برچسب ها : شادی های خیابانی، شادی خیابانی، اعصاب ایرانی ها، اعصاب، اعصبانیت، عصبانیت، شادی،
لینک های مرتبط :
 دست خودتان نیست، گاهی بی‌آنکه بخواهید، اوضاع از دست‌تان خارج می شود. منظورمان زمانی است که اتفاقی باعث عصبانیت شما می‌شود و حرف یا رفتاری را نشان می‌دهید که بعدها از گفتن یا انجام‌ آن پشیمان می‌شوید یا گاهی آنقدر غمگین می‌شوید که حتی می‌خواهید از همسرتان فاصله بگیرید، اما در آن لحظه انگار کسی دکمه‌ای را در وجودتان فشار داده تا عصبانی، آشفته، ناراحت یا مضطرب شوید. حتما می‌پرسید چطور می‌توان چنین دکمه را غیرفعال کرد. اجازه دهید برای شروع 9 قدم مفید را برای  9 روز به شما معرفی کنم. این قدم‌ها کمک می‌کنند تا تحت تاثیر ناگهانی موقعیت‌ها قرار نگیرید. هریك از این گام‌ها بر عقایدی مبتنی هستند كه در كتاب «هوشیاری: برنامه‌ای 8 هفته‌ای برای دستیابی به صلح در دنیایی جنون‌آمیز»  نوشته مارك ویلیامز و دنی پنمان مطرح شده‌اند.

روز اول

شکلات بخورید

در نگاه اول، این خوراكی‌های خوشمزه غیر قابل مقاومت به نظر می‌رسند، اما پس از مدتی دیگر اصلا توجهی به آنها نمی‌كنیم. وقتی بدون فكر اقدام به خوردن می‌كنیم، مزه‌ها و بوهای فوق‌العاده‌ای را از دست می‌دهیم. به عنوان مثال، یك قطعه شكلات بیش از110 طعم مختلف دارد. به طور معمول چند طعم از آنها را چشیده‌ایم؟ برقراری ارتباط مجدد با حس‌هایتان، قلب هوشیاری به شمار می‌رود. پس چرا این تمرین شكلات خوردن هوشیارانه را امتحان نکنید تا به شما كمك كند یاد بگیرید دوباره از غذاهای‌تان لذت ببرید؟

روز دوم


به پیاده‌روی كوتاهی بروید

 یك پیاده‌روی خوب می‌تواند اعصاب متشنج شما را تسكین دهد. پس چرا امروز به یك پیاده روی 5 تا ۱0 دقیقه‌ای نمی‌روید؟ لازم نیست به جای خاصی بروید یا عجله کنید. هدف فقط این است كه تا حد ممكن هوشیار باشید، همینطور كه پاهای‌تان بر زمین فرود می‌آیند آگاهانه بر آنها تمرکز كنید و حركت سیال تمام عضلات و تاندون‌های پاهای‌تان را احساس كرده و به همه مناظر، صداها و بوها توجه كنید. ممكن است رنگ قرمز توت‌ها را روی درختان و بوته‌ها ببینید. ببینید آیا می‌توانید نسبت به تمامی حس‌های‌تان باز و پذیرا باشید: بوی رطوبت برگ‌های بهاری را استشمام كنید،قطرات باران را روی سرتان احساس كنید و نسیم را روی صورت‌تان ببینید چطور نور و سایه به شكلی غیرمنتظره جایگزین یكدیگر می‌شوند. 



روز سوم

تمرین 3دقیقه‌ای تنفس انجام دهید

ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر می‌کند. هنگامی كه خشمگین، خسته، مضطرب یا تحت استرس هستیم یادآوری اینكه چرا باید آرامش خود را حفظ كنیم بسیار دشوار است. در چنین مواقعی احساس می‌كنیم انگار تمام زمین و زمان تنها برای آزار دادن‌مان خلق شده‌اند.

در این تمرین در یک محیط آرام در حالتی که راحت هستید می‌نشینید. چشمان‌تان را بسته یا اگر می‌خواهید نیمه بسته نگاه داشته و به گذر آرام و بی‌صدای نفس از بینی به سینه سپس به شکم و راه برگشت آن توجه می‌کنید. در این تمرین مطمئنا افکار مختلف توجه شما را از نفس منحرف می‌سازد. اشکالی ندارد! طبیعی است که افکار دائما در ذهن ظاهر شوند فقط کافی است که هردفعه مهربان‌تر از دفعه قبل به نفس‌تان فکر کنید. ذهن تنها کودک بازیگوشی است که نیاز به کمک دارد.

روز چهارم

 كار لذت‌بخشی انجام دهید

هر روز در زندگی‌مان خستگی، استرس و غم به سادگی می‌توانند بر ما غلبه كنند. ممكن است حالت «بی‌لذتی» را تجربه كنید یعنی نمی‌توانید از زندگی لذت ببرید. یعنی چیزهایی كه قبلا از آنها لذت می‌بردید اینك برای‌تان بی‌تفاوت هستند. می‌توانید با انتخاب یك یا 2 مورد از موارد زیر شروع كنید (یا شاید موارد دیگری به ذهن خودتان برسد). با بدن‌تان مهربان باشید، دوش آب گرم بگیرید، چرت بزنید، بدون اینكه احساس گناه كنید غذای مورد علاقه‌تان را بخورید و نوشیدنی مورد علاقه‌تان را بنوشید. كاری را انجام دهید كه از انجامش لذت می‌برید. به ملاقات دوستی بروید یا به او تلفن كنید‌ (به ویژه اگر مدتی است با او ارتباط نداشته‌اید)، هر آنچه را لازم دارید جمع كنید تا بتوانید به سرگرمی مورد علاقه‌تان بپردازید، كمی ورزش كنید، كیك بپزید، مطلبی بخوانید كه برایتان لذت‌بخش است، به موسیقی‌ای گوش دهید كه مدتی است نشنیده‌اید.

به این جمله هم فکر کنید: چقدر خوشحال می‌شوید اگر تمام آنچه را که هم اکنون از آن شماست از دست بدهید و سپس دوباره به شما داده شود؟



روز پنجم

تمرین هوشیاری نسبت به صداها و افكار را انجام دهید

 این تمرین به خوبی می‌تواند به ما نشان دهد كه چگونه افكاری در ذهن پدیدار می‌شوند كه به سادگی می توانند ما را درگیر خود کند. به محض اینكه این موضوع را در عمق قلب خود تشخیص دهید، بسیاری از استرس‌ها و مشكلات‌تان در مقابل چشمان‌تان ناپدید خواهند شد. این تمرین شباهت‌های میان صداها و افكار را آشكار می‌سازد. گرچه انگار ما هیچ كنترلی بر پیدا شدن آنچه پیرامون‌مان می گذرد نداریم، اما به سادگی آنها می‌توانند عواطف نیرومندی را در ما برانگیزند كه با خودمان حمل‌شان می‌كنیم و ما را شكننده و شكست خورده رها می‌كنند. صدای کامیون‌ها، صدای رعد و برق، صدای پرندگان، صدای راه رفتن شما بر چمن‌ها، صدای همسرتان و صدای قلب‌تان و حتی صدای افکارتان.

روز ششم

زنگ هوشیاری برای خودتان تنظیم كنید

چند فعالیت معمولی از قبیل فعالیت‌های زیر را از بین فعالیت‌های زندگی روزمره‌تان انتخاب كرده و آنها را به عنوان «زنگ هوشیاری» تعیین كنید.

- آماده‌كردن غذا: غذا فرصت‌های بسیاری را برای هوشیارتر بودن در اختیار شما قرار می‌دهد. اگر در حال آماده‌كردن غذا هستید، توجه هوشیارانه‌ای به آنچه انجام می‌دهید معطوف كنید.

- شستن ظرف‌ها: این كار فرصت فوق‌العاده‌ای برای كشف حس‌های بدنی است. اگر معمولا از ماشین ظرفشویی استفاده می‌كنید، برای تنوع هم كه شده ظرف‌ها را با دست بشویید. به جنس ظرف‌ها، دمای آب، بوی مایع ظرفشویی و ... توجه كنید.

-گوش‌دادن به همسرتان: خیلی راحت است كه به سمت همان گفت‌وگوهای قدیمی بروید اما این بار اجازه دهید صدای همسرتان به عنوان یك«زنگ» باشد و علامتی كه به شما كمك كند به آنچه می‌گوید توجه كامل كنید. قبل از هر پاسخی اول حرف‌های او را با تمام احساسات همراه آن کامل بشنوید.



روز هفتم

 قدردانی 10 انگشتی

برای اینكه به ارزش مثبت چیزهای كوچكی كه در زندگی دارید بازگردید، می‌توانید تمرین قدردانی را انجام دهید. در این تمرین 10 چیزی را كه از داشتن‌شان قدردان هستید به یاد آورده و با انگشت آنها را بشمارید. مهم است كه 10 چیز را به خاطر بیاورید، حتی اگر پس از 3 یا 4 مورد ادامه كار برایتان بسیار دشوار شود. این تمرین برای همین طراحی شده است (آگاه‌شدن تعمدی از عناصر كوچك و نادیده گرفته شده زندگی روزمره).

روز هشتم

در صف چه حالتی دارید

گاهی زندگی شبیه یك صف بسیار طولانی به نظر می‌رسد. حس می‌كنید دل‌تان می‌خواهد فریاد بزنید «پس چرا جلو نمی‌روید‌!»  در این شرایط می‌توانید «تمرین صف شدیدا ناكام‌كننده» را انجام دهید.وقتی در صفی هستید ببینید آیا می‌توانید زمانی كه چیزی مانع جلوتر رفتن شما می‌شود، از واكنش خود آگاه شوید. شاید «اشتباهی» در این صف ایستاده‌اید، و مدام ذهن‌تان درگیر این است كه بهتر است سراغ صف دیگری بروید كه كوتاه‌تر است؟ یك لحظه صبر كنید و از خودتان بپرسید:

• در ذهنم چه می‌گذرد؟
 • در بدنم چه حس‌هایی دارم؟
 • از چه عواطف و تكانه‌هایی در خودم آگاهم؟

هوشیاری این را می‌پذیرد كه برخی تجارب ناخوشایند هستند اما به شما كمك می‌كند 2 بخش عمده رنج را از هم جدا كنید؛رنج اولیه همان علت اضطراب ابتدایی است، مثل احساس ناكامی از اینكه در صفی طولانی ایستاده‌اید. می‌توانید بفهمید كه این كارخوشایند نیست؛ دوست نداشتن این تجربه اشكالی ندارد. رنج ثانویه تمام تلاطم هیجانی‌ای است كه به دنبال آن رخ می‌دهد، مثل خشم و ناكامی و هر فكر و احساسی كه به دنبال آن بیدار می‌شود. ببینید آیا می‌توانید اینها را نیز به وضوح در خودتان تشخیص دهید. 


روز نهم

زندگی‌تان را احیا كنید

به زمانی در زندگی‌تان فكر كنید كه همه‌چیز كمتر از حالا جنون‌آمیز بود؛ پیش از اینكه یك تراژدی یا افزایش حجم كاری‌تان تمام وجودتان را تحت سیطره خود بگیرد یا شاید زمانی نزدیك‌تر از اینها: قبل از سال تحویل یا تعطیلات تابستان. سعی كنید تا جایی كه می‌توانید با جزئیات تمام فعالیت‌هایی را كه در آن زمان انجام می‌دادید، به یاد بیاورید. اینها ممكن است كارهایی باشند كه به تنهایی انجام‌شان می‌دادید‌؛ خواندن مجله مورد علاقه‌تان یا گوش‌دادن به آهنگ مورد علاقه‌تان، پیاده‌روی یا دوچرخه‌سواری(همراه با دوستان یا خانواده‌تان‌) انجام بازی‌هایی نظیر شطرنج تا رفتن به تئاتر یكی از این فعالیت‌ها را انتخاب و برنامه‌ریزی كنید كه امروز یا همین آخر هفته انجامش دهید. ممكن است انجام آن 5 دقیقه تا 5 ساعت زمان نیاز داشته باشد، با اهمیت یا بی‌اهمیت باشد یا همراه با دیگران انجام شود یا به تنهایی انجامش دهید. صبر نكنید تا اینكه دل‌تان بخواهد این كار را انجام دهید؛ فقط انجامش دهید و ببینید چه که می‌شود. وقتش رسیده كه زندگی‌تان را دوباره از نو زنده كنید!




نوع مطلب : خانه و خانواده، مهارت های زندگی، 
برچسب ها : عصبانیت، خاموش،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic