دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان


شادی های خیابانی و اثرش بر اعصاب ایرانی ها


- قبل از ورود به بحث شادی های خیابانی باید ببینیم شادی چیست؟


شادی و شادمانی بُعد هیجان و عاطفی سلامت روان است. به عبارت دیگر سلامت روان بدون شادی میسر نمی شود. این شادی چیست و چگونه به دست می آید از جمله سوالات کلیدی برای انسان و جامعه است. فلاسفه و متفکران دینی شادمانی را به خوب زندگی کردن ربط می دهند.

در مورد این که زندگی خوب چیست دیدگاه ها متفاوت است و معیارهای افراد برای زندگی خوب گوناگون. روان شناسان به خصوص روان شناسان مثبت گرا در این مورد حرف های زیادیدارند. داشتن احساسات مثبت و تقویت آن را در نظر دارند. همه ما می خواهیم شادمان باشیم، ولی چگونه؟ افراد همیشه خوشحال نیستند. بعضی روزها خوشحال و در روزهای دیگر غمگین هستند. زندگی فراز و فرود دارد و همه این احساسات برای بشر لازم است و باعث رشد انسان می شود.

اثرات شادی های خیابانی بر روح و روان

نشان دادن احساسات مثبت و شادمانی به صورت های مختلف صورت می گیرد یا این کار به صورت خود انگیخته و ناگهانی و بدون برنامه صورت می گیرد و یا در چارچوب برنامه های از پیش تعیین شده تجلی می یابد. مطمئنا در فرهنگ هر جامعه ای جایگاهی برای شادمانی وجود دارد و فرهنگ ها پتانسیل لازم برای بروز شادمانی را در فرد دارد. فرهنگ ما خصوصا در این مورد غنی است و خوشبختانه ضعفی وجود ندارد و روش های بروز هیجان به شکل انفرادی و گروهی صورت می گیرد.

وقایع خوشایند، شادمانی به همراه دارد و در سطح محلی و ملی منجر به شادمانی های خیابانی می شود. مگر می توان شاد بود و کاری انجام نداد؟ بنابراین شادمانی های خیابانی شکلی از شادمانی به صورت دسته جمعی است. که به صورت خود انگیخته و یا برنامه ریزی صورت می گیرد. معمولا در ایران برای مسابقات فوتبال و اخیرا برای انتخابات و برنده شدن یک کاندیدا مردم شادی خود را در خیابان ها نشان دادند.

این شادمانی ها چه اثراتی در روح و روان مردم می گذارد؟

- هر نوع شادی موجبات افزایش سلامت روان را فراهم می آورد. زیرا شادی از مولفه های سلامت روان در بعد احساسی است. به همین دلیل مردم سعی دارند برای کسب شادی به لوازم و اسباب مختلف متوسل شوند. به دنبال پول هستند تا شاد شوند. پول خرج می کنند تا شاد شوند. پول خود را می بخشند تا شاد شوند. مطمئنا پول شادی به ارمغان نمی آورد و آن را با پول نمی توان خرید. ضمنا مردم را نمی توان مجبور به شاد بودن کرد. شادمانی پدیده ای حاضر و آسان برای تجربه کردن نیست.

شادمانی بر موفقیت افراد اثر دارد و البته شادمانی را می توان آموخت.



چگوه می توان شادی خیابانی خلق کرد؟

- چرا می خواهیم شادی خیابانی خلق کنیم؟ برخی کشورها به مناسبت های مختلف کارتاوال، فستیوال و برنامه های خیابانی را تدارک می بینند و برگزار می کنند تا مردم را شاد نمایند. شادی خیابانی یک نوع پارتی خیابانی است. خیابان ها مسدود می شود، عبور و مرور وسایل نقلیه متوقف می شود و مردم به راحتی در خیابان ها گرد هم جمع می شوند و حرکت می کنند. در انگلستان به مناسبت های مختلف به خصوص جشن های سلطنتی مراسم خیابانی برگزار می شود و میلیون ها نفر در آن شرکت می کنند و یکی از پرجاذبه ترین وقایع است.

آیا شادی های خیابانی عوارض خاصی هم دارند؟ این عوارض کدامند؟


- مطمئنا اگر برنامه ریزی و به ابعاد مختلف آن توجه نشود، ممکن است عواقبی به دنبال داشته باشد. جمع شدن افراد ممکن است به دیگران و به اموال دولتی صدمه بزند، خیابان ها کثیف شود، پیش بینی تمهیدات کار می تواند در موفقیت آن کمک کند.

اگر ملتی شادی جمعی خیابانی نداشته باشد، چه می شود؟


- دولت ها معمولا اهمیت این موضوع را می دانستندو برای شادمان کردن مردم برنامه دارند و بودجه در نظر می گیرند. آنها می خواهند کودکان، افراد، خانواده، مدرسه، محله و جامعه شاد داشته باشند. بالا بردن میزان شادی مردم موجبات غرور این ملت ها را فراهم می آورد و دولت هایی مانند دولت ژاپن برای این کار بودجه دارند.



آیا شادی خیابانی می تواند محلی باشد؟

- مطمئنا می تواند محلی و منطقه ای باشد. به عبارت دیگر افراد یک محله می توانند برنامه ای برای بروز شادمانی داشته باشندکه در این مورد شهرداری ها نقش مهمی ایفا می کنند. اگر افراد یا یک محله و جامعه ای شادمان باشد، چاره ای جز نشان دادن شادمانی از طریق بروز آن به صورت دسته جمعی در مکان های عمومی ندارد. درک این موضوع توسط مسوولان بسیار مهم است.

چگونه می توان شاد بود؟

- شادی دلایل مختلفی دارد. عوامل درونی و بیرونی در ایجاد آن موثرند. کسب مال (تا حدودی)، بخشیدن مال، کمک به دیگران، مراقبت از خود، ورزرش کردن، یادگیری و هدف داشتن موجبات شادی افراد را فراهم می کنند.

مطمئنا هر فرد و جامعه ای کمابیش شادی را تجربه می کند. شاید باید گفت که وظیفه اولیه دولت ها این است که جلوی شادمانی را نگیرند، نگران آن نباشند و ایمان داشته باشند که یک ملت زمانی ملت تلقی می شود که شادی ها و غم های مشترک داشته باشد و بتوانند به صورت جمعی در چنین مواقعی احساسات خود را بروز دهند.

فرهنگ ما پتانسیل شاد بودن را دارد. این طور نیست که شادی را نظام خلق کند. دنیای غرب با وجود این همه پیشرفت تکنولوژی و ثروتمند شدن لزوما شادتر نیست. دولت ها اقداماتی را انجام می دهندن که در شناخت و بروز شادی به مردم کمک کنند. در دنیا کلوپ هایی برای شادمانی درست شده است. سمینارهایی برگزار می شود، روز 20 مارس آخرین روز اسفند ماه روز جهانی شادمانی نام گرفته است، لذا نظام ها می بایست حساسیت بیشتری به این موضوع داشته باشند. دولت ایران نیز هر چه زودتر باید گام هایی برای به رسمیت شناختن شادی های خیابانی بردارد و با برگزاری نشست ها و همایش ها با نیازهای مردم آشنا شود و تسهیلاتی در نحوه بروز آن به وجود آورد.

اثرات شادی های خیابانی بر روح و روان

برخی نظام ها و دولت های شادمانی مردم را اندازه گیری می کنند و بر این اساس جایگاه خود را در دنیا مشخص می کنند و گاه به آن می بالند. آنها کشورهایی هستند که برنامه های جامعی برای افزایش شادمانی، رضایت از زندگی و سلامت روان دارند. دولت ها متوجه شده اند که در کنار هر نوع برنامه ریزی اقتصادی، فرهنگی و آموزشی به شادمانی مردم نیز توجه و برنامه ریزی کنند. بر این اساس جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به مبانی عقیدتی و فرهنگی باید به این امر بها دهد و توجه کند.

آیا در جامعه ما شادی خیابانی داریم؟


- بله،جمعیتی که به دنبال ماشین عروس بوق می زنند و در مسیر خود در محلی بساط شادمانی برگزار می کنند، از جمله انواع شادی های خیابانی است. طرفداران یک تیم فوتبال پس از پیروزی تیم خود به شادی و پایکوبی در خیابان ها می پردازند. اخیرا در انتخابات ریاست جمهوری شادی خیابانی به صورت میلیونی و گسترده بروز یافت. طرفداران یک کاندیدا در اقصی نقاط کشور به جشن و سرور پرداختند. شیوه بروز احساسات مثبت ایرانیان نیز جالب و قابل تامل است.

حرکت در خیابان ها با ماشین های شخصی در حالی که چراغ های آن روشن نگاه داشته شده و بوق می زنند ترافیکی ایجاد می کنند که در آن گاه پیاده شده و به رقص و پایکوبی می پردازند.




نوع مطلب : جالب و دیدنی، اجتماعی، 
برچسب ها : شادی های خیابانی، شادی خیابانی، اعصاب ایرانی ها، اعصاب، اعصبانیت، عصبانیت، شادی،
لینک های مرتبط :



یعنی میشود خوب و خوش زندگی کرد؟؟



زندگی خوب چگونه است؟ یک انسان چطور می تواند احساس خوشبختی کند؟ موفقیت او در گرو چیست؟ از چه چیزی لذت می برد؟ چگونه باید با دیگران رفتار کرد؟ چگونه می توان با اتفاق های ناگوار کنار آمد؟ چطور باید از افکار پوچ و بی نتیجه دست برداشت؟ چگونه می توان آزاد بود؟


پاسخ  این سوال ها در مقاله پیش رو وجود دارد.

1. بررسی زندگی، چسبیدن به زندگی، همیشه به دنبال لذت ها و تقدیر جدید بودن

این قانون جدیدی نیست. این پژواک نقل قول های فیلسوف های بزرگ یونانی است. آزمایش و وانگری زندگی بزرگ ترین هدیه طبیعت به نوع بشر است. انسان ها از همان دوران نوزادی با نگاه به اطراف در حال وارسی محیط خود هستند و تا دوران پیری نیز این روند را با مطالعه سرتیتر روزنامه ها و اخبار ادامه می دهند. دلایلی که به انسان اجازه حضور در زندگی را می دهد، تفکر، ارزیابی و کشف دنیای ناشناخته و یافتن منابع جدید خوشحالی و خوشبختی است.

2. فقط نگران مسایلی باشید که می توانید آنها را کنترل کنید، مسایلی که با انجام کارهای مشخص بتوان آن را درست کرد نه مسایلی که خارج از قدرت انسانی یا مسوولیت های شما است.

این قانون در واقع چکیده فلسفه خویشتن‌داری قدیمی است که همچنان در دنیای مدرن نیز کاربرد دارد. بسیاری از مردم به نیروهای ماورا طبیعه اعتقاد دارند و تصور می کنند همه اتفاق ها در نتیجه این نیروها هستند. اما فقط اعتقاد به نیروی برتر کافی نیست و باید در زندگی روش های مبتنی بر هوشمندی و نظم شخصی نیز داشت. کلید مقابله با سختی های زندگی این است که به دنبال یافتن و کنترل مسایلی باشیم که می توانیم آنها را مدیریت کنیم. قربانی های بلایای طبیعی، بیماری های وخیم یا تصادف شاید نتوانند دوباره همچون قبل به زندگی خود ادامه دهند اما لازم هم نیست خود را شکنجه روحی دهند. به عبارت دیگر، وقتی نمی توانیم رویدادهای زندگی خود را کنترل کنیم، در عوض می توانیم پاسخ خود به این اتفاق ها را کنترل کنیم و تا حد امکان همیشه شاد و قوی در مقابل مشکلات ظاهر شویم و ناامیدی به دل خود راه ندهیم.

3. ارزش زیاد قائل شدن برای دوستی، رابطه ای دوطرفه که هر دو طرف را خوشحال می کند. دوستی را نمی توان از سوپرمارکت خرید. باید برای رفاقت ها احترام زیادی قائل بود و برای پرورش آن از دو عنصر اعتماد و دوستی مایه گذاشت.

به گفته فیلسوفان یونانی، یکی از بارزترین ویژگی های انسان که او را از دیگر موجودات روی زمین مجزا می کند، روابط اجتماعی اوست. انسان به شدت به رابطه و دوستی با دیگران نیاز دارد. سقراط، افلاطون و ارسطو اعتقاد دارند تشکل اجتماع در میان انسان ها در نتیجه نیاز عمیق او به دوستی و محبت بوده است نه فقط پیوند و قراردادهای کاری. خداوند و حیوانات این نیاز را ندارند اما این امر در زندگی انسان لازم و حیاتی است زیرا بدون این نیاز، توان مکالمه، عشق ورزیدن، خوشبخت بودن و دوست داشتن را ندارد.

4.
تجربه لذت واقعی. از لذت های کم عمق و موقت دست بردارید. زندگی خود را ساده کنید. به دنبال لذت هایی باشید که آرامش را به زندگی شما هدیه می دهند. لذت واقعی انظباط و خویشتن‌داری است.

لذت از هر نوعی باشد، چیزی است که نوع بشرهمیشه دنبال آن بوده است. این بخشی از یک زندگی خوب و شاد است. همه لذت های دنیا شبیه هم نیستند. برخی از آنها جنبشی- کم عمق و گذرا هستند و با اتمام آن کار بلافاصله از بین می روند. اما برخی از آنها کاتاستماتیک – عمیق و ماندگار هستند و حتی پس از اتمام کار نیز همچنان ادامه دارند و این نوع لذت برای زندگی خوب لازم است. البته این فلسفه سال ها است که در دنیای ما آدم ها به اشتباه تفسیر می شود و با خوشگذارانی و عشرت طلبی اشتباه گرفته می شود.

5. ارباب خود باشید. در مقابل نیروهای بیرونی که برای شما حد و مرز تعیین می کنند، بایستید، دست از فریب دادن خود بردارید. به چیزهایی اعتقاد داشته باشید که برای شخصیت شما مفید و مناسب هستند. عناصر لازم برای آزادی فردی را فراهم کنید و برای به دست آوردن آنها مبارزه کنید. برای اینکه ارباب خود باشید باید با نیروهای ذهنی و روحی منفی مبارزه کنید.

یکی از مسایلی که از ابتدای خلقت در ذهن انسان وجود داشته، آزادی فردی او است. امروز قوانین و سیاست های مختلفی بر جوامع حاکم است و آزادی های او را تحت تاثیر قرار داده است. برخی مواقع انسان ها آزادی خود را در گرو اجرای قوانین خودساخته می دانند.

برخی از فلاسفه معتقد هستند انسان ها برای به دست آوردن آزادی اصیل و کامل باید وارد دو مرحله جنگ بشوند. نخست، مبارزه با انواع محدودیت های خارجی که ممکن است برای تفکرات و فعالیت های انسان حد و مرز تعیین کنند. دوم، مبارزه با افکار و اعتقادات درونی که مانع از اعتماد به نفس انسان می شوند. فلسفه باستانی می گوید انسان ظرفیت بسیار بالایی برای فریفتن خود دارد تا مواردی که دوست دارد را خارج از واقعیت برای خود مفید و مناسب جلوه دهد. به طور مثال، دانشجوها همیشه خود را گول می زنند که بدون مطالعه هم می توانند نمره قبولی در امتحانات خود بگیرند. در انتها نیز استاد خود را مقصر افتادن واحد درسی خود می دانند.

6. از افراط پرهیز کنید. متعادل زندگی کنید. از زیاده روی در همه چیز دوری کنید. حتی در مسایل خوب هم زیاده روی نکنید و از تعادل خارج نشوید زیرا ممکن است انتهای بد و ناراحت کننده ای داشته باشد.

این بازتاب تفکرات فلاسفه یونانی است. آنها اعتقاد ارند هیچ چیز به اندازه تعادل در زندگی مفید نیست. خشم و خشونت زیاد از حد عواقب بسیار نامطلوبی در پی دارند. دنبال کردن یک مسیر متعادل و متوازن همیشه باعث خوشحالی و خوشبختی در زندگی می شود. با افراط کردن، گاهی حتی زندگی نیز ممکن نیست و انسان سرخورده می شود.

7. فرد مسوولیت پذیری باشید. سعی کنید تا حد امکان دقیق و صادق باشید و به بهداشت روان خود بسیار توجه کنید. اشتباهات خود را به عهده بگیرید.

با خود صادق باشید و مسوولیت همه کارهای خود را به عهده بگیرید. در این زمانه برخی از مردم سعی می کنند تا برای انجام کارهای خلاف خود از زیر بار مسوولیت هایشان شانه خالی کنند. برخی از افراد نیز مسوولیت های کارهای ناخواسته خود را به عهده می گیرند. برخی از مردم اشتباه های خود را به گردن دیگران می اندازند و ادعا می کنند کنترل آن از دست آنها خارج بوده است. اما هدف از زندگی خوب این است که مسوولیت کارهای خود را به عهده بگیریم. شاید هزاران بار این جمله را شنیده باشید: «تقصیر من نبود». این یکی از رایج ترین پاسخ های انسانی به کارهای اشتباه است. اما متاسفانه این نوع بهانه ها نتایج بدی در پی دارند. افرادی که همیشه می خواهند دیگران را مقصر اشتباه های خود اعلام کنند در مسیر اشتباه حرکت می کنند و هیچ گاه رضایت مندی کامل از زندگی ندارند. آنها با این کار در واقع انسان بودن خود را زیر سوال می برند.

8.
یک ثروتمند احمق نباشید. مرفه بودن به تنهایی درمان همه دردها نیست و حتی می تواند منبع بسیاری از حماقت های خطرناک در زندگی نیز باشد. پول جزو واجبات زندگی است اما برای خوشبختی و زندگی خوب کافی نیست.

ثروت برای افراد مختلف، معانی متفاوتی دارد. برخی از افراد ثروت را در حساب بانکی پر، خانه و امکانات زیادی که با پول به دست می آیند، می بینند. برخی دیگر، ثروت را مجموعه ای از قدرت و مقام های اجتماعی می دانند. اما به طور کلی، ثروت به عقل و درایت نیز نیاز دارد: استفاده غیرمنطقی و بی فکر از دارایی و ثروت هر فردی را می توان به صورت حماقت تعریف کرد.

9. برای دیگران بد نخواهید. بدخواهی و خبیث بودن صفت بسیار بدی است و خیلی زود نیز نتیجه منفی آن به خودتان باز می گردد و زندگی خوب را تحت تاثیر خود قرار می دهد. آسیب رساندن به دیگران دو قربانی دارد: فردی که این آسیب متوجه اوست و خود قربانی کننده که در واقع همان فردی است که بدی می کند.

پیغام های متفاوتی در مورد انسان بودن و زندگی خوب در دنیا وجود دارد. به طور مثال، در برخی از مذاهب، بدی کردن به انسان ها گناه محسوب می شود و باعث از بین رفتن نیک‌بختی، بخشش، عشق و آرامش است. اما در جامعه کنونی ما بیشتر مردم تمایل به دفاع از حقوق شخصی خود را دارند و برای دیگران ارزش چندانی قائل نیستند. به همین دلیل، چندان عجیب نیست مردم برای منافع خود حق دیگران را ضایع کنند یا به آنها ضربه بزنند.

10. مهربانی کردن به دیگران نتیجه بسیار خوبی دارد. مهربانی به دیگران عادت خوبی است که به زندگی بهتر کمک شایانی می کند. کمک کردن به دیگران معامله دو سر بُرد است. هر دو طرف از این اتفاق – کمک دهنده و کمک کننده - سود می برند.

تقریبا همه مذهب های دنیا روی مهربانی به دیگران تاکید بسیار دارند. مهربانی نوعی سرمایه گذاری برای آینده است. آنچه از فلسفه های قدیمی و آموزه های دینی بر می آید، مهربانی و کمک به دیگران برای هر دو طرف مفید است، نه اینکه فقط آنها را وارد بهشت کند بلکه باعث می شود تا نتیجه مثبت آن را در همین زندگی نیز ببینند. ¬اسوپ‌ (نویسنده‌ى افسانه‌اى یونان‌ كه‌ حكایات‌ زیادى را به‌ او نسبت‌ داده‌اند) نیز داستان های اموزنده جالبی در مورد کمک و مهربانی به دیگرا دارد. به طور مثال باید به داستان موشی اشاره کرد که برای آزادسازی شیر بزرگ، طناب تور را پاره کرد.




نوع مطلب : اجتماعی، خانه و خانواده، راه زندگی، 
برچسب ها : شادی، نشاط، زندگی موفق، رمز شادی، خانواده، خانواده شاد،
لینک های مرتبط :



«روز جهانی خنده» فقط بخندید!


در «روز جهانی خنده» فقط بخندید!



«روز جهانی خنده» که نخستین بار در سال ۱۹۸۸ میلادی به تصویب رسید، هر سال در اولین یکشنبه ماه مه طی مراسمی در سراسر دنیا جشن گرفته می شود.

یونانیان قدیم خنده را موهبتی الهی می دانستند و ارسطو معتقد بود که در میان همه موجودات، تنها انسان است که می تواند بخندد.

«مادان کاتاریا»، پزشک هندی در سال ۱۹۸۸ میلادی روز جهانی خنده را به تصویب رساند و در همان سال بود که تنها در شهر «بمبئی» هند، ۱۰ هزار نفر به این مناسبت گردهم آمدند و مراسم شادی بخش این روز را برگزار کردند.

همه ساله در نخستین یکشنبه در ماه مه، مراسم شادی آفرین روز جهانی خنده در بسیاری از کشورها برگزار می شود و نمایندگان باشگاه های مختلف خنده در سراسر جهان، این روز را جشن می گیرند.

«گودولا اشتاینر یونکر» در سال ۱۹۹۸ میلادی نخستین باشگاه خنده آلمان را در شهر «ویسبادن» تاسیس کرد که البته نخستین باشگاه در نوع خود در اروپا محسوب می شد.

اشتاینر یونکر یک روان شناس است و در زمینه خنده درمانی تخصص دارد. به اعتقاد وی خنده، درمان بسیاری از دردهای روحی، عاطفی و جسمی است. یونکر معتقد است که در اثر خنده ای عمیق، تمام عضلات بدن به حرکت در می آیند، پرده دیافراگم مرتعش می شود، تنفس عمیق تر می گردد و اکسیژن بیشتری به شش ها می رسد. در نهایت قدرت دفاعی بدن افزایش یافته، عمل گوارش راحت تر انجام می گیرد و استرس کاهش می یابد.

همچنین «حسین جعفریان»، روانپزشک ایرانی ساکن آلمان که تجربیات زیادی در مورد تاثیر خنده بر سلامت جسم و روان انسان دارد، در این مورد می گوید: خنده اثرات مثبتی روی سیستم مغز و اعصاب دارد. این اثرات را می توان بر روی نوار مغزی نیز مشاهده کرد. یعنی وقتی انسان می خندد، تغییراتی روی نوار مغز ظاهر می شود. جالب اینجا است که مطالعات نشان می دهد حتی افرادی که عضلات چهره شان در حالت خنده است ولی از ته دل نمی خندند، باز همین تغییرات مثبت خنده روی نوار مغزشان دیده می شود.

کارشناسان در پی مطالعات گوناگون پی برده اند که کودکان در روز تا ۴۰۰ بار می خندند. در مقابل، بزرگسالان به طور متوسط فقط ۲۰ بار در روز خنده بر لبانشان ظاهر می شود.

کاتاریا، استاد هندی یوگا نیز دراین باره می گوید: انسان بدون داشتن دلیلی قانع کننده نه تنها حق خندیدن دارد بلکه باید برای بهتر زیستن همیشه بخندد.

شیوه های آموزشی یوگای مادان کاتاریا که به خنده یوگا مشهور است، امروزه در سراسر دنیا شهرت یافته اند.

همچنین علوم مختلف پزشکی ده ها سال است که در مورد تاثیر خنده بر جسم و روان انسان مطالعه می کنند.

به گزارش ایسنا به نقل از دویچه وله، حسین جعفریان، روانپزشک حاذق ایرانی در مورد تاثیر خنده بر بیماران افسرده می گوید: خنده در درمان بیماری های افسردگی بی نهایت موثر است. بیماری که به افسردگی مبتلا است، تصور می کند که همه غم های عالم را دارد. اگر به طریقی بشود او را به خنده واداشت و او شروع به خندیدن کند بلافاصله چهره فرد باز می شود و علائم افسردگی که عمدتا بی حالی و رخوت هستند، برطرف می شوند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : روز جهانی، خنده، روز خنده، شادی، روز شادی، نشاط،
لینک های مرتبط :


 می‌ خواهید شادتر و خوشبخت تر باشید؟



در مورد اینکه آیا پول خوشبختی می‌آورد یا خیر اتفاق نظر وجود ندارد، اما راه‌هایی وجود دارند که به وسیله آنها و با خرج مقداری پول می‌توان خوشحال‌تر زندگی کرد.



افزایش قابل توجه هزینه زندگی باعث شده تا درآمد بسیاری از افراد در بهترین حالت تنها جوابگوی هزینه‌ها باشد با این حال نباید از تلاش برای شاد بودن در زندگی نیز غفلت کرد.

در مورد اینکه آیا پول خوشبختی می‌آورد یا خیر اتفاق نظر وجود ندارد، اما راه‌هایی وجود دارند که به وسیله آنها و با خرج مقداری پول می‌توان خوشحال‌تر زندگی کرد.

 اگر قصد دارید بودجه‌ای را برای خوشحال‌تر بودن اختصاص دهید، موارد زیر را در نظر بگیرید.



  پول خود را به شادی‌های کوچک اما پرتعداد اختصاص دهید تا اینکه آن را خرج یک شادی بزرگ کنید. افرادی که تفریحات پرتعداد اما کم هزینه‌ای مانند خرید کتاب و سی‌دی یا پیک‌نیک رفتن را به طور متداول انجام می‌دهند.

 از افرادی که در طول سال از چنین دلخوشی‌هایی اجتناب می‌کنند و به جای آن هر سال به یک سفر خارجی گرانقیمت می‌روند، رضایت بیشتری از زندگی دارند.

  پول خود را خرج احساسات اصلی‌تری بکنید. بخشی از دلیلی که باعث می‌شود پول خرج کردن در افراد ایجاد شادی نکند این است که آنها پول خود را صرف انگیزه‌هایی مانند رقابت با همسایگان و فامیل می‌کنند. چنین هزینه‌هایی به ندرت باعث ایجاد شادی در فرد می‌شوند، هرچند که حس چشم و هم‌چشمی ‌را ارضا می‌کنند.

  برای دیگران هم خرج کنید. یک تحقیق که توسط استادان دانشگاه بریتیش کلمبیا انجام شده نشان می‌دهد که هزینه کردن برای دیگران می‌تواند شادی بیشتری برای فرد به همراه داشته باشد.

به همین خاطر خرید هدیه برای دیگران و همچنین کمک به موسسات خیریه را فراموش نکنید. البته همان تحقیق نشان داده مبلغی که به دیگران اختصاص می‌دهید، تاثیر چندانی در میزان رضایتی که از این عمل کسب می‌کنید ندارد، به این معنی که لازم نیست پول زیادی را خرج خریدن هدیه‌های گرانقیمت برای دیگران کنید.



  زمان بخرید. برخی اوقات می‌توانید کمی ‌پول خرج کنید تا وقت آزاد بیشتری داشته باشید. برای مثال برخی از اموری که وقت زیادی را اشغال می‌کنند را به فرد دیگری بسپارید و در مقابل به او پول بپردازید.

در این صورت می‌توانید فعالیت‌های جذاب‌تری را انجام دهید که در شما احساس رضایت بیشتری را ایجاد می‌کنند. مثلا وقت آزاد خود را صرف آموختن یک زبان خارجی، بازدید از نمایشگاه‌های هنری یا باغبانی کنید.

  پول خود را صرف تجربیات تازه کنید. تجربیات تازه و البته خوشایند در بیشتر موارد با هیجان و شادی همراه هستند به همین خاطر سعی کنید بخشی از پول و البته وقت خود را به مواردی اختصاص دهید که تاکنون سراغ آنها نرفته‌اید، از آموختن آشپزی ژاپنی گرفته تا کوهنوردی و طبیعت‌گردی با دوستان همگی جزو مواردی هستند که می‌توانند شما را شادتر کنند




نوع مطلب : اجتماعی، بهداشت و سلامت، راه زندگی، 
برچسب ها : شادی، خوشبختی، زندگی موفق، زندگی شاد،
لینک های مرتبط :



چند کار ساده ولی شادی آور 




خودتان باشید، روح و روان و شخصیت تان را ویرایش نکنید. اجازه دهید همانگونه باشید که آفریده شده اید. هرگز سعی نکنید مطابق آنچه از دیگران می بینید خودتان را تغییر داده و شبیه دیگران کنید. شجاعت پیدا کنید که برای خودتان زندگی کنید و به فکر خودتان باشید.

زمانی که دیگران سعی دارند شما را مطابق میل خودشان تغییر دهند یا افکار شما را تنها به این دلیل که مخالف افکار خودشان است مورد انتقاد قرار دهند با احترام از خودتان و افکارتان دفاع کنید. زمانی که آزادانه و بدون ترس صحبت می کنید بعضی ها آزرده می شوند و حتی از شما دوری می کند. شاید افرادی که به ظاهر دوست تان بودند را از دست بدهید اما به زودی متوجه می شوید که حتی دلتنگ آنها نشدید.

کسی که هویت تان را از شما می گیرد و تغییرتان می دهد تا دوست تان داشته باشد و در کنارتان بماند دوست واقعی شما نیست. مطمئن باشید بعد از رفتن آنها افرادی به زندگی تان وارد می شوند که شما را به خاطر خودتان و شخصیت مستقل و منحصر به فردی که دارید دوست دارند، کسانی که به افکار و عقاید شما احترام می گذارند و اجازه می دهند خودتان باشید.

محکم و قوی باشید و واقعیت را بگویید، دلیلی ندارد سعی کنید همه را در کنار خودتان حفظ کنید و برای داشتن دیگران در اطرافتان از آنها بترسید و خود واقعی تان را پنهان کنید.

کمال گرایی نکنید

اگر دایم به دنبال کمال باشید هیچ وقت از چیزی که اکنون دارید لذت نمی برید و همواره احساس کمبود آزارتان می دهد. به یاد داشته باشید که هر انسانی در زمینه ای خاص، کامل و ایده آل است اما اگر همواره بخواهیم در همه موارد کامل باشیم از انجام دادن بسیاری کارها عقب می مانیم و خود را از بسیاری از تجربیات دور می کنیم. مهم نیست در امری کامل و بی عیب و نقص باشید، مهم این است که برای موفق شدن با تمام وجود تلاش کنید آن زمان هر نتیجه ای که به دست آورید ارزشمند است.

با صدای بلند به خودتان بگویید: «اگر کمالگرایی را رها کنم شجاع تر می شوم چون تا زمانی که تنها به دنبال کمال باشیدجرأت قدم برداشتن نخواهید داشت. همواره از اینکه شاید بهترین نباشید می ترسید و در نهایت انگیزه تان را از دست می دهید.

با افراد مثبت اندیش وقت بگذرانید

برترین شخصیت ها مثبت اندیش ترین آنهاست.برخی افراد به همه چیز با دید انتقادی نگاه می کنند. اگر به آنها بگویید که می خواهید کار و حرفه جدیدی را آغاز کنید هزار و یک دلیل می آورند که شما را از انجام آن کار منصرف کنند. اگر بگویید می خواهید هنری را بیاموزید از توانایی های شما ایراد می گیرند تا به شما ثابت کنند که نمی توانید آن کار را انجام دهید اما واقعیت این است که آنها در بیشتر موارد اشتباه می کنند و نباید به آنچه می گویند اعتماد کنید. به یاد داشته باشید این افراد به هیچ وجه مشاوران خوبی برای شما نیستند.

واقعیت این است که منفی بودن خیلی ساده تر از مثبت اندیش بودن است، انتقاد کردن ساده تر از دیدن نقاط مثبت موضوعات مختلف است. از این بهبعد هر بار که خواستید کار جدیدی را آغاز کنید به جای صحبت کردن با افرادی که جز انتقاد کار دیگری نمی دانند با هزاران فردی صحبت کنید که مثبت اندیش هستندوشما را در انجام کارهای مختلف حمایت می کنند و اگر مشکل و خطری بود مساله را واقع بینانه بررسی کرده و راه و چاه را به شما نشان می دهند.

بر ترس هایتان غلبه کنید

بسیاری افراد هنگامی که می خواهند کاری را که می دانند درست است انجام دهند همانقدر می ترسند که می خواهند از انجام دادن کاری که می دانند اشتباه است اجتناب کنند. تنها راه شکست نخوردن این است که اصلا هیچ کاری نکنید و این دیگر زندگی نیست. مردان است.

شک و تردید و ترس های شما بزرگترین دشمنان شما هستند چون متقاعدتان می کنند که هیچ تلاشی نکنیدو دست به هیچ کاری نزنید. همواره به یاد داشته باشید زمانی که از ترس هایتان فرار می کنید آنها با نیروی بیشتری به سمت شما هجوم می آورند، به این ترتیب هر راهی که به سوی موفقیت و شادکامی پیش روی شما است مسدود می شود.


چنانچه مایلید تبلیغات شما در اینجا نمایش داده شود
با ما تماس بگیرید

خودتان را باور کنید

باور کنید که می توانید. خیلی خوب است که دیگران را به انجام کارهای خوب و مثبت تشویق کنید اما مهمترین کسی که باید تشویقش کنید خودتان هستید. اگر خودتان باور کنید که می توانید موفق شوید هیچ فرد دیگری نمی تواند شما را دلسرد و ناامید کند.

پس اگر می خواهید طعم موفقیت را بچشید خودتان را باور کنید. اگر دوست دارید مهارت خاصی داشته باشید از اینکه شاید نتوانید، نترسید، قدم بردارید و آموختن را آغاز کنید. اگر می خواهید کار جدیدی را شروع کنید، از هم اکنون دست به کار شوید، اطلاعات مورد نیاز را جمع کنید تا به بهترین شکل ممکن شروع کنید. باورهای خودتان ممکن و غیرممکن را می سازند. خودتان را متقاعد کنید که می توانید و موفق می شوید بعد از آن راه های موفقیت به رویتان باز می شوند.

شریک زندگی خوبی انتخاب کنید

زمانی که نخواهید دیگران کامل و بی عیب باشند فرصت پیدا می کنید که آنها را به خاطر همانی که هستند دوست داشته باشید. اگر هنوز ازدواج نکرده اید و به دنبال یافتن همسر کامل و ایده آلی هستید توصیه می کنیم دست از این کار بردارید چون هرگز چنین فردی را پیدا نمی کنید.

اگر در گذشته کسی را دوست داشتید که به نظرتان کامل و بی عیب بود این خود شما بودید که نمی خواستید عیوب او را ببینید و چون خودتان می خواستید، به نظرتان انسان کاملی می آمد. واقعیت این است که خود شما هم کاستی هایی دارید. به جای جستجو کردن برای یک همسر کامل و بی عیب و نقص سعی کنید فردی را بیابید که کاستی های شما را جبران کند.

باید قبل از هر کاری، خودتان را خوب بشناسید. کاستی ها و عیوب شما کدامند؟ اگر به فرض بتوانید فردی را بیابید که به ایده آل بسیار نزدیک باشد، مطمئنا او نمی تواند یک عمر شما را با تمام کاستی هایتان تحمل کند. باید فردی را بیابید که نیمه دیگر شما باشد. کسی را بیابید که مرهمی برای زخم های شما باشد.

خودتان را محدود نکنید

هر چیزی که می توانید تصور کنید می تواند در واقعیت وجود داشته باشد. همه ما ذره ای از جهان بیکران هستیم، شاید احساس کنید با دیگران تفاوت هایی دارید اما بدانید که با تمام تفاوت هایتان بخشی مرتبط با دیگر اجزای هستی هستید و نبود شما یک خلأ است.

انکار این واقعیت شما را محدود و ضعیف می کد. بزرگترین وظیفه شما در زندگی این است که خودتان را از محدودیت های بی دلیل رها کنید، افق دیدتان را گسترده تر سازید، ارتباط خود را با دنیای اطرافتان انکار نکنید و برای خودتان ارزش قائل باشید.

با خودتان صادق باشید

بهتر است هیچ بهانه ای نیاورید تا اینکه بهانه بدی بیاورید. بزرگترین مساله ای که میان شما و روحتان فاصله می اندازد بهانه های ناموجه است که به خاطر کم کاری ها و اشتباهات برای خودتان می آورید. از خودتان بپرسید: می خواهم در نظر دیگران انسان موفقی باشم یا می خواهم خودم قلبا باور داشته باشم که موفق هستم؟ لیاقت شما چیزی بیش از یک زندگی سرشار از بهانه های پوچ و بیخود است. با خودتان صادق باشید تا به موفقیت های حقیقی دست یابید. کوچکترین تلاش ها باارزش تر از بزرگترین و خوش ظاهرترین بهانه هاست.

کارها را به تعویق نیندازید

شما می توانید تاخیر داشته باشید اما زمان تاخیر نمی کند. اکنون زمان آن فرا رسیده که بلند شوید و تغییر بزرگی در زندگی تان ایجاد کنید. در طول یک ماه یا یک سال گذشته چه کارهایی باید انجام می دادید ولی آنها را به تعویق انداختید؟ یکی از کارهای عقب مانده را انتخاب کنید و در اولین فرصت آن را انجام دهید چه بهتر که اولین فرصت هم اکنون باشد.

اگر احساس کسالت و بی حوصلگی می کنید این کار به بهتر شدن احساستان کمک می کند و اگر احساس خوبی دارید آن را بهتر از قبل می کند. اگر قدم های مثبت بردارید و تلاش کنید، زندگی، پربارتر و رضایتبخش تر از آنچه تاکنون بوده، می شود. همین که احساس کنید کمی پیشرفت کرده اید و ذره ای به هدفتان نزدیک شده اید ناگهان متوجه می شوید که زندگی برایتان لذتبخش تر شده است.

گاهی تنها باشید

بد نیست گاهی با خودتان تنها باشید. یک روز در تنهایی کمک می کند سوخت گیری کنید و انرژی تازه ای بگیرید. هر انسانی نیاز دارد که گاهی تنها باشد. تنهایی موجب می شود احساس کنید هیچ فشار و اجباری بر شما تحمیل نشده است. هنگامی که تنها می شوید فرصت پیدا می کنید که افکار و رویاهای تان را بشنوید و برای ادامه زندگی تان آزادانه تصمیم بگیرید.

جای خلوت و آرامی پیدا کنید، محدودیت ها را بردارید و آزادانه با خودتان خلوت کنید. این فرصت تنهایی با خودتان را گرامی بدارید. در تنهایی خودتان قدم بزنید یا رانندگی کنید. در آرامش طلوع و غروب خورشید را تماشا کنید، کتاب بخوانید، ترانه ای زمزمه کنید، به خودتان کار جدیدی بیاموزید، داستانی کوتاه بنویسید، شعر بگویید حتی اگر تا به حال نگفته اید هر چه را به ذهنتان می رسد یادداشت کنید.

در تنهایی نقاشی کنید یا حتی روی تخت دراز بکشید و چشمانتان را ببندید و بعد با تمام وجود از آرامشی که دارید لذت ببرید. به هیچ چیز بد و منفی فکر نکنید فقط سعی کنید آرامش داشته باشید. به این فکر کنید که آیا از جایی که هم اکنون هستید و موقعیت هایی که به دست آورده اید راضی هستید؟ اگر می خواهید شرایط را بهبود ببخشید از این لحظه استفاده کنید تا برنامه ریزی کنید و آینده بهتری را برای خودتان رقم بزنید.





نوع مطلب : اجتماعی، راه زندگی، خانه و خانواده، 
برچسب ها : شادی، کار، زندگی،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic