دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان


زندگی مشترک:

زن و شوهرهای دعوایی چندتا توصیه



آیا هفته ها یا شاید ماه هاست که درگیر بحث و مجادله با همسر خود روی مساله ای همیشگی هستید؟ اگر جزو افرادی هستید که همیشه با شریک زندگی خود کشمکش و دعوا دارند، می توانید از توصیه های زیر کمک بگیرید.

توصیه اول: برای «انصاف» تلاش نکنید

همیشه دو نفر،  دیدگاه و ارزشگذاری متفاوتی نسبت به مسایل مختلف دارند، مخصوصا اگر مربوط به انصاف باشد. زندگی انصاف ندارد. رابطه های مردم منصفانه نیست. پس به جای این کارها، سعی کنید در مورد نیازهای خود با شریک زندگیتان صحبت و با بیان درخواست هایتان آن را تکمیل کنید. به جای گفتن: «تو هیچ وقت به من توجه نمی کنی»، از او درخواستی داشته باشید. مثلا بگویید: «دوست داری با من به سینما بیایی؟». یک مشاور خانواده به نام اسپیلمن می گوید: «اگر زن و شوهرها سعی کنند در مورد نیازهای خود با طرف مقابل صحبت و تقاضاهایشان را مطرح کنند، رابطه شادتری خواهند داشت. شادی همیشه قابل دستیابی تر از انصاف است.»

5 توصیه به زن و شوهرهای دعوایی

توصیه دوم: نفس عمیق بکشید

وقتی همه چیز خیلی بد پیش می رود، پیش از انجام هر کاری و بیان کلمه ای، 6 تا 7 نفس عمیق بکشید. شما باید اکسیژن کافی در مغز خود داشته باشید تا متوجه شوید دیگر یک کودک ده ساله نیستید، طرف مقابلتان را دوست دارید، او مشکل دارد و زندگی شما مهم تر از این بحث های بیهوده است. این کار از واکنش های تهاجمی و بیان جملاتی که بعدها از بیان آنها پشیمان می شوید، جلوگیری می کند. 

توصیه سوم: با همسر خود مثل دشمن رفتار نکنید


متخصصان روانشناسی و مشاورین خانواده معتقدند، دعوا بهترین فرصت برای زن و شوهرهاست تا یاد بگیرند چگونه به عنوان هم گروه با هم کار کنند و متوجه شوند کشمکش چیز خوبی نیست. آنها باید حداقل زبان بدن خود را بشناسند. به محض اینکه همسر شما زبان بدن شما را تشخیص داد و متوجه عصبانیت شما شد، به جای پاسخ دادن به کلمه های شما، در مقابل این عصبانیت ها واکنش نشان می دهد. ایستادن در حالیکه دست هایتان را روی ران خود گذاشته اید، شکاندن بندهای انگشت خود، دست به سینه ایستادن همه نشانه های عصبانیت هستند و همسر شما آنها را به خوبی تشخیص خواهد داد. رفتارها و واکنش های شما نیز به اندازه حرف هایی که می زنید مهم هستند. 

توصیه چهارم: از یک متخصص کمک بگیرید

اینکه همیشه بر سر موضوعات تکراری با همسر خود بحث می کنید یا نمی توانید مسایل گذشته را فراموش کنید، مساله بی اهمیتی نیست. پیش از بدتر شدن اوضاع پیش مشاور بروید. بیشتر مردم از روش های مشابه استفاده و نتیجه های مشابه نیز کسب می کنند. اما مشاور همیشه راهکار تازه ای به شما ارئه خواهد کرد. در وهله اول، شما را به روانشناسی معرفی می کند که می تواند به هر دوی شما راهکارهای جدید آموزش بدهد. دوم ، آنهایی که قصد جدا شدن از هم را دارند را به وکیل خانواده معرفی می کند. 

توصیه پنجم: به این دعوای دو طرفه ... و رابطه خود خاتمه دهید

5 توصیه به زن و شوهرهای دعوایی

گاهی اوقات، اختلاف های زوجین، بدون توجه به تلاش های آنها برای حل این مساله، غیر قابل سازگاری هستند. اصولا نشانه های اتمام یک رابطه زمانی مشهود است که یکی از دو طرف – صرف نظر از همه تلاش ها، مشاوره ها و خوشی های آخر هفته – از سرمایه احساسی خود دست می کشد. اختلاف های مردم تا زمانیکه به آن نقطه نرسند، آشتی ناپذیر است. و وقتی به آن مرحله رسید، هیچ مرحمی آن را درمان نمی کند. البته استثنا و معجزه هم وجود دارد اما کسی نمی تواند به آنها دل ببندد. در این حالت، بهترین کار رها کردن رابطه و حرکت به جلوست. زن و شوهرهایی که نمی توانند به طور دوستانه اختلاف های خود را حل کنند، بهتر است به دادگاه خانواده مراجعه کنند و به طور توافقی از هم جدا شوند.





نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : توصیه های زندگی مشترک، دعوا، آرامش زندگی، اختلاف در زندگی مشترک، زن و شوهر ها، زن و شوهر،
لینک های مرتبط :



راه زندگی:
نکند ازدواج شما نحس باشد
!





درست است که ازدواج هم مثل دیگر اتفاقات زندگی از قانون غیرقابل نقضی پیروی نمی‌کند اما آینده این تصمیم هم مثل دیگر تصمیم‌ها تاحدودی قابل پیش‌بینی است و البته درست است که حتی با گذاشتن تمام سوپاپ‌های اطمینان هم نمی‌شود آینده را پیش‌بینی کرد، اما روانشناسان و محققان این حوزه معتقدند بی‌توجهی به زنگ خطر‌ها می‌تواند زودتر از آنچه تصورش را می‌کنید، زندگی شما را به سراشیبی بیندازد. اگر می‌خواهید با اطمینان بیشتری به دنیای عجیب و مبهم ازدواج پا بگذارید، بهتر است نگاهی به تجربیات دیگران بیندازید و این 13 زنگ خطر را جدی بگیرید.



زنگ خطر اول

گذشته‌اش را مهر و موم کرده؟

وقتی با او در مورد گذشته صحبت می‌کنید، به گفتن جواب‌های کلی و گنگ اکتفا می‌کند و تمایلی به گفتن خاطرات گذشته‌اش ندارد؟ اگر چنین فردی در مقابل شما قرار دارد، کمی محتاط‌تر باشید. کسی که با اشتیاق خاطراتش را برایتان بازگو نمی‌کند و نمی‌توانید سر از کارنامه‌اش دربیاورید، ممکن است واقعیت‌های مهمی برای پنهان کردن داشته باشد. بررسی‌ها ثابت کرده  کسی که از صحبت کردن درمورد گذشته خود اجتناب می‌کند و وقتی از او سؤالی می‌كنید، از جواب‌دادن به آن طفره می‌رود، ممکن است فرد ایده‌آلی برای ازدواج نباشد. چنین شخصی احتمالا در پاسخ به شما، موضوع را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد و همیشه با سیاست از پاسخ دادن خودداری می‌کند یا جوابی که چندان مشکلی از شما حل نمی‌کند را بر زبان می‌آورد.

زنگ خطر دوم

با خانواده‌اش بیگانه است

اگر خواستگار شما میانه‌ای با خانواده‌اش ندارد و کمتر سراغشان می‌رود هم باید مراقب باشید. کسی که از صحبت کردن در مورد خانواده‌اش و سوابق خانوادگی‌اش طفره می‌رود، مشکلات جدی‌تری دارد که ممکن است به راحتی قابل حل نباشد. ممکن است این فرد با صمیمی شدن مشکل داشته باشد یا نسبت به اعضای خانواده‌اش احساس خشم فروخورده‌ای داشته باشد؛ خشمی که می‌تواند در دیگر جنبه‌های زندگی او هم اثر بگذارد و از ارتباطات کاری گرفته تا شیوه فرزندپروری و ارتباطش با شما را تحت تاثیر قرار دهد.

زنگ خطر سوم

با همسر سابقش صمیمی است

ارتباط داشتن با همسر یا نامزد سابق، زنگ خطر دیگری است که باید به آن توجه کنید. اگر خواستگار شما هنوز هم با همسر یا نامزد سابقش ارتباط نزدیک و صمیمانه‌ای دارد، باید بیشتر نگران باشید. گرچه احتمالا او از عبارت «دوستی ساده» استفاده می‌کند اما همیشه این خطر وجود دارد که به رابطه قدیمی‌اش بازگردد و نتواند از خاطراتش دل بکند. درست است که همسر آینده شما هم مثل هر فرد طبیعی، دوستان هم‌جنس و غیرهم‌جنسی دارد اما اگر از معرفی شما به دوستان غیرهمجنسش خودداری كرده و دور از چشم شما با آنها ملاقات می‌کند، نمی‌توانید انتظار تشکیل زندگی موفقی را داشته باشید.

زنگ خطر چهارم

بدون خانواده‌اش آب نمی‌خورد

ارتباط افراطی با اعضای خانواده به همان اندازه نداشتن چنین ارتباطی می‌تواند دردسرساز شود. اگر نامزد شما بیش از اندازه به خانواده‌اش نزدیک است و بدون خواست و تمایل آنها، نمی‌تواند تصمیمی بگیرد، در مورد انتخاب او تردید کنید. اگر او در طول روز بارها و بارها با خانواده‌اش صحبت می‌کند و برای خدمت‌رسانی به آنها، از اولویت‌های زندگی خودش می‌گذرد، احتمالا دچار وابستگی افراطی است. فردی که اجازه می‌دهد خانواده‌اش به او امر و نهی کنند و در این مورد حد و مرزی هم قائل نمی‌شود، نمی‌تواند ازدواج موفقی داشته باشد. احتمالا او بعد از ازادواج هم گفته‌ها و تصمیم‌های خانواده‌اش را در اولویت قرار می‌دهد و نمی‌تواند به همسرش آنطور که باید ارزش و اعتبار دهد. با ورود به چنین خانواده‌ای، شما به عنوان یک فرد اضافی و بی‌اهمیت، احساس غریبگی خواهید کرد و همسرتان هم هرگز به خاطر دفاع از حقوق و نظرات شما، به خانواده‌اش واکنشی نشان نخواهد داد.

زنگ خطر پنجم

معتاد یا رفیق‌باز است؟

قبل از دادن هر جوابی به عادت‌های خواستگارتان توجه کنید. سابقه اعتیاد به مواد مخدر، یک زنگ خطر جدی است. اگر او برای بیشتر کردن «شادی»‌هایش سراغ مخدر می‌رود یا می‌خواهد از این طریق با دوستانش خوش باشد به آینده زندگی مشترکتان بیشتر فکر کنید. چنین تفکری را نمی‌توانید به آسانی توجیه کنید. یادتان نرود شما نه پزشک مخصوص او هستید و نه روان‌درمانگرش؛ پس با این توجیه که بعد از ازدواج اوضاع فرق می‌کند و با دیدن توجه و محبت شما، او هم تغییر می‌کند، خودتان را به دام نیندازید. البته مسلما خواستگار شما در ابتدا چنین اتهاماتی را انکار می‌کند یا در صورت پذیرش آنها، به شما وعده‌هایی برای آینده می‌دهد اما باور کنید که شما به تنهایی قادر به تغییر دادن چنین شرایطی نیستید.



زنگ خطر ششم

شما را کادو باران می‌کند

از مردهای بیش از حد مهربان بترسید. مردهایی که شما را غرق در محبت و توجه می‌کنند و تمام دارایی‌شان را به پای شما می‌ریزند، نمی‌توانند همسر ایده‌آلی برای شما باشند. کسی که مدام با شما تماس می‌گیرد و وانمود می‌کند که تمام 24 ساعت به شما فکر می‌کند، در آینده می‌تواند زندگی را برایتان سخت کند. چنین فردی احتمالا در مورد شما احساس مالکیت شدیدی دارد یا از غرق کردن خودش در این رابطه به عنوان راهی برای فرونشاندن اضطرابش استفاده می‌کند. چنین همسری در آینده هم برای شما آزادی و حریم شخصی قائل نخواهد شد و نیاز طبیعی شما به تنهایی را درک نخواهد کرد. گرچه در آغاز دیدن این توجه‌ها می‌تواند لذت‌بخش و همراه با غرور باشد اما بعد از مدتی در کنار او احساس خفگی خواهید کرد.

زنگ خطر هفتم

از همسر سابقش بیزار است

اگر شما اولین تجربه ارتباط خواستگارتان با جنس مخالف نیستید، باید محتاط‌تر عمل کنید. احساسات خوب، بد یا خنثایی که این مرد نسبت به همسر یا نامزد قبلی‌اش دارد، می‌تواند برای شما هشداری جدی‌باشد. اگر او به شدت از همسر یا نامزد قبلی‌اش نفرت دارد و نسبت به او عصبانی و منزجر است، مراقب باشید. در زندگی با مردی که همیشه تجربه‌های قبلی‌اش را به عنوان آزاردهنده‌ترین اتفاقات ارتباطی زندگی‌اش بیان می‌کند و به جای در نظر گرفتن اشتباهات خود، آنها را برای شکست رابطه‌اش مقصر می‌داند، شما هم امنیت ندارید. احتمال اینکه مقصر بعدی شما باشید و تمام نفرتش متوجه شما شود هم کم نیست. چنین مردهایی مسئولیت خود را در ساختن و پروراندن یک رابطه درنظر نمی‌گیرند و معمولا، هیچ‌وقت به رضایت عاطفی نمی‌رسند.

زنگ خطر هشتم

با یک چمدان شکست به خواستگاری آمده؟

می‌گویند همه آدم‌ها یک چمدان نامرئی را با خود به همراه دارند. چمدانی که از خاطرات گرفته تا موفقیت‌ها و شکست‌ها را در خود دارد. برای آنکه بخواهید به خواستگارتان جواب بدهید، باید نگاهی به محتویات چمدان او بیندازید. آیا سرگذشت او پر است از اشتباهات شغلی و ارتباطی یا اینکه با یک دنیا تجربیات سودمند به زندگی با شما وارد می‌شود؟ آیا او از شکست‌های زندگی‌اش درس گرفته یا اینکه اشتباهاتی که پیش از این خانواده‌اش انجام داده بودند را دوباره تکرار می‌کند و از انجام دوباره اشتباهات خودش هم ابایی ندارد؟ یادتان نرود از خواستگاری تا ازدواج، شما به زمانی بین 6ماه تا 2 سال نیاز دارید و در این دوران نامزدی، می‌توانید چمدان همسر آینده‌تان را حسابی زیرو رو کنید.

زنگ خطر نهم

زیر بدهی دست و پا می‌زند؟

اینکه همسر آینده شما پولدار باشد یا نباشد، موضوع چندان مهمی نیست اما تصمیم‌گیری‌های مالی او، می‌تواند آینده زندگی‌تان را هم تاحدودی آشکار کند. اگر خواستگار شما همیشه بدهکار و مقروض است، زیاد به موفقیت این رابطه خوشبین نباشید. فردی که برگه‌های جریمه پرداخت‌نشده‌ای دارد و نمی‌تواند دخل و خرجش را با هم هماهنگ کند، احتمالا از نظر اقتصادی بی‌ثبات است و به‌جای تلاش برای رفاه شما، مدام وعده‌هایی را مطرح می‌کند که هرگز عملی نمی‌شوند.



زنگ خطر دهم

زندگی‌تان را توی مشتش گرفته؟

به گفته خودش می‌خواهد مثل یک پروانه دور شما بچرخد و نگذارد آب توی دلتان تکان بخورد؟ اینکه همسر شما چنین ادعایی را چطور عملی می‌کند هم می‌تواند در دوام  یا شکست ارتباط شما موثر باشد. اگر او مدام شما را زیر نظر دارد و به بهانه حمایت و محافظت از شما، تنهایتان نمی‌گذارد، آینده خوشی در انتظارتان نیست. فردی که در همین آغاز آشنایی مدام شما را به بهانه مهربانی بیش از حدش کنترل می‌کند، در آینده به همسری سختگیر و دیکتاتور تبدیل می‌شود که مجال نفس کشیدن را به شما نمی‌دهد. یادتان نرود که زندگی مشترک، همیشه در این روزهای شیرین آشنایی باقی نمی‌ماند و چنین مردی، می‌تواند به همسری کنترل‌گر و حسود تبدیل شود که در تمام تصمیم‌های زندگی‌تان دخالت می‌کند و حتی ارتباطتان با دیگران را زیر نظر می‌گیرد.

زنگ خطر یازدهم

خانواده‌ها سد راهند

نیاز آدم‌ها به احترام یک نیاز اساسی برای ساختن ارتباطی موفق است. اگر از همان ابتدای آشنایی شما، اطرافیانتان این ارتباط را به رسمیت نمی‌شمرند، مراقب باشید. دلایل خانواده‌ها و دوستان برای مخالفت با این ارتباط چیست؟ به پاسخ این سؤال خوب فکر کنید و اگر به نتیجه نرسیدید، موضوع را با خانواده‌ها مطرح کنید. یادتان نرود حمایت و  احترام اطرافیان شما نسبت به این ارتباط، انرژی شما برای ساختن یک زندگی موفق را چندین برابر می‌کند و فراموش نکنید همه ما، نیاز داریم به ارتباط عاطفی و همراهی که برای زندگی‌مان انتخاب کرده‌ایم، افتخار کنید و با شادی همراه او در کنار دیگران حاضر شویم.

زنگ خطر دوازدهم

آرزوهای شما آرزویش نیست

او زندگی در یک شهر کوچک را می‌پسندد و زندگی شما با ترافیک و شلوغی گره خورده؟ او عاشق لم دادن و تلویزیون دیدن است و شما برای اینکه امروزتان از دیروز پربارتر باشد به هر دری می‌زنید؟ او گوشه‌گیر و اهل تنهایی است و شما عاشق مهمانی و مسافرت‌های برنامه‌ریزی نشده‌اید؟ اگر میان شما و خواستگارتان، یک دنیا تفاوت ریز و درشت وجود دارد و نمی‌توانید از آنها صرف‌نظر کنید، مراقب باشید. تفاوت نگاه شما به زندگی و انتخاب سبک‌های زندگی متضاد، می‌تواند به زیان هر دوی شما تمام شود. چنین زندگی‌اش از شما افرادی خسته خواهد ساخت که از تفریحات هم لذتی نمی‌برند و معنای شادی و خوش‌گذشتن در ذهنشان تفاوت اساسی دارد.

زنگ خطر سیزدهم

وقت ازدواجش شده؟

زندگی با مردی که تنها به دلیل آنکه سنش اقتضا می‌کند تصمیم به ازدواج گرفته، آسان نیست. مردهایی که با فشار خانواده و اطرافیان یا به دلیل ترس از همیشه تنها ماندن و رقابت با دوستان متاهل‌شان ازدواج می‌کنند، اغلب سرانجام خوشی ندارند. گذشته از این، کسانی که به دلیل تلافی کردن و انتقام گرفتن از نامزد و همسر قبلی‌شان به خواستگاری می‌روند، نمی‌توانند زندگی موفقی را بسازند. انگیزه آنها عشق و ساختن یک زندگی موفق در کنار کسی که توانایی خوشبخت کردنشان را دارد، نیست. آنها تنها به دلیل رها شدن از فشارهای خانواده یا اثبات توانایی‌هایشان به دوستان یا همسر سابق برای ساختن این زندگی پیش‌قدم می‌شوند، پس مراقب باشید و از انگیزه همسرتان برای ازدواج مطمئن شوید.


ادامه مطلب


نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : ازدواج، همسرداری، زن و شوهر، زندگی موفق،
لینک های مرتبط :



نشانه های همسر آزاری واقعی!





برای اینکه نام‌تان در فهرست همسرآزارها جا بگیرد، نیازی نیست که شریک زندگی‌تان را کتک بزنید و چماق به دست بالای سرش بایستید. گاهی انجام رفتارهای ساده‌ای که خودتان هم از کودکی با آنها بزرگ شده‌اید یا در میان آدم‌های دور و برتان دیده‌اید، می‌تواند شما را به داشتن رفتارهای خشونت‌آمیز متهم کند. می‌خواهید از قالب‌های کلیشه‌ای که خیلی از زوج‌ها براساس آن رفتار می‌کنند بیرون بیایید و سلامت زندگی مشترک‌تان را بالاتر ببرید؟ پس این زنگ خطر‌ها را بشناسید. اگر شما تنها 7 نشانه از این 9 نشانه را در ارتباط‌تان بروز می‌دهید، باید بگوییم که از همسرتان سوءاستفاده می‌کنید و به همسرآزاری مبتلا هستید.



برای هم اسم می‌گذارید؟

همسرتان را با واژه‌هایی مثل «کدو» یا «لاک‌پشت» صدا می‌کنید و ایرادهای او را با نسبت دادنش به یک موجود زنده به رخش می‌کشید؟

گذاشتن اسم به‌دلیل تحقیر یا نسبت دادن یک ویژگی ناپسند روی شریک زندگی‌تان، می‌تواند یکی از نشانه‌های این رفتار باشد. درست است که روانشناسان هم توصیه می‌کنند در یک رابطه عاشقانه، یک اسم لطیف و عاشقانه را برای همسرتان انتخاب کنید و هرازگاهی با آن واژه صدایش کنید اما اسم‌های تحقیر کننده هرگز در این گروه جا نمی‌گیرد. عاشق‌هایی که خشونت کلامی را در رفتارشان بروز می‌دهند به‌ جای انتقاد از همسرشان ویژگی‌های او را به شکلی تحقیر کننده بیان می‌کنند و مثل یک برچسب آن را روی همسرشان می‌چسبانند. مهم نیست که این واژه‌ها با آرامش و خنده به زبان بیاید یا با یک لحن تند. این صفت‌ها در هر شرایطی که ادا شوند، به ارتباط شما آسیب می‌رسانند. اگر می‌خواهید دست از این خشونت بردارید در مورد ویژگی‌های منفی همسرتان با او صحبت کنید و به‌جای اسم‌گذاری روی او، با هم برای محو کردن این ویژگی‌ها تلاش کنید.

رئیس زندگی شما هستید؟

به‌دلیل اینکه اتومبیل یا خانه به نام شما باشد یا پس‌اندازتان در حساب شما قرار داشته باشد، با همسرتان بحث می‌کنید و دوست دارید کنترل تمام دارایی‌ها یا تصمیم‌گیری‌های زندگی مشترکتان دردست شما باشد؟

اگر شما به مشترک بودن این زندگی اعتقادی ندارید و گمان می‌کنید همسرتان با دادن تمام اختیارات و دارایی‌ها به شما، عشقش را نشان می‌دهد، خشونت رفتاری اساس زندگی مشترک شماست. زندگی با چاشنی خشونت رفتاری، اقتدار شما را در این رابطه بیشتر نمی‌کند بلکه قدرت کاذبی را برایتان می‌سازد که ممکن است با ساده‌ترین اتفاق از دست برود. فراموش نکنید یک رابطه عاشقانه، میدان قدرت‌نمایی نیست.



داد می‌زنید و فحش می‌دهید؟

از خانه مادر شوهرتان برگشته‌اید و به‌دلیل دخالتی که در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی‌تان کرده‌اند با همسرتان کلنجار می‌روید؟ وقتی شما را با توضیحاتش قانع نمی‌کند صدایتان را بالا می‌برید و اگر دعوا خیلی جدی شود و خانواده او مقصر اختلافات شما باشند به ناسزا یا نفرین کردن متوسل می‌شوید؟

حتی در بدترین لحظات هم نباید بگذارید منطق از ارتباط شما فراری شود و خشونت کلامی یا رفتاری جایش را بگیرد. ناسزا گفتن، داد زدن و به کرسی نشاندن حرف با ترساندن همسرتان هم در گرو رفتارهای خشونت‌آمیز جا می‌گیرد. مهم نیست که حق تا چه اندازه با شماست. از همان لحظه‌ای که رفتار شما از دایره منطق خارج می‌شود، دیگر حق با شما نیست.

مدام تهدید می‌کنید؟

کلمه اگر«در زندگی شما نقش اساسی را بازی می‌کند؟ مدام برای همسرتان خط و نشان می‌کشید و جملاتی از این قبیل را همراه با چاشنی تهدید به زبان می‌آورید؟ «اگر تا این ساعت خانه نباشی»، «اگر فلان خرج را برای خانه نکنی»، «اگر امروز به این مهمانی نرویم»، «اگر با فلانی صمیمی شوی»  و ... .

حتی اگر چنین ادعاهایی را به شوخی بیان کنید، شما یک همسرآزار هستید. هر نوع تهدیدی که به تغییر رفتار همسرتان تبدیل شود، گرچه شما را به خواسته‌تان می‌رساند، اما در نهایت به زیان ارتباط‌تان تمام می‌شود. شما حق ندارید برای تغییر دادن رفتار او به مقابله به مثل تهدیدش کنید یا او را از برخوردی که با خانواده‌اش خواهید کرد، بترسانید.

او را قربانی می‌کنید؟

وقتی همسرتان از شما در مورد پول زیادی که برای خریدن چند لباس صرف کرده‌اید، سؤال می‌کند، او را به عنوان مقصر معرفی می‌کنید و می‌گویید «اگر حرصم را درنمی‌آوردی و اگر مرا این همه تنها نمی‌گذاشتی این کار را نمی‌کردم؟»

مقصر جلوه دادن همسرتان به‌دلیل رفتاری که انجام داده‌اید یا اعلام اینکه رفتار من واکنشی به کارهای تو بود، در گروه خشونت رفتاری جا می‌گیرد. هرگز برای پوشاندن اشتباهات‌تان، کاستی‌ها و اشتباهات همسرتان را به رخش نکشید و نگویید اگر تو این عیب‌ها را نداشتی، من هم انسان کاملی می‌شدم. اگر قرار است با هم زندگی کنید، بهتر است همدیگر را با تمام کاستی‌هایتان بپذیرید و به جای ساختن یک چماق از آنها با همکاری هم برای تغییر دادنشان تلاش کنید.

بار زندگی را روی دوش او می‌اندازید؟

همسرتان را به عنوان ماشین پولسازی می‌بینید و تا زمانی به او و توانایی‌هایش اطمینان دارید که رفاهی که انتظار دارید را برایتان به وجود بیاورد؟ یا اینکه چون شما خرج زندگی را می‌دهید انتظار دارید کارهای خانه را بدون کم و کاست انجام دهد و در زندگی‌تان قانون‌های سفت و سختی را به عنوان «وظیفه‌ات است» تعریف می‌کنید؟

نادیده گرفتن توانایی‌ها و شرایط همسرتان و داشتن انتظارات نامعقول از او نشانه همسرآزاری است. اگر انگیزه شما برای ازدواج یا داشتن رفتار مناسب با همسرتان، درآمدی است که به خانه می‌آورد یا اگر به دلیل توانایی همسرتان در نظافت منزل یا آشپزی او را سرزنش می‌کنید و با دیگران مقایسه می‌کنید، شما یک همسرآزار هستید.

با او معامله می‌کنید؟

همسرتان از شما می‌خواهد لحظه سال تحویل را در کنار خانواده‌اش بگذرانید و شما گرچه دوست دارید در آن زمان در کنار خانواده خود باشید اما گمان می‌کنید، می‌توانید از این نمد، قبایی برای خود ببافید. پس در مقابل لطفی که به همسرتان می‌کنید، از او برای رفتن به سفری که دوست دارید یا خرید چیزی که می‌خواهید قول می‌گیرید.

باجگیری و معامله کردن در زندگی مشترک هم نوعی خشونت رفتاری است. اگر شما یک همسرآزار باشید، به هر خواسته او به چشم فرصتی برای رسیدن به خواسته‌هایتان نگاه می‌کنید اما مراقب باشید و فراموش نکنید که زندگی میدان رقابت نیست. اگر شما با همسرتان معامله کنید به مرور از او هم یک باجگیر می‌سازید و باعث می‌شوید به‌دلیل هر محبتی که در حق‌تان می‌کند، یک امتیاز از شما بگیرد.

با چشم‌غره او را از کاری منصرف می‌کنید؟

همسرتان در مهمانی مشغول صحبت است و شما احساس می‌کنید که نباید آن حرف را بیان کند. احتمالا اولین راهی که برای متوجه کردن او امتحان می‌کنید، چشم‌غره رفتن یا زدن پا به پای اوست.

اگر شما با چشم‌غره یا تهدید کردن غیرکلامی همسرتان، او را از انجام دادن یک کار یا گفتن یک حرف منصرف می‌کنید، شما یک همسرآزار هستید. بسیاری از ما از کودکی با چنین رفتارهایی بزرگ شده‌ایم و این رفتار را از همکارمان گرفته تا فرزندمان، به همه تحویل می‌دهیم. اما وقت آن است که بدانیم این حرکت غیرکلامی در گروه خشونت رفتاری جا می‌گیرند و با حضورشان می‌توانند به زندگی مشترک و روابط اجتماعی ما آسیب برسانند.

دورش حصار می‌کشید؟


شما تعیین می‌کنید که همسرتان با چه کسانی ارتباط داشته باشد یا نه؟ زمانی که دوستان یا خانواده‌تان می‌خواهند به خانه شما بیایند، با کمال میل و بدون اطلاع او پذیرایشان می‌شوید اما حق دعوت کردن مهمان را به همسرتان نمی‌دهید؟

ایزوله کردن همسرتان و دور کردن او از کسانی که دوست‌شان دارد و در کنارشان آرامش می‌گیرد هم در گروه رفتارهای خشونت‌آمیز جا می‌گیرد. اگر انتظار دارید همسرتان تمام گذشته و عزیزانش را کنار بگذارد و جزئی از دوستان و خانواده شما شود، شما یک همسرآزار هستید.




نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، خانه و خانواده، 
برچسب ها : همسر، همسر آزاری، آزار، زن و شوهر،
لینک های مرتبط :


سقف مشترک و نگرانی های آن



سه مرحله استرس زا در ازدواج

در كشور ما و خاصه مناطقی از آن كه بسیار سنتی به ازدواج و حواشی آن نگریسته می شود،در سه مرحله، استرس زیادی بر عروس و داماد تحمیل می شود.


1- خواستگاری و گرفتن تصمیم ازدواج.

این مرحله استرس های متعددی دارد كه بیشتر مربوط است به پذیرفته شدن از طرف نفر مقابل و خانواده وی، مراسم خواستگاری، آغاز آشنایی، ملاك های این ازدواج، تصمیم گیری، امكان اشتباه، صداقت طرفین، شرط و شروط ها، تناسب و هماهنگی ها، فرهنگ طرفین و خانواده هایشان. همچنین قرار گرفتن دختر و پسر مقابل هم برای گفت وگو و تشریح ملاك هایشان. گاهی استرس ناشی از این موارد، به حدی سنگین است كه یكی از طرفین ممكن است از كل قضیه طفره برود.


2- جشن ازدواج و مراسم مرتبط با آن.

در صورتی كه مراسم خواستگاری به خیر بگذرد و پسر و دختر آمادگی شان را برای تشكیل یك زندگی مشترك اعلام نمایند، نوبت به مراسم بله بُران و موارد مرتبط با عقد و ازدواج، از قبیل مهریه و مخارج عقد و عروسی می رسد كه اگر نامعقول مطرح شوند، چه بسا موجب منتفی شدن مسأله گردند. استرس این قسمت از كار نیز بسیار زیاد و آزاردهنده می باشد.

حال چنانچه دختر و پسر و خانواده هایشان به توافق دست یافته و عقد صورت گیرد، آن هم با این قرار كه طرفین فوری وارد زندگی مشترك نشوند نیز، استرس های خاص خود را دارد. به عنوان مثال، نحوه ارتباط عروس و داماد، كه ظاهراً نه صورتی از تجرد دارند و نه صورتی از تأهل با توجه به فرهنگ خانواده ها. انتظارات به وجود آمده بین طرفین، همین طور تهیه مسكن، تهیه جهیزیه، تفاوت های سلیقه ای و فرهنگی طرفین و موارد ناشی از آنها. برگزاری مراسم جشن عروسی نیز استرس های زیادی را برای عروس و داماد و خانواده های آنان به همراه دارد كه ممكن است در برخی مواقع، منجر به سوءتفاهم و قضاوت های غیرمنطقی شده و طرف مقابل را به قصور و كوتاهی در اعمال و برخورد و... متهم كردن، بینجامد.

چنانچه تمایل و اشتیاقی به زندگی داریم باید بپذیریم که زندگی، خاصه زندگی مشترك كه مورد بحث ماست، یعنی قبول یك سری بایدها و نبایدها. بایدها و نبایدهایی كه فقط با مقداری امید، علاقه، خوش بینی و گذشت و اراده ای راسخ، تبدیل به مواردی مطبوع و قابل تحمل شده، تا جایی كه ورود هرگونه استرس منفی و مثبت كوچك و بزرگی را به زندگی ما ممنوع می سازند!


3- یك سقف مشترك.

مهمترین و اساسی ترین مرحله استرس آور، همین مرحله است كه معمولاً نسبت به آن توجه چندانی صورت نمی گیرد، چرا كه بسیاری بر این باورند كه آشنایی های زمان نامزدی و دوران عقد ، برای شناخت دو طرف كافی بوده است. در حالی كه موضوع كاملاً خلاف این فكر است، چرا كه تا قبل از شروع زندگی زیر یك سقف مشترك، معاشرت ها، حول محور مسائلی تقریباً عادی نظیر، گردش و تفریح و گفت وگوهای نه چندان جدی صورت می گرفته، در حالی كه با رفتن زیر یك سقف مشترك، تفاوت ها و شباهت ها، به واقعی ترین شكل ممكن نشان داده می شوند. نوع ارتباط زن و شوهر، پس از ازدواج، با خانواده هایشان نیز حائز اهمیت است. این كه مرز و حریم مشخصی وجود داشته باشد كه نه صمیمیت قبل از ازدواج دختر و پسر با خانواده هایشان را به خطر اندازد و نه آن كه خانواده ها را تشویق به تعیین تكلیف و دخالت در زندگی آنها كند.


مقابله با استرس ها، راه نجات

وقتی صحبت از مقابله با استرس به میان می آید، یعنی به كار بستن یك سری تمهیدات، فعالیت ها و اقداماتی كه فرد به واسطه آنها، استرس هایش را ضربه فنی كرده و از میان برشان دارد. یا این كه این استرس را تا سرحد ممكن كاهش داده یا با آن، راه سازگاری پیش گرفته و به قول معروف، كنار آید. مقابله با استرس ها، انواع متفاوتی دارد.

انواع مقابله به زبانی ساده:

مقابله با استرس دو نوع است: 1- مقابله های عملی و2- مقابله های ذهنی. هریك از این مقابله ها شامل موارد سالم و ناسالم است.


مقابله های سالم عملی

تصمیم جدی برای عمل به یك كار مفید، انجام فعالیتی خاص، راهنمایی گرفتن، مشورت كردن، برنامه ریزی در زندگی، جمع آوری اطلاعات در زمینه های مورد نیاز، مطالعه كردن، استفاده از روش حل مسئله، فكر كردن، سنجیدن، ارزیابی و نقد موقعیت، درجه بندی مشكلات، زمان بندی فعالیت ها و درخواست كمك از دیگران.


مقابله های ناسالم

سرقت، فرار از منزل، توسل به زور و تهدید و استفاده از آنها، خشونت و پرخاش، بزهكاری، استفاده از نیرنگ و حیله برای رسیدن به هدف، بی بندوباری.


هیجان مدار سالم

دعا و نیایش، تخلیه احساسات (گریه كردن و بیان خشم)، گفت وگوی درونی مانند دلداری و آوردن استدلال و منطق برای خود، توجه به افكار خوب و خوشایند (مثبت اندیشی)، توكل بر خداوند و اعتقاد به حكمت او (آنچه او می داند و ما نمی دانیم)، صبر و طاقت، درد دل كردن با دوستان و آشنایان.


هیجان مدار ناسالم

اعتیاد و پناه بردن به آن، بدگویی، خشونت و پرخاشگری، تخریب اموال دیگران، شكستن و پرتاب اشیاء، انجام رفتارهای ناگهانی و بعد پشیمانی، درماندگی و نومیدی، دست كشیدن از تلاش و كوشش، خواب و رویا را انتخاب كردن، پناه بردن به خرافات و فال و فالگیری.

در انتها بد نیست بدانیم هنگامی كه صحبت از مقابله با استرس به میان می آید همیشه این خود ما هستیم كه می توانیم به بهترین نحو ممكن و با استفاده از موارد مفیدی كه در بخش مربوط به مقابله های سالم (عملی و ذهنی) عنوان شد، در جهت دور كردن یا از بین بردن استرس ها در زندگی مشتركمان، تلاش كنیم. البته همان طور كه عنوان شد، كمك، راهنمایی و استفاده از وجود دیگران، در توفیق یافتن ما علیه استرس بسیار مؤثر خواهد بود. به خاطر بسپاریم همیشه برای مواجهه یا از بین بردن مشكلات و ناراحتی ها، قدم اول تعلق به خود ما دارد،چرا كه ما برای زندگی خود و فرد مقابلمان است كه عزم را جزم كرده و قدم اول تا قدم آخر را برمی داریم. قدم هایی كه در هر فاصله شان، ممكن است به دهها مشكل دیگر بربخوریم، مشكلاتی كه زمینه ساز انواع و اقسام فشارهای روحی- روانی اند،فشارهایی كه برای رسیدن به اصل زندگی و شیرینی های موجود در آن و نیز تكامل و آب دیده شدن افراد، همیشه اجتناب ناپذیر بوده و خواهند بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : نگرانی، ازدواج، قبل ازدواج، زن و شوهر، سقف، مشترک،
لینک های مرتبط :


دخترها:
شوهر، جوانش بهتر است یا جا افتاده‌اش؟!




در ازدواج مردی که از همسر آینده‌اش کوچک‌تر است، حرف و حدیث‌های بسیاری گفته می‌شود. بزرگ‌تر بودن زن در زندگی مشترک، نه تنها در فرهنگ ما یک تابو تلقی می‌شود، بلکه از نظر اغلب روانشناسان و مشاوران خانواده هم قابل پذیرش نیست. روانشناسان معتقدند، کوچک‌تر بودن مرد خانواده، در هر دوره‌ای از ازدواج، مشکلات مربوط به خودش را به همراه می‌آورد. در دهه سوم و چهارم زندگی، مردانی که از همسرشان کوچک‌ترند، ناپخته به نظر می‌رسند و نمی‌توانند عنان زندگی‌شان را به دست گیرند و در دهه‌های بعدی زندگی، این مردان از همسرشان سبقت می‌گیرند و همسری که به‌خاطر تغییرات هورمونی و شرایط بدنی‌اش به سراشیبی نزدیک شده را جا می‌گذارند. اگر شما هم برای انتخاب مردی که از شما کوچک‌تر است، مردد مانده‌اید، ادامه این مطلب را بخوانید. گرچه بقا یا شکست رابطه شما، به سن فعلی، میزان اختلاف سنی و شرایط خانوادگی و روانی هر دوی شما وابسته است اما تجربه زن و شوهرهای دیگر نشان داده است در اغلب این ازدواج‌ها، مشکلات گفته شده این همسران را آزار می‌دهند.



گاهی حوصله تان را سر می برد

تفاوت سنی زیاد آن هم در شرایطی که زن از مرد بزرگ‌تر باشد، آرام آرام فاصله میان شما را بیشتر می‌کند. ممکن است شمایی که چند سال از شوهرتان بزرگ‌تر هستید، گاهی تحمل خامی و بی‌تجربگی‌اش را نداشته باشید و از اینکه در مورد برخی از مسائل زندگی به اندازه شما نمی‌داند و به سرعت شما برخی چیزها را یاد نمی‌گیرد، آزرده شوید. این مشکل به ویژه در سال‌هایی که همسر شما 02 تا 03 سالگی‌اش را می‌گذراند، آزاردهنده‌تر خواهد بود زیرا شما بسیاری از دغدغه‌ها و تفکراتی که او در این سال‌ها با آن سر و کله می‌زند را قبلا گذرانده‌اید و اینکه او با مسائلی دست به گریبان است که شما از آنها عبور کرده‌اید، گاهی ناامیدتان خواهد کرد. بعد از مدتی ممکن است شما حوصله نداشته باشید که شاهد بزرگ شدن او باشید یا آزمون و خطایش برای به دست آوردن شغل، جایگاه اجتماعی، حل مشکلات شخصی و ارتباطی‌اش را نتوانید تحمل کنید.

فراموش نکنید اعتماد به نفس و مهارت‌هایی که آنها را ساده و عادی تلقی می‌کنید، در طول سال‌ها تجربه، آزمون و خطا به دست آمده‌اند و شاید دیدن تقلاهای فرد دیگری برای رسیدن به جایگاه فعلی شما، بعد از مدتی خسته کننده و کسالت آور شود.

او را کنترل می کنید

اختلاف سنی برای شما قدرتی را به همراه می‌آورد که توازن رابطه شما را برهم می‌زند. بزرگ‌تر بودن اگر با نشانه‌هایی که به آن اشاره کردیم همراه شود، اقتداری به شما می‌دهد که خواسته یا ناخواسته از آن استفاده می‌کنید، با کمک آن به مرور به همسری کنترلگر تبدیل می‌شوید و مدام برای همسرتان تعیین و تکلیف می‌کنید. بخشی از این اقتدار از تصور ذهنی شما ناشی می‌شود و بخشی از آن را هم همسرتان به شما هدیه می‌کند. همسری که از شما کوچک‌تر است، گاهی اعتماد به نفسش را از دست می‌دهد و احساس می‌کند که برای انجام هر کاری باید از شما کسب تکلیف کند.

برایش مادری می کنید

زمانی که چند سال یا چند دهه با همسرتان اختلاف سنی دارید، همیشه به یاد نخواهید داشت که شما «یک همسر» هستید، نه بیشتر و نه کمتر. چه بخواهید و چه نخواهید این تفاوت شما را به سمت مادری، پند و اندرز دادن یا مراقبت‌های بی‌دلیلی که گاهی آزار دهنده می‌شوند سوق می‌دهد. دلیل این اتفاق هم ساده است. شما اشتباهاتی که او امروز مرتکب می‌شود را قبلا انجام داده‌اید و نمی‌توانید بپذیرید که یک نفر به‌خاطر بی‌خبری از راه‌حل‌های ساده، راه خود را طولانی کند یا راه اشتباهی را انتخاب کند. مادری شما نه تنها به مرور از او فردی ناتوان و نابالغ می‌سازد، بلکه زمینه شورشی علیه شما در آینده را فراهم می‌کند. درست مثل بچه‌ای که روزی از امر و نهی مادرش خسته می‌شود و به دنبال استقلال می‌گردد، همسر شما هم روزی از رفتارهای رئیس مآبانه یا حمایت بیش از حدتان خسته می‌شود و برای پاره کردن تمام این قید و بندها تلاش می‌کند.

چنین روابطی معمولا با احساس شکست و سرخوردگی برای فرد بزرگ‌تر و با احساس طرد شدگی برای فرد کوچک‌تر خاتمه می‌یابد.

او را بی عرضه می بینید

شما راه خود را رفته‌اید، فرصت شغلی دلخواه‌تان را پیدا کرده‌اید و می‌دانید که امروز باید با زندگی‌تان چه کنید اما او تازه اول راه است. احتمالا خواستگار کم سن و سال شما، هنوز در دنیای رؤیاهایش زندگی می‌کند و تا رسیدن به ثبات شما، به زمان زیاد و تجربه شکست‌های بسیار نیاز دارد. اغلب کسانی که از همسرشان بزرگ‌تر هستند، ثبات مالی بهتری دارند و به همین دلیل، در رابطه‌شان احساس قدرتمندتر بودن می‌کنند. همین موضوع کوچک و به‌ظاهر بی‌اهمیت، ممکن است در شما احساس انزجار ایجاد کند و باعث شود، همسرتان را به این دلیل که درآمد کمتر و شرایط اقتصادی پایین‌تری نسبت به شما دارد، بی‌عرضه بدانید. شاید هم نخواهید به این مشکل اجازه دهید که عشق شما را ویران کند و به همین دلیل، به‌خاطر اینکه احساسات او را جریحه دار نکنید، از توقعات خود صرف نظر كرده تا غرور او را حفظ کنید.

بعد از مدتی خواهید دید زندگی فعلی شما هیچ شباهتی به آنچه پیش از ازدواج تصور می‌کرده‌اید ندارد و از اینکه تمام بار این رابطه بر دوش شماست، خسته خواهید شد.

از علایقتان دست می کشید

اگر همسرتان از شما کوچک‌تر باشد، ممکن است به‌خاطر اینکه تفاوت‌های میان شما کمتر به نظر برسد، از بخش‌هایی از زندگی‌تان دست بکشید. شاید گمان کنید برخی علایق شما برای او جالب نیستند و به همین دلیل آنها را کنار بگذارید و به کارهایی رو بیاورید که او به انجام‌شان عادت دارد. شما ممکن است از علایق گروه سنی خود فاصله بگیرید و به جای معاشرت با دوستان هم سن و سال‌تان، با گروه دوستی او رابطه بیشتری برقرار کنید و مثل آنها رفتار کنید تا جوان‌تر به نظر برسید. این موضوع کم کم به ظاهر شما هم سرایت پیدا می‌کند و از سبک پوشش گرفته تا جنس تفریحات‌تان را متحول می‌کند؛ تحولی که شاید در آغاز عادی به نظر برسد اما بعد از مدتی شما را از خود واقعی‌تان دور می‌کند و آزار دهنده به نظر می‌رسد.

بودن در کنار کسانی که از شما جوان‌تر و پرانرژی‌تر هستند، در آغاز ممکن است هیجان انگیز باشد اما یادتان نرود آدم‌ها بعد از مدتی زندگی هیجان‌انگیز، باز هم می‌خواهند به روزهای قبلی‌شان برگردند و با عادت‌هایشان زندگی کنند.

به خودتان شک می‌کنید

بودن در کنار مردی که سال‌ها از شما جوان‌تر است و در اوج آمادگی جسمانی به سر می‌برد، شما را نسبت به خودتان دچار تردید خواهد کرد. چیزی نخواهد گذشت شما خودتان را با زنان هم سن و کوچک‌تر از او مقایسه کرده و با دیدن هر چروک یا افتادگی کوچک در صورت‌تان، از دست دادن تناسب اندام یا پیدا شدن گاه و بی‌گاه یک تار موی سفید در سرتان، نسبت به تناسب میان خود و او تردید کنید. شک شما نسبت به خودتان و تناسب این رابطه، به مرور شما را نسبت به او بی‌اعتماد خواهد کرد و حضور او در اجتماع و در کنار زنان جوان‌تر، از نظر شما یک تهدید تلقی خواهد شد. شاید در زمانی که به او «بله» می‌گویید، نسبت به فردی که قرار است زیر یک سقف با شما زندگی کند اعتماد کامل داشته باشید، اما اگر اعتماد به خود را از دست دهید، آرام آرام به کوچک‌ترین رفتاری که همسرتان انجام می‌دهد حساس می‌شوید و با بی‌اعتمادی زندگی را برای خودتان و او سخت می‌کنید.

چون دختر‌ها از لحاظ جسمی و عقلی زود‌تر بالغ می‌شوند، از معکوس بودن اختلاف سنی ازدواج لطمه زیادی می‌بینند. زمانی که خانم‌ها به سن یائسگی نزدیک می‌شوند، این تفاوت سنی خودش را بیشتر نشان می‌دهد و به چشم هر دو طرف دردسرساز می‌شود.

تصمیم‌تان را بگیرید

اگر با وجود خواندن این متن، هنوز هم گمان می‌کنید برای ازدواج با خواستگاری که از شما کوچک‌تر است مصمم هستید، به این سؤالات جواب دهید. در صورتی که پاسخ شما به 4 سؤال از این 7 سؤال منفی باشد، نباید انتظار موفقیت از این رابطه را داشته باشید. اما قبل از خواندن سؤالات صادق باشید و فراموش نکنید این، یکی از مهم‌ترین تصمیمات زندگی شماست.

  برای او احترام قائل هستید؟

  به او افتخار می‌کنید؟

  به او اعتماد دارید؟

  از او می‌آموزید؟

  خانواده و اطرافیان‌تان به این ارتباط احترام می‌گذارند؟

  از تفریحات و معاشرت‌هایش لذت می‌برید؟

  تصمیمات و روش زندگی‌اش را عاقلانه می‌پندارید؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : ازدواج، شوهر جاافتاده، شوهر عاقل، زن و شوهر، اختلاف سن،
لینک های مرتبط :



دلایل اصلی اختلاف میان زوج های جوان



اختلاف و تعارض بین مرد و زن زمانی اتفاق می افتد که یک طرف انتظار و توقعی خاص از رفتار طرف مقابل دارد و یا در یک موقعیت یا شرایط خاص طور خاصی احساس یا فکر می کند.

هم مرد و هم زن ممکن است اهدافی شبیه به هم در حل یک مشکل یا برطرف کردن یک اختلاف داشته باشند اما طریقه نزدیک شدن به این مشکلات و نگاه کردن این دو جنسیت به آن متفاوت است. نداشتن آگاهی درمورد رویکرد جنس مخالف برای حل مشکل یکی از منابع بروز اختلاف بین زن و مرد است.

اختلاف بر سر مسائل مالی

هم برای مردها و هم زن ها، بسیاری از منابع بروز اختلاف درمورد مسائل مالی از سنین کودکی و معمولاً توسط والدین یا شرایط زندگی یاد گرفته می شود. مثلاً مردی که یاد گرفته است برای کنار آمدن با یک مشکلِ احساسی خاص پول خرج کند ممکن است در چنین موقعیتی برود و یک ماشین نو بخرد. این خرید گزاف احساس بهتری به او می دهد اما فشار زیادی بر هزینه های خانواده وارد می کند. مسائل مالی دیگری که موجب اختلاف می شود قمار کردن، اعتیاد، نابرابری درآمدها، خرید اعتیادگونه، بالا بودن سطح توقعات و از این قبیل است. زوج هایی که درمورد مسائل مالی وجه اشتراک و رویکرد یکسان ندارند دچار اختلاف می شوند.

اختلاف بر سر مسائل جنسی

تفاوت در این محدوده فرصت های زیادی برای تعارض و بروز اختلاف بین زن ها و مردها ایجاد می کند. میزان تستوسترون در مردها ۱۰ تا ۲۰ برابر است. مردها در هر موقعیت و شرایطی آمادگی رابطه جنسی را دارند. زن ها برای آماده شدن نیاز به زمان دارند و درمورد نزدیکی موردانتظار و عواقب آن فکر می کنند. مردها به رابطه جنسی به عنوان یک نتیجه، یک پیروزی یا یک هدف به نوبه خود نگاه می کنند. برای زن ها، عمل جنسی نشانه آجر دیگری برای ساخت یک رابطه عاشقانه است. این رویکردهای متفاوت از روابط جنسی موجب بروز اختلافات شدید بین زوج ها می شود.

اختلاف بر سر مسائل احساسی

زن ها و مردها به طرقی کاملاً متفاوت با مشکلات احساسی برخورد می کنند. مردها هم عواطف را حس می کنند ، اما به طریقی متفاوت از خانم ها با آن برخورد می کنند. مردها از سنین خیلی کم یاد می گیرند که مردها گریه نمی کنند، در خودشان می ریزند و به راهشان ادامه می دهند. اما خانم ها آزادانه احساساتشان را ابراز می کنند. ارتباط بین دو نیمه مغز خانم ها تا چهار برابر بیشتر از مردهاست. این یعنی مردها قادر نیستند مثل خانم ها احساساتشان را بروز دهند. مردها معمولاً از اختلافات عبور می کنند اما خانم ها متعجبند که چرا آنها را در آغوش نگرفته و درمورد مشکلشان حرف نزده اند.

اختلاف بر سر حل مشکلات

مغز آقایان به طریقی متفاوت از خانم ها طراحی شده است. تعداد نورون های عصبی که دو نیمه مغز را با هم مرتبط می کند در آقایان یک چهارم خانم هاست. ب ه اطر این اختلاف، مردها برای حل یک مشکل در آنِ واحد روی نیمکره چپ مغزشان متمرکز می شوند. دسترسی خانم ها بین نیمکره راست و چپ مغزشان راحت تر است و بهتر می توانند در یک زمان روی چند مشکل کار کنند. این یعنی هم مردها و هم زن ها می توانند به یک اندازه خوب مشکلات را حل کنند اما هر کدام به طریقی متفاوت به آن نزدیک می شوند. نتوانستن و نخواستن حل مشکل فقط موجب بروز مشکلات بیشتر بین دو طرف می شود.





نوع مطلب : اجتماعی، راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : اختلاف، زن و شوهر، همسر داری، روابط، ازدواج،
لینک های مرتبط :



چاره ایی برای  ازدواج‌های اجباری

 


این روزها با وجود ازدواج های غیرسنتی، هنوز هم کسانی هستند که با فشار اطرافیان مجبور به انتخاب و ازدواج می شوند اما مدتی بعد، احساس می کنند هنوز نتوانسته اند با فرد جدید ارتباط عاطفی خوبی برقرار کنند.

 

مسوولیت پذیر باشید

یکی از معیارهای همسر مناسب و یکی از شرایط ازدواج موفق «دوست داشتن» فرد مقابل است. توجه داشته باشید اگر دچار این مشکل هستید،‌ مسئولیت پذیر باشید. فرد وظیفه شناس و مسئولیت پذیر، مسئولیت کارها و اشتباهات خود را می پذیرد و اجازه نمی دهد دیگری به خاطر اشتباه وی دچار خسران و زیان گردد.

 

به بیان دیگر یا از همان ابتدا باید فردی را انتخاب می کردید که علاوه بر اینکه تمام معیارهای خوب را دارا بود، ‌به دل شما هم می نشست و یا اینکه اگر در ابتدا به این مطلب مهم توجه نکرده اید نباید زندگی را به سادگی از هم بپاشید.

 

فرد مقابل به اندازه شما در این زندگی سهیم است و شما با اشتباهتان او را هم درگیر مشکلات عدیده ای کرده اید. در این وضعیت بهترین و درست ترین حالت این است که تمام سعی و تلاشتان را برای عشق ورزی و مورد محبت قرار دادن نامزدتان قرار دهید تا مهر و محبت او به دلتان ورود یابد.

 

چطور محبت ایجاد کنیم؟

 

1 – انجام کارها و فعالیت هایی که باعث افزایش مهر فرد مقابل (نامزد) در دلتان می شود:

به نامزدتان ابراز علاقه کنید. به او بگویید که دوستش دارید. این جمله هم در دل خود شما اثر می کند و هم دل نامزدتان را پر از محبت شما می گرداند. محبت به طور طبیعی محبت می آفریند. اگر نامزدتان به شما ابراز علاقه و محبت کرد، ‌این لطف او را بی پاسخ نگذارید.

 

2 – توجه بیشتر به ویژگی های مثبتی که نامزدتان دارد می تواند محبت او را در دلتان عمیق تر کند. نیمه پر لیوان را ببینید. در این وضعیت نیز یکی از کارهای مهم توجه به ویژگی ها و اخلاقیات مثبت نامزدتان است. این امر باعث می شود نکات مثبت و خوب نامزدتان بیشتر از نکات منفی وی به چشمتان بیاید و علاقه تان به وی بیشتر و بیشتر شود.

 

3 – عشق و علاقه او نسبت به خود را باور کرده و برای این عشق احترام قائل باشید.

فرد مقابل به اندازه شما در این زندگی سهیم است و شما با اشتباهتان وی را نیز درگیر مشکلات عدیده ای کرده اید. در این وضعیت بهترین و درست ترین حالت این است که تمام سعی و تلاشتان را برای عشق ورزی و مورد محبت قرار دادن نامزدتان قرار دهید تا مهر و محبت وی به دلتان ورود یابد

 

4 – روی آینده متمرکز شوید و سعی کنید زندگی آینده خود را با او تصور کنید. اهداف و برنامه های مشترک برای زندگی مشترکتان در نظر بگیرید و روی اجرای آنها متمرکز شوید تا به هم نزدیک شوید. نه احساسی که به او دارید و میانتان فاصله می اندازد. ما با کسانی که اهداف مشترک داریم، احساس نزدیکی بیشتری می کنیم. مثل همکارانی که با آنها روی یک پروژه کار می کنیم یا همکلاسی دانشگاه که یک تحقیق مشترک داریم. پس اگر این اشتراکات در مسائل اصلی زندگی میان شما و همسرتان ایجاد شود، احساس علاقه و نزدیکی بیشتری به او خواهید داشت.





نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، خانه و خانواده، 
برچسب ها : اجبار، ازدواج تحمیلی، همسر تحمیلی، همسر، زن و شوهر، ازدواج اجباری،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic