دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان


دخترونه : کدام پیشنهادهای ازدواج را جدی بگیریم؟




مجله زندگی ایده آل:
 برای هر دختری پیش می‌آید که در زندگی چند بار درمعرض پیشنهاد ازدواج قرار می‌گیرد. سال‌ها قبل این پیشنهادها سنتی بود و در قالب خانواده‌ها و با نظارت آنها مطرح می‌شد و خانواده‌ها با تجربه و درایتی که داشتند آنها را مدیریت می‌کردند اما حالا در بیشتر مواقع دخترها خودشان در معرض پیشنهاد ازدواج قرار می‌گیرند و بعد آن را به خانواده منتقل می‌کنند. مشکل اینجاست که دخترهای جوان تجربه کافی ندارند و ممکن است اشتباه کنند. ممکن است کسی که پیشنهاد را مطرح می‌کند قصد واقعی برای ازدواج نداشته باشد. برای اینکه بفهمید فردی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد چقدر در تصمیم خود مصر است، این سؤالات را از خودتان بپرسید. اگر جواب‌تان به آنها مثبت بود، می‌توانید پیشنهادی که به‌ شما شده را جدی بگیرید.



آیا او شما را خوب می‌شناسد؟

طبیعی نیست کسی بعد از گذشت فقط 2 هفته از آشنایی به شما پیشنهاد ازدواج بدهد. این پیشنهادها در چنین مدت کوتاهی یا از علاقه‌ شدید می‌آید یا از قصد فریب. ازدواج تصمیمی است که افراد برای همه عمر می‌گیرند و هیچ‌کسی نمی‌تواند ادعا کند بعد از گذشت یک زمان کوتاه فرد مورد نظرش برای ازدواج را انتخاب کرده است. لازمه‌ ازدواج شناخت متقابل است و لازمه شناخت گذشت زمان است. درباره فردی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد فکر کنید و ببینید او شما را چقدر می‌شناسد. سؤال‌های خاصی از شما پرسیده، رفتار خاصی از شما دیده یا شرایط بین شما به گونه‌ای بوده که از هم به شناخت کافی برسید یا نه؟ شما در آن لحظه به جای هیجان زده و احساساتی شدن باید دقیقا متوجه شوید او به خاطر چه به شما این پیشنهاد را داده. اگر به نظرتان پیشنهادش منطقی نیست و از شناخت کافی برنمی‌آید در صحت آن شک کنید. این شناخت باید درباره خانواده‌ها هم باشد. اگر خانواده‌ای کاملا سنتی دارید و کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد پسری با سر و وضع کاملا امروزی است به دلایلش عمیق‌تر فکر کنید.

 آیا آماده است؟

اگر می‌بینید فردی که به شما پیشنهاد ازدواج داده، مدتی است دارد برای تغییر زندگی‌اش برنامه‌ریزی می‌کند، می‌توانید مطمئن باشید قبلا به این موضوع فکر کرده و در تصمیمش مصمم است. این تصمیم برای تغییر می‌تواند در قالب‌های مختلفی رخ دهد. مثلا او به فکر خرید خانه افتاده، شغل ثابتی برای خودش دست و پا کرده، دارد پول پس‌انداز می‌کند یا چیزهای دیگر. صرف وقت بیشتر در خانه به جای گذراندن آن با دوستان، خارج شدن از لباس‌های اسپرت و بیشتر مردانه پوشیدن و دست برداشتن از شوخی‌های زننده هم می‌تواند نشانه‌ آماده شدن برای زندگی مشترک از طرف مردان باشد. به‌علاوه این شخص باید این آمادگی را در شما هم تشخیص داده باشد. اگر شما دختری هستید که تازه در یک شهرستان مشغول تحصیل شده‌اید و فردی به شما پیشنهاد ازدواج داده، معلوم است که یا شناخت کافی از شما ندارد یا برنامه‌های زندگی شما برایش به اندازه کافی مهم نیست یا اگر سن‌تان خیلی کم است، تازه طلاق گرفته‌اید یا به تازگی پدرتان را از دست داده‌اید و با پیشنهاد ازدواج مواجه شده‌اید، بدانید که فرد مورد نظر در مورد ازدواج خوب فکر نکرده است. این موارد می‌تواند در مورد مردان هم صادق باشد. پسری که درآمد مناسبی ندارد و پدرش هم به‌تازگی ورشکست شده، آماده برای ازدواج نیست. این موارد را تعمیم دهید به پسری که سربازی نرفته، دانشجوست و تا چند سال دیگر موقعیت کار کردن ندارد و موارد دیگر.

 آیا قبلا در این مورد با شما حرف زده؟

اگر فردی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد خیلی ناگهانی و غیرمنتظره پیشنهادش را مطرح کرده باید درباره آن بیشتر فکر کنید. معمولا مردها قبل از به نتیجه رسیدن درباره تصمیم به این مهمی، خوب درباره آن فکر کرده‌اند و همه جوانب کار را سنجیده‌اند. پس منطقی است شما متوجه این فکرها و روند تصمیم‌گیری آنها شده باشید. این فکرها لازم نیست مستقیم مطرح شوند. مثلا اگر نامزد شما قبلا درباره داشتن بچه نظر شما را پرسیده باشد، یعنی به مقوله ازدواج فکر کرده است. این فکرها می‌توانند در قالب سؤال‌های دیگری هم مطرح شده باشند. مثلا اینکه شما دوست دارید خانه‌تان کجا باشد، دوست دارید بعد از ازدواج کار کنید یا نه، درباره مهریه چه فکر می‌کنید، چه مجلسی را برای عروسی دوست دارید، درباره تربیت بچه‌ها چه فکر می‌کنید و سؤال‌هایی از این دست. 



آیا وقت خواستگاری تعیین کرده؟

به هر حال مراحل ازدواج در فرهنگ ما سنتی انجام می‌شود و شما نمی‌توانید جدا از خانواده‌های‌تان در مورد این مسئله به توافق برسید. کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد باید بعد از توافق اولیه‌ شما، بلافاصله درباره قرار گذاشتن خانواده‌ها با هم حرف بزند. شما تصمیم‌گیرنده نهایی نیستید و بعد از این مرحله این تصمیم باید به خانواده سپرده شود. فرد مورد نظر باید بلافاصله با پدرتان قرار بگذارد یا اجازه بگیرد مادرش برای قرار خواستگاری به مادر شما تلفن کند. اگر پیشنهاد ازدواج مطرح شد و مراحل بعدی و در جریان گذاشتن خانواده‌ها گفته نشد، یعنی آن تصمیم به اندازه کافی مصرانه و منطقی نیست.

 آیا زمان و مکان مناسبی را انتخاب کرده؟

موقع راه رفتن، در ماشین، سر کار، بعد از یک روز خسته کننده در راه برگشت به خانه در مترو، در پارک، هیچ‌کدام از اینها جای مناسب برای دادن پیشنهاد ازدواج نیست. فرد پیشنهاد دهنده باید قبلا در مورد کاری که می‌خواهد انجام دهد، فکر کرده باشد و این فکر در انتخاب مکان و زمان مناسب و روش صحیح صحبت کردن نمود پیدا می‌کند. روش درست این است که پیشنهاد در یک رستوران مناسب و قابل احترام مطرح شود. شما آماده یک بحث مهم باشید، هر دو لباس مناسب به تن داشته باشید، خسته نباشید و وقت کافی برای حرف زدن داشته باشید. رستوران شلوغی که در آن مدام از دور و بر میزتان آدم رد می‌شود و باید بلافاصله بعد از صرف غذا از آن بیرون بروید جای مناسبی برای این‌جور حرف‌ها نیست. البته اگر او شما را غافلگیر کرده و برای دادن پیشنهادش به شکل غیرمعمول برنامه‌ریزی کرده آن را درک کنید و جزء نکات مثبت به حساب بیاورید. بعضی مردها دوست دارند متفاوت باشند. مثلا پیشنهاد ازدواج‌شان را روی جزوه‌ای که به‌ آنها داده‌اید، بنویسند، به شکل یک نامه‌ اداری به همراه دسته گل برای‌تان پست کنند یا در یک کنسرت از خواننده بخواهند پیشنهاد را در میکروفن از طرف او بیان کند.

آیا خانواده‌اش را در جریان گذاشته؟

ازدواج پیوند خانواده‌هاست. کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد باید قبل از آن با خانواده‌اش صحبت کرده باشد. اگر خانواده او شما را نمی‌شناسند پیشنهاد ازدواج نمی‌تواند خیلی منطقی و فکر شده باشد.



 آیا برای‌تان هدیه گرفته؟

هدیه دادن هنگام مطرح کردن پیشنهاد ازدواج یک رسم است. به علاوه این کار نشانه احترام فرد متقابل به شماست. مطرح کردن چنین درخواست بزرگی با دست خالی کمی زشت و غیرمحترمانه به نظر می‌رسد. اگر توافق دارید و فرد مورد نظر می‌داند به احتمال زیاد پاسخ شما مثبت است، معمولا باید هدیه مرسومی آماده کرده باشد. اگر در خانواده شما این رسم نیست یا طرف مقابل از جواب شما مطمئن نیست، تقدیم کردن یک دسته‌گل زیبا هم مناسب به نظر می‌رسد.

چیزی برای گفتن آماده کرده؟

نحوه عنوان کردن پیشنهاد ازدواج هم بسیار مهم است. کسی که به شما پیشنهاد می‌دهد باید از قبل حرفی برای گفتن آماده کرده باشد. باید کاملا محترم وارد صحبت شود و در صحبت‌هایش تمام جوانب را بسنجد. جواب شما باید برای او مهم باشد. این را از حرف‌هایش می‌توانید بفهمید. علاوه بر این او باید طبق شناختش از شما، خود را برای هر جوابی آماده کرده باشد و جواب شما را با روی باز پذیرا باشد. مردانی که بلافاصله و در همان روز منتظر جوابند یا خودخواه هستند یا غیرمنطقی. طبیعی است که شما برای فکر کردن درباره چنین سؤال مهمی چندین روز وقت بخواهید. حتی اگر فکر می‌کنید جواب‌تان مثبت است، باز هم بهتر است درباره آن فکر کنید و با چند نفر و از همه بهتر یک مشاور صحبت کنید.




نوع مطلب : دخترونه، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : پیشنهاد ازدواج، ازدواج، دخترونه، جدی، ازدواج جدی، سنتی، ازدواج سنتی،
لینک های مرتبط :




دخترونه :


 تیپ خانمانه و جذاب برای دختران جوان





توجه توجه! بعضی چیزها علائم دارند! زنگ خطر می‌زنند! اما وقتی ندانید که نمی‌توانید رعایت‌شان کنید! مثلا همین سبک لباس پوشیدن‌تان را درنظر بگیرید. به کمدتان نگاه کنید. کشوها را وارسی کنید. متوجه زنگ خطرها نمی‌شوید مگر اینکه آنها را بشناسید.

در ظاهر آراسته این شماره مخاطب اصلی دختر خانم‌های جوان هستند. همان‌هایی که هنوز بین کودکی و بزرگسالی تاب می‌خورند. دست‌تان را به من بدهید و وارد دنیای خوش‌پوشی بزرگسال‌ها شوید!

دختر خانم عزیز و دوست داشتنی! طبیعی است که در اوایل ورود به دوره بزرگسالی کمی گیج شوید و ندانید انتخاب چه لباس‌هایی برای شما مناسب است، اما اگر سن‌تان از 20 رد شده و همچنان تی‌شرتی با عکس باربی یا کیتی را در مهمانی‌های خودمانی خانوادگی به تن می‌کنید، باید با یک علامت تعجب بزرگ به استقبال‌تان بیایم. بد نیست  از دوران خردسالی دل بکنید و سعی کنید ظاهر و رفتارتان را با سن‌تان هماهنگ کنید. می‌پرسید اول از کدام شروع کنم؟ قطعا از لباس‌های‌تان! رفتار شما هرقدر هم خانمانه باشد بلوز کارتونی‌تان ریز‌ریز به شما خواهد خندید!




بعضی‌ها فکر می‌کنند شیک بودن و پوشیدن لباس‌های سایز کوچک مترادف هم هستند. از این خبرها نیست! دوست عزیز! چنانچه همچنان لباس‌های دوران کودکی‌تان را به هوای تنگ و زیبا بودن نگه داشته‌اید، وقتش است که به آنها نگاهی دوباره بیندازید. شما که دل‌تان نمی‌خواهد هر بار که به قفسه لباس‌های‌تان نگاه می‌کنید با لباس‌های سایز صفر مواجه شوید؟ این لباس‌ها را به کسانی که نیاز دارند، ببخشید و در عوض سراغ انتخاب گزینه‌های جدید بروید. همان‌هایی که می‌توانید با راحتی تمام آنها را به تن کنید.

ترس از ارتفاع سر جای خودش اما یک‌جفت کفش پاشنه بلند که ترس ندارد! وجودش نشان دهنده این است که کمد شما یکی از عناصر اصلی‌اش را دارد. اگر کفش پاشنه بلند ندارید وقتش شده که دست به کار شوید. شما دیگر خانم شده‌اید و هر خانمی به حداقل یک جفت کفش پاشنه‌دار نیاز دارد. البته اصلا قرار نیست که مرتب از این کفش‌ها استفاده کنید. فقط وقتش رسیده که دایی‌ها و خاله‌ها متوجه شوند دختر کوچولوی‌شان خیلی قد کشیده است!




خیلی دوست دارید با دوستان نزدیک‌تان به خرید بروید؟ به حرکت‌های خرید هم‌شکل علاقه دارید؟ «وای ما 3 تا همیشه با همیم پس باید شکل هم لباس بپوشیم!» صدای بوق اخطار را می‌شنوید؟ بهتر است مثل یک خانم رفتار کنید. می‌توانید گروه دوستی‌تان را داشته باشید اما اصلی‌ترین مسئله سلیقه شخصی‌تان را از دست ندهید. اصلا ممکن است شبیه دوستان‌تان لباس نپوشید اما با حضور در مکان‌های عمومی احساس کنید که از نظر پوشش هیچ فرقی با دیگران ندارید. با خودتان فکر کنید شما که هستید و چه سبک لباس‌هایی به شما بیشتر می‌آیند؟ کدام لباس‌ها شما را خاص‌تر از قبل نشان می‌دهند.

قبلا هیچ عیبی نداشت اگر هرجایی که می‌رفتید یک جفت کفش آل‌استار رنگی به‌پا می‌کردید. آن موقع‌ها کسی از شما توقع نداشت ادای آدم بزرگ‌ها را در بیاورید. اما حالا بحث از ادا درآوردن گذشته و شما واقعا آدم بزرگ شده‌اید! پس لازم نیست مرتب از کفش‌های کتانی یا آل‌استار استفاده کنید. کفش‌های تخت برندهایی مثل آدیداس یا نایکی هم خانمانه هستند و هم راحت و استاندارد. برای تغییر ظاهرتان از اینها شروع کنید و کم‌کم به کفش‌های پاشنه تخت بوتیک‌ها برسید.





هر دفعه که قرار است به مهمانی بروید در کمد را باز می‌کنید، همه فکر می‌کنند شما رکوردار داشتن لباس‌ هستید اما فقط خودتان می‌دانید که هیچ‌کدام از اینها به درد نمی‌خورند! لباس‌هایی که هدیه گرفته‌اید، تحت جو زدگی آنی تهیه کرده‌اید یا حتی هدیه گرفته‌اید! اینها را بگذارید کنار! جز اینکه با دیدن‌شان خودتان را گول بزنید که من یک عالمه لباس دارم کاربرد دیگری نخواهند داشت. تا زمانی که آنها را رها نکرده‌اید چیزهایی که واقعا به آنها نیاز دارید مشخص نخواهند شد. این لباس‌ها را هم به کسانی که می‌توانند از آنها استفاده کنند ببخشید و در عوض کم‌کم به تهیه لباس‌هایی که شما را زیباتر از همیشه نشان می‌دهند، مشغول شوید.

کیف‌های کوچولو، بامزه و کم جا! اما یادتان باشد وسایلی که از این به بعد باید با خودتان حمل کنید خیلی بیشتر خواهند شد، آینه، لوازم آرایشی و یک شیشه عطر سبک به چیزی بیشتر از یک کیف نقلی احتیاج دارند. وقتش شده که سراغ خرید کیف‌های بزرگ‌تر بروید. هیجان‌تان را درک می‌کنم ولی لطفا طرف کیف‌های صورتی نروید!




لباس‌ها هم مثل خوراکی‌ها تاریخ انقضا دارند. در زمان خودشان از آنها استفاده کنید و بعد طرف‌شان نروید (یادتان باشد قرار نیست توی کمد باشند و طرف آنها نروید، رجوع شود به مورد بخشیدن لباس‌ها!) یکی از این لباس‌های تاریخ گذشته برای دخترخانم‌های جوان جین‌های وصله‌دار یا گلدوزی شده است! درست است، این شلوارها زیبا هستند اما نه برای شما که دوست دارید در هر سنی خوش‌پوش باشید. یک شلوار جین آبی تیره که راسته یا لوله تفنگی است، تهیه کنید. این شلوار جز اوجب واجبات کشوی شما خواهد بود. می‌پرسید چرا؟ چون قابلیت ست شدن با انواع شومیزها و بلوزهای زیبا را دارد!





نوع مطلب : دخترونه، مد و زیبایی، 
برچسب ها : تیپ دخترونه، جذاب، شیک، تیپ جذاب، دخترونه، تیپ خانمانه، دختران جوان،
لینک های مرتبط :



دخترونه:سه ماهه لاغر و خوش اندام شوید





در اینجا یک برنامه ریزی عالی برای پیاده روی نوشته ایم که  کمک می کند در عرض 12 هفته لاغر و خوش اندام شوید. 

1.    شروع برنامه ریزی

پیاده روی رایگان و آسان است و همیشه در همه جا و همه حال می توان آن را انجام داد. اگر یک برنامه پیاده روی دایمی در زندگی داشته باشید، بیشتر عمر می کنید. با یک ساعت پیاده روی در هر روز می توانید حدود 125 کالری در هر ساعت بسوزانید. 

2.    هفته اول و دوم

سعی کنید همیشه در بیرون از خانه پیاده روی کنید. مهم نیست در چه فصلی هستید، مهم این است که در هوای آزاد این ورزش را انجام دهید. اما اگر به هر دلیلی داخل خانه یا باشگاه را برای پیاده روی انتخاب کرده اید، حتما در طول ورزش موسیقی گوش کنید. در هفته نخست، سه تا چهار مرتبه 10 دقیقه پیاده روی تند داشته باشید. در هفته دوم نیز دو دقیقه به آن اضافه کنید. 



3.    هفته سوم و چهارم

در هفته سوم و چهارم سعی کنید بین 20 تا 30 دقیقه پیاده روی داشته باشید و سرعت گام های خود را بیشتر کنید و به تعداد روزهای پیاده روی نیز بیفزایید. در این دو هفته به شکل پیاده روی خود توجه کنید. کاملا صاف بایستید، شانه ها را عقب و شکم را تو بدهید و سر را بالا بگیرید. سعی کنید به هیچ وجه در طول پیاده روی قوز نکنید و همیشه چانه تان موازی زمین باشد. سرعت و شدت حرکت ها را زیاد کنید تا بدن بیشتر تحرک داشته باشد و از بازوهای خود پیستون بسازید. برای این منظور، آرنج خود را با زاویه 85 درجه خم کنید و از کنار نیمه سینه تا ران و پشت تکان دهید. 

4.    هفته های 5 و 6

برای اینکه پیاده روی برایتان خسته کننده نشود، موسیقی و مسیر خود را عوض کنید. فاصله پیاده روی را به فاصله های یک تا دوبار در هفته افزایش دهید. 5 دقیقه اول پیاده روی را با قدم های ثابت و یکنواخت آغاز کنید. سپس 90 ثانیه با بیشترین سرعتی که می توانید راه بروید. 90 ثانیه بعدی را گام های آهسته بردارید. اگر بیرون از خانه هستید و ساعت ندارید، از یک تیر چراغ برق سرعت خود را زیاد کنید تا به تیر بعدی برسید. این کار را چهار بار تکرار کنید و سپس 5 دقیقه آرام قدم بزنید تا کمی خنک و آرام شوید. در هفته های آینده، قسمتی که باید با شدت راه بروید را بیشتر کنید یا زمان استراحت خود را هر روز 15 ثانیه کاهش دهید. 

5.    هفته های 7 و 8

ورزش کردن خود یک پاداش بزرگ برای انسان است. اما اضافه کردن برخی حرکات اضافه همچون ماساژ می تواند باعث مفرح تر شدن برنامه ورزشی شما بشود و باعث شود در این مسیر ثابت قدم باشید.   

6.    هفته های 9 تا 12

سعی کنید هر دفعه مقداری به مسافت حرکت خود اضافه کنید. اگر برنامه پیاده روی را با روند افزایشی در هر ماه ادامه دهید، پس از سه ماه متوجه تغییرات اساسی در بدن و اندام خود خواهید شد. 

حرکات کششی

کمی کشش عضلات باعث می شود درد کمتری در ماهیچه های خود احساس کنید. پس از پیاده روی، ماهیچه هایی که درگیر بوده اند را بکشید و ماساژ دهید. هر کشش را 10 تا 20 ثانیه نگهدارید و سپس طرف دیگر را آغاز کنید. 



زردپی پشت زانو: برای کاهش درد ماهیچه پشت زانو، صاف و کشیده روی یک پا بایستید و پای دیگر را روی صندلی کوتاهی قرار دهید. بدن خود را آرام به سمت کپل ها بکشید. در حین انجام این حرکت، کمر خود را صاف نگه دارید. 

ماهیچه جلو ران: حرکت فلامینگو را برای کشیده شدن جلوی ران خود تمرین کنید. یک دست را به دیوار تکیه دهید و همزمان روی یک پا بایستید و زانوی دیگر را خم کنید و قوزک خود به سمت عقب نگه دارید. نیم تنه خود را صاف و زانوها را به هم چسبیده نگهدارید. 

ماهیچه ساق پا: رو به دیوار بایستید و کف دست ها را به دیوار بچسبانید. یکی از پاها را به پشت خود بکشید. هر دو پا را صاف روی زمین بگذارید. یکی از زانوهای خود را به سمت جلو تا کنید البته از انگشتان پایتان جلوتر نرود. انگشتان پا رابه جلو بکشید. ران ها را موازی دیوار قرار دهید و پشتتان صاف باشد.  




نوع مطلب : دخترونه، بهداشت و تغذیه، 
برچسب ها : لاغری، خوش اندامی، اندام مناسب، دخترونه، رژیم لاغری،
لینک های مرتبط :



دلایل زنانه برای دوست داشتن



دوستان ما همان خانواده ای هستند که خودمان انتخاب می کنیم. بعضی از آنها شوخ طبع هستند و بعضی ها جدی. در اینجا دلایلی را بازگو می کنیم که چرا ما به یک دوست نیاز داریم.



1. خرید

اگر می خواهید تجربه خرید کردن با کسی را داشته باشید، با یکی از دوستان دختر خود به خرید بروید. همسر یا نامزد شما هر چقدر هم مرد خوبی باشد، ولی فقط دوستتان است که می داند فرق بین کفش پاشنه بلند چرمی قرمز و ورنی قرمز چقدر مهم است.

2. درمان گروهی

شما با هر مشکلی که روبرو باشد (در مورد رابطه، کار، افسردگی عمومی) هیچ چیز بهتر از دیدگاه های منحصر بفرد دوستانتان نیست. نیازی نیست برای گروهی از دوستانتان توضیح زیادی بدهید تا آنها بفهمند که چه می گویید.

3. هر برنامه تلویزیونی

مهم نیست که چقدر سعی کنیم ذهن مردها را تغییر دهیم، آنها همیشه این لذت ما را غیرقابل تحمل می دانند. ولی عیبی ندارد. لازم نیست مرد شما همان علایق شما را داشته باشد. از این بهانه برای مهمانی های دوستانه خود استفاده کنید.

4. شب تفریح دختران

گاهی اوقات خانم نیاز دارند که با دوستانشان بیرون بروند. بودن در جمع دوستانی که شما را دوست دارند، از شما حمایت می کنند و به شما حس آزادی شادی می دهند، اغلب شما را یاد بخشی از وجودتان می اندازد که گاهش فراموشش می کنید.

5. ابراز احساسات

پسرها همیشه پسر می مانند و گاهی دیدن واکنش های آنها در مورد اینکه نمی توانند ذهن شما را بخوانند، شما را به یاد یک همدرد می اندازد. از طرف دیگر، گاهی باید آنها را تشویق کنید و هیچ چیز بهتر از این نیست که به یاد داشته باشید که دوستانتان به خاطر شریکی که شما دارید، به شما غبطه می خورند.



6. مسائل جنسی و زبان بدن

شاید شما سوالی از همسر یا نامزدتان داشته باشید که جواب آن را نتوانید از او بخواهید. از طرفی دوست دارید بدون اینکه او متوجه همان کسی باشید که در ابتدای رابطه او عاشقش شد. مسائلی مثل عفونت قارچی را می توانید با دوستتان مطرح کنید.

7. رقص درمانی

وقتی دیگر جای عقب نشینی نباشد، رقصیدن امکانات زیادی برایتان می آورد. شاید رقصیدن با همسرتان همیشه ایده آل باشد، ولی گاهی ترجیح می دهید بدون اینکه به همسرتان فکر کنید فقط با دوستانتان خوش بگذرانید.

8. برای حقیقتی که هیچ فردی دیگری به شما نخواهد گفت

در نهایت شما دوستانی می خواهید که احساس خوبی درباره خودتان به شما بدهند. خیلی خوب است که از او سوالی بپرسید و او پاسخ صادقانه ای بدهد. چه در مورد شلوار ارزان قیمت شما یا درباره نامزدی که به خانواده شما نمی آید.

9. آنها با شما همدردی می کنند

شما به کسانی نیاز دارید که چه خوب چه بد همان چیزهایی را تجربه کنند که شما تجربه کرده اید. هرچه باشد، دانایی از تجربه می آید. زنان بیشتر گرایش به گوش دادن دارند و مردان گرایش به حل مشکل دارند.

10. برای آنکه دوست بهتری باشید

انجام کارها – تعطیلات، شام و غیره – بطور جداگانه همیشه گزینه بهتری است. زیرا بدین ترتیب شما زن، دوست یا همسر بهتری می شوید. زنی با شبکه ای از دوستان قاعدتاً کمتر به شریک خود وابسته است و این باعث می شود که رابطه مثبت تری داشته باشد. از طرف دیگر درست نیست که همیشه همه چیز را از یک نفر بخواهیم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، دخترونه، 
برچسب ها : دللایل، زنانه، دخترونه، دوست، دوستداشتن،
لینک های مرتبط :




خانم ها مواردی را باید قبل از 30 سالگی بدانید!






دهه دوم عمر چیزهای زیادی در مورد زندگی یاد می گیریم و در واقع برای باقی عمر بیشتر آماده می شوید. در اینجا به چند مورد اشاره کرده ایم که خانم ها باید قبل از جشن تولد 30 سالگی شان آنها را یاد گرفته باشند.

1. چطور تایر پنچر را عوض کنید

اگر از وسیله نقلیه شخصی استفاده می کنید، دیگر تابحال باید یاد گرفته باشید که چطور تایر پنچر آن را عوض کنید. چون هر روز از آن استفاده می کنید و هیچ وقت نمی دانید که چه زمانی ممکن است پنچر شود. پس یادگیری این کار را به تأخیر نیندازید.

2. چطور پارک دوبل بزنید

همه ما چه خانم چه آقا باید پارک دوبل را یاد بگیریم تا بتوانیم در امتحان رانندگی قبول شویم. ولی گویی خیلی افراد هستند که بعد از امتحان کاملاً پارک دوبل را فراموش می کنند. یک بار برای همیشه نحوه پارک دوبل زدن را یاد بگیرید، تا از کسانی نباشید که هر دفعه می خواهند پارک کنند گلگیر ماشین های دیگر را خراب می کنند یا در جوی آب می افتند.

3. بچه می خواهید یا نه و چرا

خیلی ها بچه می خواهند و خیلی ها هم هستند که بچه نمی خواهند. اجباری در آن نیست، ولی اگر بچه می خواهید، زمان شما محدود است. تا 30 سالگی باید بدانید که آیا می خواهید بچه داشته باشید یا خیر و اینکه دلیل شما برای بچه خواستن یا نخواستن چیست. برای بچه دار شدن باید قبل از 30 سالگی برنامه ریزی کرده باشید.

4. چطور رایانه و تجهیزات صوتی و تصویری را راه اندازی کنید

فناوری یکی از واقعیت های جامعه امروزی است و اینکه بدانید چطور رایانه، تلویزیون ها هوشمند، MP3 پلیر و دستگاه های دیگر را راه اندازی کرده و از آنها استفاده کنید، یک مهارت مهم در زندگی محسوب می شود. تا قبل از 30 سالگی این مهارت را بدست آورید و در آن استاد شوید.

5. خودتان را در 40 سالگی کجا و چطور می بینید

دیگر سال هایی که می توانستید بی خیال و بدون فکر به آینده بگردید و تفریح کنید گذشته اند. حالا دیگر شما مسئول سرنوشت خود هستید و باید طوری برای زندگی تان برنامه ریزی کنید که بدانید 10 سال دیگر کجا هستید و چه می کنید.

6. کدامیک از چیزهایی که در کودکی در مورد آینده تان فکر می کردید درست از آب درآمده اند

بیایید با این موضوع روبرو شوید، بعضی از آن چیزهایی که در کودکی در مورد آینده خود فکر کرده بودید – چه خوب و چه خوب – واقعیت ندارند. حالا که دیگر بزرگسال هستید و کنترل وجهه و شخصیت شما در دستان خودتان است، می توانید تصمیم بگیرید که می خواهید چگونه باشید و چیزهایی که به دردتان نمی خورند را کنار بگذارید.

7. یک مهمانی سورپرایز راه بیندازید که واقعاً طرفتان غافلگیر شود

برگزاری یک مهمانی سورپرایز – که واقعاً غافلگیرکننده باشد – باعث می شود که مهارت های رهبری و مدیریتی شما برای برنامه ریزی یک مهمانی، رویداد یا مناسبت و جمع کردن افرادی با شخصیت های مختلف در یک جا، به آزمون گذاشته شود. وقتی خوب به آن فکر می کنید، می بینید که این مهارت ها در محل کار هم به دردتان می خورند.

8. چرا افسوس دهه دوم عمرتان را نمی خورید

خوشبختانه در دهه دوم عمرتان ریسک هایی کرده اید و موفقیت هایی هم داشته اید و البته اشتباهاتی هم مرتکب شده اید. شما جوانید و آماده ماجراهای بیشتر و بزرگتر در دهه سوم زندگی تان هستید.

9. برای سفر دو هفته ای فقط یک کوله پشتی ببندید

این مهارت کمی شبیه تعویض تایر است: وقتی یاد بگیرید چطور آن را انجام دهید دیگر در هر مکان و هر زمانی می توانید آن را انجام دهید. مهم این است که خودکفایی، کاربردی بودن و سبک زندگی بدون دردسر و تجمل برای مدتی را یاد بگیرید. کسی چه می داند؟ شاید از این سبک زندگی خوشتان آمد.

10. چطور از پوست، مو و بدنتان مراقبت کنید و چرا این نکته مهم است

حتی اگر ژن خوبی هم داشته باشید، سن و سبک زندگی بر روی آن تأثیرگذار است. اگر حالا یاد بگیرید که از خودتان خوب مراقبت کنید، تا ده بیست سال آینده هم فرم خود را خوب حفظ می کنید و همچنان جوان می مانید.

11. چه کسی شما را خوشحال می کند و چه کسی ناراحتتان می کند

حالا که خودتان را بهتر می شناسید، بهتر می دانید که چه کسی لایق زمان و توجه شماست، این بستگی دارد به اینکه انرژی شما چقدر باشد یا چقدر ناراحت باشید.

12. چطور ظرف نیم ساعت یا کمتر سر و وضعتان را مرتب کنید

البته این موردی است که باید در دهه دوم زندگی یاد گرفته باشید. دیگر باید بدانید که چطور لباس هایتان را تمیز نگه دارید، اتو کنید و مرتب کنید. بدانید چه لباسی به شما می آید و چه لباسی به شما نمی آید و باید اعتماد به نفس پوشیدن آن را داشته باشید و وقتی در آخرین لحظه دعوت می شوید بدانید چه بپوشید و چطور خوب به نظر برسید.

13. چطور تعمیرات ابتدایی منزل را انجام دهید

وقتی بچه بودید همه چیز خیلی راحت بود، بزرگترها همه کارها را انجام می دادند، چون شما هنوز خیلی کوچک بودید. حالا همه چیز تغییر کرده و شما دیگر یک بزرگسال هستید. پس بهتر است که چند مهارت تعمیراتی بدرد بخور یاد بگیرید که در صورت نیاز کارهایتان را خودتان انجام دهید. مثلاً یاد بگیرید که واشر شیر آب را خودتان عوض کنید، دیوار را خودتان درزگیری کنید یا کلید برق را خودتان نصب کنید. از این احساس استقلال و هوشمندی لذت خواهید برد.

14. چطور در یک معامله خوب چانه زنی کنید

چه در فروشگاه مبلمان خانگی باشید چه در تره بار، چه در حال مذاکره با یک مشاور املاک باشید یا مکانیک خودرو، داشتن مهارت های خوب چانه زنی هیچ وقت ایده بدی نیست.

15. چطور رابطه ای را دوستانه پایان دهید

چه تقصیر شما باشد چه نباشد، اینکه بتوانید بدون شکستن مرزهای احترام و دوستی رابطه ای را تمام کنید، نشانه بلوغ است.

16. بتوانید تنها زندگی کنید و از پیشرفت بازنمانید

افراد بسیاری هستند که از والدین خود جدا می شوند و یا ازدواج می کنند یا بخاطر ادامه تحصیل و به دلایل دیگر تنها زندگی می کنند. تنها زندگی کردن باعث می شود چیزهایی یاد بگیرید که هیچ سبک زندگی دیگری آن چیزها را به شما نمی آموزد. قبل از 30 سالگی از این تجربه لذت ببرید و چیزهای زیادی یاد بگیرید.

17. چطور از گیاه بیش از 1 سال مراقبت کنید

کار زیاد سختی نیست. کمی آب، کمی نور آفتاب و گاهی هرس کردن. توجه کردن به سلامت و زندگی یکی از گیاهان تان باعث می شود که درس توجه و رسیدگی کردن بگیرید. بدین ترتیب به یک زندگی دیگر اهمیت می دهید و آن زندگی و سلامت آن برایتان مهم می شود.

18. چطور با یک نفر دیگر همزیستی مسالمت آمیز داشته باشید

تنها چیزی که از تنها زندگی کردن سخت تر است این است که با فرد دیگری زندگی کنید. زندگی در خوابگاه دانشجویی را در نظر بگیرید. اینکه به یک نفر دیگر و احساسات و نیازها و خواسته ها اهمیت دهید و به مرزهای یکدیگر احترام بگذارید، چیز کمی نیست و می تواند خسته کننده باشد. باید خودتان آن را تجربه کنید و سختی آن را بچشید.

19. چطور فرق بین مد و لباس های کلاسیک را تشخیص دهید

مد می آید و می رود، ولی لباس های کلاسیک همیشگی هستند. تشخیص دادن فرق بین این دو آسان نیست. فرق بین مد و کلاسیک چیزی است که خانم ها باید قبل از 30 سالگی آن را بدانند.

20. چطور غذای مخصوص خود را بپزید

تا قبل از 30 سالگی باید بتوانید غذایی بپزید که به آن افتخار کنید و برای مهمان آن را سرو کنید و آنقدر خوب باشد که وقتی دیگران آن را می بینند یاد شما بیفتند که چقدر خوب آن را درست می کنید. لازم نیست سرآشپز حرفه ای باشید، ولی مهارت تان باید چیزی بیشتر از تشخیص ماهیتابه از قابلمه باشد.

21. چطور مالیات تان را محاسبه کنید

با آنکه استخدام حسابدار و سپردن کار محاسبه مالیات به او، نشانه احتیاط است، ولی اینکه بلد باشید چطور این کار را خودتان انجام دهید، به شما اعتماد به نفس بررسی سودها و برنامه ریزی بهتر برای آینده مؤثرتر و پربازده تر را می دهد.

22. چطور منزلتان را در 45 دقیقه یا کمتر تمیز کنید

وقتی یک دوست، فامیل یا آشنا با شما تماس می گیرد و می گوید که می خواهد به شما سری بزند، ظرف چند دقیقه خانه خود را به حالتی در می آورید که مناسب پذیرایی از مهمان باشد؟ اگر این کار بیشتر از 45 دقیقه وقت شما را می گیرد، باید روی این مهارت بیشتر کار کنید.

23. چطور تقاضای ترفیع یا افزایش حقوق کنید

در برهه های خاصی از حرفه خود، فرصتی می یابید که به پست بهتری ارتقا بیابید یا افزایش حقوق بخواهید. ولی اغلب اوقات این موضوع اتوماتیک وار اتفاق نمی افتد. باید آن را درخواست کنید.

24. چطور سهام خرید و فروش کنید

چه یک سرمایه گذار ساده باشید چه کارمند، باید بدانید که چطور سهام، اوراق قرضه و ... را ارزیابی کنید و به اندازه ای هوشمند باشید که بدانید پولتان را کجا سرمایه گذاری کنید.

25. بدانید چه لباسی به شما می آید

تا قبل از 30 سالگی، باید بدانید که چه لباسی به شما می آید و چه لباسی نمی آید و آنقدر از خودتان شناخت داشته باشید که لباس هایی نپوشید که مناسب شما نیست. ساختن سبک شخصی و فقط خریدن لباس هایی که به شما می آید و مناسب شماست، زمان خرید شما را کاهش می دهد و در پولتان صرفه جویی می کند.

26. چطور آتش درست کنید

در عصر فناوری این هنر گم شده است. ولی دانستن اینکه چطور در شومینه منزل، در اردوی تفریحی و یا در منقل کباب پزی، آتش خوبی درست کنید، چیز بدی نیست. همیشه همه چیز برقی نیست که بخواهید فقط یک کلید را فشار دهید.

27. چطور اتومبیلی با باتری خراب را استارت بزنید

در نگهداری و تعمیرات خودرو نکات مثبت و منفی وجود دارد. ولی وقتی نوبت به استارت زدن خودرویی با باتری خراب می رسد، باید فرق بین بار مثبت و منفی را بدانید تا بتوانید بدون برق گرفتگی به جاده برگردید.

28. چه وقت به تلاش ادامه دهید و چه وقت بی خیال شوید

زندگی همیشه آسان نیست. وقتی سخت می شود، باید بتوانید تشخیص دهید که آیا بهتر است به کارتان ادامه دهید تا موفق شوید یا اینکه برای کم کردن ضرر و زیان، بی خیال قضیه شوید. اینکه بدانید کی و چطور این تصمیم را بگیرید بسیار مهم است.


ادامه مطلب


نوع مطلب : راه زندگی، اجتماعی، دخترونه، 
برچسب ها : راه زندگی، دخترونه، دانستنیها،
لینک های مرتبط :



دختراااا

با این ویژگی ها مجرد می مانید!



چه خصوصیاتی باعث می شود دیگران از ما فاصله بگیرند؟ اگر نمی خواهید مجرد بمانید این خصوصیات را در اسرع وقت از خودتان از بین ببرید. هیچ کس دوست ندارد با چنین آدم هایی ازدواج کند. تا به حال فکر کرده اید چرا بعضی افراد این همه طرفدار دارند ومحبوب همه هستند اما بعضی دیگر … انگار کسی دوست ندارد حتی نزدیکشان بشود؟ خب، دسته اول مهره مار ندارند – شما که به این جور خرافات اعتقاد ندارید؟! – بلکه خصوصیاتی دارند که باعث محبوبیتشان می شود، یا بهتر بگوییم فاقد خصوصیاتی هستند که آدم ها را از آنها براند.


۱- دخترهایی که برای خودشان «مرد» شده اند!

شمار این جور دخترها در دنیای امروز روبه افزایش است، و جالب اینجاست که آنها اصلا از دافعه های خودشان خبر ندارند و به «مردانگی» خودشان کاملا افتخار می کنند. آنها زنان دیگر را ضعیف، ناتوان، ظریف و وابسته می دانند و اصلا حاضر نیستند به عنوان جنس زن به آنها نگاه شود. لباس های مردانه، کارهای مردانه، بازوهای قوی و برجسته و صدای کلفت و مردانه از چیزهای مورد علاقه آنهاست که با آن فخر می فروشند. اگر شما هم ظرافت های زنانه را باعث سرافکندگی خود می دانید، به مقاله «پسرهایی که مجرد» می مانند نگاهی بیندازید. زنان مردنما همانقدر برای دیگران دافعه دارند که مردان زن نما حال شما را بد می کنند. زن، زن آفریده شده و مرد، مرد، و هر کدام از این دو جنس در قالب خصوصیات خودشان است که جذابیت دارد، قدرت دارد و می تواند کارهایش را راه بیندازد. البته این جور دختران می توانند به خوبی جای پدر را برای بچه هایشان پر کنند اما متاسفانه مجرد می مانند، چون پدر بچه ها دنبال «همسر» خوبی برای خود می گردد!

۲- دخترهای خرافاتی

اگر اولین سوالی که در هنگام آشنایی با افراد می پرسید این است که متولد چه ماهی هستند، اگر پای دکه روزنامه فروشی می ایستید و فال این ماهتان را در تمام مجلات می خوانید، اگر در کتابخانه اتاقتان انواع گوناگون کتاب های تعبیر خواب، فال قهوه، طالع بینی هندی، چینی، رومی، فرانسوی و … است، اگر به خودتان انواع سنگ های ضد چشم زخم، ازدیاد حافظه، مهره مار، سنگ ماه تولد، سنگ سیاره ژوپیتر و از این جور چیزها آویزان کرده اید و اگر پاتوق شما خانه معروف ترین فال قهوه گیر شهر است که برای رسیدن به آرزوها و خواسته های مختلفتان نسخه های عجیب و غریب می پیچد، باید بگوییم که سرگرمی خوبی دارید اما خیالتان را راحت کنم: متاسفانه در طالع شما هیچ ازدواج موفقی دیده نمی شود! می دانید چیست، متاسفانه مردها سر از اسرار ماوراءالطبیعه در نمی آورند و اصلا نمی توانند شما را درک کنند. آنها واقع بین هستند و اکثرا همه چیز را از دید عقل و تجربه میبینند، به خاطر همین ذاتا از این جور کارها دل خوشی ندارند. البته که مهم نیست آنها چه فکری در مورد شما می کنند، اما  … خواهش می کنم به خاطر خودتان هم که شده کمی منطقی باشید.

۳- دخترهای خانم معلم

من یکی از آنها را می شناسم. او مثل یک وجدان آگاه «اکسترنال» است که به من وصلش کرده باشند: مدام مسائل و باید و نبایدهای بهداشتی، روانشناختی، علمی، اجتماعی، سلامت، تغذیه و خلاصه هر چیز دیگری که راجع به آن مطالعه ای داشته را به من گوشزد می کند. او مرتب یادآوری می کند که موقع ظرف شستن بهتر است دستکش بپوشم، موقع رد شدن از خیابان خیلی احتیاط کنم، بزرگترها را نباید به اسم کوچک صدا کنم، کلم بروکلی برای سلامتی مان خیلی خوب است، چت کردن کار بدی است، موقع کار با کامپیوتر باید صاف نشست، و هیچ وقت نباید از چراغ قرمز رد شد! و خدا نکند که من بخواهم دست از پا خطا کنم و این دستورات را نادیده بگیرم، مثلا خدای ناکرده بروم سینما و پفک و چیپس با سس تند بخورم! البته او خیلی دختر خوب و شایسته ای است، اما هیچ وقت نمی توانم از بودن با او لذت ببرم. (بیچاره همسرش!) بد نیست بدانید که همه ما آدم ها علاوه بر والد،بالغ و کودک درون، یک «معلم» درون هم داریم که اینها را به ما گوشزد می کند اما فرقش این است که گاهی می توانیم خاموشش کنیم و کمی از شیطنت هایمان لذت ببریم. معلم بازی به شدت دیگران را از شما فراری می دهد.

۴- دخترهای پول پرست

نیازی به توضیح نیست که اینها چه جور دخترهایی هستند. این دخترها نشانه هایی دارند که طرف مقابلشان خیلی زود آنها را می شناسد: آنها مدام در مورد مسائل مالی حرف می زنند، اولین سوالاتی که می پرسند در موردمیزان درآمد، مدل ماشین، محل زندگی، وضعی اقتصادی خانواده و این قبیل است و اگر در چشم انداز آینده یک رابطه احتمال بحران مالی یا احیانا اجبار به قناعت را ببینند بلافاصله محو می شوند! قضیه خیلی ساده است، دختری که دنبال جیب طرف مقابلش است در روزهای سخت به درد نمی خورد. رابطه عاطفی با چنین دخترانی بی نهایت شکننده و نامطمئن است وهمسرشان تحت استرس زیادی قرار دارد. اگر چنین دختری هستید متاسفانه طرفداری ندارید؛ پسرها هم می خواهند با کسی ازدواج کنند که آنها را به خاطر خودشان بخواهد، نه جیبشان (آنها هم دل دارند!)، همانطور که شما دوست دارید طرف مقابلتان شما را به خاطر خودتان بخواهد نه ظاهرتان.


۵- دخترهای انحصارطلب

دخترهای انحصارطلب خیلی خوبند، فقط یک ایراد بزرگ دارند: آنها روزگار همسرشان را سیاه می کنند! آنها می خواهند تمام زندگی طرف مقابلشان شوند و این اصلا منطقی نیست. همه خانم ها دوست دارند در مرکز توجه مرد زندگی شان باشند اما این توجه حد و مرزی دارد که دخترهای انحصارطلب از آن بی خبرند. آنها تنها زمانی شادند که احساس کنند تمام توجه مرد زندگی شان به آنهاست، و اگر او کوچکترین توجهی به دیگران یا به مسائل و جنبه های دیگر زندگی اش بکند اوقاتشان تلخ می شود. حتی ممکن است تبدیل به افرادی کنترلگر شوند و مدام همسرشان را چک کنند و مثل سایه دنبالش باشند. البته در ابتدای آشنایی خودبخود طرف مقابل ما تمام زندگی مان می شود اما اگر این روند بخواهد ادامه پیدا کند ما را از کار و زندگی می اندازد. هر فردی در کنار ازدواجش، که البته جنبه بسیار مهمی از زندگی اش است، لازم است به خانواده اش، کارش، تفریحات و دوستانش و علایق دیگرش هم به اندازه خودشان توجه کند؛ همچنین به فردیت خودشبه عنوان یک انسان مستقل. این دخترها جلوی رشد و پیشرفت همسرشان را می گیرند، وهیچ مردی هم این را نمی خواهد.

۶- دخترهای خودباخته

دخترهای خودباخته را حتما می شناسید: آنها به خاطر رابطه شان از همه چیزشان می گذرند و حاضرند تمام زندگی شان را برای طرف مقابلشان فدا کنند. آنها از خود گذشته هایی هستند که همیشه در دسترسند، هرگز ناراحت و دلخور نمی شوند، همیشه دنبال راضی کردن طرف مقابلند، هیچ اولویتی برای خودشان قائل نیستند، از نیازهای خودشان می گذرند تا به نیازهای مرد زندگی شان برسند، به فکر رشد و پیشرفت شخصی نیستند و بالاخره همه زندگی شان در رابطه شان خلاصه می شود. این جور دخترها همه این کارها را به خاطر خشنود کردن طرف مقابل انجام می دهند، اما برعکس آنچه خودشان فکر می کنند به جای راضی کردن طرف مقابل او را از خود می رانند. آنها در نهایت به افرادی بی هویت و به شدت وابسته تبدیل می شوند که همه بار زندگی شان روی دوش همسرشان خواهد بود. گاهی اینطور به نظر می رسد که دخترهای سر به زیر حرف گوش کن بیشتر مورد توجه هستند، اما آنها بعد از مدتی بی نهایت کسل کننده می شوند. در واقع دخترهایی که در حد خودشان استقلال و هویت دارند و به دنبال رشد شخصی خودشان هم هستند برای همه جذابترند.

۷- دخترهای غرغرو

این آخرین مورد است اما بیشتر از تمام مواردی که تا اینجا خواندید آدم ها را از شما فراری می دهد. واقعا چه کسی دلش می خواهد یک نفر مثل رادیوهای قدیمی مدام زیر گوش وزوز کند، آن هم از نوع غرغر؟! از نزدیکترین مردی که دم دستتان است سوال کنید چه چیز بیشتر از همه روی مخش می رود و او به شما خواهد گفت که یک آدم غرغرو. غرغروها انرژی آدم را تحلیل می برند و واقعا روی اعصاب راه می روند و متاسفانه خودشان هم متوجه نمی شوند که چقدر این کارشان بیهوده است. وقتی مدام غرغر می کنید دیگر کسی به حرف های شما گوش نمی دهد و محتوای حرف هایتان را نمی فهمد؛ اگر هم تا به حال با غرغر توانسته اید به هدفتان دست پیدا کنید و کسی را مجبور به کاری بکنید فقط برای این بوده که از دستتان خلاص شوند و شما را از سر وا کنند، نه هیچ چیز دیگری. البته که شما حق دارید خواسته هایتان را از دیگران بخواهید یا شکایت هایتان را مطرح کنید اما چطور است یک شیوه موثرتر و جذاب تر برای این منظور پیدا کنید؟ شاید هم خواسته هایتان نیاز به بازبینی داشته باشد. مطمئنم اصلا دوست ندارید کسی توی دلش به شما بد و بیراه بگوید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : دخترونه، ازدواج دخترها، قبل ازدواج، دختران مجرد، مجردی، زنان، ترشیده،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic