دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان



قیمت های باورنکردنی برای اجناس باور کردنی





اگر بگوییم تهران، پاریس و نیویورک و لندن و رم است، لبخند می زنید؟ اگر بگوییم آنچه در بوتیک ها و مراکز خرید تهران سراغ داریم از شانزلیزه معروف کم نمی آورد، باز هم لبخند می زنید؟... لبخند نزنید؛ به شمال تهران بروید. به شمال خیابان ولیعصر، الهیه، فرشته، جردن، زعفرانیه و نیاوران. هر یک از این خیابان ها یکپا شانزلیزه است.

کدام برند را می خواهید؟ چه می خواهید؟ همه چیز هست. فقط باید قیمتش را بپردازید. اجناس هم پیچیده و خاص نیستند. جواهرنشان و طلانشان و منحصربه فرد هم نیستند. اجناسی معمولی هستند که هر یک از ما صرف نظر از درآمدمان نوعی از آن را تهیه کرده و می کنیم.

کفش، کت و شلوار، ساعت، ادکلن، کفگیر و ملاقه، پیراهن، شال زنانه و سایر کالاهایی که در دسترس و مورد تقاضای همه ماست، اما کالاهایی که در این پرونده بررسی شده است در عین عادی بودن، قیمت هایی نجومی دارد: قیمت هایی باورنکردنی برای کالاهایی باورکردنی و معمولی. کالاهایی که حتی اگر پولدار هم باشید پول خرج کردن بیش از اندازه مشخصی برای آن بیهوده است.

با این حال، این کالاها و این قیمت ها وجود دارد و مشتری هم دارد. مشتری که بماند، روی تقاضای آن رقابت هم هست. در این پرونده ما به چرایی و علت ایجاد چنین پدیده ای نمی پردازیم، بلکه می خواهیم این نکته را بگوییم که در پایتخت ورای زندگی عادی، زندگی های دیگر با سبک های دیگری هم وجود دارد که شاید در مخیله ما نگنجد. انگار که صاحبان این نوع زندگی از کره دیگری آمده باشند... شاید هم آمده باشند؟!

در خیابان فرشته

گشت زدن در پاساژهای خیابان فرشته به عنوان نمونه مراکز خرید بسیار خاص تهران اصلا کار آسانی نیست.

جایی که کافی است چشم تیزبین صاحبان فروشگاه ها متوجه این نکته شود که شما با هر انگیزه دیگری جز برای خرید وارد شده اید.

اگر این طور شود تلخ ترین برخورد یک مغازه دار را تجربه خواهید کرد. به همین دلیل اگر می خواهید به منظوری غیر از خرید وارد شوید باید از قبل، برنامه حساب شده ای را طراحی و بخوبی آن را پیاده کنید. ماموریت من هم تحقیق در مورد کیف، کفش و پوشاکی بود که با قیمت هایی نجومی زیر آسمان همین شهر تهران به فروش می رسد.

این پاساژها جای شلوغی نیست، چون کمتر کسی توان خرید در آنها را دارد. از ویژگی هایشان پارک کردن خودروهایی نظیر بی ام و ایکس ۶ یا بنز اس ۵۰۰ یا پورشه کاین، پانامرا و... جلوی در ورودی آنهاست.

در حقیقت، مشتریانی که برای تفریح یا فخرفروشی یا هر انگیزه دیگری دنبال خرج کردن های هنگفت پول خود برای خرید کالایی به ظاهر معمولی می آیند، به آخرین چیزی که فکر می کنند قیمت کالاست.

برای ورود به هر فروشگاه سعی می کردم ابتدا از بیرون بخوبی اجناس آن مغازه را ارزیابی کنم و سپس وارد مغازه شوم و دست روی شاخص ترین و گران ترین اجناس فروشگاه بگذارم، چون خریداران چنین مغازه هایی به دنبال خرید گران ترین ها به دور از هر گونه دغدغه قیمت هستند. ضمن این که مدت ها به خود تلقین می کردم با شنیدن قیمت، خونسردی ام را حفظ کنم.

شال های ۳ میلیون تومانی

ببخشید خانم...! کار بهتری از این شال دارید؟

این پرسش من در بدو ورود به یکی از فروشگاه های دارای اجناسی با قیمت های نجومی در یکی از پاساژهای خیابان فرشته بود.

فروشنده که در موضع انفعالی قرار گرفته بود بدون این که فرصت پیدا کند به این نکته بیندیشد که سر و وضع من در حد مشتریان «سوپر مایه دار» مغازه اش نیست ناچار شد به تعریف از کالایش بپردازد و بگوید: این شال از جنس ابریشم خالص کشمیر است.

راست می گفت چون لمس کردن شال نشان می داد فوق العاده لطیف و باکیفیت است، بنابراین وسط توضیحات حرفش را قطع کردم و گفتم: جنس این شال لطیف است ولی من به دنبال یک کار تاپ با رنگی متفاوت از رنگ بندی موجود شما می گردم... حالا اینها چه قیمتی دارند؟

فروشنده جواب داد: یک میلیون و ۲۸۰ هزار تومان.

تمام تلاشم را برای پنهان کردن شنیدن قیمت کردم. گفتم: من انتظار بالاتری از فروشگاه شما داشتم. پس می خواهم صرف نظر از قیمت، کار بهتری را به من معرفی کنید.

خانم فروشنده شروع کرد به معرفی چند مارک و برند معروف و معتبر خارجی (برای تبلیغ نشدن شان اسمی از آن مارک ها نمی آورم). قیمت هایشان را پرسیدم که هر یک حدود سه میلیون تومان یا کمی بیشتر قیمت داشتند. در حقیقت، سه میلیون تومان برای تکه پارچه ای به ابعاد حدود ۲۰ تا ۳۰ سانتی متر و حدود یک متر!

از او پرسیدم ویژگی های خاص فلان مارک چیست که ۲.۵ برابر همین کار قیمت دارد؟

صادقانه پاسخ داد: فقط نام و برند. در صورتی که کیفیت و جنس همین شال یک میلیون و۲۰۰هزار تومانی از این شال سه میلیونی بهتر است.

کیف های زنانه​ با قیمت ۵ میلیون تومان به بالا

همین تاکتیک را در فروشگاه دیگری چندصد متر آن طرف تر به کار بردم. آنجا هم شگردم جواب داد تا متوجه شوم قیمت بهترین کیف زنانه موجود در آن فروشگاه حدود دو میلیون و ۳۰۰ هزار تومان است، ولی فروشنده مدعی شد با درخواست هر نوع کیف برندهای شاخص ایتالیایی که تصاویر و قیمت های بین المللی آنها از طریق اینترنت قابل دسترسی است در مدتی حدود دو هفته، آن کیف را تهیه و تحویل خواهند داد. البته قیمت آن کیف ها هم که از چرم های مختلفی تهیه شده از پنج میلیون تومان به بالاست.

تی شرتی که به چشم آشنا می آمد

سه سال پیش وقتی می خواستم از زیارت برگردم چند تی شرت برای سوغات خریداری و به تهران آورده بودم. درست قیمت آنها را به یاد نمی آورم، ولی بابت هرکدامشان چند هزار تومانی بیشتر نپرداخته بودم. اتفاقا همان تی شرت در یکی از پاساژهای خاص فرشته به چشمم خورد که البته جنس و کیفیتی بهتر از سوغات زیارتم داشت. وقتی قیمت آنها را پرسیدم شنیدن رقم یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان کمی دور از انتظار و دیرهضم بود.

کفش های ۱۲ میلیون تومانی

وقتی قیمت خرید یک جفت کفش معمولی قابل قبول ایرانی در فروشگاه های میدان فردوسی، به نزدیک ۱۵۰ هزار تومان می رسد، تصور این که یک جفت کفش مرغوب ایتالیایی دارای برند معتبر ده برابر این قیمت و مثلا حدود ۱.۵ میلیون تومان باشد انتظار بیجایی نیست ولی اگر همین عدد را قرینه ببینید و با قیمت ۵.۱ میلیون تومان برای خرید یک جفت کفش روبه رو شوید، به احتمال زیاد متحیر خواهید شد.

حتی اگر فروشنده مدعی شود خود به آفریقا رفته و چند سوسمار، تمساح و افعی را با دستانش شکار کرده تا با پوستشان چنین کفشی بدوزد! البته فروشنده مدعی بود اگر چند روزی به او فرصت بدهید می تواند یک جفت کفش اعلای لویی ویتون هم برایتان تهیه کند، ولی قیمت آن حدود ۱۴ میلیون تومان است!

دکمه سردست های جواهرنشان و کت و شلوارهای ۵۲ میلیون تومانی

در این مراکز خرید یک ست کراوات و گیره و دکمه سردست های جواهرنشان مارک به ۱۹ میلیون تومان قیمت فروش می روند. قطعا کسی که کفش، کراوات و گیره و دکمه سردستی به این قیمت تهیه می کند از خرید کت و شلوار ۵۲ میلیون تومانی همان مارک هم صرف نظر نمی کند.

پیراهن هایی با قیمت سه میلیون و ۳۰۰ هزار تومان، لباس زیرهایی به قیمت ۳۸۰ هزار تومان و جوراب هایی به قیمت ۱۸۰ هزار تومان از دیگر کالاهای موجود بود. البته برخی فروشنده ها می گفتند در یکی از خیابان های فرعی بزرگراه آفریقا، بوتیک خانگی وسیعی وجود دارد که به عرضه لباس های فوق العاده لوکس تر مردانه هم می پردازد، اما ورود به این بوتیک محتاج هماهنگی و تائید مشتری ثابت بودن است.

قیمت های نجومی برای لباس زنانه

و سرانجام لباس بانوان را از یاد نبریم! در یک مرکز خرید واقع در بین خیابان های جردن و ولیعصر، قیمت یک پالتو زنانه مارک کالابریا حدود ۲۸ میلیون تومان است و لباس شب حریر روی شانه ایتالیایی به قیمتی حدود ۲۵میلیون تومان فروش می رود.

یک جفت کفش پاشنه بلند پردا هم به قیمت ۷.۵ میلیون تومان و کیف آن حدود ۱۰.۵ میلیون تومان به فروش می رسند. البته فراموش نکنم قیمت شلوار جین زنانه ویکتوریا در این فروشگاه سه میلیون و۷۰۰ هزار تومان و روسری آماچیو به قیمت هفت میلیون و ۷۰۰ هزار تومان ارائه می شود.

مجید عباسقلی



ادامه مطلب


نوع مطلب : اقتصاد و بازرگانی، اجتماعی، 
برچسب ها : تهران، پاریس، خرید، مرکز، قیمت، ارز،
لینک های مرتبط :


چه کسی هست که بداند گوگل دقیقا چرا موتورولا را خرید؟



چرا گوگل باید 12.5 میلیارد دلار برای خرید موتورولا موبیلیتی خرج کند؟ تقریبا دو سال از زمان اعلام این تملک گذشته و یک سال هم هست که خرید، نهایی شده. با این حال سوالات هنوز وجود دارند و جواب ها، مدام بدتر می شوند.

بزرگترین مشکل این است که گنجینه پتنت های موتورولا آنقدر که پیش از این تصور می شد، ارزش ندارد. قاضی پرونده پتنت ها بین مایکروسافت و موتورولا در ردموند، حکم داده که مایکروسافت باید سالانه 1.7 میلیون دلار بابت استانداردهای وای-فای و پتنت های ویدیو-انکودینگ موتورولا که در ایکس باکس و کامپیوترهای مبتنی بر ویندوز 7 استفاده شده اند، بپردازد. حال آنکه موتورولا درخواست 4 میلیارد دلار خسارت را کرده بود.

برای اینکه یک عمق میدان مناسب به شما بدهیم، اشاره می کنیم که با نرخ 1.7 میلیون دلار در سال، 3,235 سال طول خواهد کشید تا گوگل بتواند 5.5 میلیارد دلاری را که بابت پتنت های موتورولا پرداخت کرده، از جیب مایکروسافت در بیاورد. این حکم دادگاه نشان می دهد که پتنت های موتورولا، آنقدری هم که گوگل فکر می کرده ارزشمند نیستند. جالب اینجا است که یک منبع خبری می گوید موتورولا پرونده های مشابه در سرتاسر دنیا را هم باخته و پتنت های استاندارد برای این شرکت حکم یک پول سیاه را دارند.

این یک شکست بزرگ برای گوگل است که امیدوار بود بتواند از پتنت های موتورولا برای دفاع جدی در مقابل دعاوی رو به افزایش اپل استفاده کند. حالا که ارزش پتنت های موتورولا زیر ذره بین قرار گرفته، پرونده قبلی بر علیه اپل از درون منفجر شده، و فشار بر علیه استفاده از پتنت های استاندارد برای ممانعت از فروش محصولات رقبا زیاد گردیده، پر بی راه نیست اگر بگوییم که هر نوع منافعی از خرید پتنت های موتورولا در افق محو شده. شاید قصد گوگل این بود که یک سنگر محکم بر علیه پرونده های بعدی اپل بسازد، ولی در عوض وارد کسب و کار بی رونق اعطای لیسانس استفاده از استانداردها شد.

اما درآمد حاصل از اعطای لیسانس، مطمئنا چیزی نیست که بتواند ضررهای فصلی پیاپی موتورولا را موازنه کند چراکه محصولات فعلی در حال شکست در مقابل دستگاه های رقابتی اپل، سامسونگ و اچ تی سی هستند. البته گوگل بارها گفته که یک سری از محصولات را از قبل به ارث برده و باید تا نو شدن آنها صبر کرد، مدیر مالی شرکت حتی تا آنجا جلو رفت که بگوید تلفن های فعلی موتورولا با استانداردهای گوگل همخوانی ندارند، ولی شرکت مشغول ساخت موج بعدی محصولات نوآورانه است.

در این مدت موتورولا نزدیک 1 میلیارد دلار ضرر کرده، 30 درصد نیروی کار آن اخراج شده اند، و بخش گیرنده های تلویزیونی کابلی اش را هم به مبلغ 2 میلیارد دلار فروخته؛ بخشی که شایعه بود گوگل در یافتن مشتری برای آن به مشکل برخورده بود.

دست و پا زدن موتورولا در وضع فعلی، حتی می تواند نقشی در جدایی اندی رابین از اندروید هم داشته باشد: رابین جزو کسانی بود که در درون گوگل برای خرید موتورولا تلاش می کرد، و منابع خبری می گویند که او تا آنجا پیش رفت که نقشه راه آینده موتورولا و کارمندان آن را هم مورد بررسی قرار دهد: «اندی پشت معامله ایستاد و فکر می کرد این برای گوگل مهم است.» اما مدیر عامل جدید موتورولا، دنیس وودساید که بر سر کار آمد و نگاهی به جزئیات کرد، هیچ اثری از نقاط قوتی که گویا رابین دیده بود، ندید «که این هم هیزم آتش شد و منجر به رفتن رابین.»

حالا آینده در پیش رو است و این بار سنگین بر دوش وودساید قرار گرفته تا موتورولا را به ریل باز گرداند، چه در داخل گوگل و چه در بازار بزرگ و بی رحم بیرون. شایعات درباره X Phone مدتی هست که دور سر ما می چرخند، رئیس هیئت مدیره گوگل، اریک اشمیت، قول داده که دستگاه هایی "شگفت انگیز" که "ما بعد تلفن" هستند را ببینیم و مدیر طراحی در موتورولا، جیم وایکز، گفته که شرکت در حال کار بر روی دستگاه هایی است که اندروید خالص روی آنها نصب است و "اندازه درستی" هم دارند. لری پیج هم به نوبه خودش روی عمر باتری و ماندگاری بدنه دستگاه تاکید کرده.

ولی تلفن های جدید نمی توانند تنها ارمغان موتورولا برای گوگل باشند، چون الآن هم تیم اندروید با همکاری شرکت های مختلف در قالب پروژه نکسوس، دستگاه های مرجع با مشخصات تقریبا رقابتی را عرضه کرده، اما چیزی که سری نکسوس موفق به آن نشده، ایجاد رقابت در سطحی معادل رهبر فعلی بازار یعنی سامسونگ است.

سامسونگ به خوبی توانسته سیستم عامل اندروید را در پشت لایه ای ضخیم -متشکل از رابط کاربری و نرم افزارهای اختصاصی خود- دفن کند. این شرکت به چنان چیرگی بزرگی در بازار موبایل دست یافته که هیچ شرکت دیگری -به جز اپل- به آن حد، حتی نزدیک هم نشده. اما با این وجود، باز هم دلیل نمی شود که گوگل بخواهد رابطه خود با قطب بازار موبایل این روزگار و در نتیجه آینده اندروید را به خطر بیندازد، آن هم در بازاری که داشتن روابط خوب با اوپراتورها، خود یک نیاز جدی است.

همه اینها ما را دوباره به این سوال ارجاع می دهد: گوگل واقعاً چرا موتورولا را خرید؟ جواب واقعی 12.5 میلیارد دلار ارزش دارد!




نوع مطلب : دائره المعارف ایرانی ویکی ما، ویکی ما، 
برچسب ها : گوکل، موتورولا، خرید، ایکس فون، Xphone، اندی رابین،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic