دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان



می‌خواهم آرام

بی‌ هیچ سر و صدایی
گم شوم

ایمان من رو به غروب می رود
صداقت شعر‌هایِ من رو به غروب می رود
سیاه چشم‌ترین مردِ خاطرات من
در شرقی‌ نگاه من رو به غروب می رود
من .... رو به غروب می روم

باید آرزوهایِ رو به محالِ خاک گرفته را
به پائیزی‌ترین بادِ در همین نزدیکی‌‌ها بسپارم
باید عطرِ بابونه را
در کهنه‌ترین حسِ زنانه‌ام رایج کنم
باید عشق را
به رویایِ گریستن برایِ لحظه‌هایِ نو وا‌ دارم
باید چند دقیقه قبل از رخ دادن خورشید
بی‌ صدا
گم شوم ...




نوع مطلب : از دل برآید، شعر و ادبیات، 
برچسب ها : سیاه چشم‌، شرقی‌، خاطرات، خاطرات من، غروب، نگاه، رو به غروب می روم،
لینک های مرتبط :


از خاطرات احمدی نژادی!

خاطرات احمدی  نژادی!

با پایان یافتن عمر دولت، حالا احمدی نژاد سعی دارد تا از خود چهره ای محبوب در خاطره ها برجای بگذارد. این سیاست منجر به مسكوت گذاشتن برخی از مصوبات مجلس شده است. احمدی نژاد سعی دارد تا بار افزایش قیمت برخی از اقلام را به دوش دولت بعد قرار دهد.

به گزارش فرارو، دولت با تدابیری مشخص در بازار ارز، كالای اساسی و مسئله بنزین سعی دارد تا آغاز دولت بعد را مصادف با نمایش نتایج سیاست های غلط اقتصادی خود كند.


كاهش نرخ دلار

با اعلام نتیجه انتخابات بازار ارز و سكه واكنش مثبتی به این اتفاق نشان داد تا جایی كه نرخ دلار ظرف دو هفته ۶۵۰ تومان كاهش یافت. همزمان با كاهش نرخ دلار رئیس بانك مركزی از این كاهش استقبال كرد و گفت كه بانك مركزی تمام تمهیدات خود را برای تداوم كاهش به كار خواهد برد.

آگاهان بازار نیز از تزریق ارز به بازار توسط بانك مركزی حكایت می كردند. در همان زمان گفته شد كه دولت بنا دارد تا دلار را با قیمت ۲۵۰۰ تومان به دولت روحانی تحویل دهد. با كاهش دلار به زیر ۳۰۰۰ تومان و هشدار كارشناسان در خصوص تبعات منفی این كاهش، رئیس بانك مركزی هر گونه دخالت در این موضوع را تكذیب كرد.

كارشناسان اقتصادی معتقدند كه دولت در روزهای پایانی دیگر نیازی به بالا نگاه داشتن نرخ ارز برای جبران كسری بودجه خود ندارد. از سوی دیگر بهبود برخی از شاخص های اقتصادی در نتیجه كاهش نرخ ارز به قیمت انتقال افزایش كسری بودجه به دولت بعدی تمام خواهد شد.

ارز مرجع یا ارز مبادله ای؟

بر اساس بودجه سال ۹۲ ارز مرجع جای خود را به ارز مبادلاتی می دهد. بر این اساس اولویت های اول و دوم (كالاهای اساسی و دارو) دیگر ارز مرجع (۱۲۲۶ تومانی) دریافت نمی كنند و به جای آن دولت به واردكنندگان كالاهای اساسی مابه التفاوت ارز مرجع و ارز مبادلاتی را به صورت یارانه ریالی پرداخت می كند.

همچنین دولت در نظر دارد تا به بیماران خاص یارانه دارو پرداخت كند تا از این طریق اندكی بار افزایش ۴۰ تا ۹۰ درصدی قیمت دارو را از دوش این دسته از بیماران بردارد. حذف ارز مرجع كه قرار بود از ابتدای تیرماه به طور طبیعی اجرایی شود با اعلام بخشنامه حذف رسمی ارز مرجع از سوی دولت و انكار اعضای وزارت صنعت مواجه شد.

با افزایش دوبرابری قیمت ارز در بودجه پیش بینی می شود كه قیمت اقلام اساسی نیز تا دو برابر رشد داشته باشد اما در میان اظهار نظرهای متناقض دولتی ها دیروز رییس کل سازمان توسعه تجارت اعلام كرد كه کالاهای اساسی همچنان ارز مرجع و دارو ارز مبادله ای می گیرد.

افزایش قیمت بنزین

دولت در لایحه بودجه پیشنهادی خود درآمد هدفمندی یارانه ها را ۱۲۰ هزار میلیارد تومان پیش بینی کرده بود اما مجلس تنها ۵۰ هزار میلیارد تومان آن را به تصویب رساند. دولت بنا داشت برای تحقق درآمد هدفمندی، قیمت حامل های انرژی را تا دو برابر افزایش دهد.

بر اساس بودجه سال ۹۲ قیمت حامل های انرژی ۳۸ درصد افزایش یافت. البته تعیین قیمت هر كدام از این حامل ها به عهده دولت واگذار شده است. دولت از همان ابتدا مصوبه مجلس را غیر قابل اجرا خواند. حالا معاون بودجه معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی دولت می گوید كه افزایش قیمت حامل های انرژی به مصلحت نیست!

دولت با عدم افزایش قیمت بنزین، قصد دارد بار این افزایش و آثار اقتصادی و اجتماعی آن را بر دوش دولت یازدهم بیندازد. در عین حال دولت آتی به دلیلی تاخیر در اجرای بودجه از درآمدهای شش ماهه حاصل از افزایش قیمت بنزین محروم خواهد شد.





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : خاطرات، احمدی نژاد، خاطرات احمدی نژاد، دولت احمدی نژاد،
لینک های مرتبط :

خاطرات یه نو عرووووس....بخونین...جالبه؟!!!!!


 

L131326012632.jpg


دفتر خاطرات یک نو عروس

دوشنبه

الان رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقر شدیم . خیلی سرگرم کننده است که واسه ریچارد آشپزی کنم امروز میخوام یه جور کیک درست کنم که تو دستوراتش نوشته 12 تخم مرغ را جدا جدا میزنیم واسه همین من کاسه به اندازه کافی نداشتم و مجبور شدم کاسه قرض بگیرم تا بتونم تخم مرغ ها رو توش بزنم .



سه شنبه

ما تصمیم گرفتیم واسه شام سالاد میوه بخوریم در روش تهیه اون نوشته شده بودبدون پوشش سرو شود(لباس)خوب من هم این دستور رو انجام دادم ولی ریچارد یکی از دوستاشو واسه شام آورده بود خونمون نمیدونم چرا هردو تاشون وقتی داشتم واسشون سالاد سرومیکردم عجیب و شگفت زده به من نگاه میکردن)بدون پوشش در لغت آشپزی یعنی بدون سس(


چهارشنبه

من امروز تصمیم گرفتم برنج درست کنم و یه دستور غذایی پیدا کردم واسه این کار که میگفت قبل از دَمکردن برنج کاملا شستشو کنین ، پس من آبگرمن رو راه اندازی کردم و یه حموم حسابی کردم .قبل از اینکه برنج رود م کنم ولی من آخرش نفهمیدم این کار چه تاثیری تو دَم کردن بهتر برنج داشته !



پنج شنبه

باز هم امروز ریچارد ازم خواست که واسش سالاد درست کنم خوب من هم یه دستور جدید رو امتحان کردم

توی دستورش گفته بود مواد لازم را تهیه کنید و آنها رو روی یه ردیف کاهو پخش کنین و بذارید یک ساعت بمونه قبل از اینکه اونو بخورید . خوب منم کلی گشتم تایه باغچه پیدا کردم وسالادمو روی کاهوهایی که اونجا بود پخش و پرا کردم و فقط مجبور شدم یه ساعت اونجا وایستم تا یه سگی نیاد اونو بخوره .
ریچارد اومد و ازم پرسید که حالم خوبه؟؟ نمیدونم چرا؟ عجیبه!! حتماتوکارش خیلی استرس داشته . باید سعی کنم یه کمی دلداریش بدم .



جمعه

امروز یه دستور غذایی راحت پیدا کردم نوشته بود همه مواد لازم رو توی کاسه بریز و بزن به چاک)درغذامخلوط کردن,به زبان عامیانه میشه بزن به چاک(
خوب منم ریختم تو کاسه و رفتم خونه مامانم ولی فکرکنم دستور اشتباه بود چون وقتی برگشتم خونه مواد همونجوری که ریخته بودمشون توی کاسه مونده بودن !



شنبه

ریچارد امروز رفت مغازه و یه مرغ خرید و از من خواست که واسه مراسم روز یکشنبه اونو آماده کنم ولی من مطمئن نبودم که چه جوری میشه تن یه مرغ لباس کرد و آمادش کرد. قبلا به این نکته تو مزرعمون توجه نکرده بودم . ولی بلاخره یه لباس قدیمی عروسک پیدا کردم با کفشهای خوشگلش...
وای من فکر میکنم مرغه خیلی خوشگل شده بود . وقتی ریچارد مرغ رو دید اول شروع کرد تا شماره 10 شمردن ولی بازم خیلی پریشون بود. حتما به خاطر شغلشه یا توقع داشته مرغه واسش برقصه !
وقتی ازش پرسیدم عزیزم اتفاقی افتاده شروع کرد به گریه و زاری و هی داد میزد آخه چرا من ؟چرا من؟

هووومممم خوب حتما به خاطر استرس کارشه...میدونم !!!





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : خاطرات، نو عروس، عروس، جالب، طنز عروسی،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic