دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان


مردان متاهل عمر طولانی‌تری نسبت به مردان مجرد دارند


تحقیقات بسیاری نشان داده‌اند که مردان متاهل عمر طولانی‌تری نسبت به مردان مجرد و آنها که هیچ‌وقت ازدواج نمی‌کنند دارند.  
 
 
تلاش‌های بسیاری برای دستیابی به دلایل این امر انجام گرفته که سوالات زیر را در برداشته است:  آیا ازدواج بر سیستم حفاظتی و ایمنی بدن تاثیر مستقیم دارد و به خاطر داشتن فواید مربوط به سلامتی، خطرمرگ و میر را کاهش می‌دهد؟ یا افزایش طول عمر نشان‌دهنده این است که افراد سالم گرایش بیشتری به ازدواج دارند و افراد متاهل از همان ابتدای ازدواج، سالمتر هستند؟
این سوالات اشاره بر این دارد که رابطه بین طول عمر و متاهل بودن فقط با «ایمنی» حاصل از ازدواج یا «انتخاب مثبت» در ازدواج به خاطر سلامتی، توجیه می‌شود. البته نکته دیگری نیز در رابطه بین ازدواج و سلامتی دخیل است. اگر ازدواج کردن یکی از راه‌های به دست آوردن ایمنی در برابر بیماری ها و مرگ است، پس افراد بیمار و ناسالم به خاطر همین مساله گرایش بیشتری به ازدواج پیدا خواهند کرد؟
این طرز فکر را می‌توان «انتخاب منفی» در ازدواج خواند که می‌تواند به اندازه انتخاب مثبت مهم باشد. با این که معمولا تصور می‌شود که انتخاب قسمتی از فواید ازدواج است، اما تحقیقات تجربی سابق معمولا روی انتخاب مثبت متمرکز بود و این امکان را در نظر نمی‌گرفت که انتخاب منفی نیز می‌تواند به همان اندازه مهم باشد.
تحقیقات اخیر در مورد طول عمر در یکی از مراکز تحقیقاتی در تلاش برای پرکردن این فاصله بوده است. محققان از نوعی بانک اطلاعاتی برای بررسی بیش از ۴۰۰۰ مرد در مدت زمان ۲۲ سال استفاده کرده‌اند. این تحقیقات تغییرات ایجاد شده در سلامتی مردها را در طول دوره تحولات ایجاد شده در زندگی زناشویی، تاریخچه ازدواج، طلاق، مرگ همسر و تجدید فراش تجزیه و تحلیل می‌کند. یافته‌های این تحقیقات نشان می‌دهد که هر دو نکته یعنی هم مساله ایمنی و هم انتخاب در این زمینه نقش داشته است. از یک طرف، سلامتی خطر مرگ و میر را کاهش می‌دهد و در شرایط به خصوص ازدواج در حفظ سلامتی تاثیرگذار است. از طرف دیگر وضعیت سلامتی افراد می‌تواند در انتخاب آنها برای متاهل شدن، تاثیرگذار باشد.

تاثیرات وضعیت تاهل بر سلامتی‌
تجزیه و تحلیل این‌که آیا ازدواج به‌طور مستقیم بر سلامتی تاثیر می‌گذارد یا خیر، نتایج مختلفی در بر داشته است.

مقایسات انجام شده بین مردان متاهل و مردانی که هیچگاه ازدواج نکرده‌اند نشان می‌دهد با این‌که گروه اول به‌طور کلی سالم‌تر هستند، اما نمی‌توان این را فقط به‌خاطر تاثیرات محافظتی و ایمنی ازدواج دانست.
گزارشات دریافتی از وضعیت سلامت مردان نشان می‌دهد که ازدواج برای بار اول هیچ فایده قابل‌توجهی نداشته است. مقایسات انجام شده بین متاهلان سن بالاتر و مردان طلاق‌گرفته اشاره بر این دارد که سطح سلامتی نسبی مردان گروه دوم با بالارفتن سن به طور قابل توجهی نزول می‌کند. وقتی این مردان مطلقه به سن ۵۰ می‌رسند، باید انتظار داشته باشند که وضعیت سلامتی‌شان بسیار زودتر از افراد متاهل به خطر بیفتد. برای این گروه از افراد، ‌ازدواج مجدد بسیار پرفایده خواهد بود و سطح سلامتی آنها نیز به‌خوبی متاهلان خواهد رسید.

تاثیرات تا‌ک‌هل بر مرگ و میر
با بالارفتن سن در مردان، وضعیت سلامتی رو به زوال رفته و احتمال مرگ بالاتر می‌رود. درصد مرگ و میر مردان متاهل در سنین ۵۰ تا ۶۰ و ۷۰ بسیار کمتر از مردان مجرد است. این مرگ و میر در مردان مطلقه با ضعف وضعیت سلامتی‌شان توجیه می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد که قسمتی از فواید ازدواج از همزیستی با شریک زندگی یا افراد دیگر می‌باشد. آن مردانی که هیچگاه ازدواج نکرده‌اند، ترجیح می‌دهند که تنها زندگی ‌کنند و از فواید زندگی جمعی و ارتباطات اجتماعی بی‌نصیب می‌مانند.

خلاصه و نتیجه‌گیری‌
ارتباط بین ازدواج و طول عمر بسیار پیچیده‌تر از آن است که معمولا تصور می‌شود. آشکار است که نمی‌توان طول عمر بیشتر مردان متاهل را فقط با خاصیت حفاظتی و ایمنی‌بخشی در مقابل بیماری‌ها یا انتخاب ازدواج به خاطر بهبود سلامتی دانست. آنچه یافته‌‌های این تحقیقات برای بار اول به اثبات رساند این بود که وضعیت سلامت مردان روی انتخاب‌های ازدواج تاثیرگذار است، اما نه در آن حالت که نظریه انتخاب مثبت را تایید کند. از آنجا که سلامتی بالا فرد را برای ازدواج سست می‌کند و بیماری و ضعف سلامت فرد را به ازدواج ترغیب می‌کند، ارتباط بین ازدواج و سلامتی را می‌توان در عادت‌ها و اولویت‌های شخصی مشاهده کرد که باعث ارتقای ازدواج و سلامتی می‌شوند.
علاوه بر این، شواهد نشان می‌دهند با این‌که وضعیت تاهل بر مرگ و میر تاثیرگذار است عوامل تعیین‌کننده این تاثیر همیشه مشخص نیستند. مردانی که در سنین پیری مطلقه شده‌اند این مساله باعث شده که سلامتی کمتر و عمر کوتاه‌تری داشته باشند. آن مردانی که هیچ‌وقت ازدواج نکرده‌اند با این‌که وضعیت سلامتی‌شان با افراد متاهل تفاوتی نمی‌کند، اما عمر کوتاه‌تری نسبت به آنها دارند. بنابراین در حالی که سلامت مردان متاهل می‌تواند توجیهی برای طول عمر بیشتر آنها باشد، اما هنوز نیاز به تحقیقات بیشتری است.





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : مرد متاهل، ازدواج، عمر طولانی، تاهل، مجردی،
لینک های مرتبط :


پرسش های  که باید قبل از ازدواج پاسخ دهید



ازدواج وقتی می تواند موفق و سازنده باشد که بدانید چه چیزی از آن می خواهید. چرا با این فرد به خصوص ازدواج می کنید و بعد از رفتن زیر یک سقف از او چه انتظاراتی دارید. در این صورت می توانید امیدوار باشید که با چشم باز راهی مسیر تاهل شده اید.

  

برای داشتن یک ازدواج موفق، باید قبل از ازدواج تکلیفتان را با این سوالات مشخص کنید:

 

سوالاتی که برای انتخاب یک همسر مناسب، باید به آن پاسخ داد

 

1-چه کسی باعث رشد شما می شود؟

 

2- چه کسی به نیازهای روحی شما بهتر پاسخ می دهد؟

 

3- با چه کسی راحت تر می توانید کنار بیایید؟

 

4- چه کسی نیازهای مادی شما را بهتر برآورده می کند ؟

 

5- چه کسی باعث خشنودی و رضایت خاطر بیش تر شما می شود؟

 

بعد از پاسخگویی به این سوالات، باید اولویت ملاک ها و معیار ها در انتخاب همسر را در نظر داشته باشید. این ملاک ها عبارتند از:

 

الف- ملاک های درجه اول: این ملاک ها بسیار مهم تر از ملاک های درجه دوم هستند و کار ارزیابی را باید از این ملاک ها شروع کرد. 1- ایمان 2-اخلاق 3- تشابه علاقه ها و سلیقه ها

 

ب- ملاک های درجه دوم: این ملاک بستگی به شرایط اقتصادی و پایگاه اجتماعی آن ها دارد به گونه ای که بیشتر از حد به این ملاک ها اهمیت می دهند دچار درد سرهای بزرگی می شوند عده زیادی باید توجه داشته باشند به دلیل زرق و برقی که این ملاک ها دارندافراد نباید بی جهت گم شده شان را در دارندگان این ملاک ها جستجو کنند و گذشته از ظاهر به گشت گذاری هم در باطن افراد باشید. این نکته را به خاطر بسپاریدکه ازدواج برای توانمندی شخصیت فضایل اخلاق و به نمایش گذاشتن جوانمردی و محبت زنانگی و یافتن عزت نفس است. 1- ثروت 2- تحصیلات

 

توقع از وظایف و مسئولیت های خانوادگی

زن و شوهر باید درباره وظایف و مسئولیت های زناشویی وحدت نظر داشته باشند طرز فکر افراد به دو دسته تقسیم می شود: بعضی از افراد درمورد وظایف و مسئولیت های زن وشوهر سنتی فکر می کنند. به این معنا که زن مدیریت خانه را بر عهده بگیرد و مرد مدیریت بیرونی منزل را. این نوع افراد باید با فردی ازدواج کنند که با او هم فکر باشد. اما دسته دوم شیوه مدیریت مشارکتی هستند که براساس ویژگیها ی فطری و طبیعی در زن و مرد است.


اختلاف هایی که می تواند به خوشبختی زندگی زناشویی لطمه بزند عبارتند از:

1- میزان انرژی: وقتی یکی از طرفین پر انرژی و در مقابل همسر او کم انرژی باشد. این افراد به مشکل عدیده ای برخورد می کنند و این اختلاف در زمینه های معاشرت اجتماعی، و مذهبی خود را نشان می دهد.

 

2- عادات شخصی: وقتی زن وشوهر عادات شخصی متفاوتی با هم دارند به تدریج وحدت میان آنها رو به نقصان می رود و این در مواردی مانند وقت شناسی، نظم و ترتیب، وابستگی، و احساس مسئولیت اشاره کرد.

 

3- استفاده از پول: بسیاری از زوجها در اثرفقدان بر سر مسائل مالی دچار مشکل می شوند یکی می خواهد پولش را پس انداز کند و دیگری به خرج کردن پول و خوش بودن در لحظه علاقمند است اختلافاتی مانند این می تواند بر زندگی زنا شویی تأثیر بگذارد.

 

4- علائق و مهارت های کلامی : اگر یکی از زوجین پر حرف و دیگری کم حرف باشد چه مشکلی پیش می آید؟ اگر یکی به هنگام صرف غذا علاقمند به حرف زدن باشد و همسرش بخواهد سکوت کند یا یکی از طرفین علاقمند به مکالمه ی تلفنی طولانی باشد زمینه اختلاف را پایه ریزی کرده اند.

 

بعضی از افراد درمورد وظایف و مسئولیت های زن وشوهر سنتی فکر می کنند. به این معنا که زن مدیریت خانه را بر عهده بگیرد و مرد مدیریت بیرونی منزل را. این نوع افراد باید با فردی ازدواج کنند که با او هم فکر باشد. اما دسته دوم شیوه مدیریت مشارکتی هستند که براساس ویژگیها ی فطری و طبیعی در زن و مرد است

 

قبل از ازدواج این 25 سئوال را حتماً از همسر آینده خود بپرسید:

1. آیا شما می‌خواهید بچه‌دار شوید؟ اگر مایلید چند فرزند؟

 

2. اگر زمانی مشخص شد من یا شما قادر به بچه‌دار شدن نیستیم، آیا قبول دارید که فرزندی را از پرورشگاه بپذیریم و بزرگ کنیم

 

3. اگر در آینده صاحب فرزند شویم، آیا حاضرید او را به مهدکودک بفرستیم؟ در غیر این صورت چه کسی از او نگهداری خواهد کرد؟

 

4. آیا مادر باید از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداری کند؟ در این صورت وضعیت مالی زندگی مشترک به چه وضعی در خواهد آمد؟ آیا مرد خانه قادر است در این صورت زندگی را به تنهایی اداره کند؟

 

5. تعطیلات را چگونه بگذرانیم؟ آیا برنامه تعطیلات را دو نفری خواهیم گذراند یا حتماً باید با فامیل به تعطیلات برویم؟

 

6. در مواقعی که جر و بحث پیش می‌آید،چه واکنشی نشان می‌دهید؟ آیا عصبانی می‌شوید؟ در صورت عصبانیت چه رفتاری از خود نشان می‌دهید؟‌

 

7. نظر شما در مورد تعهد به زندگی چیست؟

 

8. در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقی مدنظرتان است؟

 

9. عقاید مذهبی شما چگونه است؟

 

10. در مورد روابط زناشویی چه‌نظری دارید؟

 

11. در مورد مسائل مالی چه‌نظری دارید؟ درآمد هرکدام از ما چگونه خرج می‌شود؟

 

12. هزینه‌های زندگی بر چه مبنایی تعیین می‌شود؟ منبع درآمد چگونه است و آیا کفایت زندگی مشترک را می‌کند؟ آیا امکان پس‌انداز وجود خواهد داشت؟

 

13. .2سال، 5 سال، 10 سال و 20 سال آینده، خود را چگونه می‌بینید؟

 

14. ساعات خواب و بیداری و کارتان چگونه است؟ صبح‌ها زود بلند می‌شوید؟ آیا عادت دارید شب‌ها تا دیروقت بیدار باشید؟

 

15. چه‌کسی مسئول خرید منزل، پخت و پز و تمیز کردن است؟ آیا در این زمینه کمک می‌کنید؟

 

16. عادت خرج‌کردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه میزان پس‌انداز می‌کنید؟

 

17. آیا در خانواده شما سابقه بیماری روانی وجود دارد؟

 

18. در مورد مسائل زیر،اهداف طولانی‌مدت و کوتاه‌مدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالکیت منزل و هر نوع متعلقات که به هر دوما مربوط است؟

 

19. کجا زندگی خواهیم کرد؟ محل سکونت و منزل ما کجا و با چه شرایطی خواهد بود؟‌

 

20. شهر محل سکونت ما کجا خواهید بود؟ آیا این شهر تغییر می‌کند؟

 

21. آیا شغل شما به صورتی است که مجبورید شب‌ها کار کنید؟

 

22. آیا برای همسر آینده خود محدودیت‌هایی در ذهن دارید؟

 

23. وقتی استرس دارید، ناراحتید و یا درگیری ذهنی شدیدی دارید، بهترین روش کمک به شما چیست؟

 

24. اگر در ازدواج مشکلی پیش بیاید، تا چه مدت می‌توانید صبر کرده و مشکل را حل کنید؟ آیا مسئله‌ای در ذهنتان وجود دارد که اگر در زندگی مشترک بروز کند به‌نظرتان غیرقابل ترمیم و جبران است؟

 

25. پنج روش کوچکی که شما به وسیله آن هر روز می‌توانید به همسرتان بگویید و نشان دهید که دوستش دارید (البته بدون آنکه همسرتان تقاضا کند) چیست؟ پاسخ بعضی سوِالات به زمان زیادی احتیاج دارد. برای پاسخ به این سوِالات بهتر است هر دوی شما وقت بگذارید.

 

نگذارید نداشتن پاسخ برای یک سوِال مانع بررسی سایر سوِالات شود. اگر پاسخ یک سوِال به تفکر بیشتری احتیاج دارد ،فعلاً از آن بگذرید و به سراغ سوِال بعدی بروید. یادتان باشد بهترین ازدواج‌ها بر مبنای پایه و اساس محکم و قوی استوار شده‌اند.





نوع مطلب : قبل از ازدواج، 
برچسب ها : سوالات قبل ازدواج، مجردی، تاهل،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 فروردین 1392

                  بهترین زمان برای ازدواج


از تنهایی وحشت داشت و خوب می دانست که آرزوی پدر و مادر پیرش را تنها او می تواند برآورده سازد. ازهم سن و سالانش تقریباً تنها او مانده بود. دیگر هیچ بهانه ای نداشت، زیرا دوران سربازی اش را به اتمام رسانده بود و با درآمدی که داشت می توانست به راحتی خرج یک زندگی را بدهد. یکی از مهمترین دلایلش این بود که دلش نمی خواست اختلاف سنی اش با بچه هایش زیاد باشد. دلش می خواست مستقل شود و از طرفی از دست حرف و حدیث مردم راحت شود. به تازگی شنیده بود که اداره به متأهلها خانه یا زمین می دهد...

 

اینها همگی بخشی از معیارهای ناپخته اما قدرتمندی است که در جامعه امروز اصل انتخاب آگاهانه و هوشمندانه را کمرنگ کرده است. به راستی آیا می توان با قوانین از پیش تعیین شده، وارد سرنوشت و روحیات و خلقیات انسان دیگری شد؟ مگر نه این است که انسان از روحی بزرگ و نامحدود به وجود آمده است، پس چگونه می توان قوانین این روح نامحدود را با قوانین محدود و شرعی شده قیاس کرد و بر مبنای آن مهمترین و جدی ترین تصمیم زندگی را گرفت.

 

وقت ازدواج, بهانه های اشتباه برای یک انتخاب

 

ازدواج موضوعی نیست که بتوان برای آن قانون و فرمول تعیین کرد و همه را وادار به رعایت این قانون کرد. بر این اساس، سن ازدواج را هم شرایط روحی و آمادگی و نیاز درونی هر فرد مشخص می کند. این که بخواهیم بدون در نظر گرفتن شرایط و آمادگی روحی و روانی، ازدواج کنیم به تبع آن باید شاهد هر گونه اتفاق و رویداد ناخوشایندی هم در زندگی مان باشیم.

 

بهانه های اشتباه برای یک انتخاب

اگر به آمار طلاق و عوامل جدایی ها توجه کنیم، می بینیم که اکثر این ازدواج های بی سرانجام با ظاهری ترین شباهت ها و یا تفاهم بر مبناهای سست و در بعضی موارد، توهمی شکل گرفته است که پس از مدت زمانی کوتاه سطح شکافته و زوجین به عمق حقیقت وجودی فرد مقابل پی خواهند برد و متأسفانه در اکثر مواقع این شناخت زمانی اتفاق می افتد که تقریباً کار از کار گذشته است.

 

همکلاس بودن، همکار بودن، هم رشته بودن، هم زبان و هم فرهنگ بودن، هم سطح و هم مذهب بودن، تنها رضایت داشتن خانواده ها و هزاران دلیل ریز و درشتی که همگی بر پایه ای از شرطی شدگی های ذهن بنا شده است، می تواند نمونه ای از معیارهایی باشد که تنها در سطح مانده است، اما آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که هدف نهایی از ازدواج چیست و چرا انسانها ازدواج می کنند؟

 

قرآن می فرماید: که ما زن و مرد را مایه آرامش هم قرار داده ایم تا در کنار هم آرامش یابند، اما اصلاً چگونه می توان به آن آرامش دست یافت؟ این آرامش در کجای زندگی یافت می شود؟

 

در کنار موهبت های بی انتهای خداوند، ازدواج کردن هم یکی از این نعمتهای بی شماری است که به جرأت می توان گفت، از مهمترین و اساسی ترین و حتی سرنوشت سازترین انتخابهای انسان است.

 

ازدواج یعنی پیوند دو روح که در دو جسم زندگی می کنند. ژرف اندیشان، ازدواج را تجربه یگانگی و یکی شدن دو فرد دانسته اند، بهتر است بگوییم یکی شدن دو روح و زمانی این آرامش به معنای حقیقی خود می رسد، که این یگانگی با تمام وجود اتفاق افتاده باشد.

 

یگانگی اتفاق نمی افتد جز با انتخاب هوشیارانه و همذات پنداری. اما این هوشیاری چه زمانی رخ می دهد و چگونه می توان با درایت و تیزبینی تن به ازدواج داد؟ عده ای معتقدند تا زمانی که زیر یک سقف زندگی نکنیم، نخواهیم توانست طرف مقابل را بشناسیم و دیده شده که بسیاری از زوجها زودتر از احساس نیاز به ازدواج، ازدواج کرده اند. البته منظور از نیاز، چیزی فراسوی نیازهای مادی و جسمانی شرطی شده است.

ازدواج تکامل یافتن و تعالی یافتن است. حال اگر این انتخاب آگاهانه و هوشیارانه صورت گیرد، می توان تقریباً به همان آرامشی رسید که قرآن کریم از آن یاد کرده است

 

کی و چه وقت ازدواج کردن، موضوعی است که افراد زیادی از جمله متخصصان تلاش کرده اند تا در این زمینه به یک جواب روشن و قاطع درباره سن ازدواج برسند. جوابی که برای همه کاربرد داشته باشد. چیزی شبیه یک فرمول یا معادله که بی قید و شرط برای همه یکسان باشد. حال در این میلان اصلاً فرقی نمی کند که کسی میل و نیاز به ازدواج را در خود احساس می کند و یا اینکه فردی دیگر اصلاً حس نمی کند، اما به محض اینکه سنش به فرمول معادله نزدیکتر شد، تحت فشار اطرافیان، مجبور است که تن به ازدواج بدهد و یا آنقدر ذهنش در دامهای شرطی شده گیر کرده است که در خیالات خود دچار خودفریبی می شود. اما در حقیقت ازدواج به سن و سال نیست، بلکه به حس و حال درونی است، به احساسی فرای احساسات زمینی.

 

ازدواج تکامل یافتن و تعالی یافتن است. حال اگر این انتخاب آگاهانه و هوشیارانه صورت گیرد، می توان تقریباً به همان آرامشی رسید که قرآن کریم از آن یاد کرده است. زمانی که روح، آمادگی لازم را برای ازدواج کردن مشاهده کرد و این نیاز درونی آشکار شد، دیگر به هیچ قیمتی بیرون راندنی نیست؛ حتی اگر با آن بجنگی و بخواهی از فکرش رهایی یابی، زیرا دیگر جزیی از خودت است...

 

چه کسی می تواند بگوید که دامنه و عمق تأثیر ازدواج و گستره دگرگونی و تغییری که می تواند در زندگی افراد ایجاد کند تا چه مرزهایی کشیده می شود؟ !پس بهتر است عمیقاً مراقب و هوشیار بود. زیرا به جز خودمان هیچ کس دیگری حاضر نیست تاوان سنگین بزرگترین و جدی ترین تصمیم زندگیمان را بدهد.

 

در چه سنی باید ازدواج کرد؟

برای ازدواج علاوه بر نیاز به رشد جسمی و جنسی ، رشد روانی و اجتماعی نیز مورد نیاز است. در اواخر دوره نوجوانی رشد جنسی تقریبا کامل می شود و فرد توانایی تولید مثل پیدا می کند. در اواخر سنین نوجوانی اغلب دختران به فکر ازدواج می افتند، در حالیکه پسران در این سنین خواهان ازدواج نیستند. گرچه ازدواج تنها راه مشروع و سالم تأمین نیازهای جسمی و روانی نوجوانان است، ولی برای یک ازدواج موفق، آمادگی زیستی، روانی، مادی و اجتماعی لازم است. به همین جهت، متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران 18 تا 24 سال و برای پسران 24 تا 28 سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن 2 تا 6 سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود. در صورت داشتن ازدواج زودهنگام، بهتر است داشتن فرزند تا پس از 20 سالگی به تعویق بیفتد. برای این منظور لازم است که زوجین با روش های صحیح تنظیم خانواده آشنا باشند.

 

معیارهای یک ازدواج موفق چیست؟

انتخاب همسر از مهمترین تصمیمات فرد در زندگی است، زیرا می تواند آینده فرد را رقم بزند. تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند هر امر مهم دیگری به تفکر منطقی و تلاش و کوشش نیازمند است. جوان می بایستی بر اساس معیارهای اصولی، منطقی همسر آینده خود را شناسایی و انتخاب نماید و آنگاه به انجام پیوند زناشویی اقدام کند. بصورت کلی اصالت خانوادگی به عنوان اساسی ترین معیار انتخاب همسر شناخته می شود. ایمان، اخلاق نیکو و روان سالم، و تناسب زوجین در ویژگیهای ظاهری، سنی، تحصیلی، فرهنگی، تربیتی و اعتقادی از موارد اساسی در انتخاب همسر است





نوع مطلب : قبل از ازدواج، راه زندگی، 
برچسب ها : زمان ازدواج، سن ازدواج، مجردی، تاهل، ازدواج موفق،
لینک های مرتبط :
برترین معیار انتخاب همسر !

ضرورت چند نکته :

خانواده هر دو نفراز نظر فرهنگی و سنت های رایج نزدیك به هم باشند.

تا سر حد امكان، تمكن مالی دو خانواده متناسب با یكدیگر باشد.

اگر هر دو نفر اهل یك شهر نیستند حداقل در سایر زمینه ها و آداب و رسوم نزدیك به هم باشند.

دیدگاه های دو خانواده از نظر مذهبی – سیاسی  – اجتماعی و معاشرت نزدیك به هم باشند.

در خانواده دو طرف پدرسالاری یا مادرسالاری به صورت مطلق وجود نداشته باشد.

تناسب جسمی – شكل – قیافه و اندام هر دو نفر به هم نزدیك باشد تا حدی كه تفاوت های موجود خیلی چشمگیر نباشد.

از نظر سن و سال متناسب باشند و به اصطلاع عامه «به هم بیایند».

از نظر میزان تحصیلات، اختلاف فاحش نداشته باشند.

در انتخاب محل سكونت یا محل كار اختلاف سلیقه نداشته باشند.

از نظر طرز تفكر و اندیشه اجتماعی به هم نزدیك باشند.

دیدگاهشان نسبت به زندگی یكسان باشد.

تفاوت های شخصیتی و خصوصیت های رفتاری فاحشی نداشته باشند.

تا آنجا كه مقدور است بهره هوشی آنها نزدیك به هم باشد.

دارای دیدگاه های سیاسی گرایش های اعتقادی و افق های فكری نزدیك به هم باشند.

هر دو نفر استقلال رأی داشته باشند؛ یعنی شخصاً در امور زندگی تصمیم بگیرند نه با دهن بینی و تقلید از دیگران.

از نظر تفكرات مذهبی در دو قطب مخالف هم نباشند كه این مورد بسیار مسئله ساز است.

داشتن اختلافاتی در موارد اشاره شده گرچه زندگی را سخت می كند و امكان تفاهم را به حداقل می رساند ولی به شرطی كه طرفین اهل تغییر، رشد، تكامل و پیشرفت باشند، همزیستی را غیر ممكن نمی سازد.

كسانی كه در زندگانی خویش درجا می زنند و به فكر پیشرفت نبوده و اهل تغییر و تحول نیستند باید سعی كنند گرد همسری كه با او اختلافات طبقاتی و فرهنگی زیادی دارند نگردند. آموخته های طول زندگی را می توان تغییر داد زیرا همه آنها اكتسابی هستند و كافی است غلط بودنش به فرد ثابت شود تا میل به تغییر آنها فزونی یابد ولی عوامل روان شناختی و ساختاری شخصیت افراد را به سختی می توان تغییر داد.

تغییر این گونه عوامل و مواردی كه در شخصیت آدمهاست در صورتی حاصل می شود كه هر دو طرف قبول كنند وجود تفاوت های فاحش مسئله ساز است، پس شخص باید تغییر كند.

این تغییرات نیاز به طول زمان، آموزش علمی، خواستن و به كاربردن تمرینات لازم دارد. تنها «خواستن» كافی نیست؛ گذشت آگاهانه در زندگی و پاكسازی ذهن از تعصبات، نقش اساسی در تفاهم و سازندگی دارد.

این همه تلاش زمانی ثمربخش است كه عشق  و علاقه در میان باشد. عشق و علاقه زمینه ساز گذشت می شود و نقش مؤثری در میل به تغییر آدمی بازی می كنند. اگر اینها نباشند هیچ كس برای هدفی این چنین سخت تلاش نمی كند و اگر مهر و محبت باشد و سازندگی هم در پی آن بیاید، آن وقت زندگی معنای واقعی اش را پیدا می كند و این مهم نیز میسر نیست مگر به لطف فداكاری هر دو طرف؛ كه تغییر در یك طرف هرگز كافی نبوده و نیست .

 

روش های مطالعه برای انتخاب همسر

روش های مطالعه برای انتخاب همسر به دو گروه تقسیم شده است :

الف : روش های غیرمستقیم

در ابتدا برای شناخت فرد مورد نظر باید از افرادی كه با وی در تماس هستند اطلاعات لازم كسب شود .

منابع كسب اطلاع به روش غیرمستقیم عبارت اند از:

1- همسایگان

2- خویشاوندان و دوستان خانواده

3- همكاران پدر و مادر و سایر اقوام

4- محل تحصیل و شغل

5- همكلاس ها و…

معمولاً كسی كه می خواهد ازدواج كند باید در اطراف و جوانب به تفحص و جستجو بپردازد و درباره خانواده و همكاران، همكلاسی ها و دوستان فرد تحقیق و بررسی كند و از بین افراد ذی صلاح برای تكمیل اطلاعات خود اقدام كند.

برای انتخاب باید در زمینه های اجتماعی – فرهنگی  – تحصیلات  – وضعیت مالی  – اخلاق  و سن  و شغل  اطلاعات لازم كسب شود و فرد از نظر تطبیق وضعیت طرف مقابل با شرایط خودش بررسی های كافی به عمل آورد.

 

ب : روش های مستقیم

دین اسلام بررسی های مستقیم زن و مرد را در صورتی كه قصد ازدواج داشته باشند مجاز دانسته است. پیغمبر اكرم (ص): در حدیثی فرموده اند: «وقتی خداوند خواستگاری زنی را به دل كسی انداخته باشد مانعی نیست كه او را بنگرد».

با توجه به مطالب فوق مطالعه حضوری از نظر دیدن و كسب اطلاعات قبل از ازدواج  (اگر هدف ازدواج باشد، نه كسب لذت) مانعی ندارد.





نوع مطلب : راه زندگی، 
برچسب ها : ازدواج، عشق، انتخاب همسر، راه عاشقی، تاهل،
لینک های مرتبط :

انتخاب همسر و هفت خوان مهم !

انتخاب همسر, همسر مناسب

 

دنبال همسر مناسب هستید؟ آرزو دارید شریک زندگی تان را پیدا کنید و کسی در شان و مرتبه خودتان همدم بقیه عمرتان شود؟ برای این کار باید قبل از هر چیز از هفت خوان بگذرید!

 

هفت خوان ازدواج

1) قدم اول این است که خودتان را درست بشناسید و مطمین باشید که واقعا تصمیم دارید ازدواج کنید یا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دلیل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصیتش؟ یا صرفا برای اینکه از خانه پدری فرار کنید؟ کسی که خودشناسی می کند، برای زندگی خودش هدف قایل می شود، برنامه ریزی می کند، آرزوهایش را روی کاغذ می آورد و جاهای خالی زندگی اش را شناسایی می کند.

 

کسی که خودش را خوب می شناسد، کمتر تحت تاثیر حرف دیگران مسیر زندگی اش را تغییر می دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگی اش چه کار می کند. به عنوان مثال، یک دختر 17 ساله دوست دارد در سن 30 سالگی جراح زنان و زایمان باشد، در شیراز زندگی کند ویک بچه داشته باشد.

 

اولا این که کسی که می خواهد پزشک متخصص بشود، باید همسری انتخاب کند که شرایط بخصوص شغلی او را درک کرده و بتواند او را حمایت کند. از سوی دیگر شاید لازم نباشد او هم جراح باشد اما باید از تحصیلات دانشگاهی برخوردار باشد. در ضمن، برای چنین دختری که زودتر از 30 سالگی نمی خواهد بچه دار بشود، ازدواج زودرس یا حاملگی زودرس مزیت خاصی ندارد. در ضمن اینکه دوست دارد در شیراز زندگی کند، تا حدی تکلیف خواستگاری که می خواهد او را به تبریز یا کانادا ببرد را مشخص می کند. با خودتان رو راست باشید، و در تصمیمتان راسخ باشید.

 

2) مرحله دوم این است که همسر آینده تان را بر اساس خواسته ها و موقعیت فعلی خود تصور کنید. تصور کردن همسر ایده آل با توجه به آرزوهایتان نسبتا راحت است. همیشه از خودتان این سوا ل را بپرسید: آیا من برای شخصی که به عنوان همسر ایده آل خودم تصور کرده ام، همسر ایده آلی هستم؟ خیلی ساده است. هر ترازویی دو کفه دارد. اگر می خواهید کفه طرف مقابلتان سنگین باشد، ابتدا باید کفه طرف خودتان را سنگین کنید. کسی که می خواهد با یک فرد تحصیل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نیز تحصیل کرده و هنر دوست باشد.

 

3) در مرحله سوم باید یکسری معیارهای غربالگری اولیه برای همسریابی انتخاب کرده و آنها را آزمایش کنید. رایجترین معیارهایی که برای این منظور به کار می روند عبارتند از: تفاوت سن، تفاوت قد، تفاوت ظاهر، تفاوت تحصیلات، تفاوت طبقاتی، تفاوت قومی، تفاوت زبانی و در نهایت تفاوت دینی. نکته مهم این است: این شما هستید که تعیین می کنید یک ویژگی برایتان مهم است یا خیر.

 

مثلا برای یک نفر ممکن است ازدواج درون قومی خیلی مهم باشد ولی برای کس دیگر اصلا اهمیت نداشته باشد. نکته دیگر این است که تفاوت آدمها در یک قالب نسبی مطرح می شود تا مطلق. مثلا به نظر یک نفر قد 170 کوتاه است و به نظر شخص دیگری ایده آل است. پژوهش ها نشان دادند که کسانی که حرف مردم برایشان مهم است بیشتر به ظاهر طرف مقابلشان اهمیت می دهند.

 

قدم اول این است که خودتان را درست بشناسید و مطمین باشید که واقعا تصمیم دارید ازدواج کنید یا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دلیل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصیتش؟ یا صرفا برای اینکه از خانه پدری فرار کنید؟

 

4) مرحله چهارم عبارتست از دیدن و دیده شدن برای ایجاد جاذبه اولیه. در کشورهایی که محیط های مختلط کمتر است، پسرها ممکن است به کمک مادر و خواهرانشان برای پیدا کردن همسر مناسب متوسل شوند. ولی متاسفانه چنین امکانی برای اکثر خانمهای جوان کمتر وجود دارد. به همین دلیل توصیه من این است که محیط کار، تحصیل یا تفریح خود را به گونه ای انتخاب کنید که حداکثر احتمال ممکن را برای دیده شدن توسط همسر احتمالی آینده تان به شما بدهد. به عنوان مثال کسی که می خواهد با یک موسیقیدان ازدواج کند، یا در کلاسهای متعدد موسیقی شرکت می کند یا عضو انجمنی می شود که موسیقی دانان معمولا عضو آن می شوند. کار دیگری که می توانید بکنید این است که چند خصوصیت اصلی که برای همسر آینده تان در نظر دارید به نزدیکان و دوستان بگویید ممکن است آن ها فردی را با این مشخصات بشناسند و یا در آینده اگر با چنین کسی برخورد کنند بلافاصله به یاد شما می افتند و می توانند نقش معرف را داشته باشند.

 

5) مرحله بعد یا دوست شدن با کسی است که فکر می کنید ممکن است با او ازدواج کنید یا خواستگاری کردن از این فرد است. در بسیاری از جوامع (چه شرقی و چه غربی) معمولا خواستگاری توسط جنس مرد صورت می گیرد و معمولا یک زن نمی تواند از یک مرد تقاضای دوستی و یا ازدواج بکند وگرنه به سبکی متهم می شود. به هر حال، فراموش نکنید وقتی با کسی به قصد ازدواج دوست شدید یا از او خواستگاری کردید، فکرتان فقط مشغول ظواهر امر (مانند کافی شاپ رفتن و کادوهای رمانتیک دادن یا نحوه چای آوردن عروس خانم موقع خواستگاری و مراسم عروسی) نباشد. به اصل موضوع دقت کنید.

انتخاب همسر, همسر مناسب

6) مرحله ششم که به نظر من مهمترین مرحله انتخاب همسر است، بردن نهایت استفاده از فرصتها برای شناخت بهتر همسر احتمالی تان از طریق برقراری ارتباط کلامی یا غیر کلامی می باشد. امروزه حتی خانواده های نسبتا سنتی و مذهبی با حرف زدن و معاشرت زوجهای آینده در طول دوران نامزدی شان مخالفت چندانی ندارند. در طول این جلسات، از طرف مقابل خود باید سوال بپرسید. سوالهای تعیین کننده. این سوالها از هر فرد به فرد دیگر فرق می کند اما به عنوان نمونه چهار تا پنج مورد از آنها را برایتان می گوییم:

 

الف) می توانید بپرسید: هدف شما در زندگی چیست؟ سه تا از بزرگترین آرزوهای زندگی تان را بگویید .

 

ب) مثلا: هدف شما از ازدواج چیه؟ چرا می خواهید با من ازدواج کنید؟

 

پ) من شغلم ایجاب می کند که در خارج از منزل کار بکنم. می خواستم بدانم راجع به این موضوع چی فکر می کنی؟

 

ت) در خانه پدر و مادری شما تقسیم کارهای منزل به چه صورت بوده؟ دوست دارید در زندگی ما چطور باشد؟

 

پرسیدن این سوال ها کمک کننده است، اما فراموش نکنید که ما در دنیای ایده آل زندگی نمی کنیم، بنابراین اگر تصمیمتان بر این شد که با فردی ازدواج کنید (بخصوص برای خانم ها) فراموش نکنید حتما شرایطی را که برایتان مهم است سر عقد مطرح کرده و تعهد لازم را از همسر آینده تان بگیرید. این تنها سندی است که می تواند در صورت عدم سازش همسرتان در موارد یاد شده از شما حمایت کند.

 

از سوال مهم تر، ارتباطات غیر کلامی است. مثلا اینکه آیا رفتارش طوری که می خواهید با مهربانی و عاطفه هست یا نه؟ آیا آداب اجتماعی را در حدی که برای شما مهم است بلد هست اگر نه، آیا در این حد با او احساس صمیمیت می کنید که این مورد را با او در میان بگذارید؟

 

علاوه بر آن باید از خودتان بپرسید: از هم صحبتی با او خسته شدید یا لذت بردید؟ اینکه اگر اختلاف نظری پیش آمد می توانید با صحبت کردن مسیله را حل کنید و یا بر سرش به تفاهم برسید؟ آیا می ترسید مسیله ای را با او در میان بگذارید؟ از عکس العمل هایش در مقابل حرف ها و رفتار شما نگران می شوید؟ آن چیزهایی را که شنیدید یا دیدید وقتی به خانه برگشتید، روی کاغذ بیاورید، زیرا برای مرحله آخر یا هفتم باید از آنها استفاده کنید.

 

7) مرحله آخر جمع بندی وضعیت و گرفتن تصمیم مناسب است. در زندگی هر کسی حداقل یک فرد معتمد وجود دارد. نسبت آن شخص مهم نیست. عقل و تجربه اش مهم است. باهم صحبت کنید و مجموع شرایط را برایش بگویید و بخواهید وضعیت را از دید خودش ارزیابی کند. سعی کنید در ارایه مشاهدات و شنیده هایتان منصف باشید و به اصطلاح سانسور نکنید. بعد با خودتان خلوت کنید. تمام نظرات و تفکرات را کنار هم بچینید و جنبه های مثبت و منفی ازدواج با این فرد را کنار هم مقایسه کنید. آیا جنبه های مثبت به جنبه های منفی می چربند؟ آیا چیزی در نکات منفی هست که خیلی برا یتان مهم باشد و بخاطرش بخواهید از طرف بگذرید؟ ممکن است چیزهایی را که شنیدید قبول نداشته باشید که ایرادی ندارد. هرکسی نظر خودش را دارد، ولی در نهایت این زندگی شماست. تصمیم آخر را خودتان بگیرید و آن را به پدر و مادرتان اعلام کنید.

 

می توانید وقتی نتیجه تصمیمتان را به پدر و مادرتان می گویید دلایل خودتان را هم بگویید که بدانند این تصمیم را عاقلانه گرفتید و جوانب آن را سنجیده اید.

 

مراحل بالا توصیف یک فرایند عقلانی و منطقی بود. ازدواج در زندگی فرد یک تصمیم خیلی مهم است. ازدواج موفق می تواند تمام توانایی های بالقوه فرد را شکوفا کند و ازدواج نا موفق می تواند منابع غنی درون وجود یک نفر را به صفر برساند. هستند کسانی که فقط از روی احساسشان ازدواج کردند و خوشبخت شدند ولی تعداد کسانی که خوشبختند و این تصمیم را با چشم های باز و با در نظر گرفتن همه جوانب گرفتند بیشتر است.





نوع مطلب : راه زندگی، 
برچسب ها : عشق، عاشقی، ازدواج، انتخاب همسر، تاهل،
لینک های مرتبط :





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic