تبلیغات
دائرة المعارف ایرانی ویکی ما - مطالب راه زندگی
 
دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان
معنای 10 سال رو کی میفهمه؟

زن و شوهری که پس از 10 سال تازه طلاق گرفتند



معنای 7 سال رو کی خوب میفهمه؟

دانشجوهای فارق التحصیل پزشکی



معنای 4 سال رو کی میفهمه؟

بچه های کارشناسی که مشروط شدن و اخراج شدن از دانشگاه



معنای 2 سال رو کی خوب میفهمه؟

سرباز فراری ها



معنای 1 سال رو کی خوب میفهمه؟

پشت کنکوری ها!



معنای 1ماه رو کی خوب میفهمه؟

کسانی که 30 روز ماه مبارک رمضان رو روزه گرفتن



معنای 1هفته رو کی خوب میفهمه؟

سر دبیرهای مجلات هفتگی!



معنای 1روز رو کی خوب میفهمه؟

کارگرای روز مزد



معنای 1ساعت رو کی خوب میفهمه؟

عشاق منتظر



معنای یک دقیقه رو کی خوب میفهمه؟

اونایی که از اتوبوس جا موندن



معنای یک ثانیه رو کی خوب میفهمه؟

اونایی که در تصادف جون سالمی به در بردن



معنای یک دهم ثانیه رو کی خوب میفهمه؟

اونایی که تو المپیک مقام دوم رو به دست آوردن



فقط خواستم بگم قدر لحظه لحظه های زندگیتون رو بدونید خیلی زود تموم میشه...!



♥ برای دوستان خود این مطلب را با داغ کردن به اشتراک بگـذارید ♥





نوع مطلب : راه زندگی، خانه و خانواده، 
برچسب ها : لحظات ارزشمند، لحظات، ارزشمند، بیاموزید، آموزنده،
لینک های مرتبط :


آرامش درون - اینجوری فکر خود را آزاد کنید!


زندگی این روزهای همه ما به گونه ای شده است که مدام در حال دویدن هستیم و می خواهیم از قافله زندگی عقب نمانیم. اینقدر فعالیت و مشغله داریم که از زندگی هیچ نمی فهمیم و کارمان شده انجام وظایفی که خود و حرفه مان برایمان تعیین کرده اند. اما خودمان هم بی تقصیر نیستیم. هیچ کاری را آن طور که باید انجام نمی دهیم و توجه لازم به مسایل مختلف را نداریم. باید «فکر کردن» را تمرین کرد. این تمرین در همه زمینه ها لازم و مفید است. شما باید حتی به خوردن خود هم فکر کنید تا با آرامش و سرعت کمتری غذا را بجوید و هضم کنید.

۱. اندیشیدن را تمرین کنید

در کلان شهرها، ترافیک بسیار زیاد است و روزانه ساعت های زیادی از عمر خود را پشت چراغ قرمز های طولانی و اعصاب خوردکن سپری می کنیم و هیچ جز عصبانیت و کلافگی هم برای ما ندارد. اما این مشکل ناراحت کننده را می توان برطرف کرد. روی جعبه فرمان یک نوشته بنویسید «به رانندگی فکر کن». در طول مسیر، با موبایل خود صحبت نکنید و در طول رانندگی به مسایل جانبی هیچ توجهی نداشته باشید و به چیزهایی فکر کنید که در حالت عادی توجهی به آنها ندارید. به طور مثال، آیا بدن شما در این صندلی راحت است؟ آیا صندلی نرم یا سفت است؟ چطور دست خود را روی فرمان می گیرید؟ به صدای موتور ماشین توجه کنید. با این کارها در واقع ذهن خود را به مسایلی معطوف می کنید که می تواند اضطراب ترافیک را از بین ببرد.

۲. با فکر غذا بخورید

به جای اینکه هنگام تماشای فیلم یا مطالعه کتاب یا مجله، یا پاسخ دادن به ایمیل یا ... غذا می خورید، سعی کنید فقط غذا بخورید. اگر همه حواس خود را به غذاخوردن بدهید، بسیار آهسته تر غذا می خورید.

برای تمرین این کار ذهنتان را فقط به غذایی که می خورید معطوف کنید، چه مزه ای دارد؟ آیا طعم قاشق اول غذا با بعدی فرق دارد؟ چقدر غذای خود را می جوید؟ چگونه غذا را قورت می دهید؟ یا شاید حتی بتوانید یک قدم جلوتر بروید، غذا از کجا آمده است. به طور مثال، اگر قهوه می نوشید، تصور کنید دانه های آن چگونه هستند و از کجا تهیه شده است و چطور برشته و آسیاب شده اند.

۳. آثاری از خود بر جای نگذارید

انسان ها وقتی مشغله بسیاری دارند، فرصت کمی برای جمع وجور کردن خانه و زندگی خود دارند و شاید هر کجای خانه را ببینید آثار بسیاری از به هم ریختگی در آن به چشم بخورد. بنابراین، برای تمرین، از یک اتاق خانه شروع کنید. به طور مثال، آشپزخانه را انتخاب و تمرینات خود را آغاز کنید. هربار هر غذایی درست می کنید و می خورید، در همان لحظه همه ظرف ها را بشویید. میز و گاز را تمیز کنید. طوری رفتار کنید که اثری از حضور شما در آشپزخانه باقی نماند. یا مثلا، اگر چیزی از دستتان روی زمین ریخت، همان لحظه با دستمال تمیز کنید و نگذارید بماند و این کثیفی ها ادامه پیدا کند. با این تمرین، حواس خود را بیشتر به محیط اطرافتان جمع می کنید و احساس شادمانی بیشتری هم خواهید داشت.

۴. با فکرگوش کردن را تمرین کنید

گاهی وقتی به حرف های طرف مقابل گوش می دهیم، فقط بخشی از آن را می شنویم. یعنی فقط بخشی از مغز ما گوش می کند و بخش دیگر مشغول فکر کردن در مورد پاسخ یا قضاوت کردن در مورد طرف مقابل است. به جای این کار، صددرصد مغز خود را روی گوش کردن متمرکز کنید. تمرین کنید و یاد بگیرید وقتی کسی حرف می زند، همچون اسفنج که آب را جذب می کند، تک تک کلمات او را جذب کنید. به واکنش بدن هنگام گوش سپردن به دیگران توجه کنید. نتیجه این تمرین، آرامش بیشتر، هیجانات منفی کمتر و خونسرد بودن است. سعی کنید به جای دنبال جواب گشتن و یافتن واژه هایی برای مخالف با طرف، به صدای او، نوع بیانش، جملاتش و حرف هایش توجه کنید.

۵. برای صبر کردن هم تمرین کنید

این تمرین باید تمرین روزانه شما باشد. بسیاری از ما زمان صبر کردن را زمان تلف شده فرض می کنیم. اما این فرصتی برای فکر کردن، دیدن و اندیشیدن است. بار دیگر که در صف بانک، مطب دکتر، رستوران یا ... منتظر ماندید، سعی کنید به مسایل ارزشمند فکر کنید.

بدون قضاوت، به احساسات و واکنش های بدن خود توجه کنید. آیا مضطرب و عصبی هستید؟ هیجان زده هستید؟ خسته هستید؟ در کجای بدن خود این احساسات را درک می کنید؟ آیا درد در ناحیه قفسه سینه است یا در سر شما؟ یا می توانید توجه به مسایل خنثی را تمرین کنید. مثلا به تنفس خود فکر کنید.

۶. تلفن پاسخ دادن نیز فکر و تمرین می خواهد

همیشه وقتی صدای تلفن یا موبایل را می شنویم، فورا پاسخ می دهیم. به جای این کار، تمرین کنید و پیش از پاسخ دادن به تلفن یک نفس عمیق بکشید. کمی صبر کنید و آن را بیرون بدهید. یک بار دیگر دم و بازدم عمیق داشته باشید. این کار فقط یکی دو ثانیه طول می کشد.

این تمرین های ساده و کوچک، باعث می شوند تادر طول روز به جای فکر کردن به مسایل ناراحت کننده که فقط اضطراب و استرس آدم ها را افزایش می دهند، به مسایلی فکر کنید که ذهنتان را درگیر می کند، اما به خوبی.





نوع مطلب : مهارت های زندگی، راه زندگی، 
برچسب ها : آرامش درون، فکر آزاد، فکر، فکر آرام، دغدغه فکری، موفقیت،
لینک های مرتبط :



بیاموزید: داستانی درمورد اولین دیدار " امت فاكس"



این داستانی است درمورد اولین دیدار " امت فاكس" ، نویسنده و فیلسوف معاصر ، ‌از رستوران سلف سرویس ، هنگامی كه برای نخستین بار به آمریكا رفت.
وی كه تا آن زمان هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این نیت كه از او پذیرایی شود.. اما هرچه لحظات بیشتری سپری می شد ناشكیبایی او از اینكه می دید پیشخدمتها كوچكترین توجهی به اوندارند، شدت گرفت. از همه بدتر اینكه مشاهده می كردكسانی كه پس از او وارد شده بودند در مقابل بشقابهای پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.
وی با ناراحتی به مردی كه بر سر میز مجاور نشسته بود، نزدیك شد و گفت: " من حدود بیست دقیقه است كه در ایجا نشسته ام بدون آنكه كسی كوچكترین توجهی به من نشان دهد. حالا می بینم شما كه پنج دقیقه پیش وارد شدید با بشقابی پر از غذا در مقابلتان اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این كشور چگونه پذیرایی می شوند؟
مرد با تعجب گفت: " ولی اینجا سلف سرویس است" سپس به قسمت انتهایی رستوران جایی كه غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره كرد و ادامه داد به آنجا بروید، یك سینی بردارید هر چه می خواهید انتخاب كنید، پول آنرا بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آنرا میل كنید! "
امت فاكس كه قدری احساس حماقت می كرد، دستورات مرد را پی گرفت اما وقتی غذا را روی میز گذاشت ناگهان به ذهنش رسید كه زندگی هم در حكم سلف سرویس است. همه نوع رخدادها، فرصتها، موقعیتها، شادیها، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالی كه اغلب ما بی حركت به صندلی خود چسبیده ایم و آنچنان محو این هستیم كه دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم از اینكه چرا او سهم بیشتری دارد كه هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است، سپس آنچه می خواهیم برگزینیم.
*************************




نوع مطلب : بیاموزید، راه زندگی، 
برچسب ها : امت فاكس، اولین دیدار، داستان اولین دیدار، داستان آموزنده،
لینک های مرتبط :


ده قانون خلقت


 


قانون یکم: به شما جسمی داده می‌شود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.


 


قانون دوم: در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی کرده‌اید که "زندگی" نام دارد. در این... مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح ‌ریزی کنید


 


قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، آزمایش‌های ناکام نیز به اندازه آزمایش‌های موفق , بخشی از فرآیند رشد هستند


 


قانون چهارم: درس آنقدر تکرار می‌شود تا آموخته شود. درس‌ها در اشکال مختلف آنقدر تکرار می‌شوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع کنید، بنابراین بهتر است زودتر درس‌هایتان را بیاموزید


 


قانون پنجم: آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست که در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید درس‌هایتان را نیز باید بیاموزید


 


قانون ششم: قضاوت نکنید، غیبت نکنید، ادعا نکنید،سرزنش نکنید، تحقیرو مسخره نکنید، وگرنه سرتون میاد. خداوند شما را در همان شرایط قرار می‌دهد تا ببیند شما چکار می‌کنید.


 


قانون هفتم: دیگران فقط آینه شما هستند. نمی‌توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنکه منعکس کننده چیزی باشد که درباره خودتان می‌پسندید یا از آن بدتان می‌آید.


 


قانون هشتم: انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این که با آنها چه می‌کنید، بستگی به خودتان دارد.


 


قانون نهم: جواب‌هایتان در وجود خودتان است. تنها کاری که باید بکنید این است که نگاه کنید، گوش بدهید و اعتماد کنید.


 


قانون دهم : خیرخواهِ همه باشید تا به شما نیز خیر برسد





نوع مطلب : راه زندگی، بیاموزید، 
برچسب ها : قوانین، قانون، خلقت، قانون خلقت،
لینک های مرتبط :


آقایون عصاب راحت میخوای اینو بخون!

این کلمات را هرگز به یک زن نگویید!



«آرام باش» این عبارت دو کلمه ای به هیچ عنوان کارساز نیست و به مردها توصیه می کنیم تاحد امکان از آن استفاده نکنند. شاید تصور کنید این دو کلمه هیچ گونه بار منفی ندارد اما این دیدگاه شماست و خانم ها اینگونه فکر نمی کنند.


 آنها با شنیدن این جمله خشمشان بیشتر می شود. دلیل آن نیز این است که خانم ها تصور می کنند مردها می خواهند در هر شرایطی از موضع بالا بر اتفاق ها کنترل داشته باشند و با گفتن عبارت «آرام باش» می خواهند او را آرام کنند و اهمیتی به بد بودن شرایط نمی دهند. بنابراین، توصیه اکید می شود که آقایان تا حد امکان از این دو کلمه کوچک در برابر خانم ها استفاده نکنند. 

•    بار تحقیرآمیز دارد


به طور مثال، با نامزد یا همسر خود قرار است برای صرف شام بیرون بروید شما تصور می کنید در این موقعیت می توانید در مورد روابط یا مشکلات با هم صحبت کنید اما متوجه می شوید او دوست خود (که شما به هیچ عنوان از او خوشتان نمی آید) را نیز دعوت کرده است. او به شما می گوید: «آرام باش». اما چیزی که شما می شنوید این است: «تو کاملا بی منطق شده ای». این کاملا درست است: بیشتر زنان با شنیدن این عبارت با خود فکر می کنند احساسات آنها هیچ ارزشی ندارد و به همین دلیل، برافراوخته و عصبانی می شوند.



•  به هیچ عنوان کمک کننده نیست

درست است، شما عصبانی هستید. اما بیان عبارت کوتاهی که بیان کننده عصبانیت شما است، برای حل مساله هیچ کمکی نمی کند. بیشتر مردم دوست ندارند احساساتشان به آنها دیکته شود. عبارت «آرام باش» به هیچ عنوان دوستانه نیست بلکه کاملا هم غیرصمیمانه و ناراحت کننده است. مردها با بیان این دو کلمه به ظاهر ساده، آتش دعوا را بیشتر می کنند. پس تصور نکنید با گفتن این عبارت نابودکننده می توانید باعث بهتر شدن اوضاع بشوید.

•    غیر منصفانه است


برخی از مردها بدون هیچ قصد و غرضی این دو کلمه را استفاده می کنند و همه تلاش آن آرام کردن شرایط است. اما برخی از مردها هنگامی که احساس ضعف می کنند از این کلمات سوءاستفاده می کنند و باعث ناراحتی طرف مقابل خود می شوند. هنگامی که مردی خودش عصبانی است و کنترلش را از دست داده است به زن می گوید که آرام باشد و رفتار خود را کنترل کند.

 آنها به خوبی می دانند این جملات باعث عصبانیت زن می شود و به این ترتیب، با این ترفند خیلی راحت، عصبانیت و رفتار بد خود را توجیه می کنند. این یک درماندگی واقعی است و به هیچ عنوان منصفانه نیست. اصولا مردهایی که از این ترفند نابخردانه استفاده می کنند از رفتارهای والدین خود یا اطرافیان الگو گرفته اند و تصور می کنند زنان قدرت کنترل عصبانیت خود را ندارند. اما این مساله صحت ندارد.

اما ما برای خانم ها توصیه ای داریم. اگر مرد شما در مواقع حساس از این دو کلمه سوءاستفاده کرد، خیلی راحت با او موافقت کنید. با آرامش کامل به او بگویید: « بله. من ناراحت و عصبانی هستم و احساسات من ارزشمند هستند.» سپس سعی کنید برای تخلیه احساسات بد خود با دوستی تماس بگیرید یا بیرون بروید و در هوای آزاد کمی پیاده روی کنید. و مراقب باشید دفعه بعد که دوباره با هم یکی به دو کردید، برای تلافی، از این دو کلمه آزار دهنده سوء استفاده نکنید.




نوع مطلب : راه زندگی، قبل از ازدواج، زندگی مشترک، 
برچسب ها : عصاب راحت، عصاب، کلمات ناب، یک زن، زن، هرگز به یک زن نگویید، آموزش رفتار عاشقانه،
لینک های مرتبط :


خیلی ساده:راز شاد بودن را بیاموزید 


راز شاد بودن را بیاموزید


شاد بودن یک انتخاب است . شما می توانید در هر شرایطی که هستید راهی برای شاد بودن پیدا کنید.

۱ سپاسگزار باشید . اگر نگاهی به اطرافتان بیندازید حتما" چیزهای زیادی پیدا خواهید کرد که بخاطرشان شکرگزار باشید . حتی اگر زندگی بسیار سخت و مشکلات زیادی دارید باید به این فکر کنید که همه چیز می توانست بدتر و مشکل تر باشد و به این ترتیب بازهم شکرگزار خواهید بود. وقتی یک نفر بخاطر چیزهایی که خدا به او داده شکرگزار است شاد بودن اصلا" برایش سخت نیست.


۲ بدنبال خوبی ها باشید . به جای اینکه دنبال بدی ها و مشکلات بگردید همیشه در هر چیزی و هر کسی به دنبال خوبی هایش باشید. . در هر شرایطی اگر به دنبال بهانه برای شاد شدن بگردید حتما" پیدا خواهید کرد اما اگر به دنبال بدی ها ، ترس ها و ناراحتی ها بگردید هم حتما" پیدا می کنید .

۳ ببخشید . اگر زندگی و زمان ارزشمند خود را صرف نگه داشتن کینه ها و تنفر از دیگران کنید تنها چیری که نصیبتان می شود این است که هر روز عصبانی تر و ناراحت تر می شوید و زندگی به کامتان تلخ می شود. بخشیدن به معنای چشم پوشی از خطاهای دیگران و نادیده گرفتن و بی اعتنایی به رفتارهای زشت آنها نیست . بخشیدن یعنی اینکه ما بعد از ابراز نارضایتی خود و تذکر اشتباهات افراد به آنها دیگر در ذهن و قلبمان کینه نگه نداریم و بخاطر اینکه خودمان شادتر زندگی کنیم و ذهن و قلبمان رها شود ، آنها را ببخشیم.

۴ کارهای خیر انجام دهید. انجام کارهای خیر تاثیر مثبت بسیار زیادی روی انسان می گذارد بنابراین هر زمان که می توانید به دیگران کمک کنید ، هدیه بدهید ویا مقداری از اموالتان را ببخشید. به این ترتیب هیچ وقت احساس ناتوانی و بیهودگی نمی کنید و بیشتر احساس رضایت و شادمانی می کنید.

۵ همیشه لبخند بزنید ، بخندید و بازی کنید. مواظب سلامتی و رفتارهایتان باشید اما خیلی سخت نگیرید زندگی را برای خودتان مشکل نکنید. شادی در واقع سبکی از زندگی است.

مترجم: فرشته مشاور





نوع مطلب : مهارت های زندگی، راه زندگی، 
برچسب ها : شاد، زندگی شاد، خیلی ساده، آموزش،
لینک های مرتبط :


زندگی مشترک:

زن و شوهرهای دعوایی چندتا توصیه



آیا هفته ها یا شاید ماه هاست که درگیر بحث و مجادله با همسر خود روی مساله ای همیشگی هستید؟ اگر جزو افرادی هستید که همیشه با شریک زندگی خود کشمکش و دعوا دارند، می توانید از توصیه های زیر کمک بگیرید.

توصیه اول: برای «انصاف» تلاش نکنید

همیشه دو نفر،  دیدگاه و ارزشگذاری متفاوتی نسبت به مسایل مختلف دارند، مخصوصا اگر مربوط به انصاف باشد. زندگی انصاف ندارد. رابطه های مردم منصفانه نیست. پس به جای این کارها، سعی کنید در مورد نیازهای خود با شریک زندگیتان صحبت و با بیان درخواست هایتان آن را تکمیل کنید. به جای گفتن: «تو هیچ وقت به من توجه نمی کنی»، از او درخواستی داشته باشید. مثلا بگویید: «دوست داری با من به سینما بیایی؟». یک مشاور خانواده به نام اسپیلمن می گوید: «اگر زن و شوهرها سعی کنند در مورد نیازهای خود با طرف مقابل صحبت و تقاضاهایشان را مطرح کنند، رابطه شادتری خواهند داشت. شادی همیشه قابل دستیابی تر از انصاف است.»

5 توصیه به زن و شوهرهای دعوایی

توصیه دوم: نفس عمیق بکشید

وقتی همه چیز خیلی بد پیش می رود، پیش از انجام هر کاری و بیان کلمه ای، 6 تا 7 نفس عمیق بکشید. شما باید اکسیژن کافی در مغز خود داشته باشید تا متوجه شوید دیگر یک کودک ده ساله نیستید، طرف مقابلتان را دوست دارید، او مشکل دارد و زندگی شما مهم تر از این بحث های بیهوده است. این کار از واکنش های تهاجمی و بیان جملاتی که بعدها از بیان آنها پشیمان می شوید، جلوگیری می کند. 

توصیه سوم: با همسر خود مثل دشمن رفتار نکنید


متخصصان روانشناسی و مشاورین خانواده معتقدند، دعوا بهترین فرصت برای زن و شوهرهاست تا یاد بگیرند چگونه به عنوان هم گروه با هم کار کنند و متوجه شوند کشمکش چیز خوبی نیست. آنها باید حداقل زبان بدن خود را بشناسند. به محض اینکه همسر شما زبان بدن شما را تشخیص داد و متوجه عصبانیت شما شد، به جای پاسخ دادن به کلمه های شما، در مقابل این عصبانیت ها واکنش نشان می دهد. ایستادن در حالیکه دست هایتان را روی ران خود گذاشته اید، شکاندن بندهای انگشت خود، دست به سینه ایستادن همه نشانه های عصبانیت هستند و همسر شما آنها را به خوبی تشخیص خواهد داد. رفتارها و واکنش های شما نیز به اندازه حرف هایی که می زنید مهم هستند. 

توصیه چهارم: از یک متخصص کمک بگیرید

اینکه همیشه بر سر موضوعات تکراری با همسر خود بحث می کنید یا نمی توانید مسایل گذشته را فراموش کنید، مساله بی اهمیتی نیست. پیش از بدتر شدن اوضاع پیش مشاور بروید. بیشتر مردم از روش های مشابه استفاده و نتیجه های مشابه نیز کسب می کنند. اما مشاور همیشه راهکار تازه ای به شما ارئه خواهد کرد. در وهله اول، شما را به روانشناسی معرفی می کند که می تواند به هر دوی شما راهکارهای جدید آموزش بدهد. دوم ، آنهایی که قصد جدا شدن از هم را دارند را به وکیل خانواده معرفی می کند. 

توصیه پنجم: به این دعوای دو طرفه ... و رابطه خود خاتمه دهید

5 توصیه به زن و شوهرهای دعوایی

گاهی اوقات، اختلاف های زوجین، بدون توجه به تلاش های آنها برای حل این مساله، غیر قابل سازگاری هستند. اصولا نشانه های اتمام یک رابطه زمانی مشهود است که یکی از دو طرف – صرف نظر از همه تلاش ها، مشاوره ها و خوشی های آخر هفته – از سرمایه احساسی خود دست می کشد. اختلاف های مردم تا زمانیکه به آن نقطه نرسند، آشتی ناپذیر است. و وقتی به آن مرحله رسید، هیچ مرحمی آن را درمان نمی کند. البته استثنا و معجزه هم وجود دارد اما کسی نمی تواند به آنها دل ببندد. در این حالت، بهترین کار رها کردن رابطه و حرکت به جلوست. زن و شوهرهایی که نمی توانند به طور دوستانه اختلاف های خود را حل کنند، بهتر است به دادگاه خانواده مراجعه کنند و به طور توافقی از هم جدا شوند.





نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : توصیه های زندگی مشترک، دعوا، آرامش زندگی، اختلاف در زندگی مشترک، زن و شوهر ها، زن و شوهر،
لینک های مرتبط :

راه زندگی:
از زندگی تان خسته شده اید این کارها را انجام دهید





در زیر 6 نکته عنوان می‌کنیم که کمکتان می‌کند وقتی زیر بار استرس زندگی خسته و کلافه شدید، احساس بهتری پیدا کنید.


1 - اسیر دام « اعتقاد به دنیای عادل » نشوید
اعتقاد به دنیایی عادل نوعی تعصب شناختی است که توسط روانشناسان اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته است. بعنوان مثال، افراد اکثراً این رویکرد را دارند که می‌گویند اگر دیگران فقیر هستند، مستحق آن فقر هستند.

اسیر این دام نشوید که فکر کنید اگر دچار مشکل هستید، مستحق آن مشکلاتید و به این دلیل باید عذاب بکشید که انسان بی‌ارزشی هستید.

روزگار به هیچ وجه عادل نیست. بسیاری افراد باهوش و بااستعداد در شرایط بسیار سخت زندگی می‌کنند. همه ما تصمیمات ضعیف در زندگی زیاد گرفته‌ایم. گاهی‌وقت‌ها این تصمیمات عواقب کمی به دنبال دارند و گاهی  مجبور می‌شوید تا آخر عمر با عواقب این تصمیمامتان دست و پنجه نرم کنید.

2 - به خودتان یادآور شوید که بهترین تلاشتان را می‌کنید
به خودتان یادآور شوید که باتوجه به امکانات و شرایطتان، هر چه از دستتان همین الان برمی‌آید را انجام می‌دهید. تمرین کنید انعطاف‌پذیر باشید تا بتوانید از فرصت‌ها برای تغییر بهره ببرید.

3 - اسیر دام « باید سخت‌تر کار کنم » نشوید
اگر می‌خواهید به استرس، مشکلات یا خستگی‌هایتان با تلاش برای سخت‌تر کار کردن واکنش بدهید، دست نگه دارید.

همانطور که در بالا ذکر کردیم، احتمالاً الان تا جاییکه از دستتان برمی‌آید تلاش می‌کنید. اینکه به خودتان بگویید پاسخ حل مشکلاتتان سخت‌تر کار کردن است اصلاً فکر درستی نیست.

با گفتن این به خودتان که مشکل تلاش ناکافی است، باعث می‌شوید در امتحان کردن روش‌های جدید را بر روی خود ببندید. مثل آنهایی که برای مقابله با پرخوری خود به خودشان می‌گویند که باید برای متعهد ماندن به رژیم‌غذایی خود باید بیشتر تلاش کنند. وقتی مشکل را به تلاش نکردن ربط می‌دهید، سعی می‌کنید آن را با قدرت اراده خودتان حل کنید تا سایر راهکارها.

4 - بیش از اندازه فکر نکنید
آدمها معمولاً برای حل مشکلاتشان فکر می‌کنند. بااینکه این راهکار مفیدی است اما خیلی مهم است که بدانید بیش از اندازه فکر کردن با روحیه افسرده، کیفیت راهکارهایی که به دست می‌آورند را پایین می‌آورد.

اگر تا همین الان درمورد مشکلات\موقعیت خود فکر کرده‌اید، بفهمید که پاسخ مشکلاتتان در بیشتر فکر کردن برای پیدا کردن راه‌حل نیست.

ایجاد وقفه در فکر کردن درمورد مشکلاتتان به احتمال بیشتری شما را به سمت چیزهای کوچکی که می‌توانید برای بهتر کردن اوضاع یا روحیه‌تان انجام دهید، سوق می‌دهد.

این وقفه را می‌توانید با فعالیت‌هایی مثل ملاقات دوستان، یا بعضی تمرینات مدیتیشن برای تقویت تمرکز ایجاد کنید.

5 - ریتمتان را تنظیم کنید
یک بخش مهم و اساسی از درمان اختلال دوقطبی تشویق افراد به ایجاد برنامه‌های منظم برای خواب، معاشرت و کار است. تنظیم این ریتم‌ها به تعدیل روحیه و انرژی کمک می‌کند. این اصل بنیادی برای عموم مردم نیز صدق می‌کند.

6 - از استراتژی‌های فردی آرامش‌بخش استفاده کنید
اگر از زندگی خسته و کلافه هستید، احتمالاً در مرحله  واکنش "جنگ یا گریز" به سر می‌برید.

برای اینکه بتوانید خوب فکر کنید، خیلی مهم است که استراتژی‌های روانشناختی برای آرام کردن سیستم عصبی خود را بلد باشید. مثلاً بالا زدن آستینتان و دست زدن به بازوهایتان (اکسی‌توسین آزاد می‌کند)، لمس کردن لب‌ها با یک یا دو انگشت و یا مالش دست‌ها همه از این دست استراتژی ها هستند.

یک برنامه شخصی تهیه کنید که شامل راهکارهایی باشد که در مواقع اضطراب و استرس یا ناراحتی از آنها استفاده کنید.




نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، راه زندگی، 
برچسب ها : راه زندگی، خستگی، زندگی خسته کننده، کارهای شاد،
لینک های مرتبط :




آرامش داشته باش 


هر صبح که خورشید می‌دمد، دلایل فراوانی، بیش از فراوان!! برای پایکوبی و ترانه‌خوانی خواهی یافت. و بزودی شب از راه می‌رسد با زیبایی تاریکش و آن همه ستارگانش. رمز و راز تو را احاطه می‌کند؛ رمز و راز تاریکی، خنکای شب و سکوت و موسیقی پایان ناپذیرش. امیال و خواسته‌ها سبب تحول شما نمی‌شوند، امیال و خواسته‌ یعنی :”بیشتر به من بده! من شاکیم! متقاضیم!” خرسندی و سپاسداری یعنی :” این همه چیز به من عطا شده است، چرا خرسند نباشم و سپاس نگذارم؟!” و راز خرسندی درک این “همه چیز” است! 




نوع مطلب : متفرقه، اجتماعی، راه زندگی، 
برچسب ها : آرامش، انرژی، مثبت، انرژی مثبت،
لینک های مرتبط :



همسرانه:
گوشی «همراه» سردمزاجی می​آورد!




 با تکنولوژی‌های امروزی بیش از هر زمانی با تمام دنیا در ارتباط هستیم و از اتفاقات جهان پیرامون باخبر می‌شویم اما تناقض ماجرا اینجا پیش می‌آید که همین مرتبط بودن با دنیا باعث می‌شود از خیلی از اتفاقاتی که در نزدیکی‌‌مان پیش می‌آید غافل شویم و حتی از ارتباط با افراد داخل خانه خود نیز عاجز شویم.به خصوص گوشی‌های همراه هوشمند که به همنشین درجه یک ما تبدیل شده‌اند وبیشترین توجه را از ما می‌گیرند درحالی که نصف آن میزان را به همسر خود ارزانی نمی‌کنیم. فکر نمی‌کنید این روند می‌تواند عواقب وخیمی داشته‌ باشد؟به طور کلی حضور این تلفن‌های هوشمند چه اثراتی روی زندگی شما و همسرتان دارد؟




مردان بیشتر از زنان به موبایل وابسته‌اند

به نقل از دیلی میل، تقریبا یک هشتم از همسران زمان بیشتری را صرف استفاده از تلفن همراه خود می‌کنند تا اینکه با همسر خود صبحت کنند.در این بین مردان بیشتر از زنان از تلفن همراه خود استفاده می‌کنند و تقریبا ۷۱ درصد از کل شبانه روز را در کنار موبایل‌شان سپری می‌کنند. درصد بسیاری نیز تلفن همراه را حتی هنگام خواب هم رها نمی‌کنند و آن را در کنار تختخواب خود قرار می‌دهند. البته زنان وضعیت بهتری دارند و نزدیک به ۵۱ درصد در روز تلفن همراه را در کنار خود نگه می‌دارند.  از سوی دیگر مطالعات نشان داده، تلفن همراه حتی زندگی زوج هایی که به شدت به یکدیگر علاقه دارند را نیز تهدید می‌کند. نزدیک به یک سوم از زن و شوهرها حتی هنگام صحبت کردن رودررو با یکدیگر هم، اقدام به فرستادن پیام کوتاه می‌کنند. ۲۷ درصد هم در هر حالتی حتی هنگام تماشای فیلم یا صرف شام، تلفن همراه خود را چک می‌کنند تا در صورت برقراری تماس یا فرستاده شدن پیام کوتاه به سرعت متوجه شوند.

حریم شخصی از بین رفته‌است

در جامعه ایرانی با تلفن همراه؛ افراد به‌راحتی می‌توانند به اسرار شخصی یكدیگر دست پیدا كنند.از یک طرف مخابرات ایران نمی‌تواند از اسرار شخصی تلفن همراه افراد محافظت كند و هر فردی به راحتی با در دست داشتن قبض هر تلفنی می تواند شماره‌های شخصی دیگران را پیدا كند. از طرف دیگر، میزان سوء تفاهم‌های خانوادگی را افزایش می‌دهد زیرا هر یک از زوجین در صورت دسترسی پیدا نكردن به دیگری از طریق تلفن همراه دچار سوء تفاهم و ظن شده که چرا همسرش به او اطلاع نداده‌، تا جایی که ممکن است اختلافاتی هم پیش بیاید؛ جدا از این موضوع که اصلا احساس خوبی نیست اگرگمان کنیم همه جا تحت نظریم.

گوشی موبایل سرد مزاجی هم می‌آورد

شب‌ها هنگام رفتن به تختخواب هم تلفن،هم تبلت و لپ‌تاپ ‌تان را خاموس کنید؛ به هیچ‌وجه این وسایل را با خود به تخت نبرید چراکه نه تنها تمام توجه شما را به خود جلب می‌کنند بلکه تحقیقات ثابت کرده‌اند؛ استفاده از این وسایل هنگام خواب می‌تواند موجب سردمزاجی هم شود و در طولانی مدت مشکلاتی را در زندگی زناشویی به وجود ‌آورد.مطمئن باشید اگر شب‌ها این وسایل را از خود دور کنید هم بهتر استراحت خواهید کرد و هم به مرور زمان صمیمیت بیشتری با همسرتان پیدا می‌کنید.

بر سر میز غذا موبایل ممنوع!

نشستن بر سر یک میز یا سفره و با هم غذا خوردن می‌تواند میزان صمیمیت میان اعضای خانواده را افزایش دهد و شرایط گفت‌وگو را فراهم کند اما این روزها آدم‌ها بیشتر از آنکه حواس‌شان به غذا باشد به گوشی همراه‌شان است حتی یک تحقیق در سال ۲۰۰۲ نشان داد که قسمت مهمی از زمانی که زوج ها صرف غذاخوردن در کنار هم می‌کنند به واسطه تماس های تلفنی یا پیام‌های متنی و صوتی مختل می‌شود ودیگر هیچ فرصتی برای توجه به یکدیگر باقی نمی‌گذارد.

وقتـی دیگر حرفی با هم نداریم

تا 10 یا 15 سال پیش زن و شوهرها در طول روز ارتباط چندانی با هم نداشتند و درنهایت یک‌بار با هم تلفنی صحبت می‌کردند و در عوض شب‌هنگام وقتی به خانه برمی‌گشتند برای هم حرف‌های زیادی از اتفاقات پیش‌آمده داشتند همین حرف زدن و در کنار هم نشستن؛ آنها را به هم نزدیک‌تر و صمیمیت‌شان را بیشتر می‌کرد.اما این روزها زن و شوهرهای جوان در طول روز مدام با موبایل با هم مرتبط هستند؛ جایی نیست که یکی از آنها برود و دیگری خبر نداشته‌باشد؛ هرکدام از آنها کاملا از رویداد‌های پیش آمده برای دیگری خبر دارد و دیگر شب‌هنگام حرف تازه‌‌ای وجود ندارد که آنها را کنار هم بنشاند.

این یک تحقیق کاملا علمی است

دکتر «اندرو پرزبیلسکی» روانشناس دانشگاه اسکس 2 آزمایش طراحی کرد که در آن 2 غرببه به مدت ۱۰ دقیقه با هم صحبت می‌کردند.در حالت اول ۷۴ دانشجوی دوره لیسانس انتخاب و از آنها خواسته شد که درباره یک رویداد جالب صحبت کنند. برخی از آنها به طور اتفاقی این مکالمه را با وجود تلفن‌همراه در اتاق انجام دادند و برای برخی دیگر تلفن همراه در اتاق وجود نداشت. بعد از پایان مکالمات محققان از این دانشجویان درباره روابطی که در این اتاق با دیگران برقرار کرده‌اند سؤالاتی کردند تا بتوانند درمورد کیفیت ارتباط آنها قضاوت کنند.

گوشی همراه اعتماد متقابل را کم می‌کند

حتی در یک تعامل کوتاه که هر 2 نفر تنها ۱۰ دقیقه با هم بودند، تفاوت وجود یک تلفن در اتاق در مقایسه با عدم وجود تلفن مشخص بود.افراد در اتاق و روی میزی  که تلفن همراه وجود داشت در مقابل همنشین‌شان کمتر احساس نزدیکی و اعتماد کرده و کیفیت روابط آنها پایین‌تر از 2 نفری بود که در فضایی بدون وجود تلفن همراه با هم گفت‌وگو کردند.در آزمایش دوم از برخی از دانشجویان خواسته شد تا مکالمه‌ای درباره درخت‌های کریسمس انجام دهند و از دیگران خواسته شد درباره معنادارترین اتفاق سال به گفت‌وگو بپردازند. باز هم عده‌ای این مکالمه را با وجود یک تلفن همراه انجام دادند و سایران این کار را نکردند.براساس اظهارات پرزیبیلسکی، وقتی که مردم درحال یک مکالمه مهم هستند، کیفیت روابط، اعتماد طرفین و همدلی به واسطه وجود تلفن‌های همراه کاهش می‌یابد اما وقتی درباره موضوعی بی‌اهمیت صحبت می‌کنند تلفن همراه اختلالی به وجود نمی‌آورد.

نگذارید همسرتان احساس تنهایی کند

برای یک زن یا مرد هیچ چیز بدتر از زمانی نیست که مشغول صحبت با همسرش است اما او هرچند دقیقه یک‌بار گوشی‌اش را چک می‌کند تا پیامک‌‌ها و ای‌میل‌هایش را بخواند یا حتی مشغول بازی شود؛ در آن زمان است که احساس تنهایی و شنیده‌ نشدن سراغ فرد می‌آید. دکتر «اندرو پرزیبیلسکی» (Andrew Przybylski) روانشناسی که در این زمینه تحقیق کرده‌است، می‌گوید:«آنچه در مورد تلفن‌ همراه وجود دارد این است که این دستگاه در همه‌جا حضور داردو این یک حرکت نزولی در روابط افراد ایجاد می‌کند». پس حواس‌تان باشد وقتی می‌خواهید با همسرتان صحبت کنید به هیچ وجه گوشی تلفن همراه را در دسترس نگذارید یعنی آن را خاموش کنید و در تمام طول صحبت آن را داخل کیف یا جیب‌تان بگذارید؛نگران نباشید دراین مدت دنیا تمام نمی‌شود و اگر یکی، دو ساعت دیرتر به پیامک‌ها و ای‌میل‌ها جواب دهید اتفاقی نمی‌افتد.

آیا شما به گوشی موبایل‌‌تان معتادید؟

اعتیاد به تلفن همراه، پدیده‌ای است كه اكنون جای خود را به این هراس و ترس داده است كه می‌تواند حتی بقیه زمان‌هایی كه از گوشی همراه استفاده نمی‌كنید هم زندگی روزمره‌تان را تحت‌تاثیر قرار دهد.آخرین تحقیقی كه در این زمینه انجام شد نشان داد، به‌طور متوسط 66درصد از مردم با درجات مختلف به این هراس دچارند. این مشکل در بین خانم‌ها و افراد جوان بیشتر دیده می‌شود. بیش از آنكه یك بیماری هراسی باشد، چیزی شبیه یك وسواس است. بنابر تحقیقات شركت‌های سازنده تلفن همراه این بیماری در بین جمعیت استفاده‌كننده از این وسیله در حال افزایش است. گفته می‌شود این افراد به‌طور متوسط در روز بیش از 3یا4  بار گوشی تلفن‌شان را بدون اینكه زنگ بخورد یا بدون اینكه قصد تماس با جایی را داشته باشند، چك می‌كنند.این مشکل که «نوموفوبیا» نامیده می‌شود، در بین كسانی كه زمینه بیماری‌های وسواسی را دارند شیوع بیشتری دارد. هراس و ترس از دست‌دادن گوشی یا گم‌كردن آن در موارد شدید ممكن است نیاز به مشاوره داشته باشد. باید بدانید میزان افسردگی و اضطراب در میان این كاربران نسبت به كسانی كه به اینترنت یا موبایل اعتیاد ندارند، بسیار بیشتر است.

راه درمان این اعتیاد چیست؟

روش اصلی درمان این فوبیا مانند بیشتر فوبیاهای دیگر، روش حساسیت‌زدایی یا مواجهه است. ابتدا به فرد گفته می‌شود به این فكر كند كه گوشی تلفنش را گم كرده است و سعی كند در ذهن خودش با این مسئله كنار بیاید. به‌تدریج به فرد گفته می‌شود كه واقعا این تصور را عملی و گوشی تلفنش را برای مدتی از خود دور كند. به تدریج و با خاموش‌كردن گوشی برای مدت طولانی و زندگی‌كردن بدون موبایل به‌مدت چند هفته فرد می‌تواند از شدت این بیماری و هراس كم كند. اگرچه در چند روز اول ممكن است كمی برای فرد این حالت سخت باشد اما بعد از مدتی فقط نداشتن گوشی همراه و همان اعتیاد فرد به موبایل ممكن است باعث مشكل برای او شود اما اضطراب، هراس و نگرانی كه تا قبل از آن و با داشتن موبایل ناگهان برای فرد به‌وجود می‌آمد از بین می‌رود. برای كسانی هم كه حاضر نیستند گوشی خود را از دست بدهند یا بدون موبایل زندگی كنند، توصیه می‌شود، به‌طور منظم چند ساعت از روز گوشی‌شان را خاموش كنند و به‌هیچ‌وجه شب به همراه گوشی تلفن به خواب نروند. به این افراد توصیه می‌شود كه برای ارتباط با اطرافیان‌شان از روش‌های دیگر هم در كنار موبایل استفاده كنند تا میزان استرس‌شان از گم‌كردن موبایل و از دست دادن ارتباط‌شان با دیگران كم شود؛ جالب است بدانید در برخی از کشورهامراكز درمان اعتیاد به تلفن همراه راه‌اندازی شد‌ه‌‌ است.




نوع مطلب : عاشقانه، راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، سلامت جنسی، 
برچسب ها : گوشی، موبایل، سرد، سرد مجازی، مجاز، همسر، همسرانه،
لینک های مرتبط :



میخواهم خود را آرام و خونسرد نشان بدهم!؟




برای اینکه آرام و خونسرد به نظر برسیم بهترین راه این است که به حرکات و سیگنالهای بدنمان آگاه باشیم . وقتی در یک مصاحبه شغلی حضور دارید و یا وارد یک جمع جدید می شوید و یا در شرایط استرس آور دیگر قرار می گیرید ، مسلما" آرام و خونسرد به نظر رسیدن برای شما و موفقیتتان خیلی مهم است.

دستورالعمل:


عضلات صورتتان را شل کنید و سعی کنید لبخند بزنید. همه ما وقتی نگران و مظطرب هستیم ناخودآگاه دندانهایمان را به هم فشار می دهیم و این کار کاملا" نشان می دهد که ما احساس راحتی نمی کنیم . اما یک لبخند ساده نشان دهنده رضایت و اعتماد به نفس است.

سعی کنید با همه کسانی که در مقابل شما حضور دارند ارتباط چشمی برقرار کنید و حداقل چند ثانیه به چشمهای آنها نگاه کنید. برقرار نکردن ارتباط چشمی و نگاه نکردن به چشمان طرف مقابل نشان دهنده اضطراب و ترس است و خیره شدن معمولا" نشانه خصومت و دشمنی است. وقتی به چشمان افراد حاضر در جمع نگاه می کنید به آنها نشان می دهید که راضی و راحت هستید.

زبان بدنتان را کنترل کنید و دقت کنید بدنتان حالت درستی داشته باشد. شانه هایتان را عقب و سرتان را بالا بگیرید. دستهایتان را شل کنید و آنها را جدا از هم قرار دهید به این ترتیب می توانید به دیگران نشان دهید که کاملا" راحت هستید . به جای اینکه دستتان را بچلانید و حرکتهای تند و سریع داشته باشید ، سعی کنید حرکاتتان آرام باشد و زیاد تکان نخورید.

نفس عمیق بکشید و دستها و بدنتان را شل کنید. بی قراری و تند تند نفس کشیدن نشان دهنده استرس و نگرانی است.

واضح و با اعتماد به نفس صحبت کنید و از بکار بردن و تکرار کلمه هایی مثل " چیز " خود داری کنید.

مترجم: فرشته مشاور



ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، راه زندگی، مهارت های زندگی، 
برچسب ها : آرام، شخصیت آرام، شخصیت، خونسرد، رفتار آرام،
لینک های مرتبط :



عوامل سرنوشت ساز در زندگی



آموزه های تربیتی قرآن و دستورهای معصومان علیهم السلام درباره عوامل وسعت روزی یا کمی رزق، دفع بلایا و شریات، بیانگر حقایقی ارزشمند است که در پرتو آنها رابطه و پروردگارمان و نیز رابطه ما و جامعه اسلامی و رابطه ما با خود و خانواده مان که در جلوه های رفتار و گفتار تجلی می یابد، حساس تر، دقیق تر و اندیشه گرایانه تر خواهد بود. با این معارف دینی، تمامی اعمال خود را با نگاهی دقیق تر و حساب شده تر انجام می دهیم و با توجه به آثار هر یک در خود، خانواده و جامعه، مسئولیت بیشتری احساس می کنیم. برخی از این عوامل عبارتند از:

۱ تقوا و پرهیزگاری: قرآن کریم می فرماید هر کس از خدا پروا کند، پروردگار برای او راه بیرون شدن از سختی ها را قرارمی دهد و از جایی که حسابش را نمی کنند، به او روزی می رساند. (طلاق آیه ۲ و ۳)

۲ یاد خداوند سپاسگزاری از نعمت های او: «شکر» عامل بسیار موثر در افزایش نعمت ها و الطاف الهی است که خداوند با صراحت بدان اشاره فرموده است: هرگاه شکر نعمت ها را به جا آورید و آن را در موارد واقعی صرف کنید، نعمت را بر شما افزون می کنم ( ابراهیم آیه۷ )


۳ نیکوکاری: خوش اخلاقی و مهربانی و پذیرایی از بندگان صالح خدا با نعمت های الهی در دست ماست. این کار پسندیده رضایت پروردگار را در رسیدگی به صالحان و مومنان فراهم می کند. از این رو چون خدا صلاحیت و اهلیت برای انسان می بیند، لطف و رحمت بیشتر خود را نثار وی می کند. امیرمومنین (علیه السلام) در این باره می فرماید: پاکی نیت و طراوت اندیشه، دوری از تنگ نظری در برخوردها، سهل گرفتن در زندگی با دیگران، گشایش چهره و خوش برخورد بودن با برادران مسلمان، گنج های رزق آدمی و باعث افزایش روزی انسان ها خواهد بود.

۴ انفاق از دارایی و پرداخت حقوق مالی: صدقه فراوان و خرسندی دیگران با کمک های مالی، خرسندی خداوند را به دنبال دارد و تاثیری بسیار در جلب روزی و دور شدن از بلایا را به همراه خواهد داشت.

۵ بیداری صبحگاهان و وضوی دائم: اذان صبح تا طلوع آفتاب لحظه هایی است که نوعی سبکبالی، طراوت روحی و شادی خاطر برای تمامی روز بیداران به همراه دارد، به گونه ای که هیچ گونه افسردگی روحی و خمودی فکری در انسان احساس نشده و با نشاطی غیرقابل توصیف به کارهای شایسته می پردازد. مصائب، زنگ بیدارباشی است برای غافلان و شلاقی است، بر ارواح خفته و رمزی است از ناپایداری جهان و اشاره ای است به کوتاه بودن عمر این زندگی. حقیقت این است که، مظاهر فریبنده این «دارالغرور» زود انسان را به خود جذب و سرگرم و از یاد حق غافل می کند، ناگهان بیدار می شود که کاروان رفته و او در خواب و بیابان در پیش

۶ دوری از گناه، ظلم و نافرمانی خداوند: به راستی کسانی که در زندگی خود با ما صادق، مهربان و مودب هستند، چه جایگاهی نزد ما دارند؟ و آنان که چندین بار تاکنون به ما نزدیک شده، از مهربانی و سخاوت ما استفاده کرده و پس از چندی نه تنها سپاسگزاری نکرده بلکه علیه ما اقدام کرده اند و عمل آنان آثار زشتی ایجاد کرده است، چه موقعیتی در دل و اندیشه ما دارند؟ آیا به این دسته از افراد باز هم احسان می کنیم و از امکانات خود در اختیار آنان قرار می دهیم؟ ویژگی ذاتی اطاعت و استفاده از نعمت های الهی در مسیر حقیقی آن، فزونی تمام داده های خداوند و ریزش الطاف چشمگیر دیگری را به همراه دارد و عملکرد ذاتی گناه، معصیت و مصرف نعمت های خداوند در مسیری نادرست و علیه دستورهای الهی، تنگی معیشت و کمی رزق و زندگی سخت و دشواری را به همراه خواهد داشت.





نوع مطلب : راه زندگی، مهارت های زندگی، 
برچسب ها : دینداری، دیانت، راز زندگی، عوامل سرنوشت ساز،
لینک های مرتبط :



هر شب در ایران،آموزش انواع خیانت





خوب یا بد، درست یا غلط، این روزها صادرات سریال برای كشور تركیه تجارت سودآوری شده است كه در كنار صنعت توریسم درآمد هنگفتی برای‌شان دارد. تا آنجا كه وقتی تحریف تاریخ در یك سریال به ظاهر تاریخی، دیگ تعصب سیاستمداران ترك را به جوش می‌آورد و به ادامه ساخت و پخش آن اعتراض می‌كنند، حساب و كتاب سودآوری فروش سریال باعث می‌شود كوتاه بیایند و همه‌چیز به قوت خودش باقی بماند. این وسط احتمالا دوبله‌ سریال‌ها هم برای عده دیگری نان و آب شده است و خلاصه اگر پر شدن اوقات فراغت مردم را هم اضافه كنیم باید بگوییم همه‌اش سود است، اما تماشای این سریال‌ها با سوژه‌های مشابه و یكی پس از دیگری قرار است چه تاثیری بر فرهنگ جامعه ما داشته باشد؟ آیا این سناریو همین‌قدر ساده است كه به نظر می‌رسد؟



جداسازی درون خانوادگی

این مدل سریال‌ها از اول با شبكه فارسی‌وان شروع شد كه اتفاقا من درباره آن شبكه تحقیق زیادی داشتم و بعد از آن شبكه‌هایی كه سریال‌های ترك را پخش می‌كنند اضافه شدند. اگر بخواهم كل این سریال‌ها را جمع‌بندی كنم باید بگویم همه آنها هوشمندانه تهیه می‌شوند. در واقع سازندگان این سریال‌ها از یكسری نقطه ضعف‌ها سوءاستفاده می‌كنند و برنامه‌هایی می‌سازند كه طرفدار داشته باشد. نمی‌توانیم انكار كنیم كه در هر جامعه‌ای محدودیت‌هایی وجود دارد كه زمینه تقاضا را فراهم می‌كند. خیلی از ما دوست داریم هر كاری كه دل‌مان می‌خواهد بكنیم و این سریال‌ها هم موضوعاتی را مطرح می‌كنند كه جامعه به دلیل قانون، شرع، عرف و اخلاق محدود می‌كند. ما فكر می‌كنیم چیزهایی را كم داریم و آنها با ما همذات‌پنداری می‌كنند. معمولا هم زنان و جوانان بیننده‌های اصلی هستند. از طرف دیگر تشنه بودن مخاطب به این سریال‌ها باعث می‌شود پخش آن را در چندین نوبت در شبانه‌روز تكرار ‌كنند تا همه بتوانند ببینند. حتی در خیلی از خانه‌ها علاقه بعضی اعضای خانواده به سریال‌های ماهواره‌ای و اصرار به تماشای آنها باعث شده تلویزیون‌های مجزا در اتاقی جداگانه بگذارند و همین موضوع به جدایی افراد خانواده دامن می‌زند. یك بار آپارتمان‌ها بین ما فاصله انداختند، یك بار اتومبیل و حالا نوبت تلویزیون است كه قاچ دیگری بر این هندوانه روابط بزند و شكاف تازه‌ای ایجاد كند.

چرا زن‌ها ماهواره می​بینند؟

همه این سریال‌ها به صورت مخملی فرهنگ‌سازی می‌كنند. مسلما نشان دادن شخصیت‌های فیلم‌ها می‌تواند ته‌مانده اعتقادات دینی بیننده‌ را كه در بعضی مردم رسوب كرده از بین ببرد. خیانت آقایان از قدیم وجود داشته و در واقع منكری بوده كه مباح شده ولی برای خانم‌ها هیچ راه فراری وجود ندارد. تا زمانی كه زنی در عقد مردی باشد به هیچ شكل نمی‌تواند با مرد دیگری رابطه برقرار كند. متاسفانه باید بگویم بین مراجعانم با مواردی برخورد می‌كنم كه فرد به دلیل مثلا رفاه مالی كه در زندگی مشتركش دارد به طلاق فكر نمی‌كند اما دلش نمی‌خواهد به تعهداتش پایبند بماند. به هرحال همه خوبی‌ها در یك نفر جمع نمی‌شود ولی راهش این نیست كه برای نیازهای مختلف سراغ آدم‌های جداگانه برویم.

این چنار بی‌شعور

در بیشتر این سریال‌ها شخصیت‌های اصلی دائم در ازدواج و طلاقند و درگیر رابطه‌های عاشقانه. یكی با یكی ازدواج می‌كند بعد عاشق یك نفر دیگر می‌شود. بعد دوباره طلاق و باز ازدواج. شخصیت‌های داستان انگار هیچ كار و زندگی خاصی ندارند و فقط درگیر رابطه‌های‌شان هستند. بیننده هم از خودش نمی‌پرسد این آدمی كه از صبح تا شب درگیر ماجراهای عاشقانه است شغل و كارش چیست؟ اصلا كی وقت می‌كند به بقیه مسائل زندگی‌اش برسد؟ از طرف دیگر این سریال‌ها درگیری‌های عصبی هم ایجاد می‌كند. بیننده با یكی از شخصیت‌ها همذات‌پنداری می‌كند و برایش حرص می‌خورد. من گاهی در خانه می‌شنوم كه همسایه داد می‌زند: باز این چنار بی‌شعور پیدایش شد. خانم‌های خانه‌دار با دیدن این سریال‌ها از شرایط خودشان عصبی می‌شوند. حتی گاهی اعضای خانواده حرص‌های‌شان از همدیگر را با تماشای فیلم‌ها خالی می‌كنند. مثلا طرف دوست دارد به دامادش فحش بدهد ولی نمی‌تواند، به بازیگر سریال فحش می‌دهد.


وقاحت به جای قباحت

2قطب دافعه و جاذبه مقابل هم قرار گرفته‌اند. گاهی ما در جامعه دافعه ایجاد می‌كنیم و آنها هم از طرف مقابل جاذبه ایجاد می‌كنند. اگر از یك جوان درباره هدف آینده‌اش‌ بپرسید، می‌گوید: می‌خواهم بروم خارج. اگر این سریال‌ها را ببینید فكر می‌كنید خارج یعنی بهشت. در حالی كه در خیلی از كشورهای خارجی 99 درصد آدم‌ها این مدلی نیستند. پایبند بودن به تعهد برای‌شان مهم است. فرقی نمی‌كند كه ازدواج رسمی باشد و در كلیسا اتفاق بیفتد یا تعهد دوستانه باشد به هر حال به تعهد خود پایبند می‌مانند ولی گاهی وقاحت جای قباحت را می‌گیرد و این اتفاق خیلی بدی است در یك جامعه. كاش مردم بتوانند مطالعه كنند و تمام نکات موجود در جامعه‌ای دیگر را ببینند، نه  فقط چیزهایی را كه سریال‌ها می‌خواهند، نشان بدهند.

خوابی که برای‌مان  دیدند

بیشتر این شبكه‌ها آگهی تبلیغاتی ندارند. در حالی كه این مرسوم نیست. شبكه‌های خوب كنار برنامه‌های‌شان تبلیغات هم دارند. یك شبكه خبری خوب خوراك خبری به مخاطب می‌دهد ولی آگهی بازرگانی هم دارد. این شبكه‌ها درآمدی از تبلیغات ندارند پس باید حمایت شوند. 24 ساعت پخش برنامه هزینه دارد. هنرپیشه‌های متعدد، فیلمبرداری از زاویه‌های مختلف یا دوبله به فارسی همه‌اش هزینه دارد. چرا اسم شبكه می‌شود فارسی‌وان؟ چون برای ما برنامه‌ریزی شده است. فارسی اشاره به كشورهای فارسی‌زبان دارد و فارسی‌وان یعنی ایران كه اولین كشور فارسی‌زبان محسوب می‌شود. پس این شبكه‌ها و سریال‌های‌شان با برنامه‌ریزی فرهنگسازی در جامعه ما راه‌اندازی می‌شوند. اینطور كه من می‌دانم مرداك كه یك صهیونیست جهانی است یكی از این شبكه‌ها را حمایت می‌كند. چنین شبكه‌هایی نقاط ضعف و نیازهای یك جامعه را نشانه می‌گیرند و برنامه‌سازی می‌كنند. عده‌ای هم با توهم خدمت به مردم برای دوبلاژ كمك می‌كنند. آموزش مخملی حتی از حمله اتمی هم بدتر است چون نمی‌توانیم مردم را از آن منع كنیم. اگر بگوییم نبینید معترض می‌شوند كه چرا نبینیم؟ یا اگر اینها را نبینیم پس چی ببینیم؟

طلاق به خاطر سریال

من بین مراجعانم با موارد بسیاری برخورد كرده‌ام كه خودشان اعتراف می‌كنند تماشای سریال‌های ماهواره‌ای باعث اختلاف‌شان شده است. آقایی بود كه صریحا می‌گفت همسرم بعد از تماشای یك سریال تركیه‌ای در خواست طلاق كرده است. خانم هم می‌گفت من 17 سال پیش كه ازدواج كردم بچه بودم و نمی‌فهمیدم. حالا می‌فهمم تمام این سال‌ها اسیر بوده‌ام و حالا می‌خواهم بقیه زندگی را برای خودم باشم. دقیقا سریال‌ها این تفكر را ترویج می‌کنند كه مگر چند بار زندگی می‌كنیم؟ پس باید از زندگی لذت ببریم.

  هیچ دری روی پاشنه خودش نیست

در بیشتر این سریال‌ها همه نوع شخصیت وجود دارد؛ دختر جوان، مرد مسن، زن پیر، مرد جوان و این تنوع شخصیت‌ها باعث می‌شود بیننده بیشتر همذات‌پنداری كند. اصولا انسان‌ها به منع حریص هستند. به چیزی كه از آن منع شده‌اند گرایش دارند. زن با خودش فكر می‌كند چرا مردها آزادند ولی زن‌ها آزاد نیستند. وقتی یك موضوع تكرار شود كراهتش می‌ریزد. تلویزیون هم مقصر است. باید در این شرایط به مسائل واقعی مردم بپردازد نه سوژه‌هایی كه برای مخاطب غیرواقعی به نظر می‌رسد.

برای چه کسانی تولید می کنند؟

از یك جایی این شبكه‌ها به سمت سریال‌های تركیه‌ای رفتند. قبل از آن سریال‌هایی كه پخش می‌شد مثلا مكزیكی و كلمبیایی بود و اگر فرهنگسازی هم در آنها وجود داشت ممكن بود بیننده بگوید اینها دین ندارند و شبیه ما نیستند یا فرهنگ‌شان با ما خیلی فرق می‌كند ولی تركیه به ما نزدیك است. به ما شبیه‌ هستند و حتی مسائل دینی هم برای‌شان مطرح است. در این فیلم‌ها حتی زن‌هایی را می‌بینیم كه وقتی از خانه بیرون می‌روند چیزی شبیه روسری و شال سر می‌كنند. یعنی این بار صاحبان شبكه‌ها دقیقا به هدف زده‌اند. الگویی ارائه می‌دهند كه هم مدرن است و هم در عین حال از سنت دور نیست. برای تاثیر بیشتر تیپ زن و مرد و دختر و پسر شرقی را می‌سازند و حتی در دوبله از اصطلاحات رایج ما مثل ان شاءالله و ماشاءالله استفاده می‌كنند تا بیننده بیشتر همذات‌پنداری كند. به هر حال تركیه از نظر سیاسی هم دوست دارد ابرقدرت خاورمیانه باشد، همانطور كه ما دوست داریم بهترین در منطقه باشیم.

نقش تلویزیون

در این میان صدا‌و‌سیما هنوز برنامه مشخصی ندارد كه مردم به تلویزیون ملی جذب شوند. خیلی از مخاطبان متوجه هستند كه چه اتفاقی با این سریال‌ها می‌افتد و نقاط منفی آن را می‌دانند ولی باز هم تماشای آن را ترك نمی‌كنند چون جایگزینی ندارند. سریال‌های تلویزیون روابط واقعی را نشان نمی‌دهند. بیننده با شخصیت‌های داستان احساس شباهت نمی‌كند. درست است كه محدودیت‌هایی وجود دارد ولی هنر این است كه حقایق را نزدیك وقایع بگویی. حتی وقتی در این شرایط سریال خوبی ساخته می‌شود كه مردم دوست دارند ببینند فروشی است و مخاطب باید پول بدهد آن را بخرد، در حالی كه سریال‌های ماهواره‌ای عملا رایگان و در دسترس هستند.




نوع مطلب : اجتماعی، راه زندگی، عشق و ازدواج، زندگی مشترک، 
برچسب ها : خیانت، خیانت در زناشویی، زندگی مشترک، خیانت در زندگی مشترک، خیانت در فیلم،
لینک های مرتبط :



اگر میخواهید تضمینی در قلبها نفوذ کنید بخوانید!






خیلی‌ها اعتقاد دارند كه عشق فقط یك افسانه است و در دنیایی كه به‌قول آدم‌های پر‌مشغله، حتی وقت كافی برای انجام كارهای ضروری و شخصی وجود ندارد، آیا هنوز می‌شود كسانی را پیدا كرد كه عاشق باشند؟ وقتی به كسی علاقه داری حتما دوست داری او هم مثل شما همان حس را داشته باشد اما گاهی با همه علاقه و اشتیاقی كه به همسر زندگی‌ات داری متوجه می‌شوی آن طرف سكه خیلی خوشایند شما نیست. نه تنها او را به سمت خودت جذب نمی‌كنی بلكه از میزان عشق و علاقه او نسبت به‌خودت آگاهی نداری اما نترس چون اگر واقعا تصمیم بگیری كه دوباره همراه زندگی‌ات را عاشق خودت كنی، می‌توانی این كار را انجام دهی. در همین لحظه همه مشكلات ارتباطت را فراموش كن و با تمركز، كارهایی كه برایت می‌گوییم را انجام بده. معطل نكن!



وقتی عشق همه زندگی‌ات می‌شود

مردان حتی آنهایی كه واقعا عاشق یك زن می‌شوند تنها بخشی از ذهن و زندگی خود را درگیر یك ارتباط می‌كنند اما زنی كه عاشق شد همه زندگی‌اش صرف عشقی می‌شود كه درگیرش شده است. مگر نمی‌خواهی همراه و همسرت را عاشق خودت كنی؟ پس برای شروع یاد بگیر كه كمتر در مورد احساست با یك مرد صحبت كنی و اصلا لازم نیست هر احساس و واكنشی كه نسبت به ارتباطت داری را بی‌پرده برایش بیان كنی. شما كارهای دیگری هم داری كه در كنار عشق به همسرت باید انجام دهی. شاید این یك حقیقت تلخ برای خانم‌ها باشد اما تحقیقات روان‌شناسان نشان داده، كه هرقدر زنان بیشتر حرف بزنند و از احساس‌های‌شان صحبت كنند و از همه بدتر همه زندگی‌شان را وقف عشق به همسر‌شان كنند، به همان میزان یك مرد را بیشتر از خودشان دور كرده‌اند.

وقتی مرد دیگر عاشق نیست

محبت یك موضوع 2 طرفه است و تعادل زمانی به‌وجود می‌آید كه شما به همان اندازه‌ای كه محبت دریافت می‌كنید به همان میزان هم محبت و عشق هدیه بدهید. هدیه خریدن، مهمان كردن همسر‌تان به شام یا سورپرایزكردن همسر‌تان اگر از سمت یك مرد باشد خوب و طبیعی است اما اگر این رفتارها از طرف یك زن به‌صورت پشت سر هم و همیشگی انجام شود هیچ ارزشی ندارد. چون هدیه دادن یك ویژگی مردانه به حساب می‌آید و اگر یك خانم بیش از اندازه‌ای كه همسرش به او محبت می‌كند، به او عشق بورزد دیر یا زود مرد زندگی‌اش را از خود دور می‌كند و دكمه عشق یك‌باره در مرد خاموش می‌شود.وقتی یك زن بیش از اندازه به همسرش محبت كند مرد او را مانند مادرش فرض می‌كند و یادتان باشد هیچ مردی نمی‌تواند عاشق مادرش شود بلكه فقط می‌تواند دوستش داشته باشد. پس یاد بگیر كه در عشق ازهمسرت جلوتر قدم بر نداری. از اینكه مرد زندگی‌تان برای‌تان هدیه می‌خرد یا برای‌تان وقت می‌گذارد شرمنده نشوید و به فكر جبران نباشید چون مردان با انجام این كارها احساس قدرت مردانه بیشتری حس می‌كنند.

قبل از قلب، ذهنش را تسخیر كن

در شروع یك آشنایی بهتر است خوب به رفتار و واكنش‌های همسرت دقت كنی تا روحیات او را بیشتر بشناسی. از كسانی كه او را می‌شناسند در مورد سرگرمی‌ها و سلایقش صحبت كن و نقاط اشتراك خودت و او را كشف كن. به‌دنبال این باش كه همسرت از چه چیزی خوشش می‌آید و از چه كارها و رفتارهایی بیزار است. سعی كن شنونده خیلی خوبی برای  او باشی چون آدم‌ها بیشتر جذب كسانی می‌شوند كه مطمئن باشند حرف‌های‌شان شنیده و درك می‌شود. وقتی به حرف‌های همسرت توجه كنی به‌تدریج شعله یك عشق را در او ایجاد خواهی كرد كه برای همیشه ماندنی است. به او نشان بده كه برایش اهمیت داری و مهم‌ترین شخص زندگی‌ات در او خلاصه می‌شود. وقتی با او به رستورانی می‌روی و او مشغول صحبت كردن می‌شود، هرگز صحبت‌هایش را قطع نكن حتی اگر تلفن همراهت زنگ خورد، مكالمه همسرت را قطع نكن و با این كار مطمئن باش كه او را بیشتر به سمت خودت جذب كرده ای.

نقاب را بردار

اینكه همان‌طور باشی كه هستی كار سختی است؟‌ پس چرا بیشتر اوقات در حال بازی‌كردن نقشی هستی كه اصلا شباهتی به ویژگی‌های خودت ندارد؟ تا كی می‌توانی نقش یك آدم كامل كه هیچ عیب و ایرادی ندارد را بازی كنی؟ اگر روزی خسته شدی و ناگهان فشار مدت‌ها سكوت را روی همسرت خالی كردی، فكر نمی‌كنی با این كار او را بیشتر شوكه می‌كنی؟ بدون اینكه ترس از دست دادن همراهت را داشته باشی صادقانه و با جسارت از عقاید و احساس‌هایت حرف بزن و به او نشان بده كه چه دیدگاهی در مورد او و زندگی‌ات داری حتی اگر نظرت مخالف دیدگاه‌های او باشد نترس، چون وقتی با قدرت موضع‌گیری‌ات را مشخص می‌كنی و فریاد می‌زنی كه وجود داری، زیبایی بیشتری را برای همسرت به‌وجود می‌آوری اما اگر یك خانم هستید باید یك راز كوچك را هم بدانی. بیشتر خانم‌ها به دلیل روحیات خاصی كه دارند در نخستین ملاقات‌ها همه احساسات خود را بیرون می‌ریزند و هرچیزی كه به ذهن‌شان می‌رسد را برای همسر‌شان بازگو می‌كنند. دست نگه دارید، چون شما سال‌های سال فرصت دارید كه در كنار هم زندگی كنید و از سرگرمی‌ها و احساسات‌تان حرف بزنید. نكته كلیدی ما به شما قدری پیچیده بودن است. از روی این ویژگی به سادگی رد نشوید و سعی كنید برای مرد زندگی‌تان قدری مبهم باشید. بگذارید او به‌تدریج كشف‌تان كند.



عشق زوری نیست!

بیشتر زوج‌ها یكدیگر را به دلیل نداشتن حس‌های رمانتیك سرزنش می‌كنند. جملاتی مثل«‌تودیگر عاشقم نیستی»، «به من احساس داشته باش» جملات متداولی در بین زوج‌های جوان است. اجازه بدهید كه همسر‌تان، خودش باشد و از او نخواهید كه به خاطر خوشایندی شما واكنش‌هایی را نشان بدهد كه در وجودش نیست. اگر این فرصت را به همسر‌تان بدهید كه نقش خودش را بازی كند، به‌تدریج می‌توانید با ایجاد فضای آرامی كه ایجاد كرده‌اید، عشق را هم بین خودتان به‌وجود بیاورید.

كنترل نامحسوس یادت نره

كیفیت ارتباط با همسرت را بالا ببر و طوری رفتار كن كه او خیالش راحت باشد كه در شرایط سخت و زمان‌هایی كه به شما نیاز دارد، در كنارش هستی. اگر می‌خواهی همسرت را تحت كنترل داشته باشی و مراقب رفتارهایش هستی، باید طوری ماهرانه این كار را انجام دهی كه او حس نكند. این احساس را در همسرت به‌وجود بیاور كه بودن با او برای شما همراه با لذت و آرامش است و وقتی همسرت مطمئن شد كه وجودش موجب آرامش شماست، به‌تدریج عشق خودش را به شما نشان خواهد داد. در این بین تعریف كردن، خیلی می‌تواند به بهتر شدن ارتباط‌تان كمك كند. یادتان باشد تعریف و تمجید صرفا از سمت مردان نیست. همانطور كه یك خانم از تعریف همسرش راضی می‌شود یك مرد هم با تعریف و تحسین همسرش انرژی بیشتری دریافت می‌كند و بله! درست حدس زدید! با تعریف همسر‌تان عاشق‌تر می‌شود.

فقط خودت بودن كافی نیست

اینكه در حال حاضر چه ظاهری داری یا در چه جایگاه اجتماعی قرار داری مهم نیست! مهم‌ترین چیز این است كه چه طرز فكری در مورد خودت داری. وقتی در مورد خودت اعتماد به نفس كافی داشته باشی و با شجاعت دیدگاه‌ها و علایقت را مطرح كنی، همسرت را مجذوب خودت می‌كنی. باید بدانی نقاط قوت و ضعفت كجاست و یك نكته مهم این‌كه كمی شوخ طبعی را چاشنی ارتباطت كن. این ویژگی مردانه یا زنانه نیست و همه افراد از هم صحبتی با كسانی كه شوخ‌طبع هستند، لذت می‌برند به‌خصوص اگر آن فرد همسر زندگی‌شان باشد، شادی و عشق بیشتری را تجربه خواهند كرد اما زیاد خندیدن هم خیلی خوب نیست و زیبایی شما را از بین خواهد برد. عشق منتظر شماست اما برای رسیدن به زیباترین هدیه هستی باید قدری بیشتر تلاش كرد. این یك راه یكطرفه نیست. یادت باشد!




نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، مهارت های زندگی، زندگی مشترک، 
برچسب ها : مهارت، مهارت های آشنایی، جذب آدمها،
لینک های مرتبط :



دخترونه:
چگونه زنی شجاع و ثروتمند باشیم؟







وقتی با بیشتر زن‌ها در مورد راه انداختن یك كسب و كار  یا سرمایه‌گذاری روی یك ملك صحبت كرده می‌شود، واكنش یكسانی را می‌شود در همه آن‌ها دید و آن ترس از انجام فعالیتی مستقل از خانواده یا همسرانشان است. گویی زنان از این‌كه همیشه بر كسی یا بر شرایطی تكراری تكیه كنند، عادت كرده‌اند اما مهم‌تر از همه بیشتر آن‌ها از سرمایه‌گذاری وحشت دارند. اما در مقابل چنین ترس‌های زنانه‌ای چه باید كرد؟ آیا این ترس‌ها مختص زنان است یا مردان هم آن‌ها را تجربه كرده اند؟



 نخستین سرمایه‌گذاری، آخرین سرمایه‌گذاری نیست

نكته مهم دیگری كه زنان باید از آن آگاه باشند این است كه نخستین سرمایه‌گذاری آن‌ها لزوما نباید نخستین و آخرین سرمایه‌گذاری‌شان باشد. یكی دیگر از ترس‌ها ی زنان این است كه شاید راهی كه در آغاز انتخاب كرده‌اند بهترین راه نباشد. اصلا نترسید چون با دست به عمل زدن راه‌های بهتری به سمت‌تان خواهد آمد. خبر خوش این‌كه در این زمینه هم مردان همانند شما فكر می‌كنند. رستوران‌های زنجیره‌ای مك‌دونالد كه توسط برادران مك‌دونالد راه‌اندازی شده در آغاز قرار بود كه یك سالن تئاتری بیش نباشد اما در خلال اتفاقاتی تصمیم 2 برادر به جا ی داشتن یك سالن تئاتر به رستوران تبدیل شد. ممكن است دیگران آنطور كه باید تشویق‌تان نكنند و حتی ضد‌انگیزه هم باشند اما همه این حاشیه‌ها در مقابل تصمیمی كه شما گرفته‌اید اهمیتی ندارد. كاری را با برنامه‌ریزی شروع كنید و در میان راه انعطاف‌پذیر باشید و تنها به یك حرفه چنگ نزنید بلكه نسبت به راه‌هایی كه در خلال كارتان، به ذهن‌تان می‌رسد آگاه باشید و امتحانش كنید. ترس‌های زنانه شما با رعایت این تكنیك‌ها به سرعت یك چشم بر هم زدن ناپدید خواهند شد باور كنید.

 بر ترست اینگونه غلبه كن

وقتی یك زن تصمیم می‌گیرد كه وارد دنیای سرمایه‌گذاری شود بزرگ‌ترین ترس او، ترس از دنیای ناشناخته‌ای است كه هیچ اطلاعی در موردش ندارد و مهم‌تر از همه بی‌تجربه بودن یكی از مشكلات شایع زنان در این زمینه است. زنان به این فكر می‌كنند كه هنگام مواجه شدن با مشكلات سرمایه‌گذاری، هیچ راه حلی ندارند و ممكن است در شروع كار، با ناكامی مواجه شوند. اما مردان هم مانند شما فكر می‌كنند اما همانطور كه گفتیم با كنترل ترس به‌دنبال راه‌هایی برای آرام كردن اوضاع به نفع خودشان هستند. باید قبل از هرچیز این نكته را در ذهنتان بپرورانید كه اشتباه یك موضوع خیلی طبیعی در روند سرمایه‌گذاری است و اگر یك زن هستید هرگز با این دیدگاه وارد كار سرمایه‌گذاری نشوید كه قرار است تجربه‌ای بدون شكست داشته باشید. شما در خلال اشتباهات‌تان تجربه به دست خواهید آورد. نگاهی به زندگی نامه و داستان موفقیت افراد موفق و مشهور دنیا بیندازید و از راه و روش آن‌ها در مقابله با مشكلات، استفاده كنید. مطمئن باشید با این كار و مرور ترس‌ها و ناكامی‌های این دسته از افراد ترس شما هم به‌تدریج محو خواهد شد.



 ترس تو را نمی‌كشد.

داشتن مقداری ترس در هر كاری می‌تواند مانع سقوط و نابودی شما شود مثلا ترس از دزدی باعث می‌شود كه شب‌ها قبل از خواب از بسته شدن در‌ها مطمئن شوید یا پول‌های‌تان را داخل گاوصندوق بگذارید اما گاهی اوقات ترس مثل یك مانعی بزرگ نمی‌گذارد كه شما از فرصت‌هایی كه برای‌تان به‌وجود می‌آید استفاده كنید. زنان در مقایسه با مردان ترس بیشتری را برای شروع یك كسب و كار مستقل دارند. این جملات نمونه‌ای از جملات شایع زنان هنگام پیشنهاد برای شروع یك تجارت و فعالیتی اقتصادی است:« اگر نتوانم قسط‌هایم را به موقع بدهم چه اتفاقی می‌افتد؟»«سرمایه‌گذاری پر از خطراتی است كه ممكن است همه پول‌هایم را از دستم خارج كند» یا« اگر بانك اموال مرا توقیف كند باید سرگردان و بی‌خانمان شوم» و... تمام این حرف‌ها بی‌اساس است اما با وجود این، تمامی این فكرها می‌تواند یك مانع جدی برای شروع نكردن تجارت زنانه شما باشد. بهتر است بدانید مردان هم مانند شما در شروع یك كار مستقل و تجاری دچار چنین ترس‌هایی می‌شوند اما آن‌ها بر ترس‌های‌شان كنترل دارند زیرا میلیون‌ها مرد دیگری را دیده‌اند كه با وجود همه مشكلات دست به عمل زده‌اند. قبل از هرچیز این فكر را در ذهن‌تان جا بیندازید كه شروع یك كار تجاری مستقل و زنانه نمی‌تواند تهدید جدی برای شما باشد. برای این كار ابتدا ضررها و منافع كاری كه قصد دارید شروع كنید، را در یك ورق كاغذ بنویسید تا با مشكلاتی كه احتمالا برای‌تان به‌وجود خواهد آمد آشنا شوید. با این كار ذهن بهانه‌گیر و غیرمنطقی‌تان را از مسیری كه انتخاب كرده‌اید، دور می‌كنید.




نوع مطلب : اجتماعی، راه زندگی، دخترونه، 
برچسب ها : شجاعت، زنانه، زنان، دختران شجاع، دختران، ثروتمند، زنان ثروتمند،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه