دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان


عاشق پیشه ترین مردم دنیا را بشناسید 


 بعضی از مردم و ملیت های دنیا هستند که رمانس را فقط به چند شاخه گل رز و تعطیلات آخر هفته محدود نمی کنند. رمانس روش و سبک زندگی آنهاست و در واقع سفری بدون مقصد است و آنها بالاخره راهی برای رسیدن به قلبتان پیدا می کنند. ملیت های زیر به نظر ما رمانتیک ترین مردم دنیا هستند.

10. ویتنامی

از صدای خشن زبان ویتنامی که بگذریم، در واقع این ملت بسیار رمانتیک هستند. البته معنای عشق بسته به جنسیت شما فرق می کند. آقایان عشق خود را با شعرخوانی، پیامک و هدیه های بزرگی مانند خرس های عروسکی بزرگ نشان می دهند. البته بعضی از آنها نیز به تعداد سیم کارت هایشان، عشق و رمانس دارند! ارتقای مداوم موتورسیکلت یکی از جذابیت های آنها محسوب می شود!



9. ایرلندی

وقتی در سال 2009، میلز اند بون، ناشر رمان، یک نظرسنجی برگزار کرد تا رمانتیک ترین ملیت های دنیا را تعیین کند، وجود ایرلندی ها در سه رده اول کمی تعجب آور بود. در جزیره زمرد، عدم خودستایی و فروتنی چیزی است که معمولاً کارها را پیش می برد. جذابیت آنها غیرارادی است و اغلب آنها همیشه در ذهنشان چند قطعه از آثار اسکار وایلد یا پادریک پیرس دارند.

8. سوئدی

رفتار و منش مساوات طلب سوئدی ها برای این مردم نقطه قوت محسوب می شود. آنها که به ظاهر شیک و پیک و مرتب معروفند، سلاح مخفی مردانشان موهای طلایی یا دندان های مرتب نیست، بلکه تمایل آنها به انجام کارهای خانه (بشور بساب، رفت و روب و آشپزی) است. تحقیقی که توسط دانشگاه آکسفورد روی 12 کشور دنیا انجام شده است، نشان می دهد که رفتار خوب مردان سوئدی نسبت به جنس مخالف و تمایل آنها به انجام کارهای خانه باعث می شود که آنها بهترین شوهرها در دنیای کشورهای توسعه یافته باشند.

7. آمریکایی

ابداعات آمریکایی از جمله سینماها، تولید عمده اتومبیل و توسعه ژانرهای موسیقایی از جاز تا هاوس به زیبایی رمانس افزوده است زیرا تا قبل از آن، رمانس فقط به خواندن شعرهای شکسپیر و رفتن به مهمانی محدود می شد.



6. لبنانی

آنها هم از دنیای عرب هستند و خودشان هم این را می دانند. آنها که پوست زیتونی و چشمان مشکی دارند، از ویژگی های ظاهری خود استفاده می کنند. به همه اینها شهر بیرون را هم اضافه کنید، زیرا بیروت لیبرال ترین منطقه لبنان است و محیطی جذاب، شاد و باکلاس برای زوج ها دارد. آقایان لبنانی به زدن عینک آفتابی های گران قیمت، پوشیدن پیراهن های مارک دار و زدن ژل مو علاقه دارند.

5. برزیلی

حس رمانتیک در برزیل بیشتر ترکیبی از حالت عاطفی عمیق گرایش نوستالژیک و جذابیت برزیلی است. برزیلی ها در مورد رمانس خجالت نیستند و اغلب شاد هستند و کارناوال برگزار می کنند. حتی اگر مسابقات فوتبال آنها را دیده باشید، همیشه یک گروه سامبا و گروه های شاد و پر جنب و جوش اطراف تیم ها می بینید.

4. فرانسوی

شاید رمانس فرانسوی کلیشه شده باشد، ولی برخلاف آمریکایی ها و استرالیایی ها، فرانسوی ها واقعاً زبان عشق را می دانند. ترکیبی از پایتختی رمانتیک و تاریخی پر از قهرمان پردازی باعث می شود که فرانسوی ها لازمه ها رمانس را ذاتاً بلد باشند.



3. ایتالیایی

کلمه رمانس در اصل به معنای "درباره رم" است که اصولاً به هر چیزی که درباره ایتالیا باشد رمانتیک گفته می شود. شما از چشم اندازهای زیبای ایتالیا، تاریخ غنی و لهجه صدادار آنها سیر نخواهید شد.

2. آرژانتینی

آرژانتینی ها که تبار آنها به ایتالیا و اسپانیا برمی گردد، وقتی نوبت به جذب جنس مخالف می رسد، خودشان را بالاتر از این دو تبار می دانند. این کشور بیش از کشورهای دیگر آمریکای لاتین برای گرفتن الهام فرهنگی به اروپا می نگرند. بهترین بیان رمانتیسیسم آرژانتینی در تانگو دیده می شود. البته مهارت های آنها در فوتبال هم از جذابیت های آنها محسوب می شود، قطعاً دیه گو مارادونا و لیونل مسی را می شناسید.

1. اسپانیایی

اسپانیایی ها بهترین کازانوواهای اروپا را دارند و حتی از فرانسوی ها و ایتالیایی ها بالاتر قرار می گیرند. اسپانیایی ها بیشتر جذابیت خود را با مدل موهایشان نشان می دهند. ویژگی های آشپزی و سبک غذاخوردن آنها را فراموش نکنید. شادترین و اجتماعی ترین های دنیا در اسپانیا هستند. فلامنکو را فراموش نکنید. صبحانه های آنها گاهی سه ساعت طول می کشد. 




نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، عاشقانه، عشق و ازدواج، 
برچسب ها : عاشق پیشه، مردم عاشق، عاشقترین مردم، رمانتیکترین مردم، عاشقان دنیا،
لینک های مرتبط :


تست عشق : هوش احساسی عشق شما چقدر است؟


برترین ها:
 همه مادر مورد ضریب هوشی (IQ) شنیده ایم و شاید تست هایی نیز در این زمینه داده باشیم. اما احتمال دارد برخی افراد چیزی در مورد هوش احساسی یا EQ نشنیده باشند. ای‌کیو در واقع هوشمندی احساسی افراد را اندازه می گیرد و توانایی ما برای درک احساسات و نیازهای روحی خود و اطرافیان است.

بر اساس آخرین مطالعات صورت گرفته در اروپا، افرادی که هوش احساسی بالایی دارند، از روابط احساسی خود رضایت کامل دارند و اصولا والدینی دارند که آنها نیز از نظر احساسی راضی و خوشحال هستند.



برای اینکه بدانید هوشمندی احساسی نامزد/همسرشما چقدر است، تست زیر را انجام دهید.

1.    نامزد خود را به دوستان خود معرفی می کنید و نامزد شما:

a.    در خانه احساس راحتی می کند.
b.    چند دقیقه زمان می برد تا شرایط را درک کند اما سرانجام با موقعیت کنار می آید و لحظه های خوبی در کنار دوستان دارید.
c.    مبادی آداب است و در این جلسه دوستانه به هیچ وجه راحت نیست خیلی نزدیک شما باشد.
d.    از تماس مستقیم نگاه ها فرار می کند.

2.    هنگامی که می گویید هفته گذشته کاری برایتان بسیار سخت گذشته است، نامزد شما:

a.    شما را شام بیرون دعوت یک بلیط استخر یا ماساژ به شما هدیه می کند تا به شما قوت قلب بدهد.
b.    می گوید: «می دانم چه احساسی داری» و شروع می کند از هفته بدی که خودش هم پشت سر گذاشته برای شما تعریف کردن
c.    با اخلاق بدی می پرسد: «خوب که چی؟»
d.    سعی می کند موضوع را عوض کند.

3.    در مورد اتفاقی که قرار است رخ دهد عصبی و هیجان زده هستید و نامزد شما:

a.    با شما همدردی می کند و سعی می کند با رفتاری صمیمانه اضطراب شما را کاهش دهد.
b.    از شما می خواهد دست از نگرانی بردارید.
c.    قبول دارد که گاهی اتفاق ها ممکن است بد پیش بروند.
d.    می خواهد مطمئن شود که او لازم نیست در آن جا حضور داشته باشد.

4.    هنگامی که هر دو به طور اتفاقی با دوستی که مشکل بزرگی داشته است روبه رو می شوید، نامزد شما:

a.    کلمات تسلی بخش به او می گوید و بعد از شما می پرسد که آیا موافق هستید هدیه ای یادگاری برای او تهیه کنید.
b.    پاسخ عادی و پیش پا افتاده ای همچون: «من نگرن تو و خانواده ات هستم» می گوید.
c.    حرفی همچون «اوه! که این طور» می گوید.
d.    فقط آنجا می ایستد و حرفی نمی زند.

5.    نامزد شما مشکلات احساسی دارد. وقتی از او می پرسید، او:

a.    صادقانه در مورد مشکلی که پیش آمده است، صحبت می کند.
b.    ابتدا از پاسخ دادن طفره می رود اما بعد همه ماجرا را توضیح می دهد.
c.    نمی خواهد در مورد موضوع صحبت کند.
d.    در مورد اینکه چه می گویید نظری ندارد.



راهنمای پاسخ ها

اگر بیشتر پاسخ های شما a بوده است: EQنامزد شما عالی است.

ما به واسطه احساسات، آسیب پذیری، خصلت و منش های خود با دیگران در ارتباط هستیم. هوشمندی احساسی خوب یعنی درک درست از احساسات و نیازهای خود و اطرافیان داشته باشیم. این بهترین روش برای ارتباط برقرار کردن است و در نهایت منجر به رابطه عمیق تر و طولانی تر می شود. نامزد شما مسوولیت پذیر و قابل اعتماد است.

اگر بیشتر پاسخ های شما b بوده است:  EQنامزد شما بسیار خوب است.

سعی کنید این مساله را تقویت کنید. اجازه دهید نامزدتان پاسخ های احساسی و فکرهای ناب خود را همیشه مطرح کند.

اگر بیشتر پاسخ های شما c بوده است:
  EQنامزد شما پایین است.

شاید نتیجه تست چیزی نباشد که انتظار داشتید اما نباید ناامید شوید و به رابطه خود پایان ببخشید. بلکه باید بدانید که با چنین فردی کمی چالش خواهید داشت و باید کمی با او همکاری کنید تا رابطه خوبی با هم پیدا کنید. این نوع رابطه می تواند درس های زیادی برای آموختن داشته باشد.

اگر بیشتر پاسخ های شما d بوده است:  نامزد شما هیچ گونه هوش احساسی ندارد.

اینکه فردی هیچ نوع هوش احساسی یا ای‌کیو نداشته باشد، ممکن نیست. همه انسان ها بالاخره کمی ای‌کیو دارند. فقط سنگ است که نمی توان در آن نفوذ کرد. شاید با کمی صمیمیت بیشتر بتوانید احساسات این فرد را برانگیخته کنید. اما پیی از گرفتن تصمیم نهایی ببینید آیا این همان فردی است که می خواهید برای طولانی مدت در کنار او باشید؟




نوع مطلب : متفرقه، عاشقانه، 
برچسب ها : تست عشق، هوش احساسی، تست احساسی، تست احساسات، تست ازدواج، تست، تست هوش،
لینک های مرتبط :


عشقتان را از روی SMS هایش بشناسید




مجله زندگی ایده آل:
 بی‌شک همان‌طور که پیشرفت علم و دردسترس بودن امکانات ارتباطی راه‌های با خبر شدن آدم‌ها از هم را آسان‌تر و سریع‌تر کرده، به همان نسبت هم آدم‌ها را از هم دور کرده. تب پیامک‌ها و دنیای مجازی به قدری ما و زندگی ما را تحت‌الشعاع قرار داده که دیگر کمتر برای همدیگر وقت می‌گذاریم. می‌توان گفت برای با هم بودن تنبل شده‌ایم و با خیال اینکه وقتی می‌توان با یک پیامک از یکدیگر با خبر شد دیگر نیازی به طی کردن مسافت‌ها نیست و این یعنی دور شدن از هم و حس نکردن یک ارتباط، حالا می‌خواهیم بدانیم که آیا با این پیامک‌ها می‌توانیم احساسات خود را هم بروز بدهیم یا حتی پی به افکار طرف مقابل خود ببریم، در این باره با پوریا پاکرو روانشناس و مشاور خانواده صحبت کرده‌ایم و به نتایج جالبی رسیده‌ایم.

پاسخ‌های کوتاه می‌دهید یا بلند؟

کسانی که پاسخ‌های بلند می‌دهند معمولا افرادی هستند که دوست دارند اطلاعات کاملی را ارائه دهند. بسیار اهل گفت‌وگو و اهل برقرار کردن ارتباط با دیگران بوده و خواهان ارتباط کلامی هستند و ارتباط برای‌شان در اولویت است، به همین دلیل رابطه‌های طولانی و حرف‌زدن‌های طولانی را ترجیح می‌د هند. این افراد بسیار کمال‌گرا هستند. افرادی که پاسخ‌های کوتاه می‌دهند بستگی به حال و احوال‌شان در آن لحظه دارد و گاه ممکن است بی‌حوصله و عصبی باشند اما معمولا افراد سردتری هستند که خیلی مایل به ارتباط‌های کلامی نیستند و ترجیح می‌دهند سریع و بی‌مقدمه و بی‌حاشیه حرف‌شان را بزنند و دنبال ادامه ارتباط نیستند، معمولا این افراد روابط گسترده‌ای ندارند.



آیا می‌توان از روی پیامک‌های شخص پی به احساسات طرف برد ؟

در این مورد نمی‌توان به طور قطع نظر داد، انسان‌ها موجودات بسیار پیچیده‌ای هستند و نمی‌توان دسته‌بندی کلی از دل آنها بیرون کشید، ممکن است در آن لحظه که پیامک خاصی به دست ما می‌رسد بتوان تقریبا به افکار و احساسات آن شخص پی برد. این روزها پیامک برای بعضی انسان‌ها وسیله‌ای شده برای بیان احساسات و در این موارد می‌توان کاملا به احساسات شخص پی برد و فهمید که در آن لحظه در افکارش چه می‌گذرد  زیرا انسان‌ها در لحظه نوشتن پیامک تمام سعی خود را می‌کنند تا حس آن لحظه خود را به شخص مقابل انتقال بدهند. 

کسانی که از شکلک استفاده می‌کنند

تب استفاده از شکلک‌ها در پیامک‌ها در دنیای مجازی این روزها بسیار زیاد است، افرادی که علاقه زیادی به استفاده کردن از آنها دارند به‌شدت تمایل دارند حتما احساس و نظر خود را در آن لحظه به شخص مقابل انتقال دهند، اما باید بدانیم که نوع ارتباط برقرار کردن این روزها خیلی مهم‌تر است. هستند افرادی که دیگر برای دیدن دوستان و آشنایان خود نمی‌روند و برای جویا شدن از حال آنها فقط به پیامک اکتفا می‌کنند، این باعث سرد شدن روابط بین آدم‌ها شده و به‌تدریج باعث از بین رفتن مهارت‌های ارتباطی می‌شود. استفاده کردن از این نوع ارتباطات در اندازه نرمال خیلی هم خوب است اما باعث از بین رفتن اعتماد به نفس اشخاص می‌شود زیرا مهارت‌های ارتباطی آنها به مرور از بین می‌رود. 

چه کسانی دیر و چه کسانی زود پاسخ می‌دهند؟

افرادی که ارتباط‌ها و حفظ آنها برای‌شان مهم است، دیگران برای‌شان در اولویتند و محور و مشغولیت اصلی آنها رابطه با دیگران است به محض رسیدن پیامک آن را جواب می‌دهند و فکر می‌کنند با پاسخ ندادن افراد را از دست خواهند داد، اما برعکس افراد خودمحور و با اعتماد به نفس بالا و کسانی که دیگران برای‌شان در اولویت نیستند پاسخ نمی‌دهند یا دیر پاسخ می‌دهند که البته در تمام این موارد موقعیت و شرایط شخص را باید درنظر گرفت. 

غلط تایپ نکن 

افرادی هستند که پاسخ‌های پیامک‌ها را بریده و کوتاه یا با غلط املایی‌های زیادی می‌نویسند، این افراد هیچ نوع علاقه‌ای به ارتباط برقرار کردن از طریق تکنولوژی‌های روز ندارند، انسان‌های بی‌تمرکزی هستند و معمولا عجله دارند، وقتی نمی‌توانیم منظور خود را به درستی در پیامک‌ها به هم برسانیم گاهی پیش می‌آید که سؤالی از شخصی می‌پرسیم اما او یا جواب نمی‌دهد یا اشتباه جواب می‌دهد یا کلا برداشت اشتباهی از سؤال ما می‌کند و در نهایت پاسخ اشتباه خواهد داد. این از عواقب همان نرساندن درست مفهوم و منظور ماست. وقتی رودررو صحبت می‌کنیم، با تاکید روی برخی جملات و سؤالات خود و با استفاده از زبان بدن به راحتی مفهوم را می‌رسانیم و قطعا جواب درست را دریافت خواهیم کرد، در غیر این‌صورت اگر پاسخ درست را دریافت نکنیم شخص با دیدن چهره ما یا با سؤالات مکرر ما متوجه می‌شود که جواب درستی نداده است و تلاش می‌کند پاسخ مطلوب‌تری به ما بدهد. 



افرادی که به جملات فلسفی علاقه‌مندند 

هستند افرادی که همیشه یک بیت شعر یا جملاتی فلسفی در آستین خود دارند و برای هر پیامک عادی که از افراد می‌گیرند از آنها استفاده می‌کنند، اینها تلاش می‌کنند متفاوت باشند، خودنمایی کنند، این اتفاق بد نیست که جملات تاثیرگذار بگوییم اما ادامه دادن این نوع پاسخ‌ها باعث از بین رفتن اثر این جملات می‌شود زیرا گیرنده آن پیام دیگر برایش عادی می‌شود و به عمق جملات فکر نخواهد کرد. معمولا گیرنده این پیام‌ها از این نوع پیام‌ها خوشحال می‌شوند اما بعد از مدتی خسته‌کننده خواهد بود.

چه کسانی با SMS راحت‌تر حرف می‌زنند؟ 

افرادی که از موقعیت فرار می‌کنند با پیامک صحبت کردن را ترجیح می‌دهند، این نوع افراد با ارتباط برقرار کردن مشکل دارند، از برخورد با اطرافیان و عکس‌العمل آنها وحشت دارند و معمولا خود را پشت پیامک‌های‌شان پنهان می‌کنند. اما برخی افراد به آدم‌ها اجازه صحبت کردن نمی‌دهند و اطرافیان خود را مجبور می‌کنند تا بعد از خداحافظی با آنها حرف خود را با پیامک به آنها بگویند تا شاید به این روش توجه آن شخص را جلب کنند که در این‌صورت به مرور روابط این افراد فقط در پیامک‌ها خلاصه خواهد شد. 

شخصیت‌شناسی مخفف‌نویس‌ها 

دنیای ما دنیای سرعت است و معمولا این افراد عجول هستند كه سعی می‌کنند با این روش سریع‌تر پاسخ دهند و سریع‌تر پاسخ خود را بگیرند، برخی دیگر تنبل‌ها هستند که مخفف می‌نویسند آنها با بی‌حوصلگی تمام پاسخ می‌دهند، مقتصد‌ها هم مخفف می‌نویسند. آنها تمام سعی خود را می‌کنند تا با استفاده از کمترین کاراکترها پاسخ پیامک‌ها را بدهند تا کمترین هزینه را پرداخت کنند، اما این اشتباهات املایی به مرور در صحبت‌های محاوره‌ای آنها در زندگی تاثیر می‌گذارد و به مرور عادت می‌کنند تا مخفف و بریده صحبت کنند. البته اینها دلیل نمی‌شود که اگر شخصی وقتی برای پیامک نمی‌گذارد صرفا در رفتار حضوری هم همان‌طور باشد. هستند افرادی که پیامک نمی‌دهند اما بسیار فن بیان بالایی دارند و خوب صحبت می‌کنند. 



کسانی که اصلا جواب نمی‌دهند 

این‌گونه افراد اتفاقا بسیار انسان‌های ارتباطی دیداری و گفتاری هستند، این افراد ترجیح می‌دهند در ارتباطات خود با اشخاص رودررو باشند چون دیدار برای‌شان مهم‌تر است و به دنبال ارتباط چشمی هستند تا کلامی و به لحاظ علمی این افراد قسمتی از مغزشان فعال است که در نتیجه این نوع ارتباط را بیشتر می‌پسندند. 

SEND TO ALLنکن 

یکی از اشتباهات رایج افراد فرستادن یک پیامک واحد برای تعداد افراد زیاد است. این نوع افراد دید اجتماعی مناسبی ندارند زیرا افراد در اجتماع جایگاه‌های متفاوتی دارند و ممکن است هر کدام از این افراد از آن پیامک برداشت خود را داشته باشند و برای برخی خوشایند باشد و لذت ببرند و لی برخی دیگر دچار سوءتفاهم شوند و باعث به هم خوردن دوستی‌ها شود، این نوع افراد خیلی به روابط توجه نمی‌کنند و احساس می‌کنند با این کار می‌توانند این حس را پنهان کنند و می‌خواهند افراد را از سر خود باز کنند و با خود می‌گویند حتما با این کار دیگر کسی از من گلایه نخواهد کرد که چرا پیامک نمی‌دهم.

پیامک را ترجیح می‌دهید یا زنگ زدن ؟

پیامک به عنوان یک ارتباط گرم و صمیمی شناخته نمی‌شود و معمولا انسان‌ها در این نوع ارتباط به خاطر درست نرساندن منظور خود معمولا دچار سوءتفاهم می‌شوند، ما ترجیح می‌دهیم مخاطب‌مان به عمق حرف و احساس ما پی ببرد اما از آنجایی که 80درصد رساندن مطلب زبان بدن و کلام است و وقتی با پیامک ارتباط برقرار می‌شود، مقدار بیشتری از احتمال درست فهماندن مطلب را از دست می‌دهیم، وقتی شخصی می‌گوید «پیامک نده تماس می‌گیرم» یا «بیا حضوری صحبت کنیم» مشخص است که خواهان، روابط صمیمی‌تر و نزدیک‌تر را ترجیح می‌دهد.پیامک‌های خیلی گرم و صمیمی هم فقط در یک یا دو بار اول شاید بتواند تاثیرگذار باشد، با گذشت زمان این امر عادی می‌شود و دیگر نمی‌تواند احساسش را به درستی برساند. 




نوع مطلب : قبل از ازدواج، عشق و ازدواج، عاشقانه، زندگی مشترک، 
برچسب ها : رابطه، عشق، SMS، شناخت همسر، شناخت عشق، شکاکیت، شک،
لینک های مرتبط :


پایان تلخ عشق پسر ۲۰ساله و دختر ۱۶ساله؛ یکی خودسوزی کرد، دیگری حلق آویز شد



دختر نوجوان و ۱۶ساله ای به نام «یاسمن» در شهر یاسوج، یک ماه پیش، اقدام به خودسوزی کرد و یک هفته پس از آن در بیمارستانی در شهر اصفهان از دنیا رفت.

آنگونه که برخی نزدیکان او گفته اند، یاسمن برای ازدواج با پسر مورد علاقه اش با مخالفت جدی برخی اعضای خانواده مواجه شد، با این حال او برای رسیدن به شریک زندگی خود تلاش بسیاری کرد اما به جایی نرسید و برخی اعضای خانواده برای ممانعتش از این کار با او به تندی برخورد کردند. پس از آن اما یاسمن و خواستگارش همچنان بر خواسته خود ایستادند، اما مقاومت آنان به جایی نرسید. این روایتی است از روز تلخ اقدام به خودکشی این دختر نوجوان: «یاسمن پس از برخوردی که با او شد، به آرامی و بی سروصدا برای خودکشی اقدام کرد، تنها چند روزی از عروسی خواهر بزرگترش می گذشت و خانه آنها هنوز شلوغ بود و گاهی میهمانانی می آمدند و می رفتند، یاسمن از همین فرصت استفاده کرد و به سراغ خانه یکی از همسایه ها رفت و از آنها تقاضای نفت به بهانه درست کردن کباب برای میهمانان کرد، خانم همسایه هم با نیت خیر دبه کوچک نفت را به دستش داد، او اما با همین نفت به یکی از اتاق های خالی خانه رفت، دبه را روی سر خودش خالی کرد و کبریت را کشید... شعله های سوزناک آتش یاسمن را در آغوش کشیدند، فریادش به گوش اهالی خانه رسید، با اضطراب و عجله خود را به او رساندند، اما با مقداری تاخیر، یکی از اهالی خانه از دستپاچگی و برای نجات جان دخترک که در میان شعله ها ضجه می زد بر روی او آب ریخت، اما همین آب کار را خراب تر کرد.»

این قسمت ماجرا روز بعد در بیمارستانی در اصفهان معلوم شد وقتی پزشکان بیمارستان، میزان عفونت تنش ناشی از سوختگی را اعلام کردند.


۱۰ روز از مرگ یاسمن گذشته بود. اما او توان ماندن نداشت و عاقبت کار خودش را کرد. این روایت «میلاد آریانژاد» برادر جواد است که گفته: «ظهر آن روز جواد تا قبل از ناهار خواب بود، برای غذا بیدارش کردیم، جواد ماکارونی دوست داشت و مادرم به عشق او برایش این غذا را درست کرده بود، اما برخلاف همیشه جواد غذا نخورد، از مادرم کلید انباری را گرفت، به انباری رفت، طنابی را از آنجا برداشت و به جنگل بلوطی که انتهای کوچه بود رفت، چند لحظه بعد سروصدا و فریادی از کوچه شنیدیم، با عجله بیرون آمدیم و خبر دادند یک نفر بالای تپه خودش را از یک درخت بلوط حلقه آویز کرده .
آن سوی این ماجرا جوان عاشقی داشت به نام «جواد» ۲۰ساله، که از یاسمن خواستگاری کرده بود، او بلافاصله پس از شنیدن خبر خودسوزی یاسمن خود را به اصفهان و بالای تخت محل بستری شدنش رساند، یاسمن هفت شب و روز را در آنجا بستری بود و در همه آن ۱۶۸ساعت، جواد بالای سرش بود و از تن سوخته اش پرستاری می کرد، در همان روزهای دردناک بیمارستان بود، که به درخواست جواد و رضایت پدر و مادر یاسمن صیغه محرمیت میان آن دو اگرچه دیر اما عاقبت خوانده شد تا اگر عروس این قصه زنده از اصفهان برگشت، در مراسمی دیگر با هم پای سفره عقد رسمی بنشینند. این قصه اما تلخ تر از آن بود که شیرینی عروسی و سفره عقد به خود ببیند. تن یاسمن زیر لهیب آتش سوختگی و عفونت شدید، دوام نیاورد و جواد را تنها گذاشت و رفت. جنازه عروس مرده را به شهر زادگاهش دهدشت منتقل کردند. در همه مراسم ختم، جواد، داماد دقیقه نودی خانواده آنجا بود و از ته دل برای عشق به خاک آرمیده اش ناله می کرد. مراسم ختم که تمام شد جواد به یاسوج و نزد خانواده اش برگشت.

من با سرعت بالا رفتم تن بی جان برادرم را دیدم که میان زمین و آسمان از درختی آویزان بود. تا او را پایین کشیدیم و به بیمارستان رساندیم، تمام کرده بود. جواد روزهای قبل که در مراسم یاسمن بود، به پدر و مادرم پیامک می زد که من خودم را می کشم، اما اینجا و در خانه یاسمن نه، وقتی به خانه خودمان آمدم. مدتی که آنجا بود همیشه حواسمان به او بود فقط ۱۰دقیقه غفلت کردیم و او کار خودش را کرد.»





نوع مطلب : حوادث، اخبار داخلی، خانه و خانواده، عاشقانه، 
برچسب ها : حوادث داخلی، عشق غم انگیز، پایان تلخ، خودسوزی، خودکشی، پایان تلخ عشق، عشق واقعی،
لینک های مرتبط :


دلنشینترین ها:

همه را دوست داشته باش


همه را دوست داشته باش


دنبال نگاه ها نرو، چون میتونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون کم کم افول می کنه دنبال کسی برو که باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یک لبخند میشه یه روز تیره را روشن کرد. کسی را پیدا کن که تو را شاد کنه.

*عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن زیر باران نیست، عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود، و او هیچوقت نداند که چرا خیس نشده.*برای عشق تمنا کن ولی خار نشو.برای عشق قبول کن ولی غرورت را از دست نده. برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو.برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن.برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر.برای عشق وصال کن ولی فرار نکن.برای عشق زندگی کن ولی عاشقانه زندگی کن.برای عشق خودت باش ولی خوب باش برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش.

بیست بار دیدمت، نوزده بار بهت خندیدم، هیجده بار به من اخم کردی، هفده بار ازم خسته شدی، شانزده بار دیگه سعی کردم و پانزده جمله عاشقانه رو چهارده بار به سیزده زبان و دوازده لهجه و یازده روز و روزی ده بار به کمک نه نفر به تو گفتم، اما تو هشت بار ازم قهر کردی، هفت بار صورتتو ازم برگردوندی و من شش بار برات مردم، پنج بار قربانت رفتم و چهار بار نازت رو کشیدم. تو سه بار ناز کردی و دو بار خندیدی و جونمو به لب رسوندی تا یک بار بگی: دوسم داری

همه را دوست داشته باش ولی به ۱ نفر عشق بورز... توی قلب همه باش اما قلبت ماله ۱ نفر باشه.... عشق مثل گنجشک می مونه اگه محکم بگیریش تو دستات می میره اگه شل بگیریش فرار می کنه پس باید یه جوری بگیریش که تو دستات خوابش ببره





نوع مطلب : متفرقه، مهارت های زندگی، عاشقانه، 
برچسب ها : روابط فردی، دوست‎داشتن، دلنشینترین، دلنشین، دوستداشتنی ها،
لینک های مرتبط :

 

دیدنیه:

تصاویر مراسم عقد دو مجری محبوب کشور توسط سیدحسن خمینی


عقد دو مجری مشهور توسط سیدحسن خمینی (+عکس)



فرزاد حسنی و آزاده نامداری دو مجری سرشناس تلویزیون، با قرائت خطبه عقد از سوی سید حسن خمینی، پیوند زناشویی بستند.




به گزارش ایسنا، تصاویر این مراسم که کافه سینما آن را منتشر کرده، در پی می آید:





نوع مطلب : فرهنگ و هنر، عاشقانه، عشق و ازدواج، شخصیت ها، 
برچسب ها : عقد مجری ها، فرزاد حسنی، سید حسن خمینی، مراسم عقد، مراسم عقد فرزاد حسنی، آزاده نامدار،
لینک های مرتبط :



عشاق:عشقتان نمی میرد اگر ...




بعضی عادات و بعضی کارها هستند که حتی بعد از ده ها سال باعث می شوند عشق بین یک زوج زنده بماند. این عادات آنقدر ساده هستند که شاید اصلاً متوجه آنها نشده باشید، ولی بدانید که قطعاً معجزه می کنند.

۱۰ چیزی که عشق را بین زوج ها زنده نگه می دارد

۱. با هم خندیدن

شادترین زوج های دنیا لزوماً زوج هایی نیستند که مشکلات کمتر دارند، بلکه کسانی هستند که می دانند چطور در این شرایط نیز بخندند. ناتالی واهل از لاس وگاس می گوید: «ما ۱۰ سال است که ازدواج کرده ایم و اکثر اوقات من مریض بودم. ولی در کل این ۱۰ سال خیلی خوشبخت بودیم و همیشه در کنار هم بودیم. من فکر می کنم یکی از بزرگترین عوامل خوشبختی ما تعهد دوطرفه به آسایش و رفاه یکدیگر بود. یکی عامل دیگر شوخ طبعی و خنده بود.»

۲. ارتباط همیشگی با روش های مهربانانه

وقتی بهم می رسید یکدیگر را با مهربانی در آغوش بگیرید. وقتی بیرون می روید دست در دست هم قدم بزنید. وقتی به هم محبت می کنید، رابطه شما از استرس دور می شود. حداقل روزی ۱۵ دقیقه فقط با هم حرف بزنید و پیوندتان را قویتر کنید.

۳. مسافرت و امتحان کردن چیزهای جدید


زوج های عاشق قدر تغییرات گهگاه را می دانند، زیرا این تغییرات رابطه آنها را تازه و مهیج نگه می دارد. با هم مسافرت بروید و چیزهای تازه، سرگرم کننده و هیجان انگیز را امتحان کنید. حداقل یکی دوبار در سال چنین چیزی را تجربه کنید. مسافرت یکی از بهترین فعالیت ها برای تجدید رابطه است. همین که به مکان جدیدی بروید و از خانه و مسئولیت ها و روتین روزانه دور شوید برای هر دوی شما خوب است و رابطه شما را دوباره گرم و پرشور می کند.

۴. ارتباط مؤثر و اعتراف به اشتباهات

زوج های عاشق مسئولیت حرف ها و واکنش های خود را به عهده می گیرند. زوج ها اغلب می خواهند ثابت کنند که مقصر اصلی دعوا های آنها طرف مقابل است. متأسفانه این رفتار هیچ پیامد مثبتی برای رابطه یک زوج ندارد. یکی از مهمترین جنبه های مسئولیت پذیری این است که با هم ارتباطی واقعی و سازنده برقرار می کنید. مهارت های ارتباطی خوب برای رابطه یک زوج بسیار حیاتی هستند. وجه تشابه افرادی که از هم طلاق می گیرند همین است، آنها دیگر با هم ارتباط برقرار نمی کنند.

۱۰ چیزی که عشق را بین زوج ها زنده نگه می دارد

۵. بخشیدن همدیگر و فراموش کردن ناراحتی های کوچک در زندگی

زوج هایی که عاشق یکدیگرند، تولرانس بخشیدن را دارند و این مهارت را فعال نگه می دارند. بعضی افراد هستند که حتی کوچکترین خطاها را نمی بخشند. این مسائل می مانند و مانند یک دندان درد باعث می شوند که فرد مقابل کم کم عشقش را فراموش کند. بودن در یک رابطه نزدیک بدان معناست که شما بالاخره یک روز همسرتان را ناراحت می کنید، زیرا همه ما انسان هستیم، ولی بخشش یک مهارت است و باید برای آن تمرین کنیم تا رابطه ما از هم نپاشد.

۶. حفظ عناصر رمانتیک خارج از اتاق خواب

همسرانی که عاشق هم هستند به نیازها، علایق و خواسته های یکدیگر توجه می کنند و چیزهای جدید را امتحان می کنند. با انجام کارهای کوچک و رمانتیک و حرکات عاشقانه دوباره رابطه خود را به گرمی اولیه تبدیل کنید. همین چیزهای کوچک است که عشق را پرحرارت نگه می دارد و اگر آنها را فراموش کنید با گذشت زمان عشقتان رنگ می بازد.

۷. به یکدیگر فرصت بدهید که هر کس برای خودش زمانی را به تنهایی سپری کند.

عاشق بودن بدان معنا نیست که باید دائماً با شریک خود در ارتباط باشید... گاهی کمی دوری و جدایی از هم می تواند باعث بیشتر به هم نزدیک شوید. اینکه همیشه پیش هم باشید عالی است و حس خوبی دارد. ولی وقتی مدتی از هم دور بمانید، رسیدن به هم می تواند بسیار شیرین و رمانتیک باشد.

۱۰ چیزی که عشق را بین زوج ها زنده نگه می دارد


وقتی زوج ها با هم ورزش می کنند، از هم حمایت می کنند و با هم زمان سپری می کنند و بدن آنها اندورفین ترشح می کند، این باعث می شود که هر دو در کنار هم احساس خوبی داشته باشند. همچنین وقتی با هم ورزش می کنید، به هم انگیزه می دهید و این به ادامه فعالیت های ورزشی و ادامه رابطه شما کمک می کند.
۸. هر دوی شما از لحاظ جسمی سلامت باشید و ورزش کنید.

۹. قدردانی و محبت خود را دائماً به هم نشان دهید.

محبت و تحسین یکی از بزرگترین عواملی است که باعث می شود یک زوج بعد از سال ها همچنان عاشق هم باشند. نشان دادن قدردانی واقعی از خصلت ها و رفتارهای شریک زندگی تان و پذیرفتن و درک نقش شما در این خصلت ها باعث می شود که رابطه شما پر از عشق بماند.

۱۰. حرارت و اشتیاق خود را در روابط جنسی بالا نگه دارید.

زوج هایی که عاشق هم هستند می دانند چطور رابطه خود را در اتاق خواب نیز پرشور نگه دارند. سعی کنید حیات جنسی خود را نیز فعال نگه دارید. با هم برای این کار برنامه ریزی کنید و درباره آن حرف بزنید. بر اختلاف نظرها غلبه کنید و حیات جنسی تان را به همان روزهای اول برگردانید. واکنش های مغزی ناشی از فعالیت جنسی، برای محکم کردن پیوندتان، نقشی اساسی و حیاتی دارند.





نوع مطلب : متفرقه، زندگی مشترک، عشق و ازدواج، عاشقانه، 
برچسب ها : عشق، عاشقانه، عشق و زندگی، زندگی مشترک، عشاق، عشق مرده،
لینک های مرتبط :



همسرانه:
گوشی «همراه» سردمزاجی می​آورد!




 با تکنولوژی‌های امروزی بیش از هر زمانی با تمام دنیا در ارتباط هستیم و از اتفاقات جهان پیرامون باخبر می‌شویم اما تناقض ماجرا اینجا پیش می‌آید که همین مرتبط بودن با دنیا باعث می‌شود از خیلی از اتفاقاتی که در نزدیکی‌‌مان پیش می‌آید غافل شویم و حتی از ارتباط با افراد داخل خانه خود نیز عاجز شویم.به خصوص گوشی‌های همراه هوشمند که به همنشین درجه یک ما تبدیل شده‌اند وبیشترین توجه را از ما می‌گیرند درحالی که نصف آن میزان را به همسر خود ارزانی نمی‌کنیم. فکر نمی‌کنید این روند می‌تواند عواقب وخیمی داشته‌ باشد؟به طور کلی حضور این تلفن‌های هوشمند چه اثراتی روی زندگی شما و همسرتان دارد؟




مردان بیشتر از زنان به موبایل وابسته‌اند

به نقل از دیلی میل، تقریبا یک هشتم از همسران زمان بیشتری را صرف استفاده از تلفن همراه خود می‌کنند تا اینکه با همسر خود صبحت کنند.در این بین مردان بیشتر از زنان از تلفن همراه خود استفاده می‌کنند و تقریبا ۷۱ درصد از کل شبانه روز را در کنار موبایل‌شان سپری می‌کنند. درصد بسیاری نیز تلفن همراه را حتی هنگام خواب هم رها نمی‌کنند و آن را در کنار تختخواب خود قرار می‌دهند. البته زنان وضعیت بهتری دارند و نزدیک به ۵۱ درصد در روز تلفن همراه را در کنار خود نگه می‌دارند.  از سوی دیگر مطالعات نشان داده، تلفن همراه حتی زندگی زوج هایی که به شدت به یکدیگر علاقه دارند را نیز تهدید می‌کند. نزدیک به یک سوم از زن و شوهرها حتی هنگام صحبت کردن رودررو با یکدیگر هم، اقدام به فرستادن پیام کوتاه می‌کنند. ۲۷ درصد هم در هر حالتی حتی هنگام تماشای فیلم یا صرف شام، تلفن همراه خود را چک می‌کنند تا در صورت برقراری تماس یا فرستاده شدن پیام کوتاه به سرعت متوجه شوند.

حریم شخصی از بین رفته‌است

در جامعه ایرانی با تلفن همراه؛ افراد به‌راحتی می‌توانند به اسرار شخصی یكدیگر دست پیدا كنند.از یک طرف مخابرات ایران نمی‌تواند از اسرار شخصی تلفن همراه افراد محافظت كند و هر فردی به راحتی با در دست داشتن قبض هر تلفنی می تواند شماره‌های شخصی دیگران را پیدا كند. از طرف دیگر، میزان سوء تفاهم‌های خانوادگی را افزایش می‌دهد زیرا هر یک از زوجین در صورت دسترسی پیدا نكردن به دیگری از طریق تلفن همراه دچار سوء تفاهم و ظن شده که چرا همسرش به او اطلاع نداده‌، تا جایی که ممکن است اختلافاتی هم پیش بیاید؛ جدا از این موضوع که اصلا احساس خوبی نیست اگرگمان کنیم همه جا تحت نظریم.

گوشی موبایل سرد مزاجی هم می‌آورد

شب‌ها هنگام رفتن به تختخواب هم تلفن،هم تبلت و لپ‌تاپ ‌تان را خاموس کنید؛ به هیچ‌وجه این وسایل را با خود به تخت نبرید چراکه نه تنها تمام توجه شما را به خود جلب می‌کنند بلکه تحقیقات ثابت کرده‌اند؛ استفاده از این وسایل هنگام خواب می‌تواند موجب سردمزاجی هم شود و در طولانی مدت مشکلاتی را در زندگی زناشویی به وجود ‌آورد.مطمئن باشید اگر شب‌ها این وسایل را از خود دور کنید هم بهتر استراحت خواهید کرد و هم به مرور زمان صمیمیت بیشتری با همسرتان پیدا می‌کنید.

بر سر میز غذا موبایل ممنوع!

نشستن بر سر یک میز یا سفره و با هم غذا خوردن می‌تواند میزان صمیمیت میان اعضای خانواده را افزایش دهد و شرایط گفت‌وگو را فراهم کند اما این روزها آدم‌ها بیشتر از آنکه حواس‌شان به غذا باشد به گوشی همراه‌شان است حتی یک تحقیق در سال ۲۰۰۲ نشان داد که قسمت مهمی از زمانی که زوج ها صرف غذاخوردن در کنار هم می‌کنند به واسطه تماس های تلفنی یا پیام‌های متنی و صوتی مختل می‌شود ودیگر هیچ فرصتی برای توجه به یکدیگر باقی نمی‌گذارد.

وقتـی دیگر حرفی با هم نداریم

تا 10 یا 15 سال پیش زن و شوهرها در طول روز ارتباط چندانی با هم نداشتند و درنهایت یک‌بار با هم تلفنی صحبت می‌کردند و در عوض شب‌هنگام وقتی به خانه برمی‌گشتند برای هم حرف‌های زیادی از اتفاقات پیش‌آمده داشتند همین حرف زدن و در کنار هم نشستن؛ آنها را به هم نزدیک‌تر و صمیمیت‌شان را بیشتر می‌کرد.اما این روزها زن و شوهرهای جوان در طول روز مدام با موبایل با هم مرتبط هستند؛ جایی نیست که یکی از آنها برود و دیگری خبر نداشته‌باشد؛ هرکدام از آنها کاملا از رویداد‌های پیش آمده برای دیگری خبر دارد و دیگر شب‌هنگام حرف تازه‌‌ای وجود ندارد که آنها را کنار هم بنشاند.

این یک تحقیق کاملا علمی است

دکتر «اندرو پرزبیلسکی» روانشناس دانشگاه اسکس 2 آزمایش طراحی کرد که در آن 2 غرببه به مدت ۱۰ دقیقه با هم صحبت می‌کردند.در حالت اول ۷۴ دانشجوی دوره لیسانس انتخاب و از آنها خواسته شد که درباره یک رویداد جالب صحبت کنند. برخی از آنها به طور اتفاقی این مکالمه را با وجود تلفن‌همراه در اتاق انجام دادند و برای برخی دیگر تلفن همراه در اتاق وجود نداشت. بعد از پایان مکالمات محققان از این دانشجویان درباره روابطی که در این اتاق با دیگران برقرار کرده‌اند سؤالاتی کردند تا بتوانند درمورد کیفیت ارتباط آنها قضاوت کنند.

گوشی همراه اعتماد متقابل را کم می‌کند

حتی در یک تعامل کوتاه که هر 2 نفر تنها ۱۰ دقیقه با هم بودند، تفاوت وجود یک تلفن در اتاق در مقایسه با عدم وجود تلفن مشخص بود.افراد در اتاق و روی میزی  که تلفن همراه وجود داشت در مقابل همنشین‌شان کمتر احساس نزدیکی و اعتماد کرده و کیفیت روابط آنها پایین‌تر از 2 نفری بود که در فضایی بدون وجود تلفن همراه با هم گفت‌وگو کردند.در آزمایش دوم از برخی از دانشجویان خواسته شد تا مکالمه‌ای درباره درخت‌های کریسمس انجام دهند و از دیگران خواسته شد درباره معنادارترین اتفاق سال به گفت‌وگو بپردازند. باز هم عده‌ای این مکالمه را با وجود یک تلفن همراه انجام دادند و سایران این کار را نکردند.براساس اظهارات پرزیبیلسکی، وقتی که مردم درحال یک مکالمه مهم هستند، کیفیت روابط، اعتماد طرفین و همدلی به واسطه وجود تلفن‌های همراه کاهش می‌یابد اما وقتی درباره موضوعی بی‌اهمیت صحبت می‌کنند تلفن همراه اختلالی به وجود نمی‌آورد.

نگذارید همسرتان احساس تنهایی کند

برای یک زن یا مرد هیچ چیز بدتر از زمانی نیست که مشغول صحبت با همسرش است اما او هرچند دقیقه یک‌بار گوشی‌اش را چک می‌کند تا پیامک‌‌ها و ای‌میل‌هایش را بخواند یا حتی مشغول بازی شود؛ در آن زمان است که احساس تنهایی و شنیده‌ نشدن سراغ فرد می‌آید. دکتر «اندرو پرزیبیلسکی» (Andrew Przybylski) روانشناسی که در این زمینه تحقیق کرده‌است، می‌گوید:«آنچه در مورد تلفن‌ همراه وجود دارد این است که این دستگاه در همه‌جا حضور داردو این یک حرکت نزولی در روابط افراد ایجاد می‌کند». پس حواس‌تان باشد وقتی می‌خواهید با همسرتان صحبت کنید به هیچ وجه گوشی تلفن همراه را در دسترس نگذارید یعنی آن را خاموش کنید و در تمام طول صحبت آن را داخل کیف یا جیب‌تان بگذارید؛نگران نباشید دراین مدت دنیا تمام نمی‌شود و اگر یکی، دو ساعت دیرتر به پیامک‌ها و ای‌میل‌ها جواب دهید اتفاقی نمی‌افتد.

آیا شما به گوشی موبایل‌‌تان معتادید؟

اعتیاد به تلفن همراه، پدیده‌ای است كه اكنون جای خود را به این هراس و ترس داده است كه می‌تواند حتی بقیه زمان‌هایی كه از گوشی همراه استفاده نمی‌كنید هم زندگی روزمره‌تان را تحت‌تاثیر قرار دهد.آخرین تحقیقی كه در این زمینه انجام شد نشان داد، به‌طور متوسط 66درصد از مردم با درجات مختلف به این هراس دچارند. این مشکل در بین خانم‌ها و افراد جوان بیشتر دیده می‌شود. بیش از آنكه یك بیماری هراسی باشد، چیزی شبیه یك وسواس است. بنابر تحقیقات شركت‌های سازنده تلفن همراه این بیماری در بین جمعیت استفاده‌كننده از این وسیله در حال افزایش است. گفته می‌شود این افراد به‌طور متوسط در روز بیش از 3یا4  بار گوشی تلفن‌شان را بدون اینكه زنگ بخورد یا بدون اینكه قصد تماس با جایی را داشته باشند، چك می‌كنند.این مشکل که «نوموفوبیا» نامیده می‌شود، در بین كسانی كه زمینه بیماری‌های وسواسی را دارند شیوع بیشتری دارد. هراس و ترس از دست‌دادن گوشی یا گم‌كردن آن در موارد شدید ممكن است نیاز به مشاوره داشته باشد. باید بدانید میزان افسردگی و اضطراب در میان این كاربران نسبت به كسانی كه به اینترنت یا موبایل اعتیاد ندارند، بسیار بیشتر است.

راه درمان این اعتیاد چیست؟

روش اصلی درمان این فوبیا مانند بیشتر فوبیاهای دیگر، روش حساسیت‌زدایی یا مواجهه است. ابتدا به فرد گفته می‌شود به این فكر كند كه گوشی تلفنش را گم كرده است و سعی كند در ذهن خودش با این مسئله كنار بیاید. به‌تدریج به فرد گفته می‌شود كه واقعا این تصور را عملی و گوشی تلفنش را برای مدتی از خود دور كند. به تدریج و با خاموش‌كردن گوشی برای مدت طولانی و زندگی‌كردن بدون موبایل به‌مدت چند هفته فرد می‌تواند از شدت این بیماری و هراس كم كند. اگرچه در چند روز اول ممكن است كمی برای فرد این حالت سخت باشد اما بعد از مدتی فقط نداشتن گوشی همراه و همان اعتیاد فرد به موبایل ممكن است باعث مشكل برای او شود اما اضطراب، هراس و نگرانی كه تا قبل از آن و با داشتن موبایل ناگهان برای فرد به‌وجود می‌آمد از بین می‌رود. برای كسانی هم كه حاضر نیستند گوشی خود را از دست بدهند یا بدون موبایل زندگی كنند، توصیه می‌شود، به‌طور منظم چند ساعت از روز گوشی‌شان را خاموش كنند و به‌هیچ‌وجه شب به همراه گوشی تلفن به خواب نروند. به این افراد توصیه می‌شود كه برای ارتباط با اطرافیان‌شان از روش‌های دیگر هم در كنار موبایل استفاده كنند تا میزان استرس‌شان از گم‌كردن موبایل و از دست دادن ارتباط‌شان با دیگران كم شود؛ جالب است بدانید در برخی از کشورهامراكز درمان اعتیاد به تلفن همراه راه‌اندازی شد‌ه‌‌ است.




نوع مطلب : عاشقانه، راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، سلامت جنسی، 
برچسب ها : گوشی، موبایل، سرد، سرد مجازی، مجاز، همسر، همسرانه،
لینک های مرتبط :





به خودتان هدیه بدهید!


-------------------------
برای گروهی از مردم هر نوع تفریح و لذت با احساس گناه همراه است. جالب اینجاست که همه ما افراد بالغی هستیم و کسی نمی تواند ما را مجبور کند به شکل خاصی زندگی کنیم.
چرا خودمان خود را مجبور می کنیم طوری زندگی کنیم که دیگران بپسندند نه آن طور که احساس لذت کنیم؟

... بیشتر ما طوری رفتار می کنیم که گویی در “ رژیم لذت از زندگی” بسر می بریم! « نه الان نمی توانم بنشینم دیر شده، نه وقت ندارم خانم فلانی منتظر من است، باشه برای بعد …»

گاهی به تلویزیون نگاه می کنیم ولی چون کار مهم تری را در پیش داریم احساس گناه می کنیم.

آیا احساس گناه و لذت واقعی با هم سازگارند؟!

بعضی می گویند «مگر بچه شده ام » در واقع لذت بردن و خوشحالی را مخصوص دوران کودکی می دانند و بس.

بعضی می گویند« وقتی کارها تمام شد به تفریح می رویم» اما کارها کی تمام می شود؟!

شاید این عمر هدر رفته برای همه ما تجربه شده است. وقت آن رسیده که منطقی باشیم. اگر فکر می کنید سزاوار یک زندگی شاد و بانشاط هستید، کمی به بدن و روحتان استراحت بدهید و با انرژی بیشتر به زندگی ادامه دهید.

به راستی از چه چیز لذت می برید؟! آن را به بدنتان هدیه کنید.


ادامه مطلب


نوع مطلب : راه زندگی، عاشقانه، مهارت های زندگی، 
برچسب ها : زندگی شاد، آرامش، هدیه، کادو، خودم، خود،
لینک های مرتبط :



چند نکته مهم درمورده دسته گل خواستگاری





می خواهیم از مرحله بسیار شیرین و هیجان انگیز اولین جلسه خواستگاری صحبت کنیم. ... اول از آقاپسرها، یعنی آقادامادها شروع می کنیم که در این موقع به حضور یک خواهر زرنگ و چابک برای انجام هماهنگی های لازم با خانواده عروس نیاز دارند.

راستی طرح شما برای اولین جلسه خواستگاری چیست؟ منظورم این است که می خواهید با گل بروید یا بدون گل و خودتان نقش گل را ایفا خواهید کرد؟



گل ببرید یا نبرید؛ مسئله این است!

ما دیدگاه نویسنده کتاب «در پیچ و خم خواستگاری» یعنی خانم «سیده بتول حسن پور» را برای شما بازگو می کنیم، تصمیم با خودتان.

وی می نویسد: «خانواده پسر با توجه به شناختی که از شرایط فرهنگی و اجتماعی خانواده دختر دارند ممکن است در جلسه اول خواستگاری با خود گل ببرند یا نبرند. اگر خانواده پسر نمی دانند که در جلسه اول باید گل ببرند یا نه، بهتر است این کار را به دو دلیل انجام دهند: اول این که اگر خانواده دختر انتظار آوردن گل را داشته باشند ولی چنین کاری انجام نشود ممکن است آن را به حساب بی احترامی یا دست کم گرفتن خود بگذارند.

دوم این که در هر شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی اگر در اولین جلسه گل برده شود اثر روانی خوبی روی خانواده دختر خواهد داشت (حتی اگر خواستگاری به سرانجام نرسد.)»



گل، چه رنگش خوبه؟


وقتی تصمیم گرفتید از حجم جیب، کیف یا حساب بانکی تان کم بکنید و از گل فروش محله تان یا محله دخترخانم گل بخرید؛ هر گلی با هر رنگی که دوست داشتید، نخرید.

در کتاب یاد شده آمده است: « بهتر است گل صورتی رنگ (علامت حیات و زندگی)، از یک نوع و به تعداد فرد باشد تا دسته گل زیباتری درست شود.»

در ضمن حواستان باشد از باغچه منزل یا همسایه یا ... گل نچینید. حسن پور در این باره نوشته است: «مواردی پیش آمده که خانواده پسر از گل های باغچه منزل استفاده کرده اند. امکان دارد خانواده دختر چنین کاری را حمل بر بی احترامی کنند. حتی اگر قرار است از گل های باغچه منزل استفاده شود، باید همراه با چند گل دیگر در گل فروشی به صورت دسته گلی زیبا تزیین و سپس برده شود.»

وی به خانواده دختر هم توصیه می کند: « خوب است خانواده عروس وقتی گل را دریافت می کنند آن را در یک گلدان بگذارند و در همان اتاقی که خانواده پسر پذیرایی می شوند، در معرض دید آنان قرار دهند.»



چه کسی بیاید، چه کسی نیاید؟!


خاله بیاید یا عمه؟ کدام خواهرتان در مراسم حضور پیدا کند؟ تکلیف مادربزرگ چیست؟ اگر همسر برادر بزرگ تر بیاید، همسر برادر کوچک تر شاید ناراحت بشود و ...

کاملا درکتان می کنیم، ولی دقت کنید که حتما تصمیم عاقلانه ای بگیرید چون رفتارها و کیفیت حضور در اولین جلسه خواستگاری بسیار مهم است. در کتاب مورد بحث در این باره گفته می شود: «در کشور ما رسم است در نوبت اول، خانم ها که معمولا مادر پسر عضو اصلی آن هاست همراه با یک یا دو دخترش، خاله داماد یا یکی از خانم هایی که احتمالا بزرگ تر فامیل است در مجلس خواستگاری حاضر می شوند.

بعضی مادران نیز همراهی یک خانمی را که روابط نزدیکی با خانواده عروس دارد، ترجیح می دهند. بهتر است خانم هایی که به خواستگاری می روند از بردن عروس های خانواده، دخترخانم های مجرد کم سن و سال و بچه ها خودداری کنند؛ چرا که معمولا عروس های خانواده ابتدا به مقایسه خودشان با دخترخانم که احتمالا در آینده «جاری» آن ها می شود، می پردازند و این موضوع ممکن است در ارزیابی آن ها از شرایط عروس تاثیر بگذارد. دخترخانم های مجرد کم سن و سال قدرت تجزیه و تحلیل کامل فضای خواستگاری را ندارند.

بچه های کوچک نیز ممکن است عملی انجام دهند یا حرفی نابجا را در شرایط نامناسبی بزنند که مشکل ساز شود. گاهی در برخی خانواده ها به دلیل آشنایی و رفت و آمدی که از قبل داشته اند یا به دلیل داشتن نسبت فامیلی، در همان نوبت اول، پدر و پسر هم همراه مادر می روند.»در شماره بعد درباره لباس مناسب خواستگاری و راه هایی برای کاهش اضطراب خواهیم نوشت. عروس خانم ها هم منتظر باشند تا به آن ها بگوییم وقتی خواستگارها زنگ خانه را به صدا در آوردند، آن ها کی در را باز کنند!




نوع مطلب : اجتماعی، عاشقانه، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : دسته گل، گل، خواستگاری، ازدواج، شب،
لینک های مرتبط :


طرز خوابیدن همسرتان او را لو می دهد
همسر و نامزدتان را در خواب غافلگیر کنید





به پهلو می‌خوابد یا صاف؟ جواب این سؤال را نمی‌دانید؟ پس چطور می‌خواهید به پیشنهادش پاسخ دهید؟ می‌شود تصور کنید! شیوه خوابیدن خواستگار‌تان می‌تواند دوام یا از هم پاشیدن زندگی مشترک‌تان را معین کند. این را ما نمی‌گوییم بلکه پروفسور کری ایزکوسکی، متخصص انگلیسی خواب بر این موضوع تاکید می‌کند. او حالات خواب را در 6 گروه دسته‌بندی می‌کند و معتقد است همه آدم‌ها را می‌توان در این 6 گروه جای داد و با توجه به حالتی که در خواب به خود می‌گیرند، ویژگی‌های شخصیتی‌شان را آشکار کرد. پس قبل از آنکه بله را بگویید در مورد این موضوع تحقیق کنید.



سقوط آزاد: اگر با صورت روی بالش به شکم می‌خوابد و دست‌ها را روی بالش می‌گذارد

این گروه شخصیتی، سعی می‌کنند که خود را با اعتمادبه‌نفس نشان دهند اما در واقع سرشار از استرس هستند و شخصیتی عصبی دارند. اگر با یکی از آنها روبه‌رو هستید، هرگز به انتقاد کردن فکر نکنید چراکه آنها واکنش بسیار بدی به انتقاد نشان می‌دهند. البته بودن در کنار آنها همیشه هم بد نیست چون مدیریت بحران‌شان عالی است و بهتر از هر کسی می‌توانند در مواقع حساس و زمانی که وقت تنگ است، تصمیم بگیرند.

7% آدم‌ها در زمان خواب سقوط آزاد می‌کنند



درختی: اگر به پهلو با پاهای صاف می‌خوابد و دست‌ها را در راستای بدن می‌کشد



در مقابل آدم‌های درختی، شما به مشکل خاصی برنخواهید خورد چراکه این افراد بسیار آرام هستند و می‌توانند این آرامش را به شما هم منتقل کنند. در دنیای آنها خبری از پرخاشگری نیست و شما از اینکه در کنار آنها در جمع حاضر شوید به هیچ وجه پشیمان نخواهید شد. درختی‌ها افرادی اجتماعی هستند و خیلی راحت می‌توانند با آدم‌های اطراف‌شان کنار بیایند و زبان آنها را بفهمند، به همین دلیل آنها می‌توانند با هر گروهی دوست شوند و با هر جمعی کنار بیایند. آنها آدم‌های آسان‌گیری هستند اما زود اعتماد کردن‌شان گاهی از آنها یک ساده‌لوح می‌سازد و البته رفیق‌بازیشان ممکن است گاهی شما را عصبانی کند.

15% آدم‌ها درختی می‌خوابند



جنینی: اگر در زمان خواب توی خود‌ش پیچ می‌خورد و بالش را نگه‌ داشته است



کسانی که مثل یک جنین می‌خوابند، آدم‌های نسبتا خشنی هستند. آنها گرچه ظاهری از آهن دارند اما در عین حال قلبی از طلا دارند. آنها برخلاف ظاهر‌شان مهربان و خون‌گرمند و گرچه سخت و خشک به نظر می‌رسند اما درونی حساس دارند. اگر با فردی که جنینی می‌خوابد ازدواج کرده‌اید نگران نباشید. او همیشه اینقدر خشن نمی‌ماند و اگر شایسته‌اش باشید، می‌توانید از آدم‌های انگشت‌شماری باشید که در مقابل‌شان سختی‌اش را کنار می‌گذارد. البته این موضوع ممکن است به زمان زیادی احتیاج داشته باشد اما وقتی چنین اتفاقی بیفتد، شما احساس می‌کنید که آرام‌ترین و خوشبخت‌ترین فرد روی زمین هستید.

41% آدم‌ها جنینی می‌خوابند



ستاره دریایی: اگر با آرنج‌های چسبیده به زمین و در نزدیکی سر، به پشت می‌خوابد و پاها را کمی از هم باز می‌کند



ستاره‌های دریایی، شنونده‌های فوق‌العاده‌ای هستند. آنها خیلی صمیمی و گرم هستند و می‌توانند دوست خوبی برایتان باشند. گرچه آنها قابلیت‌های بسیاری دارند اما دوست ندارند که ستاره مجلس باشند و ترجیح می‌دهند که در جمع‌ها، دیگران مورد توجه قرار بگیرند و آنها در حاشیه نظاره‌گر باشند. البته این موضوع به معنی گوشه‌گیر بودن‌شان نیست و اگر با یک ستاره دریایی روبه‌رو شوید، حتما از دوستی با او لذت خواهید برد.

5% آدم‌ها مثل ستاره دریایی می‌خوابند



مشتاق: اگر به پهلو با پاهای کشیده می‌خوابد و دست‌ها را رو به بیرون رها می‌کند



این آدم‌ها به سادگی گروه‌های قبل نیستند. مشتاق‌ها پر از خواسته‌ها و آرزوها هستند و زمانی که هدفی دارند، با تمام وجود اما کاملا محتاطانه به سمتش حرکت می‌کنند. البته آنها آدم‌های شکاکی هستند که خیلی راحت به آدم‌ها و موقعیت‌ها اعتماد نمی‌کنند اما زمانی که چیزی در ذهن‌شان جرقه بزند تا به آن نرسند، آرام نمی‌گیرند. مشتاق‌ها آدم‌های روشنفکری هستند که طاقت جا ماندن از آرزوهایشان را ندارند و در این مورد، سیری‌ناپذیر به حساب می‌آیند.گرچه آدم‌هایی منطقی هستند اما شکاک بودن همیشگی‌شان می‌تواند شما را آزار دهد.

13% آدم‌ها به این شکل می‌خوابند



سرباز: اگر به پشت با پاهای صاف می‌خوابد و دست‌ها را در کنار  پهلو‌ها می‌گذارد



سرباز‌ها آدم‌های آرام، ساکت و محتاطی هستند. کنار آمدن با آنها ساده نیست چراکه قانون‌ها و استاندارد‌های بسیاری در ذهن‌شان دارند که هرگز حاضر نمی‌شوند از آنها صرف‌نظر کنند. این افراد آدم‌های قانون‌مندی هستند که گمان می‌کنند می‌توانند دنیا و آدم‌هایش را هم به سمت این قانون‌مندی هدایت کنند. این موضوع از آنها آدم‌های سختی می‌سازد که گاهی زندگی را هم سخت می‌گیرند.

8%  آدم‌ها درحالت سربازی می‌خوابند



بهترین حالت

  •  سرباز
این حالت از درد گردن و پشت جلوگیری می‌کند و ریفلکس‌های اسیدی معده را کاهش می‌دهد.
  •  ستاره دریایی
گرچه این شیوه خوابیدن هم به دلیل قرار داشتن پشت روی زمین، برخی مزایای شیوه قبلی را دارد.

حالت مناسب

  • جنینی
شایع‌ترین حالت خواب و کمترین احتمال خر و پف را هم به دنبال دارد.
  •  درختی
حالت خوب و بی‌ضرری است. در این وضعیت، ستون فقرات در حالت طبیعی نگه ‌داشته می‌شود و آسیبی به آن نمی‌‌رسد.
  •  مشتاق
حالتی مناسب برای دیسک‌های پشت، عضلات و رباط‌هاست و اگر از درد‌های مربوط با این نواحی رنج می‌برید، بد نیست به این شیوه خوابیدن عادت کنید.

بدترین حالت

  •  سقوط آزاد
در این شیوه گردن دچار چرخشی غیرطبیعی می‌شود و به مفاصل و عضلات فشار می‌آید؛ با فشاری که در این حالت به اعصاب می‌آید، حس درد، بی‌حسی و سوزن‌سوزن شدن در شما تقویت می‌شود.

ادامه مطلب


نوع مطلب : راه زندگی، عاشقانه، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، زندگی مشترک، 
برچسب ها : خوابیدن، طرز خوابیدن، روانشناسی خواب، روانشناسی، زندگی مشترک، رابطه،
لینک های مرتبط :




واژه مبهم و پر تکرار،

نکاتی درباره عشق




۱ـ از هیچ چیز به اندازه عشق سخن نگفته اند. اغلب داستان ها، فیلم ها و آثار هنری درباره عشق است. بسیاری از رمان نویسان کاری جز خلق آدم هایی با ماجراهای پرکشمکش عاشقانه نکردند(که کم کاری هم نیست البته).

در موقعیت های مختلف و زمان های متفاوت با فرهنگ های گوناگون درباره این پدیده حرف ها زده شده و با این حال انگار که برای ما عشق هر روز مبهم تر می شود. تنها آدم های پرت و از همه جا بی خبر می توانند عشق را در یک خط تعریف کنند وگرنه هیچ​یک از ما نمی توانیم حتی در ده ها صفحه بگوییم عشق چیست.

اما آدمیان ـ بیشتر آدمیان ـ در دوره ای از زندگی خود حالی داشته اند که آن را عشق نامیده اند؛ بنابراین با کمترین وضوح و شفافیت معنایی، عشق یکی از پرتکرارترین دغدغه های روزمره آدم هاست.

عشق در گفتار بسیاری از انسان ها آنقدر بزرگ شده است که گویی تنها حقیقت عالم است. عرفا به طور کلی عشق را اساس و اصل دانسته اند؛ حالتی پایدار که گویی در زندگی اگر فارغ از آن شوند، راه خود را گم کرده و از صراط مستقیم خارج شده اند. عشق را برخی آری گفتن به زندگی و شادی بیکران و عده ای دیگر سراسر غم و حرمان می دانند.

متعلق عشق هم همیشه بسیار متفاوت بوده است، عده ای علاقه خود به شغل شان را عشق نامیده اند؛ برای مثال بسیاری از بازیگران، نقاشان، موسیقیدانان و به طور کلی هنرمندان که درباره شغلشان زیاد هم حرف می زنند از عشق به کار خود می گویند؛ حتی در بین آنها هستند کسانی که می گویند «با کارمان ازدواج کردیم»! گویی که کار آنقدر در زندگی آنها بزرگ شده که جای مسائل مهم زندگی شان را گرفته است.

متعلق عشق خیلی ها فرزندشان است، برخی عاشق خانه، برخی دیگر عاشق پول، برخی عشق شکلات اند و برخی عاشق ساعت های قدیمی. بله عشق آنقدر مبهم است که می توان به اندازه گروه های مختلفی از آدم ها برایش مصداق و معنا پیدا کرد.

۲ـ یونانیان برای عشق دو کلمه مختلف با اسطوره ها و افسانه های عجیب داشتند؛ «آگاپه» و «اروس». آگاپه عشق غیرخودخواهانه به کل بشریت بود و اروس عشق به یک فرد خاص. دلبستگی به محبوب و ازدواج و باقی قضایا در حوزه اروس است و کشته شدن در راه دیگران و نجات آدم ها آگاپه؛ عشقی که یک انسان به مردم، جهان و بشریت می ورزد. آریستوفان یکی از شخصیت های رساله مهمانی افلاطون معتقد بود اروس به معنای میل به یکی شدن و وحدت با انسان مورد علاقه است و سقراط آن را میل به صور مثالی می دانست.

همین نشان می دهد با وجود تنوع در نظرگاه یونانیان از همان زمان عشق در معنای اروس هم نوعی فضیلت و چیزی بیش از ارتباطی جسمی و جنسی است. اروس، احساسات و عواطف شخصی صمیمانه است، لذا وجه ممیز اروس عبارت است از نوعی کشش و احساس شدید نسبت به یک فرد مشخص که می توان اوصافی از او ـ و حس خود نسبت به او ـ را از دیگران متمایز کرد. اما آگاپه احساسی است که در یک تعریف آرمانی تنها می تواند از خدا بربیاید و تلاش انسان تنها می تواند بخشی از آن را در بر گیرد. در آگاپه همه انسان ها و همه آیات هستی مورد محبت شدید یعنی عشق قرار می گیرد.

در گفتار فلاسفه معاصر خاصه متفکران پدیدارشناس و وجودشناس عشق نوعی زیر و رو شدن وجودی است. نوعی حالت معنی دار که انسان را از اوج ناامیدی، تنهایی و پوچی به معنا می رساند. در این نگاه همواره عشق امری مثبت همراه با شور و مکاشفه است. اما در مقابل تجربه عاشقی در زندگی روزمره با مخاطرات و دشواری های فراوان همراه است.

رضایتی که در تجربه اهل نظر از عرفای اسلامی تا متفکران اگزیستانسیالیست می توان دید چیزی جز دریافت عشق در افقی فرارونده از زندگی روزمره نیست. عرفای ما اغلب عشق روزمره و زمینی را تنها راهی برای عشق الهی دانسته اند و لذا از عشقی که اکثریت خلایق سخن می گویند ـ در خوشبینانه ترین حالت اگر نگوییم در خیلی از موارد دست به انکار و نقد زده اند ـ بسرعت عبور کرده اند و به یک تجربه جاودان و بی نهایت رسیده اند. از سوی دیگر، فیلسوفان اصالت وجودی مانند بوبر، هایدگر و... زندگی روزمره انسان مدرن را در جوامع همسان ساز امروز مسیری به سمت پوچی و تنهایی می بینند که یکی از مهم ترین امکانات نجات از آن عشق است. عشقی که از همه مشغله های عینی ما را دور می کند و از زندگی روزمره به حالت خلسه می رساند تا بتوانیم هستی را فارغ از حجاب روزمره و زندگی ابزاری بنگریم.

۳ـ با همه این اوصاف مثبت متفکران، شاعران و... در واقع تجربه عشق با متعلقی مشخص در زندگی روزمره همراه با تلخی ها و دلشوره هایی است که البته رنگی وسوسه انگیز از لحظه های ناب و شاد همیشه همراه آن است. از سویی، خشنودیم از عشق چون ما را به حسی از شعف می رساند؛ حسی از حل شدن در دیگری و از سوی دیگر از عشق رنجوریم چرا که همواره با از دست دادن معشوق، رنج جدایی، تشویش رسوایی پیش چشم دیگران و سودازدگی و اشتباه همراه است. عشق با وابستگی های گریزناپذیرش آزادی هایمان را محدود می کند و ما را وابسته به تمایلات معشوق و محدودیت های مورد نظر او می گرداند. عشق در این نگاه نه تنها مثبت نیست، بلکه پر از عذاب و رنج است.

حال سؤال این است آیا می توان در حالت عاشقی حرف از آرامش زد؟ آیا عاشقی برای ما احساس خوبی از زنده بودن را هم به همراه خواهد داشت؟ شاید شما یک تاجر یا کاسب در زمانه ای از فشارهای اقتصادی و ورشکستگی هستید؛ یا حتی مصرف کننده ای رام و آشنا؛ مثلا کارمندی که یک روز از خواب بلند می شود و قیمت ماست، پنیر، گوشت و مرغ روزانه اش چند برابر شده است.

شما با این وضع در بده بستان اقتصادی جامعه خود حتی کارمند هم که باشید ورشکسته ای بیش نیستید.یا شاید هم جوانی باشید با دوستان و رفقایی بی معرفت و روابطی پر سوءتفاهم که ذره ای آرامش در آنها نیست. ممکن است در روابط خود تحقیر شده باشید، ممکن است با بی معرفتی یک نارفیق روبه رو شده باشید و احساس کنید چقدر تنهایید.

در هر کدام از این حالات، گمشده شما می تواند عشق باشد. دست کم ادعای این نوشته این است که عشق در این وضع می تواند شما را نجات دهد؛ می تواند همان آرامش گمشده شما را بازگرداند. عشق فارغ از احساسات آنی و ناله های شاعرانه، حسی است که در طول زمان ساخته می شود (منظورم این است که عشق در یک نگاه خیلی هم واقعی نیست).

روزها می گذرند و شما کسی را کشف می کنید. خسته به خانه برمی گردید و همسرتان به شما دلگرمی می دهد. کلافه از حلقه دوستان تان با معشوق خود سخن می گویید و احساس می کنید او شما را تنها نمی گذارد.

در این حالت وضعی رخ می دهد که گویی می توان آن را عشق نامید. این عشق به شما آرامش و قوت قلب می دهد؛ حتی اگر پیر باشید یا در آستانه بحران میانسالی. آرامش عشق در سایه درک متقابل، احساس تعلق به یک نفر، به یک انسان که شما را می شناسد، خود را نشان می دهد و داروی التیام بخش شما می گردد. آرامشی افزون بر این نیست که در تمام هیاهوی غیر قابل فرار شهرهایمان دلبسته یک نفر و تنها یک نفر باشیم و یکی را کشف کنیم. یکی ما را خوب بشناسد و مدام به ما حق بدهد. او کسی است که در زمانه فشار اقتصادی با ماست و با ما زندگی می کند.

در دوران مختلف به چشم خود عشاق زیادی دیدم. عشق های با شور و اشتیاق که خیلی از آنها نماندند و به نفرت بدل شدند و خیلی از آنها ماندند و برای خود تاریخچه و سند های مختلف پیدا کردند. از همه این تصاویر یکی از ذهنم بیرون نمی رود.

تصویر پدر بزرگ پیرم که در گوشه بیمارستان ناهوشیار و رو به احتضار آخرین ساعات عمرش را طی می کرد. اما مادربزرگم پیش همان یک چشم پدر بزرگ که می دید می نشست و ساعت ها به او خیره می شد و امید داشت تنها نماند.

عشق پیری را حلاوتی دیگر است و شعر شعرا فقیر از توصیف آن. عشق با ماندن و صبرکردن برای یکدیگر رخ عیان می کند و خدشه ناپذیر می شود. دو نفر به هویتی مشترک تبدیل و در این اشتراک گویی حل می شوند. هویتی فراخ شده و رشد یافته از یکدیگر. عاشقان پس از مدتی شبیه به هم می شوند، شبیه به هم می بینند و شبیه به هم فکر می کنند. فردیتشان در دیگری حل نمی شود، بلکه بزرگ تر می شود به اندازه دو نفر.

عاشقان حتی طعم غذا ها را مثل هم می فهمند؛ غذاهای مشترکی را دوست دارند و از غذاهای یکسانی بیزارند. بله عشق آن است که در میان تمام موجودات عالم دست روی یک نفر بگذاری و بگویی فقط این و دیگر هیچ و آرام آرام شبیه او شوی. عاشق دوستی ندارد جز یکی، همراهی ندارد جز یکی و چه لذتی بالاتر از این انحصار و محدود شدن.


۴ـ عشق بخشی از تجربه روزمره ماست. این را داستان نویسان بیشتر از همه خاصه فلاسفه درک کرده اند. عشق تجربه ای عینی از مجموع حالات و شرایطی مختلف است. مجموعه ای از تمایلات متفاوت. در طول تاریخ، عشق با توجه به فرهنگ و اخلاق اجتماعی تعریف شده است. عشق ها داریم نه یک عشق، عشق فیلم های امروز با عشق فیلم های کلاسیک متفاوت است. عشق فیلم هندی و فیلمفارسی با عشقی که میشائیل هانکه و کوبریک در پی تعریف آن هستند، فرق می کند.

عشق در لسان اخلاق رسمی و رسانه های وابسته به آن چیزی است و برای خرده فرهنگ های متضاد با اخلاق رسمی که علیه شرایط موجود حرکت می کنند چیزی دیگر. پس عشق و درک ما از آن برآمده از زمینه های فرهنگی است. لذا هیچ نوع تجربه استعلایافته ای از فرهنگ عمومی برای عاشق قابل تصور نخواهد بود.در جامعه ای دینی عشق همیشه با خیر و نیکی و ذات مطلق پروردگار تعریف می شود.

عشق در زمانه اعتراض و انقلاب شکل سراسر متفاوتی پیدا می کند و با آرمان های سیاسی ـ اجتماعی یا تعلق خاطر به جمع کثیری از مردمان بروز می یابد. شاید ادعای بیراه و گزافی نباشد اگر بگوییم بهترین نوع درک عشق درک رخداد آن در میانه زندگی روزمره با تمام اشتغالات انسان معاصر است. ما نمی توانیم به عشق فارغ از تجربه مدرنیته (یا تجربه تضاد سنت و مدرنیته در جامعه خودمان) و زندگی روزمره ای که درگیرش هستیم بیندیشیم. فارغ از باورهای گذشته و شرایط فعلی جابجایی ها و گذارها و برزخ های اعتقادی، عشق هیچ است. محتوای این واژه خالی را جامع و فقدان های آن پر می کند.

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

شاید در ادبیات هیچ کجای جهان به اندازه ادبیات ایران عشق مورد توجه قرار نگرفته است. اساسا شاعری را پیدا نمی کنید که تصمیم گرفته باشد درباره عشق اصلا حرف نزند. هزاران غزل عاشقانه، هزاران حکایت و روایت، قصه ها و منظومه هایی متنوع و جدی در ستایش و تعریف از عشق، رسالات متنوع در تقسیم بندی و برشمردن مراتب آن و... که همچنان تا زمانه ما ادامه دارد، از ادبیات فارسی ادبیاتی سراسر عاشقانه ساخته است.

با ورود اسلام به ایران، رشد عرفان و قدرت گرفتن صوفیان از یک سو و اهمیتی که احکام اسلامی به ازدواج و کسب زندگی بهین اجتماعی و خانوادگی داده بود از سوی دیگر، عشق در ابعادی متفاوت به بحث متالهین، متکلمین، فلاسفه و شعرای ایرانی تبدیل شد.

عشق تا پیش از ورود عرفان به ادبیات فارسی شکلی زمینی ـ یا آن طور که عرفا می گفتند ـ مجازی داشت. در لسان عارفان عشق بر دو نوع بوده است؛ عشق زمینی که بیشتر به نام عشق مجازی از آن یاد می کرده اند و عشق حقیقی یا الهی و ربانی که مخصوص خداوند بوده است.

پس از غلبه عرفان بود که عشق مجازی جای خود را به عشق الهی داد. اما نمی توان این گزاره مطلق را دقیق دانست چرا که عشق زمینی نزد بسیاری از شعرا و حکایت پردازان و بخصوص در ادبیات عامیانه ایران زمین، همچنان محترم و مورد اشاره بود. باید توجه داشت که به دلیل شرایط اجتماعی و سیاسی هر دوره شاعران به ابهام و ایهام رو آورده و در بسیاری موارد ـ مثلا در شعر حافظ ـ درک حدفاصل عشق زمینی به یک انسان و عشق الهی بسیار دشوار است.

اما آنچه مسلم است پس از اوج گیری عرفان، عشق و عاشقانه زیستن به معنای درک راز هستی و کشف اسرار آن بود. پهنه گسترده عشق در ادبیات فارسی چنان است که می توان آن را با شعری از مولانا توضیح داد: چون به عشق آیم خجل باشد از آن / هر چه گویم عشق را شرح و بیان. عشق دریایی پهناور دیده می شود که هیچ گاه رسیدن به ساحل آن ممکن نیست لذا همان طور که مولانا تشریح می کند گستردگی عشق در ذهن عرفا به قدری است که ابیات شاعرانه آنها توان تبیین ندارد. این را مولانایی می گوید که اگر نگوییم در همه آثارش دست کم در کل دیوان شمس خود موضوعی جز عشق ندارد.

تا پیش از ورود عرفان و تا قرون چهارم و پنجم تعابیر ظاهری از زیبایی به بهترین شکل در اشعار فارسی دیده می شود، در واقع تعابیر در این دوره بیشتر ملموس و منحصر در عالم ماده است. اشعار فارسی در همین دوره است که به فراوانی با تشبیهاتی چون ماه، سرو و... تصویری بی نظیر از معشوق می سازند. من آن جعد موی غالیه بوی / من آن ماه روی حور (رودکی) و یا در مثالی دیگر؛ هر زمان جوری کند بر من، به نو، معشوق من / راضیم راضی به هرچ آن ماه رخ با من کند (منوچهری).

اما پس از این قرون و در دوره عرفانی جایگاه عشق از عالم ملموس ما فراتر می رود، ابدیت می یابد و به عوالم ذهنی تر، درونی تر و بی کران پا می گذارد. طبیعی است که در این حالت شعر فارسی وسیع تر، البته مبهم تر و صنایع آن پیچیده تر می گردد. نخستین رگه های عشق عرفانی را می توانیم در سنایی ببینیم؛ حسن معشوق را چو نیست کران / درد عاشق را نهایت نیست.

سنایی به عنوان پدر شعر صوفیانه فارسی با اندیشه عارفانه خود به نوعی بر پیکر شعر فارسی رنگی دیگر پاشید، بارها از دین استوار به عشق سخن گفته است و از اهل روزگار خود به خاطر بی دردی و بیگانگی با عشق حقیقی نالیده است.

اما پس از سنایی از کسانی که عشق عرفانی در آثارش جلوه ای کم نظیر دارد، عطار است. عطار در نگرشش به عشق در نهایت عرفان نشست. ای هجر تو وصل جاودانی / اندوه تو عیش و شادمانی / در عشق تو نیم ذره حسرت / خوشتر ز وصال جاودانی. عطار در مجموع آثار یه یادماندنی و سترگش چون تذکره الاولیاء، منطق الطیر، دیوان اشعار، مصیبت نامه و مختارنامه به موضوع عشق عرفانی پرداخته است که نمونه های فراوانی از آن می توان نقل کرد که اینجا به قطعه ای از مختارنامه که تصویری از کیفیت عشق نزد عطار را ترسیم می کند، اکتفا می کنیم؛ در عشق گمان خود عیان باید کرد / ترک بد و نیک این جهان باید کرد / گر گوید ترک دو جهان باید کرد / بی آن که چرا کنی چنان باید کرد...

اما مولانا در ساخت تصویر عرفانی از عشق نزد انسان ایرانی موثرترین بوده است. مولانا یکی از کسانی است که در سراسر آثار خود معنایی از عاشقانه زیستن را به معنای شیوه ای از بودن پیشنهاد داده و فارغ از تقابل عشق با فضیلت یا عشق زمینی سراغ عشق الهی به عنوان راهی برای زیست در این جهان رفته است و این مفهوم را آنقدر بزرگ و همه گیر کرده که فارغ از آن اندیشیدن و دیدن عالم میسر نباشد.

شاید به همین سبب است که در نهایت خود از بیان ناپذیری عشق بارها سخن گفته است؛ عشق دریایی است قعرش ناپدید / در نگنجد عشق در گفت و شنید. در این سیاهه افراد زیاد دیگری هم می گنجند و چه کسی مشهورتر از حافظ که سراسر اشعارش سخن از عشق است. بسیاری از متفکران و منتقدان ادبی در پی تشریح بخشی از نگاه حافظ به عشق بوده اند و در این میان، درگیری ها و اختلاف نظر هم فراوان بوده و هست. آنچه مسلم است حافظ دلیل خلقت را عشق می دانست و به همین دلیل نزد حافظ تشریح عالم اعم از عالم معنا و عالم روزمره و روابط انسانی، جدای از عشق میسر نیست؛ از ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد / عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد.

عشق در ادبیات فارسی به واسطه صوفیگری و عرفان تبدیل به رمزی شد که مدام باید تاویل شود. راهی حزین و دشوار که در واقعیت تجربه می شود و سعادت را حاصل می آورد. شعرای معاصر فارسی هم کم از عشق نگفتند هر چند که بر سبیل شفافیت و وضوح بیشتر رفتند و مرزهای مبهم حافظ بین عشق زمینی و الهی را شکستند. در این میان شاعران پس از نیما همچون مشیری، اخوان، مصدق، فرخزاد، سپهری، شاملو، احمدی، ابتهاج، لنگرودی، کدکنی، منزوی، صفاری، بهمنی و میرشکاک با هر رویکردی بخشی از ادبیات ایران را تشکیل داده اند که مدام معنا و تعبیر عشق را فراخ و گسترده کردند و آن را به مضمون اصلی این ادبیات چه از نوع قدیم و چه تازه آن تبدیل ساختند.

ترانه های عاشقانه، از دیروز تا امروز

تو ای پری کجایی؟ شبی که آواز نی تو شنیدم / چو آهوی تشنه پی تو دویدم / دوان دوان تا لب چشمه رسیدم / نشانه ای از نی و نغمه ندیدم / تو ای پری کجایی؟ که رخ نمی نمایی / از آن بهشت پنهان دری نمی گشایی....

در پاسخ به این سوال که کدام ترانه عاشقانه را دوست دارید؟ خیلی ها بدون لحظه ای درنگ گفتند: «تو ای پری کجایی؟» ترانه ای که سروده شاعر بزرگ کشورمان هوشنگ ابتهاج است و آهنگسازی آن را زنده یاد همایون خرم انجام داده است.

بعد هم در سال ۵۲ حسین قوامی آن را خوانده است. از آن زمان تاکنون هم خوانندگانی چون محمد اصفهانی و علیرضا قربانی آن را بازخوانی کرده اند.

همایون خرم در آهنگسازی این ترانه دستگاه مورد علاقه اش ـ همایون ـ را انتخاب کرده است و روانی و لطافت این دستگاه هم به خودی خود بر زیبایی و جذابیت آن افزوده و در ذهن شنوندگان ماندگارش کرده است.

یادگاری از دوست

«یادگار دوست» شهرام ناظری یکی از کارهایی است که هنوز هم شنیده می شود. این قطعه که در آلبومی به همین نام منتشر شده است، با آهنگسازی کامبیز روشن روان به مناسبت هشتصدمین سالگرد تولد مولوی منتشر شده بود و توانست شعر « با غم عشق تو دلم کار افتاد...» را در ذهن مردم ماندگار کند.

«شیدایی» مشکاتیان

تصنیف «شیدایی» ساخته زنده یاد استاد پرویز مشکاتیان است که با سنتورنوازی فوق العاده استاد به یکی از ماندگارترین نغمه ها تبدیل و در آلبوم موسیقی «در آستان جانان» هم منتشر شده است.

تصنیف شیدایی براساس یکی از شعرهای زیبای حافظ است که هنوز هم برای همه ایرانی ها آشناست و کلمه کلمه اش را دوست دارند.

«الهه ناز» بنان

از سال ۱۳۳۳ که از رادیو پخش شد تا همین امروز ترانه ای پرطرفدار ماده است، آنقدر که هنوز هم خیلی ها زیر لب زمزمه اش کنند و بخوانند «باز ای الهه ناز... با دل من بساز» و هرجا هم آهنگ این ترانه را بشنوند، حسی نوستالژیک خواهند داشت؛ البته اغلب شنوندگان هم فقط مرحوم غلامحسین بنان، خواننده این قطعه به یادماندنی را می شناسند و نمی دانند آهنگساز این اثر اکبر محسنی و سراینده شعر آن، کریم فکور بوده است.

روح الله خالقی که رهبر ارکستر انجمن موسیقی ملی بوده هم این کار را برای اجرای بنان در همراهی با این ارکستر تنظیم کرده است.

گرچه بسیاری از صاحب نظران ترانه الهه ناز را از برخی ظرایف فنی و هنری عاری دانسته اند، اما این تصنیف چه در زمان اجرای نخست خود و چه طی دهه های بعد همواره از جمله ترانه های محبوب و پرطرفدار ایرانی محسوب می شده است.

این اثر هم از جمله کارهایی است که بعدها از سوی خوانندگان مختلف و حتی خوانندگان لس آنجلسی خوانده شد، اما هرگز نتوانستند موفقیت بنان را کسب کنند.

سلام آخر

اغلب آثار موسیقی پاپ زود کهنه می شوند و به خاطره ها می پیوندند و به همین دلیل در این نوع موسیقی آثار معدودی را می توان جزو ترانه های ماندگار دانست.

«سلام آخر» با صدای احسان خواجه امیری و با ترانه بسیار زیبای اهورا ایمان یکی از این کارهاست که اگر موفقیت عمده آن را به سبب ترانه زیبای اهورا ایمان بدانیم، بی انصافی نکرده ایم.

این ترانه در سال ۸۶ منتشر شده و هنوز هم جزو ترانه های محبوب مردم است. همین موضوع می تواند هشداری باشد برای خوانندگان پاپ که این روزها خودشان ترانه سرا شده اند و سعی می کنند کمتر از ترانه سرایان برجسته استفاده کنند!

هوای گریه

تصنیف زیبا، دلنشین و پرطرفدار «هوای گریه» با صدای گرم همایون شجریان، آهنگسازی محمدجواد ضرابیان و شعر سیمین بهبهانی هم این سال ها برای همه ما آشناست و هرچند مدت کوتاهی از عمر این اثر نمی گذرد، اما توانسته از میان تعداد زیاد آثاری که این روزها تولید شده و به دست فراموشی سپرده می شود، پیشی بگیرد و در ذهن مخاطبان موسیقی امروز ماندگار شود و همیشه برایشان رنگ و بویی آشنا داشته باشد؛ البته تصنیف است، نه ترانه.

«صیاد» افتخاری

علیرضا افتخاری هم هرچند طی سال های گذشته فعالیت چشمگیری نداشته است، اما چند اثر فراموش نشدنی دارد که هرچند از نظر منتقدان موسیقی در جایگاه بالایی نباشد، اما مردم آنها را دوست دارند.

یکی از این کارها «نیلوفرانه» نام دارد و شاید به واسطه این که سال ها از تلویزیون پخش شده، در ذهن مردم ماندگار است. او قطعه دیگری را هم به نام صیاد دارد که با شعری از مهدی عابدینی و آهنگسازی محمدرضا چراغعلی ساخته شده است. صیاد هم یکی از عاشقانه هایی است که هنوز مورد علاقه مردم است.

آهای خوشگل عاشق

چند سال پیش فریدون آسرایی هم قطعه «گل هیاهو» را منتشر کرد. این قطعه هنوز هم برای همه آشناست و البته آن را با نامی که خودشان دوست دارند، می شناسند و می گویند «آهای خوشگل عاشق» را شنیده ای؟

ناشناخته بودن خواننده در هنگام انتشار این قطعه و صدای نرم و دلنشین او در تبدیل آن به یک موسیقی نوستالوژیک نقش مهمی را ایفا کرد، چنان که حتی موزیک بی کلام این قطعه نیز هواداران بسیاری یافت و خیلی ها در آن زمان آن را به عنوان صدای زنگ گوشی همراه خود برگزیدند.


شعر این قطعه را رضا جزء مطلب تبریزی سروده و آهنگسازی اش را آسرایی انجام داده است.

«پرواز» آریان

گفتی می خوام رو ابرا همدم ستاره ها شم / تو تک سوار عاشق، من پری قصه ها شم / گفتم به جای شعر و قصه های بچگونه / باهم بیا بسازیم زندگی رو عاشقونه / ما دو بال پرواز مرغ عشقیم، پرمی گیریم تا اوج آسمون ها...

سال ها از انتشار آهنگ پرواز می گذرد، اما مردم هنوز هم در کنسرت های گروه آریان از آنها می خواهند این قطعه را برایشان اجرا کنند. ترانه این اثر را علی پهلوان و نینف امیرخاص سروده اند و سیامک خواهانی آهنگسازی آن را انجام داده است. این کار چندی پیش ریمیکس هم شد و روی سایت های موسیقی قرار گرفت.

عاشقانه تلخ چاوشی

تو چنگ ابرای بهار افتادم و در نمیام / چشمامو سرزنش نکن. از پسشون برنمیام / پیر شدم تو این قفس. یه کم بهم نفس بده / رحم و مروتت کجاست. جوونیامو پس بده / فکر نمی کردم بذاری / زارو زمینگیر بشم / فکر نمی کردم که یه روز / این جوری تحقیر بشم...

این ترانه هم برای خیلی ها آشناست. «قله خوشبختی» یکی از ترانه هایی است که محسن چاوشی در نخستین آلبوم رسمی او «یک شاخه نیلوفر» در سال ۸۷ منتشر کرد. این قطعه هنوز هم با همه تلخی اش برای بسیاری ترانه ای عاشقانه و به یادماندنی است.

عشق ممنوع

البته که در طول تاریخ بیشتر آدم ها از عشق به معنایی مثبت حرف زده اند اما همه هم حس خوبی به عشق نداشتند و از گفتنش خجالت نمی کشیدند.

آدم های حسابی و مهمی هم بوده اند که عشق را مساله ای منفی و نکبت بار دانسته اند. آنها برای خود استدلالاتی دارند و توصیفاتی که کم هم منطقی نیست.

آنها از نمونه های واقعی کوچک تا نمونه هایی جهانی در تاریخ ادبیات برای به کرسی نشاندن حرف خود بهره برده اند.

بدبختی و نکبت آنتونی، کلئوپاترا، رومئو و ژولیت و... نمونه های خیلی معروف آنها هستند. هزیود در کتاب منشأ خدایان؛ اروس خدای عشق را خلاف عقل و در تضاد با آن دانست و نسبت به آن هشدارها داد.

در همان یونان باستان سوفوکل و اوریپید دو تراژدی نویس درخشان فرهنگ بشری هم دیدی منفی نسبت به عشق داشتند. ویرژیل هم شاعری بود که نسبت به خیر بودن و فضیلت عشق مردد بود. بعدتر و در دوران روشنگری و تحول اروپا ژان ژاک روسو با استدلالات پرقدرت و آثار ادبی مؤثرش بشدت عشق را محکوم و تقبیح کرد.

شوپنهاور عاشقی را موضوعی سراسر نسنجیده و مبتذل خواند؛او می گفت: عشق هیچ ابایی ندارد که با تمام خزعبلاتش از راه برسد... عشق هر روز زمینه ساز و موجد شنیع ترین و حیرت انگیزترین منازعات و مشاجره هاست، ارزشمندترین روابط انسانی را نابود می کند و استوارترین پیوندها را از هم می گسلد... چرا موضوعی چنین حقیر نقشی چنین عظیم ایفا می کند؟

در این میان نظریه روسو علیه عشق نظریه ای قابل تأمل است. روسو معتقد بود عشق سرشار از شور به وابستگی و پیوستن به دیگری است. این وابستگی شخص عاشق را مجبور می کند خود را به نفع تمایلات شخصی دیگر تغییر دهد.

خود را به ذهنیت و خواست او نزدیک کند و از آنجا که خوشبختی بدون احساس استقلال و خود بودن میسر نخواهد بود لذا عشق مساله ای است که موجب بدبختی و حقارت عاشق است.

روسو به این نکته اشاره می کرد که عشق و فرآیند آن سبب به وجود آمدن رذیلت های مختلف اخلاقی می شود. ما دلمان می خواهد همان احساسی را که داریم در دیگری نیز برانگیزیم؛ عشق باید دو طرفه باشد. و برای این که ما را دوست بدارند باید در خور عشق باشیم؛ برای آن که ما را بر دیگری ترجیح دهند، باید (دست کم در چشم محبوبمان) از دیگری ارزشمندتر باشیم. بنابراین شروع می کنیم همقطاران خود را برانداز کردن، شروع می کنیم خود را با آنها مقایسه کردن و اینجاست که چشم و همچشمی، رقابت و حسادت آغاز می شود.

روسو با طبع لطیف و احساساتی خود نه از جهت منکوب کردن روح احساسی و لطیف عشق بلکه اتفاقا برای دفاع از جان های حساس و جلوگیری از آلودگی نفس بر عشق می تاخت.او نگران آن خدشه و ضربه هایی بود که عاشق به سبب وارد شدن در رقابت و حسادت به خود می زند. عاشق در این نگاه مدام از خود فاصله می گیرد و به چیزی نزدیک می شود که خود نیست. اگر همین فاصله از نفس را مبنا قرار دهیم و آن را به حوزه های روان شناسی شخصیت ارتباط دهیم، می توانیم عشق را به سبب تردید به خود و ضربه زدن به اعتماد به نفس توسط خود عاشق در رقابت ها و حسادت های مصنوعی و نابرابر با دیگران صرفاً برای رضایت انسانی دیگر (که احتمالاً آغشته به خودخواهی و ضعف نفس است) علت ناهنجاری های روانی و افسردگی دانست.

در کنار این مخالفان عده ای از کمونیست ها هم عشق را مساله ای حاصل بورژوازی و لوکس برای انسان هایی دانسته اند که همیشه در جایگاه برتر اجتماعی می نشینند. آنها عشق را نوعی حق برتر برای مرفهان بی درد دانسته اند. البته در میان متفکران چپ عده ای هم بودند که عشق را برهم زننده معادلات اجتماعی جوامع سرمایه داری خواندند و شوری که همچون انقلابی نهادهای منحط و اخلاقیات کاسبکارانه و مصنوعی جوامع سرمایه دار را رسوا می کند. فمینیست ها هم خاصه از نوع رادیکالشان کم عشق را نکوبیدند.

آنها اغلب بر این باورند که عشق در تاریخ بشری صرفاً مرد محور بوده و زن را تبدیل به ابژه ای یا وسیله ای برای هوس های مردانه و تمایلات آنها کرده است. چنین نگاهی علاوه بر زایش مخالفت های زیاد با عشق سبب شده است که فرهنگ معاصر بشری به امکان یا عدم امکان برابری در رابطه عاشقانه بیندیشد.

در تاریخ ادبیات هم با وجود اشعار عاشقانه و حکایت های شیرین رمانتیک می توان مخالفت با عشق را در خیلی از نمایشنامه ها و رمان ها دید. سرنوشت تلخ رومئو و ژولیت، سرنوشت مصیبت بار آناکارنینا شخصیت اصلی رمان سترگ تولستوی به همین نام. جنون و خودکشی افلیا به دلیل عشق بی حدش به هملت مردد. آغشته شدن دست اتللو به خون دزدمونا همسرش به دلیل عشق کورش به او که با کوچک ترین وسوسه ای به شک تبدیل شد و حسادتی مرگبار را آفرید و... نمونه هایی از این بیانیه های هنرمندانه ضدعشق اند. این بدبینی در نمایشنامه های ایبسن، استریندبرگ، چخوف و هارولد پینتر هم حضوری پررنگ داشته است. گویی عشق در اغلب آثار ادبی بخصوص از نوع معاصرش شکلی تلخ و خانمان سوز داشته و دارد.

اما با همه این رویکردهای مختلف می توان این گونه فرض کرد که عشق برای متفکران و ادبا دو منظر دارد؛ یکی احساسات عاشقانه که سرشار از لطافت و لذت است و دیگری رذالت های ناشی از آن و احساسات حقیری که درگیرش می شود و از عشق امری منفی و دهشتبار می سازد. در این کشاکش و رویارویی همیشه شروع ها پرشور و زیباست و اغلب بجز ملودرام های خوش سرانجام های تلخ و تراژدیک.



ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، عاشقانه، راه زندگی، عشق و ازدواج، 
برچسب ها : عشق، عاشقانه، نکات، نکات عاشقی، واژه،
لینک های مرتبط :




جملات ممنوع در زندگی مشترک



اگر شما همسر ایده آل خودتان را یافته اید و واقعاً احساس خوشبختی می کنید،حتما به این موضوع نیز فکر کرده اید که چه کنید تا این خوشبختی تداوم داشته باشد. بعضی از ما ندانسته جملاتی را به کار می بریم که خوشبختی مان را به مخاطره می اندازد .

اگر میخواهید خوشبختی یک زندگی واقعی زناشویی دوام داشته باشد، نباید هرگز این شش جمله را بهکار ببرید .

تو درست مثل پدرت هستی

این جمله از دو جهت آزاردهنده است؛ اول اینکه اصلا کار درستی نیست که شخص در مورد والدین همسرش بد صحبت کند. دوم اینکه در همه آقایان ترسی وجود دارد که آنها صفات منفی پدرشان را به ارث برده باشند و نتوانند هرگز از آن رهایی یابند. شاید پدرشوهر شما از آن مردهایی باشد که فکر میکند در خانه همه باید به او خدمت کنند و هرگز در کارهای خانه کمک نمیکند، در این صورت بهجای اینکه بگویید «تو درست مثل پدرت هستی» خیلی صمیمانه آنچه را که از او میخواهید بهزبان بیاورید، مثلاً بگویید «عزیزم لطفاً استکانهای چای را جمع کن.»

تو بالاخره کی کارت را عوض میکنی

قبل اینکه چنین جملهای از زبان شما بیرون بیاید، شما باید فکر کنید چرا میخواهید چنین حرفی را بزنید؟ آیا نمیتوانید دیگر شغل شوهرتان را تحمل کنید، چون او دائم در سفر است یا اینکه ساعت کار او خیلی طولانی است؟ شاید هم فکر میکنید نسبت بهکاری که میکند، درآمد خوبی ندارد؟ آیا فکر میکنید که او لیاقت بهتر از اینها را دارد؟ اکثر مردان موفقیت خود را در میزان تأمین بهتر زندگی خانواده میبینند، بنابراین بهتر است قبل از اینکه حرفی بزنید و او را برنجانید، علت این حرف را بیابید و با شوهرتان در مورد آرزوها و نیازهایش صحبت کنید. بدین ترتیب بهتر میتوانید او را بشناسید و شاید هم بتوانید با کمک یکدیگر راهحلی بیابید.

مادرم به من اخطار داده بود که تو احتمالاً این کار را میکنی

این حرف شما نشاندهنده این است که در مورد روابط خصوصی خودتان با دیگران حرف میزنید. این مسئله برای هر مردی ناخوشایند و شبیه یک سیلی محکم بر صورت است، بهخاطر اینکه اکثر مردان مسائل خصوصی را واقعاً خصوصی میدانند و با کسی درباره آن حرف نمیزنند. شما با گفتن چنین جملهای به شوهرتان غیرمستقیم میگویید که مادر شما از انتخابتان راضی نیست و این در آینده اشکالاتی در روابط خانوادگی ایجاد میکند، بنابراین هرگز پایه حرفهای خودتان را بر نظر دیگران نگذارید، زیرا این عمل شما غیرمنصفانه است و ضمناً ارزش حرف شما را هم بالا نمیبرد.

اصلا ول کن، خودم بعدا آنرا انجام میدهم

با گفتن این جمله به همسرتان این احساس را انتقال میدهید که او اصلاً بهدرد هیچ کاری نمیخورد. کلا شنیدن چنین جملهای برای هیچ کس خوشایند نیست که او تصور کند هر کاری که انجام میدهد، غلط است. بنابراین قبل از اینکه چنین جملهای را بگویید و باعث شروع یک دعوا شوید، بهتر است کمی فکر کنید، شاید فقط روش شوهر شما در انجام کار فرق دارد و این دلیل بر غلط بودن آن نیست.

سعی کنید با آرامش از همسرتان خواهش کنید که دفعه بعد وقتی متوجه شد که باک بنزین خالی است، حتماً بنزین بزند. مطمئن باشید اکثر آقایان مایلند کاری کنند که همسرشان را خوشحال میکند. البته باید بدانید که این بستگی دارد که شما چگونه با او حرف میزنید

هیچ وقت، تو هیچ کاری را درست انجام ندادی

گفتن این دو جمله را باید چه مرد و چه زن برای همیشه فراموش کنند و هرگز بهزبان نیاورند چون با شنیدن چنین جملهای هر کس احساس میکند که به او حمله شده است، بنابراین تصمیم به دفاع میگیرد. به همین دلیل اگر دوباره هنگام استفاده از اتومبیل متوجه شدید که باز هم باک بنزین خالی است، سعی کنید با آرامش از همسرتان خواهش کنید که دفعه بعد وقتی متوجه شد که باک بنزین خالی است، حتماً بنزین بزند. مطمئن باشید اکثر آقایان مایلند کاری کنند که همسرشان را خوشحال میکند. البته باید بدانید که این بستگی دارد که شما چگونه با او حرف میزنید.

فکر میکنی که واقعاً این لباس اندازه تو هست ؟

آیا شما میخواهید با این حرف به او بگویید که وزنش اضافه شده؟ بنابراین این جمله اصلاً مناسب نیست، چون مسلماً شوهر شما مایل نیست کنایههای شما را راجع به چاقی بشنود، بنابراین فکر میکند که شما از سلیقه او ایراد میگیرید. بهتر است که شما به روش دیگری سعی کنید، مثلاً به او بگویید «عزیزم موافقی که از امروز بعد از کار به پیادهروی برویم؟ یا اینکه، بد نیست که یک دوچرخه ورزشی بخریم، میتوانیم هر روز کمی ورزش کنیم».بدین ترتیب او را با وزن اضافهاش تنها نگذاشتهاید و احتمالاً پیادهروی دو نفری به بهبود روابط شما هم کمک خواهد کرد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، راه زندگی، عشق و ازدواج، 
برچسب ها : زندگی، مشترک، ممنوع، نکات،
لینک های مرتبط :


نكاتی كه هر زن و شوهری باید بدانند



تصور كنید كه دو كودك در حال بازی هستند. یك دفعه صدای فریادشان بلند می‌شود كه: ازت بدم میاد ... ازت متنفرم ... اما چند دقیقه بعد باز هم می‌بینید كه دارند با هم بازی می‌كنند و خوشحالند. گاهی دو آدم بزرگسال هم در روابط‌شان به همین شكل هستند. فقط كافی است در نیمكت كنارشان بنشینید و آنها را نگاه كنید. تا به حال این تجربه را داشته‌اید؟ سؤال جالب اینجاست چه اتفاقی برای كودكان می‌افتد که ‌آنها 5 دقیقه پیش دشمن بودند و در حال حاضر باز هم با هم بازی می‌كنند؟ جواب این سؤال ساده است. آنها شادی را به جای برقراری عدالت انتخاب می‌كنند. آنها لحظه‌شان را می‌بینند و سعی می‌كنند از بازی‌شان لذت ببرند. بزرگ‌ترین مشكلات ما هم اگر تنها مانند كودكان رفتار كنیم،‌ حل می‌شوند. البته زندگی زناشویی همیشه به سادگی بازی‌های كودكانه نیست اما همیشه یكسری نكات كلی و البته ساده برای مقابله با مشكلات زندگی وجود دارد. با رعایت این10 نكته با تنش‌های زندگی‌تان خداحافظی كنید.

 

1) زبان‌تان را گاز بگیرید

انتقاد و قضاوت را بس كنید. بیشتر مردم از همان اول رابطه كه مرحله عشق ورزیدن است شروع به انتقاد می‌كنند. به یاد داشته باشید كه هیچ‌كس نمی‌تواند ازدواجی را نجات بدهد اگر طرفین بیشتر از تحسین‌شدن مورد انتقاد قرار بگیرند. انتقادهای مدام و پی در پی به همسرتان این حس را می‌دهد كه او به اندازه كافی برای شما خوب نیست. این حس (به خصوص برای مردها) سردشدن رابطه را به دنبال دارد. قبل از هر چیز سعی كنید همسرتان را بشناسید و بعد از آن تفاوت‌های قابل قبول همدیگر را بپذیرید.

 

2) متفاوت سپاسگزاری كنید

درباره تفاوت‌ها شفاف‌سازی كنید. اینكه تفاوت را چه معنی می‌كنید، مهم است. ما همیشه حقایق را از بین فیلترهای متفاوتی رد می‌كنیم كه وجود آن فیلترها به فرهنگ، ‌جنسیت و خانواده بستگی دارد. تنها شرط یك ازدواج خوب، حفظ كردن عشق در رابطه است. می‌توانید همسرتان را در نوع سپاسگزاری‌تان غافلگیر كنید. اگر او چیزهایی را همیشه دوست داشته كه شما با آن مخالفت می‌كردید، می‌توانید با موافقت خود به او حس متفاوت بدهید. اگر همسرتان همیشه تیر و كمان دوست داشته و به نظر شما خرید تیرو كمان از خرج‌های غیرضروری زندگی بوده، ‌می‌توانید با پس‌اندازهایی كه برای تفریح خود كنار گذاشته‌اید،‌ برایش یك تیروكمان بخرید.

 

از همین حالا تمرین كنید تا بتوانید بدون قطع‌كردن صحبت طرف مقابل‌تان،‌ خوب گوش كنید. بعد از صحبت همسرتان می‌توانید از او بپرسید كه آیا نوبت من شده كه حرف بزنم؟ می‌توانید در بین صحبت‌های همسرتان یكسری چیزها را یادداشت كنید تایادتان نرود

 

3) معذرت‌خواهی كنید

شما می‌توانید بگویید كه من به دلیل مشكلاتی كه باعث آن شدم، معذرت می‌خواهم. در هر رابطه‌ای این بهترین شكل معذرت‌خواهی است. اصلا مهم نیست شما چقدر مقصر هستید حتی اگر 14درصد تقصیرها گردن شماست برای آن قسمت معذرت‌خواهی كنید. ازدواج وقتی خوب پیش می‌رود كه حداقل یك نفر بتواند معذرت‌خواهی كند. غرور داشتن در رابطه زناشویی چیز قابل قبولی نیست. معذرت‌خواهی در نهایت روح بزرگ شما را نشان و حس بهتری به‌زندگی‌تان می دهد.

 

4) خوب گوش‌دادن را تمرین كنید

دفاع از خود را بس كنید. این مشكلی را حل نمی‌كند. سعی كنید شنونده خوبی باشید. خوب گوش‌دادن بهترین هدیه‌ای است كه می‌توانید به شریك زندگی‌تان بدهید. از همین حالا تمرین كنید تا بتوانید بدون قطع كردن صحبت طرف مقابل‌تان،‌ خوب گوش كنید. بعد از صحبت همسرتان می‌توانید از او بپرسید كه آیا نوبت من شده كه حرف بزنم؟ می‌توانید در بین صحبت‌های همسرتان یكسری چیزها را یادداشت كنید تا یادتان نرود. در نهایت بحث می‌توانید یك نتیجه‌گیری داشته باشید. اگر به دنبال نتیجه هستید باید صبور باشید. هنگامی كه هر دوی شما كنترل اعصابتان را از دست بدهید نتیجه این می‌شود كه همسرتان با عصبانیت به درون اتاق می‌رود و در را به هم می‌کوبد. نگذارید بحث‌تان به این شكل بی‌نتیجه بماند. اگر شما آرام باشید همسرتان هم آرام می‌شود و از حرف‌های شما بل نمی‌گیرد.

 

5) دلگرمی بدهید

همیشه در ابتدای هر رابطه همه چیز گل و بلبل است و عادت داریم فقط نكات مثبت را ببینیم. اگر بعد از مدتی دیدیم بعضی مسائل آنطور نیستند كه ما فكر می‌كردیم باید سعی كنیم بقیه چیزها را خراب نكنیم. همسر ما حتما نكات مثبتی هم دارد. معمولا بازسازی روابط سخت است اما غیرممكن نیست. برای نگه داشتن ازدواج‌تان باید كاری كنید كه همسرتان احساس ارزشمندی و برگزیدگی كند. معمولا افرادی كه ازدواج‌های طولانی‌تری دارند،‌ می‌فهمند چطور باید به همدیگر توجه كنند. این درك باعث می‌شود كه فضایی صمیمی در خانه به وجود بیاید و در مقابل هم شما می‌توانید انتقادهای سازنده‌تان را پیش ببرید. به عنوان مثال وقتی همسرتان دارد با برادرش شوخی می كند حتی اگر از نوع شوخی‌اش خوش‌تان نیامده اما به او بگویید شیوه‌ای كه او برای شوخی استفاده كرده را دوست دارید. همسر شما از انتقاد سازنده‌تان استفاده نمی‌كند مگر اینكه فضایی از عشق و احترام وجود داشته باشد.


6) روی خودتان تمركز كنید نه همسرتان

همیشه حق با شما نیست. همیشه این شما نیستید كه درست می‌گویید. سعی كنید كمی از اختلاف‌تان فاصله بگیرید و از دور نگاه كنید. حالا وقت آن است كه درست ببینید. حتما به همین شكل است كه طرف مقابل هم مقصر است اما به خود یادآوری كنید كه من هم بی‌تقصیر نبودم. اگر هر یك از ما آدم‌های منطقی‌تری باشیم روابط‌مان بی‌تنش‌تر خواهد بود. روی خودتان تمركز كنید و سعی كنید برای اصلاح نقص‌هایتان تلاش كنید.

 

7) تحت شرایط استرس‌زا، ‌فشار نیاورید

همیشه شرایط سختی در ازدواج پیش می‌آید. این شرایط می تواند شامل شرایط بی‌كاری،‌ فشار مالی یا حتی بیماری یكی از طرفین باشد. مثلا كسی را تصور كنید كه فردا صبح عمل جراحی مهمی دارد. همسر او می تواند شب قبل از عمل جراحی فضایی از غم‌وغصه را در خانه به وجود آورد یا اینكه یك مهمانی بگیرد و تمام دوستان با روحیه همسرش را دعوت و سعی كند آن شب از فكر كردن به نتیجه عمل دوری كنند. انتخاب‌های ما در زندگی خیلی مهم هستند. مثلا یك همسر هم می‌تواند بنشیند و آنقدر فضا را ناراحت‌كننده كند تا به حدی برسد كه یك دغدغه جدید هم به وجود بیاید. شما در شرایط سخت زندگی‌تان باید از به وجود آمدن فشار جدید جلوگیری كنید.

 

8) همه چیز در جزئیات خلاصه می‌شود

اگر همسر شما یك روزهایی به دلیل شرایط كاری‌اش بداخلاق و نا آرام می شود، اگر خیلی صبح‌ها برای شما چای می ریزد اما یك روز صبح با عصبانیت در را به هم می‌كوبد. این دلیل نمی‌شود كه بگویید همسر من هیچ‌وقت من را درك نمی‌كند. نكات مثبت را همیشه در یادتان نگه دارید، این باعث می‌‌شود كه عصبانیت شما قابل كنترل شود. اگر گاهی خلق و خوی او با توجه به شرایطی كه خارج از فضای خانه دارد تغییر می‌كند،‌ شما هم راه بیایید. از او تعریف كنید. به او بگویید كه چقدر از با او بودن لذت می برید و خوشحال هستید. گاهی لازم است كه حتی كوچك‌ترین مهارتش را بزرگ كنید و بگویید كه عزیزم تو در این كار بهترین هستی. به جزئیات رابطه‌تان دقت كنید و همه چیز را یك وظیفه ندانید. این مسائل صمیمیت رابطه را بیشتر و تنش‌ها را كمتر می‌كند.

 

9) تنها شما می‌دانید كه باید چه كار كنید

تمام مجلات سبك زندگی پر هستند از روش‌هایی كه شما می‌توانید برای به وجود آوردن یك زندگی عاشقانه به كار گیرید. اما در آخر باید بدانید كه شما به هیچ‌كدام از این توصیه‌ها نیاز ندارید. شما تنها كسی هستید كه می‌دانید باید چه كاری انجام دهید. اصلا مهم نیست كه چقدر از ازدواج‌تان گذشته یا چقدر احساس صمیمیت نسبت به زندگی مشترك‌تان دارید، ‌مهم این است كه بعد از ورق زدن این صفحات 3 عمل خاص را برای بهبود مسائل در زندگی‌تان به كار ببرید.

 

10) راه مخصوص خودتان را پیدا کنید

شاید خیلی از راه‌ها را امتحان كرده باشید،‌ اما باید بتوانید راهی را كه مختص زندگی خودتان است پیدا كنید؛ راهی كه برای خوشحال كردن و به صمیمیت رسیدن با همسرتان جواب بدهد. این روش را یكی از همكاران ما پیاده كرده و به نتیجه رسیده به همین دلیل این سه روش را به عنوان مثال با شما درمیان می‌گذاریم.

 

- من توانستم شام مورد علاقه‌اش را بپزم و وقتی او بعد از كار به‌منزل برگشت با میز شام چیده روبه‌رو شود.

 

- آخر ماه تمام وسایل شخصی‌ام را ریختم و بعد از دسته‌بندی همسرم با اتاق مرتب شده‌ام رو به رو شد.

 

- به او گفتم كه می‌خواهم صبح روز جمعه زمانم را طوری تنظیم كنم كه درباره نگرانی‌ها و دلمشغولی‌هایش صحبت كنیم.

 

بگردید و 3 روش مخصوص به خود و رابطه‌تان را پیدا كنید. بدانید كه تنها قدم اول و شروع گردگیری رابطه سخت است.





نوع مطلب : اجتماعی، راه زندگی، عاشقانه، عشق و ازدواج، 
برچسب ها : نکته، همسرداری، روابط، اختلاف، راز،
لینک های مرتبط :


سقف مشترک و نگرانی های آن



سه مرحله استرس زا در ازدواج

در كشور ما و خاصه مناطقی از آن كه بسیار سنتی به ازدواج و حواشی آن نگریسته می شود،در سه مرحله، استرس زیادی بر عروس و داماد تحمیل می شود.


1- خواستگاری و گرفتن تصمیم ازدواج.

این مرحله استرس های متعددی دارد كه بیشتر مربوط است به پذیرفته شدن از طرف نفر مقابل و خانواده وی، مراسم خواستگاری، آغاز آشنایی، ملاك های این ازدواج، تصمیم گیری، امكان اشتباه، صداقت طرفین، شرط و شروط ها، تناسب و هماهنگی ها، فرهنگ طرفین و خانواده هایشان. همچنین قرار گرفتن دختر و پسر مقابل هم برای گفت وگو و تشریح ملاك هایشان. گاهی استرس ناشی از این موارد، به حدی سنگین است كه یكی از طرفین ممكن است از كل قضیه طفره برود.


2- جشن ازدواج و مراسم مرتبط با آن.

در صورتی كه مراسم خواستگاری به خیر بگذرد و پسر و دختر آمادگی شان را برای تشكیل یك زندگی مشترك اعلام نمایند، نوبت به مراسم بله بُران و موارد مرتبط با عقد و ازدواج، از قبیل مهریه و مخارج عقد و عروسی می رسد كه اگر نامعقول مطرح شوند، چه بسا موجب منتفی شدن مسأله گردند. استرس این قسمت از كار نیز بسیار زیاد و آزاردهنده می باشد.

حال چنانچه دختر و پسر و خانواده هایشان به توافق دست یافته و عقد صورت گیرد، آن هم با این قرار كه طرفین فوری وارد زندگی مشترك نشوند نیز، استرس های خاص خود را دارد. به عنوان مثال، نحوه ارتباط عروس و داماد، كه ظاهراً نه صورتی از تجرد دارند و نه صورتی از تأهل با توجه به فرهنگ خانواده ها. انتظارات به وجود آمده بین طرفین، همین طور تهیه مسكن، تهیه جهیزیه، تفاوت های سلیقه ای و فرهنگی طرفین و موارد ناشی از آنها. برگزاری مراسم جشن عروسی نیز استرس های زیادی را برای عروس و داماد و خانواده های آنان به همراه دارد كه ممكن است در برخی مواقع، منجر به سوءتفاهم و قضاوت های غیرمنطقی شده و طرف مقابل را به قصور و كوتاهی در اعمال و برخورد و... متهم كردن، بینجامد.

چنانچه تمایل و اشتیاقی به زندگی داریم باید بپذیریم که زندگی، خاصه زندگی مشترك كه مورد بحث ماست، یعنی قبول یك سری بایدها و نبایدها. بایدها و نبایدهایی كه فقط با مقداری امید، علاقه، خوش بینی و گذشت و اراده ای راسخ، تبدیل به مواردی مطبوع و قابل تحمل شده، تا جایی كه ورود هرگونه استرس منفی و مثبت كوچك و بزرگی را به زندگی ما ممنوع می سازند!


3- یك سقف مشترك.

مهمترین و اساسی ترین مرحله استرس آور، همین مرحله است كه معمولاً نسبت به آن توجه چندانی صورت نمی گیرد، چرا كه بسیاری بر این باورند كه آشنایی های زمان نامزدی و دوران عقد ، برای شناخت دو طرف كافی بوده است. در حالی كه موضوع كاملاً خلاف این فكر است، چرا كه تا قبل از شروع زندگی زیر یك سقف مشترك، معاشرت ها، حول محور مسائلی تقریباً عادی نظیر، گردش و تفریح و گفت وگوهای نه چندان جدی صورت می گرفته، در حالی كه با رفتن زیر یك سقف مشترك، تفاوت ها و شباهت ها، به واقعی ترین شكل ممكن نشان داده می شوند. نوع ارتباط زن و شوهر، پس از ازدواج، با خانواده هایشان نیز حائز اهمیت است. این كه مرز و حریم مشخصی وجود داشته باشد كه نه صمیمیت قبل از ازدواج دختر و پسر با خانواده هایشان را به خطر اندازد و نه آن كه خانواده ها را تشویق به تعیین تكلیف و دخالت در زندگی آنها كند.


مقابله با استرس ها، راه نجات

وقتی صحبت از مقابله با استرس به میان می آید، یعنی به كار بستن یك سری تمهیدات، فعالیت ها و اقداماتی كه فرد به واسطه آنها، استرس هایش را ضربه فنی كرده و از میان برشان دارد. یا این كه این استرس را تا سرحد ممكن كاهش داده یا با آن، راه سازگاری پیش گرفته و به قول معروف، كنار آید. مقابله با استرس ها، انواع متفاوتی دارد.

انواع مقابله به زبانی ساده:

مقابله با استرس دو نوع است: 1- مقابله های عملی و2- مقابله های ذهنی. هریك از این مقابله ها شامل موارد سالم و ناسالم است.


مقابله های سالم عملی

تصمیم جدی برای عمل به یك كار مفید، انجام فعالیتی خاص، راهنمایی گرفتن، مشورت كردن، برنامه ریزی در زندگی، جمع آوری اطلاعات در زمینه های مورد نیاز، مطالعه كردن، استفاده از روش حل مسئله، فكر كردن، سنجیدن، ارزیابی و نقد موقعیت، درجه بندی مشكلات، زمان بندی فعالیت ها و درخواست كمك از دیگران.


مقابله های ناسالم

سرقت، فرار از منزل، توسل به زور و تهدید و استفاده از آنها، خشونت و پرخاش، بزهكاری، استفاده از نیرنگ و حیله برای رسیدن به هدف، بی بندوباری.


هیجان مدار سالم

دعا و نیایش، تخلیه احساسات (گریه كردن و بیان خشم)، گفت وگوی درونی مانند دلداری و آوردن استدلال و منطق برای خود، توجه به افكار خوب و خوشایند (مثبت اندیشی)، توكل بر خداوند و اعتقاد به حكمت او (آنچه او می داند و ما نمی دانیم)، صبر و طاقت، درد دل كردن با دوستان و آشنایان.


هیجان مدار ناسالم

اعتیاد و پناه بردن به آن، بدگویی، خشونت و پرخاشگری، تخریب اموال دیگران، شكستن و پرتاب اشیاء، انجام رفتارهای ناگهانی و بعد پشیمانی، درماندگی و نومیدی، دست كشیدن از تلاش و كوشش، خواب و رویا را انتخاب كردن، پناه بردن به خرافات و فال و فالگیری.

در انتها بد نیست بدانیم هنگامی كه صحبت از مقابله با استرس به میان می آید همیشه این خود ما هستیم كه می توانیم به بهترین نحو ممكن و با استفاده از موارد مفیدی كه در بخش مربوط به مقابله های سالم (عملی و ذهنی) عنوان شد، در جهت دور كردن یا از بین بردن استرس ها در زندگی مشتركمان، تلاش كنیم. البته همان طور كه عنوان شد، كمك، راهنمایی و استفاده از وجود دیگران، در توفیق یافتن ما علیه استرس بسیار مؤثر خواهد بود. به خاطر بسپاریم همیشه برای مواجهه یا از بین بردن مشكلات و ناراحتی ها، قدم اول تعلق به خود ما دارد،چرا كه ما برای زندگی خود و فرد مقابلمان است كه عزم را جزم كرده و قدم اول تا قدم آخر را برمی داریم. قدم هایی كه در هر فاصله شان، ممكن است به دهها مشكل دیگر بربخوریم، مشكلاتی كه زمینه ساز انواع و اقسام فشارهای روحی- روانی اند،فشارهایی كه برای رسیدن به اصل زندگی و شیرینی های موجود در آن و نیز تكامل و آب دیده شدن افراد، همیشه اجتناب ناپذیر بوده و خواهند بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عاشقانه، راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : نگرانی، ازدواج، قبل ازدواج، زن و شوهر، سقف، مشترک،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات