تبلیغات
دائرة المعارف ایرانی ویکی ما - مطالب مهارت های زندگی
 
دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان

وقتی صحبت از لزوم حریم خصوصی در روابط میان فردی می شود، همه موافق هستند به اینکه هیچ فردی به ما نمی تواند آنقدر نزدیک باشد که همه اسرار درونی مان را با او در میان بگذاریم. اصلا در میان گذاشتن تمام آنچه در درون ما می گذرد یا مسائلی که برای ما پیش می آید به یک نفر، با عقل نیز سازگار نیست.

بگذارید همسرتان نفس بکشد!

اما اگر صحبت به لزوم حریم خصوصی در روابط همسران برسد، برخوردها متفاوت می شود. برخی چنان موضع گیری می کنند که گویی وجود حریم خصوصی در رابطه همسران قدم اول طلاق یا حداقل قدم اول طلاق عاطفی است.

البته از حق نگذریم در مقابل نیز برخی چنان از لزوم حریم خصوصی در رابطه طرفداری می کنند که گویی می خواهند همسران را به دو نفر با داشتن رابطه ای در حد همکاری سوق دهند؛ اما حد میانه و نقطه تعادل در این بین کجاست؟

همیشه برخوردهای همراه با افراط و تفریط از آنجایی ناشی می شود که افراد باورهای اشتباهی در مورد موضوع دارند. در رابطه با موضوع داشتن حریم خصوصی در رابطه همسران نیز داستان به همین منوال است. متاسفانه باورهای غلطی در این مورد وجود دارد که به موضع گیری هایی غیرمنطقی منجر می شود. باورهایی که در این شماره برخی از آنها را مرور می کنیم.

«ازدواج شریک شدن در همه ابعاد است؛ پس حریم خصوصی در روابط همسران بی معناست.»

بسیاری از همسران تصور می کنند وجود حریم خصوصی معنایی ندارد و تصور می کنند هر چقدر بیشتر به همسرشان نزدیک باشند بهتر است. اگر به یاد داشته باشیددر مورد عوارض خودتمایزنیافتگی مطلبی داشتیم و اشاره کردیم که نبود استقلال عاطفی در همسران، خود یکی از دلایل طلاق به شمار می رود.

داشتن حریمی خصوصی در روابط با اطرافیان از جمله با همسر، یکی از نشانه های استقلال عاطفی به شمار می رود. هر چند حریمی که در ارتباط با همسر وجود دارد متفاوت با دیگران است.

اما اگر هنوز هم به لزوم حریم خصوصی قانع نشده اید بد نیست به این نکته توجه داشته باشید که همسرانی که هیچ حریم خصوصی برای خود و همسرشان قائل نیستند غالبا در روابط خود با همسرشان دچار سوءتفاهم هایی جدی می شوند. یکی از رایج ترین این موارد نقش دادن به همسر به شکلی افراطی است.

به عنوان مثال این افراد همسر خود را مسئول تمام احساسات خود دانسته و از او انتظار دارند تا او را خوشحال کند و یا زمانی که ناراحت و عصبانی هستند، همسرشان فکری به حال آنها بکند؛ موضوعی که می تواند باعث اختلاف، کشمکش و البته احساس سرخوردگی شدیدی در روابط بین همسران شود.

«وجود حریم خصوصی نشاندهنده عدم اعتماد همسران به هم است.»

این تصور از آنجا ناشی می شود که همسران به اشتباه وجود حریم خصوصی را مساوی با دروغگویی و مخفی کاری در نظر می گیرند، در حالی که اگر تصویر درستی از این موضوع داشته باشند متوجه خواهند شد که همسران می توانند به هم اعتماد داشته باشند، موضوعاتی که به بهبود یا عمق بخشی رابطه آنها کمک می کند را از همدیگر مخفی نکنند اما در عین حال هر یک حریمی خصوصی داشته باشند.

«من هم دوست همسرم هستم، هم همسر او، او نیازی به داشتن حریم خصوصی ندارد.»

واقعیت این است که هر چقدر هم همسران به هم نزدیک باشند و از نظر عاطفی به هم وابسته و هر چقدر هم احساس کنند همدیگر را به صورتی کامل درک می کنند، باز هم در زندگی آنها موضوعاتی وجود دارد که به دلیل تفاوت های مردان و زنان، همسران احساس خواهند کرد که نمی توانند آنها را با همسر خود در میان بگذارند. به عنوان مثال جزیی نگری خانم ها باعث می شود آنها به موضوعاتی توجه داشته باشند که در صورتی که با همسر خود در میان بگذارند، با واکنش منفی او مواجه شوند.

یا ممکن است جنس قضاوت آقایان در مورد مسائل مختلف و افراد به شکلی باشد که خانم واکنشی منفی به آن نشان دهد. در این وضعیت مطرح نکردن صحبت هایی که اصطلاحا زنانه یا مردانه هستند با همسر، نه تنها عجیب نیست که شاید بتواند مانع ایجاد سوءتفاهم در رابطه همسران شود.

و در مقابل اگر قرار باشد شما اصرار زیادی داشته باشید تا همسرتان همه چیز را با شما در میان بگذارد، این موضوع احتمال دلخوری را بیشتر خواهد کرد.

«من حریم خصوصی خودم را دارم، اگر همسرم نمی خواهد حریمی برای خود قائل شود، مشکلی نیست.»

توجه داشته باشید که رابطه همسران در ازدواج رابطه ای همراه با بده و بستان است. اگر قرار باشد یک نفر همه اش در حال دادن باشد و طرف مقابل متناسب با او رفتار نکند، احتمالا بعد از مدتی مشکل ایجاد خواهد شد. در عوض اصرار روی حفظ مرزهای شخصی خود، سعی کنید در درجه اول با جلب اعتماد همسرتان و سپس با دادن آزادی های منطقی به او هم از وجود حریم خصوصی برای خودتان حساسیت زدایی کنید و هم همسرتان را تشویق به داشتن حریمی شخصی برای خودش کنید.

«حریم خصوصی من، پیش از ازدواج با بعد از آن تفاوتی ندارد.»

اگر قرار باشد تصور کنید همانطور که والدین یا خواهر و برادر شما مرزهای شخصی شما را رعایت می کرده اند، همسرتان نیز باید همانگونه رفتار کند، احتمالا بعد از مدتی متوجه خواهید شد که در رابطه شما و همسرتان مشکلاتی ایجاد شده است. بهتر است در نظر داشته باشید که نزدیکترین فرد به شما از نظر احساسی همسرتان است، پس اگر تمایل به مخفی کردن حجم زیادی از مسائلی دارید، احتمالا ایرادی در رابطه شما وجود دارد. شاید این سوال برای شما ایجاد شود که چه میزانی از داشتن حریم خصوصی در رابطه همسران ایراد دارد؟ هر چند پاسخ دقیق دادن به این سوال از هر همسری تا همسر دیگر متفاوت است اما می توان خط قرمز مشخصی را برای تمام همسران تعریف کرد. اگر میزان حریم شخصی یا به عبارتی «من» در رابطه همسران بیش از رابطه مشترک آنها یا «ما» است یا کیفیت آن را تحت تاثیر قرار می دهد، همسران باید در تعریف خود از حریم خصوصی تجدید نظر کنند.

«حریم خصوصی برای تمام همسران یکسان است.»

روابط هر کدم از همسران با یکدیگر ویژه و منحصر به فرد است. به همین دلیل نیز نمی توان برای آنها به صورت مطلق قانونی وضع کرد. به عنوان مثال همسرانی که هر دو شاغل هستند نیاز دارند تا حریم خصوصی متفاوتی نسبت به همسرانی داشته باشند که تنها یکی از آنها شاغل است. در عین حال که شخصیت هر کدام از همسران نیز در این امر تعیین کننده است. به عنوان مثال نیاز افراد درونگرا و برونگرا در داشتن حریم خصوصی و میزانی که آنها برای حریم خصوصی خود در نظر می گیرند متفاوت است. شرایط تربیتی افراد در خانواده ها نیز دراین امر بی تاثیر نیست.

به عنوان مثال فردی که در خانواده ای پرجمعیت بزرگ شده و همیشه با خواهران یا برادران خود یک اتاق داشته شرایطی متفاوت با فردی دارد که تک فرزند است یا همیشه در خانواد خود اتاقی مجزا داشته است. به خاطر همین دلایل نیز نمی توان نسخه واحدی برای همه همسران پیچید. از طرفی برخی ویژگی های شخصیتی مانند دیر اعتماد کردن یا سوءظن داشتن می تواند موضوع حریم خصوصی در رابطه همسران را با پیچیدگی هایی خاص همراه سازد.

«از ابتدا تا انتهای ازدواج حریم خصوصی همسران یکسان است.»

این نیز از آن اشتباهاتی است که برخی همسران مرتکب می شوند. واقعیت این است که تنها زمانی وجود حریم خصوصی ایجاد مشکل نمی کند که همسران به اندازه کافی از همدیگر شناخت داشته و البته به همدیگر اعتماد داشته باشند. پس طبیعی است که در اوایل ازدواج که هنوز شناخت زیادی از هم شکل نگرفته ممکن است اصرار بر ایجاد حریم خصوصی ایجاد سوءتفاهم کند.

از سویی در برخی موقعیت ها ممکن است یکی از همسران ترجیح دهد به صورتی موقت حریمی وسیع تر برای خود قائل شود. البته این موضوع بیشتر در مورد آقایان صدق می کند، چرا که با توجه به بالا بودن پیوندجویی در خانم ها تمایل دور شدن از همسرشان ممکن است کمتر پیش بیاید.

گاهی نیز تغییر در شرایط زندگی می تواند وضعیت را به صورتی موقت دچار تغییر کند. به عنوان مثال همسرانی که ناچارند در شهری دور از خانواده و دوستان سابق خود زندگی کنند، ممکن است تا مدتی احساس کنند تمایلی به داشتن حریم خصوصی سابق خود ندارند.





نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، سلامت جنسی، 
برچسب ها : همسرداری، نفس، حریم خصوصی، ازدواج ناکام، رابطه زناشویی، روابط زناشویی،
لینک های مرتبط :


آرامش درون - اینجوری فکر خود را آزاد کنید!


زندگی این روزهای همه ما به گونه ای شده است که مدام در حال دویدن هستیم و می خواهیم از قافله زندگی عقب نمانیم. اینقدر فعالیت و مشغله داریم که از زندگی هیچ نمی فهمیم و کارمان شده انجام وظایفی که خود و حرفه مان برایمان تعیین کرده اند. اما خودمان هم بی تقصیر نیستیم. هیچ کاری را آن طور که باید انجام نمی دهیم و توجه لازم به مسایل مختلف را نداریم. باید «فکر کردن» را تمرین کرد. این تمرین در همه زمینه ها لازم و مفید است. شما باید حتی به خوردن خود هم فکر کنید تا با آرامش و سرعت کمتری غذا را بجوید و هضم کنید.

۱. اندیشیدن را تمرین کنید

در کلان شهرها، ترافیک بسیار زیاد است و روزانه ساعت های زیادی از عمر خود را پشت چراغ قرمز های طولانی و اعصاب خوردکن سپری می کنیم و هیچ جز عصبانیت و کلافگی هم برای ما ندارد. اما این مشکل ناراحت کننده را می توان برطرف کرد. روی جعبه فرمان یک نوشته بنویسید «به رانندگی فکر کن». در طول مسیر، با موبایل خود صحبت نکنید و در طول رانندگی به مسایل جانبی هیچ توجهی نداشته باشید و به چیزهایی فکر کنید که در حالت عادی توجهی به آنها ندارید. به طور مثال، آیا بدن شما در این صندلی راحت است؟ آیا صندلی نرم یا سفت است؟ چطور دست خود را روی فرمان می گیرید؟ به صدای موتور ماشین توجه کنید. با این کارها در واقع ذهن خود را به مسایلی معطوف می کنید که می تواند اضطراب ترافیک را از بین ببرد.

۲. با فکر غذا بخورید

به جای اینکه هنگام تماشای فیلم یا مطالعه کتاب یا مجله، یا پاسخ دادن به ایمیل یا ... غذا می خورید، سعی کنید فقط غذا بخورید. اگر همه حواس خود را به غذاخوردن بدهید، بسیار آهسته تر غذا می خورید.

برای تمرین این کار ذهنتان را فقط به غذایی که می خورید معطوف کنید، چه مزه ای دارد؟ آیا طعم قاشق اول غذا با بعدی فرق دارد؟ چقدر غذای خود را می جوید؟ چگونه غذا را قورت می دهید؟ یا شاید حتی بتوانید یک قدم جلوتر بروید، غذا از کجا آمده است. به طور مثال، اگر قهوه می نوشید، تصور کنید دانه های آن چگونه هستند و از کجا تهیه شده است و چطور برشته و آسیاب شده اند.

۳. آثاری از خود بر جای نگذارید

انسان ها وقتی مشغله بسیاری دارند، فرصت کمی برای جمع وجور کردن خانه و زندگی خود دارند و شاید هر کجای خانه را ببینید آثار بسیاری از به هم ریختگی در آن به چشم بخورد. بنابراین، برای تمرین، از یک اتاق خانه شروع کنید. به طور مثال، آشپزخانه را انتخاب و تمرینات خود را آغاز کنید. هربار هر غذایی درست می کنید و می خورید، در همان لحظه همه ظرف ها را بشویید. میز و گاز را تمیز کنید. طوری رفتار کنید که اثری از حضور شما در آشپزخانه باقی نماند. یا مثلا، اگر چیزی از دستتان روی زمین ریخت، همان لحظه با دستمال تمیز کنید و نگذارید بماند و این کثیفی ها ادامه پیدا کند. با این تمرین، حواس خود را بیشتر به محیط اطرافتان جمع می کنید و احساس شادمانی بیشتری هم خواهید داشت.

۴. با فکرگوش کردن را تمرین کنید

گاهی وقتی به حرف های طرف مقابل گوش می دهیم، فقط بخشی از آن را می شنویم. یعنی فقط بخشی از مغز ما گوش می کند و بخش دیگر مشغول فکر کردن در مورد پاسخ یا قضاوت کردن در مورد طرف مقابل است. به جای این کار، صددرصد مغز خود را روی گوش کردن متمرکز کنید. تمرین کنید و یاد بگیرید وقتی کسی حرف می زند، همچون اسفنج که آب را جذب می کند، تک تک کلمات او را جذب کنید. به واکنش بدن هنگام گوش سپردن به دیگران توجه کنید. نتیجه این تمرین، آرامش بیشتر، هیجانات منفی کمتر و خونسرد بودن است. سعی کنید به جای دنبال جواب گشتن و یافتن واژه هایی برای مخالف با طرف، به صدای او، نوع بیانش، جملاتش و حرف هایش توجه کنید.

۵. برای صبر کردن هم تمرین کنید

این تمرین باید تمرین روزانه شما باشد. بسیاری از ما زمان صبر کردن را زمان تلف شده فرض می کنیم. اما این فرصتی برای فکر کردن، دیدن و اندیشیدن است. بار دیگر که در صف بانک، مطب دکتر، رستوران یا ... منتظر ماندید، سعی کنید به مسایل ارزشمند فکر کنید.

بدون قضاوت، به احساسات و واکنش های بدن خود توجه کنید. آیا مضطرب و عصبی هستید؟ هیجان زده هستید؟ خسته هستید؟ در کجای بدن خود این احساسات را درک می کنید؟ آیا درد در ناحیه قفسه سینه است یا در سر شما؟ یا می توانید توجه به مسایل خنثی را تمرین کنید. مثلا به تنفس خود فکر کنید.

۶. تلفن پاسخ دادن نیز فکر و تمرین می خواهد

همیشه وقتی صدای تلفن یا موبایل را می شنویم، فورا پاسخ می دهیم. به جای این کار، تمرین کنید و پیش از پاسخ دادن به تلفن یک نفس عمیق بکشید. کمی صبر کنید و آن را بیرون بدهید. یک بار دیگر دم و بازدم عمیق داشته باشید. این کار فقط یکی دو ثانیه طول می کشد.

این تمرین های ساده و کوچک، باعث می شوند تادر طول روز به جای فکر کردن به مسایل ناراحت کننده که فقط اضطراب و استرس آدم ها را افزایش می دهند، به مسایلی فکر کنید که ذهنتان را درگیر می کند، اما به خوبی.





نوع مطلب : مهارت های زندگی، راه زندگی، 
برچسب ها : آرامش درون، فکر آزاد، فکر، فکر آرام، دغدغه فکری، موفقیت،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 28 شهریور 1392


عشق خودمانی!



ما معمولا زمان زیادی برای دوست داشته شدن صرف می‌کنیم. تلاش می‌کنیم همسر یا نامزدمان دوست‌مان داشته باشد، برای دوام دوست داشته شدن تلاش می‌کنیم و از آن لذت می‌بریم. ما بدون این حس خودمان را تهی و بی‌مصرف احساس می‌کنیم. متاسفانه نمی‌توان به دوام این احساسات اطمینان کرد. ما فقط می‌توانیم بخش خودمان را درست زندگی کنیم و بقیه دوام این حس بسته به طرف مقابل است. اگر یاد بگیرید خودتان را دوست بدارید، می‌توانید اعتمادبه‌نفس و حس مثبت این احساس را به خودتان بدهید. در این صورت دیگر منتظر یک نیروی خارجی برای عزت نفس خود نخواهید بود و می‌توانید عشق متقابل را هم درست‌تر مدیریت کنید. اگر یاد بگیرید خود را دوست داشته باشید می‌توانید دیگران را هم دوست داشته باشید. طی کردن این قدم‌ها به شما کمک می‌کند علاقه به خودتان را در خودتان تقویت کنید.


1- با دیگران با احترام و علاقه رفتار کنید

هدیه دادن شادی به دیگران باعث می‌شود بتوانید درون خودتان شادی را پیدا کنید. به‌علاوه این باعث می‌شود دیگران هم با شما به مهربانی رفتار کنند. با این کار به تدریج ارزش خود را بالا می‌برید و رضایت بیشتری از خود خواهید داشت.

2- قدردان باشید

اگر کسی برای‌تان کار مثبتی انجام داد به او بگویید که چقدر کارش برای‌تان مهم است. قدردانی از محبت دیگران باعث می‌شود حس خوب بین شما جریان پیدا کند و علاوه بر دادن حس خوب به طرف مقابل، از خودتان هم رضایت حاصل کنید.



3- با خودتان صریح باشید

یک دفتر داشته باشید و در آن چیزهایی درمورد خودتان بنویسید. سعی کنید نقاط قوت خود را یادآوری کنید و سعی در شناختن نقاط ضعف کنید.

4- گذشته را فراموش کنید

شما سزاوار یک شروع تازه هستید. کیست که در زندگی اشتباه نکرده باشد یا گذشته‌ سختی نداشته باشد. شما فقط اگر آینده را هم بد شروع کنید، مقصرید. یاد بگیرید به بدی‌های گذشته فکر نکنید. اتفاقات گذشته را فراموش کنید و کسانی که حس می‌کنید در زندگی شما مقصر بوده‌اند را ببخشید.

5- خودتان را ببخشید

حتما پیش آمده که خودتان را بابت کار بدی که در گذشته داده‌اید سرزنش کرده باشید. به اشتباهات‌تان به چشم آموزش نگاه کنید. روبه‌روی آینه بایستید و با صدای بلند بگویید من خودم را بابت فلان اشتباه می‌بخشم و بعد از آن دیگر هرگز خود را سرزنش نکنید.

6- به خودتان جملات مثبت بگویید

جملات مثبتی بنویسید و جایی بگذارید که هر روز آنها را ببنید؛ روی دسکتاپ کامپیوتر، ساعت یا آینه آرایش‌تان. در این جمله‌ها از خودتان تعریف کنید. مثلا بنویسید من زیبا هستم، توانا هستم یا چیزهایی مثل این. این جملات را هر روز بخوانید و از خواندن‌شان لذت ببرید.

7-با خودتان حرف بزنید

روبه‌روی آینه بنشینید و فکر کنید کسی روبه‌روی شما نشسته است. سعی کنید دربرابر او از خودتان دفاع کنید. سعی کنید ایراداتی که فکر می‌کنید دارید را برطرف کنید. با لبخند با خود حرف بزنید و بگذارید صدای بلند خودتان را بشنوید.

8- خواسته‌های‌تان را مدیریت کنید

خیلی‌ها ممکن است از خانه، ماشین یا سرووضع خود راضی نباشند. اگر می‌توانید آنها را تغییر دهید این کار را انجام دهید. مثلا اگر از لباس‌های‌تان خوش‌تان نمی‌آید برای خودتان لباس نو بخرید. اما اگر خانه یا طبقه اجتماعی‌تان قابل تعویض نیست باید سعی کنید با آن کنار بیایید. سعی کنید ارزش‌های دیگری که دارید را در برابر چیزهایی که نمی‌توانید تغییر دهید پررنگ کنید.

9- از خودتان بنویسید

یک دفتر داشته باشید و در آن درباره تجربیات خوب یا بدی که داشته‌اید، بنویسید. وقتی می‌نویسید به خودتان اجازه می‌دهید از بیرون به کارهای‌تان نگاه کنید. این دید از بیرون باعث تسکین شما می‌شود. باعث می‌شود فکر کنید شما کسی مثل دیگران هستید. به علاوه می‌توانید با این کار خودتان را قضاوت کنید و ببخشید.



10- خودتان را بپذیرید

شما کسی هستید مثل همه‌ آدم‌های دیگر. یاد بگیرید خود را طوری که هستید، بپذیرید. اگر عیبی دارید با آن کنار بیایید. یاد بگیرید دائم خودتان را بابت آن سرزنش نکنید. در عین حال اگر ایراد شما قابل درک است سعی کنید آن را برطرف کنید و بابت آن به خودتان پاداش دهید.

11- هدفمند کار کنید

اهدافی که دارید را بدانید. اگر دارید کار می‌کنید بدانید می‌خواهید کارتان به کجا بینجامد و در پایان روز دستاوردهای‌تان را به خودتان یادآوری کنید. اگر حقوق می‌گیرید در پایان روز حساب کنید چقدر از درآمدتان را امروز به دست آورده‌اید. این باعث می‌شود هر روز بدانید چه کرده‌اید و از آن راضی باشید.

12- خود را با دستاوردهای‌تان نسنجید

به یاد داشته باشید موفقیت یک مقصد نیست. اگر امروز به هدف نهایی نرسیده‌اید نباید خود را سرزنش کنید. موفقیت در حال پیشرفت بودن است. هر روز اگر فقط کمی به سمت پیشرفت حرکت کرده باشید باید از خودتان راضی باشید.

13- به جسم‌تان توجه کنید

استادان مراقبه چینی می‌گویند وقتی از خواب بیدار می‌شوید توجه کنید که کدام پای‌تان را روی زمین می‌گذارید. این کار باعث می‌شود به جسم‌تان توجه کنید. هر روز به دست‌های‌تان نگاه کنید. موهای‌تان را مرتب کنید و به پوست‌تان برسید. این کار باعث می‌شود با جسم‌تان آشتی کنید و بیشتر دوستش داشته باشید.

14- خودتان باشید

بلند بخندید، بعضی وقت‌ها بازی کنید، دیوانه بازی دربیاورید و از چیزی که دیگران درباره شما فکر می‌کنند، نترسید. هر کاری که باعث شادی شما می‌شود خوب است. به کودک درون‌تان اجازه‌ ظهور بدهید و بدون نگرانی از قضاوت شدن آن را انجام دهید.

15- به خودتان اعتماد کنید

شما بهترین قاضی درباره خودتان هستید. اگر کاری که می‌کنید را قبول دارید آن را انجام دهید حتی اگر به نظر دیگران کاری که می‌کنید درست نباشد. این کار باعث افزایش اعتماد به نفس شما خواهد شد.

16- از کلمات مثبت استفاده کنید

به جای اینکه بگویید «بد است» بگویید «خوب نیست.» به جای اینکه بگویید «زشت است»، بگویید «زیبا نیست.» کم‌کم یاد بگیرید کلمه‌های مثبت را جایگزین کلمه‌های منفی کنید و از معجزه‌ آن لذت ببرید.

17- چیزی که می‌خواهید را به دست بیاورید

اگر می‌خواهید یک عروسک بزرگ در اتاق‌تان داشته باشید این کار را انجام دهید. اجازه دهید لذت به دست آوردن چیزی که دل‌تان آن را خواسته را حس کنید. بعضی وقت‌ها به خودتان از این لطف‌ها کنید و با این کار به خودتان محبت کنید.

18- دریافت عشق را تمرین کنید

فکر کنید ببینید دیگران چه می‌کنند تا به شما عشق بدهند. احتمالا کلمات محبت‌آمیز استفاده می‌کنند، برای‌تان هدیه می‌خرند یا چیزهایی مثل این. اجازه دهید دیگران به شما محبت کنند. بعضی وقت‌ها درباره‌ خودتان از آنها سؤال کنید و اجازه دهید بگویند که شما زیبا، مهربان و دوست‌داشتنی هستید.

19- نه گفتن را تمرین کنید

اگر چیزی را نمی‌خواهید وظیفه دارید درباره‌اش حرف بزنید. سعی کنید با دیگران رک باشید و نگذارید چیزی را به شما تحمیل کنند. خیلی مودبانه و با لبخند بگویید که نمی‌توانید کاری که می‌خواهند را انجام دهید.

20- آموزش ببینید

بعضی وقت‌ها برداشتن یک کلاس زبان یا یک کلاس هنری می‌تواند باعث شود از خودتان رضایت حاصل کنید. همین که حس کنید دارید چیزی یاد می‌گیرید به‌ شما کمک می‌کند فکر کنید در مسیر پیشرفت قرار دارید و باعث می‌شود آدم موفق‌تری باشید و توانایی‌های بیشتری داشته باشید.




نوع مطلب : مهارت های زندگی، اجتماعی، 
برچسب ها : عشق خودمانی، عشق به خود، عشق خودی، علاقه به خود، گذشته، جملات مثبت، نه گفتن،
لینک های مرتبط :





 اگر خانمشان با آنها صحبت کند، در حال دیدن تلویزیون هستند، یا در حال تعمیر وسایل منزل می‌باشند، و حتی زحمت تغییر جهت نگاهشان را به طرف خانمشان، نمی‌کشند...


بروز عواطف مثبت در روابط زناشویی، اساس پایداری محبت و عشق زن و مرد به یکدیگر است. اما متاسفانه برخی از مردان از این امر دوری می کنند و عشق فی مابین خود و همسرشان را نادیده گرفته و در جهت فراموشی این گوهره ناب زندگی پیش می روند.

چند دسته از همسران هستند که بنا به ساختار شخصیتی و خانوادگی و خواستگاه اجتماعی‌شان ،متاسفانه عشق را در زندگی مشترک ناخواسته از بین می‌برند ...



شوهرهایی که تعصب بی‌جا را با غیرت اشتباه گرفته‌اند

خانمش را چون یک شی می‌پندارد. به نام دوستی و عشق، او را با توهمات خود زندانی کرده و قوانین ممنوعیت را برای همسر خود وضع می‌کند. مثلا: جواب دادن به تلفن ممنوع، رفتن به خانه پدر و مادر و دوستان ممنوع، درس خواندن ممنوع، داشتن شغل ممنوع، مسافرت ممنوع، استفاده از رایانه ممنوع، خندیدن با صدای بلند در محیط خانواده و محارم ممنوع، تعریف و توضیح در مورد آقایان ممنوع، بیرون رفتن از منزل ممنوع.

شوهران سلطه‌جو، زورگو و کنترل‌کننده


چنین شوهرانی حق انتخاب را به کلی از همسرشان می‌گیرند و این حق انتخاب را فقط برای خود به رسمیت می‌شناسند. از تصمیم‌های مهم و کلی تا جزئی‌ترین مسائل باید زیر نظر آنها و به فرمان آنها باشد.

به عنوان مثال بعضی از اعمال و مستبدانه این آقایان عبارتست از: تصمیم در انتخاب محل زندگی به تنهایی؛ تصمیم‌گیری در مورد فرزند داشتن؛ تصمیم در مورد رفت و آمد و میهمانی رفتن، تصمیم در ارتباط یا قطع رابطه ؛ تصمیم‌گیری در مورد شغل خانم، تصمیم‌گیری در مورد رشته تحصیلی و محل تحصیل همسرشان بدون توجه به نظر او؛ دستور به خانمشان در مورد چگونه فکر کردن، چگونه حرف زدن، چگونه احساس کردن و چگونه رفتار کردن؛ انتخاب و تماشای برنامه‌های دلپسند خود از تلویزیون بدون توجه به خانواده و همسرشان؛ انتخاب نوع و رنگ لباس داخل منزل خانمشان.

شوهران بی‌مسئولیت


این شوهران فراموش کرده‌اند که مراحل نوزادی، نوباوگی، کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشته و فرد بالغی شده‌اند و ازدواج کرده‌اند. خانواده تشکیل داده‌اند و صاحب فرزند شده‌اند. لذا در تصمیم‌گیری ، اجرا، و پاسخگویی نسبت به وظایف و مسئولیت‌های منزل خود را عقب کشیده‌اند و چون حبابی خود را رها کرده‌اند. هنوز در پی لذت‌طلبی انفرادی خود هستند. اینها برنامه‌ها و دل‌مشغولی‌های خود را بدون توجه به خانواده و همسرشان دنبال می‌کنند. بدون توجه به به مسئولیت‌هایی که باید بپذیرند و نیازهایی که خانواده به آنها دارد، به دنبال پارتی‌ها، تفریحات، مسافرت‌ها، کوهنوردی، فوتبال، استراحت، خواب، تلویزیون و فیلم و سینما، موسیقی و دوستان و کارهای انفرادی مربوط به خود هستند. آنها همیشه چون میهمانی بر سر سفره آمده منزلشان اگر وقت کنند حضور می‌یابند و رنج‌هایشان را به خانواده می‌ریزند و لذت‌هایشان را بیرون از خانواده تقسیم می‌کنند. این افراد گاهی تصور می‌کنند با دادن پول زیاد به خانواده می‌توانند، آنها را رها کنند. با یک پلی‌استیشن ، با یک رایانه و اینترنت و ...، سعی می‌کنند همسر و فرزندان خود را به خودشان وابگذارند. و نسبت به مسئولیت در قبال همسر و تربیت فرزندان شانه خالی می‌کنند.

شوهران بی‌احساس و سخت کوش


برای این شوهران زندگی یعنی کار، کار یعنی زندگی و اینها همه یعنی پول. این شوهران خلاء وجودی خود را فقط با پول و کار پر می‌کنند. به بهانه‌های مختلف مثل داشتن اقساط، تعویض منزل یا خودرو، فراهم آوردن رفاه ، تامین آینده زندگی، مسئولیت کاری ، و ...، اکثر اوقات خود را از صبح تا آخر شب و حتی تعطیلات، به دنبال کار و اضافه‌کاری و تجارت و مدیریت و ... هستند. گاهی بهانه‌های انسان‌دوستانه و خدمت به خلق را پیش می‌کشند و گاهی تعهدات کاری را دستاویز قرار می‌دهند. اینها از منزل ، همسر و فرزندان خود، ابتدا به صورت فیزیکی دور می‌شوند و کم کم از نظر احساسی و عاطفی و ذهنی فاصله می‌گیرند. این آقایان به همه مردم خدمت می‌رسانند و با آنها هستند به غیر از همسر و خانواده.

مردان دیگری را نیز می‌توان در این طبقه قرار داد. آنهایی که شاید این همه مشغله نداشته یا از محیط خانواده دور نیستند، ولی از نظر عاطفی ، احساسی و ذهنی فاصله زیادی از جو خانواده پیدا کرده‌اند. آنها هم احساسی ، همدلی ، همدردی با همسر را نیاموخته‌اند. حرف زدن برای آنها سخت‌تر از بلند کردن خودرو توسط قویترین مردان است. برای پاسخ یک کلمه‌ای به یک سئوال ، خانمشان باید کلی به به آنها التماس کند، وقتی آنها یک جمله ۳ کلمه‌ای به زبان می‌آورند، همسر آنها، به شدت ذوق زده شده و آن روز را همه سال جشن می‌گیرند و سالگرد زبان گشایی آقا را غنیمت می‌شمارند.

اگر خانمشان با آنها صحبت کند، در حال دیدن تلویزیون هستند، یا در حال تعمیر وسایل منزل می‌باشند، و حتی زحمت تغییر جهت نگاهشان را به طرف خانمشان، نمی‌کشند. گوش شنیدن ندارند، و این کار هم برای آنها مثل شکافتن اتم و آزادسازی انرژی هسته‌ای هست. ولی متاسفانه این انرژی آزاد کردن را حق خود نمی‌دانند تا این اتم را بشکافند و گوش شنوا برای حرف‌ها و احساسات خانمشان داشته باشند. این مردان مهارت‌های گوش دادن، مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌های هم حسی یاد نگرفته‌اند یا تمرین نکرده‌اند و یا انگیزه‌ای برای انجامش ندارند. برای این آقایان، سخن محبت‌آمیز و عاشقانه، نوازش محبوبانه و نگاه دلبرانه به خانمشان، افسانه‌ای خیالی و بی‌فایده است. همسر این آقایان با حسرت به زوج‌هایی که در پارکی نشسته‌اند و در گوش هم نجوا می‌کنند می‌نگرند.

یک تلفن از محل کار به خانم، یک دسته گل، یک نامه عاشقانه، یک نوازش، و یک همدلی و هم حسی به گاه نگرانی و بیماری؛ از آرزوهای هرگز برآورده نشده ، خانم این دسته از آقایان است.

شوهران وابسته و غیر مستقل


این آقایان به علت اینکه از بچگی تحت چتر حمایتی شدید پدر و مادر خود قرار داشته‌اند و همیشه والدینشان برای آنها تصمیم گرفته‌اند، وابسته، ترسو و دمدمی مزاج و بچه صفت تربیت شده‌اند. آنها همین طور که بزرگ شده‌اند به جای اینکه روز‌به‌روز مستقل‌تر شوند، روزبه‌روز وابسته‌تر شده‌اند. هنگام ازدواج نیز نمی‌خواهند در این وضعیت تغییری ایجاد کنند. هنوز هم دستورات و تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی زناشویی را از والدین خود اخذ می‌کنند. معمولا پدر و مادر این آقایان سخت‌گیر و مقرراتی هستند و شاید کمک مالی زیادی هم به زندگی اینها کرده باشند. مرزهای خانواده توسط این شوهران گسسته شده و مسائل محرمانه و خصوصی خانواده به راحتی به بیرون از خانواده منتقل می‌شود و افراد دیگر هم به خود اجازه می‌دهند در مسائل خانوادگی این گونه شوهران دخالت کنند.

شوهران کمالگرا و خسیس


این آقایان شخصیت وسواسی دارند. معیارهای نانوشته‌ای در ذهن خود ترسیم می‌کنند و آن را وحی منزل و تخلف‌ناپذیر تصور می‌کنند. به جزئیات زندگی زیاد کار دارند و گیر می‌دهند. برای هر چیز کوچکی در خانواده نظر می‌دهند. همیشه ترس از آینده دارند، اعتماد به نفس پائین ، و ایده‌آل‌خواهی از مشخصات دیگر اینهاست. با خسیس بودن و پس‌انداز افراطی سعی در آرامش خاطر خود دارند. همواره امروز را فدای فردا می‌کنند. و فردای آنها که باعث نگرانی‌شان بود، هرگز نمی‌آید. حسرت تفریح، مسافرت، لباس نو، میهمانی را به سادگی و با بهانه‌های مختلف، بردل زن و بچه خود می‌گذارند. توقع زیادی از همسرشان دارند ، انتظار بی‌عیب و نقص بودن خانم خود را داشته و نقاط مثبت همسرشان را نمی‌بینند. 




نوع مطلب : مهارت های زندگی، عشق و ازدواج، زندگی مشترک، 
برچسب ها : انواع مردان، نظر خانم ها، مردان، شوهر غیرتی، شوهر بی‌مسئولیت، شوهر بی‌احساس، خسیس،
لینک های مرتبط :


عاشق پیشه ترین مردم دنیا را بشناسید 


 بعضی از مردم و ملیت های دنیا هستند که رمانس را فقط به چند شاخه گل رز و تعطیلات آخر هفته محدود نمی کنند. رمانس روش و سبک زندگی آنهاست و در واقع سفری بدون مقصد است و آنها بالاخره راهی برای رسیدن به قلبتان پیدا می کنند. ملیت های زیر به نظر ما رمانتیک ترین مردم دنیا هستند.

10. ویتنامی

از صدای خشن زبان ویتنامی که بگذریم، در واقع این ملت بسیار رمانتیک هستند. البته معنای عشق بسته به جنسیت شما فرق می کند. آقایان عشق خود را با شعرخوانی، پیامک و هدیه های بزرگی مانند خرس های عروسکی بزرگ نشان می دهند. البته بعضی از آنها نیز به تعداد سیم کارت هایشان، عشق و رمانس دارند! ارتقای مداوم موتورسیکلت یکی از جذابیت های آنها محسوب می شود!



9. ایرلندی

وقتی در سال 2009، میلز اند بون، ناشر رمان، یک نظرسنجی برگزار کرد تا رمانتیک ترین ملیت های دنیا را تعیین کند، وجود ایرلندی ها در سه رده اول کمی تعجب آور بود. در جزیره زمرد، عدم خودستایی و فروتنی چیزی است که معمولاً کارها را پیش می برد. جذابیت آنها غیرارادی است و اغلب آنها همیشه در ذهنشان چند قطعه از آثار اسکار وایلد یا پادریک پیرس دارند.

8. سوئدی

رفتار و منش مساوات طلب سوئدی ها برای این مردم نقطه قوت محسوب می شود. آنها که به ظاهر شیک و پیک و مرتب معروفند، سلاح مخفی مردانشان موهای طلایی یا دندان های مرتب نیست، بلکه تمایل آنها به انجام کارهای خانه (بشور بساب، رفت و روب و آشپزی) است. تحقیقی که توسط دانشگاه آکسفورد روی 12 کشور دنیا انجام شده است، نشان می دهد که رفتار خوب مردان سوئدی نسبت به جنس مخالف و تمایل آنها به انجام کارهای خانه باعث می شود که آنها بهترین شوهرها در دنیای کشورهای توسعه یافته باشند.

7. آمریکایی

ابداعات آمریکایی از جمله سینماها، تولید عمده اتومبیل و توسعه ژانرهای موسیقایی از جاز تا هاوس به زیبایی رمانس افزوده است زیرا تا قبل از آن، رمانس فقط به خواندن شعرهای شکسپیر و رفتن به مهمانی محدود می شد.



6. لبنانی

آنها هم از دنیای عرب هستند و خودشان هم این را می دانند. آنها که پوست زیتونی و چشمان مشکی دارند، از ویژگی های ظاهری خود استفاده می کنند. به همه اینها شهر بیرون را هم اضافه کنید، زیرا بیروت لیبرال ترین منطقه لبنان است و محیطی جذاب، شاد و باکلاس برای زوج ها دارد. آقایان لبنانی به زدن عینک آفتابی های گران قیمت، پوشیدن پیراهن های مارک دار و زدن ژل مو علاقه دارند.

5. برزیلی

حس رمانتیک در برزیل بیشتر ترکیبی از حالت عاطفی عمیق گرایش نوستالژیک و جذابیت برزیلی است. برزیلی ها در مورد رمانس خجالت نیستند و اغلب شاد هستند و کارناوال برگزار می کنند. حتی اگر مسابقات فوتبال آنها را دیده باشید، همیشه یک گروه سامبا و گروه های شاد و پر جنب و جوش اطراف تیم ها می بینید.

4. فرانسوی

شاید رمانس فرانسوی کلیشه شده باشد، ولی برخلاف آمریکایی ها و استرالیایی ها، فرانسوی ها واقعاً زبان عشق را می دانند. ترکیبی از پایتختی رمانتیک و تاریخی پر از قهرمان پردازی باعث می شود که فرانسوی ها لازمه ها رمانس را ذاتاً بلد باشند.



3. ایتالیایی

کلمه رمانس در اصل به معنای "درباره رم" است که اصولاً به هر چیزی که درباره ایتالیا باشد رمانتیک گفته می شود. شما از چشم اندازهای زیبای ایتالیا، تاریخ غنی و لهجه صدادار آنها سیر نخواهید شد.

2. آرژانتینی

آرژانتینی ها که تبار آنها به ایتالیا و اسپانیا برمی گردد، وقتی نوبت به جذب جنس مخالف می رسد، خودشان را بالاتر از این دو تبار می دانند. این کشور بیش از کشورهای دیگر آمریکای لاتین برای گرفتن الهام فرهنگی به اروپا می نگرند. بهترین بیان رمانتیسیسم آرژانتینی در تانگو دیده می شود. البته مهارت های آنها در فوتبال هم از جذابیت های آنها محسوب می شود، قطعاً دیه گو مارادونا و لیونل مسی را می شناسید.

1. اسپانیایی

اسپانیایی ها بهترین کازانوواهای اروپا را دارند و حتی از فرانسوی ها و ایتالیایی ها بالاتر قرار می گیرند. اسپانیایی ها بیشتر جذابیت خود را با مدل موهایشان نشان می دهند. ویژگی های آشپزی و سبک غذاخوردن آنها را فراموش نکنید. شادترین و اجتماعی ترین های دنیا در اسپانیا هستند. فلامنکو را فراموش نکنید. صبحانه های آنها گاهی سه ساعت طول می کشد. 




نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، عاشقانه، عشق و ازدواج، 
برچسب ها : عاشق پیشه، مردم عاشق، عاشقترین مردم، رمانتیکترین مردم، عاشقان دنیا،
لینک های مرتبط :







1. کریس زین، Zane’s Cycles


کریس زین در کسب و کار تجربه است. چه در فروشگاه دوچرخه اش در کانکتیکات دوچرخه بفروشد، چه برای برنامه های جایزه های شرکتی، سفارش پر کند، می داند که هدف یک کسب و کار موفق چیزی بیش از فروش جنس است. زین 46 ساله، در 12 سالگی شروع به تعمیر دوچرخه در گاراژ منزل والدین خود در کانکتیکات نمود. در 16 سالگی او والدینش را قانع کرد که اجازه دهند یک فروشگاه دوچرخه اجاره کند و همچنین از پدربزرگش 23000 دلار با بهره 15 درصد قرض نمود. وقتی صبح ها او به مدرسه می رفت، مادرش فروشگاه را می گرداند. در سال اول، او 56000 دلار از فروش ها بدست آورد. امسال او انتظار دارد که 21 میلیون دلار درآمد داشته باشد.




2. لیان وینتراب و شانان اسوانسون، برند Tasty

با وسواسی که این روزها برای خواندن برچسب های مواد اولیه ارگانیک محصولات وجود دارد، مسلماً چندین برند غذای بچه ارگانیک وجود دارد. به همین دلیل است که وقتی لیان وینتراب و شانان اسوانسون، دو دوست لوس آنجلسی، شروع به تولید پوره های ارگانیک برای بچه های خود نمودند، باورشان نمی شد که چقدر گزینه های کمی در فروشگاه ها برای غذای ارگانیک بچه وجود دارد. بنابراین وینتراب 42 ساله، گزارشگر محلی تلویزیون و اسوانسون 38 ساله، سرآشپز حرفه ای در یکی از رستوران های ولفگانگ پاک الهام گرفتند تا برندی از غذاهای ارگانیک درست کنند. کمپانی آنها امسال انتظار دارد فروشش به 2.5 میلیون دلار برسد.




3. جرج ولاگوس، Oak Street Bootmakers

وقتی جرج ولاگوس دبیرستانی بود، پدرش پوتین ساز بود و به او اجازه می داد که روزهای تعطیل به مغازه آنها در شیکاگو برود و کفش ها را برق بیندازد. جان ولاگوس که یک مهاجر یونانی بود، امیدوار بود که به پسرش نشان بدهد که چقدر کار دست سخت است و او باید شغل دیگری پیدا کند. ولی این فکر او مؤثر نبود. جرج در نهایت به حرفه خانوادگی شان بازگشت و تصمیم گرفت برای خودش کفش طراحی کند. در حال حاضر برای خریدن کفش دست دوز از او باید 6 هفته صبر کنید. او می گوید: «باورم نمی شه که مردم تو خیابونای نیویورک، شیکاگو و کشورهای دیگه با کفش هایی که من طراحی کردم راه میرن!»




4. لیمور فراید، Adafruit Industries

لیمور که مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته مهندسی برق و علم کامپیوتر را از دانشگاه MIT گرفته است شرکت صنایع ادافروت را هدایت می کند. این شرکت کیت های الکترونیکی دست ساز می فروشد. او با طراحی این کیت ها، مردم را تشویق به استفاده از دانش می کند و ابداع و اختراع را تشویق می کند. فراید شرکت خود را در سال 2005 با 10 هزار دلار تأسیس کرد که این پول را برای هزینه های تحصیلش کنار گذاشته بود. او حالا با 150 تا 200 سفارشی که در روز دارد از هر یک از آنها چندین هزار دلار درمی آورد و هزینه های تحصیلش را می پردازد.




5. کنی لائو و دیوید وبر، Rickshaw Dumpling

کنی لائو و دیوید وبر در سال 2002 وقتی که در دانشکده تجارت دانشگاه نیویورک دانشجو بودند ملاقات کردند و با هم آشنا شدند. آنها نیروهایشان را یکی کردند تا مفهوم ریکشاو را در سال 2004 وارد رقابت های تجارتی کنند. آنها اولین فروشگاه خود را در سال 2005 باز کردند و بعداً فروشگاه های دیگری نیز باز کردند. تقریباً داشتند ورشکست می شدند که تصمیم گرفتند با اتومبیل خوراکی خود را بفروشند و موفقیت آنها آنی بود. از پولی که از فروش خیابانی بدست آوردند توانستند کارشان را گسترش دهند و حالا 70 کارمند دارند و امیدوارند امسال درآمدشان دوبرابر شود.




6. محصولات غذایی عمده ارین بیکر

در سال 1994، ارین بیکر شروع به پختن کلوچه های صبحانه سالم نمود. سپس از یک خریدار الهام گرفت و توانست کار خود را گسترش دهد و کارمندانش را از دو نفر به 100 نفر افزایش دهد. سپس با کم شدن 60 درصد از تولیدش متوجه شد که باید محصولات جدیدی به محصولاتش اضافه کند. او فهمید که با پختن کلوچه های رژیمی می تواند موفق شود.




7. اسکات هریسون، charity: water

اسکات هریسون از اینکه چیزهایی مثل خمیر دندان تبلیغاتی بهتر از اهداف نجات زندگی دارند خوشش نمی آمد. او فکر می کرد می تواند چیزهای دیگری را نیز تغییر دهد. بنابر این او در 30 سالگی یک خیریه تأسیس کرد که آب شرب و تمیز را به کشورهای در حال توسعه منتقل می کرد. یکی از اهداف او این بود که برندسازی اش کاملاً درست و جذاب باشد. او وقتی 28 سالش بود، به اروگوئه سفر کرده بود و از اینکه هر چیزی می خواست مانند همسر مدل، ساعت رولکس و اتومبیل بی ام دبلیو، در اختیار داشت، احساس بدی داشت. او تا به امروز 3962 پروژه آبرسانی را تأمین بودجه کرده است و برای 1794983 نفر در 19 کشور دنیا، آب شرب و تمیز فراهم کرده است. هدف فعلی او گردآوری 2 میلیارد دلار برای کمک به 100 میلیون نفر دار 10 سال آینده است.




8. جیسون توئز و داستین کوپال، GasBuddy.com

جیسون و داستین احساس نیاز به مکانی داشتند که به مردم کمک کند ارزان ترین بنزین محلی را پیدا کنند و بنابراین در ژوئن 2000 وبسایت GasBuddy.com را تأسیس کردند. در آن زمان توئز به عنوان برنامه نویس کامپیوتر کار می کرد و کوپال چشم پزشک بود. این دو شریک در دهه بعدی وبسایت خود را توسعه دادند و رانندگان را تشویق به وارد شدن به سایتشان و اعلام قیمت های خود نمودند. در سال 2009 آنها به برنامه های تلفن همراه روی آوردند. بنابراین در سال بعد برنامه های خود را برای اندروید و iOS معرفی نمودند و فوراً محبوب شدند. امروز برنامه آنها 6 میلیون بار دانلود شده است و وبسایت آنها بسیار شلوغ است.




9. اورن بلوستین، Oren’s Daily Roast Coffee and Tea

اورن بلوستین بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه پنسیلوانیا به نیویورک سیتی نقل مکان کرد و در خیابان پنجم شغلی پیدا کرد. سال 1979 بود و بلوستین 23 سالش بود و بسیار فقیر بود. او می خواست شغلی داشته باشد که مجبور نباشد به 15 نفر بله قربان بگوید. بنابراین استعفا داد و در سال 1986 Oren's Daily Roast را تأسیس کرد. با 50 هزار دلار هدیه از سوی والدینش و 30 هزار دلار پس اندازش و یک وام 25 هزار دلاری، او اولین فروشگاه 400 فوت مربعی خود را در خیابان اول منهتن باز کرد. 25 سال بعد، کسب و کار او تبدیل به غول 10 میلیون دلاری شد.




10. جوانا میزلز، Snip-its

وقتی جوانا میزلز پسرش بن که حالا 20 ساله است را برای اولین کوتاهی مو به آرایشگاه برد، دوست داشت برایش خاص باشد. بنابراین با خودش یک دوربین فیلمبرداری برد و از کوتاهی موی پسرش فیلم گرفت تا به والدینش نشان دهد. او از این کار خود ایده گرفت تا جایی را برای بچه ها باز کند که تجربه اولین کوتاهی مو برای آنها جذاب شود. Snip-its حالا بزرگترین سالن آرایشگاه آمریکا است که فقط بر کوتاهی موی بچه ها متمرکز است و 63 شعبه دارد و می خواهد در انگلستان هم شعبه بزند.




نوع مطلب : مهارت های زندگی، متفرقه، 
برچسب ها : موفقیت های شغلی، موفقیت شغلی، الهام، الهام گرفته، کریس زین، موفقیت،
لینک های مرتبط :




شما به عنوان یک زن می‌دانید چه چیزهایی بیشتر از همه یک مرد را آزار می‌دهد؟ تا به حال شده با خود فکر کنید که شاید بعضی رفتارهای زنانه شما به‌شدت شوهر یا نامزدتان را آزرده خاطر کند و حتی موجب دور شدن او از شما شود؟درباره این رفتارها مردها بیشتر می‌توانند حرف بزنند؛ به همین دلیل سراغ مردان رفتیم و از آنها پرسیدیم بیشتر از همه کدام رفتارهای همسرشان برای‌شان غیر قابل تحمل است. همچنین گشتی هم در سایت‌ها، فروم‌ها و شبکه‌های اجتماعی زدیم تا بتوانیم با  شکایت‌های رایج آقایان از خانم‌ها بیشتر آشنا شویم و در نهایت از همه این گفته‌ها و شنیده‌ها و شکایت‌ها پرتکرارترین‌شان را انتخاب کردیم. 



تمام وقت آزاد او برای شما نیست

‌این کاملا درست است که یک زن دوست دارد تا‌حد‌ممکن  به همسر و عشق زندگی‌اش نزدیک شود و نگذارد او هیچ وقت احساس تنهایی کند؛مردها تا اینجا هیچ مشکلی ندارند اما گله آنها از آنجا آغاز می‌شود که می‌گویند:«ما هم دوست داریم که همسرمان  همیشه و در همه لحظات خوب و بد زندگی همراه‌مان باشد اما خانم‌‌ها  فکر می‌کنند تمام وقت آزاد مردشان تنها باید به آنها اختصاص داشته‌باشد نه هیچ‌چیز دیگر. این دقیقا جایی است که می‌تواند برای ما آزاردهنده باشد.»مردی می‌تواند عاشق همسرش باشد ولی دوست داشته‌باشد گاهی زمانی را به خودش اختصاص دهد و به دنبال کارها و تفریحاتی برود که به تنهایی از آنها لذت می‌برد؛ نباید تصور کرد این کار یک دیوار دفاعی است؛ مردی که برای خودش نه علاقه‌ای داشته‌ باشد، نه یک فعالیت مثلا ورزشی یا... دیگر چه چیز از او باقی می‌ماند. وقتی هم زن و هم شوهر علایق‌شان را بشناسند و برای خودشان به تنهایی وقت بگذارند، در وقت‌های با هم بودن زمینه‌های بیشتری برای صحبت‌کردن و تحسین یکدیگر خواهند داشت، همه آدم‌ها به زمانی نیاز دارند که تنها بوده و فرصت نفس‌کشیدن داشته‌ باشند.

شکستن ناخن دلیل خوبی برای گریه نیست

مردها به‌راحتی با ابراز احساسات شدید زن‌‌ها معذب و آزرده خاطر می‌شوند. شکستن ناخن یا پاشنه کفش یا خرد‌شدن شیشه عطر یا... هیچ‌کدام دلیل نمی‌شود که بخواهید مقابل همسرتان شروع به گریه کنید. ابراز احساسات زیاد برای موضوعات کوچک شاید برای زنان امری عادی باشد اما مردها بیشتر آن را یک نمایش بیش از اندازه می‌دانند؛ سعی کنید در مورد چیزهایی که چندان مهم نیستند احساسات کمتری به خرج دهید؛ شاید لازم باشد وقتی اتفاق می‌‌افتد چند لحظه فکر کنید و ببینید آیا فردا یا هفته آینده هم به خاطراین موضوع ناراحت خواهید بود؛ اگر جواب شما نه است پس این موضوع ارزش فکرکردن و احساساتی شدن بیش از اندازه را ندارد.

وقتی مدام به او زنگ می‌زنید

مردانی هستند که می‌گویند از اینکه همسرشان هر 10 دقیقه یک‌بار تلفن می‌زند و مدام پیامک‌های بی‌معنی می‌فرستد کلافه شده‌اند؛ از اینکه در تمام طول روز همسرشان زنگ می‌زند و مکان آنها را چک می‌کند اذیت می‌شوند، از اینکه باید برای هر چیز کوچکی جواب پس بدهند احساس ناامنی می‌کنند.  قبل از اینکه بخواهید برای چندمین بار در طول روز به همسرتان زنگ بزنید کمی فکر کنید که آیا کار شما آنقدر مهم هست که بخواهید سر کار با او صحبت کنید و وقتش را بگیرید و ذهنش را از مسائل کاری منحرف کنید. مردها وقتی مشغول کاری هستند توجه بیش از اندازه را دوست ندارند. ممکن است در ابتدا درباره تماس‌ها و توجهات بیش از اندازه همسرشان اعتراضی نکنند ولی به مرور کلافه می‌شوند و حتی گاهی با روش‌های متفاوت سعی می‌کنند از جواب‌دادن طفره بروند. یادتان باشد لازم نیست شما به عنوان یک زن هر چیز کوچک و هر حرکتی که می‌کنید را به همسرتان گزارش دهید و بالطبع او هم دوست ندارد همه چیز را به شما گزارش دهد؛ اینکه کجا هست الان به چه چیزی فکر می‌کند. به او زمان بدهید که گاهی شما را نداشته ‌باشد و دلش برای‌تان تنگ شود.

جیغ بنفش ممنوع!

با خنده‌ و صدای بلند حرف‌زدن و مدام با نفس‌ بریده‌بریده‌(براثرخنده‌) ماجراهای نه چندان جالب را تعریف‌کردن همیشه خوشایند نیست. بیشتر مردها در این زمان مدام در این فکر هستند که چه زمان این صحبت‌های آزاردهنده تمام می‌شود؛ شاید خودتان هم دیده باشید که گاهی اوقات مردها خودشان دور هم جمع هستند با هم می‌گویند:«فلانی چطور زنش را با آن همه سر و صدا  تحمل می‌کند؟» چرا باید فضای آرام خانه با حرف‌های بیهوده و بلند و جیغ‌های بنفش آلوده شود. برای موضوعی که مهم نیست نباید خیلی شلوغ کنید. در حقیقت صدای بلند و زیاد حرف‌زدن در مورد چیزهای بی‌معنی برای همه آزاردهنده است و چندان زن و مرد نمی‌شناسد.



چرا در کارهای خانه کمک نمی‌کنی؟

به نظر خودتان آیا واقعا لازم است که مدام به همسرتان غر بزنید که چرا در کارهای خانه کمک نمی‌کند در حالی که خودش می‌گوید نهایت تلاشش را برای کمک به شما می‌کند. اگر می‌خواهید از او ایراد بگیرید دنبال یک بهانه تازه بگردید که به اندازه کافی قانع‌کننده باشد. فکر نمی‌کنید او از حرف‌های یکنواخت شما خسته‌ می‌شود اینکه مدام بگویید: چرا ظرف‌ها را نشسته؟ چرا خانه را جمع و جور نمی‌کنی؟ چرا در جاروکردن کمک نمی‌کنی؟ و... در این موارد او به دلیل محبتی که به شما دارد کمک نمی‌کند بلکه کمک می‌کند تا از غرزدن‌های شما خلاص شود. یاد بگیرید از شوهرتان برای کمک‌هایی که به شما می‌کند تشکر کنید؛ خودتان می‌بینید که وقتی او متوجه می‌شود از رفتارش قدردانی می‌شود به طور قابل ملاحظه‌ای سعی می‌کند همان فردی شود که شما دوست دارید پس لطفا کمتر غر بزنید و بیشتر قدرشناس باشید.

شما یک جاسوس نیستید

یکی از اتفاقات بدی که می‌تواند برای یک مرد بیفتد این است که ناگهان ببیند همسرش در حال جست‌وجو در وسایل شخصی مثل کیف و موبایل است و در میان ای‌میل‌ها و شبکه‌های اجتماعی گردش می‌کند.چه کسی به شما این اجازه را داده که می‌توانید وارد حریم شخصی همسرتان شوید و همه وسایل شخصی او را زیر و رو کنید؟ چرا فکر نمی‌کنید این یک رفتار کاملا غیراخلاقی است. به یاد داشته باشید که چنین رفتارهایی نه تنها او را پنهان‌کارتر می‌کند بلکه کم کم چیزهایی را هم که به شما می‌گفت دیگر نمی‌گوید چرا که به شما اعتماد ندارد و دیگر احساس امنیت نمی‌کند. یادتان باشد او باشماست، دوست‌تان دارد اما به حریم شخصی خودش نیاز دارد و شما باید به او احترام بگذارید.

در مقابل جمع از او بد نگویید

مردها دوست ندارند جلوی جمع از آنها بد بگویید به‌خصوص در میان اعضای خانواده و دوستان خودشان. اگر شما شروع کنید در مقابل دیگران از همسر یا نامزدتان بد بگویید اولین چیزی که به ذهن آنها می‌رسد این است که شما چقدر نادانید که با مردی زندگی می‌کنید که رفتارهایش را نمی‌پسندید. یادتان باشد تنها چیزی که دیگران باید از شما و زندگی شخصی‌تان بشنوند این است که چقدر همسر خوبی دارید و در کنار هم خوشبختید. مردتان را تحسین کنید و مطمئن باشید که او همیشه قدردان خواهد بود.

اگر بیش از حد آرایش می‌کنید

بیشتر مردها دوست ندارند که همسرشان ناخن‌های بسیار بلند داشته‌باشد یا موهای مصنوعی و اکستنشن بگذارد یا بیش از اندازه آرایش کند. آنها چهره طبیعی زنانه شما را بیش از هر چیزی دوست دارند.یک چهره طبیعی بیشتر از هرچیزی برای مرد جذابیت دارد و چیزهای بیشتری را به او می‌گوید. شاید بگویید همه مردان به یک زن عمل کرده و آرایش کرده بیشتر توجه می‌کنند اما باور کنید آنها چهره زنانه شما را بیشتر دوست دارند در غیر این صورت با شما ازدواج نمی‌کردند.

الان به چه فکر می‌کنی؟

الان به چه فکر می‌کنی؟ این جمله‌ای است که خیلی از خانم‌ها از شوهران‌شان می‌پرسند؛ اما واقعا چرا مهم است که او در فلان لحظه خاص چه فکری در ذهن دارد و به چه می‌اندیشد، اگر کمی واقع‌بینانه نگاه کنید متوجه می‌شوید که این سؤال چقدر احمقانه است و می‌تواند برای شخص مقابل آزاردهنده باشد و او را از دنیای آرام خودش بیرون می‌کشد.




نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، 
برچسب ها : خانم، رفتار خانم ها، رفتار، رفتار آقایان،
لینک های مرتبط :


حتی پشت تلفن هم جذاب باشید!

آداب صحبت کردن با تلفن



مجله سیب سبز:
 تلفن‌های همراه را مقصر ندانید. بی‌خبر بودن ما از آداب مکالمه تلفنی، گاهی استفاده از تکنولوژی را برای‌مان دشوار می‌کند. از انتخاب یک ترانه شیش و هشت برای زنگ تلفن بگیرید تا مزاحمت کسانی که شما را برای یک موضوع بیهوده از خواب بیدار می‌کنند، گناه همه را می‌توانید بر گردن بی‌خبری‌مان از این آداب بیندازید. برای آنکه بدانید تا چه اندازه از باید و نبایدهای مکالمات تلفنی باخبر هستید، در ادامه این صفحه با ما باشید و ببینید که پیش از این، به کدام یک از اصول زیر پایبند بوده‌اید و بعداز این به همه آنها پایبند باشید.

همیشه خودتان را معرفی کنید

انتظار نداشته باشید آدم‌هایی که با آنها تماس می‌گیرید، فورا شما را بشناسند؛ پس بعد از سلام کردن، خودتان برای معرفی پیشقدم شوید، به‌ویژه اگر برای یک کار اداری تماس می‌گیرید، در ابتدای مکالمه نام، سمت و دلیل تماس خود را اعلام کنید. می‌توانید برای ارتباط راحت‌تر، نام فردی را که با او تماس گرفته‌اید را بپرسید و در جریان مکالمه از آن استفاده کنید.

حواس‌تان به صورت‌تان باشد

شاید گمان کنید که دیگران حالات صورت شما را از پشت تلفن تشخیص نمی‌دهند. اما این‌طور نیست. بهتر است هنگام صحبت لبخند بزنید، چراكه این حالات در صدای‌تان به‌خوبی منعكس می‌شود.



امانتدار باشید

اگر پیغامی که قرار است به دیگری برسانید را دریافت کرده‌اید، پس از یادداشت كردن آن، بار دیگر آن را برای تماس‌گیرنده بخوانید تا مطمئن شوید که پیغام را درست گرفته‌اید.

وقت‌شناس باشید

اگر کسی که با او تماس گرفته‌اید، پاسخ نمی‌دهد، چندین بار پیاپی به او زنگ نزنید، چراکه اگر امکان صحبت کردن داشته باشد، با دیدن تماس از دست رفته، به تلفن شما زنگ خواهد زد. بعد از احوالپرسی از کسی که با او تماس گرفته‌اید، بپرسید که آیا زمان مناسبی را برای صحبت کردن انتخاب کرده‌اید یا اینکه نیاز است بعدا با او تماس بگیرید. البته قبل از این کار، خودتان نگاهی به ساعت بیندازید و با درنظر گرفتن شرایط آن فرد و اطلاعاتی که از برنامه‌هایش دارید، بهترین زمان را انتخاب کنید. سعی کنید شب‌ها با کسانی که صمیمیت زیادی با آنها ندارید تماس نگیرید و مزاحم استراحت‌شان نشوید.

بی‌وقفه حرف نزنید

پس از سلام کردن، بسیار کوتاه حال طرف مقابل را بپرسید و اجازه دهید تا او هم به شما پاسخ دهد. در جریان گفت‌وگو، مدام حرف فرد مقابل‌تان را قطع نکنید و به او نشان دهید که گفته‌هایش را می‌شنوید و تمام حواس‌تان را دراختیارش قرار داده‌اید. می‌توانید در زمانی که صحبت می‌کند، از عبارات و اصواتی استفاده کنید که نشان‌دهنده توجه شما به محتوای صحبت‌هایش است.

بدانید کجا هستید

یادتان نرود که دیگران نیازی به باخبر شدن از ریز و درشت زندگی شما ندارند. پس مکالمات خصوصی‌تان را در جمع‌های غریبه انجام ندهید، به‌ویژه اگر گفت‌و‌گوی شما کمی خشن است و با بحث و تنش همراه است، بهتر است مکالمه را زود به پایان برسانید. قرار نیست مشکلات زندگی‌تان را در حضور دیگران حل کنید و با این کار آرامش آنها را برهم بزنید.

دیگر آزاری نکنید

اگر منتظر یک تماس هستید و در اماکن عمومی یا حین گفت‌وگوهای دو نفره ناچارید به تلفن‌همراه‌تان پاسخ دهید، قبل و پس از انجام مکالمه از اطرافیان‌تان عذرخواهی و سعی کنید تنها به اندازه ضرورت مکالمه را ادامه دهید.



مودب باشید

زمانی که با تلفن صحبت می‌کنید، چیزی نخورید و ننوشید. اگر در زمانی که مشغول ناهار خوردن هستید با شما تماس گرفته می‌شود، می‌توانید از تماس‌گیرنده پوزش بخواهید و بعد از صرف غذای‌تان با او تماس بگیرید.

نرم و آهسته باشید

گوشی‌های امروزی بدون نیاز به زحمت زیاد شما، صدای‌تان را به شنونده منتقل می‌کنند. پس پشت تلفن داد نزنید. اگر سروصدای محیط پیرامون شما زیاد است، به جای فریاد کشیدن، به یک مکان ساکت و خلوت‌تر بروید و اگر هم اشکال از برقراری ارتباط است باید بدانید که با فریاد کشیدن و صدای بلند صحبت کردن مشکلی را حل نمی‌کند.





نوع مطلب : مهارت های زندگی، جالب و دیدنی، متفرقه، 
برچسب ها : پشت تلفن، جذاب باشید، جذابیت تلفنی، جذابیت، آداب صحبت کردن، صحبت کردن با تلفن،
لینک های مرتبط :




درخانه‌های کوچک امروزی و رستوران‌های رنگارنگی که به دلیل دادن بهترین سرویس با هم رقابت می‌کنند، دیگر کمتر کسی زحمت پخت چندنوع غذا و مهمانداری را به خود می‌دهد. اما با وجود این، برای مایی که گاهی مرز صمیمیت و رسمی بودن را نمی‌شناسیم، رعایت کردن تمامی آداب رستوران رفتن آسان نیست. اگر شما هم از برخی از این آداب بی‌خبرید، نگران نباشید. با خبر شدن از همه این قانون‌ها سال‌ها زمان می‌برد و شما می‌توانید یاد گرفتن آنها را از همین امروز و از همین صفحه شروع کنید. در این صفحه مهم‌ترین‌ها را برای شما فهرست کرده‌ایم.



به زمین افتاده‌ها را رها کنید

در صورتی که به نظر شما قاشق، چنگال و کارد تمیز نبود، نباید با دستمال روی میز آنها را تمیز کرد، بلکه باید از گارسون بخواهید آنها را تعویض کند. اگر هم در رستوران قاشق، چنگال یا کارد از دست‌تان افتاد، نباید خم شوید و آن را بردارید چراکه این کار توسط پیشخدمت انجام می‌شود. در زمان خوردن غذا، سعی کنید قاشق یا چنگال به دندان‌های‌تان نخورد و صدا ندهد و قاشق را به شکلی روی بشقاب نکشید که صدایش اشتهای دیگران را کور کند.

زیادی کلاس به خرج ندهید

برای بریدن و خرد کردن غذا، چنگال را با دست چپ و کارد را با دست راست بگیرید و سپس با چنگال آنچه را که می‌خواهید ببرید محکم نگه دارید و آن را با کارد ببرید. بعد از آنکه غذای‌تان را بریدید، چنگال را به دست راست منتقل کرده و میل کنید. سعی کنید در رستوران غذایی سفارش دهید که صرف آن با کارد و چنگال یا قاشق و چنگال مقدور باشد و غذاهایی که باید با دست خورده شوند را به موقعیت‌های غیر رسمی اختصاص دهید. اما اگر در موقعیتی که کمتر رسمی است قرار دارید، گمان نکنید که همه غذاها را با قاشق و چنگال باید بخورید. مثلا می‌توانید تکه نان، بلال، گوشت دنده‌ها، مرغ سوخاری، ساندویچ، میوه‌های کوچک، شیرینی، سیب‌زمینی سرخ کرده، چیپس و پیتزا را با خیال راحت با دست بخورید. برای خارج کردن استخوان یا غضروف غذا از دهان هم از قاشق یا چنگال کمک بگیرید (نه با دست) و آن را گوشه بشقاب خود قرار دهید.

دید و بازدید راه نیندازید

 در رستوران هنگام برخورد با یک دوست، یک سلام کوتاه با تکان دادن دست کافی است و دلیلی ندارد که آنها را به میز خود دعوت کرده یا با رفتن سر میزشان مزاحم آنها شوید. پس از صرف غذا هم تا مدت زیادی میز را اشغال نکنید و دیگران را منتظر نگذارید بلکه بعد از مدت کوتاهی رستوران را ترک کنید. 

هر جا دل‌تان خواست ننشینید

هنگام نشستن دور میز به سن و سال‌تان توجه کنید. بهتر است مسن‌تر‌ها در کنار هم در بالای میز و جوان‌ترها در کنار هم پایین میز بنشینند. در زمان سرو غذا هم به جهتی که در آن قرار دارید توجه کنید. غذا باید در جهت خلاف عقربه‌های ساعت و از سمت چپ افراد سرو شده و ظروف غذا از سمت راست مهمانان جمع‌آوری شود.



مچاله نکنید

دستمال سفره، هنگام آغاز صرف غذا باید روی زانو قرار داده شود و تا انتهای صرف غذا همانجا باقی بماند. از دستمال باید تنها برای تمیز کردن مختصر دهان استفاده کرد نه صورت یا پیشانی. اگر هم خواستید صندلی خود را برای مدت کوتاهی ترک کنید، می‌توانید آن را روی صندلی خود قرار دهید تا دیگران و پیشخدمت متوجه بازگشت شما شوند و هنگام تمام شدن غذا هم مرتب روی میز و سمت راست بشقاب خود قرار دهید. 

جیب میزبان را خالی نکنید

در موقع سفارش غذا، خانم نظرش را به آقا می‌گوید و آقا دستور غذا را می‌دهد. اما اگر در جمع شلوغی هستید، هرکدام از مهمان‌ها می‌توانند نظر خودشان را به گارسون بگویند. از طرف دیگر اگر در رستوران مهمان بودید، سعی نکنید ارزان‌ترین یا گران‌ترین غذا را سفارش دهید، بلکه حالت تعادل را حفظ کنید، مگر اینکه خود میزبان غذاهای دیگری سفارش دهد. به یک نکته دیگر هم حواس‌تان باشد؛ هنگامی که در رستوران مهمان هستید، هیچ‌گاه باقیمانده غذای‌تان را به خانه نبرید.




نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : ازدواج، قبل ازدواج، آداب رستوران، آداب، رستوران، نامزد، نامزدی،
لینک های مرتبط :
 دست خودتان نیست، گاهی بی‌آنکه بخواهید، اوضاع از دست‌تان خارج می شود. منظورمان زمانی است که اتفاقی باعث عصبانیت شما می‌شود و حرف یا رفتاری را نشان می‌دهید که بعدها از گفتن یا انجام‌ آن پشیمان می‌شوید یا گاهی آنقدر غمگین می‌شوید که حتی می‌خواهید از همسرتان فاصله بگیرید، اما در آن لحظه انگار کسی دکمه‌ای را در وجودتان فشار داده تا عصبانی، آشفته، ناراحت یا مضطرب شوید. حتما می‌پرسید چطور می‌توان چنین دکمه را غیرفعال کرد. اجازه دهید برای شروع 9 قدم مفید را برای  9 روز به شما معرفی کنم. این قدم‌ها کمک می‌کنند تا تحت تاثیر ناگهانی موقعیت‌ها قرار نگیرید. هریك از این گام‌ها بر عقایدی مبتنی هستند كه در كتاب «هوشیاری: برنامه‌ای 8 هفته‌ای برای دستیابی به صلح در دنیایی جنون‌آمیز»  نوشته مارك ویلیامز و دنی پنمان مطرح شده‌اند.

روز اول

شکلات بخورید

در نگاه اول، این خوراكی‌های خوشمزه غیر قابل مقاومت به نظر می‌رسند، اما پس از مدتی دیگر اصلا توجهی به آنها نمی‌كنیم. وقتی بدون فكر اقدام به خوردن می‌كنیم، مزه‌ها و بوهای فوق‌العاده‌ای را از دست می‌دهیم. به عنوان مثال، یك قطعه شكلات بیش از110 طعم مختلف دارد. به طور معمول چند طعم از آنها را چشیده‌ایم؟ برقراری ارتباط مجدد با حس‌هایتان، قلب هوشیاری به شمار می‌رود. پس چرا این تمرین شكلات خوردن هوشیارانه را امتحان نکنید تا به شما كمك كند یاد بگیرید دوباره از غذاهای‌تان لذت ببرید؟

روز دوم


به پیاده‌روی كوتاهی بروید

 یك پیاده‌روی خوب می‌تواند اعصاب متشنج شما را تسكین دهد. پس چرا امروز به یك پیاده روی 5 تا ۱0 دقیقه‌ای نمی‌روید؟ لازم نیست به جای خاصی بروید یا عجله کنید. هدف فقط این است كه تا حد ممكن هوشیار باشید، همینطور كه پاهای‌تان بر زمین فرود می‌آیند آگاهانه بر آنها تمرکز كنید و حركت سیال تمام عضلات و تاندون‌های پاهای‌تان را احساس كرده و به همه مناظر، صداها و بوها توجه كنید. ممكن است رنگ قرمز توت‌ها را روی درختان و بوته‌ها ببینید. ببینید آیا می‌توانید نسبت به تمامی حس‌های‌تان باز و پذیرا باشید: بوی رطوبت برگ‌های بهاری را استشمام كنید،قطرات باران را روی سرتان احساس كنید و نسیم را روی صورت‌تان ببینید چطور نور و سایه به شكلی غیرمنتظره جایگزین یكدیگر می‌شوند. 



روز سوم

تمرین 3دقیقه‌ای تنفس انجام دهید

ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر می‌کند. هنگامی كه خشمگین، خسته، مضطرب یا تحت استرس هستیم یادآوری اینكه چرا باید آرامش خود را حفظ كنیم بسیار دشوار است. در چنین مواقعی احساس می‌كنیم انگار تمام زمین و زمان تنها برای آزار دادن‌مان خلق شده‌اند.

در این تمرین در یک محیط آرام در حالتی که راحت هستید می‌نشینید. چشمان‌تان را بسته یا اگر می‌خواهید نیمه بسته نگاه داشته و به گذر آرام و بی‌صدای نفس از بینی به سینه سپس به شکم و راه برگشت آن توجه می‌کنید. در این تمرین مطمئنا افکار مختلف توجه شما را از نفس منحرف می‌سازد. اشکالی ندارد! طبیعی است که افکار دائما در ذهن ظاهر شوند فقط کافی است که هردفعه مهربان‌تر از دفعه قبل به نفس‌تان فکر کنید. ذهن تنها کودک بازیگوشی است که نیاز به کمک دارد.

روز چهارم

 كار لذت‌بخشی انجام دهید

هر روز در زندگی‌مان خستگی، استرس و غم به سادگی می‌توانند بر ما غلبه كنند. ممكن است حالت «بی‌لذتی» را تجربه كنید یعنی نمی‌توانید از زندگی لذت ببرید. یعنی چیزهایی كه قبلا از آنها لذت می‌بردید اینك برای‌تان بی‌تفاوت هستند. می‌توانید با انتخاب یك یا 2 مورد از موارد زیر شروع كنید (یا شاید موارد دیگری به ذهن خودتان برسد). با بدن‌تان مهربان باشید، دوش آب گرم بگیرید، چرت بزنید، بدون اینكه احساس گناه كنید غذای مورد علاقه‌تان را بخورید و نوشیدنی مورد علاقه‌تان را بنوشید. كاری را انجام دهید كه از انجامش لذت می‌برید. به ملاقات دوستی بروید یا به او تلفن كنید‌ (به ویژه اگر مدتی است با او ارتباط نداشته‌اید)، هر آنچه را لازم دارید جمع كنید تا بتوانید به سرگرمی مورد علاقه‌تان بپردازید، كمی ورزش كنید، كیك بپزید، مطلبی بخوانید كه برایتان لذت‌بخش است، به موسیقی‌ای گوش دهید كه مدتی است نشنیده‌اید.

به این جمله هم فکر کنید: چقدر خوشحال می‌شوید اگر تمام آنچه را که هم اکنون از آن شماست از دست بدهید و سپس دوباره به شما داده شود؟



روز پنجم

تمرین هوشیاری نسبت به صداها و افكار را انجام دهید

 این تمرین به خوبی می‌تواند به ما نشان دهد كه چگونه افكاری در ذهن پدیدار می‌شوند كه به سادگی می توانند ما را درگیر خود کند. به محض اینكه این موضوع را در عمق قلب خود تشخیص دهید، بسیاری از استرس‌ها و مشكلات‌تان در مقابل چشمان‌تان ناپدید خواهند شد. این تمرین شباهت‌های میان صداها و افكار را آشكار می‌سازد. گرچه انگار ما هیچ كنترلی بر پیدا شدن آنچه پیرامون‌مان می گذرد نداریم، اما به سادگی آنها می‌توانند عواطف نیرومندی را در ما برانگیزند كه با خودمان حمل‌شان می‌كنیم و ما را شكننده و شكست خورده رها می‌كنند. صدای کامیون‌ها، صدای رعد و برق، صدای پرندگان، صدای راه رفتن شما بر چمن‌ها، صدای همسرتان و صدای قلب‌تان و حتی صدای افکارتان.

روز ششم

زنگ هوشیاری برای خودتان تنظیم كنید

چند فعالیت معمولی از قبیل فعالیت‌های زیر را از بین فعالیت‌های زندگی روزمره‌تان انتخاب كرده و آنها را به عنوان «زنگ هوشیاری» تعیین كنید.

- آماده‌كردن غذا: غذا فرصت‌های بسیاری را برای هوشیارتر بودن در اختیار شما قرار می‌دهد. اگر در حال آماده‌كردن غذا هستید، توجه هوشیارانه‌ای به آنچه انجام می‌دهید معطوف كنید.

- شستن ظرف‌ها: این كار فرصت فوق‌العاده‌ای برای كشف حس‌های بدنی است. اگر معمولا از ماشین ظرفشویی استفاده می‌كنید، برای تنوع هم كه شده ظرف‌ها را با دست بشویید. به جنس ظرف‌ها، دمای آب، بوی مایع ظرفشویی و ... توجه كنید.

-گوش‌دادن به همسرتان: خیلی راحت است كه به سمت همان گفت‌وگوهای قدیمی بروید اما این بار اجازه دهید صدای همسرتان به عنوان یك«زنگ» باشد و علامتی كه به شما كمك كند به آنچه می‌گوید توجه كامل كنید. قبل از هر پاسخی اول حرف‌های او را با تمام احساسات همراه آن کامل بشنوید.



روز هفتم

 قدردانی 10 انگشتی

برای اینكه به ارزش مثبت چیزهای كوچكی كه در زندگی دارید بازگردید، می‌توانید تمرین قدردانی را انجام دهید. در این تمرین 10 چیزی را كه از داشتن‌شان قدردان هستید به یاد آورده و با انگشت آنها را بشمارید. مهم است كه 10 چیز را به خاطر بیاورید، حتی اگر پس از 3 یا 4 مورد ادامه كار برایتان بسیار دشوار شود. این تمرین برای همین طراحی شده است (آگاه‌شدن تعمدی از عناصر كوچك و نادیده گرفته شده زندگی روزمره).

روز هشتم

در صف چه حالتی دارید

گاهی زندگی شبیه یك صف بسیار طولانی به نظر می‌رسد. حس می‌كنید دل‌تان می‌خواهد فریاد بزنید «پس چرا جلو نمی‌روید‌!»  در این شرایط می‌توانید «تمرین صف شدیدا ناكام‌كننده» را انجام دهید.وقتی در صفی هستید ببینید آیا می‌توانید زمانی كه چیزی مانع جلوتر رفتن شما می‌شود، از واكنش خود آگاه شوید. شاید «اشتباهی» در این صف ایستاده‌اید، و مدام ذهن‌تان درگیر این است كه بهتر است سراغ صف دیگری بروید كه كوتاه‌تر است؟ یك لحظه صبر كنید و از خودتان بپرسید:

• در ذهنم چه می‌گذرد؟
 • در بدنم چه حس‌هایی دارم؟
 • از چه عواطف و تكانه‌هایی در خودم آگاهم؟

هوشیاری این را می‌پذیرد كه برخی تجارب ناخوشایند هستند اما به شما كمك می‌كند 2 بخش عمده رنج را از هم جدا كنید؛رنج اولیه همان علت اضطراب ابتدایی است، مثل احساس ناكامی از اینكه در صفی طولانی ایستاده‌اید. می‌توانید بفهمید كه این كارخوشایند نیست؛ دوست نداشتن این تجربه اشكالی ندارد. رنج ثانویه تمام تلاطم هیجانی‌ای است كه به دنبال آن رخ می‌دهد، مثل خشم و ناكامی و هر فكر و احساسی كه به دنبال آن بیدار می‌شود. ببینید آیا می‌توانید اینها را نیز به وضوح در خودتان تشخیص دهید. 


روز نهم

زندگی‌تان را احیا كنید

به زمانی در زندگی‌تان فكر كنید كه همه‌چیز كمتر از حالا جنون‌آمیز بود؛ پیش از اینكه یك تراژدی یا افزایش حجم كاری‌تان تمام وجودتان را تحت سیطره خود بگیرد یا شاید زمانی نزدیك‌تر از اینها: قبل از سال تحویل یا تعطیلات تابستان. سعی كنید تا جایی كه می‌توانید با جزئیات تمام فعالیت‌هایی را كه در آن زمان انجام می‌دادید، به یاد بیاورید. اینها ممكن است كارهایی باشند كه به تنهایی انجام‌شان می‌دادید‌؛ خواندن مجله مورد علاقه‌تان یا گوش‌دادن به آهنگ مورد علاقه‌تان، پیاده‌روی یا دوچرخه‌سواری(همراه با دوستان یا خانواده‌تان‌) انجام بازی‌هایی نظیر شطرنج تا رفتن به تئاتر یكی از این فعالیت‌ها را انتخاب و برنامه‌ریزی كنید كه امروز یا همین آخر هفته انجامش دهید. ممكن است انجام آن 5 دقیقه تا 5 ساعت زمان نیاز داشته باشد، با اهمیت یا بی‌اهمیت باشد یا همراه با دیگران انجام شود یا به تنهایی انجامش دهید. صبر نكنید تا اینكه دل‌تان بخواهد این كار را انجام دهید؛ فقط انجامش دهید و ببینید چه که می‌شود. وقتش رسیده كه زندگی‌تان را دوباره از نو زنده كنید!




نوع مطلب : خانه و خانواده، مهارت های زندگی، 
برچسب ها : عصبانیت، خاموش،
لینک های مرتبط :


شما مادر همسرتان شده​اید؟بشوید؟نشوید؟




تا به حال شده‌ که  چنین مواردی را به همسرتان بگویید؟ «عزیزم! كیف پولت را فراموش نكنی؟»، «موقع برگشتن فراموش نكنی لباس‌ها را از خشكشویی بگیری؟»، «قبض برق را پرداختی؟»، «چند بار بایدگفت این حوله‌های خیس را روی زمین نینداز؟»، «اگر با این لباس نازك بیرون بروی، حتما سرما می‌خوری» و... ‌اگر چنین جمله‌هایی را گفته‌اید باید بدانید مرتكب اشتباه شده‌اید و این اشتباه، یكی از معمول‌ترین و مخرب‌ترین عادت‌های ارتباطی با مردهاست؛ یعنی به گونه‌ای با آنها رفتار می‌كنیم، گویی كودكی بیش نیستند و اینطور فرض می‌كنیم كه ناتوان هستند و نمی‌توانند از خودشان مراقبت كنند و نیاز دارند كه ما زندگی‌شان را بگردانیم و این می‌تواند آثار مخربی روی زندگی ما بگذارد؛ در این مطلب سعی كرده‌ایم تا تمام زوایای این اشتباه را برایتان روشن کنیم.


شما مــــادر همسرتان شده​اید؟

  با این رفتارها مثل مادرش می‌شوید

1. در حق آنها بیش از حد مفید واقع شدن و انجام دادن كارهایی كه باید خودشان انجام بدهند؛ مثلا: به دنبال كلیدش می‌گردیم، لباس‌هایش را پشت سرش جمع می‌كنیم و...

2. راه انداختن بازی‌های كلامی با آنها مثل بازی حدس بزن برای بیرون كشیدن اطلاعات از آنها؛ مثلا می‌گوییم: گرسنه‌ای؟ دوست داری كمی آش برایت درست كنم؛ نه؟ برایت ماهی درست كنم؟ دسر چطور؟ با یك سوپ موافقی؟ زیاد جالب به نظر نمی‌آید؟ خب بگذار فكر كنم. یك ساندویچ گریل شده چطور است؟ آن را هم دوست نداری؟

3. معمولا چنین فرض می‌كنیم؛ مردها كم‌حافظه بوده یا فراموشكار هستند و اطلاعاتی كه باید خودشان به خاطر داشته باشند را به آنها گوشزد می‌كنیم: یادت باشد وقتی رسیدی زنگ بزنی، یادت نرود بچه را از كلاس موسیقی‌اش برسانی خانه، یادت باشد آشغال‌ها را دم در بگذاری، وقت دكترت یادت نرود! و...

4. آنها را نكوهش می‌كنیم، گویی بچه‌اند؛ «چطور می‌توانی بدون ژاكت بیرون بروی؟ نمی‌بینی هوای بیرون سرد است؟»، «چندبار باید بگویم قبل از اینكه بخوابیم چراغ‌ها را خاموش كن؟»، «صورتحساب‌های برق خیلی بالا رفته» و...

5. به عهده گرفتن كارهایی كه فكر می‌كنید نمی‌توانند به‌درستی انجام دهند؛ مثلا اینکه بگویید: «من به خرید کردن تو اعتماد ندارم چون...»

6.  اصلاح كردن اشتباهات‌شان و امر و نهی كردن به آنها؛ مثلا: «اگه جای تو بودم الان از سمت چپ رانندگی می‌كردم» یا «از آن مسیر برو که ترافیک نباشد.»

  رفتار شما او را بچه می‌کند

شاید بگویید که در بسیاری از مواقع، مردان به تذکر چنین مواردی نیاز دارند اما موضوع این نیست؛ موردی كه در اینجا اهمیت دارد این است كه وقتی با یك مرد مانند پسر بچه كوچكی رفتار می‌كنید، او نیز شما را مأیوس نكرده و مانند بچه‌ای كوچك با شما رفتار خواهد كرد. هنگامی كه انتظار دارید ناتوان، درمانده و ضعیف باشد او نیز خود را ناتوان، درمانده وضعیف نشان می‌دهد.

  چرا زن‌ها در حق همسران‌شان مادری می‌كنند؟

احتمالا متنفرید از اینكه بشنوید شما هم در حق مرد زندگی‌تان مادری می‌كردید اما باور كنید تنها شما نیستید كه این كار را انجام می‌دهید؛ دلیل این كار چیست؟ زن‌ها برای مادری كردن آموزش دیده‌ و برای آن نیز پاداش می‌گیرند. وقتی بچه بودید، یگانه الگویتان مادرتان بود و همواره شاهد بودید كه او چگونه از شما، برادر و خواهرهایتان حمایت می‌كرد؛ به این ترتیب آموختید چگونه حمایتگر، مهربان و فداكار باشید و به نیازهای دیگران رسیدگی كنید. این موضوع نیز حقیقت دارد كه شاهد بودید چگونه مادرتان به ویژه در حق پدرتان مادری می‌كرده است؛ پس بیایید به موضوع اینطور نگاه كنیم كه اگر شما شاهد بودید به جای اینكه مادرتان به طرزی رمانیك با پدرتان رفتار كند، همیشه در حق او مادری می‌كرده است، درنتیجه شما هم در كودكی چنین آموختید. پس فکر کردید این همان رفتاری است كه زن‌ها باید با مردها داشته باشند؛ درنتیجه وقتی خودتان بزرگ شدید و ازدواج كردید، عینا همین كار را با همسرتان انجام دادید.

آنها که بدشان نمی‌آید

 وقتی در حق مردها مادری می‌كنید، آنها احساس عشق می‌كنند؛ چرا؟ چون مردها در كودكی همواره شاهد بودند كه مادرشان از آنها مراقبت می‌كرده؛ بنابراین برایشان عادی است به همسر خود اجازه دهند تا این نقش را ادامه دهد. این موضوع حقیقت دارد. چنانچه مادر همسرتان مدام در حق او مادری كرده باشد، ممكن است در ذهنش مادر، همسر و حمایتگر تداعی بیشتری از كلمات عاشق، معشوق، بهترین دوست یا شریك زندگی داشته باشد. چنانچه همسرتان در كودكی محبت و توجه كافی از جانب مادر خود دریافت نكرده باشد هم با خوشحالی تمام اجازه خواهد داد تا این كار ناتمام او را برایش به پایان برسانید.

  عشق را نکشید

سریع‌ترین راه ممكن برای كشتن عشق، شور و حال و حرارت یك رابطه، مادری كردن در حق نامزد یا همسرتان است. هرچه با یك مرد بیشتر مانند مادرش رفتار كنید، او نیز به شما بیشتر فرزندگونه پاسخ خواهد داد اما موضوع این‌است كه هیچ مردی مایل نیست همسرش تبدیل به مادردومش شود.

  روزی که او شورش کند

در ابتدا مادری كردن برای نامزد یا همسرتان می‌تواند جوانب مثبتی داشته باشد اما در درازمدت اثرات بسیار مخربی را بر رابطه شما خواهد گذاشت؛ مثلا همسرتان از شما منزجر شده و علیه‌تان طغیان خواهد كرد. ممكن است از رفتارتان شكایتی نداشته باشد، حتی ممكن است اصرار كند به این كارتان ادامه دهید اما یك چیز حتمی است: او یك روز علیه‌تان شورش خواهد كرد؛ همانگونه كه تمامی پسر بچه‌ها دوست دارند روزی از مادرشان جدا شوند و خانه را ترك كنند.

اینگونه مردتان دیگر نمی‌تواند دوست‌تان بدارد

اگر با نامزد یا همسرتان مدام طوری رفتار می‌كنید كه گویی بی‌لیاقت است، متعاقب چنین رفتاری او نیز احساس ناتوانی و بی‌لیاقتی خواهد كرد و درنتیجه اعتماد به‌نفسش پایین آمده و رفتارش نیز بچگانه‌تر می‌‌شود. هنگامی كه یك مرد احساس خوبی نسبت به خودش ندارد، شما را نیز كمتر دوست خواهد داشت، زیرا احساس عزت‌ نفس یك مرد بستگی به احساس توانمندی او دارد. هنگامی كه مردی احساس می‌كند كارها را به درستی انجام نمی‌دهد، به سختی می‌تواند با شما یا خودش مهربان باشد. رفتار کردن با مردها مانند پسر بچه‌ها و به رخ كشیدن ضعف‌ها و ناتوانایی‌های آنها روی قابلیت عشق‌ورزی‌شان تأثیر منفی می‌گذارد.


چگونه از مادری كردن برای مردان دست برداریم؟

4 قدم برای نجات ازدواج‌تان


این اعتیاد را ترک کنید


اول از همه باید  از انجام دادن كارهایی كه همسرتان می‌تواند خودش انجام دهد، پرهیز كنید. رفتار مادرانه داشتن در حق همسرتان مانند اعتیاد است و تنها راه نجات از اعتیاد ترك كردن است؛ این بدان معناست كه وقتی همسرتان می‌پرسد: كلیدهایم كجاست؟ به او بگویید: نمی‌دانم. اجازه دهید خودش دنبال آنها بگردد. هنگامی كه برای مناسبت ویژه‌ای می‌خواهد خودش لباسش را انتخاب كند، نگویید كه باید كدام لباس را بپوشد. وقتی لباس‌هایش را روی زمین می‌اندازد، آنها را برایش جمع نكنید. چنانكه همسرتان عادت دارد كارهایش را برایش انجام دهید، ممكن است كمی طول بكشد تا خودش را با این رفتار جدید وفق بدهد و در ابتدا امكان دارد برایش مشكل باشد. بهتر است یأس‌ها و سرخوردگی‌هایش را تحمل كنید، زیرا مدتی طول خواهد كشید تا كارهایی را كه سال‌ها برای خودش انجام نداده انجام بدهد.

به او اعتماد کنید


قدم دوم برای ترک مادری کردن، این است که سعی کنید با  نامزد یا همسرتان مانند شخصی لایق، دانا، توانا و قابل اعتماد رفتار كنید. اطلاعاتی كه خودش می‌بایست به خاطر داشته باشد را به او یادآوری نكنید. سعی نکنید به جایش فكر كنید یا تقویمش باشید، بلكه به‌گونه‌ای رفتار كنید كه دریابد بزرگسالی فهمیده و تواناست كه شما همیشه می‌توانید روی او حساب كنید. به‌یاد داشته باشید از آنجا كه مدت‌ها در حقش مادری می‌كردید و برنامه‌هایش را ترتیب می‌دادید، كمی تنبل شده است. به طرزی ناخودآگاه ممكن است در به خاطر سپردن قرار ملاقات‌ها و مسئولیت‌هایش به شما تكیه كند؛ بنابراین طبیعی است هنگامی كه از این كار دست می‌كشید، بعضی از كارهایش را فراموش كند؛ مثلا برخی از صورتحساب‌ها را نپردازد یا اینكه آشغال‌ها را هر شب دم در نگذارد. در اینگونه مواقع سرزنش‌اش نکرده و از او انتقاد نكنید.

شما مــــادر همسرتان شده​اید؟

مثل مادرها با او صحبت نکنید


قدم سوم برای ترک این مادری کردن، آن است که آنگونه كه مادرها با بچه‌هایشان صحبت می‌كنند با او صحبت نكنید. به خودتان قول بدهید با نامزد یا همسرتان طوری صحبت نكنید كه گویی او یك پسر بچه 5ساله است. این به آن معناست كه اصلا او را نكوهش نكنید. اشكالی ندارد اگر بگویید از دستش ناراحت و عصبانی هستید، اما این كار را به گونه‌ای كه یك بزرگسال با بزرگسال دیگر انجام می‌دهد، انجام دهید، نه مثل یك مادر عصبانی كه از دست پسربچه شیطانش به ستوه آمده است.

بعضی مسئولیت‌ها را به او دهید


قدم چهارم این است که مسئولیت‌هایی را كه دوست دارید به عهده بگیرد به او واگذار كنید و چنانچه اشتباه‌هایی مرتكب می‌شود، مسئولیت‌ها را از او سلب نكنید. ممکن است در ابتدا مشکل باشد، اما نگران نباشید. همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت، حتی اگر اشتباه کرد او را سرزنش نکنید و سعی کنید خود را بی‌اطلاع نشان دهید. به یاد داشته باشید كنار گذاشتن این عادت‌ها چندان هم ساده نیست اما چنانچه موفق شوید این عادت‌ها را كنار بگذارید، همسرتان حس مرد بودن بیشتری می‌کند.




نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، عشق و ازدواج، 
برچسب ها : همسر، همسرداری، مادر همسرم شده ام، زندگی مشترک،
لینک های مرتبط :

کارت دعوت عروسی گیکی خارق العاده باحال

اگر به دنبال کمی چاشنی گیکی و مطابق با خلق و خوی تان برای مراسم روز ازدواج می گردید، شاید هیچ چیز به اندازه یک کارت دعوت با طراحی ویژه و جذاب نتواند حس و حال شما را به میهمانان انتقال دهد.

اگر هم به دنیال ایده می گردید، این ۱۰ کارت دعوت ابداعی می توانند سرچشمه الهام برای دعوت از میهمانان به یکی از روزهای مهم زندگی تان با شیوه ای کاملا گیکی و نرد -مئابانه باشند. 

در ادامه مطلب با ویکی ما همراه باشید تا به تماشای این نمونه ها بنشینیم.


۱- یادی از ویندوز ۹۸ در طراحی کارت دعوت

این کارت جالب علاوه بر یادآوری زمان عروسی به میهمانان، لبخندی را هم بر لبانشان خواهد نشاند.
این گونه کارت ها که معمولا برخی آن را همراه با کارت عروسی یا جدا از آن توزیع می کنند، Save the Date یا «یادآوری زمان مراسم» نام دارند. بر روی آنها تنها زمان و مکان مراسم درج می شود تا میهمانان آن را فراموش نکنند.
حال در این کارت جالب از ترکیب پنجره ویندوز و دکمه Save آن برای ساخت یک کارت Save the Date بهره برده اند.


۲- کارت دعوت عروسی و پاسخ به دعوت (RSVP)  گیکهای عینکی

علاوه بر عینک های جذاب طراحی شده در این کارت، چیزی که جلب توجه می کند استفاده از عبارت geeked out و دعوت میهمانان برای انجام کارهای گیکی است!


۳- کارت دعوتی به سبک بازی Scrabble

یک انتخاب عالی برای نردهای عاشق کلمات و حل جدول. نام عروس و داماد درون کاشی های اسکربل به هم پیچیده و ادغام شده است.


۴- کارت دعوت عروسی با فرمول های شیمی

کارتی مناسب برای زوج های عاشق شیمی.


۵- یادآوری زمان مراسم به سبک ریاضی دانها با معادلات پیچیده

اگر شما + نیمه دیگرتان =کمتر از سه، پس احتمالا این گزینه با طعم ریاضیات انتخاب مناسبی است که به مذاق تان خوش خواهد آمد.


۶- کارت دعوت عروسی یا برگه ای از دفترچه مدرسه!

اگر شما هم دلتان برای روزهای خوش مدرسه و دفترهای خط دار تر و تمیزتان تنگ شده، این کارت جذابیت خاصی برای تان خواهد داشت. کارت پاسخ دعوت (RSVP) آن هم به سبک فیش های برگه دان کتابخانه طراحی شده اند.


۷- یک کارت یادآور زمان مراسم گیکی دیگر

این طراحی واقعا نِردی چه با عکس زوجین یا بدون آن می تواند جذابیت های خودش را داشته باشد.


۸- کارت یادآور زمان مراسم پیکسلی با کلیدهای میانبر کامپیوتری

این کارت علاوه بر طراحی پیکسلی و زیبایی که دارد، عناصر آشنای فراوانی را از فرهنگ کامپیوتر بر گرفته است. خب، اگر شما هم تصمیم دارید دکمه Enter ازدواج را بزنید، بهتر است از میهمانان بخواهید که با Ctrl+S زمان آن را ذخیره کنند!


۹- کارت عروسی ۸ بیتی

اگر از خوره های بازی های کامپیوتری باشید، حتما دوران گیم های تحت داس و ویندوزهای اولیه را به خاطر دارید. زمانی که گرافیک ها ۸ بینی بودند و همه چیز پیکسلی دیده می شد. 
خب، حالا برای زوج هایی که عاشق بازی های کامپیوتری و آن دوران ها باشند، چه کارتی بهتر از این، می تواند خبر رفتن آنها به «مرحله بعد» را منتشر کند؟


۱۰- اینفوگرافیک داستان دلدادگی!

در آخر، بهترین پیشنهاد این است که به جای ارسال یک کارت معمولی و اعلام زمان مراسم عروسی به میهمانان؛ با یک اینفوگرافیک زیبا، داستان منحصر به فرد دلدادگی تان را از ابتدا تا به امروز تعریف کنید.

شما چه ایده ای برای یک کارت دعوت عروسی گیکی دارید؟ از چه کارت های دعوتی با این سبک و سیاق خوشتان آمده؟




نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، مد و زیبایی، 
برچسب ها : کارت دعوت عروسی، کارت دعوت گیکی، کارت عروسی، فرهنگ گیکی، کارت دعوت خلاقانه،
لینک های مرتبط :

خانه داری : تمیز کردن خانه در سه سوت

تمیز كردن هر خانه‌ای، هم وقت زیادی می‌گیرد و هم بسیار خسته‌كننده به نظر می‌رسد.


برای این كه خانه‌‌ای پاكیزه داشته باشید و از طرفی همه وقت خود را نیز صرف شستن و سابیدن نكنید، بهتر است به دستورالعمل‌های زیر دقت كنید. در این‌جا راهكارهایی به شما پیشنهاد می‌کنیم كه برای قسمت‌های مختلف خانه تنها لازم است 15 دقیقه وقت صرف كنید. شاید باورش سخت باشد ولی به امتحانش می‌ارزد.

3برای همه قسمت‌های خانه تنها لازم است كه 15 دقیقه وقت صرف كنید. این پاكسازی می‌تواند برای اتاق نشیمن، آشپزخانه، سرویس بهداشتی و حتی انباری باشد. فرض كنید بعد از ظهر است و بچه‌ها بعد از كلی بالا و پایین پریدن و به هم ریختن خانه، در خواب عصرانه به سر می‌برند. شما خسته‌اید و با خانه‌ای به هم ریخته تنها مانده‌اید. قفسه كتاب‌ها، میز غذاخوری و كف خانه حسابی ریخته و پاشیده شده است. لازم نیست زیاد غصه بخورید و تنها كافی است كه به رمز 30 دقیقه رو بیاورید. 



 البته برای اینكه این برنامه در همان پروسه زمانی مورد نظر انجام شود، از قبل باید یكسری وسایل را آماده كنید. سبدی كه وسایل اضافی را در آن قرار دهید. کیسه یا جعبه‌ای برای دورریختنی‌ها، یک کهنه برای گردگیری و یك جارو یا جاروبرقی.

 اولین كار این است كه لیستی از وسایلی كه در خانه شما ریخته شده است، بنویسید. این مهم‌ترین گام است. زیرا شما می‌دانید چه وسیله‌ای آنجا است و می‌توانید فكر كنید كه آنها را كجا می‌توانید قرار دهید. 

 برای مرتب كردن همه وسایل اتاق نشیمن، لازم نیست كه آنها را جابه‌جا كنید. هر چیزی را در جای خود مرتب كنید. كوسن‌ها را روی مبل قرار دهید. 

 با یك دستمال مرطوب دسته‌های مبل و میز و صندلی را گردگیری كنید. لازم نیست وسواس زیادی به خرج دهید زیرا هر روز طی 15 دقیقه می‌توانید همین قسمت را تمیز كنید. 

 مجلات و كتاب‌های پخش شده بر كف اتاق را در قفسه‌های مخصوص به خود قرار دهید. آنچه را که اضافی است به سطل آشغال منتقل كنید. البته لازم است كه یك سطل آشغال در دسترس خود قرار دهید تا لازم نباشد هر بار به آشپزخانه بروید. 

 بعد از اینكه همه وسایل را از قسمت‌های مختلف اتاق جمع كردید، با یك دستمال مرطوب كف اتاق را هم تمیز كنید. باز هم تاكید می‌كنیم كه لازم نیست خیلی حساسیت و وسواس به خرج دهید. 0 دقیقه پاکسازی اتاق نشیمن

30 دقیقه پاكسازی آشپزخانه

هدف از پاكسازی آشپزخانه، حذف زباله، ظروف کثیف و اقلام ناخواسته از آشپزخانه است. تمیز كردن یخچال و فریزر و تمیز کردن سینک نیز از كارهای دیگری است كه باید انجام دهید. آشپزخانه از جمله مكان‌هایی است كه هر روز احتیاج به تمیز كردن دارد.

-وسایل مورد نیاز: سطل زباله، سبدی برای چیزهای که به آشپزخانه تعلق ندارند، مواد پاك‌كننده، اسفنج و جارو.

 لیستی از همه آنچه باید مرتب شود تهیه كنید.

 هر چیزی را در جای خود قرار دهید. كابینت‌ها را مرتب كرده و در آنها را ببندید. 

 وسایل اضافی را ذخیره نكنید. هر چیزی را كه فكر می‌كنید به درد بخور نیست، دور بریزید. سینك را با آب گرم و مایع ظرفشویی تمیز بشویید. در یك ظرف مقداری مایع ظرفشویی بریزید و با آب داغ مخلوط كنید. 



 همه ظرف‌های لب‌پریده را به سطل آشغال منتقل كنید. درون ظرف‌هایی كه ته مانده غذا به آنها چسبیده است، كمی آب ولرم بریزید تا راحت‌تر شسته شوند. استفاده از آب داغ برای شستن ظروف چرب، هم كار شما را راحت‌تر می‌كند و هم وقت كمتری از شما می‌گیرد. اگر از ماشین ظرفشویی استفاده می‌كنید كار شما به مراتب آسان‌تر خواهد بود. 

 همه وسایلی را كه در آشپزخانه قرار دارد ولی مربوط به آشپزخانه نیست، به سبدی منتقل كنید و از آشپزخانه خارج كنید. 

در حالی كه آشپزخانه را تمیز می‌كنید، لباس‌های كثیف را نیز درون لباسشویی بگذارید تا شسته شوند. 

 با اسفنج همه جا را دستی بكشید و كیسه زباله‌ای را كه پر شده است، تعویض كنید. 

 تخته برش، چاقوها و ظرف مخلوط‌كن را با آب داغ و مایع ظرفشویی كه از قبل آماده كرده‌اید، تمیز بشویید. 

 برای اینكه هر بار این پروسه زمان كمتری از شما تلف كند، به افراد خانواده خود آموزش دهید كه بعد از هر بار غذا خوردن و یا استفاده از وسایل آشپزخانه، خودشان آنها را مرتب و تمیز كنند. همچنین تقسیم كار در خانه یكی از بهترین راه‌های صرفه‌جویی در وقت است.

پاكسازی سرویس بهداشتی در 30 دقیقه

سرویس بهداشتی یكی از قسمت‌های حساس خانه است كه حتما باید هر روز تمیز شود زیرا محلی برای نظافت است و نباید خود به مكانی برای تجمع میكروب‌ها تبدیل شود. از این رو تمیز كردن هر روزه آن ضروری است. 15 دقیقه هم برای حمام وقت بگذارید. 

-آنچه نیاز دارید: سبد، کیسه یا جعبه برای قرار دادن وسایل اضافی، جارو، دستمال مرطوب ضد‌عفونی‌کننده، شیشه پاک‌کن، برس توالت و پاک کننده توالت.

 تهیه لیستی از آنچه در سرویس بهداشتی وجود دارد، لازم است. 

لباس‌های كثیف را جمع كرده و در سبدی قرار دهید. 

 تمام زباله‌ها را جمع كنید و آنها را در سطل زباله بریزید. وسایل اضافی در حمام را از آنجا خارج كنید.

 مواد ضد عفونی‌کننده و پاک‌كننده را در جای خود قرار دهید. وان حمام را كمی آب كنید تا بتوانید راحت‌تر آن را بشویید. البته پوشیدن دستكش یادتان نرود. 

 با استفاده از یک برس توالت و پاک‌کننده و ضدعفونی‌كننده، توالت را تمیز بشویید. 

 با استفاده از شیشه پاک‌کن یا سرکه، آینه را پاک کنید.



پاكسازی اتاق خواب در 30 دقیقه

اتاق خواب جایی برای استراحت شما بعد از یك روز خسته‌كننده است. تمیزی این قسمت از خانه همیشه یكی از دغدغه‌های شماست. آنچه شما نیاز دارید: سبد، کیسه یا جعبه برای قرار دادن آشغال‌ها، جارو برقی یا جاروی شارژی و دستی. 

 لیستی از آنچه باید مرتب شود، بنویسید. 

 وسایل كثیف‌ را جمع‌ كنید و از آنجا بیرون ببرید. لباس‌های تمیز را در كمد قرار دهید. 

 نقطه كانونی در یك اتاق خواب، تخت خواب است. مرتب بودن تخت جلوه ویژه‌ای به اتاق شما می‌بخشد. رخت‌خواب را مرتب كنید و آنچه را لازم ندارید، از روی تخت جمع كنید. 

مجلاتی را كه از شب قبل در تخت‌خواب مطالعه كرده‌اید و دیگر نمی‌خواهید، در جای خود قرار دهید.

پاكسازی اتاق بچه در 30دقیقه


اتاق كودكان معمولا به هم ریخته است. بالاخره عالم بچگی است و هزار جور شیطنت و بالا و پایین پریدن. 

-آنچه شما نیاز دارید: یک سبد، کیسه زباله، جعبه‌ای برای قرار دادن وسایل اضافی، جارو برقی یا جارو

و جعبه‌ای برای اسباب بازی‌های اضافی او.

 لیستی از وسایل بچه‌ها تهیه كنید.

 اسباب‌بازی‌ها را در جای خود قرار دهید و لباس‌ها را در كمد. كتاب قصه‌های او را در جای معمول بگذارید تا مجبور نشود دنبال آنها بگردد. 

 لباس‌های کثیف را جمع كنید و در سبدی قرار دهید. آشغال‌هایی كه كوچولوی شما در اتاقش ریخته را در سطل آشغال بگذارید و از آنجا خارج كنید. همیشه سبدی كوچك و زیبا در اتاق كودك بگذارید و به او بگویید كه وسایل اضافی‌اش را در آن قرار دهد. برای اینكه این كار را همیشه انجام دهد و هر بار از زمانی كه برای اتاق او صرف می‌كنید كاسته شود، برای او به عنوان تشویقی یک جایزه در نظر بگیرید و بابت رعایت نظافت به او جایزه بدهید. 

 تخت كودك را مرتب كنید و اگر ملحفه‌ او كثیف است، آن  را برای شستن به لباسشویی منتقل كنید.




نوع مطلب : مهارت های زندگی، خانه و آشپزخانه، خانه و خانواده، 
برچسب ها : خانه داری، تمیزی منزل، خانه تمیز، راههای تمیزی، شوینده،
لینک های مرتبط :


خیلی ساده:راز شاد بودن را بیاموزید 


راز شاد بودن را بیاموزید


شاد بودن یک انتخاب است . شما می توانید در هر شرایطی که هستید راهی برای شاد بودن پیدا کنید.

۱ سپاسگزار باشید . اگر نگاهی به اطرافتان بیندازید حتما" چیزهای زیادی پیدا خواهید کرد که بخاطرشان شکرگزار باشید . حتی اگر زندگی بسیار سخت و مشکلات زیادی دارید باید به این فکر کنید که همه چیز می توانست بدتر و مشکل تر باشد و به این ترتیب بازهم شکرگزار خواهید بود. وقتی یک نفر بخاطر چیزهایی که خدا به او داده شکرگزار است شاد بودن اصلا" برایش سخت نیست.


۲ بدنبال خوبی ها باشید . به جای اینکه دنبال بدی ها و مشکلات بگردید همیشه در هر چیزی و هر کسی به دنبال خوبی هایش باشید. . در هر شرایطی اگر به دنبال بهانه برای شاد شدن بگردید حتما" پیدا خواهید کرد اما اگر به دنبال بدی ها ، ترس ها و ناراحتی ها بگردید هم حتما" پیدا می کنید .

۳ ببخشید . اگر زندگی و زمان ارزشمند خود را صرف نگه داشتن کینه ها و تنفر از دیگران کنید تنها چیری که نصیبتان می شود این است که هر روز عصبانی تر و ناراحت تر می شوید و زندگی به کامتان تلخ می شود. بخشیدن به معنای چشم پوشی از خطاهای دیگران و نادیده گرفتن و بی اعتنایی به رفتارهای زشت آنها نیست . بخشیدن یعنی اینکه ما بعد از ابراز نارضایتی خود و تذکر اشتباهات افراد به آنها دیگر در ذهن و قلبمان کینه نگه نداریم و بخاطر اینکه خودمان شادتر زندگی کنیم و ذهن و قلبمان رها شود ، آنها را ببخشیم.

۴ کارهای خیر انجام دهید. انجام کارهای خیر تاثیر مثبت بسیار زیادی روی انسان می گذارد بنابراین هر زمان که می توانید به دیگران کمک کنید ، هدیه بدهید ویا مقداری از اموالتان را ببخشید. به این ترتیب هیچ وقت احساس ناتوانی و بیهودگی نمی کنید و بیشتر احساس رضایت و شادمانی می کنید.

۵ همیشه لبخند بزنید ، بخندید و بازی کنید. مواظب سلامتی و رفتارهایتان باشید اما خیلی سخت نگیرید زندگی را برای خودتان مشکل نکنید. شادی در واقع سبکی از زندگی است.

مترجم: فرشته مشاور





نوع مطلب : مهارت های زندگی، راه زندگی، 
برچسب ها : شاد، زندگی شاد، خیلی ساده، آموزش،
لینک های مرتبط :


زندگی مشترک:

زن و شوهرهای دعوایی چندتا توصیه



آیا هفته ها یا شاید ماه هاست که درگیر بحث و مجادله با همسر خود روی مساله ای همیشگی هستید؟ اگر جزو افرادی هستید که همیشه با شریک زندگی خود کشمکش و دعوا دارند، می توانید از توصیه های زیر کمک بگیرید.

توصیه اول: برای «انصاف» تلاش نکنید

همیشه دو نفر،  دیدگاه و ارزشگذاری متفاوتی نسبت به مسایل مختلف دارند، مخصوصا اگر مربوط به انصاف باشد. زندگی انصاف ندارد. رابطه های مردم منصفانه نیست. پس به جای این کارها، سعی کنید در مورد نیازهای خود با شریک زندگیتان صحبت و با بیان درخواست هایتان آن را تکمیل کنید. به جای گفتن: «تو هیچ وقت به من توجه نمی کنی»، از او درخواستی داشته باشید. مثلا بگویید: «دوست داری با من به سینما بیایی؟». یک مشاور خانواده به نام اسپیلمن می گوید: «اگر زن و شوهرها سعی کنند در مورد نیازهای خود با طرف مقابل صحبت و تقاضاهایشان را مطرح کنند، رابطه شادتری خواهند داشت. شادی همیشه قابل دستیابی تر از انصاف است.»

5 توصیه به زن و شوهرهای دعوایی

توصیه دوم: نفس عمیق بکشید

وقتی همه چیز خیلی بد پیش می رود، پیش از انجام هر کاری و بیان کلمه ای، 6 تا 7 نفس عمیق بکشید. شما باید اکسیژن کافی در مغز خود داشته باشید تا متوجه شوید دیگر یک کودک ده ساله نیستید، طرف مقابلتان را دوست دارید، او مشکل دارد و زندگی شما مهم تر از این بحث های بیهوده است. این کار از واکنش های تهاجمی و بیان جملاتی که بعدها از بیان آنها پشیمان می شوید، جلوگیری می کند. 

توصیه سوم: با همسر خود مثل دشمن رفتار نکنید


متخصصان روانشناسی و مشاورین خانواده معتقدند، دعوا بهترین فرصت برای زن و شوهرهاست تا یاد بگیرند چگونه به عنوان هم گروه با هم کار کنند و متوجه شوند کشمکش چیز خوبی نیست. آنها باید حداقل زبان بدن خود را بشناسند. به محض اینکه همسر شما زبان بدن شما را تشخیص داد و متوجه عصبانیت شما شد، به جای پاسخ دادن به کلمه های شما، در مقابل این عصبانیت ها واکنش نشان می دهد. ایستادن در حالیکه دست هایتان را روی ران خود گذاشته اید، شکاندن بندهای انگشت خود، دست به سینه ایستادن همه نشانه های عصبانیت هستند و همسر شما آنها را به خوبی تشخیص خواهد داد. رفتارها و واکنش های شما نیز به اندازه حرف هایی که می زنید مهم هستند. 

توصیه چهارم: از یک متخصص کمک بگیرید

اینکه همیشه بر سر موضوعات تکراری با همسر خود بحث می کنید یا نمی توانید مسایل گذشته را فراموش کنید، مساله بی اهمیتی نیست. پیش از بدتر شدن اوضاع پیش مشاور بروید. بیشتر مردم از روش های مشابه استفاده و نتیجه های مشابه نیز کسب می کنند. اما مشاور همیشه راهکار تازه ای به شما ارئه خواهد کرد. در وهله اول، شما را به روانشناسی معرفی می کند که می تواند به هر دوی شما راهکارهای جدید آموزش بدهد. دوم ، آنهایی که قصد جدا شدن از هم را دارند را به وکیل خانواده معرفی می کند. 

توصیه پنجم: به این دعوای دو طرفه ... و رابطه خود خاتمه دهید

5 توصیه به زن و شوهرهای دعوایی

گاهی اوقات، اختلاف های زوجین، بدون توجه به تلاش های آنها برای حل این مساله، غیر قابل سازگاری هستند. اصولا نشانه های اتمام یک رابطه زمانی مشهود است که یکی از دو طرف – صرف نظر از همه تلاش ها، مشاوره ها و خوشی های آخر هفته – از سرمایه احساسی خود دست می کشد. اختلاف های مردم تا زمانیکه به آن نقطه نرسند، آشتی ناپذیر است. و وقتی به آن مرحله رسید، هیچ مرحمی آن را درمان نمی کند. البته استثنا و معجزه هم وجود دارد اما کسی نمی تواند به آنها دل ببندد. در این حالت، بهترین کار رها کردن رابطه و حرکت به جلوست. زن و شوهرهایی که نمی توانند به طور دوستانه اختلاف های خود را حل کنند، بهتر است به دادگاه خانواده مراجعه کنند و به طور توافقی از هم جدا شوند.





نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : توصیه های زندگی مشترک، دعوا، آرامش زندگی، اختلاف در زندگی مشترک، زن و شوهر ها، زن و شوهر،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه