تبلیغات
دائرة المعارف ایرانی ویکی ما - مطالب خانه و خانواده
 
دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان
معنای 10 سال رو کی میفهمه؟

زن و شوهری که پس از 10 سال تازه طلاق گرفتند



معنای 7 سال رو کی خوب میفهمه؟

دانشجوهای فارق التحصیل پزشکی



معنای 4 سال رو کی میفهمه؟

بچه های کارشناسی که مشروط شدن و اخراج شدن از دانشگاه



معنای 2 سال رو کی خوب میفهمه؟

سرباز فراری ها



معنای 1 سال رو کی خوب میفهمه؟

پشت کنکوری ها!



معنای 1ماه رو کی خوب میفهمه؟

کسانی که 30 روز ماه مبارک رمضان رو روزه گرفتن



معنای 1هفته رو کی خوب میفهمه؟

سر دبیرهای مجلات هفتگی!



معنای 1روز رو کی خوب میفهمه؟

کارگرای روز مزد



معنای 1ساعت رو کی خوب میفهمه؟

عشاق منتظر



معنای یک دقیقه رو کی خوب میفهمه؟

اونایی که از اتوبوس جا موندن



معنای یک ثانیه رو کی خوب میفهمه؟

اونایی که در تصادف جون سالمی به در بردن



معنای یک دهم ثانیه رو کی خوب میفهمه؟

اونایی که تو المپیک مقام دوم رو به دست آوردن



فقط خواستم بگم قدر لحظه لحظه های زندگیتون رو بدونید خیلی زود تموم میشه...!



♥ برای دوستان خود این مطلب را با داغ کردن به اشتراک بگـذارید ♥





نوع مطلب : راه زندگی، خانه و خانواده، 
برچسب ها : لحظات ارزشمند، لحظات، ارزشمند، بیاموزید، آموزنده،
لینک های مرتبط :


پایان تلخ عشق پسر ۲۰ساله و دختر ۱۶ساله؛ یکی خودسوزی کرد، دیگری حلق آویز شد



دختر نوجوان و ۱۶ساله ای به نام «یاسمن» در شهر یاسوج، یک ماه پیش، اقدام به خودسوزی کرد و یک هفته پس از آن در بیمارستانی در شهر اصفهان از دنیا رفت.

آنگونه که برخی نزدیکان او گفته اند، یاسمن برای ازدواج با پسر مورد علاقه اش با مخالفت جدی برخی اعضای خانواده مواجه شد، با این حال او برای رسیدن به شریک زندگی خود تلاش بسیاری کرد اما به جایی نرسید و برخی اعضای خانواده برای ممانعتش از این کار با او به تندی برخورد کردند. پس از آن اما یاسمن و خواستگارش همچنان بر خواسته خود ایستادند، اما مقاومت آنان به جایی نرسید. این روایتی است از روز تلخ اقدام به خودکشی این دختر نوجوان: «یاسمن پس از برخوردی که با او شد، به آرامی و بی سروصدا برای خودکشی اقدام کرد، تنها چند روزی از عروسی خواهر بزرگترش می گذشت و خانه آنها هنوز شلوغ بود و گاهی میهمانانی می آمدند و می رفتند، یاسمن از همین فرصت استفاده کرد و به سراغ خانه یکی از همسایه ها رفت و از آنها تقاضای نفت به بهانه درست کردن کباب برای میهمانان کرد، خانم همسایه هم با نیت خیر دبه کوچک نفت را به دستش داد، او اما با همین نفت به یکی از اتاق های خالی خانه رفت، دبه را روی سر خودش خالی کرد و کبریت را کشید... شعله های سوزناک آتش یاسمن را در آغوش کشیدند، فریادش به گوش اهالی خانه رسید، با اضطراب و عجله خود را به او رساندند، اما با مقداری تاخیر، یکی از اهالی خانه از دستپاچگی و برای نجات جان دخترک که در میان شعله ها ضجه می زد بر روی او آب ریخت، اما همین آب کار را خراب تر کرد.»

این قسمت ماجرا روز بعد در بیمارستانی در اصفهان معلوم شد وقتی پزشکان بیمارستان، میزان عفونت تنش ناشی از سوختگی را اعلام کردند.


۱۰ روز از مرگ یاسمن گذشته بود. اما او توان ماندن نداشت و عاقبت کار خودش را کرد. این روایت «میلاد آریانژاد» برادر جواد است که گفته: «ظهر آن روز جواد تا قبل از ناهار خواب بود، برای غذا بیدارش کردیم، جواد ماکارونی دوست داشت و مادرم به عشق او برایش این غذا را درست کرده بود، اما برخلاف همیشه جواد غذا نخورد، از مادرم کلید انباری را گرفت، به انباری رفت، طنابی را از آنجا برداشت و به جنگل بلوطی که انتهای کوچه بود رفت، چند لحظه بعد سروصدا و فریادی از کوچه شنیدیم، با عجله بیرون آمدیم و خبر دادند یک نفر بالای تپه خودش را از یک درخت بلوط حلقه آویز کرده .
آن سوی این ماجرا جوان عاشقی داشت به نام «جواد» ۲۰ساله، که از یاسمن خواستگاری کرده بود، او بلافاصله پس از شنیدن خبر خودسوزی یاسمن خود را به اصفهان و بالای تخت محل بستری شدنش رساند، یاسمن هفت شب و روز را در آنجا بستری بود و در همه آن ۱۶۸ساعت، جواد بالای سرش بود و از تن سوخته اش پرستاری می کرد، در همان روزهای دردناک بیمارستان بود، که به درخواست جواد و رضایت پدر و مادر یاسمن صیغه محرمیت میان آن دو اگرچه دیر اما عاقبت خوانده شد تا اگر عروس این قصه زنده از اصفهان برگشت، در مراسمی دیگر با هم پای سفره عقد رسمی بنشینند. این قصه اما تلخ تر از آن بود که شیرینی عروسی و سفره عقد به خود ببیند. تن یاسمن زیر لهیب آتش سوختگی و عفونت شدید، دوام نیاورد و جواد را تنها گذاشت و رفت. جنازه عروس مرده را به شهر زادگاهش دهدشت منتقل کردند. در همه مراسم ختم، جواد، داماد دقیقه نودی خانواده آنجا بود و از ته دل برای عشق به خاک آرمیده اش ناله می کرد. مراسم ختم که تمام شد جواد به یاسوج و نزد خانواده اش برگشت.

من با سرعت بالا رفتم تن بی جان برادرم را دیدم که میان زمین و آسمان از درختی آویزان بود. تا او را پایین کشیدیم و به بیمارستان رساندیم، تمام کرده بود. جواد روزهای قبل که در مراسم یاسمن بود، به پدر و مادرم پیامک می زد که من خودم را می کشم، اما اینجا و در خانه یاسمن نه، وقتی به خانه خودمان آمدم. مدتی که آنجا بود همیشه حواسمان به او بود فقط ۱۰دقیقه غفلت کردیم و او کار خودش را کرد.»





نوع مطلب : حوادث، اخبار داخلی، خانه و خانواده، عاشقانه، 
برچسب ها : حوادث داخلی، عشق غم انگیز، پایان تلخ، خودسوزی، خودکشی، پایان تلخ عشق، عشق واقعی،
لینک های مرتبط :


عجایب :

 دستبندی که مچ همسران خیانتکار را می گیرد!


دستبندی که مچ همسران خیانتکار را می گیرد!


دستبندهای فناوری پیشرفته با قابلیت پیگیری شیوه زندگی توأم با سلامت، نظارت بر الگوی خواب، ضربان قلب و نوع غذای صرف شده طرفداران زیادی در میان مردم داشته و اکنون طراحی جدید آن می تواند به زوجها در پیگیری سلامت رابطه شان کمک کند.

به گزارش ایسنا، زوجها با بررسی داده های بدست آمده توسط این دستبند می توانند مچ همسران خیانتکارشان را هم بگیرند!


این فناوری، دقیقه به دقیقه شرایط را ثبت کرده و حتی میزان کالری سوزانده شده فرد را نیز به اطلاع خواهد رساند.

دستبند قابل حمل به پیگیری عادات سلامت شخص و همگام سازی آن با برنامه ای بر روی تلفن همراه وی جهت ارائه پیشنهادات در مورد سلامتی بیشتر فرد می پردازد.

این دستبند ۱۰۰ پوندی Jawbone UP نام داشته و از یک حسگر حرکتی درونی برخوردار است که گامها، کالری سوزانده شده، مسافت و زمان فعالیت در مقایسه با عدم فعالیت را ذخیره می کند.

این حسگر حتی در زمان خواب نیز کاربر را ارزیابی کرده و حرکات آنها را برای ثبت زمان به خواب رفتن، مدت آن و عمق خواب بررسی می کند.

در صورت ناکافی بودن داده ها، برنامه نصب شده بر روی گوشیهای آیفون از کاربر خواهد خواست تا از تمام غذاهای صرف شده اش عکس انداخته و زمان مکان و محتوای غذای صرف شده را دنبال می کند.

مدل دستبند جدید تفاوت میان کالری سوزانده شده در زمان فعالیت جنسی یا وزنه برداری یا حتی دویدن را نمایش می دهد.

جورج اوزبورن، وزیر خزانه داری انگلیس از جمله کسانی است که از یک نسخه سیاه رنگ آن استفاده کرده و برای اولین بار زمانی که به ارائه اسناد به کمیته منتخب خزانه داری می پرداخت، در دست وی دیده شد. اوزبورن از این فناوری برای نظارت بر الگوی خواب و پیگیری رژیم تناسب اندامش استفاده می کند.

در آمریکا برخی از این دستبندها برای استفاده همیشگی حتی در زمان حمام طراحی شده اند. در حقیقت نسل بعدی دستبندهای پیگیری سلامت چسبهایی هستند که هیچگاه نیازی به برداشتن یا شارژ مجدد نخواهند داشت.





نوع مطلب : عجایب، تحقیق و پژوهش، خانه و خانواده، 
برچسب ها : همسران خیانتکار، دستبند، عجایب، دستبند خیانت،
لینک های مرتبط :
 دست خودتان نیست، گاهی بی‌آنکه بخواهید، اوضاع از دست‌تان خارج می شود. منظورمان زمانی است که اتفاقی باعث عصبانیت شما می‌شود و حرف یا رفتاری را نشان می‌دهید که بعدها از گفتن یا انجام‌ آن پشیمان می‌شوید یا گاهی آنقدر غمگین می‌شوید که حتی می‌خواهید از همسرتان فاصله بگیرید، اما در آن لحظه انگار کسی دکمه‌ای را در وجودتان فشار داده تا عصبانی، آشفته، ناراحت یا مضطرب شوید. حتما می‌پرسید چطور می‌توان چنین دکمه را غیرفعال کرد. اجازه دهید برای شروع 9 قدم مفید را برای  9 روز به شما معرفی کنم. این قدم‌ها کمک می‌کنند تا تحت تاثیر ناگهانی موقعیت‌ها قرار نگیرید. هریك از این گام‌ها بر عقایدی مبتنی هستند كه در كتاب «هوشیاری: برنامه‌ای 8 هفته‌ای برای دستیابی به صلح در دنیایی جنون‌آمیز»  نوشته مارك ویلیامز و دنی پنمان مطرح شده‌اند.

روز اول

شکلات بخورید

در نگاه اول، این خوراكی‌های خوشمزه غیر قابل مقاومت به نظر می‌رسند، اما پس از مدتی دیگر اصلا توجهی به آنها نمی‌كنیم. وقتی بدون فكر اقدام به خوردن می‌كنیم، مزه‌ها و بوهای فوق‌العاده‌ای را از دست می‌دهیم. به عنوان مثال، یك قطعه شكلات بیش از110 طعم مختلف دارد. به طور معمول چند طعم از آنها را چشیده‌ایم؟ برقراری ارتباط مجدد با حس‌هایتان، قلب هوشیاری به شمار می‌رود. پس چرا این تمرین شكلات خوردن هوشیارانه را امتحان نکنید تا به شما كمك كند یاد بگیرید دوباره از غذاهای‌تان لذت ببرید؟

روز دوم


به پیاده‌روی كوتاهی بروید

 یك پیاده‌روی خوب می‌تواند اعصاب متشنج شما را تسكین دهد. پس چرا امروز به یك پیاده روی 5 تا ۱0 دقیقه‌ای نمی‌روید؟ لازم نیست به جای خاصی بروید یا عجله کنید. هدف فقط این است كه تا حد ممكن هوشیار باشید، همینطور كه پاهای‌تان بر زمین فرود می‌آیند آگاهانه بر آنها تمرکز كنید و حركت سیال تمام عضلات و تاندون‌های پاهای‌تان را احساس كرده و به همه مناظر، صداها و بوها توجه كنید. ممكن است رنگ قرمز توت‌ها را روی درختان و بوته‌ها ببینید. ببینید آیا می‌توانید نسبت به تمامی حس‌های‌تان باز و پذیرا باشید: بوی رطوبت برگ‌های بهاری را استشمام كنید،قطرات باران را روی سرتان احساس كنید و نسیم را روی صورت‌تان ببینید چطور نور و سایه به شكلی غیرمنتظره جایگزین یكدیگر می‌شوند. 



روز سوم

تمرین 3دقیقه‌ای تنفس انجام دهید

ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر می‌کند. هنگامی كه خشمگین، خسته، مضطرب یا تحت استرس هستیم یادآوری اینكه چرا باید آرامش خود را حفظ كنیم بسیار دشوار است. در چنین مواقعی احساس می‌كنیم انگار تمام زمین و زمان تنها برای آزار دادن‌مان خلق شده‌اند.

در این تمرین در یک محیط آرام در حالتی که راحت هستید می‌نشینید. چشمان‌تان را بسته یا اگر می‌خواهید نیمه بسته نگاه داشته و به گذر آرام و بی‌صدای نفس از بینی به سینه سپس به شکم و راه برگشت آن توجه می‌کنید. در این تمرین مطمئنا افکار مختلف توجه شما را از نفس منحرف می‌سازد. اشکالی ندارد! طبیعی است که افکار دائما در ذهن ظاهر شوند فقط کافی است که هردفعه مهربان‌تر از دفعه قبل به نفس‌تان فکر کنید. ذهن تنها کودک بازیگوشی است که نیاز به کمک دارد.

روز چهارم

 كار لذت‌بخشی انجام دهید

هر روز در زندگی‌مان خستگی، استرس و غم به سادگی می‌توانند بر ما غلبه كنند. ممكن است حالت «بی‌لذتی» را تجربه كنید یعنی نمی‌توانید از زندگی لذت ببرید. یعنی چیزهایی كه قبلا از آنها لذت می‌بردید اینك برای‌تان بی‌تفاوت هستند. می‌توانید با انتخاب یك یا 2 مورد از موارد زیر شروع كنید (یا شاید موارد دیگری به ذهن خودتان برسد). با بدن‌تان مهربان باشید، دوش آب گرم بگیرید، چرت بزنید، بدون اینكه احساس گناه كنید غذای مورد علاقه‌تان را بخورید و نوشیدنی مورد علاقه‌تان را بنوشید. كاری را انجام دهید كه از انجامش لذت می‌برید. به ملاقات دوستی بروید یا به او تلفن كنید‌ (به ویژه اگر مدتی است با او ارتباط نداشته‌اید)، هر آنچه را لازم دارید جمع كنید تا بتوانید به سرگرمی مورد علاقه‌تان بپردازید، كمی ورزش كنید، كیك بپزید، مطلبی بخوانید كه برایتان لذت‌بخش است، به موسیقی‌ای گوش دهید كه مدتی است نشنیده‌اید.

به این جمله هم فکر کنید: چقدر خوشحال می‌شوید اگر تمام آنچه را که هم اکنون از آن شماست از دست بدهید و سپس دوباره به شما داده شود؟



روز پنجم

تمرین هوشیاری نسبت به صداها و افكار را انجام دهید

 این تمرین به خوبی می‌تواند به ما نشان دهد كه چگونه افكاری در ذهن پدیدار می‌شوند كه به سادگی می توانند ما را درگیر خود کند. به محض اینكه این موضوع را در عمق قلب خود تشخیص دهید، بسیاری از استرس‌ها و مشكلات‌تان در مقابل چشمان‌تان ناپدید خواهند شد. این تمرین شباهت‌های میان صداها و افكار را آشكار می‌سازد. گرچه انگار ما هیچ كنترلی بر پیدا شدن آنچه پیرامون‌مان می گذرد نداریم، اما به سادگی آنها می‌توانند عواطف نیرومندی را در ما برانگیزند كه با خودمان حمل‌شان می‌كنیم و ما را شكننده و شكست خورده رها می‌كنند. صدای کامیون‌ها، صدای رعد و برق، صدای پرندگان، صدای راه رفتن شما بر چمن‌ها، صدای همسرتان و صدای قلب‌تان و حتی صدای افکارتان.

روز ششم

زنگ هوشیاری برای خودتان تنظیم كنید

چند فعالیت معمولی از قبیل فعالیت‌های زیر را از بین فعالیت‌های زندگی روزمره‌تان انتخاب كرده و آنها را به عنوان «زنگ هوشیاری» تعیین كنید.

- آماده‌كردن غذا: غذا فرصت‌های بسیاری را برای هوشیارتر بودن در اختیار شما قرار می‌دهد. اگر در حال آماده‌كردن غذا هستید، توجه هوشیارانه‌ای به آنچه انجام می‌دهید معطوف كنید.

- شستن ظرف‌ها: این كار فرصت فوق‌العاده‌ای برای كشف حس‌های بدنی است. اگر معمولا از ماشین ظرفشویی استفاده می‌كنید، برای تنوع هم كه شده ظرف‌ها را با دست بشویید. به جنس ظرف‌ها، دمای آب، بوی مایع ظرفشویی و ... توجه كنید.

-گوش‌دادن به همسرتان: خیلی راحت است كه به سمت همان گفت‌وگوهای قدیمی بروید اما این بار اجازه دهید صدای همسرتان به عنوان یك«زنگ» باشد و علامتی كه به شما كمك كند به آنچه می‌گوید توجه كامل كنید. قبل از هر پاسخی اول حرف‌های او را با تمام احساسات همراه آن کامل بشنوید.



روز هفتم

 قدردانی 10 انگشتی

برای اینكه به ارزش مثبت چیزهای كوچكی كه در زندگی دارید بازگردید، می‌توانید تمرین قدردانی را انجام دهید. در این تمرین 10 چیزی را كه از داشتن‌شان قدردان هستید به یاد آورده و با انگشت آنها را بشمارید. مهم است كه 10 چیز را به خاطر بیاورید، حتی اگر پس از 3 یا 4 مورد ادامه كار برایتان بسیار دشوار شود. این تمرین برای همین طراحی شده است (آگاه‌شدن تعمدی از عناصر كوچك و نادیده گرفته شده زندگی روزمره).

روز هشتم

در صف چه حالتی دارید

گاهی زندگی شبیه یك صف بسیار طولانی به نظر می‌رسد. حس می‌كنید دل‌تان می‌خواهد فریاد بزنید «پس چرا جلو نمی‌روید‌!»  در این شرایط می‌توانید «تمرین صف شدیدا ناكام‌كننده» را انجام دهید.وقتی در صفی هستید ببینید آیا می‌توانید زمانی كه چیزی مانع جلوتر رفتن شما می‌شود، از واكنش خود آگاه شوید. شاید «اشتباهی» در این صف ایستاده‌اید، و مدام ذهن‌تان درگیر این است كه بهتر است سراغ صف دیگری بروید كه كوتاه‌تر است؟ یك لحظه صبر كنید و از خودتان بپرسید:

• در ذهنم چه می‌گذرد؟
 • در بدنم چه حس‌هایی دارم؟
 • از چه عواطف و تكانه‌هایی در خودم آگاهم؟

هوشیاری این را می‌پذیرد كه برخی تجارب ناخوشایند هستند اما به شما كمك می‌كند 2 بخش عمده رنج را از هم جدا كنید؛رنج اولیه همان علت اضطراب ابتدایی است، مثل احساس ناكامی از اینكه در صفی طولانی ایستاده‌اید. می‌توانید بفهمید كه این كارخوشایند نیست؛ دوست نداشتن این تجربه اشكالی ندارد. رنج ثانویه تمام تلاطم هیجانی‌ای است كه به دنبال آن رخ می‌دهد، مثل خشم و ناكامی و هر فكر و احساسی كه به دنبال آن بیدار می‌شود. ببینید آیا می‌توانید اینها را نیز به وضوح در خودتان تشخیص دهید. 


روز نهم

زندگی‌تان را احیا كنید

به زمانی در زندگی‌تان فكر كنید كه همه‌چیز كمتر از حالا جنون‌آمیز بود؛ پیش از اینكه یك تراژدی یا افزایش حجم كاری‌تان تمام وجودتان را تحت سیطره خود بگیرد یا شاید زمانی نزدیك‌تر از اینها: قبل از سال تحویل یا تعطیلات تابستان. سعی كنید تا جایی كه می‌توانید با جزئیات تمام فعالیت‌هایی را كه در آن زمان انجام می‌دادید، به یاد بیاورید. اینها ممكن است كارهایی باشند كه به تنهایی انجام‌شان می‌دادید‌؛ خواندن مجله مورد علاقه‌تان یا گوش‌دادن به آهنگ مورد علاقه‌تان، پیاده‌روی یا دوچرخه‌سواری(همراه با دوستان یا خانواده‌تان‌) انجام بازی‌هایی نظیر شطرنج تا رفتن به تئاتر یكی از این فعالیت‌ها را انتخاب و برنامه‌ریزی كنید كه امروز یا همین آخر هفته انجامش دهید. ممكن است انجام آن 5 دقیقه تا 5 ساعت زمان نیاز داشته باشد، با اهمیت یا بی‌اهمیت باشد یا همراه با دیگران انجام شود یا به تنهایی انجامش دهید. صبر نكنید تا اینكه دل‌تان بخواهد این كار را انجام دهید؛ فقط انجامش دهید و ببینید چه که می‌شود. وقتش رسیده كه زندگی‌تان را دوباره از نو زنده كنید!




نوع مطلب : خانه و خانواده، مهارت های زندگی، 
برچسب ها : عصبانیت، خاموش،
لینک های مرتبط :

خانه داری : تمیز کردن خانه در سه سوت

تمیز كردن هر خانه‌ای، هم وقت زیادی می‌گیرد و هم بسیار خسته‌كننده به نظر می‌رسد.


برای این كه خانه‌‌ای پاكیزه داشته باشید و از طرفی همه وقت خود را نیز صرف شستن و سابیدن نكنید، بهتر است به دستورالعمل‌های زیر دقت كنید. در این‌جا راهكارهایی به شما پیشنهاد می‌کنیم كه برای قسمت‌های مختلف خانه تنها لازم است 15 دقیقه وقت صرف كنید. شاید باورش سخت باشد ولی به امتحانش می‌ارزد.

3برای همه قسمت‌های خانه تنها لازم است كه 15 دقیقه وقت صرف كنید. این پاكسازی می‌تواند برای اتاق نشیمن، آشپزخانه، سرویس بهداشتی و حتی انباری باشد. فرض كنید بعد از ظهر است و بچه‌ها بعد از كلی بالا و پایین پریدن و به هم ریختن خانه، در خواب عصرانه به سر می‌برند. شما خسته‌اید و با خانه‌ای به هم ریخته تنها مانده‌اید. قفسه كتاب‌ها، میز غذاخوری و كف خانه حسابی ریخته و پاشیده شده است. لازم نیست زیاد غصه بخورید و تنها كافی است كه به رمز 30 دقیقه رو بیاورید. 



 البته برای اینكه این برنامه در همان پروسه زمانی مورد نظر انجام شود، از قبل باید یكسری وسایل را آماده كنید. سبدی كه وسایل اضافی را در آن قرار دهید. کیسه یا جعبه‌ای برای دورریختنی‌ها، یک کهنه برای گردگیری و یك جارو یا جاروبرقی.

 اولین كار این است كه لیستی از وسایلی كه در خانه شما ریخته شده است، بنویسید. این مهم‌ترین گام است. زیرا شما می‌دانید چه وسیله‌ای آنجا است و می‌توانید فكر كنید كه آنها را كجا می‌توانید قرار دهید. 

 برای مرتب كردن همه وسایل اتاق نشیمن، لازم نیست كه آنها را جابه‌جا كنید. هر چیزی را در جای خود مرتب كنید. كوسن‌ها را روی مبل قرار دهید. 

 با یك دستمال مرطوب دسته‌های مبل و میز و صندلی را گردگیری كنید. لازم نیست وسواس زیادی به خرج دهید زیرا هر روز طی 15 دقیقه می‌توانید همین قسمت را تمیز كنید. 

 مجلات و كتاب‌های پخش شده بر كف اتاق را در قفسه‌های مخصوص به خود قرار دهید. آنچه را که اضافی است به سطل آشغال منتقل كنید. البته لازم است كه یك سطل آشغال در دسترس خود قرار دهید تا لازم نباشد هر بار به آشپزخانه بروید. 

 بعد از اینكه همه وسایل را از قسمت‌های مختلف اتاق جمع كردید، با یك دستمال مرطوب كف اتاق را هم تمیز كنید. باز هم تاكید می‌كنیم كه لازم نیست خیلی حساسیت و وسواس به خرج دهید. 0 دقیقه پاکسازی اتاق نشیمن

30 دقیقه پاكسازی آشپزخانه

هدف از پاكسازی آشپزخانه، حذف زباله، ظروف کثیف و اقلام ناخواسته از آشپزخانه است. تمیز كردن یخچال و فریزر و تمیز کردن سینک نیز از كارهای دیگری است كه باید انجام دهید. آشپزخانه از جمله مكان‌هایی است كه هر روز احتیاج به تمیز كردن دارد.

-وسایل مورد نیاز: سطل زباله، سبدی برای چیزهای که به آشپزخانه تعلق ندارند، مواد پاك‌كننده، اسفنج و جارو.

 لیستی از همه آنچه باید مرتب شود تهیه كنید.

 هر چیزی را در جای خود قرار دهید. كابینت‌ها را مرتب كرده و در آنها را ببندید. 

 وسایل اضافی را ذخیره نكنید. هر چیزی را كه فكر می‌كنید به درد بخور نیست، دور بریزید. سینك را با آب گرم و مایع ظرفشویی تمیز بشویید. در یك ظرف مقداری مایع ظرفشویی بریزید و با آب داغ مخلوط كنید. 



 همه ظرف‌های لب‌پریده را به سطل آشغال منتقل كنید. درون ظرف‌هایی كه ته مانده غذا به آنها چسبیده است، كمی آب ولرم بریزید تا راحت‌تر شسته شوند. استفاده از آب داغ برای شستن ظروف چرب، هم كار شما را راحت‌تر می‌كند و هم وقت كمتری از شما می‌گیرد. اگر از ماشین ظرفشویی استفاده می‌كنید كار شما به مراتب آسان‌تر خواهد بود. 

 همه وسایلی را كه در آشپزخانه قرار دارد ولی مربوط به آشپزخانه نیست، به سبدی منتقل كنید و از آشپزخانه خارج كنید. 

در حالی كه آشپزخانه را تمیز می‌كنید، لباس‌های كثیف را نیز درون لباسشویی بگذارید تا شسته شوند. 

 با اسفنج همه جا را دستی بكشید و كیسه زباله‌ای را كه پر شده است، تعویض كنید. 

 تخته برش، چاقوها و ظرف مخلوط‌كن را با آب داغ و مایع ظرفشویی كه از قبل آماده كرده‌اید، تمیز بشویید. 

 برای اینكه هر بار این پروسه زمان كمتری از شما تلف كند، به افراد خانواده خود آموزش دهید كه بعد از هر بار غذا خوردن و یا استفاده از وسایل آشپزخانه، خودشان آنها را مرتب و تمیز كنند. همچنین تقسیم كار در خانه یكی از بهترین راه‌های صرفه‌جویی در وقت است.

پاكسازی سرویس بهداشتی در 30 دقیقه

سرویس بهداشتی یكی از قسمت‌های حساس خانه است كه حتما باید هر روز تمیز شود زیرا محلی برای نظافت است و نباید خود به مكانی برای تجمع میكروب‌ها تبدیل شود. از این رو تمیز كردن هر روزه آن ضروری است. 15 دقیقه هم برای حمام وقت بگذارید. 

-آنچه نیاز دارید: سبد، کیسه یا جعبه برای قرار دادن وسایل اضافی، جارو، دستمال مرطوب ضد‌عفونی‌کننده، شیشه پاک‌کن، برس توالت و پاک کننده توالت.

 تهیه لیستی از آنچه در سرویس بهداشتی وجود دارد، لازم است. 

لباس‌های كثیف را جمع كرده و در سبدی قرار دهید. 

 تمام زباله‌ها را جمع كنید و آنها را در سطل زباله بریزید. وسایل اضافی در حمام را از آنجا خارج كنید.

 مواد ضد عفونی‌کننده و پاک‌كننده را در جای خود قرار دهید. وان حمام را كمی آب كنید تا بتوانید راحت‌تر آن را بشویید. البته پوشیدن دستكش یادتان نرود. 

 با استفاده از یک برس توالت و پاک‌کننده و ضدعفونی‌كننده، توالت را تمیز بشویید. 

 با استفاده از شیشه پاک‌کن یا سرکه، آینه را پاک کنید.



پاكسازی اتاق خواب در 30 دقیقه

اتاق خواب جایی برای استراحت شما بعد از یك روز خسته‌كننده است. تمیزی این قسمت از خانه همیشه یكی از دغدغه‌های شماست. آنچه شما نیاز دارید: سبد، کیسه یا جعبه برای قرار دادن آشغال‌ها، جارو برقی یا جاروی شارژی و دستی. 

 لیستی از آنچه باید مرتب شود، بنویسید. 

 وسایل كثیف‌ را جمع‌ كنید و از آنجا بیرون ببرید. لباس‌های تمیز را در كمد قرار دهید. 

 نقطه كانونی در یك اتاق خواب، تخت خواب است. مرتب بودن تخت جلوه ویژه‌ای به اتاق شما می‌بخشد. رخت‌خواب را مرتب كنید و آنچه را لازم ندارید، از روی تخت جمع كنید. 

مجلاتی را كه از شب قبل در تخت‌خواب مطالعه كرده‌اید و دیگر نمی‌خواهید، در جای خود قرار دهید.

پاكسازی اتاق بچه در 30دقیقه


اتاق كودكان معمولا به هم ریخته است. بالاخره عالم بچگی است و هزار جور شیطنت و بالا و پایین پریدن. 

-آنچه شما نیاز دارید: یک سبد، کیسه زباله، جعبه‌ای برای قرار دادن وسایل اضافی، جارو برقی یا جارو

و جعبه‌ای برای اسباب بازی‌های اضافی او.

 لیستی از وسایل بچه‌ها تهیه كنید.

 اسباب‌بازی‌ها را در جای خود قرار دهید و لباس‌ها را در كمد. كتاب قصه‌های او را در جای معمول بگذارید تا مجبور نشود دنبال آنها بگردد. 

 لباس‌های کثیف را جمع كنید و در سبدی قرار دهید. آشغال‌هایی كه كوچولوی شما در اتاقش ریخته را در سطل آشغال بگذارید و از آنجا خارج كنید. همیشه سبدی كوچك و زیبا در اتاق كودك بگذارید و به او بگویید كه وسایل اضافی‌اش را در آن قرار دهد. برای اینكه این كار را همیشه انجام دهد و هر بار از زمانی كه برای اتاق او صرف می‌كنید كاسته شود، برای او به عنوان تشویقی یک جایزه در نظر بگیرید و بابت رعایت نظافت به او جایزه بدهید. 

 تخت كودك را مرتب كنید و اگر ملحفه‌ او كثیف است، آن  را برای شستن به لباسشویی منتقل كنید.




نوع مطلب : مهارت های زندگی، خانه و آشپزخانه، خانه و خانواده، 
برچسب ها : خانه داری، تمیزی منزل، خانه تمیز، راههای تمیزی، شوینده،
لینک های مرتبط :



رسیدن به رویای آرامش ممکن است!



بالارفتن ضربان قلب، عرق کردن، پایین آمدن آستانه تحمل و... همه و همه نشانه های استرس است...

بیماری عصر مدرن که چه بخواهیم و چه نخواهیم، حتی به بهانه ساده ای مثل ماندن در ترافیک، به سراغ ما می آید. برای دوری از استرس ها در زندگی و رسیدن به آرامش این راه حل ها را امتحان کنید.

۱.در معرض استرس قرار نگیرید

خودتان مواظب خودتان باشید. مثلا اگر می دانید در مکان های شلوغ، ضربان قلب?تان بالا می رود یا تحمل ایستادن در صف های طولانی را ندارید و از معطلی کلافه می شوید، راه حل هایی تازه پیدا کنید. برای خرید به فروشگاه های بزرگ و پرجمعیت نروید یا اگر کار بانکی دارید، اول یا آخر هر ماه به بانک نروید. اواسط روز که خلوت تر است بروید.

۲.دیر نکنید

اگر از آن دسته آدم هایی هستید که هیچ وقت به موقع به سرکار، سرکلاس، قرارها و... نمی رسند، دنبال دلایل اصلی تاخیر بگردید. برای این کار تمام تاخیرهای هفته گذشته خود را بررسی کنید. بعد از نوشتن دلایل، به آنها نگاهی بیندازید و دلیل مشترک را پیدا کنید. بعد از این کند و کاو سعی کنید مشکل اصلی را رفع کنید تا دیگر تاخیر اتفاق نیفتد.

۳.از فعالیت های استرس زا فاصله بگیرید

ورزش هایی مثل تنیس، فوتبال، والیبال و... را که حالت رقابت دارند، از برنامه ورزشی خود حذف کنید و به ورزش های انفرادی بپردازید. اگر در جمعی نشسته اید که کل کل فوتبالی می کنند یا درباره گرانی و انتخابات ریاست جمهوری مشاجره می کنند، آنها را ترک کنید.

۴.اگر نمی توانید استرس را دور کنید، خودتان را دور کنید

اگر استرس شما را رها نمی کند، شما آن را رها کنید. فرصتی برای خودتان دست و پا کنید و با یک چرت نیم روزی، نوشیدن عرقیات خنک مانند عرق بیدمشک، شربت نعناع، گل سرخ و... درازکشیدن و تماشای یک فیلم کمدی و کارهایی از این دست، برای چند ساعتی خودتان را از دل مشغولی ها و دغدغه های زندگی روزانه دور کنید. فراموش نکنید نوشیدن قهوه میزان اضطراب را افزایش می دهد.

۵.درباره دغدغه هایتان با دیگران حرف بزنید

با دوستان و آشنایان تان درباره دغدغه ها و مسایلی که برای شما استرس می آورد، صحبت کنید. بعد از یک گفت وگوی دوستانه، می بینید که آرام شده اید و دغدغه ها و نگرانی ها دیگر خیلی بزرگ نیستند. این روش به?طور موقت در رفع مشکلات کمک کننده است.

۶.فقط یک کار انجام دهید


اگر مشغول پیاده روی روزانه هستید، رادیو گوش ندهید. اگر کتاب می خوانید، تلویزیون را خاموش کنید. سرکار، پرونده های مشکلات خانه و خانواده را در ذهن تان ببندید و در خانه به درگیری های کاری فکر نکنید.

۷.اگر گرفتار بی خوابی یا بیماری هستید، استرس را لحاظ کنید

بیماری های جسمانی یا روانی به خودی خود استرس زا هستند اما ممکن است استرس ناشی از آنها به باقی مسایل زندگی شما سرایت کند. جتما برای درمان بیماری جسمانی روانی به پزشک مراجعه کنید و در کنار آن با خودتان مهربان باشید و تلاش کنید در آرامش بیماری را سپری کنید.

۸.به مشاوره اعتماد کنید

در زندگی مدرن همه ما با کسی که به حرف هایمان گوش دهد، درباره ما قضاوت نکند و خارج از زندگی ما به ما مشورت بدهد، نیاز داریم. پس اگر به صحبت کردن با یک مشاور نیاز داشتید، خجالت نکشید و از مشاوری قابل اطمینان وقت بگیرید.

دکتر سیدوحید شریعت

دانشیار دانشگاه علوم پزشکی ایران





نوع مطلب : اجتماعی، راه زندگی، خانه و خانواده، 
برچسب ها : رویا، آرامش، زندگی،
لینک های مرتبط :


کدام یک موثرتراند، زن یا مرد؟







توماس هیلر ، مدیر اجرایی شرکت بیمه عمر ماساچوست ، میو چوال و همسرش در بزرگراهی بین ایالتی در حال رانندگی بودند که او متوجه شد بنزین اتومبیلش کم است. هیلر به خروجی بعدی پیچید و از بزرگراه خارج شد و خیلی زود یک پمپ بنزین مخروبه که فقط یک پمپ داشت پیدا کرد.او از تنها مسئول آن خواست باک بنزین را پر و روغن اتومبیل را بازرسی کند.سپس ...

برای رفع خستگی پاهایش به قدم زدن در اطراف پمپ بنزین پرداخت.
او هنگامی که به سوی اتومبیل خود باز می گشت ، دید که متصدی پمپ بنزین و همسرش گرم گفتگو هستند. وقتی او به داخل اتومبیل برگشت ، دید که متصدی پمپ بنزین دست تکان می دهد و شنید که می گوید :” گفتگوی خیلی خوبی بود.”
پس از خروج از جایگاه ، هیلر از زنش پرسید که آیا آن مرد را می شناسد.او بی درنگ پاسخ داد که می شناسد.آنان در دوران تحصیل به یک دبیرستان می رفتند و یک سال هم با هم نامزد بوده اند.
هیلر با لحنی آکنده از غرور گفت :” هی خانم ، شانس آوردی که من پیدا شدم . اگر با اون ازدواج می کردی به جای زن مدیر کل، همسر یک کارگر پمپ بنزین شده بودی


ادامه مطلب


نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، خانه و خانواده، 
برچسب ها : موثر، زن و مرد، نقش زن و مرد، زندگی، تاثیر،
لینک های مرتبط :



یعنی میشود خوب و خوش زندگی کرد؟؟



زندگی خوب چگونه است؟ یک انسان چطور می تواند احساس خوشبختی کند؟ موفقیت او در گرو چیست؟ از چه چیزی لذت می برد؟ چگونه باید با دیگران رفتار کرد؟ چگونه می توان با اتفاق های ناگوار کنار آمد؟ چطور باید از افکار پوچ و بی نتیجه دست برداشت؟ چگونه می توان آزاد بود؟


پاسخ  این سوال ها در مقاله پیش رو وجود دارد.

1. بررسی زندگی، چسبیدن به زندگی، همیشه به دنبال لذت ها و تقدیر جدید بودن

این قانون جدیدی نیست. این پژواک نقل قول های فیلسوف های بزرگ یونانی است. آزمایش و وانگری زندگی بزرگ ترین هدیه طبیعت به نوع بشر است. انسان ها از همان دوران نوزادی با نگاه به اطراف در حال وارسی محیط خود هستند و تا دوران پیری نیز این روند را با مطالعه سرتیتر روزنامه ها و اخبار ادامه می دهند. دلایلی که به انسان اجازه حضور در زندگی را می دهد، تفکر، ارزیابی و کشف دنیای ناشناخته و یافتن منابع جدید خوشحالی و خوشبختی است.

2. فقط نگران مسایلی باشید که می توانید آنها را کنترل کنید، مسایلی که با انجام کارهای مشخص بتوان آن را درست کرد نه مسایلی که خارج از قدرت انسانی یا مسوولیت های شما است.

این قانون در واقع چکیده فلسفه خویشتن‌داری قدیمی است که همچنان در دنیای مدرن نیز کاربرد دارد. بسیاری از مردم به نیروهای ماورا طبیعه اعتقاد دارند و تصور می کنند همه اتفاق ها در نتیجه این نیروها هستند. اما فقط اعتقاد به نیروی برتر کافی نیست و باید در زندگی روش های مبتنی بر هوشمندی و نظم شخصی نیز داشت. کلید مقابله با سختی های زندگی این است که به دنبال یافتن و کنترل مسایلی باشیم که می توانیم آنها را مدیریت کنیم. قربانی های بلایای طبیعی، بیماری های وخیم یا تصادف شاید نتوانند دوباره همچون قبل به زندگی خود ادامه دهند اما لازم هم نیست خود را شکنجه روحی دهند. به عبارت دیگر، وقتی نمی توانیم رویدادهای زندگی خود را کنترل کنیم، در عوض می توانیم پاسخ خود به این اتفاق ها را کنترل کنیم و تا حد امکان همیشه شاد و قوی در مقابل مشکلات ظاهر شویم و ناامیدی به دل خود راه ندهیم.

3. ارزش زیاد قائل شدن برای دوستی، رابطه ای دوطرفه که هر دو طرف را خوشحال می کند. دوستی را نمی توان از سوپرمارکت خرید. باید برای رفاقت ها احترام زیادی قائل بود و برای پرورش آن از دو عنصر اعتماد و دوستی مایه گذاشت.

به گفته فیلسوفان یونانی، یکی از بارزترین ویژگی های انسان که او را از دیگر موجودات روی زمین مجزا می کند، روابط اجتماعی اوست. انسان به شدت به رابطه و دوستی با دیگران نیاز دارد. سقراط، افلاطون و ارسطو اعتقاد دارند تشکل اجتماع در میان انسان ها در نتیجه نیاز عمیق او به دوستی و محبت بوده است نه فقط پیوند و قراردادهای کاری. خداوند و حیوانات این نیاز را ندارند اما این امر در زندگی انسان لازم و حیاتی است زیرا بدون این نیاز، توان مکالمه، عشق ورزیدن، خوشبخت بودن و دوست داشتن را ندارد.

4.
تجربه لذت واقعی. از لذت های کم عمق و موقت دست بردارید. زندگی خود را ساده کنید. به دنبال لذت هایی باشید که آرامش را به زندگی شما هدیه می دهند. لذت واقعی انظباط و خویشتن‌داری است.

لذت از هر نوعی باشد، چیزی است که نوع بشرهمیشه دنبال آن بوده است. این بخشی از یک زندگی خوب و شاد است. همه لذت های دنیا شبیه هم نیستند. برخی از آنها جنبشی- کم عمق و گذرا هستند و با اتمام آن کار بلافاصله از بین می روند. اما برخی از آنها کاتاستماتیک – عمیق و ماندگار هستند و حتی پس از اتمام کار نیز همچنان ادامه دارند و این نوع لذت برای زندگی خوب لازم است. البته این فلسفه سال ها است که در دنیای ما آدم ها به اشتباه تفسیر می شود و با خوشگذارانی و عشرت طلبی اشتباه گرفته می شود.

5. ارباب خود باشید. در مقابل نیروهای بیرونی که برای شما حد و مرز تعیین می کنند، بایستید، دست از فریب دادن خود بردارید. به چیزهایی اعتقاد داشته باشید که برای شخصیت شما مفید و مناسب هستند. عناصر لازم برای آزادی فردی را فراهم کنید و برای به دست آوردن آنها مبارزه کنید. برای اینکه ارباب خود باشید باید با نیروهای ذهنی و روحی منفی مبارزه کنید.

یکی از مسایلی که از ابتدای خلقت در ذهن انسان وجود داشته، آزادی فردی او است. امروز قوانین و سیاست های مختلفی بر جوامع حاکم است و آزادی های او را تحت تاثیر قرار داده است. برخی مواقع انسان ها آزادی خود را در گرو اجرای قوانین خودساخته می دانند.

برخی از فلاسفه معتقد هستند انسان ها برای به دست آوردن آزادی اصیل و کامل باید وارد دو مرحله جنگ بشوند. نخست، مبارزه با انواع محدودیت های خارجی که ممکن است برای تفکرات و فعالیت های انسان حد و مرز تعیین کنند. دوم، مبارزه با افکار و اعتقادات درونی که مانع از اعتماد به نفس انسان می شوند. فلسفه باستانی می گوید انسان ظرفیت بسیار بالایی برای فریفتن خود دارد تا مواردی که دوست دارد را خارج از واقعیت برای خود مفید و مناسب جلوه دهد. به طور مثال، دانشجوها همیشه خود را گول می زنند که بدون مطالعه هم می توانند نمره قبولی در امتحانات خود بگیرند. در انتها نیز استاد خود را مقصر افتادن واحد درسی خود می دانند.

6. از افراط پرهیز کنید. متعادل زندگی کنید. از زیاده روی در همه چیز دوری کنید. حتی در مسایل خوب هم زیاده روی نکنید و از تعادل خارج نشوید زیرا ممکن است انتهای بد و ناراحت کننده ای داشته باشد.

این بازتاب تفکرات فلاسفه یونانی است. آنها اعتقاد ارند هیچ چیز به اندازه تعادل در زندگی مفید نیست. خشم و خشونت زیاد از حد عواقب بسیار نامطلوبی در پی دارند. دنبال کردن یک مسیر متعادل و متوازن همیشه باعث خوشحالی و خوشبختی در زندگی می شود. با افراط کردن، گاهی حتی زندگی نیز ممکن نیست و انسان سرخورده می شود.

7. فرد مسوولیت پذیری باشید. سعی کنید تا حد امکان دقیق و صادق باشید و به بهداشت روان خود بسیار توجه کنید. اشتباهات خود را به عهده بگیرید.

با خود صادق باشید و مسوولیت همه کارهای خود را به عهده بگیرید. در این زمانه برخی از مردم سعی می کنند تا برای انجام کارهای خلاف خود از زیر بار مسوولیت هایشان شانه خالی کنند. برخی از افراد نیز مسوولیت های کارهای ناخواسته خود را به عهده می گیرند. برخی از مردم اشتباه های خود را به گردن دیگران می اندازند و ادعا می کنند کنترل آن از دست آنها خارج بوده است. اما هدف از زندگی خوب این است که مسوولیت کارهای خود را به عهده بگیریم. شاید هزاران بار این جمله را شنیده باشید: «تقصیر من نبود». این یکی از رایج ترین پاسخ های انسانی به کارهای اشتباه است. اما متاسفانه این نوع بهانه ها نتایج بدی در پی دارند. افرادی که همیشه می خواهند دیگران را مقصر اشتباه های خود اعلام کنند در مسیر اشتباه حرکت می کنند و هیچ گاه رضایت مندی کامل از زندگی ندارند. آنها با این کار در واقع انسان بودن خود را زیر سوال می برند.

8.
یک ثروتمند احمق نباشید. مرفه بودن به تنهایی درمان همه دردها نیست و حتی می تواند منبع بسیاری از حماقت های خطرناک در زندگی نیز باشد. پول جزو واجبات زندگی است اما برای خوشبختی و زندگی خوب کافی نیست.

ثروت برای افراد مختلف، معانی متفاوتی دارد. برخی از افراد ثروت را در حساب بانکی پر، خانه و امکانات زیادی که با پول به دست می آیند، می بینند. برخی دیگر، ثروت را مجموعه ای از قدرت و مقام های اجتماعی می دانند. اما به طور کلی، ثروت به عقل و درایت نیز نیاز دارد: استفاده غیرمنطقی و بی فکر از دارایی و ثروت هر فردی را می توان به صورت حماقت تعریف کرد.

9. برای دیگران بد نخواهید. بدخواهی و خبیث بودن صفت بسیار بدی است و خیلی زود نیز نتیجه منفی آن به خودتان باز می گردد و زندگی خوب را تحت تاثیر خود قرار می دهد. آسیب رساندن به دیگران دو قربانی دارد: فردی که این آسیب متوجه اوست و خود قربانی کننده که در واقع همان فردی است که بدی می کند.

پیغام های متفاوتی در مورد انسان بودن و زندگی خوب در دنیا وجود دارد. به طور مثال، در برخی از مذاهب، بدی کردن به انسان ها گناه محسوب می شود و باعث از بین رفتن نیک‌بختی، بخشش، عشق و آرامش است. اما در جامعه کنونی ما بیشتر مردم تمایل به دفاع از حقوق شخصی خود را دارند و برای دیگران ارزش چندانی قائل نیستند. به همین دلیل، چندان عجیب نیست مردم برای منافع خود حق دیگران را ضایع کنند یا به آنها ضربه بزنند.

10. مهربانی کردن به دیگران نتیجه بسیار خوبی دارد. مهربانی به دیگران عادت خوبی است که به زندگی بهتر کمک شایانی می کند. کمک کردن به دیگران معامله دو سر بُرد است. هر دو طرف از این اتفاق – کمک دهنده و کمک کننده - سود می برند.

تقریبا همه مذهب های دنیا روی مهربانی به دیگران تاکید بسیار دارند. مهربانی نوعی سرمایه گذاری برای آینده است. آنچه از فلسفه های قدیمی و آموزه های دینی بر می آید، مهربانی و کمک به دیگران برای هر دو طرف مفید است، نه اینکه فقط آنها را وارد بهشت کند بلکه باعث می شود تا نتیجه مثبت آن را در همین زندگی نیز ببینند. ¬اسوپ‌ (نویسنده‌ى افسانه‌اى یونان‌ كه‌ حكایات‌ زیادى را به‌ او نسبت‌ داده‌اند) نیز داستان های اموزنده جالبی در مورد کمک و مهربانی به دیگرا دارد. به طور مثال باید به داستان موشی اشاره کرد که برای آزادسازی شیر بزرگ، طناب تور را پاره کرد.




نوع مطلب : اجتماعی، خانه و خانواده، راه زندگی، 
برچسب ها : شادی، نشاط، زندگی موفق، رمز شادی، خانواده، خانواده شاد،
لینک های مرتبط :



نشانه های همسر آزاری واقعی!





برای اینکه نام‌تان در فهرست همسرآزارها جا بگیرد، نیازی نیست که شریک زندگی‌تان را کتک بزنید و چماق به دست بالای سرش بایستید. گاهی انجام رفتارهای ساده‌ای که خودتان هم از کودکی با آنها بزرگ شده‌اید یا در میان آدم‌های دور و برتان دیده‌اید، می‌تواند شما را به داشتن رفتارهای خشونت‌آمیز متهم کند. می‌خواهید از قالب‌های کلیشه‌ای که خیلی از زوج‌ها براساس آن رفتار می‌کنند بیرون بیایید و سلامت زندگی مشترک‌تان را بالاتر ببرید؟ پس این زنگ خطر‌ها را بشناسید. اگر شما تنها 7 نشانه از این 9 نشانه را در ارتباط‌تان بروز می‌دهید، باید بگوییم که از همسرتان سوءاستفاده می‌کنید و به همسرآزاری مبتلا هستید.



برای هم اسم می‌گذارید؟

همسرتان را با واژه‌هایی مثل «کدو» یا «لاک‌پشت» صدا می‌کنید و ایرادهای او را با نسبت دادنش به یک موجود زنده به رخش می‌کشید؟

گذاشتن اسم به‌دلیل تحقیر یا نسبت دادن یک ویژگی ناپسند روی شریک زندگی‌تان، می‌تواند یکی از نشانه‌های این رفتار باشد. درست است که روانشناسان هم توصیه می‌کنند در یک رابطه عاشقانه، یک اسم لطیف و عاشقانه را برای همسرتان انتخاب کنید و هرازگاهی با آن واژه صدایش کنید اما اسم‌های تحقیر کننده هرگز در این گروه جا نمی‌گیرد. عاشق‌هایی که خشونت کلامی را در رفتارشان بروز می‌دهند به‌ جای انتقاد از همسرشان ویژگی‌های او را به شکلی تحقیر کننده بیان می‌کنند و مثل یک برچسب آن را روی همسرشان می‌چسبانند. مهم نیست که این واژه‌ها با آرامش و خنده به زبان بیاید یا با یک لحن تند. این صفت‌ها در هر شرایطی که ادا شوند، به ارتباط شما آسیب می‌رسانند. اگر می‌خواهید دست از این خشونت بردارید در مورد ویژگی‌های منفی همسرتان با او صحبت کنید و به‌جای اسم‌گذاری روی او، با هم برای محو کردن این ویژگی‌ها تلاش کنید.

رئیس زندگی شما هستید؟

به‌دلیل اینکه اتومبیل یا خانه به نام شما باشد یا پس‌اندازتان در حساب شما قرار داشته باشد، با همسرتان بحث می‌کنید و دوست دارید کنترل تمام دارایی‌ها یا تصمیم‌گیری‌های زندگی مشترکتان دردست شما باشد؟

اگر شما به مشترک بودن این زندگی اعتقادی ندارید و گمان می‌کنید همسرتان با دادن تمام اختیارات و دارایی‌ها به شما، عشقش را نشان می‌دهد، خشونت رفتاری اساس زندگی مشترک شماست. زندگی با چاشنی خشونت رفتاری، اقتدار شما را در این رابطه بیشتر نمی‌کند بلکه قدرت کاذبی را برایتان می‌سازد که ممکن است با ساده‌ترین اتفاق از دست برود. فراموش نکنید یک رابطه عاشقانه، میدان قدرت‌نمایی نیست.



داد می‌زنید و فحش می‌دهید؟

از خانه مادر شوهرتان برگشته‌اید و به‌دلیل دخالتی که در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی‌تان کرده‌اند با همسرتان کلنجار می‌روید؟ وقتی شما را با توضیحاتش قانع نمی‌کند صدایتان را بالا می‌برید و اگر دعوا خیلی جدی شود و خانواده او مقصر اختلافات شما باشند به ناسزا یا نفرین کردن متوسل می‌شوید؟

حتی در بدترین لحظات هم نباید بگذارید منطق از ارتباط شما فراری شود و خشونت کلامی یا رفتاری جایش را بگیرد. ناسزا گفتن، داد زدن و به کرسی نشاندن حرف با ترساندن همسرتان هم در گرو رفتارهای خشونت‌آمیز جا می‌گیرد. مهم نیست که حق تا چه اندازه با شماست. از همان لحظه‌ای که رفتار شما از دایره منطق خارج می‌شود، دیگر حق با شما نیست.

مدام تهدید می‌کنید؟

کلمه اگر«در زندگی شما نقش اساسی را بازی می‌کند؟ مدام برای همسرتان خط و نشان می‌کشید و جملاتی از این قبیل را همراه با چاشنی تهدید به زبان می‌آورید؟ «اگر تا این ساعت خانه نباشی»، «اگر فلان خرج را برای خانه نکنی»، «اگر امروز به این مهمانی نرویم»، «اگر با فلانی صمیمی شوی»  و ... .

حتی اگر چنین ادعاهایی را به شوخی بیان کنید، شما یک همسرآزار هستید. هر نوع تهدیدی که به تغییر رفتار همسرتان تبدیل شود، گرچه شما را به خواسته‌تان می‌رساند، اما در نهایت به زیان ارتباط‌تان تمام می‌شود. شما حق ندارید برای تغییر دادن رفتار او به مقابله به مثل تهدیدش کنید یا او را از برخوردی که با خانواده‌اش خواهید کرد، بترسانید.

او را قربانی می‌کنید؟

وقتی همسرتان از شما در مورد پول زیادی که برای خریدن چند لباس صرف کرده‌اید، سؤال می‌کند، او را به عنوان مقصر معرفی می‌کنید و می‌گویید «اگر حرصم را درنمی‌آوردی و اگر مرا این همه تنها نمی‌گذاشتی این کار را نمی‌کردم؟»

مقصر جلوه دادن همسرتان به‌دلیل رفتاری که انجام داده‌اید یا اعلام اینکه رفتار من واکنشی به کارهای تو بود، در گروه خشونت رفتاری جا می‌گیرد. هرگز برای پوشاندن اشتباهات‌تان، کاستی‌ها و اشتباهات همسرتان را به رخش نکشید و نگویید اگر تو این عیب‌ها را نداشتی، من هم انسان کاملی می‌شدم. اگر قرار است با هم زندگی کنید، بهتر است همدیگر را با تمام کاستی‌هایتان بپذیرید و به جای ساختن یک چماق از آنها با همکاری هم برای تغییر دادنشان تلاش کنید.

بار زندگی را روی دوش او می‌اندازید؟

همسرتان را به عنوان ماشین پولسازی می‌بینید و تا زمانی به او و توانایی‌هایش اطمینان دارید که رفاهی که انتظار دارید را برایتان به وجود بیاورد؟ یا اینکه چون شما خرج زندگی را می‌دهید انتظار دارید کارهای خانه را بدون کم و کاست انجام دهد و در زندگی‌تان قانون‌های سفت و سختی را به عنوان «وظیفه‌ات است» تعریف می‌کنید؟

نادیده گرفتن توانایی‌ها و شرایط همسرتان و داشتن انتظارات نامعقول از او نشانه همسرآزاری است. اگر انگیزه شما برای ازدواج یا داشتن رفتار مناسب با همسرتان، درآمدی است که به خانه می‌آورد یا اگر به دلیل توانایی همسرتان در نظافت منزل یا آشپزی او را سرزنش می‌کنید و با دیگران مقایسه می‌کنید، شما یک همسرآزار هستید.

با او معامله می‌کنید؟

همسرتان از شما می‌خواهد لحظه سال تحویل را در کنار خانواده‌اش بگذرانید و شما گرچه دوست دارید در آن زمان در کنار خانواده خود باشید اما گمان می‌کنید، می‌توانید از این نمد، قبایی برای خود ببافید. پس در مقابل لطفی که به همسرتان می‌کنید، از او برای رفتن به سفری که دوست دارید یا خرید چیزی که می‌خواهید قول می‌گیرید.

باجگیری و معامله کردن در زندگی مشترک هم نوعی خشونت رفتاری است. اگر شما یک همسرآزار باشید، به هر خواسته او به چشم فرصتی برای رسیدن به خواسته‌هایتان نگاه می‌کنید اما مراقب باشید و فراموش نکنید که زندگی میدان رقابت نیست. اگر شما با همسرتان معامله کنید به مرور از او هم یک باجگیر می‌سازید و باعث می‌شوید به‌دلیل هر محبتی که در حق‌تان می‌کند، یک امتیاز از شما بگیرد.

با چشم‌غره او را از کاری منصرف می‌کنید؟

همسرتان در مهمانی مشغول صحبت است و شما احساس می‌کنید که نباید آن حرف را بیان کند. احتمالا اولین راهی که برای متوجه کردن او امتحان می‌کنید، چشم‌غره رفتن یا زدن پا به پای اوست.

اگر شما با چشم‌غره یا تهدید کردن غیرکلامی همسرتان، او را از انجام دادن یک کار یا گفتن یک حرف منصرف می‌کنید، شما یک همسرآزار هستید. بسیاری از ما از کودکی با چنین رفتارهایی بزرگ شده‌ایم و این رفتار را از همکارمان گرفته تا فرزندمان، به همه تحویل می‌دهیم. اما وقت آن است که بدانیم این حرکت غیرکلامی در گروه خشونت رفتاری جا می‌گیرند و با حضورشان می‌توانند به زندگی مشترک و روابط اجتماعی ما آسیب برسانند.

دورش حصار می‌کشید؟


شما تعیین می‌کنید که همسرتان با چه کسانی ارتباط داشته باشد یا نه؟ زمانی که دوستان یا خانواده‌تان می‌خواهند به خانه شما بیایند، با کمال میل و بدون اطلاع او پذیرایشان می‌شوید اما حق دعوت کردن مهمان را به همسرتان نمی‌دهید؟

ایزوله کردن همسرتان و دور کردن او از کسانی که دوست‌شان دارد و در کنارشان آرامش می‌گیرد هم در گروه رفتارهای خشونت‌آمیز جا می‌گیرد. اگر انتظار دارید همسرتان تمام گذشته و عزیزانش را کنار بگذارد و جزئی از دوستان و خانواده شما شود، شما یک همسرآزار هستید.




نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، خانه و خانواده، 
برچسب ها : همسر، همسر آزاری، آزار، زن و شوهر،
لینک های مرتبط :



بهترین شخصیت خود را پیدا کنید



بهترین شخصیت خود را بیابید


مردم واقعا شاد و موفق سعی می کنند تا حد امکان بهترین و باهوش ترین نسخه از شخصیت واقعی خود باشند؛ البته نه در ظاهر که به طور درونی. این کار نمایش برند یا اعتبار یا خودنمایی نیست، بلکه کاملا درونی و واقعی است و آنها با همه وجود بهترینِ خود را ارائه می دهند.

اینکه انسان بهترین خودِ واقعی باشد به ظاهر بسیار ساده است اما انجام آن واقعا کار سختی است. یک عمر طول می کشد تا انسان آن را درک و اجرا کند.

در زندگی انجام همه کارهای ارزشمند بسیار دشوار است. برای رسیدن به این هدف باید دست از تنبلی برداشت و با پشتکار در مسیر صحیح قدم برداشت.

زندگی بهتر از این نیست که شما بهترین چهرهِ واقعیِ خود را پیدا و با آن شخصیت زندگی کنید؛ شخصیت باهوش و بسیار موفق. همان طور که استیو جابز در کنفرانس جهانی سان فرانسیسکو در سال ۲۰۰۸ میلادی گفت: «زمان بسیار محدود است، بنابراین وقت خود را با زندگی به سبک دیگران هدر ندهید. اجازه ندهید زمزمه نظرات دیگران باعث شود تا صدای درونی خود را نشنوید.»

انسان باید همیشه به چیزی– دل، سرنوشت، زندگی، قضا و قدر اعتقاد داشته باشد. بهترین روش برای رسیدن به این هدف این است که کارهایی خود را با عشق و علاقه انجام دهید. اگر هنوز به این مرحله نرسیده اید، دست از تلاش برندارید و ادامه دهید.

البته رسیدن به چنین هدفی به هیچ وجه آسان نیست و چالش های بزرگی سر راه شما قرار دارند اما می توانید با کمی حوصله و صبر، آنها را طی و به هدف خود برسید.

برای اینکه بهترین نسخه از شخصیت خود را ارائه دهید باید دو عنصر اساسی و کلیدی «تمرکز» و «نظم» داشته باشید. دو موردی که داشتن آنها در این روزها بسیار سخت است. این روزها حواس پرتی و رسیدن به خوشحالی های موقت و کوتاه مدت بسیار آسان و البته اعتیاد آور است.

پیدا کردن انگیزه لازم به منظور قرار گرفتن در مسیر خودیابی و پیدا کردن بهترین «خود» سه مزیت دارد که در ادامه آنها را نام برده ایم.

باعث خوشحالی شما می شود: شناخت خود باعث می شود تا با احساس راحتی بیشتری در پوست خود زندگی کنید. این کار باعث کاهش استرس و نگرانی های شما می شود. با شناختن خود و انتخاب بهترین «خود» می توانید بهترین همسر، پدر / مادر یا بهترین دوست باشید. این شناخت، انسان بهتری از شما می سازد.

بعلاوه، بدون شناخت خود واقعی نمی توانید به دستاوردهای بزرگی در زندگی خود دست پیدا کنید. بدون شناختن خود در واقع نمی توانید هدف یا علاقه مندی خاصی هم برای خود تعریف کنید و در نتیجه به جایگاهی که می خواهید نیز نمی رسید. هیچ هدفی بدون هوشمندی و شناخت میسر نمی شود.

هرگز سعی نکنید طوری زندگی کنید که واقعا نیستید. بهتر است به جای خودنمایی یا زیستن در قالبی که خود واقعی شما را پنهان می کند، سعی کنید خود واقعیتان باشید. باور کنید این کار باعث می شود تا بهترین و موفق ترین زندگی را داشته باشید زیرا با علاقه مندی کارهای خود را انجام می دهید و با انرژی بیشتری در مسیر درست قدم بر می دارید.

با انحراف از مسیر اصلی، بهای بسیار سنگینی پرداخت می کنید: تنها افرادی که واقعا نگران شما هستند، فرد مورد علاقه، دوستان و خانواده تان هستند. بقیه آدم ها به قدری درگیر زندگی خود و مشکلاتشان هستند که برای شما و فکر کردن به شما وقتی ندارند. در واقع باید گفت شما برای دیگران اهمیت ویژه ای ندارید. بنابراین پرداختن به کارهای غیرمنطقی و غیر اصولی برای خود و دیگران هیچ ارزشی ندارد. از همه مهم تر، این مساله باعث می شود تا فرصت های پیش رو را از دست بدهید و نتوانید موقعیت های زندگی خود را تشخیص دهید و از آنها استفاده کنید.

یک نظریه در تجارت هست که به آن «ارزش فرصت ها» می گویند. به این معنا که با انتخاب یک موقعیت، فرصت های دیگر زندگی خود را از دست می دهید. بیشتر مردم بدون توجه به این ایده، بسیاری از موقعیت های خود را از دست می دهند و زمانی متوجه این مساله می شوند که دیگر بسیار دیر شده است.

خودشناسی هیجان انگیز ترین سفر زندگی انسان ها است: همه ما برده اتفاق های زندگی خود هستیم. بسیاری از ما دوست داریم در مورد سفرهای خودشناسی افراد موفق مطالعه کنیم یا فیلم هایی در مورد آنها ببینیم. مسافرت همیشه سرشار از یافته ها و لذت های ماندگار است. خودشناسی نیز همچون سفر است و فرصت آن برای همه انسان ها موجود است. تا زمانی که وارد این مسیر نشوید، متوجه نخواهید شد چه دستاوردهایی خواهید داشت. در سفر خودشناسی می توانید کارهای برجسته ای انجام دهید و مسایل جدیدی کشف کنید. این سفر مملو از دستاوردهای عالی است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : بهداشت و سلامت، شخصیت ها، خانه و خانواده، 
برچسب ها : خود شناسی، خود واقعی، شخصیت شناسی، شناخت فردی، خودم،
لینک های مرتبط :



حفظ رابطه ها مرزهایی دارد!



مرزگذاری در ارتباط به این معناست که در روابط بین فردی حریم داشته باشیم و هر قدر هم که با کسی صمیمی هستید، پرده و حجابی بین خودتان و او ایجاد کنید و حرمت یکدیگر را نگه دارید و بر این اصل پایبند باشید که صمیمیت و نزدیکی به این معنا نیست که خیلی راحت باشید و هر طور که دلتان خواست رفتار کنید یا همه مسائل شخصی و خصوصی خود را بیرون بریزید.

حد و مرز، محدوده مالکیت را مشخص می کند. برخی افراد مخالف حد و مرز هستند؛ زیرا به نظر آنان چنین کاری خودخواهانه است و برخی دیگر واقعا از سر خودخواهی حد و مرز تعیین می کنند. هر دو گروه در اشتباه هستند، چراکه حد و مرز واقعی با خویشتنداری همراه است.

با خویشتنداری، فرد می تواند با تسلط بر خود مهربان تر برخورد کند، آگاهانه تر دوست داشته باشد و به صمیمیت دلخواه خود برسد.

اگر شما با رفتارهای ناپسند فرد مورد علاقه خود مخالفت و حد و مرز وی را به او یادآوری نکرده اید، اشتباه بزرگی را انجام داده اید. در واقع شما از ترس از دست دادن سکوت کرده اید غافل از این که همین ترس دوست داشتن را از بین می برد.

شما نمی توانید کسی را دوست داشته باشید در حالی که در کنار وی فردیت خود را از دست داده باشید. مرزگذاری در رابطه یکی از مهارت های مهم در روابط بین فردی است که اغلب افرادی که در روابط بین فردی مشکل دارند، از آن بی بهره اند.

«کلام» و «فاصله فیزیکی» به عنوان مهم ترین حد و مرز

در دنیای کنونی برای داشتن حد و مرز نمی توانید بر قلبتان قفل بزنید یا این که با هیچ کس ارتباط نداشته باشید بنابراین لازم است در قلمرو روابط تان از مرزهای دیگری استفاده کنید که شاید بتوان گفت مهم ترین آنان «کلام» و «فاصله فیزیکی» است. درباره حد و مرزسازی به وسیله کلام بنیادی ترین مرز زبان است. کلامتان مرزهای شما را تعریف می کند.

فاصله فیزیکی نیز نمونه ای از مرزبندی در روابط بین افراد است. وقتی همه تلاش ها برای ایجاد یک رابطه صمیمی بی نتیجه می ماند باید آدم ها از هم دور شوند تا جلوی آسیب رساندن به یکدیگر را بگیرند. فاصله فرصتی برای حفاظت، تفکر، التیام و یادگیری نکات جدید ایجاد می کند.

گاهی جدایی واقعا از آسیب در روابط جلوگیری می کند. فاصله فیزیکی می تواند کوتاه، جزئی یا طولانی تر و اساسی باشد. نمونه هایی از فاصله فیزیکی به این صورت است که می توانید هنگام جر و بحث و دعوا از محل دور شده یا می توانید مدتی از یکدیگر دور شوید تا به فکرتان نظم دهید.

گاهی اوقات فاصله فیزیکی علاوه بر حفظ روابط افراد فرصتی برای التیام و دلشکستگی ها فراهم می آورد.

مرزگذاری در زندگی زناشویی

در زندگی زناشویی لازم است به نیازمان به داشتن حد و مرز توجه کنیم، زیرا باید تابع همان قوانینی باشیم که برای همسرمان می پسندیم. اطاعت از فرآیند حد و مرز در زندگی مشترک باعث برقراری مساوات می شود و رابطه میان زوج ها را متوازن می کند. در چنین حالتی دیگر رابطه از بالا به پایین یا از پایین به بالا وجود نخواهد داشت.

حد و مرز، مسئولیت را تعریف می کند تا هر کس بداند چه وظایفی دارد. حد و مرز در شرایطی بیشترین فایده را دارد که زن و شوهر هر دو آزادی هایشان را محدود کنند تا بتوانند بهتر یکدیگر را دوست بدارند. شما در چنین شرایطی به این علت که همسرتان را دوست دارید و می خواهید زندگی و رشدش را بهبود بخشید، خواسته های خودخواهانه تری را کنار می گذارید و حتی در استفاده از آزادی های مشروع خود هم انعطاف پذیر می شوید.

نمی خواهید از آزادی هایتان استفاده کنید تا به عزیزتان آزار برسانید و با توجه به این اصل به حد و مرز همسرتان پاسخ می دهید. عشق زمانی شکوفا و عمیق می شود که دو نفر محدودیت ناشی از رعایت کردن و محترم شمردن حد و مرز همسرشان را بپذیرند و مطمئنا زمانی که هر دو حد و مرز یکدیگر را رعایت کنند، نتایج خوبی هم می گیرند.

به استقلال همسرتان احترام بگذارید

ما اغلب عاشق کسی می شویم که مستقل، محکم، قوی، مسئول و خوددار و فعال است. بعد وقتی او را به دست می آوریم سعی می کنیم او را تغییر دهیم. اگر او به مستقل بودنش ادامه دهد حسادت مان گل می کند، گویی برای بودن در این رابطه باید او را تا حدی محدود کنیم و دست و پایش را ببندیم.


اینجاست که شروع می کنیم به نصیحت کردن وی، محدودکردن انتخاب هایش، محدودکردن دیدگاه هایش (رویاهایش) و آزادی های وی. اما این اشتباه است. ما باید عقب بایستیم و آزادی همسرمان (البته آزادی های بجا و معقول) را به او برگردانیم.

بعد از مدتی که از روابط تان می گذرد، بیایید با خودتان فکر کنید آیا او هنوز هم فردی مستقل است یا این که فضای اختصاصی، اعتماد به نفس، استقلال و شادابی او را یکجا از بین برده اید؟ به راستی چرا ناخودآگاه تمایل داریم همسر خود را مهار کنیم و او شادابی خود را از دست بدهد؟ چرا لازم می دانیم هر جایی که او هست ما هم همواره حضور داشته باشیم؟ شما باید طرف مقابل خود را تشویق کنید. شاید هم نیاز باشد به طور مستقل زمانی را صرف کشف مجدد استعدادها و مهارت هایش و شما هم باید بعضی مواقع عقب نشینی کنید و سعی نکنید مانع وی شوید.

اکثر روابط موفق یک ویژگی مهم دارند که آن استقلال است. زن و شوهر باید زمانی را جدا از هم سپری کنند، این نشانه بلوغ و داشتن یک زندگی خوب و سالم است. پس سعی کنیم به حریم خصوصی یکدیگر احترام بگذاریم.

هریک از ما این حق خدادادی را داریم که برای حریم خصوصی، اعتماد و صداقت یکدیگر احترام قائل شویم، اما از بین همه آنها این حریم خصوصی است که خیلی قابل احترام است.

شما باید به حریم خصوصی همسرتان احترام بگذارید. اگر این کار را انجام ندهید، باید همه چیزهای دیگر از قبیل اعتماد، احترام و صداقت را هم زیر سوال ببرید. اگر همسرتان ترجیح می دهد موضوعی را با شما مطرح نکند، شما حق ندارید چرب زبانی کنید، تهدید کنید، رشوه بدهید یا با روش های پنهانی سعی کنید که حتما به آن موضوع پی ببرید.

مرزگذاری برای کودکان

کودکان با مرزگذاری متولد نمی شوند. آنها مرزها را از روابط و ضوابط بیرونی گرفته و درونی می کنند. برای این که کودکان یاد بگیرند در قبال چه چیزی مسئولیت دارند والدین مجبورند مرزهای روشنی را برای آنها ترسیم کنند و به شکلی با آنها رابطه برقرار کنند که بتوانند مرزهای خود را شناخته و یاد بگیرند. کودکان از طریق مشاهده عملکرد شما در ارتباط با مرزهای دنیای خودتان نکاتی را می آموزند.

آنها چگونگی رفتار شما با خود، همسرتان و همکاران تان را تماشا می کنند و برای یادگیری چیزهای خوب یا بد با شما رقابت می کنند.

آنان همواره در جستجوی افراد قدرتمندتر هستند و می خواهند مانند آنان باشند. آنان با پوشیدن کفش های پدر و استفاده از لوازم آرایش مادر سعی می کنند نقش بزرگسالان را بازی کنند و ببینند چه نقشی برای آنها مناسب است.

به این معنا مرزها بیشتر از آن که آموخته شوند، «گرفته» می شوند. درواقع یکی از بزرگ ترین لطف های شما به عنوان پدر و مادر این است که به فکر تعیین حد و مرز برای فرزندان تان باشید و یکی از بزرگ ترین شکست های شما در جایگاه والدین این است که در ایجاد مرزها غفلت کنید.

درباره مرزگذاری شما به عنوان والد می توانید به فرزندتان در نظر گرفتن حد و حدود و مرزها آموزش دهید. شما با گفتن این جمله که «تو مسئول رفتار خودت هستی» به آنها می آموزید که آنان باید مسئولیت رفتارهایی چون تمیزکردن اتاق شان، گرفتن نمرات خوب و داشتن رفتار مناسب را بپذیرید.

با این کار یعنی ایجاد مرزها برای کودکان تان هم جایگاه خود را حفظ می نمایید، هم به فرزندتان می آموزید که همیشه نمی توانید با زورگویی یا بیش خواهی به حقوق دیگران تجاوز کنند.

در آموزش مرزها به فرزندتان گاه ممکن است احساس کنید در حال از پا درآمدن توسط فرزندتان هستید. در نظر داشته باشید کودکان به طور فوق العاده ای می توانند حس کنند که ما چه زمانی ضعیف و آماده تسلیم به آنها هستیم. در حقیقت کودکان روی ما کار می کنند و به راحتی منصرف نمی شوند.

یکی از دلایل تسلیم شدن شما این است که خودتان به فرزندتان آموخته اید تا هر جا که بخواهد می تواند پیش برود و شما بالاخره تسلیم خواهید شد.

تکنیک های مرزگذاری را به خاطر بسپارید

مرز را تعریف کنید: قبل از هر چیزی بهتر است مرز را برای خود تعریف کنید. از خودتان بپرسید اگر قرار باشد از این به بعد در روابط بین فردی خود مرز داشته باشید چگونه عمل خواهید کرد؟ چه مسائلی را با طرف مقابل در میان می گذارید و چه مسائلی را در میان نمی گذارید.

در رابطه با مرزگذاری از تجارب دیگران استفاده کنید: در صورتی که قادر به مرزگذاری در رابطه نیستید می توانید از دیگران کمک بگیرید. برای این کار می توانید از چند نفر از افرادی که در روابط بین فردی موفق هستند، بپرسید معمولا یک رابطه را چگونه شروع می کنند و چگونه ادامه می دهند و این که چگونه در روابطشان با دیگران مرز می گذارند.

افراد را بشناسید: صمیمی شدن با دیگران مستلزم این است که ابتدا آنها را بشناسید. براساس ظاهر افراد نتیجه گیری نکنید و برای شناخت آنان سعی کنید هیچ گاه زود قضاوت نکنید، به رفتارشان بیشتر از گفتارشان توجه کنید، رفتار آنان را در موقعیت های مختلف در نظر بگیرید و به تضاد بین گفتار و رفتار افراد توجه کنید.

در روابط تان شیفتگی را کنار بگذارید: شیفتگی چیزی شبیه عشق کور است. در حالت شیفتگی شما فرد را فقط با ویژگی های مثبت می بینید و ویژگی های او را نفی کرده و ویژگی های مثبت او را اغراق آمیز جلوه می دهید. (این حالت با جنس مخالف زیاد اتفاق می افتد) . برای مقابله با شیفتگی لازم است یاد بگیرید افراد را نسبی ببینید. با این دیدگاه شما شیفته کسی نخواهید شد، چون به این نتیجه خواهید رسید که او نیز فردی است مانند دیگران و (فرد) چیز خارق العاده ای نیست.

نفی کردن را کنار بگذارید: نفی کردن درست در مقابل شیفتگی قرار دارد. در نفی کردن فرد سعی می کند در ویژگی های منفی طرف مقابل اغراق کرده و آنها را پررنگ سازد. این نوع نگرش نسبت به دیگران سبب می شود براحتی آنان را کنار بگذارید و اگر بخواهید با این ویژگی با دیگران ارتباط برقرار کنید دائم با آنها درگیر خواهید بود و ارتباط پرتنشی خواهید داشت.

مرزهای سخت را متعادل کنید : همان طور که برخی افراد در روابط بین فردی خود حد و مرزی ندارند و هر طور که راحت هستند عمل می کنند، افرادی هم هستند که به دور خود دیوار می کشند و سعی می کنند از نزدیک شدن به دیگران اجتناب نمایند و به هیچ عنوان با کسی صمیمی نمی شوند. در مرز گذاری هایتان سعی کنید این افراط و تفریط را کنار بگذارید و تعدیل نمایید.

رازدار خود باشید: مرزگذاری در رابطه به این معناست که اگر مایل نیستید خاطره، تجربه یا مطلبی از شما افشا شود آن را پیش خود نگه دارید و با کسی مطرح نکنید. این را بدانید وقتی شما نمی توانید راز دار خودتان باشید از دیگران هم نباید انتظار داشته باشید که رازدار مسائل مهم شما باشند.

روابط خود را درجه بندی کنید: برای این کار می توانید از مقیاسی استفاده کنید که از چند سطح تشکیل شده باشد. برای مثال؛ سطح اول: آشنایی، سطح دوم: دوستی و روابط اجتماعی، سطح سوم: دوستی صمیمانه و سطح چهارم: دوستی صمیمانه و رفت و آمد خانوادگی. این گونه درجه بندی تا حدودی به شما کمک خواهد کرد جایگاه هر فرد را در نظر بگیرید و متناسب با جایگاه وی با او رفتار کنید.

دور خودتان خطوط فرضی بکشید

حد و مرزهای شخصی، خطوط فرضی هستند که شما دور خودتان می کشید تا هیچ کس چه از نظر فیزیکی و چه از نظر احساسی ـ مگر این که دعوت شود ـ حق عبور از آن را ندارد. شما حق دارید بایستید و بگویید: «نه، من این را تحمل نخواهم کرد.» اما قبل از آن ابتدا باید مرزها را مشخص کنید. باید بدانید تحمل چه چیزی را دارید و تحمل چه چیزی را ندارید.

هر چه در مرزهای خود احساس امنیت بیشتری پیدا کنید، دیگران قدرت کمتری پیدا می کنند تا شما را تحت تاثیر خود قرار بدهند. تعیین حد و مرزهای شخصی به این معناست که دیگر از افراد نترسید و وقتی فردی از مرز بین رفتار مناسب و نامناسب عبور می کند، به راحتی بگویید نمی خواهید با شما این گونه رفتار یا صحبت بشود.

تعیین متناسب حد و مرزهای شخصی ما را قادر می سازد در برابر افراد سمج، گستاخ، پرخاشگر، سوءاستفاده کننده و افرادی که از روی بی عقلی و نادانی قصد استفاده از ما را دارند، مقاومت کنیم. یکی از ویژگی های افراد موفق این است که ارزش خود را می دانند و اجازه نمی دهند کسی با آنان بدرفتاری کند.

زمانی که خطوط فرضی را دور خودتان می کشید، راحت تر می توانید پشت آن بایستید و محکم، مصمم، قوی و بااعتماد به نفس باشید. البته در کشیدن این خطوط متعادل رفتار کنید.

به حریم دیگران تجاوز نکن

بهترین راه آموزش احترام به دیگران این است که مرزهای شخصی مناسبی برای خودتان داشته باشید. به این معنا که به خودتان اجازه ندهید به شما بی احترامی شود. در همین رابطه مرزهای شما به عنوان یک والد، مرزهایی است که فرزندتان آنها را درونی خواهد کرد.

اگر هنگام بی توجهی فرزندتان به مرزها و حدود شخصی خودتان بگویید «نه» آنها یاد می گیرند به حد و مرز دیگران احترام بگذارند.

اگر شما این کار را انجام ندهید آنها نیز انجام نخواهند داد. در ضمن برای احترام به مرزهای دیگران و همراه شدن با دیگران فرزندان باید از طریق آموزش های شما چند اصل را یاد بگیرند:

ـ به حد و مرزها در روابط شان احترام بگذارند.

ـ به دیگران آسیب نرسانند.

ـ بدون این که دیگران را تنبیه کنند، به «نه گفتن» آنان احترام بگذارند.

ـ زمانی که مرزهای دیگران مانع رسیدن آنها به چیزهای مورد علاقه می شود، دیوانه نشوند.

در این رابطه لازم است هم شما و هم همسرتان برای آموختن مرزها به فرزندتان همسو و هماهنگ شوید، چرا که در صورتی که فرزند شما در نزاع بین خود و یکی از والدین، دیگری را واسطه قرار دهد، اختلاف پیش می آید.

در چنین شرایطی والدی که «طرفدار مرز» است اغلب به عنوان والد بد و محروم کننده و والد «ضد مرز» به عنوان والد خوب دیده می شود.

اگر همسرتان از مرزها حمایت نمی کند، قبل از آن که کاری جدی را با فرزندتان آغاز کنید، این موضوع را با همسر خود در میان بگذارید، اگر او موضوع را جدی نگرفته و این شما هستید که بهای این بی مسئولیتی را می پردازید، شرایط را به گونه ای رقم بزنید که والد بدون مرز عواقب آن را متحمل شود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، راه زندگی، قبل از ازدواج، خانه و خانواده، 
برچسب ها : مرز، رابطه، اخلاق خشن، حفظ رابطه،
لینک های مرتبط :



چاره ایی برای  ازدواج‌های اجباری

 


این روزها با وجود ازدواج های غیرسنتی، هنوز هم کسانی هستند که با فشار اطرافیان مجبور به انتخاب و ازدواج می شوند اما مدتی بعد، احساس می کنند هنوز نتوانسته اند با فرد جدید ارتباط عاطفی خوبی برقرار کنند.

 

مسوولیت پذیر باشید

یکی از معیارهای همسر مناسب و یکی از شرایط ازدواج موفق «دوست داشتن» فرد مقابل است. توجه داشته باشید اگر دچار این مشکل هستید،‌ مسئولیت پذیر باشید. فرد وظیفه شناس و مسئولیت پذیر، مسئولیت کارها و اشتباهات خود را می پذیرد و اجازه نمی دهد دیگری به خاطر اشتباه وی دچار خسران و زیان گردد.

 

به بیان دیگر یا از همان ابتدا باید فردی را انتخاب می کردید که علاوه بر اینکه تمام معیارهای خوب را دارا بود، ‌به دل شما هم می نشست و یا اینکه اگر در ابتدا به این مطلب مهم توجه نکرده اید نباید زندگی را به سادگی از هم بپاشید.

 

فرد مقابل به اندازه شما در این زندگی سهیم است و شما با اشتباهتان او را هم درگیر مشکلات عدیده ای کرده اید. در این وضعیت بهترین و درست ترین حالت این است که تمام سعی و تلاشتان را برای عشق ورزی و مورد محبت قرار دادن نامزدتان قرار دهید تا مهر و محبت او به دلتان ورود یابد.

 

چطور محبت ایجاد کنیم؟

 

1 – انجام کارها و فعالیت هایی که باعث افزایش مهر فرد مقابل (نامزد) در دلتان می شود:

به نامزدتان ابراز علاقه کنید. به او بگویید که دوستش دارید. این جمله هم در دل خود شما اثر می کند و هم دل نامزدتان را پر از محبت شما می گرداند. محبت به طور طبیعی محبت می آفریند. اگر نامزدتان به شما ابراز علاقه و محبت کرد، ‌این لطف او را بی پاسخ نگذارید.

 

2 – توجه بیشتر به ویژگی های مثبتی که نامزدتان دارد می تواند محبت او را در دلتان عمیق تر کند. نیمه پر لیوان را ببینید. در این وضعیت نیز یکی از کارهای مهم توجه به ویژگی ها و اخلاقیات مثبت نامزدتان است. این امر باعث می شود نکات مثبت و خوب نامزدتان بیشتر از نکات منفی وی به چشمتان بیاید و علاقه تان به وی بیشتر و بیشتر شود.

 

3 – عشق و علاقه او نسبت به خود را باور کرده و برای این عشق احترام قائل باشید.

فرد مقابل به اندازه شما در این زندگی سهیم است و شما با اشتباهتان وی را نیز درگیر مشکلات عدیده ای کرده اید. در این وضعیت بهترین و درست ترین حالت این است که تمام سعی و تلاشتان را برای عشق ورزی و مورد محبت قرار دادن نامزدتان قرار دهید تا مهر و محبت وی به دلتان ورود یابد

 

4 – روی آینده متمرکز شوید و سعی کنید زندگی آینده خود را با او تصور کنید. اهداف و برنامه های مشترک برای زندگی مشترکتان در نظر بگیرید و روی اجرای آنها متمرکز شوید تا به هم نزدیک شوید. نه احساسی که به او دارید و میانتان فاصله می اندازد. ما با کسانی که اهداف مشترک داریم، احساس نزدیکی بیشتری می کنیم. مثل همکارانی که با آنها روی یک پروژه کار می کنیم یا همکلاسی دانشگاه که یک تحقیق مشترک داریم. پس اگر این اشتراکات در مسائل اصلی زندگی میان شما و همسرتان ایجاد شود، احساس علاقه و نزدیکی بیشتری به او خواهید داشت.





نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، خانه و خانواده، 
برچسب ها : اجبار، ازدواج تحمیلی، همسر تحمیلی، همسر، زن و شوهر، ازدواج اجباری،
لینک های مرتبط :




دخترک 4 ساله به خاطر اعتیاد به آیپد، درمان می شود






گاهی بی مسئولیتی بارزی در رفتار آدم بزرگ ها نسبت به کودکان دیده می شود. گاهی بزرگترها نمی دانند باید در مقابل چه چیزهایی بچه ها را محافظت کنند و این، در عصر دیجیتال جنبه تازه ای پیدا کرده.

یک دختر 4 ساله در خانواده ای از اهالی جنوب شرق انگلیس، از 3 سالگی بر روی آیپد والدینش بازی های کامپیوتری انجام می داده و حالا دکتر روانپزشک او آقای ریچارد گراهام، بیماری "اعتیاد به آیپد" را در این کودک تشخیص داده. با دور شدن آیپد از او، نشانه های گوشه گیری در رفتارش مشاهده می شود که شامل کج خلقی و اوقات تلخی، و کارهای غیر قابل کنترل است.

دکتر گراهام می گوید والدین این دختر به خاطر اینکه زود برای کمک به سوی پزشکان شتافته اند و خودشان اقدام سر از خودی انجام نداده اند، باید تحسین شوند چراکه اگر این دختر تا سن 11 سالگی به همین شکل ادامه می داد، باید برای درمان در کلینیک روانی بستری می شد.

او یکی از بسیار کودکان بیماری است که بعد از شروع استفاده از تبلت در سنین پایین، این نوع علایم را از خود بروز می دهند. اعتیاد به بازی با آیپد آنقدر در او پیشرفت کرده که در صورت دوری از آن، رفتارهای پرخاشگرانه می کند.

کلینیک کاپیو نایتینگل که دکتر گراهام رئیس آن است ماهانه مبلغ گزاف 24 هزار دلار را از هر فرد بابت حضور در "برنامه دفع اعتیاد دیجیتال" دریافت می کند؛ برنامه ای که طراحی شده تا با دور کردن معتادان از تبلت ها و سایر دستگاه ها، از آنها اعتیاد زدایی کند. برخی از بیماران این کلینیک 36 ساعت متوالی آنلاین می مانند و برخی دیگر تا 20 حساب کاربری در فیسبوک دارند.

سازمان سلامت ملی بریتانیا قصد دارد اختلال اعتیاد اینترنتی را به رسمیت بشناسد و با قانون گزاران در جهت درج این عبارت در آیین نامه های جدید تلاش کند.

دکتر ریچارد یک توصیه مهم برای والدین دارد:

آیپدتان را دم دست رها نکنید چون در این صورت بچه ها با دیدن رنگ های زیبای اش، به استفاده از آن تمایل پیدا می کنند. آنها توان مقابله با این میل را نخواهند داشت و در نهایت معتاد می شوند که در این صورت با دور کردن آیپد از آنها، رفتارهای پرخاشگرانه و غیر قابل کنترل بروز خواهد یافت.




نوع مطلب : خانه و خانواده، سخت افزار، اجتماعی، کودکان، 
برچسب ها : آیپد، اعتیاد، کودکان،
لینک های مرتبط :



 حتما باید پاسخ این سوالات را بدانید



اگر آنگونه که خودتان دوست دارید زندگی کنید متوجه می شوید که بسیاری افراد با شما موافق نیستند چیزی که شما را خوشحال می کند دیگران را خوشحال نمی کند اما هرگز اجازه ندهید نظر و خواست دیگران شما را از آنچه دوست دارید دور کند.



چه چیزی باعث می شود شما به خودتان ببالید؟

اگر آنگونه که خودتان دوست دارید زندگی کنید متوجه می شوید که بسیاری افراد با شما موافق نیستند چیزی که شما را خوشحال می کند دیگران را خوشحال نمی کند اما هرگز اجازه ندهید نظر و خواست دیگران شما را از آنچه دوست دارید دور کند (البته در صورتی که کار مورد علاقه شما آسیب و خطری برای دیگران دربر نداشته باشد). مهمترین فرد برای شما باید خودتان باشید و باید کاری را انجام دهید که موجب می شود از خود و زندگی تان لذت ببرید و به خودتان ببالید.

چه موانعی برای رسیدن به هدفتان قرار دارد؟

مانع تنها زمانی واقعیت می یابد که آن را خوب نشناسید و به آن به چشم یک مانع بنگرید. اگر خوب آن را بررسی کنید برایتان دیگر مانع نیست بلکه تنها یک چالش می شود. همواره فکر کنیدکه در بهترین شرایط قرار دارید به این ترتیب اسده تر می توانید دست به کار شوید اما اگر احساس کنید در شرایطی سخت و دشوار قرار دارید حتی اگر مقدمات کاری که می خواهید انجام دهید فراهم شود باز هم اقدام کردن برایتان دشوار می شود و اعتماد به نفستان پایین می آید. به یاد داشته باشید که هموارترین راه ها هم در قسمت هایی پستی بلندی دارند. با اعتماد به نفس به سوی چالشی که پیش رو دارید قدم بردارید تا به قسمت هموار جاده برسید.

اشتباهایتان کدامند؟

شما هرگز به جایی نمی رسید که دیگر مرتکب اشتباه نشوید. هیچ انسانی به چنین نقطه ای نمی رسد. اشتباهایتان را پیدا کنید و از آنها درس بگیرید. هر گاه به اطمینان رسیدید که دیگر کامل شده اید و شکست نخواهید خورد، تردید نکنیدکه در سراشیبی سقوط قرار گرفته اید.

سعی کنید علاوه بر اشتباهای خودتان اشتباهای دیگران را نیز ببینید و از آنها درس بگیرید نه اینکه اشتباهایشان را به رخشان بکشید. از واقعیت فرار نکنید، اشتباه هایتان را بپذیرید و از آنها برای رشد و پیشرفت خود استفاده کنید



نوع مطلب : خانه و خانواده، راه زندگی، اجتماعی، مهارت های زندگی، 
برچسب ها : سوالات، زندگی، موفقیت،
لینک های مرتبط :



خانـــم ها و آقــایان
لطفا کمی فاصله بگیرید

 



همیشه به ما گفته اند ازدواج یعنی «یکی شدن» و «برای هم بودن»، حالا چطور کسانی که دقیقا بر اساس همین ایده آل ها عمل می کنند بیشتر احتمال دارد طلاق بگیرند؟ راستش قضیه به این سادگی ها نیست.


احتمالا شما هم با دیدن این تیتر تعجب کرده اید. خب! تعجب هم دارد. همیشه به ما گفته اند ازدواج یعنی «یکی شدن» و «برای هم بودن»، حالا چطور کسانی که دقیقا بر اساس همین ایده آل ها عمل می کنند بیشتر احتمال دارد طلاق بگیرند؟ راستش قضیه به این سادگی ها نیست.


اگرچه افسانه یکی شدن در عشق در فرهنگ ما دیده می شود، کسانی بیشتر به آن عمل می کنند که در خانواده پدری خودشان هم یاد نگرفته اند خود را از نظر عاطفی مستقل کنند.

فرایندی که روانشناسان به آن می گویند «خودتمایزیافتگی». حالا اگر کسی با خودتمایزیافتگی پایین وارد رابطه ازدواج شود، این بار به جای پدر یا مادرش، از لحاظ عاطفی به همسرش می چسبد.

از آنجا که همسر نمی تواند همه توقعات عاطفی فرد تمایزنیافته را برآورده کند، هر دو طرف ناراضی می شوند و میل به جدایی در خود احساس می کنید، خواندن این مقاله را از دست ندهید.

طبق معمول همه چیز از خانه پدری آغاز می شود. به اندازه خانه های پدری همه دنیا «جوهای عاطفی» متفاوتی وجود دارد اما روی هم رفته براساس شیوه تربیتی پدر و مادر ممکن است سه جو در هر خانواده ای وجود داشته باشد.



- بعضی از خانه ها مرزهای به شدت بسته ای دارند. یعنی هر کسی دور خودش یک مرز نامرئی کشیده است و کاری به دیگران ندارد و فقط کار خودش را انجام می دهد. معمولا در این خانواده ها قوانین سفت و سخت تربیتی وجود دارد و انجام ندادن آنها با سختگیری زیادی مواجه می شود. این خانواده ها بیشتر شبیه به یک پادگان نظامی هستند.

- دومین نوع خانواده، خانواده هایی هستند که هیچ مرز مشخصی بین اعضایش وجود ندارد. در این خانواده ها که در ایران خودمان کم هم نیستند، استقلال اعضای خانواده به رسمیت شناخته نمی شود. دست همه در جیب هم است، یک نفر که استرس دارد همه استرس می گیرند، همه به شدت به هم وابسته اند و همه کار یکدیگر را انجام می دهند.

- در سومین نوع که خانواده مطلوب و سالم به حساب می آید، مرز بین اعضا وجود دارد، یعنی خانواده قانون دارد اما این مرزها انعطاف پذیرند. یعنی هم استقلال سرجایش است و هم اعضا با هم رابطه عاطفی دارند.

مشکل از کدام خانواده شروع می شود؟

خانواده نوع اول و دوم همیشه در آینده مشکل سازند اما کسانی که بعدا به شدت به همسر خود وابسته می شوند و از او توقع های بیش از حد دارند، معمولا از خانواده نوع دوم می آیند؛ خانواده هایی با مرزهای باز. خانواده هایی که به بچه ها یاد نداده اند از لحاظ عاطفی مستقل و به اصطلاح «خودبسنده» باشند.

در واقع ریشه رفتار همسران وابسته را باید در خانواده های پدری از نوع مرز باز جست و جو کرد.

تمایز نداشتن چه نشانه هایی دارد؟

افرادی که «خودتمایزیافتگی» کمی دارند ممکن است دو نشانه کاملا متفاوت از خود نشان دهند. آنها یا آنقدر از صمیمیت با دیگران می ترسند که خودشان را درگیر هیچ رابطه عاطفی جدی نمی کنند، یعنی به ظاهر با همسرشان زیر یک سقف اند اما در واقع هیچ رابطه واقعا صمیمانه ای با او ندارند.

بعضی ها برعکس به شدت وارد رابطه عاطفی درگیرانه با همسرشان می شوند و به اصطلاح به او می چسبند. این افراد معمولا در خانواده پدری هم به یکی از والدین به شدت وابسته بودند یا حتی هنوز هستند. افراد تمایزنایافته انعطاف پذیر نیستند، نمی توانند در مقابل استرس منطقی عمل کنند و بنابراین نمی توانند به خوبی از پس استرس برآیند. آدم های تمایزنایافته همیشه در زندگی خانوادگی از یک اضطراب مزمن رنج می برند.





چطور خودمان را تمایزیافته کنیم؟

رسیدن به درجه خودتمایزیافتگی چندان ساده نیست. عدم خودتمایزیافتگی در واقع بخشی از شخصیت است و به تدریج در طول سالیان دراز در خانواده پدری شکل گرفته است و بنابراین نمی توان توقع داشت به همین سادگی به خودتمایزیافتگی تبدیل شود.

بنابراین اولین پیشنهاد، مراجعه به یک متخصص یعنی روانشناس بالینی یا مشاور خانواده است تا تحت نظر او و با کمک هر دو زوج این اتفاق بیفتد. نکته های زیر هم می تواند به شما کمک کند.

1- ریشه های مشکل خود را بشناسید

ببینید در خانواده پدری در کدام یک از سه خانواده ای که اول مطلب گفتیم بزرگ شده اید. در خانواده های نوع دوم احتمال اینکه تمایزیافته نباشید بیشتر است. البته در خانواده های نوع اول هم مشکل وجود دارد اما خودش را به شکل های دیگری در زندگی زناشویی نشان می دهد؛ مشکلاتی مثل انرژی عاطفی نگذاشتن برای خانواده یا بی کفایتی شخصی.

2- کسی را مقصر اصلی ندانید

کسی مقصر تمایز نداشتن شما نیست. در واقع همیشه یک نفر از وابسته شدن لذت می برد و یک نفر از وابسته کردن. اما این فرمول در دراز مدت جواب نمی دهد و بالاخره یکی از دو طرف خسته می شود یا احساس می کند قانع نیست. برای اینکه این اتحاد ناسالم بکشند باید هر دو نفر هم زن و هم شوهر همکاری کنند.



3- هدف خودتان را بدانید

هدف شما رسیدن به تمایزیافتگی است. زن و شوهرهای تمایزیافته افراد متعادلی هستند. همانقدر که برای احساسشان ارزش قائل اند، عملکرد منطقی و عقلانی خوبی هم دارند. آنها نه به همسرشان وابسته اند و نه به خانواده پدری. از طرف دیگر احساس نیاز شدید به «بریدن» از خانواده پدری یا همسرشان را هم نمی کنند. آنها نیازی به تایید یا رد همسر یا خانواده پدری ندارند.

4- از هم تفکیک شوید

یاد بگیرید خودتان مستقل تصمیم بگیرید. بدون اینکه احساس نیاز شدیدی به تایید همسر یا خانواده پدری داشته باشید، برای زندگی تان برنامه ریزی کنید. برنامه داشتن برای این نوع از «جدایی» عاطفی باعث می شود احساس نیاز شدید به «جدایی» دیگر، یعنی طلاق، کاهش یابد.

چکیده مطلب

افرادی که خوتمایزیافته نیستند احتمال بیشتری دارد که در معرض طلاق باشند. برای خودتمایزیافته شدن باید ریشه های مشکل خود را بشناسید، کسی را مقصر ندانید، هدف خودتان را بدانید و وابستگی به هم یا خانواده پدری را کاهش دهید.




نوع مطلب : ورزشی، راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، خانه و خانواده، 
برچسب ها : ازدواج، فاصله، خانم، آقایون،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه