دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان


خانم ها از آقایان خواستگاری کنند،اما چگونه؟!


همیشه همه جا شنیده‌ایم كه آقا باید به خواستگاری خانم برود و خانم‌ها
نباید در این مورد پیش‌دستی كنند ولی واقعا این تفكرات چقدر درست است؟ آیا
به راستی یك خانم نمی‌تواند از یك آقا خواستگاری کند؟

شب‌ها خواب راحتی ندارید، مدام نگرانید و احساس می‌كنید باید كاری انجام
داد ولی نمی‌دانید كار درست چیست؟ به او علاقه‌مندید و او را موقعیت مناسبی
برای ازدواج می‌دانید ولی با خود می‌گویید مگر می‌شود یك خانم از یك آقا
خواستگاری كند؟ مردم چه می‌گویند؟ خود او چه فكری خواهد كرد؟ اطرافیان همه
به شما می‌گویند خانم باید صبر كند تا برایش خواستگار بیاید ولی شما مرد
مورد علاقه خود را یافته‌اید؛ كسی كه به درستی تمام ویژگی‌های او را بررسی
كرده‌اید و مطمئن هستید كه او كاملا صلاحیت‌های لازم را دارد و از این
می‌ترسید كه او را از دست بدهید و تا آخر عمر موقعیتی همچون او پیدا نكنید
و.... اگر شما هم گرفتار چنین وضعیتی هستید این مطلب می‌تواند راهنمای خوبی
برای شما باشد.

*اعتماد به نفس داشته باشید*


گاهی خانم و آقا با هم آشنا می‌شوند و دوست دارند برای ازدواج یكدیگر را
بیشتر بشناسند، ولی به هر دلیلی راحت با هم صحبت نمی‌كنند، در چنین موقعیتی
ممكن است خانم احساس كند كه فرد مقابل موقعیت مناسبی برای ازدواج است چون
به لحاظ شخصیتی ویژگی‌های مثبت و خوبی دارد یا.... در نتیجه خانم دوست دارد
رابطه را كمی جدی‌تر كند و به سمت ازدواج ببرد اما خجالت می‌كشد یا كسر شأن
خودش می‌داند كه موضوع را با طرف مقابل مطرح كند یا احساس می‌كند اگر
درخواستی مبنی بر ازدواج مطرح كند غرورش شكسته می‌شود، البته من قبول دارم
كه خانم‌ها به‌خصوص در كشور ما بیشتر تمایل دارند كه انتخاب بشوند و آقایان
به سراغ‌شان بروند؛  وقتی این روند برعكس ‌شود و خانم فعال باشد و انتخاب
‌كند، ممكن است به او القا شود كه كار اشتباهی می‌كند یا خودش احساس كند كه
جایگاهش را پایین آورده‌ و به‌طور كلی آن حس اعتماد به نفسش را از دست
بدهد.  از طرف دیگر نیز اطرافیان به این رویه دامن می‌زنند مثلا وقتی متوجه
این موضوع(مطرح كردن درخواست از طرف خانم) می‌شوند شروع به نصیحت و سرزنش
می‌كنند، در واقع انتخابی كه براساس علاقه بوده را زیر سوال می‌برند، من
فكر می‌كنم بیشتر نگرانی خانم‌ها از این قضیه به‌ دلیل ‌اعتماد به نفس‌
نداشتن و ترس از برداشت‌های دیگران از این كار است.


*شانس یك‌بار به در خانه شما می‌آید*

بیشتر اوقات به‌خصوص در خانواده‌های سنتی می‌گویند یك خانم باید منتظر
بماند و نباید پیش‌دستی كند و...چون ممكن است به او صفت‌های ناروا نسبت
داده شود یا... حتی اگر ما این فرض را قبول كنیم اما باید بدانیم در
زندگی‌مان كم پیش می‌آید فرد مناسبی را پیدا كنیم كه مطابق با معیارهایمان
باشد و ویژگی‌های لازم را نیز داشته‌ باشد، پس چرا وقتی چنین موقعیتی پیش
می‌آید از انتخابمان دفاع نكنیم و به سمت آن حركت نكنیم كه به دستش
بیاوریم؟! در اینجا باید روی این نكته اساسی تاكید كنیم كه هر فردی چه خانم
و چه آقا باید برای به‌دست آوردن چیزی كه آن را درست و صحیح می‌داند تلاش
كند، بنابراین برای به‌دست آوردن كسی هم كه او را به درستی بررسی كرده‌، به
او علاقه‌مند‌ شده و او را برای ادامه زندگی مناسب می‌داند باید تلاش كرد
به قولی حداقل باید یك چراغ سبز نشان داد تا طرف مقابل متوجه این علاقه و
قصد ازدواج شود. وقتی هیچ اقدامی نكنید به راحتی ممكن است یكدیگر را از دست
بدهید و به‌نظر شما اگر چنین اتفاقی بیفتد آیا تا آخر عمر حسرت از دست دادن
این رابطه را نخواهید خورد؟


*باورهایی كه شما را اسیر می‌كنند*

همه ما انسان‌ها در زندگی‌مان در یك دایره امن زندگی می‌كنیم؛ این دایره
امن عادت‌ها و باورهای شرطی شده ماست كه حاضر نیستیم از آن‌ها تخطی كنیم.
برای درك بهتر كیسه خوابی را تصور كنید كه در آن خوابیده‌اید، قدرت حركت
شما بسیار كم است‌، كیسه خواب تا گردن شما آمده ‌است و اصلا نمی‌توانید
آزادانه حركت كنید. زمان‌هایی این عادت‌ها، باورها و محدودیت‌های ذهنی كه
خود فرد برای خودش ایجاد كرده‌ دقیقا شبیه كیسه خواب می‌شود و اجازه
نمی‌دهد فرد به سمت خواسته‌هایش حركت كند. باید باورهایی را كه اجازه حركت
به شما نمی‌دهند شناسایی كنید تا برخوردی آگاهانه داشته باشید.


*قرار نیست فقط آقایان فعال باشند*

به‌نظر من در مرحله آشنایی پیش از ازدواج هر 2 طرف باید نقشی فعال
داشته‌باشند؛ نباید اینگونه فكر كرد كه فقط باید آقا نقش فعال داشته باشد و
بهتر است خانم كاملا خودش را كنار بكشد چون ممكن است این روند در باقی
زندگی زناشویی نیز ادامه پیدا كند و آقا احساس كند باید حرف آخر را او
بزند‌، مسئولیت زندگی باید به دوش او باشد و خانم را كنار بزند. وقتی این
روزها خانم‌ها در عرصه‌های اجتماعی از جمله در دانشگاه‌ها و مجامع دیگر
فعالیت بیشتری دارند اینها نشانه این است كه خانم‌ها می‌خواهند اثرگذاری
بیشتری داشته باشند و یكی از مهم‌ترین اثرگذاری‌های‌شان می‌تواند در مقوله
ازدواج‌شان باشد چون قرار است یك عمر با كسی زندگی كنند، پس باید برای چیزی
كه می‌خواهند كمی تلاش كنند.


*پیشنهادتان را اینگونه بگویید*

این‌كه شما چگونه از فرد مورد نظرتان درخواست كنید كاملا بستگی به خانواده
و فرهنگی دارد كه در آن بزرگ شده‌اید؛ این‌كه كاملا سنتی است یا نه و این
واقعا مهم است وقتی شما تفكری سنتی دارید و ترجیح می‌دهید كه همه چیز ابتدا
از فیلتر خانواده عبور كند بنابراین بهتر است ابتدا به خانواده‌تان بگویید
تا از طریق آن‌ها مثلا پدر یا برادر یا مادر درخواست‌تان را مطرح كنید. اما
اگر به این قائل هستید كه خودتان ارتباط برقرار كنید ابتدا باید در ذهن‌تان
فرد را سبك و سنگین كنید و ببینید آیا او با معیارهای شما مطابقت دارد و
وقتی از این مورد مطمئن شدید، حالا می‌توانید از او سوال كنید كه آیا شما
مایل هستید ما بیشتر با هم آشنا بشویم؟آیا این موقعیت را دارید؟ در اینجا
نیازی نیست احساساتی بیان شود و بگویید كه به او علاقه‌مند شده‌اید چون او
خود تا حدی متوجه خواهد شد. با این سوال شما چند چیز را متوجه می‌شوید اول
اینكه آیا او آمادگی ازدواج دارد؟ یا آیا كسی در زندگی او وجود دارد كه شما
خبر ندارید؟ و.... وقتی شما فرض رابطه را بر آشنایی بیشتر برای ازدواج
بگذارید مواظب هستید از به‌وجود آمدن علاقه بیشتر جلوگیری ‌كنید و در نتیجه
می‌توانید آگاهانه تصمیم بگیرید. البته بهتر است خانواده‌ها نیز در جریان
این آشنایی قرار بگیرند و اینكه چنین شخصی در زندگی شما وجود دارد و شما در
حال فكر كردن به ازدواج هستید.


*دنبال نشانه‌ها باشید*

هر خانمی درصورتی برای آشنایی بیشتر راغب می‌شود و درخواستش را مطرح می‌كند
كه احساس كند طرف مقابل نیز به او علاقه‌مند است اما این توجه ویژه را از
كجا باید فهمید؟ 2 نفر ممكن است در جاهای مختلفی با هم آشنا شوند از محیط
كار یا دانشگاه گرفته تا محیط‌های فامیلی بنابراین باید نشانه‌های درست را
بشناسید مثلا وقتی در محیط دانشگاه فردی از شما جزوه بگیرد این به معنای
علاقه‌مندی نیست اما پیش می‌آید گاهی فرد به دلیل تجربیات كمش این موضوع را
درست متوجه نمی‌شود. وقتی می‌توانید در علاقه فردی شك كنید كه او خود
به‌طور عملی این علاقه را نشان دهد مثلا از زبان او جملاتی مانند من گهگاهی
راجع به شما فكر می‌كنم... یا بعضی از رفتارهای شما برای من جالب شده... یا
جملاتی با این معنا اما در لفافه را بشنوید.


*وقت  عمل  است*

فرض كنید طرف مقابل به هر دلیل از جمله خجالتی بودن یا.... هیچ‌چیزی از خود
نشان ندهد و شما را در این ابهام و دوگانگی قرار می‌دهد كه آیا درخواست‌تان
را مطرح كنید یا نه؟ پیشنهاد من همیشه این است كه «باید بیشتر اقدام كنیم و
كمتر فكر كنیم» وقتی بیشتر فكر كنید و كمتر اقدام كنید مدام درگیری‌های
ذهنی دارید، ذهن‌تان شلوغ و مشغول است و در كل حال خوبی ندارید بنابراین
برای این‌كه از این ابهام و حال بد بیرون بیایید باید درخواست‌تان را مطرح
كنید؛ در این حالت یا جواب مثبت می‌شنوید یا منفی و حالت سومی وجود ندارد،
در هر صورت شما از این ابهام بیرون می‌آیید و اگر جواب او نه باشد خیالتان
راحت می‌شود و او را از ذهن‌تان بیرون می‌گذارید و بیهوده خیال‌بافی
نمی‌كنید و هر رفتار كوچك و بی‌اهمیت او را نشانه عشقش نمی‌دانید و
می‌فهمید كه اصلا در ذهنش جایگاهی ندارید و تكلیف‌تان روشن می‌شود.


*جواب «نه» هم به نفع شماست*

یك ویژگی روان‌شناسی كه همه آدم‌ها دارند این است كه بیشتر آن‌ها می‌ترسند
و با ترس‌های‌شان زندگی می‌كنند و حاضر نیستند كه با ترس‌های‌شان روبه‌رو
شوند و فرار را ترجیح می‌دهند، در بیشتر موارد ما ترس از دست دادن داریم.
اگر شما بتوانید روی آن بخش از وجودتان كار كنید و به‌خودتان تلقین كنید كه
شما چیزی برای از دست دادن ندارید تا حدی از این ترس جواب رد شنیدن رها
می‌شوید. با خود فكر كنید آیا حاضر هستید به هر قیمتی، حتی به قیمت نقاب
زدن طرف مقابل را به‌دست بیاورید؟ شما نمی‌توانید تمام عمر نقش بازی كنید،
اگر قرار است جواب رد بشنوید امروز بهتر است تا بعد از مدت‌ها نقش بازی
كردن او را از دست بدهید، صادق بودن بهترین است. وقتی شما جواب رد بشنوید 2
حالت بیشتر ندارد یا او از اول به شما علاقه‌ای نداشته ‌است و بهتر اینكه
زود متوجه شده‌اید یا آن آدم آنقدر سطحی است كه این كار صادقانه شما را
نادرست تعبیر كرده و همان بهتر كه به این زودی از او شناخت به‌دست
آورده‌اید و قضیه را منتفی كرد‌ه‌اید. شما باید احساس كمبود را در خودتان
از بین ببرید و بفهمید كه جواب رد دادن او نشانه بی‌ارزشی شما نیست؛ این
خیلی طبیعی است كه كسی از شما خوشش نیاید، قرار نیست كه همه شما را دوست
داشته باشند.


*اگر من پیشنهاد بدهم بعدا سرزنش نمی‌شوم؟*

گاهی این ذهنیت برای خانم‌ها به‌وجود می‌آید كه اگر درخواست‌شان را مطرح
كنند ممكن است خودشان را تحمیل كنند و بعدا در زندگی مشترك سرزنش شوند و
احساس امنیت را در زندگی زناشویی از دست بدهند، گاهی خانواده‌ها نیز همین
مسئله را بیان می‌كنند اما من فكر می‌كنم ما باید مسئولیت انتخاب‌های‌مان
را قبول كنیم حالا یك جا آقا درخواست می‌كند یك جا خانم، فرقی ندارد، نكته
دیگر اینكه شما درخواست ازدواج نكرده‌اید و فقط درخواست كرده‌اید كه همدیگر
را بیشتر بشناسید تا در نهایت با یكدیگر به این نتیجه برسید كه آیا برای
ازدواج با هم مناسب هستید یا نه.  البته  اگر شما به‌عنوان یك دختر بخواهید
درخواستی را مطرح كنید اول باید ببیند آیا او آدم سوء‌استفاده‌گری هست یا
نه؟ و  اگر هم  او بعدا سوء‌استفاده كرده و شما را سرزنش كند به راحتی
می‌توانید به او بگویید كه شما باهم به این نتیجه رسیده‌اید كه با یكدیگر
ازدواج كنید.




نوع مطلب : عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : خواستگاری، دخترها، قدم اول، پیشنهاد، ازدواج،
لینک های مرتبط :


خانم ها قدم اول را بر نمیدارند،چرا ؟


آیـا مـا در دورانـی زنـدگی نـمی کنـیـم کـه باید به مادرهای مجردی که به
تنهایی فرزندانشان را بزرگ می کنند و خانم

هـایـی که مـقـامـات شــغلی بالایی را از آن خود کرده اند،تـبـریک
بـگویــیم؟ از آنجایی که جنس مونث پیشرفت هایچـشمگیری داشته عده ای از
افراد ممکن است تصور کنندکه آنها در دنیای قرارهای ملاقات نیز مانند سایر
جنبه هایزنـدگی پـرتـکاپو هستند و ترجیح می دهند خودشان همهچیز را هدایت
کنند. شاید عده ای کمی از این نوع خانم ها وجود داشته باشدکه شما اصلا
نمیتوانید سر به سر آنها بگذارید و دستشانبیـنـدازیـد امـا بـایـد قــبول
کنیم که تعداد آنها محدود است.
علیرغم وجود پشتکاری که خانم ها در وجوه دیگر زندگی از خود نشان می دهند در
مورد قرار های ملاقات کمی خجالتی می باشند و ترجیح می دهند این مطلب را طرف
مقابل بازگو کند. پس زمانی که نوبت به گذاشتن قرار ملاقات می رسد این نوبت
مردهاست که دست به کار شوند.

*کیش و مات
*چرا خانم ها اگر قرار باشد، 10 سال هم صبر می کنند اما حرفی از قرار
ملاقات به زبان نمی آورند؟ اگر واقعا این کار مردهاست پس چطور مثل سایر
کارهای دیگری که روزی تنها به آقایون تعلق داشته خانم ها در آن "پیشرفت"
نمی کنند و پشتکار بالایی خود را نشان نمی دهند؟

زمانی که صحبت از قرار ملاقات به میان می آید شکی وجود ندارد که اولین حرکت
دشوار است. من در این یک موضوع طرف آقایون را می گیرم. این کار هم درست مثل
سایر شغل هایی می ماند که خانم ها مشغول انجام دادن آنها هستند. چرا آنها
نباید برای گذاشتن قرار ملاقات پیش قدم شوند و چرا نباید خانم ها به آقایون
را پیشنهاد ازدواج دهند و به خواستگاری آنها روند. چنین کارهایی همیشه
جزءوظایف مردها بوده است.

در این قسمت دلایلی وجود دارد که چرا خانم ها هیچ گاه در این امر پیشقدمی
نمیکنند و همیشه مردها باید جور این کار را به گردن بگیرند.

*درست مثل یک امتحان
*با روشی که یک مرد به یک زن نزدیک می شود، قضاوت های بیشماری می توان در
مورد او برداشت کرد؛ آیا او اعتماد به نفس دارد یا دارای شخصیت متزلزلی
است؟ شاید بیش از اندازه از خودش مطمئن باشد. آقایون برای انجام این کار
ترفند های بیشماری دارند (که من تمام آنها را به عینه دیده ام و دیگر
غافلگیر نخواهم شد) که برخی از آنها به خوبی جواب می دهند و متاسفانه
سایرین باعث ایجاد بدبختی برای فرد می شوند. این روش ها چه کار کنند یا نه
باید همیشه توجه داشته باشید که نشان دهنده شخصیت درونیتان هستند.

خانم ها دوست دارند مردها را در یک چالش قرار دهند و ببینند مردها برای
رسیدن به آنها چگونه تلاش می کنند، به همین دلیل است که هیچ گاه خودشان پیش
قدم نمیشوند و این کار را به عهده آقایون می گذارند. اگر مردی در رستوران
به خانمی برسد و حوصله او را با تعریف از خود سر ببرد و به 1001 دلیل مختلف
خانم را راضی کند که کس بهتری از او پیدا نخواهد کرد؛ این امر گویای دو
مطلب می باشد (که هر دو به شدت ناخوشایند می باشند): عدم اعتماد به نفس
یا/و اعتماد به نفس بیش از اندازه.

مردی که در زمان شروع گفتگو با او جسورانه و خشن صحبت کند و انتظار داشته
باشد که خانم شماره تلفن خود را در آورده و دو دستی تقدیمش کند (نه اینکه
فقط شماره را به او بدهد بلکه تقدیم کند) باید اعتماد به نفس بیش از حدی
داشته باشد.

اگر مردی بتواند از این امتحان سربلند بیرون آید این شانس را پیدا می کند
که خانم یکی دو مرتبه دیگر نیز با او قرار بگذارد و این بار به طور حتم
خانم پیش قدم خواهد شد.

*مردهای قابل تحسین
*مردی که از خود احساسات نشان دهد چیزی جز موفقیت انتظار او را نخواهد کشید.

مرکز مبارزه در ملاقات معمولا چیزی شبیه به این است: شما زمانیکه از کسی
تقاضای بیرون رفتن می کنید چیزهایی مضاف بر آنچه که باید را به او تقدیم
کرده اید و اگر یک چنین کارهایی را انجام ندهید درست مثل یک جلودار صف جنگ
هستید که هیچ گونه مهماتی را با خود حمل نمی کند. اگر بدون هیچ سلاح و
مهماتی بخواهید به خط مقدم بروید بدون شک شکست می خویرید. آقایون می بایست
تمایل خود را به انجام چنین کارهایی بیشتر کرده و تمایلات احساسی خود را
بیش از پیش برای خانم ها باز گو کنند.

این قسمت جایی است که امتیاز به دست خانم هاست. آنها به خوبی می دانند که
اگر کسی از همان ابتدای کار احساسات خود را بیش از اندازه بروز دهد و علاقه
خاصی به نمایش گذارد فرد آسیب پذیری است و شریک خوبی برای زندگی نخواهد
بود. اما زمانیکه یک مرد با اعتماد به نفس برای گذاشتن اولین قرار ملاقات
گام بر می دارد در نظر خانم ها خیلی بهتر از شخص اول جلوه می کند. هر کس
بتواند بیشترین تاثیر را بر روی خانم بگذارد، قابل تحسین بوده و به نتایج
بهتری در این رابطه دست پیدا خواهد کرد. این امر در مسائل عشقی و عاطفی
جایگاه ویژه ای دارد و شما نیز باید همیشه اهمیت آنها را در ذهن خود نگاه
دارید.

خانم ها چه از روی عمد و یا به طور ناخودآگاه انتظار دارند پیشنهاد را از
فرد مقابل دریافت کنند و ترجیح می دهند برای برقراری قرار ملاقات پیشقدمی
نکنند.

گاهی اوقات ارزش های قدیمی و از مد افتاده (که در فیلم هایی نظیر
کازابلانکا و بر باد رفته به درستی به تصویر کشیده شده اند) از مردها
انتظار می رود که به خانم ها نزدیک شوند و حرکت اول را آنها انجام دهند.
این موارد به صورت یک قانون در ذهن ما (به ویژه خانم ها) حک شده است و زن
ها همیشه منتظر هستند تا مردها گام اول را در شروع یک رابطه بر دارند.

در حالیکه امروزه خانم ها دیگر انتظار ندارند که آقایون به شیشیه اتاق آنها
سنگ پرتاب کنند و یا از درخت بالا بیایند تا بتوانند به آنها برسند اما از
فضای رمانتیک بدشان نمی آید. حداقل طوری برخورد کنید که احساس کنند شما در
حال تعقیب کردنشان هستید.

به طور قطع رسانه های امروزی و همچنین فرهنگ حاکم بر جامعه طوری پیش می رود
که به خانم ها بقبولاند، افراد مستقلی هستند و به هیچ مردی نیاز ندارند.
شاید به همین دلیل باشد که خانمها دوست دارند آن فضای کلاسیک و مردانه را
در ذهن خودشان نگه دارند. آنها دوست دارند کسی تعقیبشان کند، از آنها
قدردانی کند، و با گلبرگ های گل سرخ دوش بگیرند..... خوب شاید این آخری یک
کمی زیاده روی باشد!

خوب، فکر می کنم آقایون تا این لحظه متوجه شده باشند که چرا باید روش های
برقراری روابط خود را باز سازی کنند. ممکن است دختری که برای ازدواج در نظر
دارید شما را به بهترین ها برساند به همین دلیل باید بدانید که برای رسیدن
به موفقیت رفتاری کاملا طبیعی از خود نشان دهید، با او دوستانه برخورد کنید
و خودتان را بیش از اندازه دست نیافتنی نشان ندهید. همین که او تلاش شما را
برای رسیدن به خودش مشاهده می کند متوجه می شود که شما به اندازه کافی
اعتماد به نفس داشته اید که این کار را انجام داده اید بنابراین دیگر نیازی
ندارید که اطمینان بیش از اندازه از خودتان نشان دهید. اگر او نیز در رسیدن
به شما از خود علاقه نشان داد که چه بهتر .





نوع مطلب : قبل از ازدواج، عشق و ازدواج، راه زندگی، عاشقانه، 
برچسب ها : نقش خانم ها در ازدواج، قدم اول، پیشنهاد ازدواج، برقراری ارتباط،
لینک های مرتبط :


همسر بهتری انتخاب کنید با این تست!




با انجام این تست می‌توانید به برونگرا یا درونگرا بودن خود و خواستگارتان پی ببرید. شما خودتان جزو كدام گروه هستید؟ از آن برونگراهای دوآتیشه كه اصلا و ابدا با تنهایی كنار نمی‌آیند یا از آن درونگراهایی كه فقط در گوشه عزلت خودشان خوش هستند؟ یا شاید هم میانه‌رو باشید. اما به‌طور معمول اكثر انسان‌ها به سمت یكی از این 2 قطب تمایل بیشتری دارند.



فرق آدم‌های اهل درونگرایی و برونگرایی

تا به‌حال فكر كرده‌اید كه ابعاد شخصیت تاثیر مستقیمی روی انتخاب رشته تحصیلی، شغل، محل زندگی و كلا سبك زندگی شما می‌گذارد؟ اگر دقت نكرده‌اید با دقت خط‌های بعد را بخوانید. درونگراها از احساسات و هیجان‌هایشان فقط برای دوست‌های معدود خیلی صمیمی حرف‌ می‌زنند ولی برونگراها كاملا در دنیای بیرون سیر می‌كنند؛ آنها دوست دارند كه سرخوش، اجتماعی،‌ رقابت‌جو، سریع و واقع‌گرا باشند. افراد درونگرا بیشتر اوقات خود را به مطالعه و تنهایی سپری كرده و كمتر مایل به معاشرت با دیگران هستند و در مقابل، افراد برونگرا بیشتر دارای دیدگاه عینی و خارجی هستند و فعالیت عملی بیشتری دارند ولی میزان تسلط آنها بر نفس خودشان نسبت به افراد درونگرا كمتر است. این افراد مایلند كه بر محیط اطراف خود تاثیر و به رقابت با دیگران بپردازند و در مجامع عمومی بیشتر ظاهر می‌شوند.

اگر درونگرایی و برونگرایی در حد افراط در افراد ظاهر شود، ما را در برابر 2 شخصیت نابهنجار قرار می‌‌دهد البته تعداد این افراد بسیار كم است و اكثریت مردم میان این دو قطب جای دارند. برونگرایان به سوی جهان عینی متمایل بوده و درونگرایان به سوی جهان ذهنی و غیرعینی. شما با آگاهی یافتن از خصوصیات شخصی هر دو گروه می‌توانید رابطه بهتری با آنها برقرار كنید.

درونگراها

   جمع گریزهای احساساتی


1. علاقه‌مند به احساسات و افكار خودشان هستند و نیاز به داشتن قلمرو شخصی دارند. كم‌حرف، ساكت و متفكرند.

2. دوستان زیادی ندارند و در ارتباط برقرار كردن با افراد جدید مشكل دارند. علاقه‌مند به سكوت و تمركز بوده و از دید و بازدیدهای غیرمنتظره و ناگهانی بیزار هستند.

3. كارایی این افراد در تنهایی بیشتر است. بزرگ‌ترین وحشت آنها این است كه در یك جمع شلوغ قرار گیرند. ترس از آنكه فردیت خود را از دست بدهند، دارند و از فعالیت‌های انفرادی انرژی می‌گیرند.

4. در بین انبوه مردم بودن آنها را خسته می‌كند. بیشتر از دست خودشان عصبانی می‌شوند تا دیگران. معمولا كمرو هستند و درك كردن آنها ممكن است. اهل ایده و عقاید نو هستند.

5. شخصیت‌شان در خلوت و در جمع متفاوت است. مشتاق و احساساتی هستند اما معمولا احساسات‌شان را بیان نمی‌كنند. در جمع ناآشنا ساكت اما در جمع دوستان خود راحتند.

6. تمركزشان قوی است. برای تصمیم‌گیری به زمان نیاز دارند و قبل از حرف زدن فکر می‌کنند.

7. از در میان گذاشتن اطلاعات شخصی خود با دیگران طفره می‌روند.



برونگراها

   پیشاهنگ‌های روشن‌پوش


ویــژگی‌های شخصیت برونگرا:

1- علاقه‌مند به وقایع پیرامون خود هستند.

2- عقیده خود را با عقاید دیگران مقایسه می‌كنند.

3- روراست و معمولا پرحرف هستند.

4- اهل عمل و پیشقدمی در كارها هستند و خیلی اوقات نفر پیشاهنگ انجام یك كار می‌شوند.

5- به‌سهولت دوستان جدیدی یافته یا با یك گروه خود را وفق می‌دهند.

6- افكار خود را بیان می‌كنند.

7- علاقه‌مند به افراد جدید و برقراری ارتباط با آنها هستند.

8- تنهایی برای آنها بسیار آزاردهنده است.

9- از تعامل و ارتباط برقرار كردن با دیگران انرژی می‌گیرند.

10- خوش‌مشرب بوده اما زیاد احساساتی نیستند.

11- ریسك‌پذیرند و سریع تصمیم می‌گیرند، اجتماعی هستند، درك آنها آسان  است و معاشرتی هستند.

12- پس از آنكه حرف خود را می‌زنند به گفته خود می‌اندیشند، علاقه‌مند به كار گروهی، موسیقی با صدای بلند بوده و فعالیت‌های هیجان‌انگیز را بیشتر دوست دارند.

13- رنگ‌های روشن را بیشتر می‌پسندند، بیشتر از اعمال دیگران خشمگین می‌شوند تا خودشان، اطلاعات شخصی خود را به سادگی با دیگران قسمت می‌كنند و معمولا فقط از روی تجارب زندگی خود درس می‌گیرند و نه عبرت گرفتن از دیگران.

البته خصوصیات فوق هیچ ارتباطی با اعتمادبه‌نفس داشتن فرد برونگرا ندارد، یك برونگرا ممكن است اعتماد به نفس پایینی داشته باشد.



   12 سؤالی که شخصیت شما را مشخص می‌کند

    با انجام این تست و نمره‌گذاری آن به‌راحتی متوجه می‌شوید كه خودتان و همسرتان به كدام گروه تعلق دارید

1- دوست دارم همیشه آدم‌های زیادی دوروبرم باشند.
2- لبخند زدن به دیگران و بیرون رفتن با آنها و تفریح كردن با جمع را كار آسانی می‌دانم.
3- خودم را لزوما آدم امیدواری نمی‌دانم.
4- واقعا از صحبت كردن با دیگران لذت می‌برم.
5- ترجیح می‌دهم در جایی باشم كه فعالیت و شلوغی وجود داشته باشد.
6- معمولا ترجیح می‌دهم كارها را به تنهایی انجام دهم.
7- اغلب احساس می‌كنم كه پر از نیرو و انرژی هستم.
8-  آدم بشاش و دارای روحیه بالایی هستم.
9- آدم خوش‌بینی نیستم.
10-  زندگی من با سرعت طی می‌شود.
11- شخص بسیار فعالی هستم.
12-  ترجیح می‌دهم راه خودم را بروم تا اینكه رهبر دیگران باشم.

هركدام از عبارت‌های زیر را با دقت بخوانید و به هر سؤال باتوجه به گزینه‌های كاملا موافق/ موافق/ بی‌تفاوت/ مخالف/ كاملا مخالف پاسخ دهید.

پاسخنامه: باتوجه به گزینه‌ای كه انتخاب كرده‌اید، نمره مربوط به گزینه خود را جلوی آن بنویسید.

با ین تست همسر بهتری انتخاب می کنید


   نمره درونی و بیرونی بودن شما اینجاست

نمره از 12 تا 24:
شما آدم درونگرایی هستید،‌ تنهایی را بیشتر دوست دارید و دوست دارید كارهایتان را بدون حضور دیگران انجام دهید.

نمره از 24 تا 48:
شما نه كاملا درونگرا هستید و نه كاملا برونگرا. بعضی وقت‌ها با جمع بودن را ترجیح می‌دهید و گاهی تنهایی، هرچه نمره‌تان بالاتر باشد برونگراتر هستید.

نمره از 48 تا 60:
شما آدم برونگرایی هستید. با جمع بودن را دوست دارید و لذت می‌برید حتی كارهایی را كه می‌شود تنهایی انجام داد با جمع انجام دهید.



اما اینها چه فرقی دارد؟

خب حالا كه متوجه شدید دارای كدام‌یك از ابعاد شخصیتی درونگرایی یا برونگرایی هستید، بدانید كه برونگرایی و درونگرایی در چند زمینه خیلی مهم زندگی كاربرد دارد:

1- انتخاب رشته تحصیلی:
اگر از حالا شروع كرده‌اید به خواندن كنكور سال بعد، خوب است یكی از عوامل انتخاب‌تان را بگذارید همین نوع شخصیت. آدم‌های درونگرا به رشته‌هایی مثل ادبیات، بعضی از رشته‌های هنر و بعضی از رشته‌های آزمایشگاهی گرایش دارند. برعكس، آدم‌های برونگرا به رشته‌هایی مثل مهندسی‌های پردردسر، روانشناسی، علوم اجتماعی، انواع رشته‌های پزشكی، روزنامه‌نگاری و... ارتباط برقرار می‌كنند.

2- انتخاب شغل:
جور بودن شغل با تیپ شخصیت‌تان یكی از معیارهای موفقیت در شغل‌تان است. آدم‌های برونگرا به شغل‌هایی كه بیشتر با مردم سروكار دارند، گرایش دارند؛ مثل فروشندگی، كار در بازار، كارهای درمانی و... برعكس درونگراها حتی اگر در رشته‌ای برونگرایانه هم تحصیل كرده باشند سراغ شغل‌های درونگرایانه می‌روند؛ مثلا فردی كه معماری خوانده بیشتر دوست دارد كشیدن نقشه در خلوت را تجربه كند.

3- ازدواج:
در ازدواج شناخت ابعاد شخصیتی طرف مقابل بسیار معیار مهمی است. برونگراها با درونگراها خیلی نمی‌سازند و برعكس. این دیدگاه كه همسر آینده من باید مكمل من باشد را كنار بگذارید و دنبال مشابه خودتان بگردید زیرا با یك فرد مشابه صحبت‌ها و فعالیت‌های بیشتری را می‌توانید انجام دهید و لذت بیشتری در اوقات فراغت خود با هم می‌برید.




نوع مطلب : عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، راه زندگی، 
برچسب ها : تست ازدواج، همسر بهتر، انتخاب، ازدواج موفق،
لینک های مرتبط :



حلقه گمشده در ازدواج؛«هم تایی


معمولا هر وقت در خانواده ها صحبت از معیارهای انتخاب همسر به میان می آید برخی از بزرگ ترها به هم شأنی و هم ترازی دختر و پسر اشاره می کنند. اما واقعیت این است که در موضوع انتخاب همسر به «هم کفو بودن» کمتر توجه و گاهی اوقات در انتخاب شریک زندگی صرفا به «خوب بودن» طرف مقابل اکتفا می شود. در این شماره بیشتر به مفهوم هم کفو بودن و همتایی خانوادگی می پردازیم و در شماره های بعد درباره مصادیق دیگر همتایی از جمله همتایی در عقاید دینی و اخلاقی، همتایی در دانش، همتایی در سن، همتایی فکری، روحی و ... بحث می کنیم.

 

چرا هم‌تایی مهم است؟!

ازدواج باید با افراد هم شأن باشد. خوشبختی برای کسانی است که در زندگی هم شأنی و توافق بیشتری داشته باشند. کفو بودن دو همسر، یعنی تناسب، همتایی، هماهنگی، هم شأنی، سنخیت، کفایت و هم ترازی بین دختر و پسر و به اصطلاح با هم جور در آمدن زن و شوهر. این مشابهت ها باعث خواهد شد که قدر مشترک های دو همسر بیشتر و دایره وجودی آن ها بر یکدیگر منطبق تر و استحکام زندگی آن ها افزون تر شود، در نگرشی علمی، تا آن جا که ممکن است همسران باید همتایی داشته باشند و البته تشابه و همتایی در طرز فکر و شیوه زندگی مهم تر است. زندگی مشترک پدیده ای مرکب است که اجزای اصلی و اساسی آن «زن و مرد» هستند.

 

هر قدر بین این دو عنصر، هماهنگی، هم فکری، تناسب و سنخیت روحی و اخلاقی و جسمی بیشتر باشد، این «ترکیب»استوارتر، مستحکم تر، پرثمره تر، شیرین تر، لذت بخش تر و جاودانه تر خواهد بود و هرچه این تناسب و هماهنگی کمتر باشد زندگی سست تر، تلخ تر و ناپایدارتر است.

 

دو انسانی که در کنار هم قرار می گیرند و می خواهند یک عمر با هم زندگی کنند و در همه امور شریک باشند و فرزندانی را به دنیا آورند، تربیت کنند و به سعادت برسانند، حتما باید هماهنگ و هم سنخ و کفو هم باشند. متاسفانه معمولا در «انتخاب همسر»، به «خوب بودن عرفی» اکتفا می شود و به «هم کفو بودن» دختر و پسر، کمتر توجه می کنند و حال آن که محور معیارهای انتخاب همسر، همین «همتایی» است.

 

در اسلام بر اصل همسان همسری به عنوان معیار همسرگزینی و ضامن انسجام خانواده، در ذیل عنوان «هم کفو بودن» تاکید شده است. دیدگاه های ارزشی اسلام، تعریف خاصی از هم کفو بودن زن و شوهر ارائه می دهد و با برخی جنبه های همسان همسری مانند همسانی دینی و اخلاقی، برخوردی ایجابی و با برخی جنبه های دیگر مانندهمسانی نژادی، قومی و طبقاتی، برخورد سلبی دارد.

 

اسلام مبنای اصلی همسان همسری را ایمان و اسلام می داند. مردی از پیامبراسلام(ص) سوال کرد: «با چه کسی ازدواج کنیم؟» ایشان فرمودند: «کفوها (همسان ها، هم شأن ها) او پرسید: کفوها چه کسانی هستند؟» حضرت فرمودند: «مومنان، کفو و هم شأن هم اند.» (وسایل الشیعه، ج7)

 

اسلام، ایمان را برای تحقق هم کفو بودن لازم می داند، اما در عین حال، به پایبندی عملی شخص به لوازم ایمان نیز توجه کرده است. برای مثال در برخی روایات، پاکدامنی و امانت داری مرد به عنوان معیاری در کفو بودن او در نظر گرفته شده است.

 

پیامبراکرم(ص) فرمودند: «کسانی را که همتا و هم شأن یکدیگر هستند، ازدواج دهید و از کسانی که همتا و هم شأن شما هستندهمسر بگیرید تا برای فرزندانتان مادر مناسبی باشد.» (بحارالانوار، ج103)

 

آرمان گرایی یکی از ویژگی های خوب دوره جوانی است. این ویژگی، به علاوه خصوصیت حق پذیر بودن جوانان، از ویژگی های بسیار خوب آن ها و نعمت و فرصتی برای رشد و تعالی فرد و اصلاح معایب جامعه به شمار می رود

 

آرمان گرایی همراه با واقع بینی

شواهد تاریخی فراوان از صدر اسلام تاکنون و نیز شواهدی بسیار از دوران معاصر نشان می دهد که الگوی اسلامی همسان همسری از نظر تامین ثبات و استحکام خانواده، الگویی موفق بوده است و همسران با ایمان به ارزش های دینی پایبند هستند و هیچ گاه به دلیل ناهمسانی های جانبی، دچار تعارضات و ستیزه های خانوادگی نمی شوند. البته در رعایت معیار همسانی و تناسب با همسر آرمان گرایی را باید با واقع بینی همراه کرد. آرمان گرایی یکی از ویژگی های خوب دوره جوانی است. این ویژگی، به علاوه خصوصیت حق پذیر بودن جوانان، از ویژگی های بسیار خوب آن ها و نعمت و فرصتی برای رشد و تعالی فرد و اصلاح معایب جامعه به شمار می رود. اما این صفت، یعنی آرمان گرایی به تنهایی کافی نیست، واقع بینی، درایت و دوراندیشی نیز باید به آن اضافه شود. به عبارت دیگر، آن چه از آرمان گرایی همراه با واقع بینی به دست می آید، به هیچ وجه از آرمان گرایی تنها به دست نمی آید.

 

بر این اساس، در ازدواج نیز باید آرمان گرایی همراه با واقع بینی باشد و باید درک کرد که همه افراد مزایا و معایبی دارند و باید مجموع و برآیند را در نظر گرفت. بنابراین باید توجه داشت که: همتایی و هماهنگی و تناسب کامل میان همسران امکان پذیر نیست، زیرا هر انسانی مغز، روح، اخلاق، تربیت، محیط و خانواده، خاص خود را دارد و با دیگری فرق می کند، اما باید کوشید تا در حد امکان، فاصله ها کمتر باشد.

 

همتایی خانوادگی

ازدواج با یک فرد، مساوی است با پیوند با یک خانواده و فامیل، از این رو خانواده دختر و پسر باید از لحاظ دینی، فرهنگی و اخلاقی «سنخیت و تناسب» داشته باشند، البته این سنخیت به طور کامل ممکن نیست، اما باید به صورت نسبی به آن توجه کرد.

 

در مسئله «انتخاب همسر» معقول نیست که انسان بگوید: «من می خواهم با خود این فرد ازدواج کنم و کاری به خانواده طرف مقابل ندارم.» زیرا:

 

1 - این فرد جزوی از همان خانواده و فامیل و شاخه ای از همان درخت است و این شاخه، از ریشه های همان درخت، تغذیه کرده است و بر این اساس بسیاری از صفات اخلاقی، روحی، عقلی و جسمی آن خانواده از راه وراثت، تربیت، محیط و عادت به او منتقل شده است.

 

2 - اگر فرد با خانواده و فامیل همسر کاری نداشته باشد، آنان با او کار دارند. هرگز نمی توان همسر را از آنان و آنان را از همسر جدا کرد.

 

3 - بدنامی یا خوشنامی آنان، تا آخر عمر همراه انسان است و در زندگی تاثیر می گذارد و تحمل بدنامی برای انسان بسیار مشکل خواهد بود.

 

4 - صفات و خصوصیات آنان، در فرزندان آینده، تاثیر دارد.

 

پیامبراسلام صلی ا... علیه وآله در این باره می فرمایند: «در دامن و خانواده شایسته، ازدواج کنید، زیرا عِرق (نطفه و ژن ها) تاثیر می گذارد.» (مکارم الاخلاق، ص80)

 

5 - از آن جا که رفت و آمد و صله رحم امری اجتناب ناپذیر است و در هر صورت فرزندان با بستگان پدر و مادر رفت و آمد خواهند داشت، توجه به خانواده همسر ضروری به نظر می رسد. باید دقت داشت که زمینه و بستر اصلی ایجاد رفتارهای متعالی، منش نیکو و صفات برتر اخلاقی، معرفت دینی و تعهدات و مسئولیت پذیری های اجتماعی در دختران و پسران داوطلب ازدواج، بیش از همه در محیط خانه و با تاثیرپذیری از نظام تربیت خانوادگی والدین فراهم می شود. از این رو ضمن تاکید بر استقلال فکری و توان و مهارت فردی داوطلبان ازدواج، توجه به وضعیت خانوادگی، ارزش های حاکم بر خانواده داوطلبان ازدواج و تعهدات اخلاقی آنان در تربیت فرزندان سالم، می تواند در ارزیابی تناسب و هم کفو بودن، مهم و ارزشمند باشد.

 

شایسته و بایسته آن است که هنگام بررسی وضعیت خانوادگی داوطلبان ازدواج و احراز تناسب و هم خوانی خانواده ها، با محور قرار دادن استقلال فکری و هم کفو بودن ایمانی و اخلاقی به شناخت تناسب در رفتارهای دو جوان داوطلب ازدواج نیز پرداخت.

 

تفاوت سطح اقتصادی خانواده های دو جوان، تفاوت در محل تولد، برای مثال تهرانی بودن یا شهرستانی بودن و تفاوت در گویش ها و لهجه های خانواده ها لزوما نمی تواند به عنوان هم کفو یا همسان نبودن تلقی شود و امکان زوجیت دو جوان واجد شرایط، متعهد و مسئولیت پذیر را که با اندیشه و شخصیت مستقل خود از بیشترین هم کفوی یا همسانی برخوردارند و می توانند زندگی آرامش بخش و موفقی داشته باشند منتفی کند.

 

بنابراین توجه به وضعیت اقتصادی و اجتماعی و نظام تربیتی و فرهنگی خانواده ها هنگام ارزیابی تناسب زوج ها، باید به دور از تعصبات شخصی، پیش داوری های ناسنجیده و غیرمنطقی و نگرش های کلیشه ای اطرافیان باشد و ازدواج با محور قرار دادن قابلیت ها، شایستگی ها و تعهدات دو جوان صورت پذیرد.

 

بنابراین به هم خوانی زوجین در مسائل خانوادگی در امور زیر باید بیشتر توجه شود:

1 - ارزش ها و گرایش های عقیدتی، فرهنگی و سیاسی

2 - نوع تربیت خانوادگی

3 - عادات و آداب گروهی

4 - سطح ثروت و درآمد





نوع مطلب : قبل از ازدواج، عشق و ازدواج، راه زندگی، 
برچسب ها : هم تایی، انتخاب همسر، همتایی خانواده،
لینک های مرتبط :


در انتخاب همسر افراط و تفریط ها را بشناسید


دو گروه در انتخاب همسر، دچار افراط و تفریط می شوند، اولین گروه کسانی هستند که می خواهند با فرشته ها ازدواج کنند. گروه دوم کسانی هستند که فکر می کنند آدم ها مثل خمیر بازی هستند و هر طور که بخواهند می توانند آنها بار بیاورند.

 

گروه اول می خواهند همه ی کمبودها و محرومیت های خود را با ازدواج با یک فرشته از بین ببرند و گروه دوم می خواهندهنر انسان سازی را خود را به نمایش بگذارند. در مواردی پیش آمده که انسان بد اخلاق با فرد خوش اخلاق ازدواج کرده در این راستا باید به نکاتی چند توجه کرد:

 

1- ما این گونه وصلت را تعبیر به ازدواج نمی کنیم بلکه تعبیر به ایثار می کنیم.

 

2- مسأله ی ازدواج با دلسوزی متفاوت است، ازدواج حساب یک عمر است.

 

3- همان قدر که احتمال می دهیم هنگام رودرویی دو فرد با صفات مثبت و منفی، گرایش از منفی به مثبت باشد، همان قدر هم باید احتمال بدهیم که گرایش از مثبت به منفی باشد.

 

4- به کسانی که می خواهند ایثار یا ریسک کنند، توصیه می کنیم که حد تحمل خود را در نظر بگیرید.

 

در ازدواج چیزی که بیش از همه اهمیت دارد تناسب و هماهنگی و کفویت است. نه فداکاری و قربانی کردن خود یا به دوش کشیدن بار دیگری.

 

اصل کفویت

آیا کسی که تحصیلات دانشگاهی مثلاٌ در مقطع لیسانس را تجربه کرده و افکار و عقایدش منطبق با محیط و فضای خاص تحقیقاتی دانشگاهی شکل گرفته با فردی که مثلاٌ در مقطع ابتدایی است یکسان است؟ پس اصل کفو بودن یکی از عوامل موثر در رسیدن به زندگی متعادل و منطقی است.

 

طرز فکر یکسان

طرز فکر و اندیشه های افراد از نوع فرهنگ، سطح تحصیلات، و سن آنان تأثیر می پذیرد مشابه بودن در نوع تفکر هم سطح بودن و یکسانی در نوع جهان بینی فهم و ادراک به مسائل مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی است.

 

عوامل فرهنگی

فرهنگ دارای ابعاد متفاوتی است که ریشه در افکار انسان داشته و با رسوخ در تمام جوانب حیات، به زندگی جهت می بخشد. نحوه ی معاشرت، برخوردها، تربیت فرزندان، دیدگاه نسبت به جنسیت افرادو …. متأثر از فرهنگ حاکم بر زیستگاه و ذهنیات ماست. تشابه یا تضاد فرهنگی، در معاشرت ها و رفت وآمدهای خانوادگی طرفین دخیل بوده و مستقیماٌ در زندگی زوج جوان اثر خواهد گذاشت.

 

مسائل دینی- مذهبی

بهتر است كه دختر و پسر از نظر اعتقادات دینی و مذهبی با یكدیگر تشابه داشته باشند، نه تنها نوع مذهب، بلكه شدت پایبندی به این باورها هم عامل مهمی است.

 

دختر و پسری كه از نظر اعتقادات دینی تناسب نداشته باشند در زمینه های گوناگون اختلاف نظر و احتمالاً ناسازگاری خواهند داشت از جمله زمینه های مورد بحث موارد زیر را می توان نام برد: اختلاف در تربیت فرزندان – اختلاف در مسافرت ها و گردش – لباس پوشیدن( به ویژه حجاب برای زنان ).

 

صورت را دیدید سیرت را دقیق تر ببینید

الگوی شخصیت افراد در نحوه لباس پوشیدن، آرایش موها، شیوه ی سخن گفتن، ترکیب چهره و نوع کار های که به آن مشغول اند نهفته و مستتر است. انسان هر کاری که انجام می دهد نوع شخصیت و وی روی آن حک شده می شود.





نوع مطلب : قبل از ازدواج، راه زندگی، 
برچسب ها : افراط در انتخاب همسر، ازدواج با یک فرشته، قبل از ازدواج، فرهنگ خواستگار،
لینک های مرتبط :


عشق‌هایی بی‌سرانجام کدام اند؟



معمولا عمر زندگی مشترک کسانی که بر اساس معیارهای منطقی و منافع مشترک ازدواج می‌کنند بیش از زندگی زوج‌هایی است که تنها عشق را دستمایه شروع زندگی قرار داده‌اند. بعد از ازدواج و فروکش کردن شعله‌های عشق، زن و مرد عاشق دیگر دلیلی برای ادامه زندگی مشترک ندارند؛ اما کسانی که براساس معیارهای منطقی ازدواج کرده‌اند، به دلیل ریشه دار بودن منافع مشترک (مانند مسائل مالی)، انگیزه بیشتری برای ادامه زندگی دارند.

 

بی سرانجامی در عشق

عشق حالات متفاوتی دارد. متداول‌ترین شیوه عشق ورزی در ایران، پدیده عشق القایی است. این عشق برپایه فاصله فیزیکی بین دو جنس شکل می گیرد. همانگونه که دو آهنربای غیر همنام در صورت قرار گرفتن در فاصله مناسب همدیگر را جذب می کنند، هنگامی که زنی با ابراز علاقه مردی رو به رو می‌شود، این اثر القایی احساس مرد است که عشق متقابل را در او شکل می‌دهد.

 

در واقع زن فارغ از شخصیت مرد، عاشق عشق ورزی او می‌شود. زن و مرد هر چه به یکدیگر نزدیکتر باشند، احتمال شکل‌گیری احساس مشترک در آنها بیشتر است. پس از ایجاد شرایط محیطی و نزدیکی بین زن و مرد، یکی از طرفین به دلایلی چون وضعیت روحی و روانی،‌ نوع بینش، شرایط خانوادگی و میزان آگاهی و تجربه در رابطه با جنس مخالف، آمادگی بیشتری برای شکل گیری احساس مشترک داشته و علاقه قلبی خویش را ابراز می‌کند، به این ترتیب فرآیند القای عشق شکل می‌گیرد.

 

چنین عشق‌هایی عمر کوتاهی دارند و با کاهش تعداد و شدت سیگنال‌های عاطفی، اثر القایی آن نیز ضعیف می‌شود تا جایی که کینه و نفرت جای احساس قبلی را می‌گیرد. به این ترتیب پس از شروع زندگی مشترک و عادی شدن رابطه جنسی، عشق نیز مفهوم خود را از دست می‌دهد. بسیاری از زوج‌ها در چنین شرایطی ازدواج می‌کنند و به علت ریشه دار نبودن این عشق، در زندگی مشترک خود به بن‌بست می‌رسند.

 

جوانان به دلیل شرایط دوران بلوغ و نیاز به جلب توجه و محبت، اهمیت زیادی به عشق در شروع زندگی مشترک می‌دهند. دختران به طور فطری تمایل دارند روح و جسم خود را تواما، در یک رابطه عمیق عاطفی به همسر خود اهدا کنند.

 

در روابط عشقی، افراد برای جلب توجه، وعده‌های زیادی به هم داده و تنها بخشی از شخصیت خود را که طرف مقابل از آن خوشش می‌آید نشان می‌دهند. دختر و پسر هر زمان که تمایل داشته باشند با هم ارتباط دارند و مجبور نیستند در هر شرایطی یکدیگر را تحمل کنند (در حالی که پس از ازدواج چنین نیست). آنها برای رسیدن به هم نقاط ضعف یکدیگر را نادیده می‌گیرند و از مشکلات صرف نظر می‌کنند.

 

جوانان قبل از ازدواج به هزینه‌های مادی و روانی تشکیل خانواده فکر نمی‌کنند و تصورات غلطی از یکدیگر دارند آنها تنها پس از شروع زندگی مشترک در شرایطی که به دلیل وعده‌های رد و بدل شده توقع زیادی از یکدیگر دارند) با شخصیت واقعی هم روبه‌رو می‌شوند. آنها در مواجهه با واقعیت‌های زندگی تمام وعده‌های گذشته را فراموش می‌کنند و دچار سرخوردگی می‌شوند.

 

کسانی که عاشقند، برای رسیدن به هم خیلی از مسائل را نادیده می‌گیرند؛ اما دیگران (که بدون تب و تاب عاشقی زندگی می‌کنند) واقع بین هستند و به علت آن که عشقی وجود ندارد که آنها را وادار به ازدواج در هر شرایطی کند، تمام مسائل را بررسی کرده و با فرد مناسبی ازدواج می‌کنند.

 

روابط عشقی با زندگی مشترک متفاوت است. هر کسی را می‌توان دوست داشت ولی برای شروع زندگی مشترک باید به واقعیت‌های زندگی توجه کرد. جوانان امروز استقلال لازم را ندارند و از واقعیت‌های اجتماعی بی‌خبرند. آنها قبل از ازدواج تنها خنده‌ها و لحظات خوش یکدیگر را می‌بینند و توقع دارند در زندگی مشترک نیز وضعیت اینگونه باشد؛ اما پس از رویارویی با ناملایمات زندگی، توان تحمل یکدیگر را ندارند.

 

عشق مثل اندام های درون بدن انسانها، درون او رشد نمی کند یا توسط یک هورمون خاص در بدن ترشح نمی شود. عشق فقط با تمرین در طولانی مدت است که به وجود می آید. و ازدواج برای زوج ها فرصت های خیلی زیادی را برای تمرین آن فراهم می کند

 

عشق پدیده‌ای لحظه‌ای و آنی است که بعد از ازدواج، کمرنگ می‌شود. همه زندگی مشترک عشق نیست و علاوه بر آن به هم فهمی گذشت و ایثار نیاز دارد. به عشق قبل از ازدواج بیش از حد اهمیت داده می شود و هیچ توجهی به بعد از آن نمی شود. این به آن خاطر است که عشق مثل اندام های درون بدن انسان ها، درون او رشد نمی کند یا توسط یک هورمون خاص در بدن ترشح نمی شود. عشق فقط با تمرین در طولانی مدت است که به وجود می آید. و ازدواج برای زوج ها فرصت های خیلی زیادی را برای تمرین آن فراهم می کند.

 

بیشتر جوانان ایرانی رویا پردازند و توجهی به واقعیات اجتماعی ندارند. آنها بدون توجه به وضعیت اجتماع، شرایط اقتصادی و غیره و تنها با الهام از داستان‌ها و فیلم‌های عشقی ازدواج می‌کنند و پس از رویارویی با شرایط دشوار زندگی و مشکلات اقتصادی، در کنار فروکش کردن عشق دوران نامزدی، از هم جدا می‌شوند.





نوع مطلب : قبل از ازدواج، عشق و ازدواج، راه زندگی، عاشقانه، 
برچسب ها : عشق های تو خالی، عاشقی، عشق قبل از ازدواج،
لینک های مرتبط :
شنبه 17 فروردین 1392


روزهای آخر خانه پدری


برای افراد دوران عقد با همه سختی ها و زیبایی هایش همیشه شیرین و دلچسب است زیرا افراد در این دوران برای اولین بار حس با هم بودن و در كنار عشقی بی همتا نفس كشیدن را تجربه می كنند. در این ایام است كه فرد تنها و تنها غرق در زیبایی ها و خوبی های شریك جدیدش می شود و ارتباط خود را تا حدود زیادی با دنیای حقیقی خارج کمرنگ وگاه حتی با پیرامون خود قطع ارتباط می كند.

 

دوران عقد

این تجربه به خصوص در ابتدای دوران عقد برای بسیاری از افراد اتفاق می افتد و كاملا هم طبیعی می شود. زیرا زمانی كه دختر و پس با یكدیگر عقد می كنند وارد دنیای تازه ای می شوند كه در گذشته هرگز تجربه نكرده اند. زیبایی های این دنیا گاه آنها را چنان مجذوب خود می كند كه دیگر به غیر از خود و فرد مقابل و دنیای زیبایشان به چیز دیگری توجه نمی كنند.

 

چنانچه قبلا اشاره شده همه این شیدایی ها و بی توجهی ها به خارج كاملا منطقی است اما افراد باید بدانند كه خارج از دنیای جدید و زیبایی كه به روی آنها باز شده،‌ دنیای حقیقی در مسیر همیشگی خود در حال حرکت است و افراد بسیاری در این دنیای حقیقی به افكار و اعمال آنها چشم دوخته اند. به بیان دیگر افراد نباید در این ایام از توجه به خانواده هایشان به خصوص پدر و مادرشان غافل شوند، زیرا هنوز هم فرزند آن خانواده ها محسوب می شوند و مسئولیت های فرزندی بر عهده شان است. با این تفاوت كه علاوه بر آنها عضوی جدیدی با مسئولیت هایی جدید با نام «عروس یا داماد» نیز به خانواده اضافه شده است و افراد توقعات متفاوتی از دختر و پسر دارند.

 

حال شما اوضاع و احوال والدینی را تصور كنید كه دختر یا پسرشان به قول معروف در عالم نامزدی خود غرق شده و به آنها هیچ توجهی نمی كند؟ به نظر شما این امر باعث ایجاد تفكراتی چون: دیگر فرزندانمان ما را دوست ندارد، عروس یا دامادمان دل فرندانمان را ربوده است، او می خواهد فرزندانمان را از ما جدا كند، چرا فرزندی را كه یك عمر ما زحمتش را كشیده ایم باید دو دستی تقدیم یك غریبه كنیم و.... در پدر و مادرها نمی شود؟

 

از دید شما این تفكرات منفی مایه اصلی اختلافات آینده را پدید نمی آورد و باعث ایجاد دشمنی بین خانواده ها با عروس یا داماد جدیدشان نمی شود؟

 

بله متاسفانه بی توجهی دختر و پسر به خصوص در دوران عقد به خانواده هایشان باعث دوری آنها از پدر و مادر و ایجاد كدورت میان آنها می گردد. البته این بدان معنا نیست كه پدر و مادرها از سر و سامان گرفتن فرزندشان و ازدواج وی ناراحت می شوند، بلكه این مفهوم را می رساند كه برای والدین فرزند هرچقدر هم كه بزرگ شود باز بچه كوچك آنهاست و والدین به او بسیار دلبسته اند و نمی توانند بی توجهی یا كم توجهی او به خود را تاب بیاورند. معمولا در این شرایط پدرها دوست دارند دخترشان پس از عقد هم آنان را اسطوره قدرت، امنیت و اقتدار بدانند و مادرها هم دوست دارند پسرشان چون گذشته به آنان علاقمند باشد و وجود عروس از جایگاه آنان در قلب پسرشان چیزی کم نکند. افراد برای موفقیت در این راستا می توانند با توسل به برخی امور زا ایجاد تنش در خانواده جلوگیری نماییند.

 

راهكارها:

- توجه بیشتر افراد هم به پدر و مادر خود و هم به والدین همسرش

- قدردانی زوجین از زحمات و تلاش های كوچك و بزرگ والدینشان

- توجه زوجین به روزهای خاصی چون روز سالگرد ازدواج، تولد و ... والدین

- تهیه هدیه جهت ابراز علاقه و محبت به والدین

- گذراندن اوقاتی با آنها و صحبت و درد و دل كردن با آنها

- توجه و اهمیت دادن به صحبت ها و نظرات درست و منطقی آنها

- و ....





نوع مطلب : قبل از ازدواج، 
برچسب ها : دوران عقد،
لینک های مرتبط :


زمان شناخت "جنس مخالف "چه سنی است؟


 

به شرط این‌كه خانواده آمادگی و بلوغ فکری لازم را برای شنیدن رازهای
نوجوانش داشته باشد؛ نوجوانان و جوانان هم در صورت مواجه شدن با مشكلات
هوشمندانه عمل می كنند.

"زهره رحیمی" عنوان كرد: تمایل به ارتباط با جنس مخالف یك نیاز طبیعی است؛
باید نیاز به این گونه ارتباطات با خانواده‌ها در میان گذاشته شود.

وی اظهار كرد: تمایل به ایجاد روابط دوستی یك نوع هنجار است اما بدون
مدیریت صحیح، می تواند به صورت یك نوع ناهنجاری بروز كند.

رحیمی یادآور شد: نیاز به جنس مخالف در بیشتر افراد یك پدیده ذاتی تلقی
می‌شود اما باید نوجوانان و جوانان در ایجاد این ارتباطات دقت کافی داشته
باشند.

این روانشناس بیان كرد: وجود صمیمیت در بین خانواده‌ها بسیار مهم است و در
صورتی كه اعضای خانواده با یكدیگر صمیمی باشند روابط دوستی اعضا، كنترل و
مدیریت می‌شود و مشكلات بعدی این‌گونه روابط به حداقل خود می رسد در حالی
كه بسیاری از جوانان ارتباطات دوستی خود را از خانواده پنهان می‌كنند. این
امر می‌تواند به واکنش‌های خانواده یا ویژگی‌های خود این جوانان مربوط باشد.

وی اظهار كرد: در حال حاضر دختران و پسران نوجوان به دلیل آماده نبودن بستر
خانواده، هنگام دوستی با جنس مخالف وقایع را از خانواده خود پنهان می كنند
و در زمان برخورد با مشکلات پیش آمده از دوستان هم سن خود به عنوان مشاور
استفاده می كنند كه این امر می تواند موجب بروز مشکل شود چرا كه دوستان هم
سن و سال نوجوان، معمولا نمی‌توانند مشاور خوبی باشند.

ایشان عنوان كرد: شناخت افراد از یكدیگر در زندگی مشترك یكی از امور مهمی
است كه در زندگی‌های سنتی هیچ گونه جایگاهی ندارد چرا كه دوران نامزدی كه
دوران شناخت طرف مقابل است بسیار كوتاه مدت بوده و دوران عقد نیز به دلیل
مراسم و پیچیدگی‌های آداب و رسومش فرایند شناخت افراد از یكدیگر را مختل
می‌كند در حالی كه بسیاری از زن و شوهرها در زندگی مشترك به دلیل عدم شناخت
از اخلاق و رفتار یكدیگر دچار مشكل بزرگی می‌شوند.

وی افزود: بهترین دوران شناخت جنس مخالف از یكدیگر بین سنین نوجوانی تا 25
سالگی است.

وی  ادامه داد: در جامعه ما پسران در ارتباطات دوستی بیشتر به دنبال رفع
نیازهای جنسی بوده در حالی كه دختران به دنبال ارضای احساسات و عواطف خود
هستند كه این تفاوت گاهی طرفین را وادار به بروز رفتارهایی می کند که هیچ
تمایل درونی به آن ندارند و در نتیجه قادر نخواهند بود با تبعاتش مواجه شوند.

وی بیان كرد: دختران به دلیل نیاز عاطفی به پسران ممكن است تن به
درخواست‌هایی از قبیل از دست دادن بکارت خود از سوی پسران بدهند كه پس از
گذشت زمان، زندگی آنها را بسیار تحت تاثیر قرار دهد.

ایشان  ادامه داد: در بسیاری از این موارد پس از به هم خوردن رابطه، دختران
به شدت دچار عوارض روانی افسردگی، کاهش عزت نفس، بی اعتمادی به روابط و افت
تحصیلی می شوند و گاهی اقدام به کارهایی بسیار جبران ناپذیر مانند خودکشی
می‌كنند. برخی با تن دادن به ازدواج‌های اجباری حاصل این روابط، یک عمر را
در تردید و بی میلی سپری خواهند كرد.

این روانشناس تاكید كرد: والدین باید میزان توانایی ابراز احساسات و
اندیشه‌های درونی  را در بستر خانواده بسنجند، همچنین این بستر را برای
برون ریزی‌های هرچه بیشتر اعضاء فراهم کنند و توانایی خود را فارغ از
نگاه‌های احساسی یا سنتی یا اقتدارگرایانه بالا ببرند و به فرزندانشان
اجازه بیان نیازهای طبیعی‌شان را بدهند.

رحیمی عنوان كرد: خانواده‌ها می‌توانند یك روز مشخص را به عنوان روز درد و
دل برای ابراز احساسات، خواسته‌ها و عواطف یكدیگر تعیین کنند و در این روز
تمام اعضای خانواده ناگفته‌های یک هفته خود را نزد یکدیگر اعتراف کنند.

وی تاكید كرد: در صورتی كه نوجوانان و جوانان، نیاز خود را به خانواده‌ها
مطرح كنند بسیاری از مشكلات، بهتر مدیریت خواهد شد به شرط این‌كه خانواده
آمادگی و بلوغ فکری لازم را برای شنیدن رازهای نوجوانش داشته باشد؛ این مهم
موجب می‌شود نوجوانان و جوانان در صورت مواجه شدن با این مشكلات هوشمندانه
عمل كنند.

رحیمی یادآورشد: برای اصلاح این امور نیاز به یك فرهنگ سازی است؛ این نوع
فرهنگ سازی زمان بر بوده و باید تمامی افراد در راستای تغییر نگرش‌ها قدم
بردارند.

وی بیان كرد: نیاز به خوردن و خوابیدن یك نیاز طبیعی است و بیان این گونه
نیازها در جامعه ما هیچ گونه مشكلی ندارد اما باید از خود بپرسیم چرا نیاز
طبیعی جنسی اینطور نیست و گفتگوی شفاف در این زمینه تقبیح شده است در حالی
كه این مطرح نكردن‌ها موجب ایجاد مشكلاتی در جامعه می‌شود که اثرات منفی و
مخرب تری را به همراه خواهد داشت.

رحیمی گفت: نادیده گرفتن امیال احساسی و جنسی می‌تواند در جامعه، افرادی با
روحیه پنهان و فریب كار به بار آورد؛ برخی افراد به جای مواجهه با واقعیات
زندگی بشری در پی پوشاندن آن هستند و به جای حل مسئله به پاک کردن صورت
مسئله می‌پردازند.

این روانشناس عنوان كرد: باید تمامی افراد جامعه آگاه باشند چرا كه راه حل
رفع نیازها نسبت به گذشته متفاوت شده است و نگاه به بشر به عنوان موجودی
دارای کرامت مشی ما را در تمامی جهان دستخوش تغییر قرار داده است و برخی از
پاسخ های قدیمی و متعصبانه دیگر جوابگوی نیاز امروزی نیستند.

وی گفت: تمامی افراد جامعه باید خود را برای نگرش‌های صحیح و به جا آماده
کنند و فضایی مشارکتی و صمیمانه را برای یکدیگر فراهم كنند.





نوع مطلب : قبل از ازدواج، 
برچسب ها : شناخت قبل ازدواج، دختر و پسر،
لینک های مرتبط :

 مسائلی که باید قبل از ازدواج مطرح کنیم؟


موضوعات مهمی وجود دارد که باید قبل از ازدواج مطرح شود و مورد بحث و گفتگو
قرار گیرد. اما این موضوعات چه هستند؟ آنچه در ادامه می آید شامل نکاتی است
که از نظر کارشناسان حتما باید قبل از ازدواج مطرح شود و به نتیجه برسد.

*در مورد کار و پول صحبت کنید.*

مسائل مالی یکی از مهم ترین مسائلی است که زوج ها را به بحث و جدل وا می
دارد پس همین الان حرف هایتان را بزنید و سنگ ها را وا بکنید. دوست دارید
حساب مشترک داشته باشید یا حساب جداگانه؟ چه کسی باید خرج های روزانه را
بدهد؟ سرمایه گذاری های بزرگ بر عهده کدام یک از شما خواهد بود؟ فرد صرفه
جویی هستید یا ولخرجی می کنید؟ بعد از اینکه در مورد این سوالات صحبت
کردید، برنامه های کاری و شغلی خود را نیز بیان کنید. دوست دارید ۵ سال بعد
به کجا رسیده باشید؟ از در آمدتان راضی هستید؟ اگر نه، چه برنامه هایی برای
بیشتر کردن درآمدتان دارید؟

نکته: اگر بر سر ساعات کار به توافق نرسیدید اشکالی ندارد. وقتی یکی از
زوجین بیش از اندازه کار می کند و زمان زیادی را در خارج از خانه سپری می
کند، این احتمال هست که در اوایل ازدواج به مشکل بربخورند ولی ممکن است در
آینده هردو بپذیرند که در درازمدت، ثبات مالی از هرچیز دیگری مهم تر است.

*حتما در مورد بچه صحبت کنید.*

اگر قبلا فرصتش پیش نیامده حالا وقت آن است که در نظر خود را در مورد بچه
داشتن یا نداشتن بیان کنید. بگویید بچه دوست دارید یا نه. اما مراقب باشید
بحث را در اینجا متوقف نکنید. در مورد همه احتمالات صحبت کنید. جنسیت بچه
برایتان مهم است؟ چند سال بعد از ازدواج می خواهید بچه دار شوید؟ آیا در
صورت لزوم حاضرید بچه ای را به فرزندخواندگی بپذیرید؟ اگر کوکتان نافرمانی
کرد چگونه با او برخورد می کنید؟ همه اینها موضوعاتی هستند که اگر در
موردشان به روشنی صحبت نکنید در آینده تبدیل به بحث و دعوا خواهند شد.

نکته: اشکالی ندارد اگر در مورد تعداد بچه ها به توافق نرسیده اید. تنها
بعد از تولد اولین بچه است که می توان تصمیم گرفت چند بچه کافی است.

*در مورد مذهب و ارزش های انسانی صحبت کنید.*

ایمان و ارزش های اخلاقی ممکن است در اوایل ازدواج چندان مهم به نظر نرسند
اما نقش دین و اخلاقیات از آنچه اکثر زوج ها تصور می کنند مهم
تراست.روانشناسان می گویند بسیاری از افراد وقتی درمی یابند که همسرشان از
آنچه فکر می کرده اند مذهبی تر است، یا در می یابند همسرشان آنقدرها که می
خواهند مذهبی نیست، دچار اختلاف می شوند. این مساله وقتی جدی تر می شود که
بچه به دنیا می آید و باید در مورد طرز تربیت او تصمیم بگیرید. بنابراین
حتما در مورد دین و ایمان و تاثیری که فکر می کنید بر زندگی شما خواهد داشت
صحبت کنید.

نکته: اگر برسر موضوعات مربوط به خانواده همسرتان به توافق نرسیدید اشکالی
ندارد. مسائل خانوادگی جزو مشکلات کوچک همه زوج های جوان هستند ولی لزوما
رابطه زن و شوهر را تهدید نمی کنند. مثلا می توانید به همسرتان بگویید که
می تواند به دیدن پدر و مادرش برود ولی شما ممکن است بعضی اوقات او را
همراهی نکنید. مهم این است که هیچ یک از دوطرف حس نکند که نسبت به خانواده
همسرش در اولویت دوم قرار دارد.

*در مورد اختلافات و دعواها صحبت کنید.*

در زندگی مشترک بحث و جدل اجتناب ناپذیر است. همه زوج ها گاهی با هم اختلاف
و کشمکش پیدا می کنند. اما آنچه مهم است چگونگی برخورد آنها با این
اختلافات است. هرکس روشی برای مدیریت اختلافات دارد. اطمینان حاصل کنید که
روش مدیریت یکدیگر را درک می کنید. به آخرین باری که دعوا کرده اید فکر
کنید. چه اتفاقی افتاد؟ چه چیز شما را ناراحت کرد؟ آیا جزو کسانی هستید که
سکوت می کنند و حرف نمی زنند یا جزو کسانی که تا مشکل را حل و فصل نکنند
خوابشان نمی برد؟

نکته: افراد معمولا در مورد مسائل کوچکی مثل اداره خانه، تقسیم کارهای خانه
و غیره به مشکل می خورند. چه کسی باید دستشویی را بشوید؟ آشغال ها را چه
کسی بیرون ببرد؟ و غیره. اینها چیزهایی هستند که با کمی گذشت و درک حل می
شوند ونگران کننده نیستند.

*حساسیت ها، ترس ها و عادت های خود را بیان کنید.*

اگر چیزی هست که شما را عصبی می کند، یا اگر از چیز خاصی می ترسید یا وسواس
خاصی دارید حتما در مورد آن صحبت کنید. اگر از ولخرجی بدتان می آید حتما به
همسرتان بگویید. اگر تحمل ندارید که شوهرتان به غیر از موارد لزوم با خانم
های دیگر صحبت کند حتما این احساس خود را بیان کنید.

نکته: اشکالی ندارد اگر در مورد سرگرمی ها و چگونه پر کردن اوقات فراغتتان
به توافق نرسیده اید. مثلا اگر شما عاشق تماشای فوتبال هستید ولی طرف مقابل
علاقه ای به آن ندارد، نگران نباشید. شما می توانید به تنهایی فوتبال نگاه
کنید. نکته مهم این است که شما و او بر سر مدت زمانی که جدا از هم سپری می
کنید توافق کنید.





نوع مطلب : قبل از ازدواج، 
برچسب ها : مسائل مهم قبل ازدواج،
لینک های مرتبط :

آشنایی دختـر و پـسر پیـش از ازدواج حد و مرز دارد!


تا چندی پیش، روال بر این بود. دختر و پسری كه به اصطلاح دم‌بخت بودند و
قصد واقعی آنها ازدواج و تشكیل خانواده بود از طریق والدین، اقوام، آشنایان
یا همسایگان به یكدیگر معرفی می‌شدند. پس از تماسی تلفنی با خانواده دختر و
طرح چند سوال كلیدی در مورد سن، تحصیلات، طبقه فرهنگی، عقاید و... قرار
جلسه اول گذاشته می‌شد.

طی جلسه اول آشنایی كه خواستگاری نام می‌گرفت، دختر و پسر یكدیگر را
می‌دیدند و پس از توافق اولیه با نظارت والدین مراحل آشنایی با ضوابط خاصی
انجام می‌گرفت، اما در جامعه كنونی ما تعدادی از ازدواج‌های نسل جوان بر
پایه آشنایی قبل از خواستگاری شكل می‌گیرد و خیلی‌ها این نوع آشنایی را
ملاكی برای انتخاب همسر ایده‌آل خود می‌دانند، اما سوال اینجاست آشنایی قبل
از ازدواج تا چه حد تضمین‌كننده یك زندگی مشترك موفق خواهد بود و چه حد و
مرزهایی باید در آن رعایت شود؟
*
● ازدواج در سه مرحله شكل می‌گیرد: آشنایی، نامزدی و عقد.

به طور معمول و سنتی آشنایی از طریق خواستگاری آغاز می‌شود. در این روش
پدر، مادر یا خواهر پسری كه قصد ازدواج دارد با توجه به خصوصیات خانوادگی،
اخلاقی، فرهنگی، مذهبی و... دختری را انتخاب می‌كنند. البته این انتخاب با
نظر و موافقت پسر همراه است و اغلب این نوع خواستگاری‌ها به ازدواجی موفق
ختم می‌شود.

● آشنایی بی‌ضابطه، رابطه‌ای بی‌سمت و سو

حالا اگر این آشنایی از طریق خود پسر یا دختر، قبل از مراسم خواستگاری صورت
گیرد نه‌تنها صحیح و پسندیده نیست، بلكه در اغلب موارد مفید و موفق هم
نخواهد بود.

آشنایی قبل از خواستگاری رابطه‌ای بدون تعهد، سطحی، ظاهری و بدون سمت و سو
است. روابط حاكم در این نوع آشنایی‌ها اغلب رویایی، فانتزی و براساس
احساسات و هیجانات عاطفی دختر و پسر شكل می‌گیرد و هرچند كه برای دو جنس
مخالف دلنشین و شیرین است، اما مبتنی بر واقعیت نبوده و كاذب است. در این
روابط، عشقی مجازی حكمفرماست كه واقعیت خارجی ندارد.

در این نوع آشنایی‌ها اغلب پسرها قصد ازدواج نداشته و معمولا از دادن تعهد
ازدواج طفره می‌روند. این افراد بیشتر به فكر كامروایی خود هستند و برای
رسیدن به آن آشنایی را طولانی كرده و نمی‌گذارند رابطه از آشنایی فراتر
رود. اگر این نوع آشنایی‌ها به ازدواج ختم شود اغلب ناموفق بوده و با طلاق
به شكست منتهی می‌شود.

● آشنایی با ضابطه، دوران شناخت اولیه

پس از خواستگاری، دوران آشنایی شروع می‌شود. این دوران بنا به گفته بهشتی،
نباید از سه یا چهار جلسه بیشتر به طول انجامد. طی این جلسات دختر و پسر و
خانواده‌هایشان تا حدودی با لایه‌های سطحی شخصیت یكدیگر آشنا می‌شوند. این
آشنایی نوعی شناخت اولیه و پیش‌زمینه دوران نامزدی است. این دوران اگرچه به
قصد ازدواج شروع می‌شود اما به این معنی نیست كه الزاما به وعده ازدواج و
نامزدی ختم شود.

چراكه گاهی در همین چند جلسه خانواده‌ها پی به حقایقی برده و حاضر به ادامه
این رابطه نیستند بنابراین آشنایی بین دختر و پسر باید ارتباطی هدفدار و با
اطلاع خانواده‌ها باشد. طبق احكام شرعی دختر و پسر در این دوران می‌توانند
برای یكبار بدون حجاب ضروری به مشاهده اندام و ظواهر یكدیگر پرداخته تا
نداشتن آگاهی در این مورد، منجر به نارضایتی زوجین در آینده نشود.

شناخت‌های عمیقی كه در دوران نامزدی تجربه می‌شود برای دختر و پسر این فرصت
و امكان را فراهم می‌كند كه اگر متوجه نبود تفاهم یا تضادی در یكدیگر شدند
قبل از وقوع عقد و وارد شدن نام آنها در شناسنامه یكدیگر، وعده ازدواج را
منتفی كنند.

● نامزدی، آشنایی را عمیق‌تر می‌كند

زمانی كه دختر و پسر در چارچوب خانواده قدری باهم آشنا و مصمم به ازدواج
شدند دوران نامزدی شروع می‌شود. دوران نامزدی با وعده ازدواج شروع و با عقد
به پایان می‌رسد و حداقل خانواده دختر و پسر از آن آگاه هستند. در این
دوران تعهد افراد به یكدیگر زیادتر، ارتباطات بیشتر و شناخت‌ها عمیق‌تر شده
و افراد خانواده، فامیل و دوستان در این رابطه وارد می‌شوند.

در این دوره می‌توانیم با نمونه‌ای از زندگی مشترك و آینده خود روبه‌رو
شویم و درستی و نادرستی تصورات و ذهنیات خود را از یكدیگر اصلاح كنیم. به
طور میانگین چهار تا شش ماه فرصت مناسبی است كه دختر و پسر و
خانواده‌هایشان باهم آشنا شوند.

این دوران نباید طولانی شود، چراكه یا موجب وابستگی كاذب و غیرمنطقی شده،
یا اغلب موجب دلزدگی می‌گردد بنابراین اگر خانواده‌ها در این مدت شش ماه
متوجه شدید که نظرها و اعتقاداتشان از هم دور است باید هرچه زودتر قبل از
هرگونه وابستگی عاطفی بین دختر و پسر به این دوران خاتمه دهند.

برخی افراد بر این باورند كه شش ماه فرصت بسیار كوتاهی برای شناخت شخصیت
واقعی افراد است، اما روان‌شناسان می‌گویند: چه تضمینی وجود دارد كه پس از
یك سال یا بیشتر شناخت طرفین از هم كامل شود. گاهی گذر زمان چیزی را عوض
نكرده و فقط وابستگی عاطفی كاذب به وجود می‌آورد. نوعی وابستگی كه موجب
نادیده گرفتن تضادها و تفاوت‌های شخصیتی دو طرف خواهد شد.

● ترس از نامزدی ممنوع

برخی خانواده‌ها با این عقیده كه چون نامزدی رسمیت ندارد و ممكن است پسر،
دختر را رها كند یا اسم روی دختر بماند، دوران نامزدی را به بعد از عقد
رسمی موكول كرده و این دوران را درفاصله بین عقد و عروسی قرار می‌دهند، اما
شناختی كه در دوره آشنایی، نامزدی یا عقد به دست می‌آید با یكدیگر متفاوت
بوده و باید برای داشتن یك ازدواج موفق هركدام از این مراحل را در مدت زمان
توصیه شده طی كرد.

در واقع شناخت‌های عمیقی كه در دوران نامزدی تجربه می‌شود برای دختر و پسر
این فرصت و امكان را فراهم می‌كند كه اگر متوجه نبود تفاهم یا تضادی در
یكدیگر شدند قبل از وقوع عقد و وارد شدن نام آنها در شناسنامه یكدیگر، وعده
ازدواج را منتفی كنند. نامزدی یك فرصت است و نباید از این فرصت ترسید.
هزینه‌های عاطفی، اقتصادی و اجتماعی جدایی در نامزدی بسیار كمتر از جدایی
پس از عقد است.

● حدود نظارت در دوران نامزدی

دوران نامزدی باید با نظارت همان افرادی كه از نامزدی باخبرند یعنی پدر و
مادر دو طرف صورت گیرد. مهم‌ترین حریم نامزدی رابطه جنسی است كه اگر برقرار
شود فضای نامزدی از حالت طبیعی خارج و جدایی سخت می‌شود. در این دوران
نباید هیچ‌گونه ارتباط جسمانی و پنهانی برقرار شود. در دوران نامزدی دختر و
پسر تحت نظر و با توافق خانواده‌ها با حفظ ادب و مراعات ارزش‌های اخلاقی
می‌توانند با خانواده‌های یكدیگر رفت و آمد كرده و در حد و مرز مشخصی با هم
صحبت كنند یا بیرون بروند تا یكدیگر را بشناسند. در این دوران به جای ایجاد
روابط احساسی و هیجانی باید به تحلیل ملاك‌های اصلی زندگی پرداخت و از
نظرات یكدیگر باخبر شد.

● از مشاور ازدواج كمك بگیرید

مشاوره با كارشناسان دینی، دختر و پسر را به وظایف شرعی خود در قبال همسر و
فرزند در طول زندگی مشترك آگاه می‌ کند و شركت در كلاس‌های آموزشی ازدواج
می‌تواند زوجین را در برقراری یك ارتباط عاطفی و روابط صحیح زناشویی هدایت كند.

گفت‌وگو در مورد سنجش میزان تمایلات جنسی در دوران نامزدی به منظور جلوگیری
از نارضایتی جنسی پس از ازدواج نه‌تنها جایز نیست، بلكه ملاك درستی برای
سنجش تمایلات نخواهد بود. دختر و پسری كه هنوز وارد زندگی زناشویی نشده‌اند
و تجربه و شناخت كاملی از تمایلات جسمی، جنسی و عاطفی خود ندارند،
نمی‌توانند در مورد میزان یا شدت این نوع تمایلات تصمیم‌گیری كنند. در این
زمینه مراجعه به كلاس‌های آموزشی و مشاوران خانواده كارساز خواهد بود.






نوع مطلب : قبل از ازدواج، 
برچسب ها : دوران نامزدی، آشنایی قبل ازدواج، مشاوره ازدواج، حد و مرز نامزدی،
لینک های مرتبط :


روابط  و شناختهای اس ام اسی (پیامکی) و تلفنی بین
دختر و پسر


یکی از راه های ارتباطی بین دو فرد تلفن همراه میباشد ، ابزاری ارتباطی که

بیشتر برای اطلاع از موراد مهم اطلاع رسانی بین افراد است که با توجه به
تغییرات زیادی که در تکنولوژی های ارتباطی و امکانات گوشیهای تلفن همراه
اعمال شده امروزه تنها بعنوان یک ابزار ارتباطی از آن استفاده نمیشود
استفاده از تلفن همراه یکی از سهل ترین روشها جهت ارتباط بین دو جنس مخالف
میباشد به نحوی که میتوان روزها ، ماها و حتی سالها با فردی از طریق این
وسیله در ارتباط بود بدون آنکه دیگران متوجه شوند لذا در حفظ حریم خصوصی
افراد تاثیر بسزائی دارد اما آیا براستی این وسیله ارتباطی میتواند باعث
شناخت دو فرد به منظور انتخاب یکدیگر در جایگاه همسر آینده باشد ؟

 

*ارتباط های اس ام اسی چقدر به شناخت کمک میکند *

حتی افرادی هم که مدعی هستند تمایل به شناخت از طریق اس ام اس یا تماس
تلفنی ندارند و بیشتر ترجیح میدهد حضوری یا به شکل رسمی با یکدیگر اشنا
شوند طبق آمارها حداقل بین 30 تا 100 پیامک برای طرف مقابل  ارسال کرده و
دریافت نموده اند ، هستند افرادی که شاید روزانه بیش از 100 پیامک بین دو
طرف ارسال میشود ، برخی سوالات بین دو طرف میتواند در شناخت اولیه موثر
باشد اما به شرط صداقت طرفین سوالاتی نظیر شغل - تحصیل - تعداد اعضای
خانواده و از این قبیل سوالات انگشت شمار که شاید طی 10 پیامک بتوان به
آنها دست یافت  اما از بعد از آن اکثر پیامکها کم کم رنگ و بوی احساسی به
خود میگیرد و کم کم به حاشیه میرود

ارتباط پیامکی بسیار بسیار اعتیاد آور است به نحوی که دو طرف بعد از مدتی
عادت به گزارش گیری یا خبررسانی ساعتی و دقیقه ای به یکدیگر میکنند به نوعی
خودشان را ملزم میکنند که هر طور شده باید الان حتما از طرفم خبر بگریم که
ناراحت نشود یا مطلع شوم وی کجاست فرقی ندارد محل کار باشد سر کلاس یا در
حین رانندگی آنها این رفتار را برای خود یک قانون تلقی کرده اند حتی به
قیمت از دست رفتن آرامش ، آنها خود را ملزم کرده اند بلافاصله باید تا
پیامی از رطف مقابل آمد جوابگوی او باشم در این مرحله گوشی تلفن همراه
همانند عضوی از بدنشان همیشه و همه جا حتی در حمام همراهشان است

*مکالمه های تلفنی چقدر به شناخت کمک میکند *

مکالمه تلفنی میتواند برای شناخت اولیه در سطح بررسی شرایط فرد مقابل در حد
یک تماس تلفنی موثر باشد به شرط صداقت طرفین اما یک تماس بشود دو تماس و دو
تماس بشود سه تماس و به همین ترتیب کمکی که به شناخت نمیکند بر عکس به علت
بروز احساسات در این نوع ارتباط دو طرف از شناخت یکدیگر فاصله میگرند آنچه
مشخص است دختران در این نوع ارتباط بیشتر از پسران دچار وابستگی میشوند
شنیدن عبارتی نظیر اینکه اگر روزی چند بار صداشو نشنوم دلم براش تنگ میشه
از زبان دخترها در این نوع ارتباط غیر طبیعی نیست هر چند میتواند به یک
فاجعه احساسی برای وی  منجر شود .

*حاشیه های ارتباطهای پیامکی و تلفنی*

دیر جواب دادنها به اس ام اس (پیامک)

اولین اختلافی که معمولا در ارتباطهای پیامکی شکل میگیرد مربوط به دیر جواب
دادن یکی از طرفین میباشد ، این اتفاق زمانی روی میدهد که یکی طرفین مشغول
کار یا شرایط مناسبی جهت پاسخ به پیامک ندارد و یا گوشی وی نزد او نیست و
طرف مقابل درک درستی از شرایط فرد مقابل ندارد و زمانی که دقایقی از ارسال
پیام وی میگذرد و پاسخی دریافت نمیکند  احساس میکند یا طرف مقابل ناراحت
شده یا ارزشی برای او قائل نشده لذا شروع به ارسال مجدد پیام قبلی کرده یا
اقدام به تماس و قطع ( میس کال ) میکند ، مدتی صبر کرده و با تصورات ذهنی
خود داستانی را خلق کرده  و بواسطه برداشتها و تصورات خود در مورد دیر پاسخ
دادن طرف مقابل جبهه گیری میکند  حتی گاهی افراد در این مواقع اقدام مقابل
انجام میدهند

دیر جواب دادن به تماسها یا جواب ندادن به تماس ها ویا رد تماس (ریجکت)

در این نوع ارتباطها عدم پاسخ به تماس میتواند درذ هن برخی افراد شکاک
اینطور جانمایی کند که فرد حتما با شخص دیگری ارتباط دارد و الان کنار اوست
یا به عمد پاسخ تماس را نمیدهد بدترین واکنشی زمانی است که فرد پس از چند
بوق کوتاه ریجکت میشود در این حالت طرف شکاک به جای صبر کردن و تماس در
زمان دیگری یا انتظار برای تماس فرد مقابل ، مدام اقدام به تماس در همان
لحظه میکند و هر چه بیشتر ریجکت شود بیشتر تماس میگیرد

به نظر می آید ارتباطهای تلفنی و اس ام اسی بیشتر از انکه به شناخت کمک کند
باعث اختلاف و سوءتفاهم های جدی بین طرفین میشود غیر طبیعی نیست زمانی که
فرد حین پاسخ دادن به شما کنار شما نباشد و شما برداشت نا درست کنید ، غیر
طبیعی نیست فرق جدی بودن یا شوخی بودن پیامکها را متوجه نشوید غیر طبیعی
نیست از حرفهای پشت تلفن برداشت نادرست کنید و البته غیر طبیعی نیست که با
وجود همه اختلافات و مشاجره ها در طول روابط اس ام اسی و تلفنی باز هم
بخواهید به طرفتان برسید چرا که در تمام این ارتباط تنها احساس حاکم است

*هزینه هایی که صرف  پیامکها و مکالمه های تلفنی میشود اما  صرف مشاوره نمیشود*

مسلما اگر از اوپراتورهای تلفن همراه بخواهیم آمار تعداد پیامکها و زمان
مکالمات تلفنی دو جنس مخالف مرتبط با هم را منتشر کنند طبیعتا امکان پذیر
نیست چرا که دخالت در حریم خصوصی افراد تلقی میشود  اما افرادی که
ارتباطهای تلفنی و اس ام اسی دارند در جریان هستند که چقدر هزینه بابت
پیامکها و مکالمات از سوی دو طرف پرداخت میشود شاید در مجموع سالیانه
میلیاردها تومان هزینه این اس ام اس ها و مکالمات میشود ( بی جهت نیست که
اوپراتورها نیز برای درامد بیشتر طرحهای مختلفی برای سیم کارتهای اعتباری
در نظر میگیرند)  هزینه هایی که برگشت پذیر نیستند و کمکی هم به شناخت صحیح
طرفین نمیکند و حتی میتواند باعث بدبینی دو طرف بشود  این در حالیست که
خیلی از این افراد حاضر نیستند برای شناخت بهتر به مشاور مراجعه کنند وبرای
مشاوره و راهنمایی هزینه پرداخت کنند هزینه ای که میتواند در مسیر زندگی
آنها موثر باشد

*نتیجه گیری*

شاید دو طرف از طریق پیامک و تلفن ارتباط زیادی داشته باشند و از همه
فعالیتهای روزمره هم اطلاع داشته باشند اما آیا به شناخت لازم برای ازدواج
دست یافته اند ؟ آیا ازدواج فرایندیست که بتوان از طریق حرف و پیام ها که
البته صحت آنها مشخص نیست در موردش تصمیم گیری کرد وچه بسا برنامه زندگی
خود را تغییر داد یا موقعیتهای دیگر برای ازدواج را رد کرد ؟  چند درصد
منطق و جند درصد احساس در این شناخت وجود داشته ؟ چقدر دچار سوء تفاهم شدند
؟ چقدر باعث آرامش یکدیگر شدند و چقدر ارامش همدیگر رو سلب کردند ؟

طبق آمارها شناختهای اینترنتی - تلفنی و اس ام اسی تاثیر منفی در افراد
بهمراه داشته افرادی که ازدواج خود را بر پایه این شناختها دنبال میکنند
بیشتر به سمت ناکامی در روابط پیش میروند بهترین روش شناخت ارتباطهای حضوری
با اطلاع خانواده طرفین میباشد  نه ارتباطهای غیر حضوریو البته بدون اطلاع
خانواده ها

افرادی هستند که موارد مذکور را تجربه کرده اند ، انها روز های اول تصور
میکردند قادرهستند احساسات خود را کنترل کنند اما درگیر رابطه سراسر احساسی
شدند که هر چند میدانند نتیجه ای بهمراه ندارد اما نمیتوانند از آن رابطه
خارج شوند لیکن توصیه میشود به جای آنکه احساسات شمارا کنترل کند ، شما
احساسات را کنترل کنید

موفق باشید




نوع مطلب : قبل از ازدواج، 
برچسب ها : روابط پیامکی، روابط تلفنی، دوستی قبل از ازدواج،
لینک های مرتبط :


    آشنایی قبل از ازدواج و خطرات آن!


امروزه انواع و اقسام آشنایی‌ها بین دختران و پسران جهت ازدواج دیده می‌شود كه در این بخش به نقد و بررسی آن‌ها می پردازیم.

 

خصوصات آشنایی های مستقیم و بررسی آنها

 

الف) غلبه‌ی احساسات در آشنایی‌های مستقیم

نباید شور و حال آشنایی بر تعقّل غلبه پیدا کند و احساسات بر اصل شناسایی مقدّم شود. متأسّفانه این آداب در خواستگاری‌ها رعایت نمی‌شود و خواستگاری‌هایی که اکنون بین جوانان متداول شده است، سنگی معلّق در هواست. در خواستگاری‌های مستقیم که جوانی از جوان دیگر در پی یک دیدار سطحی و دلباختگی ذهنی انجام می‌‌دهد و در پی سه جلسه گفتگو با هم خودمانی می‌شوند و می‌گویند اگر به تفاهم رسیدیم بعداً با خانواده‌ها در میان می‌گذاریم، وقتی از آن جوان می‌پرسیم: چرا اینگونه عمل می‌کنی؟ می‌گوید: می‌خواهم طرف را بشناسم. گاه شاهد هستیم که با هم صحبت مستقیم نمی‌کنند؛ امّا بنحوی در یک پروژه با هم همکار می‌شوند و یک ارتباط کاری و عاطفی با هم پیدا می‌کنند و به بهانه‌ی آن با هم رفت و آمد پیدا می‌کنند.

 

هر چند رفت و آمدهای جوان به نیّت شناخت طرف مقابل انجام می‌شود، امّا نتیجه‌ی کار برعکس می‌گردد. یعنی در این ارتباطات قبل از اینکه شناسایی انجام شود، دلباختگی ایجاد می‌شود و دلباختگی و عاشقی مانع از شناسایی است؛ همانطور که می‌فرمایند: «حُبُّكَ للِشَّیءِ یُعْمی وَ یُصِمّ»؛ علاقه به چیزی انسان را کور و کر می‌کند، یعنی مانع از شناخت دقیق نسبت به نكات منفی آن می‌شود.

 

ب) تأثیر روان ناخودآگاه در تعلّق زن و مرد

جنس زن و مرد اگر با هم به هر عنوان ارتباط پیدا کنند، چه ارتباط کاری و چه فرهنگی، بطور ناخودآگاه به هم وابسته می‌شوند. روانشناسان اصطلاحی دارند به نام روان «ناخودآگاه». بخشی از روان، «خودآگاه» است و بخشی دیگر «ناخودآگاه». بی‌مناسبت نیست پیرامون اصطلاح «ناخودآگاه» مقداری تأمّل کنیم؛ زیرا بسیاری از آن غفلت داریم و چنانکه از نامش پیداست ذاتاً بنحوی است که باید از آن غفلت داشته باشیم. در حافظه‌ی ما چیزهایی ضبط می‌شود و در روح ما اثر می‌گذارد.

 

آن چیزها به دو دسته تقسیم می‌شوند: دسته‌ای از آن‌ها را با آگاهی و توجّه در حافظه جا می‌دهیم؛ مثلاً کتاب می‌خوانیم و مطالب آن را به خاطر می‌سپاریم و یا سخنان سخنرانی را می‌شنویم و در حافظه ضبط می‌کنیم. در این بخش هر آنچه با روح ما تطابق داشته باشد و آن را بپذیریم، در ذهن انباشته می‌کنیم و اگر آن را نپذیریم، از خاطر می‌بریم.

 

دسته‌ی دوم چیزهایی است که ناخودآگاه بدون اینکه نیت انتخاب داشته باشیم، در ذهن خود انباشته می‌کنیم. به عنوان مثال اگر شما در جلسات سخنرانی شخصیتی حضور پیدا کنید و بادقّت سخنان و مباحث او را به خاطر بسپارید و آن سخنران در حین بحث خود حرکاتی را با دست یا صورت و ایما و اشاره برای تفهیم مباحث خود انجام دهد، هر چند شما به آن حرکات و اشارات توجّهی مستقیم و آگاهانه ندارید، بطور غیرارادی و به اصطلاح روانشناسان ناخودآگاه از آن حرکات تأثیر می‌پذیرید و در گفتگو با دیگران بدون اینکه تعمّد داشته باشید، از آن حرکات و اشارات بهره می‌گیرید. این، همان ضمیر «ناخودآگاه» است.

 

روانشناسان معتقدند بخش ناخودآگاه روان ما بسیار بزرگ‌تر و بیش‌تر از بخش خودآگاه ماست. آن‌ها مثال کوه‌های یخی که در دریا شناورند را مطرح می‌کنند که قسمتی اندک از آن از آب بیرون و قابل مشاهده است. ناخدایان باتجربه با دیدن این کوه‌های یخی وحشت می‌کنند؛ زیرا اگر کشتی با آن‌ها برخورد کند، منهدم می‌شود و دست کم صدمه‌ی سنگینی می‌بیند. ما اگر یکی از سرنشینان این کشتی باشیم، از وحشت ناخدا تعجّب می‌کنیم ولی ناخدا می‌داند در زیر قطعه یخی که می‌بیند، یک کوه یخ عظیم قرار دارد. روانشناسان از آن قسمت عمده‌ی زیر آب به ضمیر ناخودآگاه تعبیر می‌کنند. از آنجا که ما غفلت داریم، خطرناک است یعنی ضمیر ناخودآگاه ما داوری برای انتخاب ندارد. چه بخواهیم و چه نخواهیم انتخاب می‌کنیم.

 

شما سخنان یک سخنران را می‌شنوید و بخشی را می‌پذیرید و بخشی را رد می‌کنید. امّا بدون اینکه دقّت داشته باشید، حرکات و رفتارهای آن سخنران را کاملاً می‌پذیرید و تقلید می‌كنید؛ بدون اینکه حتّی علاقه به آن داشته باشید.

 

در فرآیند خواستگاری‌هایی که دختران و پسران به طور مستقیم انجام می‌دهند به این انگیزه که این ارتباط مقدمه‌ای برای شناسایی بهتر یکدیگر می‌باشد، هر چند ظاهراً حرف قابل دفاعی است، امّا ناخودآگاه در حال رد و بدل کردن محبّت به یکدیگر هستند. کار به جایی می‌رسد که پس از چند جلسه رفت و آمد ناگهان متوجّه می‌شوید به او بسیار دلبسته و وابسته شده‌اید و بطور قطع هم تصمیم گرفته‌اید با او ازدواج کنید ـ هر چند اطّلاعات اوّلیه حکایت از ظاهری منفی داشته باشد ـ مثلاً بدانید خانواده‌های شما با یکدیگر سنخیت ندارند ولی رشته‌های محبّت بین شما چنان در هم تنیده شده است که آن اطّلاعات را نادیده می‌گیرید و این از مواردی است که پیش از نظر کارشناس(عقل)، دل تصمیم گرفته؛ در حالی که از حقایق غافل بوده است. از این رو، خواستگاری را باید پس از کارشناسی‌های عقل انجام دهیم تا در دام رشته‌های محبّت ظاهری و هوس‌انگیز گرفتار نشویم.

 

با علاقمندی و به عبارت صحیح‌تر علاقه‌بندی که خود را در بند علاقه گرفتار می‌سازیم، بسیاری از عیوب را نمی‌بینیم و گاه عیوب را زیبا می‌بینیم. آدمِ دلباخته‌ دیگر حرف كسی را نمی‌پذیرد و حقایق را نمی‌بیند.





نوع مطلب : قبل از ازدواج، 
برچسب ها : رابطه قبل از ازدواج، دوستی های قبل ازدواج، آسیب دوستی قبل از ازدواج،
لینک های مرتبط :


هرگز بدون اینها ازدواج نکنید!


سه عامل مهم افراد را به طرف ازدواج و تشکیل خانواده سوق می دهد: نیاز اقتصادی، میل به فرزند و عشق. میل به فرزند که همان علاقمندی به بقای نسل و حفظ نوع می باشد، عشق یا لذت جنسی یا نیازهای اقتصادی به عنوان مقدمات وصول به این هدفند. از لحاظ جهان شناسی، وظیفه خانواده (زن و مرد) تنها امتداد نسل است و نیازهای اقتصادی یا شهوانی به عنوان مقدمه ای برای رسیدن به این هدف بزرگند.

 

احترام و گذشت

شما باید در همه حال و در هر شرایطی به همسر خود احترام بگذارید. نزدیکی یک زوج هیچ گاه حق توهین و تحقیر یکدیگر را به آنان نمی دهد. با اولین توهین به همسر، اولین گام برای فروریختن بنای خانواده برداشته شده است و اصالت خانواده زیر سۆال می رود. هیچ خطایی از طرف همسر، شما را محق به توهین به او نمی کند. گذشت لازمه هر رابطه طولانی مدت است. انسان در طول زندگی مرتکب خطاهایی می گردد و گذشت و راهنمایی دوستانه همسر، زمینه پیشگیری از وقوع مجدد آن خطا را فراهم می کند، احساس صمیمیت را تقویت می کند و زندگی را به کام زوجین شیرین می سازد.

این اصل متضمن دوام و خوشبختی یک خانواده است. وفاداری به همسر، وفاداری به عشق را به ارمغان می آورد.

 

برنامه ریزی برای زندگی

توجه داشته باشید که از نظر جسمانی، روانی، اجتماعی و اقتصادی صلاح نیست که یک زوج بلافاصله پس از ازدواج بچه دار شوند و حداقل در سال اول زندگی می بایستی از روش های پیشگیری از بارداری استفاده نمود. بهترین سن حاملگی برای زن بین 20 تا 30 سالگی است. حاملگی پیش یا پس از این سنین، احتمال خطرات برای سلامتی جنین و مادر را می افزاید. سعی کنید پیش از بچه دار شدن حداقل 1 سال از ازدواج شما گذشته باشد تا رابطه شما با فرد مقابل به ثبات مطمئنی رسیده باشد. هدف اصلی ازدواج و تشکیل خانواده، ارضای غریزه جنسی و شهوانی نیست، بلکه تولیدمثل است. بدون شک، خالق بزرگ هستی خواهان تداوم زندگی انسان روی کره خاکی است و تنها راه تداوم نسل بشر، آمیزش جنسی است. ولی هدف اصلی ازدواج، ارضای غریزه جنسی نیست، بلکه عاملی ورای تمتعات جنسی است که عبارت است از تولید نسل.

 

تناسب های ضروری

تناسب فرهنگى، اعتقادات و مذهب، تحصیلات، شناخت كافى از شرایط یكدیگر، بلوغ فكرى و عاطفى و غیره از عوامل موثر در زندگى موفق است. تناسب فرهنگى یكى از مهمترین عوامل در امر ازدواج است، زیرا معمولا هر فرد واجد خصوصیات و سطح فرهنگ متفاوت است كه در آن رشد و زندگى كرده و در بیشتر موارد بر اساس آن آموخته ها رفتار مى كند. در نتیجه دو نفر هرچه از نظر فرهنگى و اجتماعى به هم نزدیكتر باشند سازگارى آنها پس از ازدواج بیشتر و آسان تر خواهد شد.

 

اهمیت دادن به اعتقادات و باور هاى مذهبى یكى از اساسى ترین معیار هاى انتخاب همسر است. با توجه به این واقعیت ها، حتما باید قبل از ازدواج زوجین به این امر توجه داشته باشند.

 

داشتن تحصیلات یكسان و متناسب هم در زندگى موفق بسیار موثر است. در بیشتر مواقع دیدگاه و بینش فرد تحصیل كرده نسبت به محیط خانوادگى و مسائل و مشكلات، واقع بینانه تر و منطقى تر است. بلوغ فكرى و عاطفى عامل دیگرى براى ازدواج موفق است. رشد عاطفى و فكرى مناسب در پایدارى زندگى زناشویى نقش بسزایى دارد. چرا كه فرد در زندگى نیاز به توانایى فكرى و عاطفى مطلوبى دارد كه داشتن یك ازدواج موفق و رسیدن به بلوغ عاطفى، مهم ترین عامل برقرارى آرامش افراد است. احساس مفیدبودن و ثبات اجتماعى در افراد متاهل بیشتر است و متاهل ها نسبت به مجردها ارتباطات اجتماعى بهترى برقرارمى كنند. البته اگر ازدواج موفق باشد تمام این تاثیرات بیشتر مى شود.





نوع مطلب : قبل از ازدواج، 
برچسب ها : احترام در ازدواج، هرگز بدون اینها ازدواج نکنید!،
لینک های مرتبط :


دقیقا علف باید به دهن چه کسی شیرین بیاید؟


همه انسان ها به صورت ذاتی و طبیعی به زیبایی گرایش دارند و به سمت آن كشیده می شوند. زیبایی امری است كه هرگز هیچ یك از فیلسوفان و دانشمندان نتوانسته اند به تعریفی یكسان از آن دست یابند. علت اصلی این امر هم نسبی بودن امر زیبایی است.

  

به بیان دیگر چون زیبایی امری نسبی است تعریف آن از دید هر فردی به چیزی خاص اطلاق می گردد. در واقع زیبایی از دید افراد متناسب با نوع نگاه و تفكرشان متفاوت است. ممكن است فردی امری یا شی را زیبا بنامد در حالیكه دیگری همان امر یا شی را نه تنها زیبا ندانسته بلكه زشت بداند. اما به هر صورت توجه به زیبایی و تمایل آن در همه انسان ها وجود دارد. یقینا این رغبت و تمایل به داشتن زیبایی ها در امر مهمی چون ازدواج هم برای افراد نمود پیدا كرده و آنها را به انتخاب همسری زیبارو ترغیب می نماید.

 

مطمئنا دوست داشتن و به دل نشستن چهره و ظاهر همسر یكی از مهمترین اصول ازدواج است. زیرا زن و مردی كه با هم ازدواج می كنند علاوه بر همه چیز باید نسبت به ظاهر یكدیگر نیز تمایل و علاقه داشته باشند و یكدیگر را تحمل ننمایند. اهمیت این امر تا به جایی است كه بزرگان از قدیم الایام از ضرب المثل «علف باید به دهن بزی شیرین بیاد» بسیار استفاده می كردند.

 

به خاطر همین دلایل است كه افراد باید قبل از ازدواج ابتدا به تعریفی از زیبایی از نظر خود دست یابند و سپس براساس تعریف به دست آمده شخصی را به عنوان همسر دلخواه برای خود انتخاب نمایند. توجه وی ‍ ‍ ژه به برخی نكات در این راستا نیز لازم به نظر می رسد.

 

- درست تعریف كردن امر زیبایی توسط شخص: افراد باید در این قضیه به اعتدال و دوری از افراط و تفریط توجه نمایند. به بیان دیگر داشتن تناسب دختر و پسر در زیبایی و جسم كاملا ضروری است.

 

- تفاوت دیدگاه زن و مرد در امر زیبایی: معمولا دیدگاه های زن و مرد در زیبایی نه تنها یکسان نیست، بلکه در مقابل یكدیگر نیز قرار دارد. زیبایی همسر از نظر مرد، تناسب اندام، ظرافت مو و ابرو، زیبایی چشم و لب و دهان، ایمان، حیا، عفّت و پاکدامنی زن است و از نظر زن، زیبایی همسر، قدرت و نیرومندی، شهرت اجتماعی، غیرت و پاکی چشم و فکر و عمل و ... است.

 

- توجه به ابعاد مختلف زیبایی در فرد مقابل: با اینكه اغلب افراد زیبایی را در داشتن ظاهری خوب و اندامی متناسب توصیف می كنند اما باید توجه داشت كه زیبایی تنها در جسم و ظاهر محدود نشده و درجه والاتری هم دارد. فردی در زندگی زناشویی موفقتر است كه در انتخاب همسر آینده اش علاوه بر توجه به زیبایی های صوری و ظاهری یا تناسب اندام كه امری زوال پذیر هستند به زیبایی های باطنی یا معنوی و فرهنگی فرد مقابل كه ماندگار و پابرجایند و نقش مهمی در زندگی دارند نیز توجه نماید.

 

- اجتناب از سخت گیری و مشكل پسندی در انتخاب همسر: گر چه توجه به زیبایی ظاهری، معنوی، فرهنگی و... در انتخاب همسر امری پسندیده و نیکو هستند، لیکن افراد نباید از حد معمول تجاوز کرده و در مسیر افراط، سخت گیری و مشکل پسندی در آیند و بدین سان از ازدواج به موقع اجتناب نمایند.





نوع مطلب : قبل از ازدواج، 
برچسب ها : تفاوت دیدگاه زن و مرد، مشكل پسندی در انتخاب همسر:، ابعاد مختلف زیبایی در فرد،
لینک های مرتبط :



مهمترین علت بروز بیماری های متابولیک ارثی , ازدواج های فامیلی است!




برنامه كشوری پیشگیری و كنترل فنیل كتونوری پنجره ای دیگر به سوی غربالگری بیماری ژنتیك است.

به گزارش وب دا؛ مسئول بیماری های غیرواگیر معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی فسا با بیان این مطلب گفت : بیماری (PKU) نوعی اختلال متابولیک ارثی است كه جهش كروموزوم 12 باعث بروز آن می شود این بیماری یكی از انواع بیماری های ارثی است كه در اثر كمبود آنزیم فنیل آلانین هیدروكسیلاز كه نوعی آنزیم كبدی است در نوزاد به وجود می آید .

به گفته فهیمه راستباف تجمع غیر طبیعی اسید آمینه فنیل آلانین در بدن كودك خطرناك است و منجر به بروز اختلالات در مغز و پوست می شود .

فهیمه راستباف افزود : نوزاد مبتلا به فنیل كتونوری در زمان تولد طبیعی و ممكن است ماه های اول هیچ علامتی نداشته باشد ولی به تدریج علائمی مانند تأخیر در رشد و تكامل ، بی قراری ، استفراغ ، ضایعات پوستی ، بوری موهای سر و بدن ، بوی زننده عرق و ادرار ظاهر می شود و با گذشت زمان كودك دچار عقب ماندگی ذهنی شده ، صحبت كردن ، نشستن و راه رفتن كودك مختل می شود.

مسئول بیماری های غیرواگیر معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی فسا بیان داشت: ازدواج های فامیلی مهمترین علت بروز بیماری های متابولیك ارثی است كه به علت شیوع بالای این گونه ازدواج ها در ایران ، این بیماری به عنوان یك بیماری بومی كشور شناخته می شود .

به گفته وی برای اینكه كودك به این بیماری مبتلا شود باید والدین هر دو ژن معیوب بیماری را به فرزندشان منتقل كنند .

راستباف گفت : بهترین روش تشخیص ، آزمایش سطح فنیل آلانین خون است كه مناسب ترین زمان برای انجام آزمایش خون 24 ساعت تا 48 ساعت بعد از تولد یعنی زمانی كه تغذیه پروتئینی نوزاد از شیر مادر آغاز شده است می باشد .

این کارشناس مسوول بیماریها در خصوص نحوه انجام آزمایش اظهار داشت : با انجام آزمایش روی قطره خون پاشنه پای نوزاد 3 تا 5 روزه ، تشخیص امكان پذیر خواهد بود . در صورتی كه نتیجه آزمایش مثبت باشد( بالاتر از 4 میلی گرم ردسی لیتر ) .

وی افزود : آزمایش دیگری به روش (HPLC ) برای نوزاد انجام می شود و در صورت مثبت بودن این آزمایش نوزاد به بیمارستان منتخب مركز استان جهت درمان و متعادل شدن سطح فنیل آلانین خون ارجاع داده می شود .

راستباف با بیان اینکه هدف از درمان ، كاهش مقدار فنیل آلانین در بدن به منظور پیشگیری از عقب ماندگی ذهنی كودك است ، اظهار داشت : تنها راه رسیدن به این هدف مصرف شیرهای خشك فاقد فنیل آلانین و مواد غذایی با فنیل آلانین كم ، زیر نظر پزشك و كارشناس تغذیه است . چنانچه این برنامه غذایی به موقع آغاز شود و ادامه یابد كودك به رشد طبیعی خود ادامه و زندگی همراه با سلامتی خواهد داشت .

مسئول بیماری های غیرواگیر معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی فسا گفت : بعد از تشخیص نوزاد مبتلا در خانواده لازم است والدین به مركز بهداشتی درمانی ویژه مشاوره ژنتیك مراجعه تا از چگونگی نقص ژنتیكی در حاملگی های بعدی مادر از این اطلاعات بهره مند شوند . بعد از مشاوره در صورت نیاز والدین برای تشخیص پیش از تولد ( PND) به آزمایشگاه منتخب تشخیص پیش از تولد ژنتیك ارجاع داده می شوند.





نوع مطلب : قبل از ازدواج، 
برچسب ها : بیماریهای ارثی، ازدواج فامیلی، PKU، آنزیم فنیل آلانین هیدروكسیلاز، HPLC، ازدواج و ژنتیک،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic