تبلیغات
دائرة المعارف ایرانی ویکی ما - مطالب قبل از ازدواج
 
دائرة المعارف ایرانی ویکی ما
فکر زیبا بهتر از روی زیبا * لبخند بزن بانوی مهر
درباره وبلاگ



>
افزایش بازدید رایگان
کسب درآمد قانونی از اینترنت
مدیر وبلاگ : الهه سبز
نویسندگان




شاید شما یکی از کسانی باشید که قرار است در هفته‌های آینده مراسم جشن عروسی خود را برگزار کنید. احتمالا استرس بسیاری دارید چرا که هم باید به خود برسید، هم باید به فهرست مهمان‌ها فكر كنید، هم به دنبال درست‌كردن خانه‌ای رؤیایی باشید و ... . همه این كارها بسیار مهم است ولی به یاد داشته باشید، مهم‌ترین نكته در این شب بزرگ، ظاهر شماست و باید از همین حالا كم‌كم ظاهر خود را‌آماده كنید. عروسی شما بیشتر از یك شب نیست پس باید آمادگی كاملی برای این شب داشته باشید. اگر جشن عروسی شما نزدیك است از همین امروز شروع كنید تا در آن شب چهره فراموش‌نشدنی داشته باشید. ما قدم به قدم راهنمایی‌تان می‌کنیم.

کی موهای‌تان را كوتاه كنید؟

یك عروس، حتما باید حدود یك‌ماه‌و‌نیم قبل از مراسم عروسی، موهای‌ خود را به صورت دلخواه كوتاه كند. با گذشت این مدت می‌توانید كاملا مطمئن باشید كه اثر قیچی روی موهای شما از بین می‌رود و موهای شما به اصطلاح كاملا جا می‌افتد. به هیچ‌وجه قبل از عروسی برای كوتاه‌كردن موهای‌تان پیش یك آرایشگر جدید نروید چون ممكن است كاملا به دردسر بیفتید.همچنین اگر کمتر از یك ماه به جشن عروسی زمان دارید بهتر است دیگر موهایتان را کوتاه نکنید چراکه ممکن است رد قیچی روی موها باقی بماند و که این می‌تواند آرایش موها را تحت تاثیر قرار دهد.



موی‌تان باید با لباس‌تان هماهنگ باشد

بعد از این‌كه لباس عروس‌تان را انتخاب كردید، مدل‌موهای مختلف را تجربه كنید. اگر خودتان موهای‌تان را به مدل‌های مختلف آرایش درمی‌آورید، حواس‌تان باشد كه مدل موی شما باید با توجه به لباس عروس شما باشد. با مشورت با یك آرایشگر حرفه‌ای مو، بهتر می‌توانید بهترین آرایش مو را برای روز عروسی‌تان انتخاب كنید. اگر قصد دارید برای روز عروسی به موهای‌تان گل بزنید یا تاج بگذارید یا... حتما همه اینها را قبل از روز موعود روی موهای‌تان امتحان كنید. حتی می‌توانید عكس‌های مختلف آرایش مو را ببینید و با نشان‌دادن عكس مدل موی دلخواه‌تان به آرایشگر، تا حدی دلخواه‌ترین آرایش مو را به دست آورید. بهتر است‌آرایشگری را انتخاب كنید كه با او راحت باشید، وقتی آرایشگر بد اخلاق باشد، شما نمی‌توانید به راحتی خواسته‌های خود را از او بخواهید، مسلما شما دوست دارید آرایش صورت و موی‌تان در روز عروسی مورد علاقه خودتان باشد، نه مورد علاقه آرایشگر! بهتر است روز عروسی نیز شبیه خودتان باشید تا همیشه تصویر عالی از آن روز بزرگ برای‌تان باقی بماند. بهتر است 2 ساعت قبل از رفتن به آتلیه عكاسی، آرایش موهای‌تان تمام شده باشد.

کدام آرایشگاه را انتخاب کنید

حالا دیگر وقت انتخاب است. با انتخاب آرایشگاه یک ماه پیش از تاریخ عروسی و قرارداد بستن، می‌توانید یکی از کارهای اساسی را انجام شده فرض کنید. در ضمن، این فرصت را هم دارید که در طول این مدت با نظر آرایشگرتان، کمی به خودتان برسید. یادتان باشد یکی از مسائل مهم در مورد انتخاب آرایشگاه، اخلاق آرایشگران یک سالن است. فقط کار مهم نیست؛ شما در شب عروسی تان به اندازه کافی استرس دارید. پس بهتر است در انتخاب آرایشگاه این نکته مهم را هم به خاطر بسپارید. اگر پرسنل یک سالن، خوش اخلاق باشند، شما بیشتر می‌توانید احساس آرامش کنید و برای شب عروسی آماده شوید. همچنین حتما از آرایشگرتان بپرسید که از چه موادی برای زیرسازی پوست استفاده می‌کند. استفاده از مارک‌های مرغوب، خودش تضمین کننده بخشی از زیبایی و دوام آن در شب عروسی است.

با آرایشگر خود مشورت كنید

بهتر است هرچه زودتر، پیش آرایشگرتان بروید چون او با دیدن پوست و موی شما مطمئنا پیشنهاد‌هایی برای زیباتر شدن آنها دارد و شما باید وقت داشته باشید توصیه‌های او را عملی كنید. در روز عروسی بهتر است از مواد آرایشی ضدآب و غیر چرب استفاده كنید تا هم دوام بیشتری داشته باشد و هم باعث لك‌شدن لباس زیبای شما نشود، همچنین بهتر است هنگامی كه برای عكس‌گرفتن به آتلیه می‌روید، حداقل یك ساعت از آرایش شما گذشته باشد. 

اگر می‌خواهید بوتاکس تزریق کنید

اگر قصد دارید برای مراسم عروسی بوتاكس تزریق كنید، حداقل یك ماه قبل از مراسم این كار را بكنید، چون گاهی اوقات بوتاكس باعث كبودی یا بعضی عوارض جانبی می‌شود و مسلما شما نمی‌خواهید در روز عروسی، پلكی پژمرده داشته باشید. به یاد داشته باشید بوتاكس در یك شب نمی‌تواند چهره شما را زیبا كند، اثرات مثبت بوتاكس از 3 روز تا 2 هفته بعد از تزریق ،خودش را نشان می‌دهد، اگر شما جزو افرادی هستید كه معمولا پوست‌شان خیلی زود دچار كبودی می‌شود بعد از بوتاكس حداقل 6 هفته صبر كنید تا اثرات مثبت بوتاكس را ببینید. باید به ماهیچه‌های‌تان وقت بدهید تا به این درمان پاسخ بدهند.

آرایشگر یا متخصص؟

بعضی از سالن‌ها و مراكز زیبایی به شما پیشنهاد می‌كنند برای پاكسازی پوست،درمان جوش‌های احتمالی و...یكی، دو روز قبل از مراسم به آنجا مراجعه كنید. پیشنهاد ما این است كه قبل از این كار، خوب فكر كنید. درمان توسط یك متخصص پوست معقول‌تر است یا شخصی كه فقط تجربه كاری دارد و پشتوانه علمی مطمئنی ندارد؟ در هر صورت تصمیم با خودتان است. 

به یک لبخند زیبا نیاز دارم

حدود 2 تا 3 هفته قبل از عروسی،‌ بهتر است پیش یك دندانپزشك بروید تا دندان‌های‌تان را با روش‌های كاملا حرفه‌ای سفید كند، ولی اگر با روش‌های خانگی، دندان‌های‌تان را سفید كنید، بهتر است 5 هفته تا یك ماه قبل از عروسی، استفاده از این روش‌ها را شروع كنید. اگر یك تا 2هفته به عروسی شما باقی مانده است و با استفاده از روش‌های خانگی هنوز دندان‌های شما به اندازه كافی سفید نشده حتما پیش یك دندانپزشك بروید تا او با روش‌های بهتر دندان‌های شما را سفید كند.

پوست صورت‌تان را دریابید

این شب، بزرگ‌ترین شب زندگی شماست ولی لازم نیست وحشت‌زده شوید و در استفاده از محصولات زیبایی افراط كنید و با آرایش‌های عجیب و غریب، خود را به گونه‌ای كاملا متفاوت در آورید. هر گونه درمان پوستی را حداقل 2 هفته قبل از عروسی انجام دهید. البته می‌توانید یك هفته قبل از عروسی از ماسك‌های خانگی ساده برای صورت‌تان استفاده كنید. همچنین برای درخشان‌شدن بیشتر پوست صورت‌تان یك ماه تا 2 هفته قبل از مراسم عروسی از پوست‌تان لایه‌برداری كنید تا در این روز بزرگ، صورت شما همچون ستاره‌ای بدرخشد. 

موها را تقویت کنید

اگر می‌خواهید برای عروسی‌تان موهای‌تان را صاف یا تقویت كنید، حتما این كار را یك تا 2 هفته قبل انجام دهید چون یك هفته بعد به اصطلاح موهای شما جا می‌افتد و كاملا طبیعی به نظر می‌آید. اگر می‌خواهید قبل از عروسی موهای‌تان را رنگ كنید، اول موها را صاف یا تقویت‌ و یك تا 2 هفته بعد، موها را رنگ كنید تا موهای‌تان را از هرگونه آسیب احتمالی محافظت كنید.

اگر صورت‌تان جوش وآکنه دارد

اگر صورت‌تان جوش وآکنه دارد، بهتر است یک دوره پاکسازی پوست را یک ماه پیش از تاریخ عروسی داشته باشید تا جوش‌های سطحی پوست‌تان رفع شود. در ضمن برای نگهداری از پوست و حفظ طراوت و شادابی آن تا تاریخ عروسی، باید نکاتی را رعایت کنید؛ در تمام این یک ماه باید پوست‌تان را تمیز نگه دارید و برای پاک کردن آرایش از لوسیون‌ها یا ژل‌های پاک کننده استفاده کنید.

پوست های خشک: در این فاصله یک ماهه تا عروسی، برای آرایش صورت بهتر است مدام از کرم‌های مرطوب‌کننده پوست استفاده کنید.

پوست‌های چرب: برای آرایش، به شما استفاده از کرم‌های فاقد چربی را پیشنهاد می‌دهم.

پوست‌های خیلی چرب: بهتر است از کرم‌های ضد آفتاب فاقد چربی و کرم پودردار استفاده کنید، هر چند بهتر است کرم ضد آفتاب را پزشک برای‌تان تجویز کند.

ماسک‌هایی برای درخشش و زیبایی

اگر تا تاریخ عروسی حداقل 4 هفته وقت دارید توصیه می‌کنیم هفته‌ای یک بار این ماسک ها را بین 10 تا 20دقیقه روی پوست‌تان بگذارید.



1- مقداری انگور را در روغن زیتون بجوشانید و آن را صاف کنید و روی پوست بمالید. به این ترتیب پوست‌تان شفاف و لطیف می‌شود.

2- اگر به هلو حساسیت ندارید، می‌توانید مقداری هلو را رنده کنید و روی پوست‌تان بگذارید.

برای مسدود کردن منافذ ریز پوست:

1- زردآلوی رسیده را قطعه قطعه و له کنید؛ چند قطره روغن بادام روی آن بچکانید و بگذارید تا 20 دقیقه روی پوست‌تان بماند وبعد آن را با آب نیمه گرم بشویید.

2- ماساژ پوست با گلاب هم موثر است.

برای رفع خستگی پوست:

1- موز سالم و رسیده را خوب له کنید و به آن نصف قاشق مرباخوری عسل اضافه کنید؛ خوب آنها را به هم بزنید و روی پوست صورت‌تان بمالید.

2- 2 قاشق عسل را با نصف قاشق آبلیمو مخلوط کنید و برای مدت 15دقیقه آن را روی صورت بگذارید و بعد با آب ولرم بشویید.

خوشبو ترین عروس باشید

عطری را که می‌خواهید در روز عروسی‌تان استفاده کنید، تهیه کنید و چندین بار آن را روی پوست‌تان امتحان کنید. حواس‌تان باشد که یکی، دو روز مانده به عروسی برای انجام چنین تغییراتی خیلی دیر است و ممکن است آرامش‌تان را به هم بزند.




نوع مطلب : دخترونه، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : عروس خانم‌ها، گریم عروس، تاج عروس، آرایش عروس، عطر عروس، مخصوص، مطلب مخصوص،
لینک های مرتبط :





مجله زندگی ایده آل:
 عشق مثل یک کودک نوپاست و درست مثل هر کودکی نیاز به مراقبت و توجه دارد. اگر مراقب آن نباشید به راحتی نابود می‌شود و زندگی شما را به خطر می‌اندازد. ما یاد نگرفته‌ایم در مورد رفتار با همسرمان آموزش ببینیم بنابراین اشتباه کردن اجتناب‌ناپذیر است. اشتباهاتی که افراد در مورد زندگی مشترک انجام می‌دهند، معمولا بین تمام زوج‌ها مشترک است. اینها رایج‌ترین اشتباهاتی هستند که افراد در رابطه با همسرشان مرتکب می‌شوند و با ارتکاب آنها پایه‌های زندگی مشترک را سست می‌کنند. این اشتباه‌ها را بشناسید و از آنها اجتناب کنید.

1.  خودتان را فدا می‌کنید

زنان معمولا به راحتی از چیزهایی که در زندگی می‌خواهند می‌گذرند. آنها آمادگی این را دارند که نقش یک آدم وابسته به شوهر را بازی کنند و زندگی‌شان را وقف سرویس دادن و حمایت از همسرشان کنند. در حالی که زن باید یک شریک کامل و برابر در ازدواج باشد. زن‌ها عادت کرده‌اند از همسرشان تبعیت کنند و به جای خواست خودشان به خواست همسرشان تن دهند. همین موضوع به مرور آنها را از زندگی ناراضی خواهد کرد. درون این زن‌ها بعد از مدتی پر از خشم ناگفته از همسر می‌شود. آنها فکر می‌کنند همسرشان زندگی آنها را کنترل می‌کند درحالی‌که آنها خودشان آن شرایط را ایجاد کرده‌اند.از گوشه‌ای که برای خود درست کرده‌اید بیرون بیایید. شما باید حقوق مساوی برای خود و همسرتان در زندگی در نظر بگیرید. در زمینه‌های مختلف مثل کارهای خانه، وظیفه پدر و مادری و حتی برنامه‌ریزی برای تفریحات درست به اندازه همسرتان صاحب‌نظر باشید و در این تصمیمات با هم شریک شوید. در زندگی برای پیشرفت خودتان انرژی بگذارید و برنامه‌های شخصی تدارک ببینید. این کار باعث می‌شود کمتر از همسرتان ناراضی باشید و با او درگیر شوید. مطمئن باشید او هم از پیشرفت شما خوشحال خواهد بود.

2.  انتظارات‌تان را واضح بیان نمی‌کنید

زوجین باید از همان ابتدای ازدواج انتظارات خود درباره مسائل مختلف زندگی را به طور واضح بیان کنند. جمله رایج «عزیزم هر چه تو بگویی» در ابتدای ازدواج برای زوج‌ها سم است. شما باید تمام انتظاراتی که از همسرتان دارید را واضح و روشن بیان کنید و درباره آنها با همسرتان حرف بزنید. تقسیم کارهای خانه، خرج و برج و تربیت فرزندان و سایر کارهای مشترک باید بین دو نفر واضح باشد تا جلوی اختلافات بعدی گرفته شود. شما لازم است با هم حرف بزنید. اگر توقعی از همسرتان دارید آن را در مراحل اول به طور واضح و بدون عصبانیت بیان کنید حتی اگر فکر می‌کنید انتظارتان غیر منطقی است درباره آن با همسرتان حرف بزنید و اجازه دهید او شما را قانع کند.



3.  همسرتان را نمی‌شناسید

به همسرتان فکر کرده و رفتارهایش را آنالیز کنید و درباره آنها به نتیجه برسید. اگر باهوش باشید بعد از مدتی می‌توانید بفهمید هرکدام از رفتارهای او چه معنایی دارد. اگر انتقادهایش را در قالب شوخی بیان می‌کند، اگر وقتی بی‌حوصله است حرف نمی‌زند، اگر دوست دارد وقت‌هایی تنها باشد شما باید در جریان آن باشید. زن‌ها و مردها مثل هم فکر و عمل نمی‌کنند. شما باید از روی نگاه کردن همسرتان بفهمید چه مشکلی دارد. اگر رفتار او را نمی‌پسندید می‌توانید در یک شرایط متعادل درباره آنها بحث کنید. بعضی از رفتارهای مردها ممکن است برای زن‌ها آزاردهنده باشد اما این از داشتن سبک‌های مختلف ارتباط بین زوجین می‌آید. اگر لازم است درباره مردها و زن‌ها و روابط‌شان بخوانید. کتاب‌های زیادی در بازار وجود دارد که می‌توانید به آنها رجوع کنید. اگر باز هم به مشکل برخوردید، می‌توانید از مشاوران ازدواج کمک بگیرید. این مسائل اصلا کم‌اهمیت نیست. بهتر است آنها را حل نشده رها نکنید.

4. محبت‌کردن را فراموش کرده‌اید

بعضی از زن‌ها مخصوصا بعد از بچه‌دار شدن توجهی که ابتدای ازدواج به همسر خود داشتند را فراموش می‌کنند. آنها فراموش می‌کنند باید با الفاظ محبت‌آمیز، تماس چشمی، در آغوش گرفتن و نشانه‌های دیگر توجه و محبت به همسرشان را ابراز کنند. گفتن جملات ساده محبت‌آمیز مثل «موافقم»، «چه نظر خوبی» و جملاتی مثل این می‌تواند اعتماد به نفس را به همسرتان برگرداند. محبت از جمله چیزهایی است که باید مدام یادآوری شود. اینکه شما اول ازدواج به همسر خود ابراز محبت کرده‌اید دلیل نمی‌شود دیگر آن را یادآوری نکنید. مردها برخلاف چیزی که فکر می‌کنید، نیاز به محبت، مراقبت و توجه دارند و بدون آن احساس خوشبختی نخواهند کرد.

5.  طعنه نزنید

هنگام دعوا و عصبانیت ممکن است افراد چیزهایی را به زبان بیاورند که در حالت عادی آنها را نمی‌گویند. حرف‌هایی که در دعوا زده می‌شود ممکن است تا همیشه در ذهن همسر شما بماند. مواظب باشید هیچ‌وقت و در هیچ شرایطی به همسرتان طعنه نزنید و نقطه ضعف‌هایش را به رویش نیاورید. توهین کردن به او، توانایی‌ها و خانواده‌اش بدترین اشتباهی است که در زندگی زناشویی می‌توانید مرتکب شوید. از بین رفتن اعتماد به نفس همسر شما به هر دوی شما آسیب خواهد رساند. اگر فکر می‌کنید به اندازه‌ کافی به خودتان مسلط نیستید، بهتر است هنگام عصبانیت از هم دور بمانید. به‌علاوه یادتان باشد بعضی از شوخی‌ها ممکن است همسر شما را ناراحت کند. اگر همسرتان اضافه وزن دارد لازم نیست مدام این موضوع را به او یادآوری کنید.

6. منصف نیستید

همسر شما مهم‌ترین عضو خانواده‌ شماست. شادی او شادی شما و موفقیت او موفقیت شماست. شما دشمن هم نیستید و نباید دنبال گرفتن سهم بیشتری از زندگی هم باشید. به جای اینکه سعی کنید برنده بحث‌های خانوادگی باشید، سعی کنید منصف بمانید و به جای پیشبرد هدف خودتان به بهتر کردن رابطه فکر کنید. معمولا ما عادت داریم فقط بدی‌ها را گوشزد می‌کنیم اما گفتن خوبی‌ها مهم‌تر است. اگر همسر شما کار خوبی انجام داده از او تقدیر کنید. نشان دهید تلاش‌های او را در زندگی می‌بینید و از آنها قدردان هستید. این کار باعث می‌شود همسرتان اعتماد به نفس داشته باشد و علاوه بر این بتواند شما را بهتر بشناسد و بفهمد از چه خوش‌تان می‌آید و از چه بدتان.

7. زیادی سورپرایز نکنید

بعضی از مردها دوست دارند همسرشان را شگفت‌زده کنند. این کار در مورد گرفتن یک مهمانی برای تولد یا خرید یک هدیه کوچک عالی است. اما بهتر است از موارد بزرگ‌تر از آن صرف‌نظر کنید. اگر یک ماشین بخرید و همراه آن به خانه بیایید مطمئن باشید همسر شما اصلا خوشحال نخواهد شد. در این شرایط زن‌ها فکر می‌کنند چیزی از آنها مخفی شده و اعتمادشان به شما کمرنگ می‌شود. آنها فکر می‌کنند شما چیزهای بزرگ دیگری هم برای مخفی کردن از او دارید و در ارتباط با شما احساس ناامنی می‌کنند.

8. صادق نیستید

دروغ می‌تواند به راحتی به هر رابطه‌ای آسیب برساند. کافی است همسر شما متوجه دروغی که به او گفته‌اید بشود تا برای همیشه اعتماد خود را نسبت به شما از دست بدهد حتی پنهان کردن مسائل هم در برخی موارد باعث از بین رفتن اعتماد می‌شود. اگر همسر شما دوست ندارد با فرد خاصی رابطه داشته باشید، راهش این نیست که پنهان از او این کار را انجام دهید. به جایش با او حرف بزنید و او را متقاعد کنید. حرف‌های او را هم بشنوید، شاید واقعا حق داشته باشد.

9. حساب-کتاب می‌کنید

خیلی خوب است که کارهای خانه را منصفانه بین خود قسمت کنید. شستن ظرف‌ها، آشپزی، تمیز کردن خانه و .... مخصوصا در جوامع امروز که زنان هم مثل مردان کار می‌کنند. اما حساب و کتاب کردن ممکن است برای شما ایجاد مشکل کند. اینکه دائم به این فکر کنید که کدام کارها را شما و کدام‌ها را همسرتان انجام داده است. شما خواهر و برادر یا هم‌خانه نیستید. از خودگذشتگی لازمه زندگی مشترک است. حساب و کتاب و نمره دادن باعث می‌شود رابطه شما از روال طبیعی خارج شود و دائم به مشکل بخورید. به جای طبقه‌بندی کارها به این شکل بهتر است شرایط یکدیگر را در نظر بگیرید. شاید لازم باشد همسرتان گاهی اوقات وظایف شما را تقبل کند و گاهی شما این کار را برایش انجام دهید.




نوع مطلب : زندگی مشترک، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : نابود کننده زندگی مشترک، زندگی مشترک، نابود کننده، اشتباهات،
لینک های مرتبط :


همسرانه: کنترل شوهرتان را در دست بگیرید




هر زنی دوست دارد به بهترین نحو زندگی زناشویی‌اش را مدیریت کند تا بتواند زندگی خوبی برای خود و همسرش مهیا کند؛ اما مدیریت یک زندگی به این راحتی‌ها نیست؛ به خصوص اینکه اول از همه باید مرد زندگی را  گونه‌ای  اداره کرد و به او جهت داد که هم در راه زندگی همراه باشد و هم احساس نکند در زندگی هیچ حقی ندارد و همسرش تمام امور را به دست گرفته ‌است ؛ همین‌ها هم هستند که اداره زندگی را سخت می‌کنند تا جایی که می‌توان گفت خیلی مشکل‌تر از اداره یک شرکت بزرگ است؛ زنی توانمند است که نه تنها خودش احساس خوشبختی کند بلکه همسرش هم از زندگی رضایت داشته ‌باشد.




بهره​برداری از فاصله

دکتر جان گری، نویسنده کتاب مردان مریخی زنان ونوسی می‌گوید: مردها مانند کش هستند؛ زمانی که عقب‌نشینی می‌کنند قبل از اینکه مثل فنری برگردند تا اندازه‌ای می‌توانند کش بیایند؛ مثال کش، استعاره کاملی برای درک چرخه نزدیکی و صمیمیت مرد است که شامل نزدیک شدن، عقب‌‌نشینی و دوباره صمیمی‌شدن است. در واقع میل عقب‌نشینی در مردها غریزی است و نمی‌توان آن را یک تصمیم یا انتخاب دانست، حتی می‌توان گفت زمانی که مردی همسر زنی است هر از گاهی نیاز دارد که عقب‌نشینی کند تا بتواند دوباره صمیمی شود. وقتی شوهرتان مدتی خود را از شما دور می‌کند سعی نکنید خودتان را به او بچسبانید چرا که مرد شما برای به کمال رساندن استقلال یا خودمختاری خود عقب‌نشینی می‌کند ولی نگران نباشید وقتی کاملا به عقب کشیده شود بلافاصله مانند فنر نزد شما باز می‌گردد.یادتان نرود که اگر مردی فرصت عقب‌نشینی پیدا نکند فرصت نخواهد یافت که قویا آرزوی نزدیک شدن به شما در او تقویت شود.

حرف کشیدن از کسی که حرف نمی​زند

به نظر خیلی از زن‌ها، مردها درست زمانی خود را کنار می کشند که آنها می‌خواهند صحبت کنند و صمیمی شوند؛ اما اینطور نیست چرا که از روی بدشانسی زن درست همان موقعی می‌خواهد حرف بزند که مرد در دوران عقب‌نشینی خود است.یادتان باشد زمانی که مرد خود را عقب می‌کشد موقعیت خوبی برای هم‌صحبتی و صمیمیت با او نیست.اگر بتوانید این روحیه عقب‌نشینی مردان را قبول کنید دیگر از همدردی نکردن مرد آزرده خاطر نخواهید شد؛ یادتان باشد اگر بخواهید او را به حرف بیاورید باید خودتان او را به سخن بیاورید چرا که مردها برای حرف زدن دلیل می‌خواهند؛ آنها صرفا برای همدردی صحبت نمی‌کننداما بعد از مدتی که زن شروع به صحبت می‌کند مرد انبساط خاطر پیدا کرده و خود را در گفته‌های همسرش شریک می‌کند.

خشم یعنی شکست

اگرهمسرتان به راحتی عصبانی می‌شود چاره کار برای کنترل او، مقابله به مثل نیست بلکه باید سعی کنید عصبانیت او را درک کنید تا زنجیر طولانی درگیری‌ها پاره شود؛با بالا بردن صدای‌تان بلافاصله موجب برانگیخته شدن بیشتر او شده و در نتیجه نه‌تنها نخواهید توانست او را کنترل کنید بلکه ممکن است شرایط کاملا از دست‌تان خارج شود و باعث تصمیم‌گیری‌های غیر‌منطقی و غیر‌عاقلانه از سوی شما یا شوهرتان شود و اوضاع را وخیم‌تر کند. در مقابل، سکوت شما زمینه تداوم یا تکرار بد اخلاقی‌های شوهرتان را از بین می‌برد. شما باید با صداقت خود، اعتماد و صمیمیت طرف مقابل را جلب کنید. اگر یک نفر بتواند جوابگوی مشکل شود و مسئولیت رفتارهای مخرب یا نادرست خود را بپذیرد، موجب می شود که طرف مقابل نیز همین رفتار را داشته باشد. مواظب باشید هنگام عصبانیت و بد اخلاقی او، حرف ناپسندی بر زبان نرانید.



با همسر ولخرج چه کنیم؟

اگر همسرتان مدام به دوستانش پول قرض می‌دهد یا بدون هیچ فکری بی‌محابا پول خرج می‌‌کند و چیزی برای پس‌انداز باقی نمی‌گذارد باید سعی کنید کمی مدیریت مالی خانه را در دست بگیرید تا شوهرتان را هم بهتر کنترل کنید؛ برای اصلاح همسرتان با انتقادهای پیاپی از او یا دست گذاشتن روی اشتباهات و قصورات او شروع نکنید. چه همسر شما مستحق این سرزنش باشد چه نباشد. این نحوه برخورد تنها اختلاف و فاصله بین شما را افزایش می‌دهد و راه گفت‌وگو را سخت‌تر می‌کند. به جای این کار، سعی کنید با شیوه دوستانه و عاشقانه با این موضوع مواجه شوید. مثلا به او توضیح دهید که می‌خواهید هزینه‌های خودتان و همسرتان را تحت‌کنترل قرار دهید و بحث را از آنجا شروع کنید. تاکتیک دیگر، حرف زدن در مورد راه‌های پس‌انداز پول برای چیزی مهم مانند یک سفر خوب، خرید خانه یا حتی دوران بازنشستگی است. طوری رفتار کنید که شما و همسرتان در راه اهداف اقتصادی خانواده یک تیم باشید. در غیر این صورت همسر شما ممکن است در مورد هزینه‌هایی که انجام می‌دهد به شما دروغ بگوید.

رگ خواب همسر!

اگر همسرتان به مادرش وابستگی زیادی دارد برای کنترل بیشتر او راهش این نیست که با مادر و خانواده‌ او دربیفتید؛بلکه بهتر است ارتباط خوب و نزدیکی با مادرشوهرتان برقرار کنید. ممکن است گاهی نیاز داشته باشید که از طریق او روی همسرتان تاثیر بگذارید. از طرف دیگر زمانی که همسرتان ببیند با گارد بسته با مادرش برخورد نمی‌کنید، با آرامش بیشتری به سمت شما کشیده می‌شود و از اینکه شما هم مادرش را دوست دارید، احساس رضایت می‌کند. یادتان باشد مادرشوهر و خواهرشوهر را اولویت تاثیرگذار در زندگی‌تان ندانید. آنها می‌توانند خوب یا بد باشند، ممکن است شما را ناراحت کنند، ممکن است احساس کنید آنها قصد دخالت در زندگی تان را دارند. صرف‌نظر از اینکه آنها چه می‌کنند، خوب هستند یا نه نباید همسرتان را به دلیل رفتار خانواده‌اش تحت فشار قرار بدهید. او را مجبور نکنید پاسخگوی رفتار خانواده‌اش باشد. این کار غیرضروری است و تنها نتیجه‌اش این است که او سعی می‌کند در این تنش از شما فاصله بگیرد یا احساس حقارت کند.

چه کنیم که  دروغ نگوید؟

گاهی عده‌ای از مردها آنقدر دروغ می‌گویند و پنهان‌کاری‌‌ می‌کنند که نه تنها شناخت‌شان بلکه پیش‌بینی و کنترل آنها نیز بسیار مشکل می‌شود؛ برای مواجهه با این مورد، اول باید سعی کنید ریشه  دروغ‌ها و پنهان‌کاری‌های او را بشناسید. گاهی افراد برای اینکه خود را مطابق میل اطرافیان نشان دهند دروغ می‌گویند. دلیل ترس از تنبیه و اجتناب از آن است. البته دروغگویی می‌تواند از علائم بعضی اختلالات روانشناختی نیز باشد. بعد توجه کنید که آیا این رفتار در موقعیت‌های دیگر و در ارتباط با افراد دیگر هم اتفاق می افتد؟ آیا این رفتار از ابتدای آشنایی همسران بوده یا مدتی بعد شکل گرفته است؟

از آنجا که مهم‌ترین دلیل دروغگویی احساس ناامنی و پذیرفته نشدن از سوی اطرافیان است، با ایجاد یک فضای امن به دور از سرزنش و توبیخ در رابطه‌تان می‌توانید به تدریج این مشکل را برطرف کنید.

ضمن اینکه درباره پیامدهای پنهان‌کاری و دروغگویی مانند از بین رفتن اعتماد میان طرفین و به وجود آمدن فاصله عاطفی و کاهش علاقه با همسرتان نیز صحبت کنید. در مواردی هم که تلاش‌های‌تان نتیجه‌ای دربر نداشت استفاده از کمک‌های یک مشاور و یادگیری مهارت‌های ارتباطی گزینه مناسبی است.

معجزه هم رنگی!

شاید به نظرتان عجیب باشد که همسرتان به دلیل اینکه او را در علائق شخصی‌اش همراهی نمی‌کنید از شما دلسرد و مایوس شود. چه فکر کرده‌اید؟ او به همین سادگی راهش را از شما جدا می‌کند. او فوتبال دوست دارد؟ عاشق بازی‌های رایانه‌ای است؟ عاشق روزنامه و وب‌گردی است؟ دوست دارد هرشب فیلم ببیند؟ چرا همراهی‌اش نمی‌کنید؟ کار بسیار ساده‌ای است اما برای همسرتان بسیار معنادار است. شماهم که بدتان نمی‌آید او همه چیز را باشما شریک شود در این صورت شما هم وارد تیم او می‌شوید و می‌توانید با هم تصمیم بگیرید چه زمان‌هایی را به این تفریحات اختصاص دهید تا هم لذت ببرید و هم بتوانید گاهی هم او را وارد تفریحات مورد علاقه خود کنید.



با خرج خانه چه کنیم؟

ممکن است دوست داشته‌ باشید که خرج خانه را دردست بگیرید اما شوهرتان موافق این امر نباشد نباید به یکباره با او در بیفتید بلکه باید خیلی منطقی با او صحبت کنید.  با دقت زیاد به كارهای او و حرف‌هایش توجه كنید چون در این صورت متوجه می‌شوید دلایل مخالفت او کجاست . بهتر است با دقتی كه از خود نشان می‌دهید به او این اطمینان را بدهید كه همه چیز در زندگی روزانه شما حساب و كتاب دارد و بدون این حساب و كتاب‌ها خرج نمی‌كنید و خودتان مواظب همه چیز هستید. سعی کنید با او همراه شوید تا زندگی بهتری را برای خود  و همسرتان فراهم كنید. فراموش نكنید  به او یادآوری کنید که شما با كمی اقتصادی فكر كردن می‌توانید هم كمك خرج خانه باشید و هم پس‌انداز خوبی را برای زندگی مشترك‌تان فراهم كنید.

راهی برای کنترل نگاه شوهرتان

مرد چشم‌چران برای هر زنی آزاردهنده است اما توصیه می‌کنیم زود قضاوت نکنید اگر تنها یك‌بار احساس كردید كه همسرتان با نگاهی كه از نظر شما ناپسند است به فرد دیگری چشم دوخته ناراحت نشوید. اگر دچار تردید شدید هر نگاه و رفتار همسرتان را زیر ذره‌بین قرار ندهید و نسبت به او حساس نشوید. باید بدانید این حساسیت‌ها به رفع مشكل كمك نخواهد كرد بلكه باعث اضطراب بیشتر و گاهی بیماری وسواس و بدبینی می‌شود. 

اگر واقعا یقین پیدا كردید كه همسرتان به شكلی متفاوت به زنان دیگر نگاه می‌كند، زیاده‌روی نكنید و این رفتار او را به دیگر جنبه‌های زندگی‌تان تعمیم ندهید و نگذارید این رفتار همسرتان دیگر حوزه‌های زندگی‌تان را هم به‌خود درگیر كند.

اگر می‌خواهید همسرتان با شما همراه شود و بیشتر برای دوام زندگی مشترك‌تان تلاش كند، انتظارات‌تان را در محدوده شرع و عرف با او در میان بگذارید و اگر بعد از آن رفتارش را انكار كرد، ابتدا این انكار را بپذیرید. حالا شما هم با او هم‌كلام شده‌اید، وقت آن است كه مجددا با كمك او چارچوب جدیدی را برای حدود روابط‌تان تعیین كنید و در مورد‌شان با او به توافق برسید. از او بخواهید در آینده به این تفاهمنامه پایبند باشد تا اگر این اصول مشترك را بار دیگر نادیده گرفت، بتوانید برخورد جدی‌تری را درنظر بگیرید.




نوع مطلب : زندگی مشترک، قبل از ازدواج، عشق و ازدواج، 
برچسب ها : کنترل شوهر، کنترل، شوهر، همسرانه، خشم، شکست، رگ خواب،
لینک های مرتبط :


آقایون عصاب راحت میخوای اینو بخون!

این کلمات را هرگز به یک زن نگویید!



«آرام باش» این عبارت دو کلمه ای به هیچ عنوان کارساز نیست و به مردها توصیه می کنیم تاحد امکان از آن استفاده نکنند. شاید تصور کنید این دو کلمه هیچ گونه بار منفی ندارد اما این دیدگاه شماست و خانم ها اینگونه فکر نمی کنند.


 آنها با شنیدن این جمله خشمشان بیشتر می شود. دلیل آن نیز این است که خانم ها تصور می کنند مردها می خواهند در هر شرایطی از موضع بالا بر اتفاق ها کنترل داشته باشند و با گفتن عبارت «آرام باش» می خواهند او را آرام کنند و اهمیتی به بد بودن شرایط نمی دهند. بنابراین، توصیه اکید می شود که آقایان تا حد امکان از این دو کلمه کوچک در برابر خانم ها استفاده نکنند. 

•    بار تحقیرآمیز دارد


به طور مثال، با نامزد یا همسر خود قرار است برای صرف شام بیرون بروید شما تصور می کنید در این موقعیت می توانید در مورد روابط یا مشکلات با هم صحبت کنید اما متوجه می شوید او دوست خود (که شما به هیچ عنوان از او خوشتان نمی آید) را نیز دعوت کرده است. او به شما می گوید: «آرام باش». اما چیزی که شما می شنوید این است: «تو کاملا بی منطق شده ای». این کاملا درست است: بیشتر زنان با شنیدن این عبارت با خود فکر می کنند احساسات آنها هیچ ارزشی ندارد و به همین دلیل، برافراوخته و عصبانی می شوند.



•  به هیچ عنوان کمک کننده نیست

درست است، شما عصبانی هستید. اما بیان عبارت کوتاهی که بیان کننده عصبانیت شما است، برای حل مساله هیچ کمکی نمی کند. بیشتر مردم دوست ندارند احساساتشان به آنها دیکته شود. عبارت «آرام باش» به هیچ عنوان دوستانه نیست بلکه کاملا هم غیرصمیمانه و ناراحت کننده است. مردها با بیان این دو کلمه به ظاهر ساده، آتش دعوا را بیشتر می کنند. پس تصور نکنید با گفتن این عبارت نابودکننده می توانید باعث بهتر شدن اوضاع بشوید.

•    غیر منصفانه است


برخی از مردها بدون هیچ قصد و غرضی این دو کلمه را استفاده می کنند و همه تلاش آن آرام کردن شرایط است. اما برخی از مردها هنگامی که احساس ضعف می کنند از این کلمات سوءاستفاده می کنند و باعث ناراحتی طرف مقابل خود می شوند. هنگامی که مردی خودش عصبانی است و کنترلش را از دست داده است به زن می گوید که آرام باشد و رفتار خود را کنترل کند.

 آنها به خوبی می دانند این جملات باعث عصبانیت زن می شود و به این ترتیب، با این ترفند خیلی راحت، عصبانیت و رفتار بد خود را توجیه می کنند. این یک درماندگی واقعی است و به هیچ عنوان منصفانه نیست. اصولا مردهایی که از این ترفند نابخردانه استفاده می کنند از رفتارهای والدین خود یا اطرافیان الگو گرفته اند و تصور می کنند زنان قدرت کنترل عصبانیت خود را ندارند. اما این مساله صحت ندارد.

اما ما برای خانم ها توصیه ای داریم. اگر مرد شما در مواقع حساس از این دو کلمه سوءاستفاده کرد، خیلی راحت با او موافقت کنید. با آرامش کامل به او بگویید: « بله. من ناراحت و عصبانی هستم و احساسات من ارزشمند هستند.» سپس سعی کنید برای تخلیه احساسات بد خود با دوستی تماس بگیرید یا بیرون بروید و در هوای آزاد کمی پیاده روی کنید. و مراقب باشید دفعه بعد که دوباره با هم یکی به دو کردید، برای تلافی، از این دو کلمه آزار دهنده سوء استفاده نکنید.




نوع مطلب : راه زندگی، قبل از ازدواج، زندگی مشترک، 
برچسب ها : عصاب راحت، عصاب، کلمات ناب، یک زن، زن، هرگز به یک زن نگویید، آموزش رفتار عاشقانه،
لینک های مرتبط :


دخترونه : کدام پیشنهادهای ازدواج را جدی بگیریم؟




مجله زندگی ایده آل:
 برای هر دختری پیش می‌آید که در زندگی چند بار درمعرض پیشنهاد ازدواج قرار می‌گیرد. سال‌ها قبل این پیشنهادها سنتی بود و در قالب خانواده‌ها و با نظارت آنها مطرح می‌شد و خانواده‌ها با تجربه و درایتی که داشتند آنها را مدیریت می‌کردند اما حالا در بیشتر مواقع دخترها خودشان در معرض پیشنهاد ازدواج قرار می‌گیرند و بعد آن را به خانواده منتقل می‌کنند. مشکل اینجاست که دخترهای جوان تجربه کافی ندارند و ممکن است اشتباه کنند. ممکن است کسی که پیشنهاد را مطرح می‌کند قصد واقعی برای ازدواج نداشته باشد. برای اینکه بفهمید فردی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد چقدر در تصمیم خود مصر است، این سؤالات را از خودتان بپرسید. اگر جواب‌تان به آنها مثبت بود، می‌توانید پیشنهادی که به‌ شما شده را جدی بگیرید.



آیا او شما را خوب می‌شناسد؟

طبیعی نیست کسی بعد از گذشت فقط 2 هفته از آشنایی به شما پیشنهاد ازدواج بدهد. این پیشنهادها در چنین مدت کوتاهی یا از علاقه‌ شدید می‌آید یا از قصد فریب. ازدواج تصمیمی است که افراد برای همه عمر می‌گیرند و هیچ‌کسی نمی‌تواند ادعا کند بعد از گذشت یک زمان کوتاه فرد مورد نظرش برای ازدواج را انتخاب کرده است. لازمه‌ ازدواج شناخت متقابل است و لازمه شناخت گذشت زمان است. درباره فردی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد فکر کنید و ببینید او شما را چقدر می‌شناسد. سؤال‌های خاصی از شما پرسیده، رفتار خاصی از شما دیده یا شرایط بین شما به گونه‌ای بوده که از هم به شناخت کافی برسید یا نه؟ شما در آن لحظه به جای هیجان زده و احساساتی شدن باید دقیقا متوجه شوید او به خاطر چه به شما این پیشنهاد را داده. اگر به نظرتان پیشنهادش منطقی نیست و از شناخت کافی برنمی‌آید در صحت آن شک کنید. این شناخت باید درباره خانواده‌ها هم باشد. اگر خانواده‌ای کاملا سنتی دارید و کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد پسری با سر و وضع کاملا امروزی است به دلایلش عمیق‌تر فکر کنید.

 آیا آماده است؟

اگر می‌بینید فردی که به شما پیشنهاد ازدواج داده، مدتی است دارد برای تغییر زندگی‌اش برنامه‌ریزی می‌کند، می‌توانید مطمئن باشید قبلا به این موضوع فکر کرده و در تصمیمش مصمم است. این تصمیم برای تغییر می‌تواند در قالب‌های مختلفی رخ دهد. مثلا او به فکر خرید خانه افتاده، شغل ثابتی برای خودش دست و پا کرده، دارد پول پس‌انداز می‌کند یا چیزهای دیگر. صرف وقت بیشتر در خانه به جای گذراندن آن با دوستان، خارج شدن از لباس‌های اسپرت و بیشتر مردانه پوشیدن و دست برداشتن از شوخی‌های زننده هم می‌تواند نشانه‌ آماده شدن برای زندگی مشترک از طرف مردان باشد. به‌علاوه این شخص باید این آمادگی را در شما هم تشخیص داده باشد. اگر شما دختری هستید که تازه در یک شهرستان مشغول تحصیل شده‌اید و فردی به شما پیشنهاد ازدواج داده، معلوم است که یا شناخت کافی از شما ندارد یا برنامه‌های زندگی شما برایش به اندازه کافی مهم نیست یا اگر سن‌تان خیلی کم است، تازه طلاق گرفته‌اید یا به تازگی پدرتان را از دست داده‌اید و با پیشنهاد ازدواج مواجه شده‌اید، بدانید که فرد مورد نظر در مورد ازدواج خوب فکر نکرده است. این موارد می‌تواند در مورد مردان هم صادق باشد. پسری که درآمد مناسبی ندارد و پدرش هم به‌تازگی ورشکست شده، آماده برای ازدواج نیست. این موارد را تعمیم دهید به پسری که سربازی نرفته، دانشجوست و تا چند سال دیگر موقعیت کار کردن ندارد و موارد دیگر.

 آیا قبلا در این مورد با شما حرف زده؟

اگر فردی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد خیلی ناگهانی و غیرمنتظره پیشنهادش را مطرح کرده باید درباره آن بیشتر فکر کنید. معمولا مردها قبل از به نتیجه رسیدن درباره تصمیم به این مهمی، خوب درباره آن فکر کرده‌اند و همه جوانب کار را سنجیده‌اند. پس منطقی است شما متوجه این فکرها و روند تصمیم‌گیری آنها شده باشید. این فکرها لازم نیست مستقیم مطرح شوند. مثلا اگر نامزد شما قبلا درباره داشتن بچه نظر شما را پرسیده باشد، یعنی به مقوله ازدواج فکر کرده است. این فکرها می‌توانند در قالب سؤال‌های دیگری هم مطرح شده باشند. مثلا اینکه شما دوست دارید خانه‌تان کجا باشد، دوست دارید بعد از ازدواج کار کنید یا نه، درباره مهریه چه فکر می‌کنید، چه مجلسی را برای عروسی دوست دارید، درباره تربیت بچه‌ها چه فکر می‌کنید و سؤال‌هایی از این دست. 



آیا وقت خواستگاری تعیین کرده؟

به هر حال مراحل ازدواج در فرهنگ ما سنتی انجام می‌شود و شما نمی‌توانید جدا از خانواده‌های‌تان در مورد این مسئله به توافق برسید. کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد باید بعد از توافق اولیه‌ شما، بلافاصله درباره قرار گذاشتن خانواده‌ها با هم حرف بزند. شما تصمیم‌گیرنده نهایی نیستید و بعد از این مرحله این تصمیم باید به خانواده سپرده شود. فرد مورد نظر باید بلافاصله با پدرتان قرار بگذارد یا اجازه بگیرد مادرش برای قرار خواستگاری به مادر شما تلفن کند. اگر پیشنهاد ازدواج مطرح شد و مراحل بعدی و در جریان گذاشتن خانواده‌ها گفته نشد، یعنی آن تصمیم به اندازه کافی مصرانه و منطقی نیست.

 آیا زمان و مکان مناسبی را انتخاب کرده؟

موقع راه رفتن، در ماشین، سر کار، بعد از یک روز خسته کننده در راه برگشت به خانه در مترو، در پارک، هیچ‌کدام از اینها جای مناسب برای دادن پیشنهاد ازدواج نیست. فرد پیشنهاد دهنده باید قبلا در مورد کاری که می‌خواهد انجام دهد، فکر کرده باشد و این فکر در انتخاب مکان و زمان مناسب و روش صحیح صحبت کردن نمود پیدا می‌کند. روش درست این است که پیشنهاد در یک رستوران مناسب و قابل احترام مطرح شود. شما آماده یک بحث مهم باشید، هر دو لباس مناسب به تن داشته باشید، خسته نباشید و وقت کافی برای حرف زدن داشته باشید. رستوران شلوغی که در آن مدام از دور و بر میزتان آدم رد می‌شود و باید بلافاصله بعد از صرف غذا از آن بیرون بروید جای مناسبی برای این‌جور حرف‌ها نیست. البته اگر او شما را غافلگیر کرده و برای دادن پیشنهادش به شکل غیرمعمول برنامه‌ریزی کرده آن را درک کنید و جزء نکات مثبت به حساب بیاورید. بعضی مردها دوست دارند متفاوت باشند. مثلا پیشنهاد ازدواج‌شان را روی جزوه‌ای که به‌ آنها داده‌اید، بنویسند، به شکل یک نامه‌ اداری به همراه دسته گل برای‌تان پست کنند یا در یک کنسرت از خواننده بخواهند پیشنهاد را در میکروفن از طرف او بیان کند.

آیا خانواده‌اش را در جریان گذاشته؟

ازدواج پیوند خانواده‌هاست. کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد باید قبل از آن با خانواده‌اش صحبت کرده باشد. اگر خانواده او شما را نمی‌شناسند پیشنهاد ازدواج نمی‌تواند خیلی منطقی و فکر شده باشد.



 آیا برای‌تان هدیه گرفته؟

هدیه دادن هنگام مطرح کردن پیشنهاد ازدواج یک رسم است. به علاوه این کار نشانه احترام فرد متقابل به شماست. مطرح کردن چنین درخواست بزرگی با دست خالی کمی زشت و غیرمحترمانه به نظر می‌رسد. اگر توافق دارید و فرد مورد نظر می‌داند به احتمال زیاد پاسخ شما مثبت است، معمولا باید هدیه مرسومی آماده کرده باشد. اگر در خانواده شما این رسم نیست یا طرف مقابل از جواب شما مطمئن نیست، تقدیم کردن یک دسته‌گل زیبا هم مناسب به نظر می‌رسد.

چیزی برای گفتن آماده کرده؟

نحوه عنوان کردن پیشنهاد ازدواج هم بسیار مهم است. کسی که به شما پیشنهاد می‌دهد باید از قبل حرفی برای گفتن آماده کرده باشد. باید کاملا محترم وارد صحبت شود و در صحبت‌هایش تمام جوانب را بسنجد. جواب شما باید برای او مهم باشد. این را از حرف‌هایش می‌توانید بفهمید. علاوه بر این او باید طبق شناختش از شما، خود را برای هر جوابی آماده کرده باشد و جواب شما را با روی باز پذیرا باشد. مردانی که بلافاصله و در همان روز منتظر جوابند یا خودخواه هستند یا غیرمنطقی. طبیعی است که شما برای فکر کردن درباره چنین سؤال مهمی چندین روز وقت بخواهید. حتی اگر فکر می‌کنید جواب‌تان مثبت است، باز هم بهتر است درباره آن فکر کنید و با چند نفر و از همه بهتر یک مشاور صحبت کنید.




نوع مطلب : دخترونه، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : پیشنهاد ازدواج، ازدواج، دخترونه، جدی، ازدواج جدی، سنتی، ازدواج سنتی،
لینک های مرتبط :


راه های انجام سخت ترین کار دنیا ،

 رابطه عاطفی را چگونه به خوبی تمام کنیم؟ 


اکثر ما روش درست قطع رابطه را بلد نیستیم: به همین خاطر نه فقط نمی تونیم ناراحتی قطع رابطه رو به حداقل برسانیم، بلکه با رفتارهای اشتباه، اوضاع را بر فرد مقابل سخت می کنیم و خودمان هم وارد وضعیتی می شویم که نمی توانیم رفتارهایمان را نقد کنیم.

مجله موفقیت:
 در حال حاضر، در جامعه بین افراد روابطی وجود دارد که به قول دکتر شریعتی با جرقه ای آغاز و اکنون به صاعقه تبدیل شده است. طرفین به این نتیجه رسیده اند که اصلا با هم وجه مشترکی ندارند و مدت هاست روزمرگی را تجربه می کنند. اکنون مانده اند چگونه این رابطه بی ارزش را تمام کنند.

این راهکارها شما را در راستای خاتمه دان به این نوع روابط کمک خواهد کرد

قطع رابطه عاطفی واقعا سخت است چون شامل دادن یا گرفتن خبر بدی است که عمیق ترین نقطه ضعف آدم ها به حساب می آید: ترس از اینکه دیگران نمی توانند دوستمان داشته باشند.

متاسفانه اکثر ما روش درست قطع رابطه را بلد نیستیم: به همین خاطر نه فقط نمی تونیم ناراحتی قطع رابطه رو به حداقل برسانیم، بلکه با رفتارهای اشتباه، اوضاع را بر فرد مقابل سخت می کنیم و خودمان هم وارد وضعیتی می شویم که نمی توانیم رفتارهایمان را نقد کنیم.

برخورد عاقلانه و اخلاقی با کسی که زمانی نگرانمان بوده و دوستمان داشته است، شجاعت می خواهد اما شجاعت همه ماجرا نیست، ما باید بتونیم برای خودمان احترام قائل باشیم و کاری کنیم که دو طرف بعد از این شکست، بتوانند دوباره به زندگی برگردند.



البته نمی شود برای قطع رابطه دستورالعملی ساده و کم هزینه توصیه کرد اما مجله «روانشناسی امروز» »Psychology Today» منتشر شده در کانادا، هفته گذشته، نکته هایی را پیشنهاد داده است تا به کمک آنها درد و رنج اجتناب ناپذیر قطع رابطه به حداقل برسد و هر دو طرف به لحاظ احساسی صدمه مادام العمر نبینند.

البته فراموش نکنید تلخ تر از همه تلخی های یک رابطه، تن دادن به تداوم رابطه نه به خاطر عشق که به خاطر نگرانی، ترس و دلسوزی است.

1- مسئولیت کامل شروع روند قطع رابطه را برعهده بگیرید


اگر احساسات یا نیازهایتان تغییر کرده است، اگر رویاهاتان دیگر به هم شباهتی ندارد یا زندگی تان در مسیرهایی متفاوت است، شجاع باشید و این را صریح اعلام کنید، نه اینکه طوری با شریک زندگی تان برخورد کنید تا مجبور شود اینها را به زبان بیاورد.

پال فالزون، مدیر یک شرکت خدمات آنلاین یافتن شریک زندگی می گوید: «وقتی احساس می کنید یک رابطه باید تمام شود نباید مسئولیت گریز شوید و کاری کنید که طرف مقابل خودش به زبان بیاید و بگوید که دیگر نمی تواند ادامه دهد. این باعث نابودی عزت نتفس شما می شود، این خاطره هیچ وقت از ذهنتان پاک نمی شود و هیچ وقت فراموش نمی کنید که شجاعانه عمل نکردید.»

راسل فریدمن مدیر مرکز مشاوره ای «بهبودی از غم» در کالیفرنیا هم می گوید: «شما دوست دارید این بار را از دوشتان بردارید و جوری رفتار می کنید که بالاخره طرف مقابل بگوید که دیگر بس است و از این رابطه خسته شده اما این رفتار شما تمام تلقی آن آدم از زندگی را به هم می ریزد. طرف مقابل در ابتدا متوجه نمی شود که شما قصد دارید رابطه را قطع کنید و شروع می کند به پرسیدن این سوالات از خودش: آیا آدم ارزشمندی نیستم؟ آیا غیرجذابم؟ شما آرام آرام این احساس را در طرف مقابل به وجود می آورید که مقصر خودش است. شما به درک او ضربه می زنید و او به آنچه احساس می کند، می بیند یا می شنود اطمینان نخواهد کرد.» این نوع بلاتکلیفی می تواند آن را در رابطه های بعدی هم فلج کند. دیگر نمی تواند به از خودگذشتگی یا شایستگی نفر بعدی اطمینان کند.

2- قطع رابطه را رو در رو انجام دهید


یک نکته علمی: آدم ها در روند تکامل به مراوده رو در رو روی آورده اند و این باعث نزدیکی و آرامشی می شود که در رابطه از راه دور ممکن نیست.

در یک قطع رابطه رو در رو ممکن است اشاره های غیرکلامی را حس کنیم که به ما اطمینان می دهند که همچنان قابل دوست داشتن هستیم. هر چیزی جز قطع رو در روی رابطه، این پیام اضطراب آور را در خودش دارد: «تو اهمیت نداری».

عده ای ممکن است فکر کنند با ایمیل زدن، پیامک فرستادن یا اعلام در فیس بوک می توانند از تلخی اعلام قطع رابطه کم کنند اما این روش های از راه دور به شخصی که خبر قطع رابطه را دریافت کرده چنان ضربه ای وارد می کند که در رابطه های بعدی اثراتش را خواهیم دید. فالزون می گوید: «وقتی شما هیچ توضیحی د رباره دلیل قطع رابطه نمی دهید، طرف مقابل زمانی خیلی طولانی را صرف این مسئله می کند که چه مشکلی داشته و چه اشتباهی کرده است. این آدم بعد از شما به سختی وارد رابطه عاطفی دیگری می شود.»

جان کاکیبو، عصب شناس دانشگاه شیکاگو می گوید: «اگر با ما از راه دور قطع رابطه کنند به احتمال زیاد در یک برزخ احساسی گرفتار می شویم. رو در رو نبودن قطع رابطه، درد ناشی از دست دادن یک رابطه پر ارزش را چند برابر می کند.» بدون یک پایان قطعی، وارد فکرهای بی پایانی می شویم که در اکثر اوقات به افسردگی منجر می شود.

سوزان نولن – هوکسما استاد روانشناسی دانشگاه ییل هم معتقد است: «در مواقعی که شخص تصویر ناقصی از وقایع اطراف دارد به احتمال زیاد در تفکر غرق می شود. این می تواند باعث سقوط احساسی شخص شود. عده زیادی از کسانی که از این سقوط جان سالم به در می برند به شدت به دیگران بدگمان می شوند و به سختی می توانند به کسی نزدیک شوند.»



برناردو کاردوچی، استاد روانشناسی در دانشگاه ایندیانا هم می گوید: «وقتی به دیگران اعتماد نداری روی آنها سرمایه گذاری کمتری می کنی. پس آدمی که بعدا باهاش رابطه برقرار می کنی از گناه های یک غریبه – شخص قبلی در رابطه – رنج خواهد کشید.»

جالب است وقتی ما از راه دور قطع رابطه می کنیم دیر یا زود دچار عذاب وجدان می شویم چون بالاخره می فهمیم که چطور به طرف ضربه زدیم و چقدر کم نگرانش بودیم. جان پورتمن، استاد درس فلسفه اخلاق در دانشگاه ویرجینیا می گوید: «ممکن است پنج سال بگذرد و بالاخره از کار خودتان خجالت بکشید. این احساس گناه و خجالت بر روابط بعدی شما هم تاثیر می گذارد.»

3- با وقار رفتار کنید


از آنجا که قطع رابطه یک سناریوی بالقوه انفجاری هست سعی کنید پیش از انجام آن به تک تک توهین هایی که خواهید شنید و تک تک فحش هایی که احتمالا خواهید داد فکر کنید. اینجوری موقع دعوا معقول تر حرف می زنید. محترم شمردن طرف مقابل باعث می شود او هم با احترام بیشتری با شما حرف بزند.

4- صادق باشید


اینکه بگویید «دیگر عاشقت نیستم» خوب است اما نباید از صداقت چماق بسازید یا همه چیز را فاش کنید.اگر مثلا از نحوه حرف زدن طرف مقابل نفرت پیدا کردید و تا دهنش را باز می کند حالتان به هم می خورد بهتر است این را در دلتعون نگه دارید. جان پورتمن، استاد دانشگاه ویرجینیا می گوید: «مهمترین وظیفه شما این است که مراقب اعتماد به نفس طرف مقابل باشید. طوری بلا سرش نیاورید که نتواند هیچ رابطه موفق دیگری داشته باشد. نمک روی زخمش نپاشید. این شکنجه است.»

روی بامیستر استاد روانشاسی دانشگاه دولتی فلوریدا هم معتقد است: شما قصد دارید یک پیام را به طرف مقابل برسانید «تو آن کسی که من می خواهم نیستی». همین. پس نباید او را به این نتیجه برسانید که مشکل بزرگی دارد و پر از کمبود است.

5- بی خیال کلیشه های بد مثل «مشکل تو نیستی، منم» شوید


این جمله های تکراری و بی ربط فقط طرف مقابل را به این نتیجه می رساند که ذره ای احترام برایش قائل نیستید و با دم دستی ترین تکه های فیلم ها و سریال ها با آن برخورد کرده اید. شما به طرف مقابل یک توضیح درست (حتی مختصر) بدهکارید. باید به او توضیح دهید که چرا اوضاع آنطور که می خواستید پیش نرفته است، ضمنا نیاز نیست طرف مقابل را وادار کنید که دلایلتان را بپذیرد، به خصوص که چنین بحث هایی عموما به خشونت منجر می شود.

6- شروع نکنید به تحلیل جزء به جزء ماجرا


به اعتقاد راسل فریدمن «این ایده خوبی نیست چون امکان ندارد به توافق برسید. شما می گویید ماجرا اینگونه رخ داده است و طرف مقابل می گوید نه! نه! ماجرا را اشتباه دیدی ... جور دیگری بود.» این رفت و برگشت های مداوم اکثر اوقات به دعوا یا بدتر از آن منجر می شود. بدتر از دعوا این است که شما در بحث ببازید و طرف مقابل شما را وادار به بازگشت کند، آن هم بازگشت به رابطه ای ناکارآمد که خودتان به دنبال پایان دادنش بودید.

7- کامل قطع کنید


برای اینکه جلوی ضربه را بگیرید نگویید که بیا از این به بعد دیدارهای دوستانه داشته باشیم. روی بامیستر می گوید: «اینکه به طرف بگویید بیا از حالا به بعد فقط با هم دوست باشیم ممکن است احساس گناه شما را از قطع رابطه کم کند اما برای طرف مقابل چیز خوبی نیست.» این ممکن است باعث شود او به اشتباه به آینده و بازگشت شما امیدوار شود و این امیدواری جلوی حرکت دو طرف به سمت زندگی بهتر را می گیرد.

8- موقع خداحافظی قدرشناس باشید


به اعتقاد فریدمن روزنامه نگار آمریکایی خیلی خوب است که هنگام خداحافظی یا رد و بدل کردن آخرین ایمیل ها دوران خوب مشترک را مورد قدردانی قرار دهید و این خوب است که حس ناراحتی تان را (از اینکه امیدهای مشترکتان به رابطه به ناامیدی تبدیل شد) بروز دهید. چنین کارهایی به طرف مقابل ثابت می کند که شخص ارزشمندی بوده است.

9- به تصمیم طرف مقابل اعتراض نکنید


التماس نکنید تا از تصمیمش صرفنظر کند. وقتی یکدفعه با شما قطع رابطه می کنند بهترین راه این است که بپذیرید این رابطه به پایان کامل خودش رسیده است. اینگونه روند بهبود عاطفی سریع تر می شود. دکتر هلن فیشر، انسانه شناس کانادایی – آمریکایی در تحقیقات خودش متوجه شده است که آدم بعد از قطع رابطه، از همه کناره می گیرد اما با گذشت زمان، این کناره گیری اجتماعی کمتر و کمتر می شود و این یعنی شخص در پروسه بهبود قرار گرفته است اما به گفته فیشر، این پروسه به شدت حساس هست و هر ارتباط یا تلاش برای بازگشت طرف مقابل به او ضربه می زند. «اگر به طور ناگهانی یک ایمیل از طرف مقابل به شما برسد ناگهان به او تمایل پیدا می کنید و دلتان می خواهد رابطه دوباره آغاز شود.» فیشر یه توصیه ساده دارد: «هرگونه ارتباط با شخصی که با شما به هم زده را قطع کنید. نامه ها و کارت پستال هایش را دور بریزید. به او زنگ نزنید و بیخود تلاش نکنید که باهاش دوست بمانید.»

رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

10- از عشق سابق، شیطان نسازید

این فقط انرژی خودتان را تلف می کند و باعث می شود متوجه نشوید که به بن بست رسیدن یک رابطه دو نفره، تقصیر هر دو نفر بوده است و بی خیال نقشه انتقام شوید؛ چون این باعث می شود که طرف مقابل بیشتر از قبل در تفکرات شما حضور داشته باشد و این یعنی عقب افتادن روند بهبود.

11- درد را به زور از بین نبرید


بعد از مرگ یک عزیز، پایان یک رابطه بلندمدت یکی از بزرگترین ضربه های احساسی است که شخص می تواند تجربه کند پس کاملا طبیعی و در واقع ضروری است که شخص برای این فقدان سوگواری کند. پورتمن می گوید: «عشق شما را به شدت آسیب پذیر می کند. اگر اجازه دهید که عاشق شوید می توانید خیلی بد ضربه بخورید.» پس درد طبیعی است. هر چه زودتر با این درد روبرو شوید، زودتر می گذرد.

12- فکر نکنید که بزرگترین عشق روی زمین را از دست دادید


به خودتان نگویید کلا یک آدم برای شما روی زمین وجود داشته است و حالا او را از دست دادید. روی بامیستر می گوید: «عشق باعث می شود که فکر کنید فقط همین آدم است که با شما هماهنگ است. در فیلم ها و کتاب ها هم به این اسطوره دامن می زنند اما مسئله اینجاست هیچ چیز جادویی در مورد یک شخص خاص وود ندارد.» در واقع در روی زمین تعداد زیادی آدم وجود دارند که می توانیم با آنها رابطه خوبی داشته باشیم. البته درست بعد از به پایان رسیدن یک رابطه عاطفی، نمی توانیم اینجوری فکر کنیم اما باید بپذیرید که به احتمال خیلی خیلی زیاد شما کس دیگری را پیدا می کنید و کمی بعد فکر می کنید که او هم تنها کسی روی زمین هست که به شما می آید.




نوع مطلب : زندگی مشترک، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : سخت ترین کار دنیا، رابطه عاطفی، پایان رابطه، رابطه عاشقانه، قطع رابطه، اشتباه، پایان عشق،
لینک های مرتبط :


یک رابطه می تواند ناسالم باشد. رابطه بد هم فقط به ازدواج یا نامزدی محدود نمی شود. روابط ناسالم می تواند در خانواده، میان دوستان یا قرار ملاقات نیز وجود داشته باشد. هر رابطه ای که به جسم، روح و احساسات شما لطمه بزند، ناسالم است. 


دلایل مختلفی وجود دارد که افراد در روابط ناسالم باقی می مانند. برخی از افراد نمی دانند یا نمی خواهند قبول کنند که در رابطه اشتباه قرار دارند یا از خاتمه دادن به این رابطه می ترسند یا قدرت روحی این کار را ندارند. یا آنها اعتقاد دارند می توانند شریک خود یا مسایل آزاردهنده را تغییر دهند. 

واقعیت ناراحت کننده این است که بسیار کم پیش می آید که روابط ناسالم بهبود بیابند و در عوض، هر روز بدتر نیز می شوند. سعی کنید از این زخم ها که بهبود آنها سخت است، دوری کنید. 

نشانه های هشدار دهنده برای اجتناب از آنها

اگر بدانید دنبال چه هستید، خیلی راحت می توانید نشانه های یک رابطه ناسالم را کشف کنید. در وهله نخست، مسایلی که باعث ناراحتی و ترس شما می شوند مهم ترین مسایل برای توجه هستند. از واضح ترین هشدارها می توان به سوء مصرف مواد و الکل اشاره کرد که می تواند به رابطه افراد آسیب برساند. اما نشانه های دیگری نیز وجود دارند که در ادامه به آنها اشاره کرده ایم.

1. ستیزه جویی

هرگونه رفتار خشونت آمیزی ناسالم است اما رفتارهای ناشایست فیزیکی، از انواع رفتارهای خصمانه است. هرگونه بدرفتاری فیزیکی، نه فقط مشت و سیلی زدن، بلکه هل دادن و کشیدن نیز ناسالم است. 

رفتارهای بیرحمانه داشتن نسبت به افراد و حیوانات نشانه ستیزه جویی در افرد و نشان دهنده خشم و عصبانیتی است که به کتک کاری، مشت و لگد زدن و پرتاب اجسام به طرف فرد مقابل منجر می شود. هر زمان که در رابطه ای دچار ترس و وحشت شدید، باید از آن رابطه بیرون بیایید.



 2. کنترل

هرگونه عدم تعادل قدرت یا رفتارهای کنترلی در رابطه، ناسالم و غلط است. هر زمانی که فردی طرف مقابل را سطح پایین و نابرابر دید، عدم تعادل وجود دارد. در رابطه ای که همیشه تحت کنترل است، طرف مقابل از شما انتظار دارد تا همه انتظارات آنها را برآورده کنید و طبق خواسته او رفتار کنید. شاید آنها این گونه وانمود کنند که می خواهند به شما کمک کنند تا تصمیم درستی اتخاذ کنید یا اینکه ادعا کنند، می دانند بهترین چیز برای شما چیست. اما واقعیت این نیست، بلکه ارضای نیاز آنها برای کنترل دیگران است. این رفتار می تواند تاحدی ادامه پیدا کند که حتی پیام کوتاه های موبایل شما یا ایمیل هایتان را چک کنند. چراغ قرمز روابط کنترل کننده این است که احساس حقارت کنید و فکر کنید هیچ قدرتی برای تصمیم گیری ندارید.  

3. حس مالکیت

احساس مالکیت می تواند در نتیجه حسادت یا تنهایی اجباری به وجود بیاید. شاید آنها به شما بگویند که عاشق و نگران شما هستند اما واقعیت این است که حس مالکیت با عشق کاملا فرق دارد و در نتیجه عدم اعتماد است. آنها به هر کاری دست می زنند تا شما را از بودن در کنار افراد دیگر بازدارند.

 به طور مثال، خود را به مریضی می زنند یا دعوا راه می اندازند. یا حتی ممکن است بدون اطلاع با شما تماس بگیرند یا به شما سربزنند تا بتوانند کارهای شما را کنترل کنند. شاید این کارها در ابتدا عشق تصور شوند اما واقعا اینگونه نیست. 

4. خودخواه بودن

تقریبا همه ما در شرایط متفاوت خودخواه و خودپسند می شویم؛ این لازمه ذات آدمی است. خودخواهی، زمانی به یک معزل تبدیل می شود که همه چیز حول محور این ویژگی روی رفتارهای فرد با دیگران تاثیر بگذارد. افراد خودخواه همیشه به خود و خواسته های خود فکر می کنند و برای افکار و احساسات دیگران ارزش قائل نیستند. 

آنها انتظار دارند همه نیازهای آنها را برآورده کنید و در مقابل هیچ انتظاری هم از آنها نداشته باشید. آنها اغلب به شما القا می کنند که شما مسوول خوشحالی و دیگر حالت های روحی آنها هستید. هنگامی که توجه، مراقبت و سخاوتمندی یک طرفه باشد این رابطه ناسالم و اشتباه است. 



5. سواستفاده و دغل کاری

یک فرد متقلب و سواستفاده چی کاری می کند تا شما کاری را انجام دهید که نمی خواهید – بیشتر مواقع کارهایی که می دانید درست نیست. هر زمان که فردی به شما احساس گناه داد یا از تهدید برای تحت تاثیر گذاشتن شما استفاده کرد یا توجه و عشق خود را به منزله تنبیه از شما گرفت، انسان متقلب، دو رو و سواستفاده کنی است. 

اگر کارهایی را برای جلب توجه و رضایت طرف مقابل انجام می دهید که خودتان دوست ندارید و احساس می کنید اشتباه است، باید مراقب باشید زیرا در رابطه ای اشتباه گیر افتاده اید. 

6. انتقاد دایمی

همه ما در زمان های مختلف به رفتارها و گفتارهای دیگران انتقاد می کنیم اما اگر این کار به طور دایم برای سرکوفت زدن و آزار رساندن به دیگری صورت بگیرد، رفتاری  ناسالم و اشتباه تلقی می شود. افراد عیب‌جو باعث می شوند تا شما احساس حقارت یا ناراحتی کنید.

 آنها به طور مرتب به شما، افکار، رفتار و گفتار شما بی احترامی می کنند. آنها همیشه شما را در مقابل دیگران تحقیر می کنند یا برخی از آنها می دانند این کار زشت است و سعی می کنند در خفا انتقادهای خود را بازگو کنند. هر گاه فردی باعث شود شما احساس کنید به اندازه کافی خوب، زیبا یا باهوش نیستید و ایده های شما احمقانه و بی ارزش است، باید بدانید در رابطه ای ناسالم گرفتار شده اید. 

7. بی ثبات و دمدمی مزاج

رفتارهای متغیر و غیرقابل پیش بینی جزو رفتارهای ناسالم و اشتباه دسته بندی می شوند. تغییر رفتار ناگهانی یک فرد باعث گیجی و تعجب طرف مقابل می شود. فردی که یک دقیقه عصبانی و هیجان زده است و لحظه ای بعد می خندد یا طوری رفتار می کند که گویا اتفاقی نیفتاده است، تعادل ندارد و باید به او کمک کرد. 

افراد دمدمی مزاج اصولا آدم های بسیار حساسی هم هستند که کوچک ترین حرف و حرکت شما می تواند آنها را عصبانی کند. هر مساله کوچکی حالت های روحی آنها را تغییر می دهد. اینگونه رفارها در رابطه های اجحاف آمیز و ناسالم رایج است و نشانه های عدم تعادل روحی است. 



8. عدم صداقت

عدم صداقت در رابطه های سالم هیچ جایگاهی ندارد. این رفتار نه تنها اشتباه است که باعث از بین رفتن اعتماد میان دو طرف نیز می شود. دروغ، می تواند کوچک یا بزرگ، اغراق آمیز یا جعلی باشد و هیچ دلیلی نیز نداشته باشد. افراد به دلایل مختلفی روراست نیستند: یا تلاش می کنند تا ارزش خود را بیش از آنچه هست نشان دهند، خود را از مخمصه و مشکلات رها کنند یا می خواهند به دیگران آسیب برسانند و ناراحتی به وجود بیاورند. دلیل این کار چندان مهم نیست، ذات این کار مهم است که به کل اشتباه است و عدم وجود اعتماد باعث می شود تا رابطه ناسالم شود. 

9. غیر مسوول

انسان های غیرمسوول و رفتارهای متفاوتی دارند و تشخیص آنها چندان سخت نیست. مشکلات مالی همیشگی یا عدم مدیریت پول می تواند نشانه های فرد غیرمسوول باشد که نمی تواند یک کار برای برای مدت طولانی برای خود نگه دارد. چراغ قرمز این مورد زمانی است که فردی از نظر مالی به فرد دیگر احتیاج دارد یا انتظار دارد تا در شرایط سخت زندگی از او حمایت کند، اما فرد غیرمسوول همان طور که از نامش پیداست، این کار را انجام نمی دهد. همه ما به کمک یکدیگر نیاز داریم اما اینکه همیشه منتظر باشیم تا دیگران از ما حمایت و مراقبت کنند و مشکلات ما را برطرف کنند، درست نیست. در یک رابطه سالم، هر دو طرف نسبت به یکدیگر احساس مسوولیت دارند. 

یک رابطه سالم و کامل، می تواند مساله بسیار مهمی د زندگی باشد اما وقتی یک رابطه ناسالم داشته باشیم، می تواند بسیار آسیب رسان و مخرب باشد. یک رابطه سالم می تواند صداقت، مهربانی، درک و سخاوتمندی باشد که یک فرد به دیگری ابراز می کند و حس حمایت و شجاعت را در دیگری تقویت می کند.

 یک رابطه ناسالم، شامل خشونت، عدم اعتماد، مردم آزاری، و مسوولیت ناپذیری و حسادت است. وقتی در یک رابطه توجه و احترام وجود نداشته باشد، نتیجه آن ناراحتی های روحی و جسمی خواهد بود. بنابراین، مراقب خط قرمزها و نشانه های خطر باشید و به سرعت از روابط ناسالم بیرون بیایید. 




نوع مطلب : زندگی مشترک، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : رابطه اشتباه، رابطه، نشانه های رابطه اشتباه، نشانه های عشق، دختر پسرا، دختر،
لینک های مرتبط :


عشقتان را از روی SMS هایش بشناسید




مجله زندگی ایده آل:
 بی‌شک همان‌طور که پیشرفت علم و دردسترس بودن امکانات ارتباطی راه‌های با خبر شدن آدم‌ها از هم را آسان‌تر و سریع‌تر کرده، به همان نسبت هم آدم‌ها را از هم دور کرده. تب پیامک‌ها و دنیای مجازی به قدری ما و زندگی ما را تحت‌الشعاع قرار داده که دیگر کمتر برای همدیگر وقت می‌گذاریم. می‌توان گفت برای با هم بودن تنبل شده‌ایم و با خیال اینکه وقتی می‌توان با یک پیامک از یکدیگر با خبر شد دیگر نیازی به طی کردن مسافت‌ها نیست و این یعنی دور شدن از هم و حس نکردن یک ارتباط، حالا می‌خواهیم بدانیم که آیا با این پیامک‌ها می‌توانیم احساسات خود را هم بروز بدهیم یا حتی پی به افکار طرف مقابل خود ببریم، در این باره با پوریا پاکرو روانشناس و مشاور خانواده صحبت کرده‌ایم و به نتایج جالبی رسیده‌ایم.

پاسخ‌های کوتاه می‌دهید یا بلند؟

کسانی که پاسخ‌های بلند می‌دهند معمولا افرادی هستند که دوست دارند اطلاعات کاملی را ارائه دهند. بسیار اهل گفت‌وگو و اهل برقرار کردن ارتباط با دیگران بوده و خواهان ارتباط کلامی هستند و ارتباط برای‌شان در اولویت است، به همین دلیل رابطه‌های طولانی و حرف‌زدن‌های طولانی را ترجیح می‌د هند. این افراد بسیار کمال‌گرا هستند. افرادی که پاسخ‌های کوتاه می‌دهند بستگی به حال و احوال‌شان در آن لحظه دارد و گاه ممکن است بی‌حوصله و عصبی باشند اما معمولا افراد سردتری هستند که خیلی مایل به ارتباط‌های کلامی نیستند و ترجیح می‌دهند سریع و بی‌مقدمه و بی‌حاشیه حرف‌شان را بزنند و دنبال ادامه ارتباط نیستند، معمولا این افراد روابط گسترده‌ای ندارند.



آیا می‌توان از روی پیامک‌های شخص پی به احساسات طرف برد ؟

در این مورد نمی‌توان به طور قطع نظر داد، انسان‌ها موجودات بسیار پیچیده‌ای هستند و نمی‌توان دسته‌بندی کلی از دل آنها بیرون کشید، ممکن است در آن لحظه که پیامک خاصی به دست ما می‌رسد بتوان تقریبا به افکار و احساسات آن شخص پی برد. این روزها پیامک برای بعضی انسان‌ها وسیله‌ای شده برای بیان احساسات و در این موارد می‌توان کاملا به احساسات شخص پی برد و فهمید که در آن لحظه در افکارش چه می‌گذرد  زیرا انسان‌ها در لحظه نوشتن پیامک تمام سعی خود را می‌کنند تا حس آن لحظه خود را به شخص مقابل انتقال بدهند. 

کسانی که از شکلک استفاده می‌کنند

تب استفاده از شکلک‌ها در پیامک‌ها در دنیای مجازی این روزها بسیار زیاد است، افرادی که علاقه زیادی به استفاده کردن از آنها دارند به‌شدت تمایل دارند حتما احساس و نظر خود را در آن لحظه به شخص مقابل انتقال دهند، اما باید بدانیم که نوع ارتباط برقرار کردن این روزها خیلی مهم‌تر است. هستند افرادی که دیگر برای دیدن دوستان و آشنایان خود نمی‌روند و برای جویا شدن از حال آنها فقط به پیامک اکتفا می‌کنند، این باعث سرد شدن روابط بین آدم‌ها شده و به‌تدریج باعث از بین رفتن مهارت‌های ارتباطی می‌شود. استفاده کردن از این نوع ارتباطات در اندازه نرمال خیلی هم خوب است اما باعث از بین رفتن اعتماد به نفس اشخاص می‌شود زیرا مهارت‌های ارتباطی آنها به مرور از بین می‌رود. 

چه کسانی دیر و چه کسانی زود پاسخ می‌دهند؟

افرادی که ارتباط‌ها و حفظ آنها برای‌شان مهم است، دیگران برای‌شان در اولویتند و محور و مشغولیت اصلی آنها رابطه با دیگران است به محض رسیدن پیامک آن را جواب می‌دهند و فکر می‌کنند با پاسخ ندادن افراد را از دست خواهند داد، اما برعکس افراد خودمحور و با اعتماد به نفس بالا و کسانی که دیگران برای‌شان در اولویت نیستند پاسخ نمی‌دهند یا دیر پاسخ می‌دهند که البته در تمام این موارد موقعیت و شرایط شخص را باید درنظر گرفت. 

غلط تایپ نکن 

افرادی هستند که پاسخ‌های پیامک‌ها را بریده و کوتاه یا با غلط املایی‌های زیادی می‌نویسند، این افراد هیچ نوع علاقه‌ای به ارتباط برقرار کردن از طریق تکنولوژی‌های روز ندارند، انسان‌های بی‌تمرکزی هستند و معمولا عجله دارند، وقتی نمی‌توانیم منظور خود را به درستی در پیامک‌ها به هم برسانیم گاهی پیش می‌آید که سؤالی از شخصی می‌پرسیم اما او یا جواب نمی‌دهد یا اشتباه جواب می‌دهد یا کلا برداشت اشتباهی از سؤال ما می‌کند و در نهایت پاسخ اشتباه خواهد داد. این از عواقب همان نرساندن درست مفهوم و منظور ماست. وقتی رودررو صحبت می‌کنیم، با تاکید روی برخی جملات و سؤالات خود و با استفاده از زبان بدن به راحتی مفهوم را می‌رسانیم و قطعا جواب درست را دریافت خواهیم کرد، در غیر این‌صورت اگر پاسخ درست را دریافت نکنیم شخص با دیدن چهره ما یا با سؤالات مکرر ما متوجه می‌شود که جواب درستی نداده است و تلاش می‌کند پاسخ مطلوب‌تری به ما بدهد. 



افرادی که به جملات فلسفی علاقه‌مندند 

هستند افرادی که همیشه یک بیت شعر یا جملاتی فلسفی در آستین خود دارند و برای هر پیامک عادی که از افراد می‌گیرند از آنها استفاده می‌کنند، اینها تلاش می‌کنند متفاوت باشند، خودنمایی کنند، این اتفاق بد نیست که جملات تاثیرگذار بگوییم اما ادامه دادن این نوع پاسخ‌ها باعث از بین رفتن اثر این جملات می‌شود زیرا گیرنده آن پیام دیگر برایش عادی می‌شود و به عمق جملات فکر نخواهد کرد. معمولا گیرنده این پیام‌ها از این نوع پیام‌ها خوشحال می‌شوند اما بعد از مدتی خسته‌کننده خواهد بود.

چه کسانی با SMS راحت‌تر حرف می‌زنند؟ 

افرادی که از موقعیت فرار می‌کنند با پیامک صحبت کردن را ترجیح می‌دهند، این نوع افراد با ارتباط برقرار کردن مشکل دارند، از برخورد با اطرافیان و عکس‌العمل آنها وحشت دارند و معمولا خود را پشت پیامک‌های‌شان پنهان می‌کنند. اما برخی افراد به آدم‌ها اجازه صحبت کردن نمی‌دهند و اطرافیان خود را مجبور می‌کنند تا بعد از خداحافظی با آنها حرف خود را با پیامک به آنها بگویند تا شاید به این روش توجه آن شخص را جلب کنند که در این‌صورت به مرور روابط این افراد فقط در پیامک‌ها خلاصه خواهد شد. 

شخصیت‌شناسی مخفف‌نویس‌ها 

دنیای ما دنیای سرعت است و معمولا این افراد عجول هستند كه سعی می‌کنند با این روش سریع‌تر پاسخ دهند و سریع‌تر پاسخ خود را بگیرند، برخی دیگر تنبل‌ها هستند که مخفف می‌نویسند آنها با بی‌حوصلگی تمام پاسخ می‌دهند، مقتصد‌ها هم مخفف می‌نویسند. آنها تمام سعی خود را می‌کنند تا با استفاده از کمترین کاراکترها پاسخ پیامک‌ها را بدهند تا کمترین هزینه را پرداخت کنند، اما این اشتباهات املایی به مرور در صحبت‌های محاوره‌ای آنها در زندگی تاثیر می‌گذارد و به مرور عادت می‌کنند تا مخفف و بریده صحبت کنند. البته اینها دلیل نمی‌شود که اگر شخصی وقتی برای پیامک نمی‌گذارد صرفا در رفتار حضوری هم همان‌طور باشد. هستند افرادی که پیامک نمی‌دهند اما بسیار فن بیان بالایی دارند و خوب صحبت می‌کنند. 



کسانی که اصلا جواب نمی‌دهند 

این‌گونه افراد اتفاقا بسیار انسان‌های ارتباطی دیداری و گفتاری هستند، این افراد ترجیح می‌دهند در ارتباطات خود با اشخاص رودررو باشند چون دیدار برای‌شان مهم‌تر است و به دنبال ارتباط چشمی هستند تا کلامی و به لحاظ علمی این افراد قسمتی از مغزشان فعال است که در نتیجه این نوع ارتباط را بیشتر می‌پسندند. 

SEND TO ALLنکن 

یکی از اشتباهات رایج افراد فرستادن یک پیامک واحد برای تعداد افراد زیاد است. این نوع افراد دید اجتماعی مناسبی ندارند زیرا افراد در اجتماع جایگاه‌های متفاوتی دارند و ممکن است هر کدام از این افراد از آن پیامک برداشت خود را داشته باشند و برای برخی خوشایند باشد و لذت ببرند و لی برخی دیگر دچار سوءتفاهم شوند و باعث به هم خوردن دوستی‌ها شود، این نوع افراد خیلی به روابط توجه نمی‌کنند و احساس می‌کنند با این کار می‌توانند این حس را پنهان کنند و می‌خواهند افراد را از سر خود باز کنند و با خود می‌گویند حتما با این کار دیگر کسی از من گلایه نخواهد کرد که چرا پیامک نمی‌دهم.

پیامک را ترجیح می‌دهید یا زنگ زدن ؟

پیامک به عنوان یک ارتباط گرم و صمیمی شناخته نمی‌شود و معمولا انسان‌ها در این نوع ارتباط به خاطر درست نرساندن منظور خود معمولا دچار سوءتفاهم می‌شوند، ما ترجیح می‌دهیم مخاطب‌مان به عمق حرف و احساس ما پی ببرد اما از آنجایی که 80درصد رساندن مطلب زبان بدن و کلام است و وقتی با پیامک ارتباط برقرار می‌شود، مقدار بیشتری از احتمال درست فهماندن مطلب را از دست می‌دهیم، وقتی شخصی می‌گوید «پیامک نده تماس می‌گیرم» یا «بیا حضوری صحبت کنیم» مشخص است که خواهان، روابط صمیمی‌تر و نزدیک‌تر را ترجیح می‌دهد.پیامک‌های خیلی گرم و صمیمی هم فقط در یک یا دو بار اول شاید بتواند تاثیرگذار باشد، با گذشت زمان این امر عادی می‌شود و دیگر نمی‌تواند احساسش را به درستی برساند. 




نوع مطلب : قبل از ازدواج، عشق و ازدواج، عاشقانه، زندگی مشترک، 
برچسب ها : رابطه، عشق، SMS، شناخت همسر، شناخت عشق، شکاکیت، شک،
لینک های مرتبط :




 تحقیق روی 11 هزار زن و مرد نشان داده است بیشتر اختلاف زن و شوهرها در مورد خانواده هایشان است. رابطه خانوادگی افراد بسیار عمیق و ریشه ای است و نمی توان انتظار داشت به راحتی از بین برود. اگر خیلی دوست ندارید همسرتان با اعضای خانواده خود صمیمی و گرم باشد، پیش از ازدواج حتما این مسایل را در نظر بگیرید. اگر رابطه نزدیک و عمیق آنها با خانواده هایشان شما را آزار می دهد باید با احتیاط بیشتری برای ازدواج تصمیم گیری کنید. مگر اینکه طرز فکر خود را تغییر دهید.




یک کارشناس مسایل خانواده داستانی تعریف می کند که: جورج فردی بود که با افتخار تعریف می کرد پس از 7 سال ازدواج هیچ گاه با همسرش دعوا نکرده اند. این مساله کمی عجیب به نظر می رسید. تا اینکه همسرش تقاضای طلاق کرد. او با باغبان رابطه داشته و از او بچه دار شده بود و اکنون نیز از جورج می خواست تا از هم جدا شوند. این شوک بزرگی برای جورج بود و به هیچ وجه دلیل این کار همسرش را نمی فهمید. او ماه ها دچار این شوک بود تا اینکه سراغ من آمد. با کاوش در زندگی جورج متوجه شدم جورج با دو خواهر خود بسیار صمیمی بوده و آنها را محرم راز خود می دانسته است. این مساله برای همسر جورج به هیچ وجه خوشایند نبوده است اما او هرگز اعترض نکرده و در آخر برای طلاق اقدام کرده است. این کار به هیچ عنوان خوب نیست. انسان باید دردهای خود را بیان کنند شاید راه حلی برای برطرف کردن آن وجود داشته باشد.

عدم موافقت به زوجین کمک می کند تا به یکدیگر احترام بگذارند

بحث و بگومگو مثل آدرنالین برای رابطه میان زوجین است و سه وظیفه را به آنها یادآوری می کند:

•    تعیین محدودیت های لازم
•    غلبه بر روزمره گی
•    تعیین وظیفه هر دو طرف در رابطه

احترام همیشه دلیل اصلی پایندگی و دوام رابطه های طولانی مدت بوده است. به طور مثال، جورج همسرش را در زندگی نادیده می گرفته و با او همدل نبوده است و همسرش نیز به بدترین شکل ممکن از او انتقام گرفته است.



اینکه افراد تصور می کنند مثل هم بودن بسیار عالی است باید بدانید که کاملا اشتباه است. وقتی با کسی رو به رو می شوید که کاملا شبیه شما است، طرز فکر، اعتقاد، رفتار و حتی علاقه مندی هایش همه مانند مال شما است خیلی خوشحال نشوید. عاشق هم نشوید. او نمی تواند همسر ایده آلی برای شما باشد. وقتی دو نفر تا این اندازه شبیه هم هستند هیچ هیجان و ویژگی خاصی ندارند و زندگی پس از مدت کوتاهی بسیار کسل کننده و عادی می شود.

همیشه این اختلاف ها هستند که باعث زیبایی زندگی می شوند.

اگر همیشه در حال دعوا هستید، چرا از آن به نفع رابطه تان استفاده نمی کنید؟

زوج هایی که خصلت های مشابه زیاد با هم دارند خیلی زود هم خسته و دلزده می شوند. شاید به همین دلیل هم بیشتر زمان های با هم بودن را به جنگ و اختلافسپری کنند. در این رابطه تحقیقی روی 12 هزار زوج صورت گرفته و نتایج زیر به دست آمده است:

58 درصد آنها ادعا کرده اند اختلاف امری عادی و غیرقابل اجتناب است. 19 درصد گفته اند زوج های همیشه دعوایی نمی توانند با هم زندگی کنند. بیشتر مردم از درگیری و بحث گریزان هستند و 9 درصد از آنها به دنبال یافتن آرامش در زندگی هستند. رابطه پس از اختلاف زن و شوهرها شاید بهترین بخش دعوا باشد و 14 درصد از زوج های مورد تحقیق نیز این مساله را تایید کرده اند.

با این تفاسیر، چگونه می توان از بحث و اختلافات زناشویی برای آرامش و عشق بیشتر بهره گرفت؟

در ادامه 5 اختلافی را ذکر کرده ایم که به استحکام بیشتر رابطه زن و شوهر کمک می کنند.

1.    جنگ برای آزادی فردی

خیلی از زن و شوهرها را در اطراف خود می بینیم که بیشتر اختلاف آنها سر مسایل مالی و پول است. به طور مثال، سارا فردی صرفه جو و مقتصد است و سعی می کند قران به قران پولش را پس انداز کند. اما درست برعکس، همسر او بسیار ولخرج و بی ملاحظه است. هر دو آنها رفتار دیگری را غیر قابل تحمل می دانند. اما به اینکه این بحث ها موجب ناراحتی های بیشتر شود آنها سعی کردند تا حساب «من»، حساب «تو»  و حساب «ما» برای درآمد خود تعیین کنند. پس از این تقسیم بندی، هر کدام از دو طرف می داند با پول خود چه کار کند و آن را به دلخواه خود خرج یا پس انداز می کند.



نکته آموزشی: زن و شوهرها هر چه بیشتر با هم سازش داشته باشند بیشتر هم برای یکدیگر فداکاری و گذشت می کنند.

2.    زندگی سالم

علی قول داده بود اگر ندا با او ازدواج کند، سیگار را ترک کند. آنها ازدواج کردند اما علی سیگارش را ترک نکرد. ندا تلاش کرد تا برنامه غذایی سالم برای علی ترتیب بدهد تا او توان ترک سیگار را به دست بیاورد اما علی هیچ کدام از برنامه ها را انجام نداد. در آخر نیز علی در اثر سرطان ریه فوت کرد و آنها از هم جدا شدند.

نکته آموزشی: دو نفر باید از همان ابتدای زندگی خواسته ها و نیازهای مشترکی برای خود تعریف کنند و به آن نیز پایبند باشند.

3.    امنیت روحی و جسمی

فرید و زیبا در نخستین دیدار دلباخته هم شدند و ازدواج کردند. اما پس از مدتی فرید متوجه دمدمی مزاج و زودرنج بودن زیبا شد و اختلاف آنها شروع شد. برای حل اختلاف ها نزد مشاور رفتند و به زیبا توصیه شد در کلاس های مدیریت خشم شرکت کند. خوشبختانه موثر واقع شد و اکنون با آرامش بیشتر با هم زندگی می کنند.

نکته آموزشی: سعی کنید مشکلات و نگرانی های خود را برطرف کنید تا بتوانید با عشق و علاقه بیشتر در کنار همسرتان زندگی کنید.

4.    آرامش دستشویی

رضا و نسرین با علاقه زیاد با هم ازدواج کرده اند اما پس از مدتی اختلاف های آنها آغاز شد. نسرین شلخته بود و همیشه موهایش داخل سینک یا کف دستشویی ریخته شده بود. یا حوله توالت بیشتر مواقع کثیف بود. رضا از این مساله بسیار عصبی بود. عادت های دستشویی رفتن این دونفر بسیار با هم فرق داشت و سر این مساله همیشه با هم دعوا داشتند. اما مشاور به آنها توصیه کرد تا با شوخی و خنده این مشکل را حل کنند. آنها نیز سعی در تغییر عادت های خود کردند و خیلی راحت به این اختلاف های دایمی خاتمه دادند.

نکته آموزشی: همیشه سعی کنید در میان خنده و با آرامش و دوستانه شکایت های خود را بیان کنید زیرا خنده برای هر دردی دعواست.

5.    اتحاد

سعی کنید در برابر این دنیای بی رحم با هم متحد باشید و یک گروه دونفره تشکیل بدهید. برای موفقیت، اعتماد به نفس و رسیدن به اهداف همسر خود تلاش کنید. دونفری راحت تر می توانید با مشکلات جامعه و دنیا کنار بیایید و تیمی بسیار قوی در مقابل سختی ها تشکیل می دهید که هدفی مشترک را دنبال می کنند.



نکته آموزشی: با در کنار هم بودن می توانید به اهداف والایی در زندگی دست پیدا کنید.

برای چیزهایی که به آن اعتقاد دارید مبارزه و همیشه حرف خود را بیان کنید. حتی اگر شریک زندگیتان ناراحت بشود، بدانید که نیروی عشق می تواند همه چیز را خوب نگه دارد.



نوع مطلب : زندگی مشترک، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : زناشویی، حرف، ارتباط در زندگی مشترک، زندگی مشترک، قبل ازدواج،
لینک های مرتبط :




درخانه‌های کوچک امروزی و رستوران‌های رنگارنگی که به دلیل دادن بهترین سرویس با هم رقابت می‌کنند، دیگر کمتر کسی زحمت پخت چندنوع غذا و مهمانداری را به خود می‌دهد. اما با وجود این، برای مایی که گاهی مرز صمیمیت و رسمی بودن را نمی‌شناسیم، رعایت کردن تمامی آداب رستوران رفتن آسان نیست. اگر شما هم از برخی از این آداب بی‌خبرید، نگران نباشید. با خبر شدن از همه این قانون‌ها سال‌ها زمان می‌برد و شما می‌توانید یاد گرفتن آنها را از همین امروز و از همین صفحه شروع کنید. در این صفحه مهم‌ترین‌ها را برای شما فهرست کرده‌ایم.



به زمین افتاده‌ها را رها کنید

در صورتی که به نظر شما قاشق، چنگال و کارد تمیز نبود، نباید با دستمال روی میز آنها را تمیز کرد، بلکه باید از گارسون بخواهید آنها را تعویض کند. اگر هم در رستوران قاشق، چنگال یا کارد از دست‌تان افتاد، نباید خم شوید و آن را بردارید چراکه این کار توسط پیشخدمت انجام می‌شود. در زمان خوردن غذا، سعی کنید قاشق یا چنگال به دندان‌های‌تان نخورد و صدا ندهد و قاشق را به شکلی روی بشقاب نکشید که صدایش اشتهای دیگران را کور کند.

زیادی کلاس به خرج ندهید

برای بریدن و خرد کردن غذا، چنگال را با دست چپ و کارد را با دست راست بگیرید و سپس با چنگال آنچه را که می‌خواهید ببرید محکم نگه دارید و آن را با کارد ببرید. بعد از آنکه غذای‌تان را بریدید، چنگال را به دست راست منتقل کرده و میل کنید. سعی کنید در رستوران غذایی سفارش دهید که صرف آن با کارد و چنگال یا قاشق و چنگال مقدور باشد و غذاهایی که باید با دست خورده شوند را به موقعیت‌های غیر رسمی اختصاص دهید. اما اگر در موقعیتی که کمتر رسمی است قرار دارید، گمان نکنید که همه غذاها را با قاشق و چنگال باید بخورید. مثلا می‌توانید تکه نان، بلال، گوشت دنده‌ها، مرغ سوخاری، ساندویچ، میوه‌های کوچک، شیرینی، سیب‌زمینی سرخ کرده، چیپس و پیتزا را با خیال راحت با دست بخورید. برای خارج کردن استخوان یا غضروف غذا از دهان هم از قاشق یا چنگال کمک بگیرید (نه با دست) و آن را گوشه بشقاب خود قرار دهید.

دید و بازدید راه نیندازید

 در رستوران هنگام برخورد با یک دوست، یک سلام کوتاه با تکان دادن دست کافی است و دلیلی ندارد که آنها را به میز خود دعوت کرده یا با رفتن سر میزشان مزاحم آنها شوید. پس از صرف غذا هم تا مدت زیادی میز را اشغال نکنید و دیگران را منتظر نگذارید بلکه بعد از مدت کوتاهی رستوران را ترک کنید. 

هر جا دل‌تان خواست ننشینید

هنگام نشستن دور میز به سن و سال‌تان توجه کنید. بهتر است مسن‌تر‌ها در کنار هم در بالای میز و جوان‌ترها در کنار هم پایین میز بنشینند. در زمان سرو غذا هم به جهتی که در آن قرار دارید توجه کنید. غذا باید در جهت خلاف عقربه‌های ساعت و از سمت چپ افراد سرو شده و ظروف غذا از سمت راست مهمانان جمع‌آوری شود.



مچاله نکنید

دستمال سفره، هنگام آغاز صرف غذا باید روی زانو قرار داده شود و تا انتهای صرف غذا همانجا باقی بماند. از دستمال باید تنها برای تمیز کردن مختصر دهان استفاده کرد نه صورت یا پیشانی. اگر هم خواستید صندلی خود را برای مدت کوتاهی ترک کنید، می‌توانید آن را روی صندلی خود قرار دهید تا دیگران و پیشخدمت متوجه بازگشت شما شوند و هنگام تمام شدن غذا هم مرتب روی میز و سمت راست بشقاب خود قرار دهید. 

جیب میزبان را خالی نکنید

در موقع سفارش غذا، خانم نظرش را به آقا می‌گوید و آقا دستور غذا را می‌دهد. اما اگر در جمع شلوغی هستید، هرکدام از مهمان‌ها می‌توانند نظر خودشان را به گارسون بگویند. از طرف دیگر اگر در رستوران مهمان بودید، سعی نکنید ارزان‌ترین یا گران‌ترین غذا را سفارش دهید، بلکه حالت تعادل را حفظ کنید، مگر اینکه خود میزبان غذاهای دیگری سفارش دهد. به یک نکته دیگر هم حواس‌تان باشد؛ هنگامی که در رستوران مهمان هستید، هیچ‌گاه باقیمانده غذای‌تان را به خانه نبرید.




نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : ازدواج، قبل ازدواج، آداب رستوران، آداب، رستوران، نامزد، نامزدی،
لینک های مرتبط :



زندگی مشترک : خیانت مردانه!






 «از دنیای مردها نمی‌توان سر در آورد» این ادعایی است که برخی از زنان در موردش پافشاری می‌کنند و می‌گویند بعد از ازدواج به چشم های خودت هم نباید اعتماد داشته باشی. این دسته از زنان معتقدند درست در همان لحظه‌ای که گمان می‌کنی شهر در امن و امان است، ذهن همسرت درگیر دنیای دیگری است. دنیایی که یا در خیال برای خودش ساخته و به انتظار واقعی شدنش است یا در واقعیت به رابطه ای مخفیانه منجر شده است. درعوض مردان هم می‌گویند که این گروه از زنان به شدت بدبین هستند. به همین بهانه این موضوع را با 3 کارشناس از حوزه‌های روانشناسی، روانپزشکی و جامعه شناسی در میان گذاشتیم تا بدانیم که آیا واقعا همه مردها خیانتکارند یا خیر؟



مردها تنوع طلب هستند؟

دکتر فاطمه رنجبر: گاهی اوقات مزاج تنوع طلب فرد باعث این مسئله می‌شود. فرد به علت مزاج تنوع طلب خود به یک شریک جنسی اکتفا نکرده و روابط متعدد خارج از روابط زناشوئی را تجربه می‌کند. البته تنوع طلبی وی منحصر به زندگی زناشوئی نیست بلکه می‌تواند سایر جنبه های زندگی مثلا گرایش به مواد مخدر مختلف، تجربه شغل‌های مختلف و نداشتن شغل ثابت و ... را در بر می گیرد.

دکتر افسر افشارنادری: تنوع طلبی در همه انسان‌ها وجود دارد و منحصر به مردها نیست. اما از طرف دیگر، ما با مسئله پذیرش محدودیت‌ها روبه‌رو هستیم. هر قراردادی به خود تعهدات و محدودیت‌هایی را به همراه می آورد که برای تداوم آن قرار داد، هر 2 طرف باید به تعهدات خود وفادار باشند. ازدواج یک قرارداد است. عشق هم یک قرار داد است و هر دوی اینها، طرف مقابل را موظف به پیروی از قانون‌ها و تحمل محدودیت‌هایی می‌کند و در این زمینه، تفاوتی میان تعهدات عاطفی و محضری وجود ندارد. اما متاسفانه به علل فرهنگی این گفتمان رایج شده است که تنوع طلبی یک ویژگی مردانه است که چه بخواهیم و چه نخواهیم وجود دارد. در واقع ما با این ادعا، تنوع طلبی را به عنوان دلیل خیانت مطرح نمی کنیم، بلکه به عنوان توجیهی برای این کار بیان می کنیم.

هرایر دانلیان: برخی از پژوهشگران معتقدند، مردها تنوع طلبند و برای این موضوع دلایل تحولی را هم بیان می‌کنند. آنها به دوران باستان اشاره می‌کنند و می‌گویند از آنجا که در آن زمان، یک مرد می‌توانست در زمان کوتاهی چند زن را باردار کند و یک زن تنها یک بار در سال می‌توانست باردار شود، حضور یک مرد در روابط متعدد موضوعی طبیعی به شمار می آمد. زیرا توانایی تولید مثل در آن زمان یک امتیاز تلقی شد و به مرد مجوز فعالیت جنسی متفاوتی را می‌داد. البته برخی دیگر، این موضوع را با دلایل هیجانی و اخلاقی هم تفسیر می‌کنند و براساس همین تفسیرها، عقیده تنوع طلبی مردان، در میان جوامع شایع شده است.

آیا مردها برای فرار از مشکلات و خستگی خیانت می‌کنند؟

دکتر فاطمه رنجبر:  شاید در برخی از موارد با چنین ادعاهایی روبه‌رو باشیم اما اگر می‌خواهیم خیانت زناشوئی را درمان کنیم باید 2 طرف را وارد حل مسئله کرده و به زن و شوهرها کمک کنیم تا نیازهای روانی و جسمانی خود را شناسایی کنند و آن را با شریک زندگی خود در میان بگذارند و آنها نباید تنها از جنبه احساسی نگاه کنند بلکه علل ایجاد آن را موشکافی کرده و عوامل تاثیرگذار بر این مسئله، مثلا در گیر شدن بیش از حد همسر در شغل، عدم برآورده کردن نیازهای طرف مقابل و... شناسایی کنند. اگر مشکلی وجود داشته باشد به جای پاک کردن صورت مسئله یا انتخاب راه حل نادرست مثل خیانت همسر روش‌های حل مسئله را بیاموزند. همچنین از نظر روانشناختی مکانیسم‌های مواجهه با استرس و تطابق با آن را تقویت کنند. باید بدانیم خیانت به همسر نه تنها مشکلات خانوادگی و فردی را حل نمی‌کند بلکه آن را چندبرابر کرده و در حکم از چاه درآمدن و به چاله افتادن است.

دکتر افسر افشارنادری: زیاد از مردها می‌شنویم که وقتی وارد خانه می‌شوند با غرغرها یا بی‌حوصلگی همسرشان روبه‌رو هستند یا به‌خاطر هزینه‌ها و مراقبت از بچه‌ها تحت فشارند. اما همین مردها می‌گویند وقتی سراغ رابطه‌ای خارج از خانه می‌رفتند، دیگر اثری از این تنش‌ها و برخوردها وجود نداشت. اما در این مورد، تنها باید از مردها سؤال کنیم که آیا چنین حقی را برای همسرشان هم قائل هستند؟ طبیعی است که قبول هر مسئولیتی، در کنار دستاوردهایی که به همراه دارد، با دشواری‌هایی هم روبه‌رو است. پس چه بهتر که مشکلات را با هم حل کنیم و شیرینی به نتیجه رسیدن را در کنار هم بچشیم. نه اینکه صورت مسئله را پاک کنیم و با سرباز زدن از بار مسئولیت، به دنبال تامین آرامش خود باشیم. همانطور که افراد یک جامعه جنگ زده برای رسیدن به آرامش، آن را خالی از سکنه نمی‌کنند، افرادی که یک زندگی را هم در کنار هم ساخته‌اند، باید به جای شانه خالی کردن، مهارت‌های حل مسئله را بیاموزند.

هرایر دانلیان: در برخی از مواقع خیانت راهی برای بالا بردن اعتماد به نفس در فرد است. اعتماد به نفسی که به هر دلیلی در رابطه پایین آمده و به صورت غم، کسالت یا یکنواختی خود را نشان می دهد. در این شرایط فرد به دنبال جایگاه بهتر و ارزشمندتری می‌گردد. اگر فردی به این دلیل خیانت کند، نمی‌توانیم بگوییم که به دنبال تفریح است، بلکه باید مطمئن باشیم که رفتار او علتی دارد و از مشکلی ناشی شده است. در برخی از موارد، احساس افسردگی و نیاز به توجه بیشتر می تواند منشا این رفتار باشد.


ارتباط زناشویی موفقی ندارند؟

دکتر فاطمه رنجبر:  در هر خانواده خیانت می‌تواند یک علت منحصر به فرد داشته باشد، نمی‌توان تنها یک عامل مشخص را به این مسئله نسبت داد و باید زمینه های مختلف بیولوژیک و روانی و اجتماعی را در نظر گرفت. اما در این مورد می‌توان گفت در اختلال‌هایی از قبیل اختلال خلقی 2 قطبی به دلیل افزایش میل جنسی فرد روابط مختلف خارج از زندگی زناشویی را تجربه می کند.

دکتر افسر افشارنادری: از نظر من فشار این عدم تفاهم در مردها چندان وجود ندارد. زیرا از نظر قانونی و فرهنگی، مردها مجاز به تخلیه از بین بردن این فشار هستند. درواقع مردی که ازدواج کرده است، حتی می‌تواند همسرش را برای تامین این نیاز مجبور کند؛ پس بعید می‌دانم که این موضوع دلیل اصلی خیانت مردها باشد.

هرایر دانلیان: خیانت در واقع یک روش حل مسئله است. برای بررسی ریشه‌های آن، باید ببینیم که مشکل کجاست. آیا خیانت به دلیل مشکلات درون فردی اتفاق افتاده است یا برون فردی؟ اما آنچه واضح است این است که افراد با خیانت به دنبال راهی برای کاهش مشکلات‌شان و حل مسائلی که آنها را آزار می‌دهد هستند و برطرف نشدن نیاز جنسی هم یکی از آن مسائل است.

مردان تعدد رابطه را حق خود می دانند؟

دکتر فاطمه رنجبر:  در بعضی فرهنگ‌ها هم هنوز نگاه سنتی به شخصیت زن و مرد وجود دارد و برای مرد این حق را قائل است که بتواند روابط خارج از زناشویی را داشته باشد، در واقع این موضوع به عنوان مردانگی تلقی می‌شود.

دکتر افسر افشارنادری: متاسفانه در بسیاری از جوامع، سرکوب زنان و آزادی مردها برای برطرف کردن نیازهای جسمی و روانی شان، به یک اصل تبدیل شده است. اما باید زیرساخت فکری و فرهنگی را عوض کنیم، زیرا حتی در دین ما هم حق برابری برای زنان و مردان در نظر گرفته شده است و گفته شده یک مرد، همیشه باید همسرش را راضی نگه دارد و یار و یاور او باشد.

هرایر دانلیان:  این دیدگاه در اغلب جوامع وجود دارد و مردها بیشتر از زنان اقدام به خیانت می‌کنند. اما باز هم باید تکرار کنیم که فردی که خیانت می‌کند یا مشکلی در خود دارد یا مشکلی را در رابطه‌اش احساس می کند. پس باید به دنبال این مشکل برگردیم و آن را از سر راه برداریم.



می‌خواهند از همسرشان انتقام بگیرند؟

دکتر فاطمه رنجبر:  در بعضی موارد یکی از همسران به دلایل مختلف خشم زیادی نسبت به طرف مقابل دارد اما به دلیل نداشتن جرات برای ابراز این خشم و مطالبه صحیح خواسته‌هایش به عنوان عملی تلافی‌جویانه به همسر خود خیانت می‌کند. گاهی اختلال عمده روانپزشکی وجود ندارد اما به دلیل نبود مکانیسم‌‌های تطابقی یا ضعف این مکانیسم‌ها، فرد برای مواجهه با بحران‌های زندگی (احساس طرد شدگی از جانب همسر، احساس نداشتن تفاهم با همسر، ارضا نشدن نیازهای جنسی از جانب همسر، عدم تعهد و مسئولیت‌پذیری نسبت به طرف مقابل) و فرار از آنها دست به این عمل می‌زند. در این موارد، فرد به جای اینکه علت اصلی مسئله را شناسایی کند و در صدد رفع آن برآید راه حل خیانت به همسر را بر می‌گزیند. در واقع این رابطه خارج از زناشویی در حکم یک مسکن موقت است. 

دکتر افسر افشارنادری: در برخی از موارد، روابط موثر میان زن و شوهر جای خود را به خشم و نزاع می‌دهد. در نزاع هم هدف طرفین، ضربه زدن به دیگری است و فردی که خشم وجودش را فراگرفته، برای وارد کردن این ضربه، از هر سلاحی استفاده می‌کند. پس متاسفانه باید بگوییم این خشم نسنجیده و مهار نشده، می‌تواند انگیزه چنین رفتاری باشد.

هرایر دانلیان:  در زمان روبه‌رو شدن با یک مشکل یا تجربه یک احساس ناخوشایند، افراد در اولین قدم به دنبال راهی برای برطرف کردن مشکل هستند. آنها یک راه را امتحان می‌کنند و در صورت نتیجه نگرفتن، به شیوه‌های دیگری برای برطرف شدن مشکل تلاش می‌کنند. اما وقتی این تلاش‌های ناموفق تکرار می‌شوند و به ثمر نمی‌رسند، افراد احساس ناکامی و خشم می‌کنند و به دنبال یک رفتار جبرانی برای کاهش خشم می‌گردند. این رفتار جبرانی برای برخی از افراد تلافی است و می‌تواند به شکل خیانت ابراز شود.




نوع مطلب : زندگی مشترک، سلامت جنسی، قبل از ازدواج، عشق و ازدواج، 
برچسب ها : خیانت، زندگی مشترک و خیانت، خیانت به همسر، خیانت مرد،
لینک های مرتبط :


زندگی مشترک:

زن و شوهرهای دعوایی چندتا توصیه



آیا هفته ها یا شاید ماه هاست که درگیر بحث و مجادله با همسر خود روی مساله ای همیشگی هستید؟ اگر جزو افرادی هستید که همیشه با شریک زندگی خود کشمکش و دعوا دارند، می توانید از توصیه های زیر کمک بگیرید.

توصیه اول: برای «انصاف» تلاش نکنید

همیشه دو نفر،  دیدگاه و ارزشگذاری متفاوتی نسبت به مسایل مختلف دارند، مخصوصا اگر مربوط به انصاف باشد. زندگی انصاف ندارد. رابطه های مردم منصفانه نیست. پس به جای این کارها، سعی کنید در مورد نیازهای خود با شریک زندگیتان صحبت و با بیان درخواست هایتان آن را تکمیل کنید. به جای گفتن: «تو هیچ وقت به من توجه نمی کنی»، از او درخواستی داشته باشید. مثلا بگویید: «دوست داری با من به سینما بیایی؟». یک مشاور خانواده به نام اسپیلمن می گوید: «اگر زن و شوهرها سعی کنند در مورد نیازهای خود با طرف مقابل صحبت و تقاضاهایشان را مطرح کنند، رابطه شادتری خواهند داشت. شادی همیشه قابل دستیابی تر از انصاف است.»

5 توصیه به زن و شوهرهای دعوایی

توصیه دوم: نفس عمیق بکشید

وقتی همه چیز خیلی بد پیش می رود، پیش از انجام هر کاری و بیان کلمه ای، 6 تا 7 نفس عمیق بکشید. شما باید اکسیژن کافی در مغز خود داشته باشید تا متوجه شوید دیگر یک کودک ده ساله نیستید، طرف مقابلتان را دوست دارید، او مشکل دارد و زندگی شما مهم تر از این بحث های بیهوده است. این کار از واکنش های تهاجمی و بیان جملاتی که بعدها از بیان آنها پشیمان می شوید، جلوگیری می کند. 

توصیه سوم: با همسر خود مثل دشمن رفتار نکنید


متخصصان روانشناسی و مشاورین خانواده معتقدند، دعوا بهترین فرصت برای زن و شوهرهاست تا یاد بگیرند چگونه به عنوان هم گروه با هم کار کنند و متوجه شوند کشمکش چیز خوبی نیست. آنها باید حداقل زبان بدن خود را بشناسند. به محض اینکه همسر شما زبان بدن شما را تشخیص داد و متوجه عصبانیت شما شد، به جای پاسخ دادن به کلمه های شما، در مقابل این عصبانیت ها واکنش نشان می دهد. ایستادن در حالیکه دست هایتان را روی ران خود گذاشته اید، شکاندن بندهای انگشت خود، دست به سینه ایستادن همه نشانه های عصبانیت هستند و همسر شما آنها را به خوبی تشخیص خواهد داد. رفتارها و واکنش های شما نیز به اندازه حرف هایی که می زنید مهم هستند. 

توصیه چهارم: از یک متخصص کمک بگیرید

اینکه همیشه بر سر موضوعات تکراری با همسر خود بحث می کنید یا نمی توانید مسایل گذشته را فراموش کنید، مساله بی اهمیتی نیست. پیش از بدتر شدن اوضاع پیش مشاور بروید. بیشتر مردم از روش های مشابه استفاده و نتیجه های مشابه نیز کسب می کنند. اما مشاور همیشه راهکار تازه ای به شما ارئه خواهد کرد. در وهله اول، شما را به روانشناسی معرفی می کند که می تواند به هر دوی شما راهکارهای جدید آموزش بدهد. دوم ، آنهایی که قصد جدا شدن از هم را دارند را به وکیل خانواده معرفی می کند. 

توصیه پنجم: به این دعوای دو طرفه ... و رابطه خود خاتمه دهید

5 توصیه به زن و شوهرهای دعوایی

گاهی اوقات، اختلاف های زوجین، بدون توجه به تلاش های آنها برای حل این مساله، غیر قابل سازگاری هستند. اصولا نشانه های اتمام یک رابطه زمانی مشهود است که یکی از دو طرف – صرف نظر از همه تلاش ها، مشاوره ها و خوشی های آخر هفته – از سرمایه احساسی خود دست می کشد. اختلاف های مردم تا زمانیکه به آن نقطه نرسند، آشتی ناپذیر است. و وقتی به آن مرحله رسید، هیچ مرحمی آن را درمان نمی کند. البته استثنا و معجزه هم وجود دارد اما کسی نمی تواند به آنها دل ببندد. در این حالت، بهترین کار رها کردن رابطه و حرکت به جلوست. زن و شوهرهایی که نمی توانند به طور دوستانه اختلاف های خود را حل کنند، بهتر است به دادگاه خانواده مراجعه کنند و به طور توافقی از هم جدا شوند.





نوع مطلب : زندگی مشترک، مهارت های زندگی، راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : توصیه های زندگی مشترک، دعوا، آرامش زندگی، اختلاف در زندگی مشترک، زن و شوهر ها، زن و شوهر،
لینک های مرتبط :



همسرانه:
گوشی «همراه» سردمزاجی می​آورد!




 با تکنولوژی‌های امروزی بیش از هر زمانی با تمام دنیا در ارتباط هستیم و از اتفاقات جهان پیرامون باخبر می‌شویم اما تناقض ماجرا اینجا پیش می‌آید که همین مرتبط بودن با دنیا باعث می‌شود از خیلی از اتفاقاتی که در نزدیکی‌‌مان پیش می‌آید غافل شویم و حتی از ارتباط با افراد داخل خانه خود نیز عاجز شویم.به خصوص گوشی‌های همراه هوشمند که به همنشین درجه یک ما تبدیل شده‌اند وبیشترین توجه را از ما می‌گیرند درحالی که نصف آن میزان را به همسر خود ارزانی نمی‌کنیم. فکر نمی‌کنید این روند می‌تواند عواقب وخیمی داشته‌ باشد؟به طور کلی حضور این تلفن‌های هوشمند چه اثراتی روی زندگی شما و همسرتان دارد؟




مردان بیشتر از زنان به موبایل وابسته‌اند

به نقل از دیلی میل، تقریبا یک هشتم از همسران زمان بیشتری را صرف استفاده از تلفن همراه خود می‌کنند تا اینکه با همسر خود صبحت کنند.در این بین مردان بیشتر از زنان از تلفن همراه خود استفاده می‌کنند و تقریبا ۷۱ درصد از کل شبانه روز را در کنار موبایل‌شان سپری می‌کنند. درصد بسیاری نیز تلفن همراه را حتی هنگام خواب هم رها نمی‌کنند و آن را در کنار تختخواب خود قرار می‌دهند. البته زنان وضعیت بهتری دارند و نزدیک به ۵۱ درصد در روز تلفن همراه را در کنار خود نگه می‌دارند.  از سوی دیگر مطالعات نشان داده، تلفن همراه حتی زندگی زوج هایی که به شدت به یکدیگر علاقه دارند را نیز تهدید می‌کند. نزدیک به یک سوم از زن و شوهرها حتی هنگام صحبت کردن رودررو با یکدیگر هم، اقدام به فرستادن پیام کوتاه می‌کنند. ۲۷ درصد هم در هر حالتی حتی هنگام تماشای فیلم یا صرف شام، تلفن همراه خود را چک می‌کنند تا در صورت برقراری تماس یا فرستاده شدن پیام کوتاه به سرعت متوجه شوند.

حریم شخصی از بین رفته‌است

در جامعه ایرانی با تلفن همراه؛ افراد به‌راحتی می‌توانند به اسرار شخصی یكدیگر دست پیدا كنند.از یک طرف مخابرات ایران نمی‌تواند از اسرار شخصی تلفن همراه افراد محافظت كند و هر فردی به راحتی با در دست داشتن قبض هر تلفنی می تواند شماره‌های شخصی دیگران را پیدا كند. از طرف دیگر، میزان سوء تفاهم‌های خانوادگی را افزایش می‌دهد زیرا هر یک از زوجین در صورت دسترسی پیدا نكردن به دیگری از طریق تلفن همراه دچار سوء تفاهم و ظن شده که چرا همسرش به او اطلاع نداده‌، تا جایی که ممکن است اختلافاتی هم پیش بیاید؛ جدا از این موضوع که اصلا احساس خوبی نیست اگرگمان کنیم همه جا تحت نظریم.

گوشی موبایل سرد مزاجی هم می‌آورد

شب‌ها هنگام رفتن به تختخواب هم تلفن،هم تبلت و لپ‌تاپ ‌تان را خاموس کنید؛ به هیچ‌وجه این وسایل را با خود به تخت نبرید چراکه نه تنها تمام توجه شما را به خود جلب می‌کنند بلکه تحقیقات ثابت کرده‌اند؛ استفاده از این وسایل هنگام خواب می‌تواند موجب سردمزاجی هم شود و در طولانی مدت مشکلاتی را در زندگی زناشویی به وجود ‌آورد.مطمئن باشید اگر شب‌ها این وسایل را از خود دور کنید هم بهتر استراحت خواهید کرد و هم به مرور زمان صمیمیت بیشتری با همسرتان پیدا می‌کنید.

بر سر میز غذا موبایل ممنوع!

نشستن بر سر یک میز یا سفره و با هم غذا خوردن می‌تواند میزان صمیمیت میان اعضای خانواده را افزایش دهد و شرایط گفت‌وگو را فراهم کند اما این روزها آدم‌ها بیشتر از آنکه حواس‌شان به غذا باشد به گوشی همراه‌شان است حتی یک تحقیق در سال ۲۰۰۲ نشان داد که قسمت مهمی از زمانی که زوج ها صرف غذاخوردن در کنار هم می‌کنند به واسطه تماس های تلفنی یا پیام‌های متنی و صوتی مختل می‌شود ودیگر هیچ فرصتی برای توجه به یکدیگر باقی نمی‌گذارد.

وقتـی دیگر حرفی با هم نداریم

تا 10 یا 15 سال پیش زن و شوهرها در طول روز ارتباط چندانی با هم نداشتند و درنهایت یک‌بار با هم تلفنی صحبت می‌کردند و در عوض شب‌هنگام وقتی به خانه برمی‌گشتند برای هم حرف‌های زیادی از اتفاقات پیش‌آمده داشتند همین حرف زدن و در کنار هم نشستن؛ آنها را به هم نزدیک‌تر و صمیمیت‌شان را بیشتر می‌کرد.اما این روزها زن و شوهرهای جوان در طول روز مدام با موبایل با هم مرتبط هستند؛ جایی نیست که یکی از آنها برود و دیگری خبر نداشته‌باشد؛ هرکدام از آنها کاملا از رویداد‌های پیش آمده برای دیگری خبر دارد و دیگر شب‌هنگام حرف تازه‌‌ای وجود ندارد که آنها را کنار هم بنشاند.

این یک تحقیق کاملا علمی است

دکتر «اندرو پرزبیلسکی» روانشناس دانشگاه اسکس 2 آزمایش طراحی کرد که در آن 2 غرببه به مدت ۱۰ دقیقه با هم صحبت می‌کردند.در حالت اول ۷۴ دانشجوی دوره لیسانس انتخاب و از آنها خواسته شد که درباره یک رویداد جالب صحبت کنند. برخی از آنها به طور اتفاقی این مکالمه را با وجود تلفن‌همراه در اتاق انجام دادند و برای برخی دیگر تلفن همراه در اتاق وجود نداشت. بعد از پایان مکالمات محققان از این دانشجویان درباره روابطی که در این اتاق با دیگران برقرار کرده‌اند سؤالاتی کردند تا بتوانند درمورد کیفیت ارتباط آنها قضاوت کنند.

گوشی همراه اعتماد متقابل را کم می‌کند

حتی در یک تعامل کوتاه که هر 2 نفر تنها ۱۰ دقیقه با هم بودند، تفاوت وجود یک تلفن در اتاق در مقایسه با عدم وجود تلفن مشخص بود.افراد در اتاق و روی میزی  که تلفن همراه وجود داشت در مقابل همنشین‌شان کمتر احساس نزدیکی و اعتماد کرده و کیفیت روابط آنها پایین‌تر از 2 نفری بود که در فضایی بدون وجود تلفن همراه با هم گفت‌وگو کردند.در آزمایش دوم از برخی از دانشجویان خواسته شد تا مکالمه‌ای درباره درخت‌های کریسمس انجام دهند و از دیگران خواسته شد درباره معنادارترین اتفاق سال به گفت‌وگو بپردازند. باز هم عده‌ای این مکالمه را با وجود یک تلفن همراه انجام دادند و سایران این کار را نکردند.براساس اظهارات پرزیبیلسکی، وقتی که مردم درحال یک مکالمه مهم هستند، کیفیت روابط، اعتماد طرفین و همدلی به واسطه وجود تلفن‌های همراه کاهش می‌یابد اما وقتی درباره موضوعی بی‌اهمیت صحبت می‌کنند تلفن همراه اختلالی به وجود نمی‌آورد.

نگذارید همسرتان احساس تنهایی کند

برای یک زن یا مرد هیچ چیز بدتر از زمانی نیست که مشغول صحبت با همسرش است اما او هرچند دقیقه یک‌بار گوشی‌اش را چک می‌کند تا پیامک‌‌ها و ای‌میل‌هایش را بخواند یا حتی مشغول بازی شود؛ در آن زمان است که احساس تنهایی و شنیده‌ نشدن سراغ فرد می‌آید. دکتر «اندرو پرزیبیلسکی» (Andrew Przybylski) روانشناسی که در این زمینه تحقیق کرده‌است، می‌گوید:«آنچه در مورد تلفن‌ همراه وجود دارد این است که این دستگاه در همه‌جا حضور داردو این یک حرکت نزولی در روابط افراد ایجاد می‌کند». پس حواس‌تان باشد وقتی می‌خواهید با همسرتان صحبت کنید به هیچ وجه گوشی تلفن همراه را در دسترس نگذارید یعنی آن را خاموش کنید و در تمام طول صحبت آن را داخل کیف یا جیب‌تان بگذارید؛نگران نباشید دراین مدت دنیا تمام نمی‌شود و اگر یکی، دو ساعت دیرتر به پیامک‌ها و ای‌میل‌ها جواب دهید اتفاقی نمی‌افتد.

آیا شما به گوشی موبایل‌‌تان معتادید؟

اعتیاد به تلفن همراه، پدیده‌ای است كه اكنون جای خود را به این هراس و ترس داده است كه می‌تواند حتی بقیه زمان‌هایی كه از گوشی همراه استفاده نمی‌كنید هم زندگی روزمره‌تان را تحت‌تاثیر قرار دهد.آخرین تحقیقی كه در این زمینه انجام شد نشان داد، به‌طور متوسط 66درصد از مردم با درجات مختلف به این هراس دچارند. این مشکل در بین خانم‌ها و افراد جوان بیشتر دیده می‌شود. بیش از آنكه یك بیماری هراسی باشد، چیزی شبیه یك وسواس است. بنابر تحقیقات شركت‌های سازنده تلفن همراه این بیماری در بین جمعیت استفاده‌كننده از این وسیله در حال افزایش است. گفته می‌شود این افراد به‌طور متوسط در روز بیش از 3یا4  بار گوشی تلفن‌شان را بدون اینكه زنگ بخورد یا بدون اینكه قصد تماس با جایی را داشته باشند، چك می‌كنند.این مشکل که «نوموفوبیا» نامیده می‌شود، در بین كسانی كه زمینه بیماری‌های وسواسی را دارند شیوع بیشتری دارد. هراس و ترس از دست‌دادن گوشی یا گم‌كردن آن در موارد شدید ممكن است نیاز به مشاوره داشته باشد. باید بدانید میزان افسردگی و اضطراب در میان این كاربران نسبت به كسانی كه به اینترنت یا موبایل اعتیاد ندارند، بسیار بیشتر است.

راه درمان این اعتیاد چیست؟

روش اصلی درمان این فوبیا مانند بیشتر فوبیاهای دیگر، روش حساسیت‌زدایی یا مواجهه است. ابتدا به فرد گفته می‌شود به این فكر كند كه گوشی تلفنش را گم كرده است و سعی كند در ذهن خودش با این مسئله كنار بیاید. به‌تدریج به فرد گفته می‌شود كه واقعا این تصور را عملی و گوشی تلفنش را برای مدتی از خود دور كند. به تدریج و با خاموش‌كردن گوشی برای مدت طولانی و زندگی‌كردن بدون موبایل به‌مدت چند هفته فرد می‌تواند از شدت این بیماری و هراس كم كند. اگرچه در چند روز اول ممكن است كمی برای فرد این حالت سخت باشد اما بعد از مدتی فقط نداشتن گوشی همراه و همان اعتیاد فرد به موبایل ممكن است باعث مشكل برای او شود اما اضطراب، هراس و نگرانی كه تا قبل از آن و با داشتن موبایل ناگهان برای فرد به‌وجود می‌آمد از بین می‌رود. برای كسانی هم كه حاضر نیستند گوشی خود را از دست بدهند یا بدون موبایل زندگی كنند، توصیه می‌شود، به‌طور منظم چند ساعت از روز گوشی‌شان را خاموش كنند و به‌هیچ‌وجه شب به همراه گوشی تلفن به خواب نروند. به این افراد توصیه می‌شود كه برای ارتباط با اطرافیان‌شان از روش‌های دیگر هم در كنار موبایل استفاده كنند تا میزان استرس‌شان از گم‌كردن موبایل و از دست دادن ارتباط‌شان با دیگران كم شود؛ جالب است بدانید در برخی از کشورهامراكز درمان اعتیاد به تلفن همراه راه‌اندازی شد‌ه‌‌ است.




نوع مطلب : عاشقانه، راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، سلامت جنسی، 
برچسب ها : گوشی، موبایل، سرد، سرد مجازی، مجاز، همسر، همسرانه،
لینک های مرتبط :




خواستگاری در اتاق دونفره


به درستی که ما انسان‌های خوشبختی هستیم؛ چرا که والاترین پندها را از حکیم‌ترین معبود ازلی در مجموعه‌ی گرانقدری با نام قرآن در اختیار داریم. در این مقطع؛ با استناد به اندرز حکیمانه ایزد متعال با این مضمون که: «به آنچه علم نداری، عمل نکن»؛ 24 نمونه از مواردی که در جلسه خواستگاری، می‌تواند شما را در جهت کسب معرفت و سهولت سنجش و انعقاد تصمیم یاری دهد، بیان می‌کنیم.

1- از تکرار مواردی که توسط خانواده‌ها بررسی شده، بپرهیزید؛ مگر آنکه نیاز به حلاجی جزئیات داشته باشد.

2- صادق باشید.

3- در طول جلسه متانت و حجب خود را حفظ کنید.

4- خوب و کامل صحبت کنید و سعی کنید در مقابل، شنونده خوبی نیز باشید.

5- هدف خود را از ازدواج، اعلام نمایید.

6- در خصوص آنچه هستید (خصوصیات اخلاقی)، قبل از اینکه از شما پرسیده شود، توضیح دهید.

7- شما حق دارید آنچه از زندگی مشترکتان می‌خواهید، به‌طور کاملاً واضح مطرح کنید.

8- مؤذبانه آرمان‌های خود را اعلام کنید.

9- علایق مهم خود را بیان نمایید.

10- سطح و شکل اعتقادات فرهنگی خود را مشخص کنید.

11- در مورد اعتقادات مذهبی خود، سخن بگویید.

12- توقعات مالی معقول‌تان را مطرح کنید.

13- از ابراز توقعات عاطفی‌تان چشم‌پوشی نکنید.

14- در مورد استقلال زندگی آتی و اقتدار مطلوب‌تان گفتگو کنید.

15- اگر شرایط ویژه رفتاری، شغلی و ... مطلوب شماست؛ حتماً همین‌جا مطرح کنید.

16- اگر با شرایط یا موارد خاصی، مخالفت یا کراهت جدی دارید، در همین مقطع اعلام کنید.

17- تعصبات یکدیگر را بشناسید.

18- در موارد ناهماهنگ، سعی کنید تا حدودی از تمایل و توانایی قابلیت تغییر یکدیگر در همان زمینه، مطلع شوید.

19- بدانید تظاهر به آنچه نیستید، از پرخطرترین رفتارها در این جلسات است.

20- از هیچ پرسش مهمّی که در ذهن‌تان نقش می‌بندد، صرف نظر نکنید.

21- فراموش نکنید: اطلاعات این گفتمان، روشنگر مسیر تصمیم‌گیری شما خواهد بود.

22- عجله نکنید و هیچ‌گونه اعلام نظر قطعی اعم از مخالفت و یا موافقت کلی، در این جلسه نداشته باشید.

23- در پایان جلسه، اگر هنوز دچار ابهام و تردید هستید و فکر می‌کنید قادر به رفع آن نمی‌باشید، در مورد مراجعه به روانشناسی، جهت مشاوره ازدواج، باهم تصمیم بگیرید.

24- به خاطر داشته باشید که این حق شرعی و اجتماعی شماست که بدانید، بسنجید و تصمیم بگیرید.

«مهدخت قربان عسگری» - «کارشناس رشته روانشناسی عمومی»





نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : خواستگاری، ازدواج، دوستی قبل ازدواج، رابطه،
لینک های مرتبط :



راه زندگی:
نکند ازدواج شما نحس باشد
!





درست است که ازدواج هم مثل دیگر اتفاقات زندگی از قانون غیرقابل نقضی پیروی نمی‌کند اما آینده این تصمیم هم مثل دیگر تصمیم‌ها تاحدودی قابل پیش‌بینی است و البته درست است که حتی با گذاشتن تمام سوپاپ‌های اطمینان هم نمی‌شود آینده را پیش‌بینی کرد، اما روانشناسان و محققان این حوزه معتقدند بی‌توجهی به زنگ خطر‌ها می‌تواند زودتر از آنچه تصورش را می‌کنید، زندگی شما را به سراشیبی بیندازد. اگر می‌خواهید با اطمینان بیشتری به دنیای عجیب و مبهم ازدواج پا بگذارید، بهتر است نگاهی به تجربیات دیگران بیندازید و این 13 زنگ خطر را جدی بگیرید.



زنگ خطر اول

گذشته‌اش را مهر و موم کرده؟

وقتی با او در مورد گذشته صحبت می‌کنید، به گفتن جواب‌های کلی و گنگ اکتفا می‌کند و تمایلی به گفتن خاطرات گذشته‌اش ندارد؟ اگر چنین فردی در مقابل شما قرار دارد، کمی محتاط‌تر باشید. کسی که با اشتیاق خاطراتش را برایتان بازگو نمی‌کند و نمی‌توانید سر از کارنامه‌اش دربیاورید، ممکن است واقعیت‌های مهمی برای پنهان کردن داشته باشد. بررسی‌ها ثابت کرده  کسی که از صحبت کردن درمورد گذشته خود اجتناب می‌کند و وقتی از او سؤالی می‌كنید، از جواب‌دادن به آن طفره می‌رود، ممکن است فرد ایده‌آلی برای ازدواج نباشد. چنین شخصی احتمالا در پاسخ به شما، موضوع را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد و همیشه با سیاست از پاسخ دادن خودداری می‌کند یا جوابی که چندان مشکلی از شما حل نمی‌کند را بر زبان می‌آورد.

زنگ خطر دوم

با خانواده‌اش بیگانه است

اگر خواستگار شما میانه‌ای با خانواده‌اش ندارد و کمتر سراغشان می‌رود هم باید مراقب باشید. کسی که از صحبت کردن در مورد خانواده‌اش و سوابق خانوادگی‌اش طفره می‌رود، مشکلات جدی‌تری دارد که ممکن است به راحتی قابل حل نباشد. ممکن است این فرد با صمیمی شدن مشکل داشته باشد یا نسبت به اعضای خانواده‌اش احساس خشم فروخورده‌ای داشته باشد؛ خشمی که می‌تواند در دیگر جنبه‌های زندگی او هم اثر بگذارد و از ارتباطات کاری گرفته تا شیوه فرزندپروری و ارتباطش با شما را تحت تاثیر قرار دهد.

زنگ خطر سوم

با همسر سابقش صمیمی است

ارتباط داشتن با همسر یا نامزد سابق، زنگ خطر دیگری است که باید به آن توجه کنید. اگر خواستگار شما هنوز هم با همسر یا نامزد سابقش ارتباط نزدیک و صمیمانه‌ای دارد، باید بیشتر نگران باشید. گرچه احتمالا او از عبارت «دوستی ساده» استفاده می‌کند اما همیشه این خطر وجود دارد که به رابطه قدیمی‌اش بازگردد و نتواند از خاطراتش دل بکند. درست است که همسر آینده شما هم مثل هر فرد طبیعی، دوستان هم‌جنس و غیرهم‌جنسی دارد اما اگر از معرفی شما به دوستان غیرهمجنسش خودداری كرده و دور از چشم شما با آنها ملاقات می‌کند، نمی‌توانید انتظار تشکیل زندگی موفقی را داشته باشید.

زنگ خطر چهارم

بدون خانواده‌اش آب نمی‌خورد

ارتباط افراطی با اعضای خانواده به همان اندازه نداشتن چنین ارتباطی می‌تواند دردسرساز شود. اگر نامزد شما بیش از اندازه به خانواده‌اش نزدیک است و بدون خواست و تمایل آنها، نمی‌تواند تصمیمی بگیرد، در مورد انتخاب او تردید کنید. اگر او در طول روز بارها و بارها با خانواده‌اش صحبت می‌کند و برای خدمت‌رسانی به آنها، از اولویت‌های زندگی خودش می‌گذرد، احتمالا دچار وابستگی افراطی است. فردی که اجازه می‌دهد خانواده‌اش به او امر و نهی کنند و در این مورد حد و مرزی هم قائل نمی‌شود، نمی‌تواند ازدواج موفقی داشته باشد. احتمالا او بعد از ازادواج هم گفته‌ها و تصمیم‌های خانواده‌اش را در اولویت قرار می‌دهد و نمی‌تواند به همسرش آنطور که باید ارزش و اعتبار دهد. با ورود به چنین خانواده‌ای، شما به عنوان یک فرد اضافی و بی‌اهمیت، احساس غریبگی خواهید کرد و همسرتان هم هرگز به خاطر دفاع از حقوق و نظرات شما، به خانواده‌اش واکنشی نشان نخواهد داد.

زنگ خطر پنجم

معتاد یا رفیق‌باز است؟

قبل از دادن هر جوابی به عادت‌های خواستگارتان توجه کنید. سابقه اعتیاد به مواد مخدر، یک زنگ خطر جدی است. اگر او برای بیشتر کردن «شادی»‌هایش سراغ مخدر می‌رود یا می‌خواهد از این طریق با دوستانش خوش باشد به آینده زندگی مشترکتان بیشتر فکر کنید. چنین تفکری را نمی‌توانید به آسانی توجیه کنید. یادتان نرود شما نه پزشک مخصوص او هستید و نه روان‌درمانگرش؛ پس با این توجیه که بعد از ازدواج اوضاع فرق می‌کند و با دیدن توجه و محبت شما، او هم تغییر می‌کند، خودتان را به دام نیندازید. البته مسلما خواستگار شما در ابتدا چنین اتهاماتی را انکار می‌کند یا در صورت پذیرش آنها، به شما وعده‌هایی برای آینده می‌دهد اما باور کنید که شما به تنهایی قادر به تغییر دادن چنین شرایطی نیستید.



زنگ خطر ششم

شما را کادو باران می‌کند

از مردهای بیش از حد مهربان بترسید. مردهایی که شما را غرق در محبت و توجه می‌کنند و تمام دارایی‌شان را به پای شما می‌ریزند، نمی‌توانند همسر ایده‌آلی برای شما باشند. کسی که مدام با شما تماس می‌گیرد و وانمود می‌کند که تمام 24 ساعت به شما فکر می‌کند، در آینده می‌تواند زندگی را برایتان سخت کند. چنین فردی احتمالا در مورد شما احساس مالکیت شدیدی دارد یا از غرق کردن خودش در این رابطه به عنوان راهی برای فرونشاندن اضطرابش استفاده می‌کند. چنین همسری در آینده هم برای شما آزادی و حریم شخصی قائل نخواهد شد و نیاز طبیعی شما به تنهایی را درک نخواهد کرد. گرچه در آغاز دیدن این توجه‌ها می‌تواند لذت‌بخش و همراه با غرور باشد اما بعد از مدتی در کنار او احساس خفگی خواهید کرد.

زنگ خطر هفتم

از همسر سابقش بیزار است

اگر شما اولین تجربه ارتباط خواستگارتان با جنس مخالف نیستید، باید محتاط‌تر عمل کنید. احساسات خوب، بد یا خنثایی که این مرد نسبت به همسر یا نامزد قبلی‌اش دارد، می‌تواند برای شما هشداری جدی‌باشد. اگر او به شدت از همسر یا نامزد قبلی‌اش نفرت دارد و نسبت به او عصبانی و منزجر است، مراقب باشید. در زندگی با مردی که همیشه تجربه‌های قبلی‌اش را به عنوان آزاردهنده‌ترین اتفاقات ارتباطی زندگی‌اش بیان می‌کند و به جای در نظر گرفتن اشتباهات خود، آنها را برای شکست رابطه‌اش مقصر می‌داند، شما هم امنیت ندارید. احتمال اینکه مقصر بعدی شما باشید و تمام نفرتش متوجه شما شود هم کم نیست. چنین مردهایی مسئولیت خود را در ساختن و پروراندن یک رابطه درنظر نمی‌گیرند و معمولا، هیچ‌وقت به رضایت عاطفی نمی‌رسند.

زنگ خطر هشتم

با یک چمدان شکست به خواستگاری آمده؟

می‌گویند همه آدم‌ها یک چمدان نامرئی را با خود به همراه دارند. چمدانی که از خاطرات گرفته تا موفقیت‌ها و شکست‌ها را در خود دارد. برای آنکه بخواهید به خواستگارتان جواب بدهید، باید نگاهی به محتویات چمدان او بیندازید. آیا سرگذشت او پر است از اشتباهات شغلی و ارتباطی یا اینکه با یک دنیا تجربیات سودمند به زندگی با شما وارد می‌شود؟ آیا او از شکست‌های زندگی‌اش درس گرفته یا اینکه اشتباهاتی که پیش از این خانواده‌اش انجام داده بودند را دوباره تکرار می‌کند و از انجام دوباره اشتباهات خودش هم ابایی ندارد؟ یادتان نرود از خواستگاری تا ازدواج، شما به زمانی بین 6ماه تا 2 سال نیاز دارید و در این دوران نامزدی، می‌توانید چمدان همسر آینده‌تان را حسابی زیرو رو کنید.

زنگ خطر نهم

زیر بدهی دست و پا می‌زند؟

اینکه همسر آینده شما پولدار باشد یا نباشد، موضوع چندان مهمی نیست اما تصمیم‌گیری‌های مالی او، می‌تواند آینده زندگی‌تان را هم تاحدودی آشکار کند. اگر خواستگار شما همیشه بدهکار و مقروض است، زیاد به موفقیت این رابطه خوشبین نباشید. فردی که برگه‌های جریمه پرداخت‌نشده‌ای دارد و نمی‌تواند دخل و خرجش را با هم هماهنگ کند، احتمالا از نظر اقتصادی بی‌ثبات است و به‌جای تلاش برای رفاه شما، مدام وعده‌هایی را مطرح می‌کند که هرگز عملی نمی‌شوند.



زنگ خطر دهم

زندگی‌تان را توی مشتش گرفته؟

به گفته خودش می‌خواهد مثل یک پروانه دور شما بچرخد و نگذارد آب توی دلتان تکان بخورد؟ اینکه همسر شما چنین ادعایی را چطور عملی می‌کند هم می‌تواند در دوام  یا شکست ارتباط شما موثر باشد. اگر او مدام شما را زیر نظر دارد و به بهانه حمایت و محافظت از شما، تنهایتان نمی‌گذارد، آینده خوشی در انتظارتان نیست. فردی که در همین آغاز آشنایی مدام شما را به بهانه مهربانی بیش از حدش کنترل می‌کند، در آینده به همسری سختگیر و دیکتاتور تبدیل می‌شود که مجال نفس کشیدن را به شما نمی‌دهد. یادتان نرود که زندگی مشترک، همیشه در این روزهای شیرین آشنایی باقی نمی‌ماند و چنین مردی، می‌تواند به همسری کنترل‌گر و حسود تبدیل شود که در تمام تصمیم‌های زندگی‌تان دخالت می‌کند و حتی ارتباطتان با دیگران را زیر نظر می‌گیرد.

زنگ خطر یازدهم

خانواده‌ها سد راهند

نیاز آدم‌ها به احترام یک نیاز اساسی برای ساختن ارتباطی موفق است. اگر از همان ابتدای آشنایی شما، اطرافیانتان این ارتباط را به رسمیت نمی‌شمرند، مراقب باشید. دلایل خانواده‌ها و دوستان برای مخالفت با این ارتباط چیست؟ به پاسخ این سؤال خوب فکر کنید و اگر به نتیجه نرسیدید، موضوع را با خانواده‌ها مطرح کنید. یادتان نرود حمایت و  احترام اطرافیان شما نسبت به این ارتباط، انرژی شما برای ساختن یک زندگی موفق را چندین برابر می‌کند و فراموش نکنید همه ما، نیاز داریم به ارتباط عاطفی و همراهی که برای زندگی‌مان انتخاب کرده‌ایم، افتخار کنید و با شادی همراه او در کنار دیگران حاضر شویم.

زنگ خطر دوازدهم

آرزوهای شما آرزویش نیست

او زندگی در یک شهر کوچک را می‌پسندد و زندگی شما با ترافیک و شلوغی گره خورده؟ او عاشق لم دادن و تلویزیون دیدن است و شما برای اینکه امروزتان از دیروز پربارتر باشد به هر دری می‌زنید؟ او گوشه‌گیر و اهل تنهایی است و شما عاشق مهمانی و مسافرت‌های برنامه‌ریزی نشده‌اید؟ اگر میان شما و خواستگارتان، یک دنیا تفاوت ریز و درشت وجود دارد و نمی‌توانید از آنها صرف‌نظر کنید، مراقب باشید. تفاوت نگاه شما به زندگی و انتخاب سبک‌های زندگی متضاد، می‌تواند به زیان هر دوی شما تمام شود. چنین زندگی‌اش از شما افرادی خسته خواهد ساخت که از تفریحات هم لذتی نمی‌برند و معنای شادی و خوش‌گذشتن در ذهنشان تفاوت اساسی دارد.

زنگ خطر سیزدهم

وقت ازدواجش شده؟

زندگی با مردی که تنها به دلیل آنکه سنش اقتضا می‌کند تصمیم به ازدواج گرفته، آسان نیست. مردهایی که با فشار خانواده و اطرافیان یا به دلیل ترس از همیشه تنها ماندن و رقابت با دوستان متاهل‌شان ازدواج می‌کنند، اغلب سرانجام خوشی ندارند. گذشته از این، کسانی که به دلیل تلافی کردن و انتقام گرفتن از نامزد و همسر قبلی‌شان به خواستگاری می‌روند، نمی‌توانند زندگی موفقی را بسازند. انگیزه آنها عشق و ساختن یک زندگی موفق در کنار کسی که توانایی خوشبخت کردنشان را دارد، نیست. آنها تنها به دلیل رها شدن از فشارهای خانواده یا اثبات توانایی‌هایشان به دوستان یا همسر سابق برای ساختن این زندگی پیش‌قدم می‌شوند، پس مراقب باشید و از انگیزه همسرتان برای ازدواج مطمئن شوید.


ادامه مطلب


نوع مطلب : راه زندگی، عشق و ازدواج، قبل از ازدواج، 
برچسب ها : ازدواج، همسرداری، زن و شوهر، زندگی موفق،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه